شماره: 1650
تاريخ: 28/6/77
طالبان خطري جدي براي امنيت ملي
نهضت آزادي ايران ضمن عرض تسليت به مناسبت شهادت 9 تن از هموطنان در مزار شريف، همگام با ملت شريف ايران و همه انساندوستان جهان، جنايات هولناكي را كه گروه مرتجع و متحجر طالبان زير نام شريعت اسلام و با حمايت سياسي، نظامي و مالي قدرتهاي بيگانه در چند سال گذشته و بهويژه پس از تصرف مزارشريف با قتل و حبس و شكنجه مخالفان خود و مردم بيگناه و بيدفاع افغانستان و نيز تعدادي از شهروندان ميهن عزيز ما مرتكب شده است و اينك نيز، برحسب اخبار دريافتي، در باميان ادامه دارد شديداً محكوم ميكند و از همه دولتهاي ذيربط و ذينفوذ در افغانستان، سازمان ملل متحد، مجامع مدعي دفاع از حقوق بشر و شخصيتهاي انساندوست و صلحطلب انتظار دارد كه با تمامي امكانات خود براي جلوگيري از خونريزي بيشتر و فراهم كردن زمينه براي برقراري صلح و آرامش و استقرار يك دولت فراگير مورد قبول ملت مظلوم افغانستان اقدام كنند.
ضمناً بدون آنكه بخواهيم در محكوميت طالبان خدشهاي ايجاد كنيم، به منظور عبرتآموزي از گذشته و چارهجويي براي آينده ناگزيريم مطالبي را يادآوري كنيم و در پي آن هشداري بدهيم.
يكي از عوامل مهم شكلگيري و قدرتيابي طالبان آغاز جنگ قدرت بين احزاب و گروههاي جهادي افغانستان پس از پيروزي آنها بر نيروهاي شوروي سابق و آزادسازي كشورشان بوده است. اينان برخلاف مصالح عالي كشور و ملتشان و به رغم توصيههاي خيرخواهانـ از جمله نهضت آزادي ايران، در نامه مورخ 14/11/72 با امضاي شادروان مهندس بازرگان به رهبران افغانستانـ آنچنان به جان هم افتادند و به كشتا ر و قلع و قمع يكديكر و مردم عادي پرداختند كه دولتهاي ذينفع در افغانستان با استفاده از هرج و مرج داخلي و خلأ قدرت با علم كردن گروه جديدي به نام طالبان و به دست آن قسمت اعظم خاك اين كشور همسايه را در كنترل خود درآوردند و قصد دارند كه دولت دست نشانده خود را در آن مستقر كنند.
متأشفانه ضعف ديپلماسي دولت جمهوري اسلامي ايران نيز يكي ديگر از عوامل زمينهساز تشديد بحران در افغانستان و از جمله قتل فجيع خبرنگار، ديپلماتها و چند شهروند ديگر ايراني و اسارت تعدادي ديگر به دست طالبان بوده است. همان طور كه در گذشته نيز بارها تذكر دادهايم، سياست خارجي ايران از سال 59 به بعد در راستاي دشمنسازي و دلسردكردن دوستان بالفعل و بالقوه ايران بوده است و دولت ايران با وجود پشتيبانيهاي مالي و سياسي از برخي كشورهاي منطقه هيجگاه نتوانسته است از دوستي و حمايت آنان در حل مسائل مهم جهاني و منطقهاي بهرهمند شود. ذكر جزئيات در اين مورد نياز به تحليل تفصيلي دارد كه در اين بيانيه نميگنجد، ولي در مورد افغانستان به طور اخص ميتوان گفت كه ايران از يكسو با عدم توفيق در حصول توافق با دولت پاكستان درباره تأمين نيازهاي آن كشور به انرژي (سوخت) و غيره زمينه گرايش يافتن پاكستان به راهحلها و منابع ديگر را فراهم كرد و از سوي ديگر به جاي آن كه حداكثر تلاش خود را براي واداركردن پاكستان به اقدام مشترك براي آشتي دادن گروههاي درگير در بحران افغانستان (ائتلافهاي هفتگانه و هشتگانه و غيره) و حل قضايا از طريق غير نظامي به كار برد، با جانبداري از گروههاي معين و بعضاً متخاصم يكديگر در افغافستان، عملاً خود را در مقابل پاكستان و طالبان قرار داد. در ماجراي تأسفانگيز اخير نيز عدم احتياط و درايت كافي در تشخيص وضعيت بحراني و عدم اقدام سريع در خارج كردن شهروندان ايراني از صحنه خطر، بهانهاي براي طالبان فراهم كرد كه كشتار خود را تحت عنوان رويارويي با مخالفان در بحبوحه جنگ توجيه كند و حتي از عذرخواهي به خاطر ارتكاب اين جنايت و جبران ضايعات خودداري نمايد. البته پس از تشكيل دولت آقاي خاتمي كوششهاي مؤثري در راستاي تنشزدايي در سياست خارجي صورت گرفته و نتا يج مثبت و قابل تحصيني به بار آورده است ؛ ولي از يك سو، ترميم ضايعات گذشته نياز به زمان و تلا زياد دارد و از سوي ديگر، ساختار وزارت امور خارجه هنوز به طور بنيادي تغيير نيافته و بسياري از مسؤولان سياستگذاري يا عوامل اجراي سياستهاي مصوب از شايستگيها و تواناييهاي لازم براي ايفاي نقش مؤثر و مفيد برخوردار نيستند. ضمناً وزارت امور خارجه را نميتوان به تنهايي مورد سرزنش قرار داد و مقصر منحصر به فرد دانست، زيرا دخالتها و موضعگيريهاي نهادها يا اشخاص مسؤول و غير مسؤول ديگر در مسايل مربوط به سياست خارجي نيز مانع مهمي براي تدوين و اجراي يك برنامه و سياست منسجم بوده و زيگزاگها و تناقضات متعددي را باعث گرديده است.
