شماره: 1765
تاريخ: 24/07/1380
تروريسم بينالمللي، افغانستان و موضع ايران
فاجعة يازدهم سپتامبر و قتل عام بيش از شش هزار نفر در نيويورك و واشنگتن ميهن ما را در برابر موقعيت بسيار حساس و تعيينكنندهاي قرار داده است. بيترديد واكنش صحيح جمهوري اسلامي در برابر چنين حادثهاي ميتواند منشأ تأثيرات مثبت هم در آيندة نظام و هم در روند تحولات خاورميانه و مناسبات دنياي غرب با مسلمانان باشد.
نهضت آزادي ايران با درك موقعيت كنوني، توجه مردم عزيز و دولتمردان را به موارد ذيل جلب ميكند.
1- جمهوري اسلامي ايران و بعضي از كشورهاي اسلامي در مظان اتهام حمايت از تروريسم ميباشند. صرفنظر از صحت و سقم اين اتهام، ميزان باور افكار عمومي جهاني نسبت به اين امر تأثير مستقيم و مهمي در ميزان نفوذ فرهنگ اسلامي و مقبوليت آن در جهان امروز دارد. مسلماً شعارهاي بيمايه و تحريككننده و عملكردهاي ناصواب و خشونتآميز در گذشته و حال صدمات جبران ناپذيري به حيثيت بينالمللي برخي دولتهاي مسلمان از جمله ايران و به تبع آن شهروندان اين كشورها زدهاست و سيستمهاي تبليغاتي دشمنان نيز با بزرگنمايي اين اشتباهات به آثار منفي آنها افزوده است. نهضت آزادي ايران ضمن حمايت و تأييد موضعگيري صحيح مسؤولين جمهوري اسلامي ايران با فاجعة اخير، حاكميت را به ادامة خويشتنداري، پرهيز از بكاربردن ادبيات و لحن خشونتگرايانه و تأكيد بر مفاهيم و مباني صلحآميز دين اسلام دعوت ميكند. بيترديد بكارگيري زبان رحمت و محبت و همدردي ميتواند در زدودن تيرگيها از چهرة جوامع اسلامي و جبران بسياري از خطاها و اشتباهات گذشته بسيار مؤثر باشد.
2- سرنوشت افغانستان و طالبان و حكومت جانشين آنان در اين مقطع زماني تأثير بسياري در تحولات منطقه و بر مصالح و امنيت ملي كشورمان خواهد داشت. ايران نميتواند و نبايد نسبت به اين تحولات بياعتنا و يا بيطرف باشد. جمهوري اسلامي ايران شايسته است با تكيه بر ديپلماسي و حضور فعال مانع از آن شود كه بعضي كشورهاي ذينفع منافع عمومي مردم منطقه را به خاطر منافع ملي خود مصادره كنند. اين امر با پرهيز از انزواگرايي و بيطرفي غيرفعال و با حضوري فعال، اما غيرجانبدارانه و ممانعت از پايمالشدن منافع ملي و منافع مسلمانان ممكن ميباشد. حل بحران افغانستان و ايجاد صلح و امنيت در اين كشور همسايه در جهت تأمين منافع منطقه، تنها در صورت استقرار حكومتي براساس يك انتخابات آزاد سرتاسري تحت نظارت سازمان ملل متحد و با مشاركت سازمان كنفرانس اسلامي با حضور تمام نيروهاي موجود در افغانستان از طريق دموكراتيك و نه زدوبندهاي سياسي، امكانپذير است. جمهوري اسلامي ايران ميتواند با حضوري جدي در سازمان كنفرانس اسلامي و ديگر سازمانهاي بينالمللي، ضمن جلوگيري از سوءاستفاده قدرتهاي بزرگ از شرايط فعلي، هم به يافتن راه حلي صحيح و اصولي براي مساله تروريسم كمك كند و هم جهانيان را با تواناني و قدرت نفوذ خود در بحرانهاي بينالمللي تحت تأثير قرار دهد. مصوبات نشست اخير وزراي امور خارجه كشورهاي عضو كنفرانس اسلامي در قطر نشان ميدهد كه زمينههاي مساعدي در اين راستا وجود دارد.
