بررسی پروژه «عبور از خاتمی» تاريخ: ١٢/٠٨/٧٩

title

   شماره:1732

   تاريخ:12/08/1379

بررسي پروژه «عبور از خاتمي»

  در ماه‌هاي اخير، به ويژه بعد از غائله خرم‌آباد و سركوب برنامه‌ريزي شده جنبش دانشجويي (در آستانه سفر تاريخي رئيس‌جمهور به نيويورك)، نظريه‌اي تحت عنوان، پروژه «عبور از خاتمي» از سوي گروه‌ها و جناح‌هاي مختلف سياسي كشور مطرح شده است كه آقاي خاتمي نيز نسبت به آن واكنش نشان داده‌اند٠ با توجه به اهميت مساله در شرايطي كه براي انتخابات ٨0 رياست جمهوري زمينه‌سازي مي‌شود، لازم است ديدگاه‌ها و عملكرد سه جريان اصلي زير براي تبيين ريشه‌ها و علل مطرح شدن اين پروژه، مورد بررسي و تحليل قرار گيرد٠

١ ـ جريان انحصار‌طلب

  پيروزي قاطع آقاي خاتمي در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوري در دوم خرداد ١٣٧٦، دو پيام كاملا متمايز داشت٠ اول راي منفي، صريح و شفاف مردم به عملكرد حاكميت گذشته، دوم تاييد و حمايت از برنامه توسعه سياسي و اصلاحات آقاي خاتمي و اجراي اصول فراموش شده و مهم قانون اساسي، به ويژه در زمينه آزادي‌ها و حقوق اساسي ملت٠

  اين موفقيت موجب شد كه مطالبات سياسي ـ اجتماعي مردم در قالب برنامه اصلاحات به يك خواست ملي تبديل گردد و جريان سنتيِ انحصار‌طلب كه نگرانِ از دست دادن پايگاه قدرت و حذف رانت‌هاي سياسي و اقتصادي خود بود، براي تقابل با جنبش اصلاحات برنامه‌ريزي كند٠

  قتل‌هاي زنجيره‌اي، فاجعه تاسف‌بار تهاجم به كوي دانشگاه تهران و دانشگاه تبريز، ترور شخصيت‌هاي سياسي، تعطيل فله‌اي مطبوعات، تهيه و پخش برنامه تنظيم شده «هويت» و كنفرانس برلين از صدا و سيما، بازداشت و اسارت نويسندگان و شخصيت‌هاي سياسي اصلاح‌طلب و عملكرد يكسويه و تبعيض‌آميز قوه قضاييه نسبت به بازداشت شدگان، گوشه‌اي از برنامه مقابله با جنبش اصلاحات را نشان مي‌دهد٠

  بحران‌آفريني‌هايي كه در طول قريب چهار سال با استفاده از استراتژي «النصر بالرعب» و با تكيه بر خشونت گروه‌هاي فشار و با شعار پاسداري از مقدسات ديني انجام شد، از يك سو شرايط لازم را براي سركوب جنبش دانشجويي و مطبوعات اصلاح‌طلب، كه نقش اطلاع‌رساني و آگاهي بخشي مردم را بر عهده داشتند، فراهم آورد و از سوي ديگر براي خسته و فرسوده كردن نيروهاي اصلاح‌طلب و دولت آقاي خاتمي طراحي گرديد تا با عدم تحقق برنامه‌هاي تعهد شده رئيس جمهور و مطالبات بر حق مردم، زمينه‌هاي ياس و بدبيني و سلب اعتماد ملت نسبت به دولت آقاي خاتمي را فراهم آورد٠

  در چنين شرايطي است كه رسانه‌هاي مرتبط با جريان انحصارطلب، در غياب مطبوعات مستقل و اصلاح‌طلب، نارسايي‌ها و تنگناهاي معيشتي مردم را برجسته مي‌كنند تا عدم‌ كارايي و اقتدار دولت را تبليغ نموده و اعتماد مردم به رئيس جمهور و برنامه اصلاحات و توسعه سياسي ايشان را كاهش دهند٠

