1382/11/29
بيانيه 320 فعال سياسي، فرهنگي و دانشگاهی در مورد عدم مشاركت در انتخابات مجلس هفتم
به نام خدا
چرا ما در انتخابات مجلس هفتم شركت نميكنيم؟
مردم آگاه ايران
انتخابات مجلس هفتم به دو دليل موجه، توجه و حساسيت بسياري از متفكران و فعالان سياسي كشور را برانگيخت. نخست آنكه انتخابات به عنوان مهمترين ابزار دموكراسي و كارآمدترين سازوكار تحقق اراده مردم، فينفسه داراي اهميت است و توجه به آن نشان از دغدغههاي دموكراتيك دارد. دوم آنكه فرايند طي شده براي برگزاري انتخابات مجلس هفتم و پيامدهايي كه عملكرد مجلس برآمده از اين انتخابات ميتواند در ارتباط با سرنوشت سياسي كشور و نظام و موقعيتهاي داخلي و بينالمللي آن داشته باشد، اين انتخابات را ويژگي متمايزي بخشيده است. از اين رو، ما امضاكنندگان زير لازم ميدانيم كه با ارائه برخي از ديدگاههايمان در اين زمينه، دلايل عدم شركتمان را در انتخابات مجلس هفتم براي شما مردم آگاه ايران توضيح دهيم، به اين اميد كه گفتگوي صريح و آشكار با مردم بتواند به ارتقاي سطح فرهنگ سياسي در كشور و تلاشهاي جمعي سنجيده و مبتني بر آگاهي عمومي ياري رساند.
1ـ ما باور داريم كه رأي دادن مردم به ”جمهوري اسلامي“ و ”قانون اساسي“ آن، رأي دادن به ”روح جمهوريت“ و تلفيقپذيري آن با اسلاميت بوده كه آشكارا در اصول بنيادين قانون اساسي و در مفهوم جهانشمول جمهوري منعكس شده است. اگر قايل شدن ”حق ويژه سياسي“ براي برخي از افراد و ”اداره قيممآبانه امور سياسي“ مورد پذيرش مردم ميبود، هيچگاه عليه نظام شاهنشاهي انقلاب نميكردند و به تغيير آن حكم نميدادند. انتخاب جمهوريت از جانب مردم ايران، به معناي خروج از صغارت سياسي و رسيدن به بلوغ انتخاب است.
مفهوم و معناي واژه ”جمهوريت“ هم در بيان آشكار بنيانگذار نظام و هم در عرف بكاربرندگان آن روشن و خالي از ابهام است و با هيچ بازي زباني و ترفند نظري نميتوان مفهوم جهاني جمهوريت را از اصالت انداخت و آن را تابع قرائت طالباني از اسلام كرد. اين مفهوم عبارت است از پذيرش حق حاكميت براي همه شهروندان بالغ، برابري سياسي همه شهروندان و حكومت اكثريت در موارد اختلافنظر ميان شهروندان، با رعايت حقوق اقليت. سيري كه در سالهاي اخير براي تبديل جمهوري به ديكتاتوري اقليت طي شده است، در تضاد با روح جمهوريت و در راستاي استحاله آن بوده است. دفاع از جمهوريت به معناي وفاداري به آرمانهاي انقلاب اسلامي و همبستگي با روح نظام و قانون اساسي آن است. امروز مخالفان جمهوريت نظام در هر رده و سطحي، در حكم براندازان واقعي جمهوري اسلامي هستند.
2ـ اهميت انتخابات به عنوان نشانه و سازوكار دموكراسي بر هيچ فرد آگاهي پوشيده نيست. اما آيا صرف وجود صندوقهاي رأي و امكان حضور مردم در پاي آنها، براي تحقق دموكراسي كافي است؟ ملت ما به خاطر دارد كه در طول پنجاه سال ديكتاتوري و استبداد حكومت پهلوي، هميشه انتخابات صوري برگزار ميشد و عدهاي به عنوان نمايندگان مردم از صندوقهاي راي بيرون ميآمدند. اما هيچگاه ملت ما آن نمايشهاي انتخاباتي را جدي نگرفت و آنها را نشانه وجود دموكراسي تلقي نكرد. تنها در چند مقطع كوتاه و هنگامي كه امكان حضور منتقدان قدرت در مجلس فراهم شد، ملت انتخابات را مورد توجه قرار داد و آن را به عنوان راهي براي احقاق حقوق خويش به رسميت شناخت. آنچه به انتخابات اهميت ميبخشد صرف نمايش رأي دادن نيست، بلكه زمينهها و شرايط رأي دادن از يك سو و نتايج آن از سوي ديگر است.