در هر حال، ادامه بحران فعلي افغانستان براي همه كشورهاي منطقه، به ويژه ايران، بسيار خطرناك بوده، برخورد با آن نياز به هشياري، درايت و آينده نگري فراوان دارد. دشمنان ايران، به ويژه دولت غاصب اسرائيل، بسيار مايلند كه پاي ايران را به معركه وارد كنند و بار ديگر جنگي را كه ميتواند به مراتب خانمانسوزتر از جنگ تحميلي عراق عليه ايران باشد بركشور عزيز ماـ كه هنوز داغ عزيزان خود را بر دل و بار سنگين جبران خسارات عظيم جنگ قبلي را بدوش داردـ تحميل كنند و توش و توان چند كشور اسلامي را در جنگي كه برنده اصلي يا تنها برنده آن قدرتهاي استعمارگر و دشمن اسلام خواهند بود، تحليل ببرند. گروههاي ضد انقلاب نيز كه از هر فرصت براي ضربه زدن به نظام و دولت جمهوري اسلامي استفاده ميكنند، محمل مناسبي براي اجراي مقاصد خود خواهند يافت. در داخل كشور هم برخي از جناحها كه مصالح جناحي خود را در شرايط بينظمي و تعطيل روندهاي قانوني قابل تأمين ميدانند و نيز افرادي با تفكرات نظاميگري، از شعلهافكني و كوبيدن طبل جنگ پرهيز نميكنند.
بدون شك، آماده شدن براي دفاع در برابر حملات احتمالي دشمنان و يا برگزاري مانورهاي نظامي براي ارعاب دشمنان و استفاده از آن در مذاكرات سياسي و هر گونه تلاش در زمينههاي سياسي و ديپلماتيك از وظايف اساسي دولت است و نهضت آزادي ايران از هر گونه اقدام دولت ايران در اين زمينهها پشتيباني ميكند. افكار عمومي جهاني نيز در شرايط فعليـ كه ملت ايران مظلوم واقع شده و مورد تهديد ميباشدـ با دولت و ملت ايران همراه و همدرد است ولي نگراني جدي آن است كه در صورت ورود نيروهاي ايران به خاك افغانستان، همان طور كه در مورد عراق رخ داد، ورق برگشته و كشور ما علاوه بر قبول مخاطرات شديد جنگ در داخل سرزمين افغانستان، معادله سياسي جهاني را به نفع طالبان بر هم زده، همانند نيروهاي آمريكايي در ويتنام و نيروهاي روسي در افغانستان در باتلاق گريزناپذيري گرفتار گردد.
بنابراين، نهضت آزادي ايران ضمن ابراز انزجار از اعمال طالبان و محكوم كردن شديد آن، به همه تصميمگيرندگان و دولتمردان، نيروهاي نظامي و گروههاي سياسي اكيداً توصيه ميكند و هشدار ميدهد كه از غلتيدن ناخواسته در دامهايي كه بر سر راه دولت و ملت ما گستردهاند به شدت پرهيز كنند و با صبر و درايت و دورانديشي تحت تأثير تحريكات خناسان و جنگافروزان قرار نگيرند و با اتخاذ سياستهايي متين، استوار و غيرانفعالي، ضمن پرهيز دادن ملت غيور ايران از هر گونه شتابزدگي، در راستاي دفاع از منافع ملي و احقاق حقوق مشروع ايران بكوشند.
اميد است كه خداوند حكيم و خبير نيز همگان را در اين صبر و تلاش ياري فرمايد و ظالمان را به سزاي اعمالشان برساند.
نهضت آزادي ايران