  جريان اقتدارگرا كه به دليل عملكرد خود در طول دو دهه گذشته، پايگاه اجتماعي خويش را به ميزان زيادي از دست داده است، هم‌چنان بر منابع اصلي قدرت مالي، نظامي، قضايي و اطلاع‌رساني جامعه تكيه زده و توان بحران‌آفريني، هدايت آن و حمايت از بحران‌آفرينان را حفظ كرده است٠

  بحران‌هاي سه سال گذشته هر چند هزينه‌هاي سنگيني براي اصلاح‌طلبان داشته، اما در عوض موجب رشد و توسعه آگاهي‌ در سطح جامعه و تثبيت برنامه‌ اصلاحات گشته است٠ به طوري كه جريان انحصارگر براي انحراف افكار عمومي، به تعريف مجدد اصلاحات پرداخته و با ادعاي توليت اصلاحات، مطالبات بر حق مردم را، كه همان مطالبات ملت ايران در طول مبارزات يكصد سال گذشته بوده و در شعارهاي انقلاب اسلامي و قانون اساسي نيز منعكس شده است، به عنوان «اصلاحات آمريكايي!» مورد تهاجم قرار داده است٠

  سردمداران اين جريان كه هيچ‌گاه پاسخگوي عملكرد خود نبوده‌اند، براي بهره‌برداري از شرايط حاضر اعلان مي‌كنند: «مسوولين جمهوري اسلامي بايد پاسخگوي مسووليت‌شان باشند، اما هيچ‌يك از مسوولين دوم خردادي پاسخگو نيستند» و چرا «جناح دوم خرداد و دولت آنها و رئيس جمهور نمي‌توانند گزارشي از عملكرد خود به ملت بدهند٠»

  اين جريان كه از ابتداي انتخاب آقاي خاتمي همواره به كارشكني و تضعيف پرداخته و عمر اين دولت را حداكثر شش ماه پيش‌بيني ‌كرده بود، اينك براي بركناري «نجيبانه» رئيس جمهور بحث كنار رفتن در اوج قدرت (مانند نلسون ماندلا) را مطرح مي‌سازد و در ماه‌هاي اخير بحث «عبور از خاتمي» را پر و بال مي‌دهد٠

٢ ـ جريان برانداز

  جريان براندازي نظام كه در دو دهه گذشته به انزوا و تحليل كشيده شده و در قالب چند گروه مشخص (عمدتا در خارج از كشور) حضور و فعاليت دارد، بعد از دوم خرداد همواره مخالفت خود را با شخص آقاي خاتمي و برنامه‌‌ اصلاحات در عرصه‌هاي مختلف اعلام داشته است٠ اگر برنامه‌ اصلاحات با حضور و مشاركت گسترده مردم در چارچوب قانون اساسي تحقق يابد و همه ايرانيان با التزام به قانون اساسي براي ساختن ايراني آباد و آزاد و مستقل بسيج شوند، خط‌مشي براندازي بي‌اعتبار گشته و زير سوال خواهد رفت٠

  بعد از دوم خرداد ٧٦ گروه‌هاي انحصار‌طلب و اقتدارگرا كه با اجراي برنامه اصلاحات و قانونمند شدن مناسبات مديريتي، موجوديت خود را در معرض خطر مي‌ديدند، هماهنگ با گروه‌هاي برانداز به كارشكني در برنامه اصلاحات پرداختند و همچون دو تيغه قيچي حول محور تضعيف و از صحنه خارج كردن آقاي خاتمي برنامه‌ريزي و اقدام نمودند٠