3ـ شرايط و روند برگزاري انتخابات مجلس هفتم نه آزاد، نه قانوني و نه عادلانه است. اين انتخابات از اين جهت آزاد نيست كه سليقهها و ديدگاههاي مختلف فكريـ سياسي، امكان حضور در رقابتهاي انتخاباتي را ندارند. روشن است كه ما آزادي آرماني را در نظر نداريم، چون رسيدن به چنين آزادي خود از اهداف اصلاحات است. اما حتي در حد ظرفيتهاي تحققيافته ساختار سياسي موجود نيز اين انتخابات غيرآزاد تلقي ميشود.
قانوني نبودن انتخابات بدين دليل است كه حقوق انساني و طبيعي بخشي از شهروندان براي انتخاب شدن از آنها سلب شده است و آنان بدون آنكه در يك محاكمه منصفانه و توسط قاضي صلاحيتداري محكوم شده باشند، از طريق سلب حقوق مجازات شدهاند. رد صلاحيت بخشي از شهروندان بدون ارائه دلايل و مستندات قانوني، مجازاتي است كه بدون طيشدن روال مشخص قانوني صورت گرفته است. همچنين، رد صلاحيت بدون دليل نمايندگان ملت در مجلس ششم، توهين و مجازات غيرمستقيم شهرونداني است كه در دوره قبل به آنان رأي داده و ايشان را به نمايندگي خويش برگزيدهاند.
عادلانه نبودن انتخابات نيز به آن علت است كه از امكانات متعلق به عموم، عليه بخشي از جامعه و به سود بخش ديگر و براي توهين، تخريب و اعمال فشار بر شهروندان بهره گرفته شده است.
شركت در انتخابات غيرآزاد، غيرقانوني و غيرعادلانه منجر به تشكيل مجلس فرمايشي چه توجيه اخلاقي و سياسي خواهد داشت؟ انتخاباتي كه در آن امكان انتخاب آزاد و بدون محدوديت قانوني وجود ندارد بيشتر به يك شوخي ميماند. پس از حذف رقباي اصلي و شناخته شده محافظهكاران و تنها به استناد وجود چند نامزد بيشتر از تعداد لازم در هر حوزه ـ كه عمدتاً ناشناس هستندـ نميتوان از امكان انتخاب آزاد سخن گفت. امكان انتخاب وقتي ايجاد ميشود كه همه نامزدهاي داراي ديدگاهها و الگوهاي رفتاري متفاوت در شرايط برابر با يكديگر رقابت داشته باشند و تكثر و تعدد به معناي واقعي تحقق يابد.
4ـ به تصريح رؤساي دو قوه انتخابي كشور، انتخابات مجلس هفتم بر اساس ”حكم حكومتي“ برگزار ميشود. معناي اين سخن آن است كه روال جاري امور و روند عادي و قانوني كارها با بنبست و دشواري مواجه بوده و دستور مقام رهبري مبناي برگزاري اين انتخابات شده است. به اين ترتيب، اولاً بايد ديد كه حكم حكومتي چه مبنايي در قانون اساسي دارد. ثانياً چه جرياني فرآيند قانوني و عادي امور را دچار اختلال كرده و چرا به چنين اقدامي دست زده است؟ ثالثاً برگزاري انتخابات برمبناي حكم حكومتي، مسئوليت مقدمات و پيامدهاي برگزاري چنين انتخاباتي را بر عهده شخص صادر كننده حكم قرار ميدهد.
5ـ با توجه به نكات پيشگفته، روشن است كه ما از نظر اخلاقي و به خاطر تعهدي كه نسبت به سازوكارهاي قانوني و دموكراتيك و احقاق حقوق مردم داريم، خود را مجاز به شركت در اين انتخابات نميدانيم.
