نامه به رئيس قوه قضائيه در اعتراض به تعطيلی ١٦ روزنامه تاريخ: ١٠/٠٢/٧٩

title

   شماره: 1715

   تاريخ:10/02/1379

نامه به رئيس قوه قضائيه در  اعتراض به تعطيلي ١٦ روزنامه

آيت‌الله جناب آقاي سيد محمود هاشمي شاهرودي

رياست محترم قوه قضاييه

  بعد از سلام و دعاي موفقيت در جلب رضاي حق و خدمت به ايران و اسلام و اجراي عدالت قضايي٠

  همان‌ طور كه مستحضر هستيد شانزده روزنامه يوميه و هفتگي و دوهفتگي، بدون رعايت اصل ١٦٨ قانون اساسي و هيچ يك از مقررات قانون مطبوعات همزمان به دستور شعب مختلف دادگستري، به طور بي‌سابقه‌اي تعطيل شده‌اند٠

  نهضت آزادي ايران، به استفاده از اين رويه نوظهور براي تعطيلي روزنامه‌هاي مستقل و هوادار اصلاحات به شدت اعتراض و درخواست رفع توقيف غيرقانوني آنان را مي‌نمايد٠

  قضات محترم شعب دادگستري در تعطيلي اين روزنامه‌ها، بعضا به  قوانيني استناد كرده‌اند كه در رابطه با نحوه رسيدگي به اتهامات مطبوعات هيچ موضوعيت ندارند:

  ١ـ استناد به بند ٥ اصل ١٥٦ قانون اساسي٠ در اين بند چنين آمده است: «اقدام مناسب براي پيش‌گيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين»، اما در همين اصل ١٥٦ آمده است كه «قوه قضائيه قوه‌اي است مستقل»، يعني بايستي مستقل از قواي مقننه و مجريه و يا هر مقام و نهاد و قدرت ديگري به وظايف قانوني خود عمل نمايد٠ در همين اصل آمده است كه قوه قضائيه «پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي» و «مسئول تحقق بخشيدن به عدالت» است٠

  در بند ٢ همين اصل ١٥٦ آمده است كه وظيفه قوه قضائيه: «احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزادي‌هاي مشروع» است٠ در بند ٣ اصل ١٥٦، نظارت بر حسن اجراي قوانين از وظايف اين قوه تصريح شده است٠

  اكنون سئوال اساسي اين است كه  قضات محترم بدون توجه به اصل ١٦٨ قانون اساسي و قانون مطبوعات، چگونه دست به چنين اقدام بي‌سابقه‌اي زده‌اند٠ اصل ١٦٨ قانون اساسي صراحت دارد كه:

  «رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني است و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت مي‌گيرد٠»

  هيچ دادگاهي به اتهامات فرضي مطبوعات توقيف شده رسيدگي ننموده است و حكمي صادر نگرديده است٠ چگونه يك قاضي به خود اجازه داده است اين چنين صريح و روشن قانون اساسي جمهوري اسلامي را زير پا بگذارد؟ آيا اين است مفهوم احياي حقوق عامه يا نظارت بر حسن اجراي قوانين (موضوع بندهاي ٢و ٣ اصل ١٥٦ قانون اساسي)؟

  قضات محترم براي تعطيلي روزنامه‌ها به ماده ١٣ قانون اقدامات تاميني و تربيتي مصوب سال ١٣٣٩ استناد نموده‌‌اند٠ اولا اين قانون در دوران استبداد سلطنتي، يعني ٧ سال بعد از كودتاي ٢٨ مرداد ماه ١٣٣٢ و درست در آغاز جنبش روحانيت و فعاليت علني احزاب و سازمان‌هاي سياسي ملي و حركت روحانيان به تصويب رسيده است٠ استناد به چنين قانوني در شان قضات قوه قضائيه جمهوري اسلامي ايران نمي‌باشد٠ ثانيا اين قانون در اصل به منظور مقابله با جنايت‌كاران و آدم‌كشان حرفه‌اي بوده است، نه مطبوعات٠ نه در زمان طاغوت و نه در طي بيست سال گذشته هيچ‌گاه از اين قانون براي مقابله با مطبوعات استفاده نشده است٠ ثالثا ماده يك همين قانون تصريح مي‌دارد كه اجراي حكم جز در مورد مكررين جرم ممنوع است٠

  اما در ماده ١٣ مورد استناد، چنين آمده است:

  «اشيايي كه آلت ارتكاب جرمي بوده و يا اين كه در نتيجه جرم حاصل شده باشد، در صورتي كه وجود آنها موجب تشويش اذهان يا مخل نظم عمومي و يا آسايش مردم باشد بر حسب تقاضاي دادستان و حكم دادگاه جنحه دستور ضبط آنها صادر مي‌شود ولو آن كه هيچ‌كس را نتوان تعقيب و يا محكوم نمود٠ دادگاه حق دارد دستور دهد كه اشياي ضبط شده را از دسترس عموم خارج كرده و يا آنها را نابود نمايند٠»

  آيا روزنامه‌ها اشيا و آلت ارتكاب جرم هستند؟ يا در نتيجه جرمي به وجود آمده‌اند؟ آيا دادستان چنين درخواستي از دادگاه جنحه داشته است؟ چرا دادگاه جنحه در اين قانون مسئول رسيدگي است؟ آيا در جمهوري اسلامي، رسيدگي به جرايم مطبوعات در صلاحيت دادگاه‌هاي جنحه است؟ آيا اختيارات قاضي معادل اختيارات دادگاه است، كه بتواند بدون احضار متهمان و استماع نظرات و مدافعات آنان، به صرف نظر و راي خود عمل نمايد؟

  بر فرض كه استناد قاضي محترم به بند ٥ اصل ١٥٦ و ماده ١٣0 قانون مصوب ١٣٣٩، پذيرفته شود؟ آيا فقط روزنامه‌ها و آن هم يك گروه از روزنامه‌ها، مسئول جو ملتهب كنوني مي‌‌باشند؟ آيا وظيفه قانوني تحقق بخشيدن به عدالت و گسترش عدل قوه قضاييه ايجاب نمي‌كرده است كه روزنامه‌هاي غوغاسالار، هتاك و توطئه‌گر نيز مشمول اين ابتكار جديد مي‌شدند؟ آيا تبليغ خشونت از بلند‌گوهاي رسمي، دعوت و تشنج مردم به كشتن مخالفين، در هر كجا كه يافته شوند، از مصاديق تشويش اذهان و مخل نظم عمومي و آسايش مردم نمي‌باشد؟ و نبايد متوقف گردد؟

  قاضي محترم شعبه ديگري در دادگستري براي تعطيل همزمان روزنامه‌ها به موادي از قانون مطبوعات استناد كرده است كه هيچ ارتباطي به موضوع ندارد٠

 

جناب آقاي هاشمي شاهرودي

  همه اين تخلفات در زماني صورت گرفته است كه مقام محترم رهبري هم با صراحت دست زدن به هر گونه عمل غيرقانوني را محكوم دانسته‌اند٠

  نهضت آزادي ايران به حساسيت اوضاع سياسي كشور، به خصوص بعد از انتخابات مجلس ششم واقف است٠ التهاب و حساسيت كنوني از آنجا سرچشمه مي‌گيرد كه در انتخابات مجلس ششم جناح يا جرياني كه اكثريت را در مجلس داشته، شكست خورده است و جناح و جريان ديگري اكثريت آراي مردم را به دست آورده است٠ طبيعت نظام‌هاي جمهوري و مردم‌سالار و قبول راي مردم به عنوان ميزان در اداره امور مربوط به خودشان و جابه‌جايي نيروهاي حاكم در چارچوب قانون اساسي رويه‌اي جاري در اين‌گونه نظام‌ها است٠ نمي‌توان پذيرفت كه «ميزان راي مردم است» اما به شرطي كه مردم تنها و هميشه به يك گروه يا جناح راي بدهند٠

  از طرف ديگر مشاركت گسترده مردم و راي آنان در اين انتخابات، در واقع راي مثبت ديگري به نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي محسوب مي‌گردد كه بايد از آن استقبال كرد و اين سرمايه عظيم را حفظ نمود٠ نمايندگاني كه انتخاب شده‌اند همگي از صافي شوراي نگهبان گذشته‌اند٠ جناح و جرياني هم كه اكثريت را به دست آورده است معتقد به نظام و متعهد به قانون اساسي است٠ پس نگراني از كجاست؟ آيا مجلس آينده مي‌تواند و يا چنين نظري را دارد كه مصوبات مجلس را بدون تاييد شوراي نگهبان به اجرا بگذارد؟ آيا مگر اختلاف‌نظر ميان مجلس و شوراي نگهبان سابقه ندارد و قانون اساسي تكليف نهايي آن‌ را توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام معين نكرده است؟

