1782
1381/5/11
محاكمه نهضت آزادي ايران
گزارش به ملت
اِعْدِلوُا هُوَ اَقْرَبُ لِلتَّقوي وَاتَّقوُااللهَ اِنَّ الله َخَبيرٌ بِما تَعْمَلوُنَ
(مائده – 8)(1)
هموطنان عزيز،
بيشك بسياري از شما در جريان ابلاغ احكام غيرمنتظره و شگفتيانگيزي كه پس از مدتها بلاتكليفي، تأخير و ترديد و سبك ـ سنگين كردنها، توسط دادگاه انقلاب اعلام شده است، قرار گرفتهايد. برپايه يك دادنامه بيسابقه، نه تنها اعضاي نهضت آزادي ايران و جمعي از شخصيتهاي فرهنگيـ سياسي، كه عضو نهضت آزادي هم نبوده و بعضاً حتي فعاليتهاي سياسي نداشتهاند، به زندانهاي طولاني و جريمههاي نقدي سنگين و غيرقابل توجيه محكوم شدهاند، بلكه نهضت آزادي ايران، حزبي با بيش ازچهل سال سابقه پرافتخار و خدمت به ايران و اسلام، نيز به انحلال و مصادره اموال محكوم گرديده است. از همه حيرتآورتر، صدور حكم غيابي انحلال و بعضاً مصادره اموال انجمنهاي فرهنگي (غيرسياسي)، برخي با حدود نيم قرن سابقه خدمات درخشان، شامل انجمن اسلامي مهندسين (تهران)، بنياد فرهنگي مهندس مهدي بازرگان (تهران)، جمعيت توسعه فرهنگي (تبريز)، جمعيت تلاشگران روشنفكر و دفتر پژوهشهاي محك (زنجان) و كانون نشر حقايق اسلامي (مشهد) ميباشد.
نهضت آزادي ايران، در سال 1340 توسط بزرگواراني همچون مهندس مهدي بازرگان، آيتالله طالقاني، دكتر يدالله سحابي و سيداحمد صدرحاجسيدجوادي پايهگذاري شد. در طول چهل سال مبارزات نهضت آزادي عليه استبداد داخلي و استيلاي خارجي، چه قبل از انقلاب در دوران استبداد سلطنتي و چه بعد از انقلاب در جمهوري اسلامي، فشارهاي متعدد بر نهضت آزادي وارد شدهاست. در سالهاي قبل از انقلاب، سران و فعالان نهضت آزادي در چندين گروه و به دفعات بازداشت، محاكمه و محكوم شدند. بعد از انقلاب از سال 1360 به بعد، نهضت آزادي از حملات فيزيكي و تبليغات ناجوانمردانه يك طرفه بينصيب نبوده است. برخي از رهبران و فعالان نهضت آزادي در سالهاي 1367 و 1369 بازداشت و زنداني شدند و تحت شكنجههاي جسمي و روحي شديد و اتهامات بياساس قرار گرفتند.
در طول مدت چهل سال كه از تأسيس نهضت آزادي ايران ميگذرد، اين دومين بار است كه رهبران و فعالان آن بصورت جمعي محاكمه و محكوم ميشوند. در دوران استبداد سلطنتي در سال 1341، نزديك دو سال پس از تأسيس نهضت آزادي ايران، جمعي از رهبران و فعالان آن بازداشت و در دادگاههاي نظامي محاكمه و به حبس محكوم شدند و اينك بار ديگر، بعد از چهار دهه، در جمهوري اسلامي و در سال موسوم به رفتار عدل علي(ع)، دهها نفر از رهبران و فعالان نهضت آزادي ايران در دادگاه انقلاب محاكمه و محكوم شدهاند. چه مسئولان بخواهند يا نخواهند، وجدان بيدار جامعه و تاريخ، عملكرد اين دو دادگاه را مقايسه ميكند. در رژيم استبداد سلطنتي، رهبران و فعالان نهضت آزادي در زندان نظامي و سلولهاي انفرادي بازداشت و زنداني نشدند، بلكه همه در كنار يكديگر، در شرايط عادي ويژه زندانيان سياسي به سرميبردند و از انواع تسهيلات معمول برخوردار بودند. محاكمه در دادگاه نظامي علني بود و خانوادهها و دوستان متهمان، اگرچه به تعداد محدود، در جلسات محاكمه حضور مييافتند. همچنين، كيفرخواستهاي صادره توسط دادستان نظامي به متهمان تسليم شد. اما در بازداشتها و محاكمات اخير، متهمان در بازداشتگاه نظامي موسوم به بند 59، در سلولهاي انفرادي و محروم از ابتداييترين امكانات نگهداري شدند. كيفرخواست بسيار مفصل حدود 300 صفحهاي، در طي سه جلسه طولاني براي كليه متهمان خوانده شد، اما رونوشت كيفرخواست به آنان يا وكلايشان داده نشد. هر يك از متهمان جداگانه در پشت درهاي بسته در زماني بسيار كوتاه محاكمه شدند. قاضي دادگاه در برخي از جلسات محاكمه، به متهمان اجازه دفاع كامل را نداد و در مواردي، از حضور وكيل متهم در جلسه، يا دفاع او از موكلش جلوگيري كرد.
