اخبار و تفسير بدون شماره مورخه ٢٠ ارديبهشت ١٣٤٠

title


جلد دوم اسناد، بخش دوم، اخبار و تفسير، 20 ارديبهشت 1340

ديگر جز در
اين لحظه نميتوانم با هموطنان عزيز صحبت كنم.

«بدينوسيله
از مردم رشيد ايران مرد و زن توديع ميكنم و تاكيد مينمايم كه در راه
پرافتخاريكه قدم برداشته‌اند از هيچ حادثه‌اي نهراسند.»

(از بيانات
جناب آقاي دكتر مصدق پيشواي جنبش ملي ايران در دادگاه)

قسم به خون
سرخ تو

قسم به رنج
مادرت

قسم به اشك
خواهرت

كه ما ز
دشمنان تو

كشيم انتقام
تو

قتل دكتر
ابوالحسن خانعلي دكتر فلسفه و دبير دبيرستان جامي ـ سراسر كشور را در
هيجان عظيمي فرو برد. يك روز پيش از اعتصاب معلمين و قتل دكتر خانعلي.
وزير فرهنگ در مصاحبه‌اي گفته بود:

«بنويسيد
اولا اعتصابي نميشود ثانيا مغز اعتصاب كننده را خورد خواهم كرد»

اين وزير
فرهنگ نتوانسته بود بفهمد كه دوران آدمكشي تيمور بختيار، سرهنگ زيبايي،
سرگرد عميد، سرگرد جناب، ستوان زماني و ديگر آدمكشان و جنايتكاران
حرفه‌اي به پايان رسيده.

مغز يك دبير
خدمتگذار و شرافتمند خورد گرديد و سه تن ديگر در خون غلطيدند اما اين
بار مردم هراسي به خود راه ندادند. بامداد پنجشنبه دانشجويان در
دانشگاه اعلام كردند كه چنانچه پليس به آنان حمله كند مقابله خواهند
كرد و همين دانشجويان حمله پليس را در خيابان نادري درهم شكسته و خود
را به ميدان بهارستان رسانيدند.

از سوي ديگر
صفوف منظم فرهنگيان كه در پيشاپيش خود عكس بزرگي از دكتر خانعلي را
حركت ميدادند بسوي بهارستان سرازير گرديد فرهنگيان بر پارچه بزرگي
نوشته بودند.

قسم به خون
سرخ تو                 قسم به رنج مادرت                      قسم به
اشك خواهرت

كه ما ز
دشمنان تو                                   كشيم انتقام تو

خشم و نفرت
مردم از خائنين و جنايتكاران به اوج رسيده بود. در پياده‌روها بسياري
ميگريستند و بسياري شعارهاي انتقام جويانه بر زبان ميراندند و اعدام
فوري سرگرد شهرستاني جنايتكار را خواستار بودند.

آقاي درخشش
نماينده فرهنگيان در اين باره گفت:

«ماده دوم
قطعنامه ما تقاضاي تعقيب فوري مسبب قتل مرحوم دكتر خانعلي است و اين
موضوع براي ما بيشتر از تغيير اشل حقوق حائز اهميت است.»

در پايان
اجتماع روز شنبه در باشگاه مهرگان اعلام شد كه:

«اعتصاب
معلمين ادامه خواهد يافت و در صورت تغيير دولت نيز تغييري در تصميم
معلمين به وجود نخواهد آمد» آري. ديگر جنايتكار نميتواند از دام بگريزد
و به پاداش جنايت خويش همچون پيشينيان كاخ‌نشين و ثروتمند گردد زيرا
بسياري از مردان فداكار و قهرمان عزم راسخ دارند كه به جنايات دستگاه
حاكمه پايان دهند.

قتل دكتر
خانعلي به طور شگفت‌انگيزي مردم را به جنبش واداشت. دانشگاه بزرگترين
سنگر آزادي ايران پيش از همه بياري هم ميهنان فرهنگي خويش شتافت.
دانشگاه سه روز تعطيل اعلام نمود و صبح چهارشنبه در تشييع جنازه دكتر
خانعلي شركت كرد.

