ارسال دادنامه دادگاه انقلاب عليه نهضت جهت آيت‌الله بهجت تاريخ: ١٠/٠٦/٨١

title

1790

1381/6/10

ارسال دادنامه دادگاه انقلاب عليه نهضت جهت آيت‌الله بهجت

حضرت آيت‌الله العظمي جناب آقاي بهجت

  با سلام و تحيت و دعا براي سلامتي حضرتعالي و آرزوي توفيق جلب و كسب رضايت الهي و خدمت به ايران و اسلام.

 

  به يقين مي‌دانيم كه به علت اشراف كافي به مسائل روز از ستم‌هايي كه بر اقشار مختلف ملت و گروه‌هاي سياسي از جمله به نهضت آزادي ايران و اعضاي آن، روزنامه‌نگاران و دانشجويان عزيز طي سال‌هاي اخير رفته است اطلاع كافي داريد با اين همه براي مزيد اطلاع و فايده تكرار و تذكر، يك نسخه از دادنامه صادره توسط شعبه 21 دادگاه انقلاب اسلامي تهران و يك نسخه از بيانيه اخير ارسال مي‌گردد.

  حضرت‌عالي خود از مفسرين و شارحين كتاب و سنت هستيد و از آن‌چه كه امروز به نام روحانيت شيعه با ادعاي طرفداري از مرجعيت و فقاهت و ولايت اهل بيت عصمت و طهارت سلام‌الله عليهم اجمعين در كشور مي‌گذرد به خوبي واقفيد، با جود اين به حكم؛ فذكر ان الذكري تنفع المؤمنين، معذره الي ربكم و لعلهم يتقون وظيفة خود مي‌دانيم كه از باب انجام تكليف و نيز به عنوان هشداري نسبت به واقعيت‌ها و پيامدهاي اعمال ناروايي كه به نام دين و روحانيت انجام مي‌شود و اين كه نتايج مصيبت بار آن بر طبق آيه شريفه و اتقوا فتنه لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه، تنها متوجه مسببين، آمرين و عاملين آن نخواهد بود، اعلام خطر نمائيم و هشدار بدهيم.

  اگر نهضت آزادي ايران در همان ماه‌هاي نخستين پس از پيروزي انقلاب اسلامي اصرار داشت كه نام اسلام بر نهادهاي مختلف كشور گذارده نشود، بر حضرت‌عالي و همگان پوشيده نيست كه نه به دليل سستي يا عدم اعتقاد به اسلام، بلكه به اين دليل بود كه بعداً خطاها و تخلفات احتمالي گردانندگان و مسؤلين كشور به حساب اسلام نوشته نشود و چهره نوراني اسلام مخدوش نگردد، اين چنين كه امروز اتفاق افتاده است.

  آيا از مسئولان امور نبايد پرسيده شود كه چرا نتيجه شصت سال حكومت پهلوي با آن همه تبليغ عليه اسلام راستين و تشويق جوانان به فساد و بي‌بند و باري، اقبال و رويكرد قشرهاي مختلف مردم به ويژه جوانان و تحصيل‌كرده‌ها به دين و دينداري بود ولي نتيجه حكومت بيست و چند ساله به نام دين و روحانيت، دين‌گريزي، فساد، شيوع رشوه و ارتشاء و رباخواري و رويگرداني نسل دين و جوان از روحانيت و باورهاي ديني بوده است؟ آيا نبايد به ريشه‌يابي اين رخدادهاي فاجعه‌آميز پرداخت؟ و آيا اگر كسي يا گروه و حزبي از جمله نهضت آزادي ايران بنا بر احساس وظيفه و تكليف مستنبط از حكم الهي: «ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن‌المنكر» و قصد اصلاح انگشت بر منهيأت و منكرات بـَيـّن و آشكار گذاشت، بايد به تيرهاي تهمت، افترا و تكفير، انحلال و زندان محكوم و گرفتار شود؟ آيا به نظر حضرت‌عالي پاداش و سزاي مردان و زنان مخلص و دلسوز نسبت به اسلام و ايران براي هشدار دادن به مسئولان كشور بايد زجر و حبس و بدنامي رهبران و فعالين آن و انحلال و غيرقانوني نمودن حزب و مصادره اموال و محروميت از همه امكانات و خاموش كردن همه صداها باشد؟ آيا كسي نيست كه به اين سئوال پاسخ دهد كه اگر انذار تعدادي انگشت شمار براي حاكمان غيرقابل تحمل است با انذار الهي كه : وانذر الناس يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربنا … چه خواهند كرد؟ مگر اميرالمؤمنين و مولاي متقيان علي عليه‌السلام نفرمود: من اقر بعد ضرب او حبس او تجريد او تخويف، فلا اقرار عليه؟ اگر اين كلام حق است، كه حتماً هست، آيا حبس و زجر و ترساندن آمران به معروف و ناهيان از منكر و معترضان به عملكرد مسئولان و گرفتن اقرار و اعتراف كذب‌آلود عليه آنان و در بوق و كرنا گذاشتن آن به قصد هتك حرمت و آبروي افراد آن هم به نام دين، نهادن بدعتي آشكار در دين نيست؟ آيا ظلمي بالاتر از انجام چنين اعمالي به نام مقدس دين مبين اسلام و نسبت دادن اين رفتارها و گفتارهاي مغاير شرع و انسانيت به خدا و پيامبر وجود دارد؟ آيا در قرآن كريم نفرموده است واصبر نفسك مع‌الذين يدعون ربهم بالغداه و العشي يريدون وجهه، ما عليك من حسابهم من شيئي يا:  و ما من حسابك عليهم من شيئي … و يا: ولا تطرد الذين يدعون ربهم بالغداه و العشي يريدون وجهه ما عليك من حسابهم من شيئي و ما من حسابك عليهم من شيئي فتطردهم فتكون من الظالمين؟ مگر پيامبر اكرم (ص) نفرموده است: اذا ظهرت البدع فللعالم يظهر علمه و الا فعليه لعنه الله؟ آيا آناني كه امروز اين رفتارها را با مردان مؤمن و مجاهد در راه حق، مي‌كنند خود را عالم ديني نمي‌دانند و يا به حقايق امور و سوابق مرداني كه نيم قرن با كمال صداقت و ايمان پاك به دين خدا و اين مرز و بوم خدمت كرده‌اند آگاهي ندارند؟