يك وجه از شباهت آشكار و جالب ميان اين دو محاكمه تاريخي، رفتار دادگاه با وكلاي مدافع بوده است. در هر دو محاكمه، وكلاي مدافع با صراحت، شجاعت و صداقت وظيفه حقوقي خود را انجام دادند. ولي مقامات مسئول هر دو دادگاه، رفتار برخي از وكلاي مدافع را تحمل نكرده، آنان را محاكمه و محكوم نمودهاند.
از مجموع بيش از 50 نفر كه در اوايل سال 1380 توسط دادگاه انقلاب اسلامي تهران، از شهرستانهاي تهران، تبريز، مشهد، زنجان، اصفهان و شيراز، از ميان رهبران يا فعالان نهضت آزادي ايران و شخصيتهاي مستقل سياسيـ فرهنگي بازداشت شدند، تعدادي پس از چند روز و بقيه به تدريج بعد از حدود 5 تا 11 ماه (در 16/12/80) با سپردن وثيقههاي بسيار سنگين تا 2 ميليارد ريال آزاد شدند. پس از اتمام محاكمه، درحالي كه قانون با صراحت دادگاه را موظف كرده است كه در ظرف حداكثر يك هفته پس از ختم دادرسي، حكم را صادر و در مدت سه روز به متهم يا وكيل او ابلاغ كند، دادگاه انقلاب احكام متهمان را ماهها بعد از آن در تاريخ 26/2/81 صادر و 75 روز پس از صدور يعني در تاريخ 5/5/81 به متهمان يا وكلاي آنان اعلام نموده است. اسامي، مشخصات و احكام 45 نفر از متهمان به شرح جدول پيوست است.
در دادنامه چهلوچند صفحهاي صادره، مطالبي عليه نهضت آزادي ايران و متهمان آمده كه نادرست، تحريف تاريخي و بعضاً كذب محض و به لحاظ شرعي و قانوني فاقد مستندات قابل قبول ميباشد. دادگاه، جمعي از مديران انقلاب، اعضاي شوراي انقلاب و مسئولان نظام بعد از انقلاب، استادان دانشگاه و متخصصان و كارشناسان جامعه را كه سابقه خدمات ملي و اسلامي و صداقت و امانت آنان در چند دهه گذشته بر آگاهان جامعه پوشيده نيست، بدون ارائه مدارك و مستندات معتبر، متهم به براندازي، مشاركت در اقدام عليه امنيت كشور، ارتباط و تباني با گروههاي ضد انقلاب، ارتباط با احزاب، سفرا و كارداران كشورهاي خارجي، تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي و ائتلاف و همكاري با ساير نيروهاي مليـ مذهبي و شخصيتهاي فرهنگيـ سياسي، نشر اكاذيب، تشويش اذهان عمومي و بعضاً نگهداري اسلحه و مهمات جنگي و اعتياد به مواد مخدر و ……. نموده است، در حالي كه نهضت آزادي ايران، در راستاي فريضه اجتماعي امر به معروف و نهي از منكر، براي پاسداري از اصول اوليه انقلاب و حقوق اساسي ملت، عملكرد حاكمان را مشفقانه نقد و در چهارچوب قانون احزاب به وظايف انساني، ملي و ديني خود عمل كرده و هيچ عملي برخلاف قانون و مصالح نظام و منافع و امنيت ملي انجام نداده است. در اين راستا نيز وزارت اطلاعات اتهام براندازي را تكذيب و وزارت كشور غير قانوني بودن نهضت را رد نمودهاند.
احكام صادره عليه متهمان فاقد انسجام حقوقي است. بدين معنا كه با وجود يكسان بودن اتهامات برخي از متهمان نوع و ميزان كيفرهاي آنان به شدت متفاوت است.
در دادنامه براي اثبات ادعاهاي بياساس، فرازهايي از بيانيههاي نهضت آزادي ايران و ائتلاف نيروهاي مليـ مذهبي و سخنان افراد آمده است كه عموماً ناقص و مخدوش است و در مواردي نيز آنچه نقل شده است در اعلاميه مورد استناد وجود ندارد.