در برابر
قطعنامه فرهنگيان دائر بر استعفاي وزير فرهنگ آقاي اكبري سخنگوي
دانشجويان بركناري شريف امامي را خواستار شد و سرانجام فرهنگيان نيز
بركناري دولت شريف امامي را در قطعنامه خود گنجانيدند.

آقاي اكبري
كه هم دانشجو هم معلم است در بهارستان وضع ناهنجار معلمين را تشريح كرد
آنچنانكه تاثير شديدي به حاضران دست داد.

اكنون وزير
فرهنگي كه ميخواست مغز اعتصاب كننده را خورد كند از بارگاهش فرود آورده
شده و دولتي كه انتخابات دروغين مجلس بيستم را انجام داد ديگر بر سر
كار نيست اما مبارزات مردم رنجديده و خشمناك ايران همچنان ادامه خواهد
يافت.

نيروي
دگرگونساز شگرفي كه در ميليونها تن ايراني خشمناك نهفته شده اكنون
آنچنان به جوشش درآمده كه ديگر هيچ دولت بيگانه و هيچيك از دستگاههاي
مزدور بيگانه ياراي خاموش ساختن آن را ندارد.

اين نيرو
مسير خود را در راهي كه سرانجامش آزادي ميهن ما است طي خواهد كرد.

روزنامه
اطلاعات از سازمان امنيت و استاندار خراسان ياري ميطلبيد

مشهد. تهران
2995 گ 25177

شماره
قبض 396

اطلاعات.
تهران

پيرو گزارش
تلفني دومين اعلاميه وابسته به جبهه ملي عليه اطلاعات و تحريم نشريات
آن موسسه توسط روزنامه محلي خراسان در مشهد چاپ و مخفيانه منتشر گرديد
با انتشار صفحه مخصوص اطلاعات تحريكات عجيب و زننده‌اي از طرف روزنامه
خراسان در مشهد و شهرستانهاي تابعه انجام مراتب از طرف اداره سرپرستي
به استاندار و سازمان امنيت گزارش و اقدامات لازم به عمل آمده با وجود
فعاليت شديد و كوشش شبانه‌روزي اينجانب متاسفانه بر اثر توطئه و
تحريكات روزنامه خراسان مصرف نشريات اطلاعات به طور محسوس تقليل يافته
مسوولين روزنامه خراسان با اعمال نفوذ و برانگيختن احساسات عميق عليه
اطلاعات در برچيدن سرپرستي و نمايندگي و تعطيل صفحه مخصوص اطلاعات
برنامه وسيعي طرح و براي انجام مقاصد خود با كمال متانت در پيشرفت
اطلاعات و ادامه انتشار صفحه مخصوص تا سرحد جان فداكاري خواهد كرد در
ثانيه اقدامات نمايندگي مقتضي است جناب آقاي مسعودي شخصا به استانداري
تلگراف و دستور لازم صادر فرمايند 4057 صالحي

روزنامه
اطلاعات كه منعكس كننده افكار پليد دستگاه حاكمه و اربابان بيگانه آنست
بر اثر تحريم جبهه ملي ايران دچار وضع پليدي گرديده بطوريكه ناگزير دست
به دامان سازمان امنيت برده است گويا دستگاه حاكمه براي فروش روزنامه
اطلاعات نيز از اين پس بايد دست بباتون و اسلحه ببرد و دستگاه جاسوسي و
آدم‌كشي سازمان امنيت را بكار اندازد. اين تلگراف كه نماينده اطلاعات
در مشهد به مسعودي مخابره كرده است نموداري از وضع جديد اين روزنامه
ميباشد.


