1831
1381/12/28
جنگ آمريكا با عراق و پيامدهاي آن
امريكا، با پشتيباني قاطع و صريح انگلستان و تاييد چند كشور ديگر، همچنان بر طبل جنگ با عراق ميكوبد. تعداد نيروهاي نظامي مستقر در كويت، عربستان و امارت و تجهيزات عظيم نظامي انتقال يافته به منطقه و آرايشهاي نظامي آنها حكايت از تهاجم قريبالوقوع آمريكا و متحدانش به عراق دارد. سازمان ملل متحد، با توجه به گزارشهاي ماموران بازرسي سلاحهاي كشتار جمعي در عراق، تا كنون دليل محكمهپسندي براي صدور قطعنامه در جهت تجويز حمله نظامي به عراق نيافته است. كشورهاي داراي حق وتو در شوراي امنيت، مانند فرانسه و روسيه، تهديد به استفاده از اين حق براي جلوگيري از وقوع جنگ كردهاند و همچنان اميد به خلع سلاح و در نهايت، بركناري رژيم صدام، بدون جنگ دارند. عراق خود را براي دفاع تمام عيار آماده كرده است و با استفاده از تضاد منافع موجود بين كشورهاي غربي و اعتراضات جهاني عليه جنگ، علاوه بر تشديد شكاف در جامعه جهاني، با نشان دادن انعطاف در برنامه خلع سلاح و همكاري با بازرسان سازمان ملل و مطرح كردن تهديداتي مانند از بين بردن چاههاي نفت و ضربه زدن به منافع امريكا در جهان و حمله به متحدان آن در منطقه، به سياست خريد زمان ادامه ميدهد.
تسلط بر منابع نفت دومين كشور نفت خيز جهان و تامين انرژي ارزان و فراوان براي آينده، حمايت بيدريغ از رژيم غاصب و جنايتكار اسرائيل و تامين امنيت آن به هر قيمت، حل مسئله فلسطين از طريق تغييرات جغرافيايي در منطقه، استقرار يك حكومت دست نشانده و هماهنگ با سياستهاي آمريكا، آزمايش سلاحهاي جديد، مصرف سلاحهاي كهنه و فروش تجهيزات نظامي در منطقه و جهان از جمله هدفهاي آمريكا در اين جنگ شمرده شده است. آتشافروزي آمريكا و متحدانش در منطقه همراه با كشتار وحشتناك مردم عراق و نابودي تاسيسات زيربنايي و ثروت ملي آن كشور خواهد بود. علاوه بر اين، يكهتازي آمريكا در خاورميانه عملا موجب از اعتبار انداختن سازمان ملل، كه فلسفه وجوديش جلوگيري از اين قبيل رخدادهاي ناگوار است، ميگردد. هيچ يك از اين اقدامات خودسرانه آمريكا به نفع جامعه جهاني نخواهد بود و تنها منافع كوتاه مدت آمريكا و متحدانش، به ويژه اسرائيل كه محرك اصلي جنگ و خونريزي و تشنج است، را تامين خواهد كرد.
نهضت آزادي ايران، بر اين اساس، هر گونه حمله خودسرانه آمريكا و متحدانش را به عراق و بهرهگيري رژيم ياغي اسراييل از اوضاع بحراني براي نابود كردن ملت و آرمان فلسطين را به شدت محكوم و با اعتراضات گسترده ملتهاي جهان در اين مورد همآوايي ميكند. شايان ذكر است كه تا كنون هيچ دولتي به اندازه اسرائيل قطعنامههاي سازمان ملل را زير پا نگذاشته و دولت آمريكا در پشتيباني از اسرائيل دهها بار از حق وتو استفاده كردهاست.
تا آنجا كه به امنيت ملي كشورمان مربوط ميشود، خلع سلاح كامل و تغيير حكومت عراق، چه از طريق جنگ و چه بدون آن، جمهوري اسلامي ايران را با مسائل و چالشهاي جديدي مواجه خواهد نمود كه بر امنيت كشور وآينده مردم ما تاثير بسزايي خواهد داشت.
