شماره: 1726
تاريخ:10/05/1379
جنبش اصلاحطلبي و مخالفين آن
طرح اصلاحات اساسي در جامعه ايران به خاطر دشمناني كه پيدا كرده و تفسيرهاي نادرست و ناروايي كه از آن به عمل ميآيد خود به يك چالش جدي تبديل شده است٠ از يك سو حاميان سركوب و مقابله همه جانبه و ريشهاي با اصلاحات، به تئوريزه كردن خشونت و «اسلامي» جلوه دادن روشهاي ناصحيح و ضد اصلاحات پرداختهاند و از تريبونهاي مختلف به نظريهپردازيهاي خود از موضع شرعي و فقهي پر و بال ميدهند تا در افكار عمومي مردم در برابر جريان اصلاحطلبي يك سد و مانع فكري و ذهني ايجاد كنند٠ چون اينگونه ترفندها در ذهنيت مردم كه سخت به اصلاحات دل بستهاند موثر واقع نميشود، دشمنان اصلاحات هر روز شيوههاي تازهاي را براي مصاف با آن ابداع ميكنند: يك روز از اصلاحات امريكايي سخن گفته ميشود تا بنياد اصلاحات اساسي زير سوال برود و زمان ديگر به تفسير اقتصادي از اصلاحات پرداخته ميشود تا مشكل سياسي جامعه به فراموشي سپرده شود٠ در نهايت دو گروه كه پيشرفت پروژه اصلاحات را به نفع خود نميدانند بلكه آن را مساوي با نابودي خود ارزيابي ميكنند از درون و بيرون مرزها محيط را هر چه بيشتر آشفته و آب را گلآلود ميكنند تا از آن ماهي خود را بگيرند٠
اين دو گروه از يك طرف جناح راست افراطي و از سوي ديگر چپ افراطي ضدانقلاب است كه هر چند از راههاي متفاوت لكن هدف مشتركي را دنبال ميكنند، جناح راست افراطي و قدرتطلب، كه اعتقادي به ركن جمهوريت نظام ندارد و تكيه بر اسلاميت را بهانه حفظ قدرت خود قرار داده است، در ضديت با اصلاحات تا سر حد نابودي همه مظاهر دموكراسي و سركوب وحشيانه جنبش دانشجويي و ترور و محاكمه شخصيتهاي فرهنگي و سياسي و در هم پيچيدن يكباره و يكپارچه مطبوعات و با سوء استفاده از قانون و شرع به ظاهر كار خود را به پيش ميبرند٠ گروه افراطي ديگر با هدف براندازي و از همپاشي نظام جمهوري موفقيت جنبش اصلاحطلبي را به ضرر استراتژي براندازي ميداند، بنابراين از هر نوع اقدامي براي متوقف ساختن اصلاحات، با توسل به خشونتهاي فيزيكي، از حمله و هجوم گرفته تا پرتاب خمپاره به ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم رويگردان نيست! آيا به واقع اين هر دو گروه از آبشخور واحدي تغديه نميكنند و آيا گروه راست دانسته و ندانسته آب به آسياب دشمنان ملك و ملت نميريزد و آيا در ضديت با اصلاحات و استقرار جامعه مدني و مشاركت سياسي مردم از طرق مسالمتجويانه برخلاف منافع ملي و پروژه مردمسالاري قدم برنميدارد؟ جالب اين كه اين هر دو گروه افراطي عليرغم تضاد بنياني كه با هم دارند، در ضديت با اصلاحات گويي كاملا هماهنگ عمل ميكنند و براي تبليغ عليه اصلاحات در سطح جهاني، همزمان به حادثهآفريني ميپردازند تا شايد به هدف واحدي كه همانا متوقف ساختن يا بياثر جلوه دادن اصلاحات است دست پيدا كنند٠ راست افراطي با تبليغ خشونت و اقدامات ضد دموكراتيك در جهت حفظ منافع اقتدارگرايان و انحصارطلبان و چپ افراطي در آلترناتيوي كه از خود ساخته است با هدف براندازي به اين اقدامات ضدانساني و ضدملي دست ميزنند، اما هر دو گروه در نهايت به حفظ منافع امپرياليسم اقتصادي و صهيونيسم بينالملل به قيمت شكست يا توقف اصلاحات مدد ميرسانند٠ ولي هر دو گروه بايد بدانند كه اولا شكست اصلاحات مترادف با پيروزي آنها نخواهد بود، ثانيا اگر بر فرض محال هر كدام از آنها به مقاصد شوم خود برسند، به ديگري كوچكترين امكاني يا امتيازي نخواهند داد٠
از طرف ديگر بايد پرسيد كه هدف واقعي اصلاحات چيست و چرا عدهاي به توقف يا طرد اصلاحات يا انحراف آن كمر بستهاند و از هيچ روش خشونتآميز و جنايتي در اين راه فروگذار نميكنند؟ اگر منظور از اصلاحات، مقابله با مفاسد اقتصادي، اداري و انحراف از اصول و آرمانهاي اصلي و اوليه انقلاب و تامين حقوق اساسي ملت بر اساس قانون اساسي است، چنين حركتي طبيعتا در جهت رفع ظلم و نفي منافع گروههاي خاصي است كه با استفاده از موقعيت ممتاز و تكيه بر شعارهاي تند و انقلابي، اما توخالي و بيمحتوا، منافع ملي را به سمت رانتهاي خصوصي منحرف كرده و در جهت منافع خود از آن بهرهگيري ميكنند و حاضرند در هر شرايطي منافع ملي را قرباني منافع شخصي و گروهي خود بنمايند٠ در عين حال با پيشرفت حركت اصلاحي موقعيت خود را در خطر ديده هيچگونه آيندهاي جز سقوط براي خود نميبينند٠ لذا آخرين تلاشهاي خود را براي اغفال مردم و گرم نگهداشتن مشتريان معدود خود به عمل ميآورند٠
