گراميداشت ١٦ آذر روز جهانی دانشجو تاريخ: ١٦/٠٩/٧٧

title

شماره: 1657

تاريخ: 16/09/77

گراميداشت 16 آذر روز جهاني دانشجو

  چهار ماه از كودتاي ننگين 28 مرداد سال 1332 مي‌گذشت، آسمان ايران آكنده از اندوه و درد بود و زمين آبستن آتشفشان قيام ملت. مصدق رهبرمحبوب ملت در بيدادگاه نظامي سلطنت‌آباد محاكمه مي‌شد و سلطه سياه استبداد داخلي مي‌رفت تا با تجديد رابطه با استعمار پير انگليس و سفر نيكسون معاون رياست جمهوري آمريكا به ايران، از طريق استيلاي خارجي تحكيم يابد. اما در آن «مزارآباد بي‌تپش» دلهاي آزاده مرداني در كوي و بازار و دانشگاه هنوز مي‌تپيد و آرامش شاه را آشفته مي‌كرد. نظام استبداد كه از تدارك دانشجويان براي تظاهرات عليه سفر نيكسون مطلع شده بود براي نخستين بار حرمت محيط علم و ادب را شكست و براي گوشمالي دادن دانشجويان نيروهاي كماندويي ويژه خود را در دانشگاه تهران مستقر ساخت. اينچنين بود كه محيط دانشگاه را اعتراضات وسيعي فرا گرفت و به دنبال دو روز تظاهرات در دانشكده‌هاي مختلف، دانشكده‌ فني يكپارچه خشم و خروش شد و ديري نپاييد كه فريادها چونان شعله‌هاي شرزه فراگير گشت. سرنيزه‌داران نظام زور كه وظيفه داشتند امنيت سفر ارباب را تأمين نمايند با هجوم به دانشكده‌ فني دانشجويان را به زير ضربات سرنيزه گرفتند و در اين حمله خون پاك سه دانشجو: شريعت رضوي، قندچي و بزرگ‌نيا بر زمين ريخت و اين سه تن نخستين شهدايي گشتند كه پس از كودتاي ننگين 28 مرداد32 در سنگر آزادي وآگاهي در خون خود غلتيدند. اين جوانمردان به قول دكترشريعتي:

“نخواستند كه همچون ديگران كوپن ناني بگيرند و از پشت ميز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فرو برند. از آن سال چندين دوره آمدند، كارشان را تمام كردند و رفتند. اما اين سه تن ماندند تا هركه را مي‌آيد بياموزند، و هر كه را مي‌رود سفارش كنند. آنها هرگز نمي‌روند، هميشه خواهند ماند. آنها شهيدند. اين سه قطره خون كه بر چهره دانشگاه تازه و گرم است.”(دكترعلي شريعتي، با مخاطبهاي آشنا)

  و هم از آن سال است كه شانزدهم آذر به عنوان روز مقاومت دانشجو و دانشگاه، در برابر استبداد و اختناق، نه تنها درتاريخ مبارزات ميهن ما، بلكه به درخواست «سازمان بين‌المللي دانشجويان» به عنوان روز جهاني دانشجو نامگذاري شد.

  جملات فوق بخشي از اطلاعيه دانشجويان نهضت آزادي ايران است كه در شانزدهم آذرماه 1367 خطاب به دانشجويان و دانشگاهيان نگاشته و منتشر شد.

  در آن سالها وضعيت عمومي دانشگاهها به دليل بسته بودن محيط سياسي دانشگاهها و فقدان آزادي ابراز عقيده و عدم امكان بيان انتقادات، بسيار رقت‌انگيز و ملال‌آور بود. دانشجويان و دانشگاهيان نه تنها از رسالت تاريخي خود كه همانا پيشگامي در مبارزه براي آزادي و حاكميت ملت بود، دور افتاده بودند؛ بلكه خود به مثابه سدي در برابر آن و اهرم فشاري در جهت تثبيت باندهاي قدرتمدار و انحصارطلب عمل مي‌كردند.