اگر قدرت تصميمگيري در كشور را به دو مؤلفه اصلي، يكي مجموعه رهبري، نيروهاي مسلح و نهادهاي انتصابي و ديگري مجموعه رئيس جمهوري و مجلس (نهادهاي انتخابي) تقسيم كنيم و عامل موثرتر در تغيير سياستهاي كلان كشور را همچنان مؤلفه اول بدانيم، امكان اتخاذ يكي از گزينههاي زير در روبرو شدن با حوادث آينده ناشي از جنگ عراق وجود دارد:
1ـ گزينه اول : ادامه وضع موجود يعني تداوم تقابل و درگيري بين اصلاحطلبان و محافظه كاران در عرصه سياسي كشور و نااميد شدن بيشتر مردم.
بيشك سياست توقف و كم اثر كردن مجلس توسط شوراي نگهبان، عملكرد غيرقانوني و مداخلهجويانه مجمع تشخيص مصلحت، تهديد و زنداني كردن اصلاحطلبان و مخالفان، تعطيل روزنامههاي مستقل توسط قوه قضاييه، تهديد مردم توسط نيروهاي نظامي و شبه نظامي، تئوريزه كردن خشونت، بيرون از حيطه قانون، توسط مجامع تبليغي و بعضي از مسئولان از يك سو و طرح و تصويب قوانين جديد توسط مجلس اصلاحات در راستاي حفظ حقوق و حاكميت مردم ، موضع گيريهاي رياست محترم جمهوري و حضور و حركت احزاب و گروههاي سياسي مستقل، از سوي ديگر، به افزايش بحران در كشور منجر خواهد شد كه در شرايط كنوني منطقه مخاطرات بيشتري را متوجه كشورمان خواهد كرد.
2ـ گزينه دوم : با بهرهبرداري از شرايط بحراني خاورميانه، بستن هر چه بيشتر فضاي سياسي كشور با تعطيل نهادهاي انتخابي، متوقف كردن بيشتر انتشار روزنامههاي مستقل، تشديد زنداني كردن اصلاحطلبان و مخالفان سياسي، محدود كردن آزاديهاي مدني، تهديد و ارعاب مردم و ايجاد فضاي بسته نظامي براي تامين مقاصد سياسي در كشور.
3ـ گزينه سوم : پذيرفتن راهبرد وفاق ملي و فرايند اصلاحات از طريق تمكين به برنامههاي توسعه سياسي رياست جمهوري و اجراي كامل قانون اساسي، التزام همه مسئولان به رعايت قانون و پذيرش نظارت منتخبان مردم بر عملكرد آنها، اصلاح و تغيير اساسي در قوه قضاييه، رفع موانع تصويب قوانيني مانند اصلاح قانون مطبوعات، قانون منع شكنجه، قانون تعريف جرم سياسي، اصلاح قانون انتخابات و حذف نظارت استصوابي، قانون تبيين اختيارات رياست جمهوري و نيز رفع توقيف روزنامههاي مستقل، آزادي دانشجويان و زندانيان سياسي و مطبوعاتي كه برخلاف قانون بازداشت و زنداني شدهاند، تعطيل دادگاههاي غيرقانوني، خشكاندن ريشههاي فساد با رسيدگي قاطع و سريع به پروندههاي سوء استفادههاي مالي، توقف فعاليتهاي محافل خودسر و اقداماتي مانند آنها.
نهضت آزادي ايران، برپايه تجربههاي تاريخي و آموزههاي ديني، آگاهي از اوضاع اجتماعي و سياسي كشور و پيشبيني وضع آينده منطقه، گزينه سوم را تنها راه حل مطلوب و واقعبينانه براي حفظ منافع و تامين امنيت ملي و كاهش اثرات ويرانگر تغييرات و رويدادهاي آينده در جنگ عراق و تحولات منطقه ميداند و به همه مسئولان كشور مشفقانه توصيه ميكند كه همه توان خود را در راستاي تحقق گزينه سوم به كار گيرند. در غير اين صورت، آنان مسئول پيامدها و عوارض خطرناك ناشي از گزينههاي اول يا دوم خواهند بود و بايستي در پيشگاه خداوند، ملت و تاريخ پاسخگوي نتايج تصميمات و عملكرد خود باشند. ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الفاتحين (1)
نهضت آزادي ايران
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
1. پروردگارا، ميان ما و ملت ما به حق داوري كن كه تو بهترين داوراني (اعراف – 89)