٣ ـ جريان اصلاح‌گرا

  آقاي خاتمي و جريان اصلاح‌گرا به رغم كارشكني‌ها و بحران‌آفريني‌ها، با پشتيباني مردم و با تاكيد بر، اهداف توسعه سياسي، اصلاحات را به پيش بردند: برگزاري انتخابات شوراها و مجلس ششم، جلب مشاركت وسيع مردم و پيروزي چشم‌گير نمايندگان اصلاح‌طلب، توسعه مطبوعات مستقل، شكوفايي جنبش دانشجويي، رشد آگاهي‌ها و شناخت فراگير موانع اصلي توسعه كشور، كسب اعتبار بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران از طريق اجراي سياست تنش‌زدايي، پاره‌اي از دستاوردهاي برنامه اصلاحات و توسعه سياسي بوده است٠

  هرچند عدم انسجام سازماني، نداشتن برنامه و عدم توانايي بسيج نيروها در مواقع بحراني و عدم مقبوليت پاره‌اي از فعالين اين جبهه، مشكلات و محدوديت‌هايي را موجب شده است كه بايد به تدريج از ميان برداشته شود٠

  توجه به اين نكته ضروري است كه برخي از فعالين گروه‌هاي دوم خرداد آراي آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري را آراي خود تلقي كرده و به خاطر اين اشتباه در عمل با واكنش مردم، حتي فعالين جنبش دانشجويي، روبرو شده‌اند٠ به علاوه جريان راست سنتي و اقتدارگرا، براي ايزوله كردن گروه‌هاي دوم خرداد اجراي شعار جدايي «خودي از غيرخودي» را بر آنها تحميل كرده تا اين گروه‌ها نتوانند با ساير احزاب و گروه‌هاي اجتماعي ريشه‌دار اصلاح‌گرا و كارشناسان صاحب‌نظر از جمله نيروهاي ملي ـ مذهبي در چارچوب برنامه اصلاحات هماهنگ عمل كنند٠ اين اقدام محدوديت بيشتر جريان اصلاحات درون و بيرون حاكميت و دلسردي و نااميدي بسياري از مردم را موجب گشته است٠

٤ ـ زمينه‌هاي پروژه عبور از خاتمي

  به اين ترتيب جريان راست اقتدارگرا و گروه‌هاي برانداز نقش اصلي را در زمينه‌سازي پروژه عبور از خاتمي داشته‌اند ولي عملكرد گروه‌هاي دوم خرداد و محدوديت‌هاي دروني جريان اصلاحات رئيس جمهور را نيز نبايد از نظر دور داشت٠

  ضرباتي كه بر جنبش دانشجويي وارد شده، قلع و قمع نويسندگان و اصحاب مطبوعات، عدم توانايي دولت در پاسخگويي به مطالبات مردم، به همراه جوسازي‌هاي مخالفين اصلاحات، اين سوال را براي بسياري از مردم، به ويژه جوانان و دانشجويان كه اميدهاي آينده جامعه هستند، مطرح ساخته است كه تا چه حد آقاي خاتمي توان مديريت و مهار بحران و عبور از اين موانع را دارد؟ چرا آقاي خاتمي از اختيارات و اقتدار خود استفاده كافي نكرده و با اين همه بي‌قانوني و ظلم و فساد مقابله نمي‌كند؟

  رئيس جمهور در جمع دانشجويان و دانشگاهيان، در واكنش به اين روند، بر اين نكته اساسي، كه در فرهنگ استبدادي جامعه ما ريشه‌ دارد، اشاره نموده است كه «تا روزي كه ما منتظر قهرمانيم اين جامعه رشد نخواهد كرد»٠ به نظر ما نيز به جاي قهرمان‌سازي و برجسته نمودن افراد، بايد فكر و برنامه آنها با جديت دنبال گردد تا در اين صورت با تغيير فرد در روند برنامه‌ها تغييري حاصل نشود٠

  علاوه بر آن، اصلاحات اجتماعي و تحولات پايدار سياسي نياز به فرايندي درازمدت دارد٠ شرايط لازم براي شكل‌گيري اين فرايند، برخورداري از خصلت‌هاي صبر، ثبات قدم و پايداري و تقواي دروني است٠ در هر حال بر حسب اين اصل اساسي قرآني، تا نفوس يك ملت از بنياد تغيير نكند سرنوشت آن ملت تغييري نخواهد كرد٠ (ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم)

