هشدار به بحران‌آفرينان و قانون‌ستيزان در آستانه انتخابات مجلس ششم تاريخ: ١١/٠٧/٧٨

title

شماره: 1694

تاريخ11/07/1378

هشدار به بحران‌آفرينان و قانون‌ستيزان

در آستانه انتخابات مجلس ششم

  در آستانه انتخابات مجلس ششم بار ديگر موجي از تلاطم و جبهه‌گيري و تقابل‌هاي دروني خانه و خانمان برانداز، جامعه ايران را فرا گرفته است. محتوا و مضمون اين تلاطم‌ها به گونه‌اي است كه كيان كشورمان را به طور جدي تهديد مي‌كند به طوري كه هيچ كس نمي‌تواند نسبت به پيامد‌هاي اين مخاطرات بي‌توجه و بي‌اعتنا باشد.

  در حالي كه هنوز پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي و جنايات كوي دانشگاه باز است و مردم معرفي و محاكمه جنايتكاران را انتظار مي‌كشند، روزنامه‌هاي مستقل يكي پس از ديگري با شيوه‌هاي قانوني و فراقانوني، تعطيل مي‌شوند و حادثه‌آفرينان هر روز موج جديدي از تشنج بوجود مي‌آورند و جامعه را به سرعت قطبي مي‌كنند و به سوي تقابل مي‌كشانند. آيا آمران و عاملان اين تشنج‌ها فكر فرداي كشور و عاقبت خود را مي‌كنند؟‌

  همه شواهد نشان مي‌دهد كه تمامت‌خواهان، بازندگان انتخابات رياست جمهوري، منكرين حق حاكميت مردم،‌ مخالفين ركن جمهوريت نظام، مبلغين خط خشونت كه تهاجم جديدي را عليه حقوق و آزادي‌هاي اساسي مردم و رئيس جمهور منتخب ملت آغاز و آهنگ تازه‌اي ساز و جبهه نويني را بازكرده‌اند حاضر به رعايت قانونمندي‌هاي جامعه مدني و حركت در چارچوب‌هاي معين شده در قانون اساسي نيستند.

  در اينجا به مواردي از اين تهاجمات اشاره مي‌شود.

  1- بيانيه اخير جامعه روحانيت مبارز عليه رئيس جمهور همگان را سخت شگفت‌زده كرده است. شگفتي از اين كه با حضور يك شخصيت روحاني برجسته در راس اين سازمان سياسي غيررسمي كه در گذشته عموما موقعيت پدرانه و فوق دسته‌بندي‌هاي سياسي براي خود قايل بود،‌ چرا بايد به جاي دعوت مردم به آرامش و اطاعت از قانون و رئيس جمهور و ارائه راه‌حل‌هاي كاربردي در ريشه‌يابي توطئه و تشنج،‌ به جانبداري آشكار از مخالفين رئيس جمهور منتخب مردم بپردازد، مبلغين خشونت را حمايت كند و عملاً وارد دسته‌بندي‌هاي سياسي شود. درست است كه كانديداي اين جامعه در انتخابات رياست جمهوري ناكام ماند اما مصالح كلان ملي را نبايد قرباني منافع گروهي و صنفي نمود.

  اگر چه دبيركل محترم جامعه روحانيت مبارز به داشتن افكار و گرايش‌هاي محافظه‌كارانه شناخته شده‌اند، اما به مآل‌انديشي و تساهل و تسامح با دگرانديشان نيز شهرت دارند. انتظار اين است كه ايشان براي رفع شبهات و خنثي كردن اثرات سوء اين بيانيه مخرب توضيحات قانع‌كننده‌اي به مردم بدهند.

  2- همزماني موج جديد جنجال‌هاي سياسي و حادثه‌آفريني عليه رئيس جمهور، تعطيل روزنامه‌ها، ربودن گروه‌هاي جهانگردي در كرمان و بلوچستان با نامه تهديد‌آميز رئيس جمهور آمريكا به رئيس جمهور ايران و سفر رئيس جمهور اتريش به ايران و همراهانش و سفر قريب‌الوقوع وزير امور خارجه انگليس به ايران‌ بسيار پرمعناست.