  آنچه موجب شده بود تا چنين وضعيتي در دانشگاهها حاكم شود و جنبش دانشجويي نتواند به وظيفه خطير خود عمل نمايد، چيزي نبود جز انحصار فعاليت‌هاي دانشجويي در قالب خشك و بي‌روحي كه حاكميت براي آن تعيين كرده بود. عملكرد غيراخلاقي و غيرقانوني نهادهاي گزينشي و كميته‌هاي انضباطي فضاي رعب و وحشت را در دانشگاهها حاكم كرده بود و هر كس كه مي‌خواست خود را از دايره بسته آنان خارج سازد، يا از ورود به دانشگاه محروم مي‌گشت و يا از دانشگاه اخراج مي‌شد. در آن روزها جنبش دانشجويي بدترين لحظات را در تاريخ مبارزات دانشجويي پس از انقلاب تجربه مي‌كرد.

  متأسفانه در آن سالها انجمنهاي اسلامي و جهادهاي دانشگاهي نقش عمده‌اي در ويران‌سازي نقش و هويت راستين جنبش دانشجويي ايفا مي‌كردند. در مهرماه 1367 دانشجويان نهضت آزادي ايران طي اطلاعيه‌اي خطاب به انجمنهاي اسلامي و جهادهاي دانشگاهي چنين هشدار دادند:

“”شما از سالهاي قبل صحنه دانشگاه را يگانه قلمرو فعاليت ومالكيت خود ساخته‌ايد و از عوامل طرد و اخراج بسياري از استادان و دانشجويان گرديديد. قسمت بزرگي از بار مسئوليت نابسامانيهاي امروز كه نتيجه مداخلات نادرست ديروز است، به عهده شماست. بنابراين توصيه مي‌كنيم تجديدنظرهاي اصولي در بينش‌ها و روشهاي خود به عمل آورده و در كردار مروج و مبلغ واقعي مفهوم مقدس آزادي و آزادانديشي در ميان دانشجويان باشيد.”

  خوشبختانه با رشد جنبش دانشجويي و آگاهي از ريشه مسائل و مشكلات و پس از جنبش نوين جامعه مدني كه نسيم آن به طور محسوس از دوم خرداد 1376 وزيدن گرفته است، حال و هواي دانشگاهها نيز رو به تغيير دارد. اكنون مي‌توان اميدوار بود كه دانشجويان نسبت به رسالت تاريخي خود به طور روزافزون آگاه‌تر شوند و در راه تحقق اصول و آرمانهاي راستين انقلاب اسلامي و تثبيت آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و حاكميت قانون‌ـ قانوني كه ثمره آن حاكميت ملت بر سرنوشت خويش باشدـ گامهاي اساسي و استوار بردارند.

  نهضت آزادي ايران در شرايط حساس و خطيري كه امروزه با آغاز جمهوري سوم بر كشور حاكم گرديده، توصيه‌هايي را به دانشجويان عزيز و دانشگاهيان محترم مي‌نمايد:

  1- دانشجويان بايد همواره بر اين نكته واقف باشند كه آرمان اصلي و اساسي خود را مبارزه در جهت تثبيت آزاديهاي اساسي و حفظ حرمت و كرامت انساني و عدالت قرار دهند.

  اين نكته از آن جهت حائز اهميت است كه دانشجويان همواره نماينده گروههاي مختلف جامعه بوده‌اند و مردم ايران قريب به يك سده براي اين آرمان‌هاي والاي ملي و ديني تلاش كرده‌اند. از اين‌رو نقش اساسي جنبش دانشجويي حفظ استقلال خود به عنوان اصلي‌ترين نيرو در جهت تحقق خواسته‌هاي به حق ملت ايران است.

  2- جنبش دانشجويي ايران هنگامي به موفقيت نائل مي‌شود كه فراگير باشد. در شرايط كنوني اگر گروههاي مختلف دانشجويي در كنار يكديكر نباشند، بزرگترين و بيشترين لطمه را به جامعه وارد خواهند ساخت.