برخي از مخالفين جنبش اصلاحطلبي در ايران، با انگيزه تخطئه اصلاحطلبي، آن را با سرنوشت اصلاحات گورباچف در اتحاد جماهير شوروي سابق مقايسه ميكنند و هشدار ميدهند، اين يك مقايسه نادرست است زيرا نه ايران شوروي و نه خاتمي گورباچف است٠ پس اين مقايسه بلاموضوع چه معنايي دارد؟ آيا اينان نميدانند كه در سطح جهاني دو گروه عمده، گورباچف را، عامل آمريكا و از همپاشيدگي شوروي سابق را، توطئه آمريكايي ميدانند و تبليغ ميكنند؟ گروه اول كمونيستهاي قديمي (در ايران نورالدين كيانوري و يارانش)، گروه دوم راستهاي افراطي در حزب جمهوريخواه آمريكا٠ اما واقع قضيه از ديد اسلامي اين است كه رسول خدا (ص) فرمود: «الملك يبقي معالكفر ولايبقي معالظلم» در شوروي سابق هم كفر بود و هم ظلم٠ بنابراين احتمال سقوط به توان دو بود٠ سرنوشت محتوم شوروي سابق فروپاشي بود٠ بلشويكها و استالينيستهاي حاكم بر شوروي سابق، براي مدت هفتاد سال اجازه كمترين انتقادي از حاكميت و رهبران را ندادند و در اين راه آنچنان با مشت فولادين (استالين يعني فولاد) عمل كردند كه حتي از نزديك ترين ياران دوران انقلاب هم صرفنظر نكردند و تا پايان دهه ١٩٣0 كليه اعضاي كميته مركزي حزب كمونيست، كه جملگي از اركان انقلاب بلشويكي ١٩١٧ بودند، سر به نيست شدند٠
آنچه در شوروي سابق و كشورهاي اروپاي شرقي رخ داد، اجتنابناپذير بود و پيامد طبيعي واقعيات حاكم بر تفكر و عملكرد آنان بود٠
آيا به بهانه مخالفت با جنبش اصلاحات در ايران و نفي سياستهاي گورباچف و دشمني با امپرياليسم آمريكا بايد از حاكميت سركوبگر، ظالم، جنايتكار و توتاليتر استالين و اذنابش دفاع كرد؟
خوشبختانه جنبش اصلاحطلبي ايران در روند تاريخي خود به آن حد از هوشمندي و بلوغ فكري رسيده است كه در مقابله با تحريك آميزترين روشها و خشنترين برخوردها و انواع حقكشيها بتواند سعهصدر به خرج داده، خونسردي خود را حفظ كند، تا در روند طبيعي توسعه سياسي اختلالي ايجاد نشود، نمونه بارز آن برخورد هوشمندانه دانشجويان دانشگاه عليرغم حكم غيرعادلانه متهمين حمله به كوي دانشگاه در سالگرد اين حادثه تلخ و شوم است كه با آرامش كامل برگزار شد٠
نهضت آزادي ايران تنها راه خروج از بنبست فعلي سياسي و گشودن گره مشكلات مملكت را، كمك صادقانه به برنامه اصلاحات سياسي و به رسميت شناختن حقوق شهروندي و مشاركت مردمي، قانونمداري و قانونگرايي ميداند و صادقانه از آن پشتيباني مينمايد٠ بنابراين اقدامات افراطيون اعم از سركوب جنبش اصلاحطلبي و يا پرتاب خمپاره در درون شهرها را ضديت با اصلاحات، خلاف مصالح ملي و منافع سياسي مردم ارزيابي ميكند و آن را شديدا محكوم ميكند٠ نهضت آزادي ايران در عين حال تعريفهاي رياكارانه، نادرست و انحرافي را كه از طرح اصلاحات ميشود، خلاف واقع و تفرقهافكنانه ميداند و معتقد است كه حركت اصيل اصلاحي مردمسالاري راهي روشن است و تغيير مسير اصلاحات براي ضربه زدن به نظام مردمسالاري و حفظ سلطه جريانهاي سياسيـ اقتصادي به نفع جناح راست افراطي است٠
نهضت آزادي ايران با بهرهگيري از تجربيات ممتد تاريخي، چه در برخورد با هژموني اقتدارگرايان انحصارطلب و چه در برخورد با حركات جنايتآميز گروههاي افراطي راست و چپ به دليل پيامدهاي سنگين و رقتباري كه اينگونه حركات براي مردم و مملكت به بار ميآورد و نتايج سودمندي كه براي قدرتهاي زورمند و صهيونيسم بينالملل دارد همچنان صبورانه اما معترضانه با آرامش و متانت در برابر تحريكات و هرج و مرجطلبي و ناامني، شكيبايي و مقاومت از خود نشان ميدهد و از هيچ تلاشي براي تنشزدايي و بازگرداندن آرامش به جامعه و استقرار حاكميت مردم با شيوههاي منطقي و قانوني، فروگذار نميكند، و در اين راه خداوند منان و مردم آزاده و آگاه ايران را ياور و مددكار خود ميداند٠ العاقبه للمتقين٠
نهضت آزادي ايران