 


نگاهي به نشريات ايرانيان خارج از كشور

شماره
سوم،مورخه 21 فروردين 1340 روزنامه باختر امروز

از دردهاي
گوناگون دوران ما صحبت ميكند و يكي از دردها را (درد همسايه شمالي) از
هم ميشكافد و گلايه ميكند كه چرا در يك چنين روزهايي كه ملت ما همه جا
قد علم كرده است و در شرايط بسيار ناگوار با استعمار و غلامان آن به
پيكار پرداخته است دولت شوروي با آنها لاس سياسي ميزند و همزمان با
مبارزات قهرماني دانشجويان و بازاريان صحبت از مسافرت حسن نيت شريف
امامي به مسكو ميكند.

باختر امروز
مينويسد:

«. براي ملت
ايران اين عقده جلوگيري است كه دولت شوروي در چنين لحظاتي خلاف روش و
سيره خود در مورد ديگر ملتهاي جهان بار ديگر جانب دولتي را گرفته است
كه بر سرنيزه تكيه دارد و ملتي را دربند نگهداشته و فرصت ابراز عقيده
آزاد را از او سلب كرده است. . . .» باختر امروز عقيده دارد كه اين كار
درست مثل پس‌دادن طلاهاي ايران به زاهدي نوكر سفارت آمريكاست با
وجوديكه دولت ملي آقاي دكتر محمد مصدق در مبارزه ضد استعماري خود نياز
فراواني به پول داشت دولت شوروي طلاها را از ايشان دريغ كرد و بعد از
كودتا آنها را به زاهدي داد تا سرنيزه‌ها را تيزتر كند و مبارزان آزادي
را در همه جا به خاك و خون بكشد و دانشجويان قهرمان ما را در محوطه
دانشكده‌ها به گلوله ببندد.

ما به
روزنامه باختر امروز حق ميدهيم كه چنين گله‌اي داشته باشد. اما گمان هم
نميبريم كه مسئله مسافرت حسن نيت به مسكو جدي باشد.

هيأت حاكمه
اين مسئله را پيش كشيده است كه اولا آمريكاييها را بترسانند و بگويد كه
اگر جيره را قطع كنيد دست گدايي بسوي شماليها دراز خواهيم كرد و در
ثاني ميخواهند مزورانه خود را در صف ملتهاي آزاديخواه آسيايي و
آفريقايي كه صميمانه رو به بيطرفي ميروند جا بزنند تا از قافله پس
نمانند.

باختر امروز
در همان شماره پيامي به افسران درجه‌داران و سربازان و فرزندان دلير
ميهن فرستاده و از ايشان خواسته است كه در مبارزات كنوني همگام مردم
باشند و «. . . بيانديشند كه فرماندهان شما چاكران گوش به فرمان
بيگانگان هستند و به دستور آنان شما را به شكنجه و آزار فرزندان وطن
واميدارند. . . . . فرزندان دلاور ايران اگر تير كور است شما بيدار و
بينا باشيد و سينه ملتي را كه بروي شما و براي درآغوش كشيدن پيكر
مردانه شما و شريف شما باز است گلوله باران نكنيد. . . . .»

بعد باختر
امروز از 30 سال دروغ و رياكاري عباس مسعودي چاكر قسم خورده استعمار
صحبت ميكند و حرف را به آنجا ميرساند كه خبر ميدهد ذوالفقاري شهردار
سابق در آمريكا شاگرد مكتب آلن دالس شده و همين روزها پس از اخذ
تعليمات به تهران مي‌آيد كه رئيس سازمان امنيت شود و داغ و درفشهايي را
كه سابقا فقط در مورد دهقانان زنجان بكار ميبرد براي همه مردم ايران
بكار برد.