  در ميان كساني كه پروژه عبور از خاتمي را مطرح كرده‌اند، گروهي برنامه عبور از اصلاحات را دنبال مي‌كنند٠ يعني به سمت انسداد سياسي و جلوگيري از آزادي‌هاي قانوني و حاكميت ملت و حفظ حاكميت انحصاري خود مي‌‌روند، و گروهي بي‌اعتبار كردن مبارزه قانوني و زمينه سازي براي براندازي نظام را در سر مي‌پرورانند٠ البته جمع ديگري نيز دستيابي سريع‌تر به اصلاحات و رفع موانع كنوني آن، براي پاسخگويي عاجل‌تر به مطالبات مردم را مدنظر دارند٠

  جنبش دانشجويي و ‌‌آگاهان جامعه به رغم تمامي ناكامي‌ها و دشواري‌هاي گذار از اين دوره حساس، با استعانت از خداوند متعال و خرد جمعي و شناخت اهداف و انگيزه گروه‌هايي كه پروژه «عبور از خاتمي» را مطرح ساخته‌اند، با مشاركت آگاهانه و صبورانه خود از برنامه اصلاحات آقاي خاتمي حمايت كرده و زمينه انتخاب مجدد ايشان را فراهم خواهند نمود٠

  نهضت آزادي ايران پروژه «عبور از خاتمي» را عملا آسيبي جدي به برنامه اصلاحات و استمرار بحران‌هاي كنوني كشور ارزيابي مي‌كند و براي خنثي كردن توطئه‌ها و موانع راه اصلاحات٠ موارد زير را مورد تاكيد قرار مي‌دهد:

  ١ـ برنامه اصلاحات كند، كم‌هزينه، ولي دراز مدت و ريشه‌دار و هماهنگ با منافع و مصالح ملي است، اما نيازمند برنامه‌ريزي راهبردي مي‌باشد٠

  ٢ـ براي پاسخگويي به مطالبات اساسي مردم بايد اجراي برنامه توسعه سياسي و آزادي‌هاي قانوني مورد تاكيد قرار گيرد٠

  ٣ـ جريان اصلاح‌گرا لازم است با هوشياري كامل توطئه گروه‌هاي فشار را كه مي‌خواهند حركت‌هاي دانشجويي را به واكنش افراطي بكشانند خنثي نمايد٠

  ٤ـ افراط و تفريط‌ آفت هر حركت اصلاحي است٠ در هر مقطع، سطح مطالبات بايد با ظرفيت‌ها و محدوديت‌ها هماهنگ شود تا بيشترين استفاده از امكانات موجود به عمل آيد٠

  ٥ـ براي مقابله با ياس و نوميدي و سرخوردگي لازم است دستاوردهاي جنبش دوم خرداد و گام‌هاي بلندي كه در راستاي برنامه اصلاحات برداشته شده است، برجسته گردد تا شور و نشاط و تلاش و تحرك‌ها افزايش يابد٠

  ٦ـ لازم است عملكرد آقاي خاتمي و دولت ايشان خيرخواهانه نقد شود ـ نقد اصولي اين عملكرد موجب اقتدار و تقويت بيشتر دولت ايشان خواهد شد٠

  ٧ـ همه‌ گروه‌هاي سياسي، از جمله گروه‌هاي راست سنتي، ضروري است نامزد خود براي انتخابات رياست جمهوري را با برنامه‌اي جامع معرفي كنند تا مردم بتوانند در فرصت كافي آن را بررسي و ارزيابي نموده و به نامزد مورد نظر خود راي دهند٠ در چنين شرايطي گام جديدي در راستاي انتخابات حزبي و اولويت برنامه به جاي اشخاص و زمينه‌سازي براي شكل‌گيري جامعه مدني برداشته مي‌شود٠

والعاقبه للمتقين

نهضت آزادي ايران