محاكمه نهضت آزادي ايران هنگامي عادلانه خواهد بود كه رسيدگي به اتهامات برطبق اصل 168 قانون اساسي و قانون احزاب، در يك دادگاه عمومي به صورت علني و با حضور هيأت منصفه صورت پذيرد. با اين وجود، متهمان به احكام صادره اعتراض و در مهلت قانوني لايحه اعتراضي خود را تسليم خواهند كرد.
نهضت آزادي ايران، به خواست خداوند، در زمان مقتضي به تمام اتهامات بياساس وارده در ابعاد سياسي و حقوقي پاسخ خواهد داد و براي قضاوت افكار عمومي منتشر خواهد ساخت.
هموطنان عزيز
محكوميت سنگين رهبران و فعالان نهضت آزادي ايران و شخصيتهاي سياسي يا فرهنگي منفرد، اعلام انحلال نهضت و انجمنهاي فرهنگيـ ديني در شرايطي صورت گرفته كه امواج بحرانها و انسدادهاي داخلي و تهديدهاي جدي خارجي از شمال و جنوب و شرق و غرب ابعاد گسترده و تازهاي پيدا كرده است.
در چنين شرايطي كه انتظار ميرود هر عقل سليم از هر گونه حركت و دعوت به آرامش و كاهش تشنجات درجهت وفاق ملي استقبال كند و ابتداييترين و منطقيترين اقدام مورد توقع از مسئولان كشور فراهم ساختن شرايط لازم براي تحقق وفاق ملي است، صدور چنين احكامي ناقض مصالح و منافع ملي بوده و پيامد آن ريختن آب به آسياب دشمنان اين مرز و بوم ميباشد.
در شرايطي كه ديپلماسي كلان كشور، در راستاي پيشگيري خطرات جدي تهديدكننده خارجي، براي بهبود و گسترش روابط ايران با اتحاديه اروپا كوشش ميكند و هيأت پارلماني و وزير امور خارجه اتحاديه اروپا به ايران آمده است و نيز به دنبال عدم تصويب قطعنامه عليه ايران، قرار است كه رئيس كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد به ايران بيايد، صدور اين احكام، همزمان با توقيف روزنامهها و محكوم شدن روزنامهنگاران، بيترديد پيامدهاي منفي و مخرب بر اين تلاشها دارد و به نوعي كارشكني در اقدامات اصلاحي دولت براي جلب حمايت بينالمللي در راستاي پيشگيري از خطرات خارجي و رفع مشكلات داخلي محسوب ميگردد.
يكي از اتهامات بياساس نهضت آزادي ايران تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي است، در حالي كه دادنامه دادگاه انقلاب و صدور اين احكام، سنگينترين ضربه را بر اعتبار نظام جمهوري اسلامي وحتي مسئولان كشور وارد كرده است.
در جمهوري اسلامي ايران، بر طبق اصل168 قانون اساسي، قانون احزاب مصوب1360 و قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب 1373، دادگاه انقلاب نه شأن ورود براي بررسي جرايم سياسي و نه صلاحيت صدور حكم انحلال احزاب سياسي را دارد. بنابراين صدور هر گونه حكمي در رابطه با اتهامات سياسي مذكور در ادعانامه فاقد وجاهت و اعتبار قانوني است.
شايان ذكر است كه دادگاه انقلاب از تاريخ 28/12/79 به دفعات با صدور بيانيهها و مصاحبهها اتهامات سنگيني را عليه نهضت آزادي ايران و اعضاي آن وارد كرده است و صدا و سيما و روزنامههاي وابسته به جناح راست، آنها را يكجانبه بطور گسترده انتشار دادهاند در حالي كه نهضت آزادي و بازداشت شدگان تا كنون از ابتداييترين حقوق قانوني و انساني در پاسخگويي به اين تبليغات سوء محروم بودهاند.