نشريه نيرو
ارگان ماهيانه ايرانيان هوادار سوسياليسم در انگلستان مينويسد:

 

 

(مسافرت
ملكه انگلستان به ايران)

«. . . . با
در نظر گرفتن چگونگي سفر ملكه به كشورهاي ديگر آسيايي به ويژه هند.
برنامه و بخصوص مدت بازديد وي از ايران نشانه بي‌حرمتي و بي‌آبرويي
دستگاه حاكمه كنوني از نظر محافل دولتي انگلستان است. . . . .» بعد نيز
خوش خدمتيهايي دستگاه حاكمه فصلي را در مقابل اربابان انگليسي خود
ميشمارد كه. اعاده نابهنگام روابط سياسي (كه در زمان حكومت ملي آقاي
دكتر محمد مصدق به موقع قطع شده بود) عقد قرارداد با كنسرسيوم. پيوستن
به پيمان نظامي بغداد. ابراز عجز در مقابل چپاولگري جان مولم و ساير
شركتهاي استعماري و ابراز چاكري و بندگي در برابر استعمارگران از آن
جمله است و اضافه ميكند كه اين دستگاه حاكمه نبايد بيش از اين از
مخدومين خود توقع ادب و احترام داشته باشد و ميگويد «. . . مسافرت ملكه
و شوهرش جز مخارج كمرشكن و پذيرايي نتيجه ديگري نداشت. راديو و
روزنامه‌هاي انگليسي در وصف چگونگي پذيرايي لغت (اسرافكارانه) را بكار
برده‌اند. . . تنها هزينه گلهايي كه از هلند خريداري شده بالغ بر دو
ميليون تومان بوده است و در مدت نود روز آپارتمان مخصوصي با اثاثيه
ويژه قصور قديمي انگلستان ساخته و آراسته شد. . .

. . . . . .
علاوه بر اين هداياي گرانبهايي كه به ملكه و شوهرش داده شد آنقدر
گرانبهاست كه بر آنها قيمتي نميتوان تعيين كرد. . . .» و آنوقت در
مقابل اين خوش رقصي‌ها روزنامه‌نگاران انگليسي، حتي بنگاه «بي‌بي‌سي»
به كفران نعمت برخاستند و از اقدامات غلاظ و شداد دولت دم زدند.

 

 

رضايت
خانواده لومومبا

صاحب يك
كارخانه بيسكويت سازي از اداره ثبت شركتها و علائم ميخواهد كه اسم
(بيسكويت لومومبا) را براي محصولات كارخانه وي به ثبت برساند.

رئيس اداره
ثبت شركتها از بيم سازمان امنيت در ذيل تقاضاي وي مينويسد:

«موافقم،
موافقت ورثه لومومبا را بياوريد»

كيهان شماره
5345

از مصاحبه
دكتر فيدل كاسترو

س. در
انتخابات كوبا شما اكثريت قاطعي بدست ميآوريد پس چرا دست بانتخابات
نميزنيد؟

ج. ساده
بگويم براي آنكه در شرايط كنوني كسي علاقه‌اي به اين كار ندارد و شما
ميتوانيد به خيابان برويد مردم را جمع كنيد و بپرسيد نظرشان درباره
انتخابات چيست آنوقت ميبينيد كه هيچكس طرفدار اين كار نيست. اين موضوع
شايد در بعضي كشورها قابل درك نباشد اما بايد توجه داشت كه شصت سال ملت
ما را زير عنوان مسخره انتخابات دست انداختند. در طول صد و پنجاه سال
يك دموكراسي قلابي بر آمريكاي لاتين تحميل شد كه تنها كارش روي كار
آوردن اشخاص حقير و بيمايه و سياستمداران جاه‌طلب بود، برويد با ملت
گفتگو كنيد تا از زبان مردم بشنويد كه اكنون جز پيشرفت سريع انقلاب هيچ
چيز ديگر نمي‌خواهند. ملت مايل نيست براي انتخابات وقت خود را تلف كند.

انقلاب سير
تكامل خود را طي خواهد كرد اصول كهن را برخواهد انداخته و جامعه‌اي
نوين جايگزين آن خواهد ساخت و سازمانهاي مخصوص خواهد داد. ما هم مانند
دوره كنوني انقلاب جاوداني نيستيم دوراني فرا خواهد رسيد كه نظم نوين
انقلابي شكل اداري به خود خواهد گرفت. نخست بايد جامعه نو پيدايش يابد
سپس شكل بگيرد.