  دانشجويان بايد بيشترين همت خود را در جهت ايجاد فضاي آزاد در دانشگاهها و جامعه فراهم سازند. دانشجويان نبايد فراموش كنند كه نقش بسيار مؤثري در تحقق برنامه توسعه سياسي رئيس جمهور محترم دارند. چنانچه برنامه توسعه سياسي ايشان با شكست مواجه گردد‌ـ و مي‌بينيم كه باندهاي مرتجع ضدآزادي با تمام توان خود در اين جهت تلاش مي‌كنندـ بي‌گمان وضعيت دانشگاهها به سالهاي گذشته نزديك مي‌شود و بار ديگر تحقق خواسته‌هاي به حق ملت ايران را به تعويق مي‌اندازد. پس برعهده دانشجويان است كه به عنوان صادق‌ترين و وفادارترين حاميان برنامه توسعه سياسي تلاش كنند.

  3- در اين مقطع از تاريخ كشور عزيزمان به دانشجويان توصيه مي‌كنيم كه با درايت، هوشياري و فرزانگي رفتار كنند و همچنان كه در جهت تحقق خواسته‌هاي اساسي ملت ايران گام برمي‌دارند، مراقب وسوسه خناسان باشند و به دام شيوه‌هاي ويرانگر آنان نغلتند. دانشجويان بيش از پيش بايد مراقب بوده و از هر گونه رفتار خشونت‌آميز بپرهيزند. دشمنان آزادي به دنبال بهانه‌جويي هستند و در ماههاي اخير نشان داده‌اند كه از هر گونه امكان و شيوه‌اي براي منحرف كردن اهداف والاي مردم ايران و به تبع آن جنبش دانشجويي استفاده مي‌كنند.

  4- بار ديگر به دانشجويان و دانشگاهيان توصيه مي‌كنيم كه مصرانه در جهت استقلال مديريت دانشگاهها، بالا بردن كيفيت آموزشي‌ـ تخصصي، ايجاد و افزايش امكانات تحقيق علمي، رفع تضييع حقوق دانشجويان و تأمين نيازهاي صنفي آنها گامهاي اساسي بردارند.

  در همين جا لازم است كه به كادر علمي دانشگاهها اين نكته اساسي گوشزد شود كه وظيفه خطيرشان را در هماهنگي با جنبش دانشجويي فراموش نكنند؛ چه در آن صورت استقلال خود را در برابر قدرتمداران از دست خواهند داد و قضاوت مردم ايران درباره آنان قطعاً مثبت نخواهد بود.

  5- سخن آخر درباره طرح مجدد بسيج دانشجويي در شرايط كنوني كشور است. دانشجويان به درستي اين موضوع را درك كرده‌اند كه باندهاي انحصارطلب به دنبال فرصتي هستند تا با نقض استقلال جنبش دانشجويي، دانشگاهها را از مسير مبارزه براي آزادي و حاكميت ملت منحرف كنند و با ايجاد نهادهاي وابسته به خود، اقدام به سركوب جنبش اصيل دانشجويي نمايند. تجربه ساليان گذشته نشان داده است كه چنانچه نهادهاي دانشجويي تبديل به ابزاري براي تداوم فشار و سركوب در دانشگاهها شوند، نه در دل ملت جاي دارند و نه در دانشگاهها مورد توجه و اقبال قرار مي‌گيرند. دانشجوياني كه ممكن است با قصد و نيت خير به بسيج دانشجويي ملحق شوند، حتماً بايد اين معيار اساسي را مد نظر داشته باشند كه اگر بسيج دانشجويي مستقل نباشد و به هر طريقي قصد اخلال در اهداف جنبش دانشجويي را داشته باشد، قطعأ مورد توجه دانشجويان و مردم قرار نخواهد گرفت. اين معيار مي‌تواند محك بسيار مناسبي براي كليه دانشجويان در فعاليتهاي صنفي، اجتماعي و سياسي‌شان باشد.

  ياد و خاطره آن سه شهيد پاك اهورايي كه با نثارخون خود پيوند دانشگاه و نهضت ملـي ايران را استوارتر ساختند، همواره گرامي‌باد.

نهضت آزادي ايران