آيا تبر نهادن بر قامت درختي كه ريشه در تاريخ چهل ساله اخير ايران داشته و در ستيز براي تأمين آزادي، طوفانهاي سهمگيني را پشت سر نهاده است افتخاري براي نظام جمهوري اسلامي و مسئولان آن محسوب ميگردد؟ آيا با انحلال نهضت آزادي ايران و محكوم شدن رهبران و فعالان آن به زندان و جريمه نقدي مشكلات عديده كشور حل خواهد شد و تهديدهاي خارجي از ميان خواهد رفت؟
مخالفان و محكومكنندگان نهضت آزادي حتي اگر بتوانند شاخههاي اين شجره طيبه را به خاك افكنند، با ريشههاي آن كه در طول اين ساليان در ژرفاي خاك اين سرزمين گسترده است و با بذرهاي پراكندهاي كه در فراز و نشيب خاك پهناور اين مرز و بوم جوانه ميزند چه ميتوانند بكنند؟
نهضت آزادي ايران خود را تنها به مثابه يك حزب نمينگرد. نهضت اكنون يك انديشه، يك منش و يك بينش است. اگر مكان محدود و كوچك حزبي را كه در طول سالهاي گذشته بارها در هجوم گروههاي فشار درهم شكسته و اسناد تاريخي و اموال آن به يغما رفته است مصادره كنند، با انديشه آزادي كه در بسياري از خانههاي اين مرز و بوم زندگي ميكند چه خواهند كرد؟ مادام كه آزادگاني در اين سرزمين زندگي ميكنند، نهضتي براي آزادي برپا بوده و ادامه خواهد داشت. چرا از گذشته عبرت نميگيرند؟ سراسر قرآن كريم دعوت به عبرتگيري از سرنوشت گذشتگاني است كه اقتدار خويش را ابدي و قدرتشان را جاويد ميپنداشتند و دست قدرت الهي در هنگامههاي دردناكي سرمه بيداري در چشمهاي آنان كشيده است:
«وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ » (آل عمران 140) (2)
نهضت آزادي ايران اينك به ابتلاي جديدي گرفتار شده است، همچنان كه ملت ايران نيز با ابتلا و تنگناهاي طاقت فرسايي از فشار سياسي و سختي معيشت مواجه ميباشد.
ما در اين عرصه فتنهخيز، همچون گذشته، نه مرعوب ميشويم و نه ساكت خواهيم نشست و با الهام از آموزههاي قرآني، هم دست دعا به پيشگاه كبريايي الهي بلند ميكنيم و هم شكايت بر ساحت ملت ميبريم و فرياد استعانت از نمايندگان آزاده مردم در مجلس شورا، رؤساي قوا، آزادگان، دينمداران و وطندوستان سر ميدهيم.
نهضت آزادي ايران ضمن تشكر مجدد از نمايندگان محترم مجلس، مسئولان محترم تراز نخست كشور و اساتيد دانشگاهها، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاهها، بسياري از روشنفكران و اهل قلم و شخصيتهاي فرهنگيـ سياسي و همچنين از مراجع عظام و عالمان ديني بزرگوار كه از زمان دستگيري متهمان تا كنون با پذيرش خطرات، هزينهها و مشكلات ناشي از حمايت از نهضت آزادي ايران و ساير نيروها و شخصيتهاي مليـ مذهبي و اعتراض به دستگيريها، با صدور بيانيهها و مصاحبهها و همدردي با خانوادههاي سرافراز، به مسئوليتهاي انساني، قانوني و ديني خود عمل نمودهاند، انتظار دارد كه آنان در اين مرحله نيز مؤثرتر از گذشته از ابتداييترين حقوق قانوني نهضت آزادي ايران و اعضاي آن، روشنفكران و ساير نيروها و شخصيتهاي مليـ مذهبي، دانشجويان زنداني و همه زندانيان سياسي دفاع كرده و اجازه ندهند به آنها بيعدالتي روا گردد: «وَ الَّذينَ اِذا اَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرونَ»(شوري 39) 0(3)
سزاوار است كه رئيس محترم جمهوري، رئيس محترم مجلس، نمايندگان محترم مردم، ارباب رسانههاي جمعي، احزاب و صاحبان قلم و قدم در اين مظلمه تاريخ نيز موضع سكوت اختيار نكنند و بر قانونگريزيهاي روزافزون، از سر حق، اعتراض قانوني و مشروع نمايند.
چه كسي است كه نداند چرخ بيقانوني و بيعدالتي كه از بلندي درغلتيده است، همگان را يكايك و به نوبت درهم خواهد شكست؟ پس زنهار : «وُاتَّقوُا فِتــْنَةً لاَ تـُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَموُا مِنْكُمْ خَاصَّةً وُ اعْلَمُوا اَنَّ اللهَ شَديدُ الْعِقَابِ» (انفال -25) (4)
نهضت آزادي ايران
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
1. عدالت پيشه كنيد كه به تقوا نزديكتر است و از خدا پروا كنيد كه او به آنچه ميكنيد آگاه است.
2. و اين روزها(ي ناكامي) را ميان مردم ميگردانيم تا (درس بگيرند) خدا افراد با ايمان را ( درمقام آزمايش) مشخص گرداند و افرادي از شما را شاهد و نمونه (براي مردم) قرار دهد و خدا ستمگران را دوست نميدارد.
3. و آنان كه هرگاه مورد ستم قرار گيرند (تسليم ظلم نميشوند)، از ديگران ياري ميطلبند.
4. بترسيد از فتنهاي كه تنها ستمكارانتان را در بر نخواهد گرفت و بدانيد كه خدا به سختي عقوبت ميكند.
مشخصات و ميزان محكوميت متهمين پرونده نهضت آزادي ايران در شعبه 21 دادگاه انقلاب