نقل از
شماره 400 روزنامه اراده آذربايجان


(منصوب به سيد ضياءالدين)

چند روز قبل
من بيانات اصولي و متين و قاطع مهندس رحمت مقدم و فلسفي را در مجلس
شورايملي عليه دولت پيش چند تن از دوستان تاييد كردم.

يكي از
حاضرين گفت: اولا اين نطقها مانوري از طرف هيأت حاكمه است.

هيأت حاكمه
ميخواهد از اين تظاهرات پارلماني دو نتيجه مثبت بگيرد.

اول آنكه
سوظن عامه را نسبت به مجلس شورايملي تخفيف دهد و شايعه از انحلال مجلس
بيستم را از بين ببرد و در واقع با اين مخالفت خوانيها مردم را نسبت به
مجلس شورايملي اميدوار و خوشبين سازند.

دوم اينكه.
با اين تندرويها با اين حملات كوبنده بر عليه هيأت حاكمه با اين
مانورهاي آزاديخواهي اسلحه شخصيت‌هاي پاكبازي امثال الهيار صالح را كند
سازند و در واقع آنانرا خلع سلاح كند.

بيانات
نمايندگاني كه بر عليه جبهه ملي و بعضي از سازمانهاي افراطي سياسي در
مجلس شورايملي ايراد شد در افكار عامه حسن اثر نبخشيد؟ .

باز هم از
همان روزنامه

« … ديروز
همكار شجاع و شريف ما رحيم زهتاب فرد بار ديگر با بيانات صادقانه خود
توجه شاهنشاه محبوب و مديران جرايد را به خود جلب كرد.

زهتاب فرد
با صراحت خاصي به عنوان يك خدمتگذار صديق و ايراني علاقمند بر رژيم
مشروطه سلطنتي بياناتي ايراد كرد كه مورد تاييد ذات مبارك ملوكانه قرار
گرفت و پس از خاتمه جلسه همكاران دسته جمعي صورت همكار جوان و واقع بين
خود را بوسيدند.»

زهتاب فرد
ضمن بيانات مفصلي بعرض رسانيد:

«اعليحضرتا
اينكه مردم از صبح تا شب از دست هيأت حاكمه نالانند اينكه مردم هر لحظه
يك خبري از دزدي و غارت مسوولين امر پخش ميكنند اين مردم با ملت و
مملكت و رژيم خود دشمني ندارند مبناي اين شايعات توسط افراد هيأت حاكمه
ريخته ميشود مردم وقتيكه دم خروس را ميبينند چگونه قسم دروغ هيأت حاكمه
را باور كنند.

متاسفانه
محتاج به تهيه مدرك نيستم زيرا مدرك زنده در دسترس همه است تا جاييكه
مثلا شاگرد شوفرها وقتيكه در خيابان شميران به آپارتمان فلان تيمسار
ميرسند با كنايه ميگويند «ايستگاه از كجا آورده‌اي» شاهنشاها وقتيكه
فلان شخص كه در تمام دوران زندگي مثلا نقده را نديده است از نقده بنام
وكيل سر از صندوق در ميآورد ديگر تصور نميرود اعليحضرت همايوني خواستار
دليل و مدرك ديگري باشند زيرا اكثر اين وكلاي مجلس خود مدارك و دلائل
زنده و گويا و متحركي ميباشند. چطور سازمانهاي مملكتي يك محصل ساده لوح
و ناپخته را كه مثلا در فلان محل يك نعره زده بعنوان اخلالگر بازداشت
ميكند آيا نعره فلان دانشجو و كسبه و كارگر موجبات نگراني را فراهم
ميسازد و يا وكالت فلان تاجر چايي و زمينخوار بيسواد معروف.

«در زير
ذره‌بين نيوزويك» شماره اول مه 1961

عليرغم
بحران موجود لائوس و كوبا مطلعين معتقدند كه صحنه اصلي مبارزه با شوروي
از اين پس در برلن و ايران خواهد بود مجموعه گزارشاتي كه درباره
انتقالات ناگهاني قواي آلمان شرقي رسيده موجب بروز اين وحشت شده است كه
فشار جديدي در برلن خواهد شد.

