نامه دكتر يزدی به روزنامه حيات‌نو در مورد اظهارات رئيس دادگاه انقلاب پيرامون بازداشت‌شدگان اخير تاريخ: ٠٢/٠٢/٨٠

title

تاريخ: 02/02/1380

نامه دكتر يزدي به روزنامه حيات نو در مورد اظهارات رئيس دادگاه انقلاب

پيرامون بازداشت‌شدگان اخير

سردبير و مدير مسئول محترم روزنامه حيات نو

  با سلام و با آرزوي توفيق جلب رضاي حق و خدمت به خلق.

  در صفحه دوم آن نشريه مورخ سه‌شنبه 28 فروردين ماه 1380 در خبري تحت عنوان: ” اظهارات جديد رئيس دادگاه انقلاب پيرامون بازداشت شدگان اخير”، به نقل از رئيس دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران مطالبي در مورد بازداشت‌شدگان و شخص اينجانب آمده است كه نقض آشكار مباني ديني و منطق قضايي است. درخواست مي‌شود پاسخ اينجانب را در اولين شماره درج فرمائيد.

   1- آقاي مبشري، رئيس دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران قبول كرده‌اند كه علي‌الاصول قبل از اثبات جرم در دادگاه صالحه مجرم دانستن متهمان خلاف است. ولي با وجودي كه هنوز هيچ دادگاهي به صحت و اصالت اسناد و مدارك مورد ادعاي ايشان عليه بازداشت‌شدگان اخير، از جمله اعضاي نهضت آزادي ايران رسيدگي ننموده و حكمي صادر نشده است و مراحل قانوني رسيدگي طي نگرديده، ايشان نظر قضايي داده و پيشاپيش متهمان را مجرم و نهضت آزادي را طي بيانيه‌اي غيرقانوني اعلام كره‌اند.

  2- ايشان در اين مصاحبه خود، با كمال تعجب و ناباوري درباره سفر اينجانب اظهار داشته‌اند كه: “آقاي يزدي ظاهراً جهت عمل جراحي پروستات به آمريكا سفر كرده و نمي‌دانم اين سفر چقدر طول خواهد كشيد. اما او شش ماه است كه در آمريكاست و مرتب با راديوهاي بيگانه مصاحبه مي‌كند. به نظر من او دلايل ديگري براي سفر به آمريكا داشته كه بي‌ارتباط با حوادث جديد نيست.”

  اولاً: آيا رئيس دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران، علاوه بر مسائل قضايي، براي خود صلاحيت اظهارنظر پزشكي آن هم در مورد بيماري خاصي نظير سرطان را قايل مي‌باشند؟

  ثانياً: ايشان كه بحمدالله اين قدرت را دارند كه به جاي وزارت اطلاعات، سرويس‌هاي اطلاعاتي آمريكا و غرب را در ايران زير چشم تيزبين خود داشته باشند چگونه نمي‌دانند كه پزشك معالج من در تهران، كه سابقه بيماري مرا دارد چه كسي است و چرا اين زحمت را به خود نداده‌اند كه قبل از هر نوع اظهارنظري، كمي تحقيق كنند. شايد مي‌توانستند اگر لازم باشد، مطلع شوند كه معالجه اينجانب چقدر به طول خواهد انجاميد. همانطور كه قبلاً هم گفته‌ام، براي اطلاع ايشان و مردم خوبمان يادآور مي‌شوم كه در اولين فرصت كه درمان بيماري‌ام به نقطه معيني برسد كه پزشك معالجم اجازه سفر بدهد، به وطنم و به ميان مردم صبور و مهربانمان بازمي‌گردم. حتي اگر قرار باشد به زندان بروم. زيرا آنرا كه حساب پاك است از محاسبه باكي ندارد.

  ثالثاً: اينجانب به دعوت چند دانشگاه در ايالات كلرادو، آيداهو و اوهايو براي سخنراني به مناسبت بيست‌ودومين سالگرد گروگانگيري به آمريكا سفر كردم و بعد از اتمام اين برنامه، قرارم اين بود كه براي ماه مبارك رمضان در تهران باشم. اما در جريان آزمايش‌هاي پزشكي هنگامي كه تشخيص ابتلا به بيماري سرطان پروستات، با درجه بدخيمي بالا قطعي گرديد، بعد از تماس با پزشك معالجم در ايران و كسب نظر تخصصي ايشان اجباراً درمان را همين جا در مركز سرطان اندرسون در شهر هيوستون شروع كردم. قسمت اول اين درمان، شامل استفاده از داروهاي ويژه ضدسرطاني است كه تهيه آنها در ايران يا مشكل و يا غير ممكن است. متأسفانه ورود و توزيع داروهاي بيماري‌هاي خاص از جمله انواع سرطانها، در انحصار يك نهاد ويژه غيردولتي، كه تحت نظر يكي از اعضاي خانواده يكي از مقامات برجسته اداره مي‌شود، قرار داده شده است و اين داروها يا وارد نمي‌گردد يا ورود آنها بسيار نامنظم و پراكنده و غيرقابل اعتماد مي‌باشد. اين امر براي بيماران مبتلي به بيماري‌هاي خاص مشكلات فراوان بوجود آورده است.

  رابعاً: آقاي مبشري، اظهار داشته‌اند كه فلاني دلايل ديگري براي سفر به آمريكا داشته كه بي‌ارتباط با حوادث جديد نيست. از يك مقام قضايي چنين سخناني تعجب‌آور است. ايشان با كدام سند قابل اعتنايي چنين اظهارنظري كرده‌اند؟ آيا اين القاء شبهه در افكار عمومي نيست؟ آيا اين گونه اظهارنظرها از مصاديق “ظن و گمان” نمي‌باشد؟ آيا ايشان آيه 12 سوره حجرات را نخوانده‌اند كه: يا ايهاالذين آمنوا اجتنبوا كثيراً من‌الظن انا بعض‌الظن اثم.

  آيا حوادث جديد ايران چيزي جز بازداشت گسترده نيروهاي ملي‌ـ مذهبي، اعضاي نهضت آزادي ايران و فعالان دانشجويي در تهران و شهرستانها مي‌باشد؟

  پروردگار باري تعالي را مي‌خوانم: خدايا كساني را كه بر مردم رحم نمي كنند بر ما مسلط مگردان. آنچه را كه مورد رضاي توست و دوست داري بر قلب و قلم و زبان و قدم ما جاري بفرما.

دكتر ابراهيم يزدي

ارديبهشت ماه 1380