به سخن روشن با آنكه مشخص بود كه غيرمؤثر بودن نهادهاي انتخابي و كنترل آنها توسط نهادهاي انتصابي ـ كه به همين منظور تجهيز شدهاندـ به مفيد بودن مشاركت در انتخابات ضربات جدي وارد ميسازد، ما خود را موظف به شركت در يك انتخابات آزاد و عادلانه ميدانستيم و علاقهمند به مشاركت فعال در آن بوديم. ولي با روندي كه در حذف گسترده نامزدها طي شده است، حقوق مردم آشكارا و با سماجت پايمال گرديده است و بهويژه در شهرهاي بزرگ، حداقل شرايط لازم براي برگزاري انتخابات منصفانه و مردمي فراهم نيست. از اين رو شركت در انتخابات مجلس هفتم را به زيان منافع ملي و روند دموكراسيخواهي ارزيابي ميكنيم. البته ما اميدواريم و انتظار داريم كه دست كم در مرحله خواندن و شمارش آرا، ارادههاي فراقانوني دخالت نكند و حداقل امانتداري در اين مورد تحقق يابد. به همين علت، ما از دولت آقاي خاتمي قوياً خواستاريم كه در برابر همه اشكال احتمالي تقلب در رأيگيري و شمارش آرا ـ كه موجب نگرانيهاي جدي شده استـ به سختي مقاومت نمايند و اگر نميتوانند به وظيفه خود در اين مورد عمل كنند، با اتخاذ رويكردي شفاف، همه مشكلات و موانع را صادقانه و صميمانه با ملت در ميان گذارند.
6ـ انتخابات مجلس هفتم فرصت خوبي براي فعالان جبهه اصلاحات است كه نشان دهند با چه هدفي به جنبش مردمسالاري خواهي پيوستهاند. آيا هدفشان حفظ و كسب قدرت بوده است يا دموكراتيك كردن قدرت ؟ در واقع اين انتخابات نه تنها براي اقتدارگرايان بلكه براي اصلاح طلبان نيز بوته آزمايش به شمار ميرود.
تاكيد ميكنيم برگزار شدن انتخابات واقعي و شركت در آن از حقوق مسلم مردم است، آنان اختيار دارند كه از اين حق استفاده كنند يا نكنند. ما خودداري از شركت در انتخابات غيرآزاد و ناعادلانه را از مؤثرترين اشكال مبارزه و مقاومت در برابر كودتاي پارلماني اقتدارگرايان ميدانيم، و معتقديم كه مردم هشيار و زيرك ما در هر نقطهاي از كشور كه امكان تحقق اشكال ديگر مقاومت را ملاحظه كنند، به تشخيص خود عمل خواهند كرد.
7ـ تلاش براي تراشيدن دشمنان موهوم و ترساندن مردم از آنها، يا متهم كردن كساني كه از شركت در انتخابات خودداري ميكنند به همسوئي با دشمنان و بيگانگان، روشهاي تكراري و ناكارآمدي است كه تنها آب به آسياب گروههايي ميريزد كه منافع خويش را در زوال بنيانهاي كشور ما ميبينند. عملكرد خلاف قانون اقتدارگرايان و برگزاري انتخابات فرمايشي باعث تعميق شكاف بين ملت و دولت و تجري بيگانگان براي مداخله در امور داخلي كشور گرديده است نه اعتراض قانوني فعالان سياسيـ مطبوعاتي و دانشگاهي كه به وظيفه ملي، اجتماعي و ديني خود عمل مينمايند. مردم آگاه ما به خوبي ميتوانند از فراز جنجالها و تبليغات رايج، راه خود را بيابند و تكليفشان را با انتخاباتي غيرآزاد، غيرعادلانه و غيرقانوني روشن كنند.