  در اين صورت نگراني علاقه‌مندان و دلسوزان آينده نظام جمهوري اسلامي و تماميت قانون اساسي از چه چيزي است؟

جناب آقاي هاشمي شاهرودي

  به عنوان رئيس قوه قضاييه از شما درخواست مي‌نماييم موج فتنه را خاموش سازيد٠

  تعطيلي سريع، گسترده، بي‌سابقه و گزينشي روزنامه‌هاي مستقل و اصلاح‌طلب كه همزمان با بازداشت روزنامه‌نگاران و به دنبال ترور مشاور سياسي رئيس جمهور و در آستانه مجلس ششم و سفر رئيس جمهور كشورمان به آلمان صورت گرفته است، حتي اگر دلايل و استنادات قانوني موجهي هم داشته باشد، جمهوري اسلامي را با بحران جديدي روبرو ساخته است كه اگر به سرعت چاره‌انديشي نشود، خداي ناكرده سرنوشت مبهمي را براي كشورمان در پي خواهد داشت٠

  اعتراض نهضت آزادي ايران صرفا بر سر بستن اين يا آن نشريه نيست، سخن ما بر سر درستي و نادرستي روش‌هاي به كار گرفته شده توسط مطبوعات (اعم از اصلاح‌طلب يا تندرو، چپ يا راست) نيست، بلكه سخن ما بر سر استفاده از شيوه‌هاي نادرست و غيرقانوني براي مقاصد سياسي يك جريان خاص مي‌باشد٠

  اتخاذ و اعمال اين روش، كشورمان را با يك بحران جديدي روبرو ساخته است٠ بي‌ترديد جمهوري اسلامي با مشكلات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ويژه‌اي روبروست٠ حل اين مشكلات، نياز به درايت و تدبير، خويشتن‌داري و همكاري‌هاي طولاني و همه جانبه دارد٠ خطاي اساسي در اين است كه مطبوعات را، خواه‌ اصلاح‌طلب يا محافظه‌كار و تندرو، ريشه اصلي و عامل مشكلات بدانيم٠ بدتر از اين خطا آن است كه تصور شود با تعطيل يك جانبه و يك طرفه روزنامه‌هاي يك جريان و جناح و يا حتي كسب اكثريت در مجلس و يا از دست دادن آن مي‌توان مشكلات را حل كرد٠ اين نگرش و اعمال اين رويه تنها موجب افزايش دامنه مشكلات و پيچيدگي‌هاي بيشتري مي‌گردد٠

  بر اين اساس است كه نهضت آزادي ايران صميمانه درخواست مي‌نمايد از اختياراتي كه قانون اساسي به جنابعالي به عنوان رئيس قوه قضائيه داده است استفاده نمائيد و اين روند ناسالم را متوقف سازيد تا رسيدگي به اتهامات وارده به نشريات در يك فرايند قانوني امكان‌پذير گردد٠ اصل ١٦١ قانون اساسي، ديوان عالي كشور را مسئول نظارت بر اجراي صحيح قوانين در محاكم «براساس ضوابطي كه رئيس قوه قضائيه تعيين مي‌نمايد» نموده است٠

جناب آقاي هاشمي شاهرودي

  سخنان جنابعالي مبني بر اجراي برنامه توسعه قضايي و انجام اصلاحات در ساختار و قوانين جاري قوه قضاييه در راستاي اجراي اصول قانون اساسي و تامين حقوق اساسي ملت ايران بارقه‌هاي اميدي به اصلاح و استقلال قوه قضاييه در افكار عمومي در پي داشته است٠ اما اقدامات واحدهاي قضايي زير نظر قوه قضائيه به ويژه اقدامات دادگاه‌هاي مطبوعات و توقيف خلاف قانون ١٦ نشريه اخير با برنامه‌ها و سخنان جنابعالي هماهنگي ندارد٠ نهضت آزادي ايران انتظار دارد با استفاده از اختيارات رئيس قوه قضائيه از اين‌گونه اقدامات خلاف قانون و خلاف مصالح ملي جلوگيري نمائيد و هشدار الهي را كه فرموده است: «و اتقوا فتنه لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه» (انفال ـ ٢٥) در اين خصوص مورد توجه قرار دهيد٠

نهضت آزادي ايران