  سياست تنش‌زدايي آقاي خاتمي در روابط بين‌المللي آرام آرام به ثمر مي‌رسد و مي‌رود تا جايگاه مناسب و ويژه‌اي براي ايران در جامعه جهاني به وجود آورد. طرح گفتگوي تمدن‌ها در برابر نظريه برخورد تمدن‌ها‌ از سوي اكثريت قابل توجهي از جهانيان استقبال و پذيرفته شده است. در جهاني كه قدرت‌ها و نيروهاي قدرتمند معيني طبل ميان تهي «ترس موهوم از اسلام» را مي‌كوبند، استقبال جامعه جهاني از طرح گفتگوي تمدن‌ها مي‌تواند افتخاري براي ايرانيان و مسلمانان، و داراي پيامدهاي مفيد و ملموس براي جمهوري اسلامي باشد. يكي از ثمرات سياست تنش‌زدايي، سفر رئيس جمهور اتريش در راس يك گروه بزرگ اقتصادي به ايران بود و اين اولين سفر يك مقام بلند پايه اتحاديه اروپا به كشورمان‌ بعد از پيروزي انقلاب است. درست در چنين شرايطي است كه ناگهان جبهه جديدي از تشنج‌آفريني باز شده است.

  3- در وسط معركه ضد اسلام در دنيا كه مسلمانان را تروريست، بي‌رحم، خشن و فاقد استعداد درك و فهم عشق و محبت معرفي مي‌نمايد، و اسلام را ديني خشن و متكي به زور و شمشير مي‌داند، بر سر منابر و از بلندگوهاي نماز جمعه، خطيبان رسمي اعمال خشونت را توجيه مي‌كنند.

  در دنيايي كه مردمانش از جنگ و خشونت و آدم‌كشي خسته و فرسوده شده و تشنه عشق و محبت هستند، و عطر سرود برادري و عرفان و محبت از لابلاي اشعار مولوي، بعد از 700 سال، مشام جهان را معطر ساخته است و مي‌رود تا دل‌ها را به نور اسلام روشن سازد، نظريه‌پردازان خشونت به دنبال چه چيزي هستند و حاصل كار آنها جز وهن اسلام و مسلمانان چيست؟

  پيامد استفاده ابزاري از عاطفه و غيرت ديني عوام‌الناس براي مقاصد سياسي و طرد رقبا و مخالفين، ريختن آب به آسياب دشمنان ايران و اسلام است.

  آن خطيبي كه در گوش مردمان مي‌خواند كه اگر در بيابان هم كسي به مقدسات شما توهين كرد او را بكشيد، آيا مي‌تواند جامعه پيچيده كنوني را به يك جامعه بدوي و بياباني تقليل دهد؟ آن بزرگواري كه با ذكر مثالي از يك حادثه در 50 سال پيش، تعصب ديني مردمان را فرامي‌خواند تا با آهن پاره‌اي به جان مخالفين خود بيفتند و كشتن آنان را ثواب بدانند، جامعه را به تقابل و آشوب دعوت مي‌كند. وقتي اين بزرگواران اين چنين بي‌پروا خشونت را توصيه مي‌كنند از آن سردار نيروي انتظامي كه داوطلب انجام چنين «فريضه‌» مي‌شود و نيروهاي تحت فرمان خود را به چنين عصياني دعوت مي‌كند چه انتظاري مي‌توان داشت؟

  4- نهضت آزادي ايران با هر گونه توهين به باورهاي رايج مردم مخالف است. اين شيوه‌ها نه تنها براي توسعه سياسي و بالا بردن سطح آگاهي جامعه مفيد نيستند بلكه به شدت زيان‌بخشند. غوغا‌سالاري در هيچ شرايطي به نفع «حق» نيست و هر آن كس كه خود را «حق» مي‌داند،‌ از تشنج و غوغاسالاري گريزان است. خداوند متعال مومنان را دعوت و امر مي‌كند كساني را كه غير خدا را مي‌خوانند سب نكنند، زيرا آنها نيز به جاي نزديك شدن به حق تحريك شده و متقابلا به مقدسات و ارزشهاي مسلمانان دشنام خواهند داد.‌ برحسب آموزش‌هاي قرآن معتقدات هر قومي براي خودشان زينت داده شده و مقدس محسوب مي‌شود بنابراين براي تغيير آنچه براي كساني زيبا نمي‌آيد جز ارائه ارزش‌ زيباتر هيچ كاري موثر نيست.