به اميد ايراني آزاد، آباد و سرافراز
29/11/1382
آقاجري زهرهـ آقاجري هاشمـ آقايي ساسانـ آقايي مسعودـ آزادي اسماعيلـ آزادي محمدـ آذرافزا مرضيهـ آصفي حميدـ آملي مقدم ناصرـ ابك حميدرضاـ ابوذريعباسـ احراري حميدـ احمدي نعمتـ احمدي امويي بهمنـ اربابي حسنـ ارغندهپور كريم – استادان عباس– اسلامي يداللهـ اسماعيلي حميدامينـ اشرفي مرتضيـ اشفاق مرتضيـ افصحي عليـ افصحي سعيدـ اقتداري جلالـ اكبري محمدعلي ـ اكبرزاده اعظمـ اكبرزادگان عليرضاـ اكبرين محمدجوادـ اكرمي عليـ اميراحمدي محمودـ اميني اسدالله – اوصيا بهمنـ ايزدي حسنـ ايزدي مصطفيـ بازرگاني كمالالدينـ باستاني حسينـ باقي عمادالدينـ بختيارنژاد پروينهـ بديعي مجتبيـ بديعزادگان اكبرـ برهاني رحمتاللهـ بازرگان ابوالفضلـ بازرگان عبدالعليـ بازرگان فرشتهـ بازرگان محمد نويدـ بستهنگار محمدـ بلوري محمدـ بني اسدي محمد حسينـ بنييعقوب ژيلاـ بهزادي محمدـ بهفروزي محمدـ بيطرف صفاـ بيات محمدتقيـ پايا حسينـ پايا عليـ پدرام مسعودـ پهلوان نصير آرشـ پوراستاد وحيدـ پوراظهري عباسـ پورثاني محسن عليـ پورعزيزي سعيدـ پويان رضا – پيشبين محمودـ پيشبين صفرـ پيران پرويز – پيمان حبيباللهـ پيمان مجيدـ تاجزاده سيدمصطفيـ تابش وفاـ تاجيك عبدالرضاـ تاجيك فتح الله ـ تنها مصطفيـ تهراني رضاـ تهوري محمدـ توسلي سارا ـ توسلي عبداللهـ توسلي غلامعباسـ توسلي محمدـ توسلي محمدرضاـ توكل خالدـ توكل محمدـ تولائي مجيدـ جابري مجيدـ جعفرزاده افشينـ جلائي پور حميدرضاـ جمشيدي ايرجـ جمشيدي فريدهـ جمال الديني سيدحميدـ جهانگيري عليمحمدـ حاجي رضاـ حافظي بهمنـ حجاريان سعيدـ حجازي طهـ حريري حسينـ حسيني سيدحسنـ حقپناه بهزادـ حكمت عليـ حكيمي ابوالفضلـ حكيمي عبدالكريمـ حكيمي مجيدـ حمسي محمدرضاـ خائف جعفرـ خدابخش عليـ خرم اميرـ خضوعي حشمتالله – خليلنيا محمدـ خوش چهره جلالـ خوش محمدي اسماعيلـ خيرانديش هوشنگـ دادخواه سيدمحمدعليـ دادفر رسولـ دانشيان محمدمهديـ درايتي مصطفيـ دردكشان محمودـ درودي سعيدـ دروديان محمدحسينـ دفتري پرويندختـ دلآسايي محمودـ دهقان نژاد عباسـ دواني مصيبـ ديهيمي خشايارـ داودي مهاجر فريباـ درخشندي خيرا…ـ ذوالفقاري حسينـ ذهبيون مسعود – رباني محمدصادقـ رجائيان محمدجوادـ رجايي عليرضاـ رشتيان سعيدـ رضائي احدـ رضائي اصغرـ رضائي بيوكـ رضائي عبدالعليـ رضائي محمدـ رضاخاني بهمنـ رضويفقيه سعيدـ رعيتي مهدي ـ رفيعزاده شهرامـ رفيعي حسينـ رهنما مهديـ روح محمدجوادـ روستايي فرزانهـ رئيس طوسي رضاـ زاهد فياضـ زرافشان حسنـ زرهساز جمالـ زمان مريمـ زمان حسينـ زماني محمد ابراهيمـ زندينيا پرويزـ زيدآبادي احمدـ زهدي محمدرضاـ ساريخاني عليرضاـ ساعي احمدـ ستوده نسرينـ سجادي داريوشـ سحابي عزتاللهـ سحابي فريدونـ سحابي منصورـ سحابي