   ما از محضر جنابعالي مي‌پرسيم آيا اين رفتارها و منحل نمودن حزب نهضت آزادي ايران و در بند كردن افرادي كه صداقت و ايمان و خدماتشان به ايران عزيز و اسلام در داخل و خارج غيرقابل انكار است مشكلي از مشكلات فراوان و پيچيده كشور را حل مي‌كند و مانع خروج فوج فوج افراد ملت به خصوص جوانان از دين يا ميهن عزيزمان و لطمه زدن به وجهه كشورمان در خارج خواهد شد؟ آيا چنين برخوردهايي، فساد، تباهي، نابودي حرث و نسل، رشاء و ارتشاء و ساير مفاسد و آسيب‌هاي اجتماعي را در پي نخواهد داشت؟

  به نظر ما در مقابل رفتارهايي كه شرح آنها رفت دو راه بيشتر وجود ندارد: يا آمر به معروف و ناهي از منكر بودن و يا سكوت و تاييد ضمني پيش گرفتن. آيا علت سرنگوني رژيم‌هاي گذشته فقط اسم و عنوان آنها يا نوع لباس حاكمان بوده است و آيا عملكرد نادرست در لباس روحانيت از منظر الهي بدون عقاب خواهد ماند. يا آن كه بايد به قرآن مجيد متمسك شويم كه مي‌فرمايد: و لقد اهلكنا القرون من قبلكم لما ظلموا … به يقين وعده الهي حق است و رهايي از عقاب او بدون تعويض عملكردها غيرممكن.

  قانون اساسي يك ميثاق ملي لازم‌الاتباع براي همه به خصوص حاكمان بر مسند قدرت نشسته است و ضرورت التزام عملي حاكمان به اصول قانون اساسي، به خصوص اصول مصرحه در فصول سوم، پنجم و هفتم قانون اساسي، در رابطه با حقوق مردم و حاكميت ملت بيشتر از مردم عادي است. اگر حاكمان قانون را رعايت نكنند نه تنها اعتبار خود را در ميان مردم از دست مي‌دهند بلكه به علت شكستن تعهدات و سوگند‌ها در نزد خدا و خلق خدا، مسئول مي‌باشند. خداوند از مؤمنان خواسته است كه: يا ايها الذين آمنوا اوفوا بالعقـود

  نهضت آزادي ايران متهم به اقدام عليه امنيت ملي است. در شرايطي كه انسدادهاي داخلي و خطرات خارجي بيش از هر زمان كيان مملكت را تهديد مي‌كند، و وفاق ملي يك ضرورت عقلاني است محاكماتي اين‌چنيني و صدور احكام سنگين و انحلال يك حزب چهل و چند ساله، آيا خود بزرگترين اقدام عليه امنيت ملي نيست؟

  نهضت آزادي ايران متهم به تبليغات عليه نظام جمهوري اسلامي است. آيا چگونگي بازداشت، محاكمه غيرقانوني رهبران و اعضاي نهضت آزادي و ساير شخصيت‌هاي ملي‌ـ مذهبي و صدور احكام سنگين، بزرگترين تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران نيست؟

  آن‌چه نهضت آزادي ايران مي‌خواهد اين است كه چون اتهامات عليه نهضت آزادي ايران حزبي كه در طول تاريخ چهل و چند ساله خود، مصدر خدمات بزرگي به ايران و اسلام و انقلاب بوده است از مقوله جرايم سياسي است و صرفنظر از صحت و سقم اتهامات، بر طبق اصل 168قانون اساسي و قانون احزاب (مصوب شهريور 1360) دريك دادگاه علني با حضور هيأت منصفه رسيدگي شود.

  بدين وسيله از جنابعالي درخواست داريم كه با ديد كارشناسي فقهي و حقوقي، شرعي و عرفي بفرماييد كه رفتارهاي دادگاه انقلاب اسلامي با كدام معيار ديني و قانوني انطباق دارد و چرا نبايد به اتهامات نهضت آزادي ايران در يك دادگاه علني و با حضور هيأت منصفه رسيدگي شود.

  ما با شناختي كه از حضرتعالي داريم برايمان مسلم است كه در اين واقعه نيز مسير حق را انتخاب نموده و خواهيد فرمود.

  و مانريد الا الاصلاح ما استطعنا علي‌الله توكلنا و اليه نشكوا و اليه المصير

نهضت آزادی ايران