  از اين منظر نهضت آزادي ايران مقاله كوتاه مندرج در نشريه داخلي دانشجويي موج را كه موجب وهن مقدسات و باورهاي ديني مردم مسلمان ايران شده است تقبيح مي‌كند، اما گناه بزرگتر را كساني مرتكب شده‌اند كه با جنجال‌آفريني، مطلب آن مقاله را به سطح ملي و بين‌المللي كشانيدند. واكنش محافل و مراكز مختلف سياسي و اجتماعي و ديني هيچ تناسبي با اين مقاله و تيراژ بسيار كم نشريه موج ندارد. شواهد و رفتار برخي از مراكز حادثه‌آفرين و تشنج‌طلب حاكي از آن است كه احتمالا رابطه‌اي ميان اين مراكز و چاپ آن مقاله وجود دارد. پيگيري اين مطلب برعهده نيروهاي امنيتي كشور است، زيرا جنجال بي‌تناسب كنوني به مصالح كلان ملي لطمه زده است و ادامه آن مي‌تواند ضربه‌هاي جدي به كيان كشور وارد سازد.

  5- همزمان با امواج جديد خشونت‌خواهي و تهاجم گسترده عليه مطبوعات مستقل، آماده‌سازي زمينه براي حمله وسيع‌تر به حقوق ملت در آستانه انتخابات مجلس ششم است. فرايند تحولات سياسي به گونه‌اي و در مسيري است كه بي‌ترديد تركيب نمايندگان مجلس آينده را تغيير خواهد داد و اين چيزي نيست كه بتوان با تعطيل و بستن چند روزنامه جلوي آن را گرفت. مگر قبل از دوم خرداد 76 روزنامه‌هاي مستقل وجود داشتند؟ مگر تمام امكانات در انحصار يك جريان خاص نبود؟ مگر از اين امكانات و از تمام احساس و عاطفه ديني مردم براي وادار ساختن مردم به دادن رأي به كانديداي معين استفاده نشد؟ آيا سودي در بر داشت و كارساز بود؟ تعطيل روزنامه‌ها نيز نه تنها موجب پيروزي محافظه‌كاران در انتخابات مجلس ششم نخواهد شد، بلكه پيامدهاي معكوس شديدتري خواهد داشت و مردم را به اتخاذ شيوه‌هاي موثر ديگري به هنگام دادن رأي سوق خواهد داد.

  6- براي انتخابات مجلس ششم، دو جريان اصلي درون حاكميت به مصاف با هم برخاسته‌اند. هر دو جريان درباره نتايج نهايي انتخابات دچار وهم و اغراق هستند. نيروهايي كه خود را «جبهه دوم خرداد» مي‌نامند،‌ چنين تبليغ مي‌كنند كه گويي محافظه‌كاران از مجلس ششم به كلي حذف خواهند شد. محافظه‌كاران نيز به راستي همين تصور و نگراني را پيدا كرده‌اند در حالي كه هر دو جريان در اشتباه هستند. جريان راست افراطي و محافظه‌كاران در انتخابات مجلس پنجم‌ با وجود اعمال همه نوع محدوديت براي مخالفين خود و رد صلاحيت بسياري از نيروهاي مستقل، به خصوص نيروهاي ملي – مذهبي، حداكثر يك سوم كرسي‌هاي مجلس را در دست دارند (حدود 90 نماينده). در انتخابات رياست جمهوري نيز حدود 25 درصد آرا را به دست آوردند. در انتخابات مجلس ششم نيز به احتمال، با كمي اختلاف، ممكن است همين تعداد نماينده را به دست آورند. محافظه‌كاران ريشه‌هاي عميق سياسي،‌ اجتماعي و اقتصادي دارند. وجود و حضور آنان در صحنه سياسي و ساختار قدرت اجتناب‌ناپذير است. جريان اصلاح‌طلب درون و يا بيرون حاكميت بايد اين وضعيت را بپذيرد و اين تصور ذهني را‌ كه مي‌توانند محافظه‌كاران را به كلي از صحنه بيرون برانند فراموش كنند. از جانب ديگر حضور محافظه‌كاران براي توسعه سياسي و تعادل پايدار ضروري است. بنابراين، هدف نبايد حذف محافظه‌كاران،‌ بلكه تغيير شيوه‌هاي عمل آنها باشد. محافظه‌كاران نياز به فهم پيچيد‌گي‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعه كنوني دارند تا بتوانند به تناسب و به اقتضاي شرايط كنوني سخن بگويند و عمل كنند. آنچه سخنگويان برجسته و شناخته شده جريان محافظه‌كاران تا كنون گفته و عمل كرده‌اند هم به زيان خود آنان و هم به زيان مملكت بوده است.