هالهـ سحرخيز عيسيـ سرچمي محمدـ سروش عبدالكريمـ سرداري محمدرضاـ سعيدي سعيدهـ سعيدي فريدونـ سعيديانفر جعفرـ سلطاني ابراهيمـ سلطاني عبدالفتاحـ سمتي هاديـ سيدزاده سيدرضاـ سيفزاده سيدمحمدـ سينائي وحيدـ شاددل بصير محمودـ شاكرين ابراهيمـ شامخي تقيـ شاملو عليـ شانه چي محمدـ شاهحسيني حسينـ شجاعي صمدـ شجاعي مسعودـ شريعتي سعيدـ شريف محمدـ شكري كاظمـ شمبوري اللهورديـ شمسالواعظين ماشاءاللهـ شهامت دار احمدـ صابر فيروزهـ صارمي محمودـ صالحآبادي عليـ صباغيان هاشمـ صدر حاجسيدجوادي احمدـ صدر رضاـ صراف مهديـ صفا محمدپيشهـ صفائيفرد عباسـ صلواتي فضلاللهـ صميمي رضاـ صميمي كيوانـ ضرغامي علي اشرفـ ضرغامي فريدونـ طالقاني اعظمـ طالقاني حسامـ طالقاني طاهرهـ طالقاني نرگسـ طاهري اكبرـ طاهري فرهادـ طاهري محمدـ عباس زادگان سيدجعفرـ عبادي فاخرـ عربزاده حسنـ عربسرخي فيضاللهـ عزتزاده حسينـ عطوفت روئينـ علوي شهينـ علويتبار عليرضاـ عليزاده طباطبائي محمودـ عمراني محمودـ عموزاده خليلي فريدونـ غروي علياصغرـ غروي عليرضاـ غفارزاده سعيدـ غفاري مسعودـ غفراني عليـ غني مهديـ فاضل ميبدي محمدتقيـ فتورهچي نادرـ فراهاني مجيدـ فرزدي غفارـ فريد اعلم حسنـ فلاح مرتضي ـ قابل احمدـ قابل هاديـ قدياني ابوالفضلـ قشقايي خسرو ـ قشقايي ماهروـ قليزاده رحمانقليـ قنديزاده عبدالمجيدـ قهاري نظامالدينـ قهرماني مصطفيـ قياسي حجهاللهـ كارگشا رحمانـ كاظميان مرتضيـ كديور محسنـ كديور منوچهرـ كمالي احمدسرايي فاطمهـ كميليان ناصرـ كميجاني فرجـ كهزادي پروينـ كوثري يعقوبـ گلابي جعفرـ گلافزا بيژنـ گوارايي فاطمهـ لدني مسعودـ ليلاز سعيدـ مؤمني محمودـ متقي محمد تقيـ مجردي زهراـ محققي محسنـ محتشميپور فخرالساداتـ ماشيني فريدهـ محمدياردهالي احمدـ محمدياردهالي محمدـ محمدي داودـ محمدي نرگسـ مدني سعيدـ مدني علي – مديحي ماشاءاللهـ مدرسي فريدـ مرتاضي لنگرودي مرضيهـ مسكين مصطفيـ مسموعي رضا – مصباح ضياءـ مصطفوي ليلاـ مصطفوي مصطفيـ مصلحي عباسـ مظفر محمدجوادـ معينفر علياكبرـ مفيدي بدرالساداتـ مقدم مرتضيـ ملتي فهيمه – ملكي محمدـ مميزي هرمزـ منتجبي اكبرـ منتظري احمدـ منتظري سعيدـ منصوريان خسروـ مهرگان كيوانـ موسويسعادتلو سيدرضاـ مولايي يوسفـ ميرابراهيمي روزبه – ميرخانياميرـ ميرزادهوحيدـ ميرزايي اللهكرمـ ميرشمسشهشهانيابوالفضلـ موسويخوئينيسوسن – ناصرگيوهچي فرشتهـ نراقي حسنـ نعيمپور محمودـ نكوروح محمودـ نكوفر اميرـ نوحي سيدحميدـ نوحي سيد مجيدـ نوربخش فخرالساداتـ نوربخش منوچهرـ هاديان ناصرـ هندي عليرضاـ هوشمند احسانـ هوشمند رضوي مسعودـ واعظ عبايي مهديـ وفايي حسنـ وفايي حسينـ والي اكبرـ وحيد دستجردي حميدـ ورپايي رسولـ وليبيك جليلـ ويسي مرادـ ياوري رحيمـ يحيايي عليفريدـ يزدي ابراهيم