مبارزه با تروويسم بينالمللي زير نظر سازمان ملل، نه يك يا چند قدرت در بيرون از سازمان ملل متحد، علاوه بر حمايت كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي، توان بالقوة جلب حمايت كشورهاي غيراسلامي، نظير چين، ژاپن، روسيه و بعضي كشورهاي اروپاي غربي را نيز دارد. مشاركت كشورهاي اسلاميـ عربي در ائتلاف بينالمللي مبارزه با تروريسم زير نظر آمريكا، بخصوص عمليات نظامي يك طرفه در افغانستان و كشتار مردم بيدفاع آن، با مخالفت جدي افكار عمومي در اين كشورها روبروست. قرار گرفتن اين مبارزه زير نظر سازمان ملل متحد، كشورهاي اسلاميـ عربي را از آسيبهاي سياسي مصون خواهد داشت.
اگرچه نشست وزراي امور خارجة كشورهاي عضو كنفرانس اسلامي از ارائة يك تعريف جامع و مانع از تروريسم در ابعاد ملي و دولتي امتناع نمود، اما با صراحت عمليات نظامي دولت اسرائيل عليه مردم فلسطين را از مصاديق بارز تروريسم دولتي اعلام كرد و بر حق مبارزه مردم فلسطين براي داشتن وطن و دولت مستقل فلسطين تاًكيد نمود.
ايران، برخلاف برخي ديگر از اعضاي سازمان كنفرانس اسلامي، داراي روابط دوستانه و نزديك با آمريكا نيست و مواضع دولت خاتمي نيز در اين سالهاي اخير و همچنين دربارة حادثة انفجار به بهبود موقعيت بينالمللي ايران كمك كرده است. اين موفقيت به ايران امكان ايفاي نقش مثبت سياسي در منطقه، حتي مشاركت در حل بحران خاورميانه به نفع فلسطينيها را ميدهد و جهانيان را با چهرهاي مثبت و سازنده از جمهوري اسلامي ايران روبرو ميسازد. اما اين مهم تنها هنگامي صورت ميگيرد كه با عملكرد صحيح در حوزة داخلي و تمكين از اصول قانون اساسي، رعايت مباني حقوق بشر و ميثاقهاي اجتماعي و پيروي از قوانين بينالمللي در عرصة خارجي همراه باشد.
3- در حالي كه دولتهاي اسلامي و سازمانها و جناحهاي مختلف و بخصوص مردم انساندوست كشورهاي اسلامي حملة تروريستي 11 سپتامبر به نيويورك و واشنگتن را محكوم كرده و نسبت به آن اعلام برائت كرده و آنرا غيرقابل قبول دانستند، متأسفانه آمريكا با همكاري انگليس، بجاي خويشتنداري و جستجوي راه حلي سياسي با همكاري همة كشورهاي منطقه، در هفتة گذشته، به حملة نظامي همه جانبهاي به افغانستان دست زد و حضور نظامي خود را در اين منطقة حساس خاورميانه تثبيت كرد. عمليات نظامي گسترده عليه افغانستان موجب حضور نظامي آمريكا در كشورهاي آسياي مركزي شده است. برخي از كارشناسان بر اين باورند كه در پَسِ حملة نظامي به افغانستان، اهداف ديگري غير از مبارزه با طالبان و بنلادن وجود دارد و آن كنترل منابع نفت و گاز طبيعي اين كشورها ميباشد. در هر حال عمليات نظامي آمريكا اگرچه ممكن است بر طبق مفادي از منشور سازمان ملل قابل توجيه باشد اما نه تنها نميتواند تروريسم را از بين ببرد بلكه صلح و آرامش در منطقه و امنيت ملي ايران را بطور جدي به خطر مياندازد و به مردم دلير و مظلوم افغانستان كه 23 سال است به خاطر دخالت بيگانگان در سختترين شرايط انساني بسر ميبرند ظلم مضاعف و جنگ مجددي را تحميل مينمايد.
نهضت آزادي ايران چنين حملة نابرابر و غيرمتعارفي را نادرست دانسته و آنرا محكوم ميكند.