  به ضرورت حضور محافظه‌كاران بايد از زاويه ديگري نيز پرداخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تقابل ميان سنت و مدرنيته ابعاد جديدي به خود گرفته است. انقلاب اسلامي در عمق و بطن خود تعادل نيروهاي اجتماعي را به نفع مدرنيته تغيير داده است. حضور فعال محافظه‌كاران و تغيير در روش‌ها و شيوه‌ها و قبول مقررات قانونمند تعامل ميان نيروهاي سياسي، به اين گروه امكان مي‌دهد بر فرايند تحولات اجتناب‌ناپذير به سوي مدرنيته و بومي كردن مفاهيم و مقولات بنيادين مدرنيته تاثيرات مثبت و مفيدي بر جاي بگذارند.

  هم جريان اصلاح‌طلب و هم محافظه‌كاران نمي‌توانند و نبايد انتظار همه يا هيچ را داشته باشند. اساس توسعه سياسي و جامعه مدني بر قبول و تن در دادن به حضور همه نيروهاي سياسي و فكري و پذيرش اصول سازگاري اجتماعي و سياسي است.

  در چنين چارچوبي است كه جهت حل معضلات و مشكلات و همفكري، هر دو جريان ناگزير بايد ضرورت حضور فعال نيروهاي ملي – مذهبي را نيز بپذيرند. هر نوع تلاش براي حذف و يا ناديده انگاشتن اين نيروها در نهايت بر فرايند توسعه سياسي اثرات باز دارنده و منفي خواهد داشت.

  جريان قدرتمند محافظه‌كاران بايد به اين واقعيت نيز توجه نمايد كه اگر به فرض بتواند با ايجاد تلاطم و ناآرامي زمينه‌ها را براي تعويق انتخابات يا ممانعت كامل از ورود ساير نيروها فراهم سازد، و يا در نهايت بتواند،‌ همانطور كه بعضي‌ها تبليغ مي‌كنند، رئيس جمهور را استيضاح كند و رأي به عدم كفايت سياسي دهد و وي را عزل كند، كه نمي‌‌تواند، چه چيزي را به دست خواهد آورد؟‌ آيا شرايط كنوني جامعه ما هماني است كه در سالهاي اول انقلاب بود؟ آيا روحيات و باورهاي 13 تا 15 ميليون جوان ايراني در سن 16 تا 25 سالگي همانند جوانان همين گروه سني در دوران انقلاب است؟‌ آيا تناسب ميان نيروها و تعامل ميان آنها قابل مقايسه با آن دوران است؟ آيا روحانيت هنوز هم همان پايگاه مردمي را دارد؟

  كشورمان دوران خاصي از تاريخ خود را مي‌گذراند. عبور سالم از اين مرحله و از اين دوران حساس تاريخي‌ بيش از هر زمان به فكر و تدبير و همدلي نياز دارد. آشوب‌طلبي، خشونت‌گرايي و حادثه‌آفريني نه به نفع كشور است و نه مبلغان و آفرينندگان آن را سودي در بر خواهد داشت. براي يك دستمال قيصريه را آتش نزنيد، سيل كه بيايد همه را مي‌برد.

  نهضت آزادي ايران از سر دلسوزي و علاقه به كشور و ملت، همه نيروها را به سازگاري و قبول مقرارت قانوني تبادل و تقابل سياسي دعوت مي‌كند. سازگاري به معناي سازشكاري نيست، بلكه قبول وجود حضور و فعاليت ساير نيروها است با حفظ همه باورها و پافشاري بر ارزش‌ها در چارچوب قانون اساسي.

  اگر همه نيروهاي قدرتمند و حاضر و فعال در حاكميت و يا بيرون از حاكميت، اين توصيه‌هاي مشفقانه را نپذيرند، علاوه بر آن كه هيچ كدام از جناح‌ها موفقيت چشمگيري نخواهند داشت، وفاق ملي حاصل از انتخابات رياست جمهوري و حمايت مردم از برنامه‌هاي رئيس جمهور منتخب خود، از بين مي‌رود و كشورمان با بن‌بست‌ها و تلاطم‌هاي غيرقابل كنترل و خانه و خانمان برانداز روبرو خواهد شد. در چنين چارچوبي است كه نهضت آزادي ايران از بيانات اخير مقام رهبري در حمايت آشكار و موثر از رئيس جمهور و مخالفت صريح و آشكار با اقدامات خودسرانه برخي از عناصر خشونت‌طلب و فاصله گرفتن روشن از محافظه‌كاران استقبال نموده و آن را گام درستي در راستاي كاهش تشنجات و خشونت‌ها ارزيابي مي‌كند.

نهضت آزادي ايران