هدايت
افكار!

(از برنامه
روز چهارشنبه 6 ارديبهشت 1340 راديوي تهران. ساعت هشت و بيست دقيقه)

«در
انگلستان آقايي خانم‌ها را خواب كرده و در مدت دو ساعت به آنها ماشين
نويسي ياد ميدهد» و شرح مفصلي درباره چگونگي تعليم ماشين نويسي به
خانمها در حالت خواب!

اين
نمونه‌اي از سخنان بيهوده و ياوه‌ايست كه هر روز راديو ايران، تهران و
نيروي هوايي بخورد مردم، بويژه نونهالان كنجكاو كه مغزشان آماده
فراگرفتن معلومات نوين است ميدهند.

صفحه 289
ترجمه فارسي جلد اول زندگي من به قلم نهرو

در واقع فكر
اساسي كه در پشت درخواست استقلال ملي ما وجود داشت اين بود كه مردم را
آماده سازيم تا يك سازمان سياسي كاملا جديد و مستقل را بخواهند بوجود
آورند نه اينكه وضع موجود را با تغييرات ظاهري بپذيرند بطوريكه هند
صورت يك دو مينيون را پيدا كند و قدرت ظاهرا در دست هنديها باشد اما در
پشت صحنه باز هم امپراطوري بريتانيا زمام امور را در دست داشته باشد.

من شخصا در
آن زمان‌ها فكر ميكردم كه استقلال سياسي بمعني آنست كه فقط آزادي سياسي
براي توده‌هاي مردم وجود داشته باشد. اما بايد بگويم كه اكنون ديگر آن
طور فكر نميكنم و اعتقاد دارم كه استقلال واقعي سياسي فقط وقتي تحقق
ميپذيرد كه با موازين استقلال اجتماعي و اقتصادي هم همراه باشد.

در آنزمان
تقريبا تمام رهبران ما در حدود همان قالب تنگ و خشك ساختمان سياسي و
اجتماعي موجود فكر ميكردند آنها مسائل را چه در مورد سازمانهاي اجتماعي
و چه در مورد فرقه‌هاي مذهبي با همين نظر حفظ اوضاع موجود مطرح ساختند
و بطور اجتناب ناپذيري آلت اجراي نقشه‌هاي دولت بريتانيا ميگشتند كه بر
تمام اين سازمانها تسلط كامل داشت. آنها نميتوانستند كار ديگري بكنند.
زيرا نظريات آنها يكنوع نظر اصلاح طلبي بود و هر چند كه در چند مورد
بعمليات و اقدامات مستقيم هم پرداختند اصولا فكر انقلابي نداشتند تا در
صورتيكه ديگر وقت آن گذشته بود كه بتوان با چند قدم اصلاحي كاري انجام
داد. حتي كوچكترين مسائل هند در زمينه‌هاي سياسي يا اقتصادي يا در مورد
فرقه‌هاي مذهبي را هم نميشد جز از طريق انقلابي حل كرد. اكنون وضع طوري
بود كه ايجاب ميكرد مسائل عميقا مورد توجه قرار گيرد و نه بطور سطحي.
ميبايست براي آنها راه حل انقلابي در نظر گرفته شود. تاسف در اين بود
كه يك رهبر و رئيس شايسته كه بتواند چنين كاري را انجام دهد و چنين
روشي را در پيش گيرد وجود نداشت.

همچنين
درخواست افزايش كرسيها در مجالس قانونگذاري رسما مفهوم افزايش قدرت
سياسي را داشت اما عملا فقط يكنوع افزايش قدرت نظارت و سرپرستي بود.
اين درخواستهاي كوته‌نظرانه كه تعداد معدودي از افراد قشرهاي بالايي از
آن بهره‌مند ميگشتند عملا سد راه پيشرفت وحدت ملي و پيشرفت عمومي ميگشت
اما با كمال زيركي همين درخواستها بعنوان تقاضاي توده‌هاي مردم وانمود
ميگشت.