4- شواهد محدود و پراكندهاي كه ارائه شده است براي اثبات انجام عمليات تروريستي 11 سپتامبر توسط بنلادن و سازمان القاعده كافي بنظر نميرسد. بنلادن فاقد توانمنديهاي لازم براي انجام عملياتي در چنان ابعادي ميباشد. علاوه بر اين، بسياري از صاحبنظران ميدانند كه نه تنها بنلادن و تشكيلاتش توسط سازمان سيا براي مبارزه با روسها آموزش ديده بودند، بلكه سازمانهاي امنيتي آمريكا، پاكستان، عربستان سعودي و مصر در آنها نفوذ دارند. بنابراين چگونه بنلادن و سازمان القاعده ميتوانستهاند چنين عملياتي را دور از چشم مأمورين امنيتي اين سازمانها انجام دهند و آيا بدون حمايت و كمك سازمانهاي مجهزتر ميتوانستهاند دست به اقدامات تروريستي بزنند؟
5- در دنياي پرشتاب و تغيير كنوني، دولتها و نظامهايي كه نسبت به تحولات اجتماعي و بينالمللي بيتفاوتي و يا سرسختي نشان ميدهند راه به جايي نميبرند. اينك در شروع هزارة سوم، فرصتي استثنايي در اختيار ايران و مسلمانان قرار گرفته است. وجدان بينالمللي به شدت از خشونت و ترور متأثر و غمگين است. در سرتاسر دنيا از بالكان تا خاورميانه و از آمريكا تا رواندا و سومالي، ملتها درد و رنج وحشت و ترور را چشيدهاند. حوادث اخير، براي اولين بار در ابعاد بسيار گستردهاي پيامهاي ناگوار و وحشتناك تعصبات كور را به مردم آمريكا نيز نشان داده است. افكار عمومي مردم آمريكا، در حالي كه به شدت عليه عاملين فاجعه 11 سپتامبر بسيج شده است، در همان حال به دنبال آگاهي بر علل و اسباب تنفر مردم دنيا از آمريكا ميباشند. وجدان عمومي بشريت مسؤوليت اين امر را متوجه تمام كشورهاي جهان ميداند. امروز حتي در آمريكا هم لزوم بازنگري در سياستهاي گذشته اين كشور ضروري تشخيص داده ميشود و در سطح افكار عمومي مطرح ميباشد. حادثة 11 سپتامبر، مبارزه با تروريسم بينالمللي را به عنوان اولويت در سياست خارجي آمريكا مطرح ساخته است. اما موفقيت در اين سياست، در گرو جلب حمايت كشورهاي عربي و اسلامي است كه آن هم مشروط به حل بحران روابط فلسطين و اسرائيل ميباشد. دولت بوش، با مواضعي كه در برابر اين فاجعه اتخاذ كرده است از حمايت بي سابقة مردم آمريكا، 90درصد، برخوردار شده است. اين امر به دولت آمريكا اين امكان و قدرت را ميدهد تا بتواند فارغ از فشارها و ملاحظات گروههاي فشار صهيونيستي، براي حل بحران خاورميانه عمل نمايد. ميليتاريستها و نفتيها در دولت بوش از موقعيت برتري برخوردارند و براي حل بحران خاورميانه و وادار ساختن اسرائيل به قبول شرايط صلح پايدار فشار ميآورند. قبل از حوادث 11 سپتامبر وزير امور خارجه آمريكا قرار بود كه در سخنراني خود در سازمان ملل متحد، دولت فلسطين و استفاده هر دو دولت اسرائيل و فلسطين از بيتالمقدس را بطور جداگانه و توقف ساختن شهركهاي يهودينشين را اعلام نمايد. اين امر آن چنان بر اسرائيليها سنگين آمد كه نخست وزير آن كشور خشمگينانه آمريكا را به جلب رضايت اعراب به هزينة اسرائيل متهم ساخت كه با واكنش شديد دولت آمريكا روبرو شد و مجبور به پوزشطلبي گرديد. در نشست قطر، وزراي امور خارجة كشورهاي اسلامي از موضع دولت بوش استقبال كردند. با وجود اين، در عين حال بايد توجه داشت كه اين موضعگيري دولت بوش ممكن است صرفاً حركتي موقتي براي جلب نظر موافق دولتهاي عربي براي شركت در ائتلاف ضد تروريستي به رهبري آمريكا باشد. در جنگ دوم خليج فارس و حمله به عراق، دولت آمريكا مواضع رسمي مشابهي را اتخاذ كرد كه كتباً به دولتهاي عربي داده شد. اما در عمل، اقدامي صورت نگرفت و آمريكا به وعدههاي خود يا عمل نكرد يا قادر به انجام آنها نشد.
نهضت آزادي ايران با تأييد مجدد حركتهاي مثبت و سازندهاي كه در عرصة سياست خارجي طي سالهاي اخير صورت گرفته است، حاكميت را به ادامة تنش زدايي در خارج و رعايت حقوق اساسي مردم و آشتي ملي در داخل توصيه نموده و براي خيرخواهان اين ملت از خداوند طلب توفيق و تأييد در خدمت مينمايد.
نهضت آزادي ايران
