طالقانی؛ آموزگار توحيد، آزادی و برابری
گفتگوی محمد بستهنگار با خبرنگار سياسی ايلنا
سخنگوی فعالان ملی – مذهبی گفت: طالقانی معتقد بود كه؛ همه مردم بايد در سرنوشت خود دخالت كنند و حق انتخاب كردن و انتخاب شدن داشته باشند، او به اصل دموكراسی معتقد بود.
محمد بستهنگار در گفتوگو با خبرنگار سياسی “ايلنا” با بيان اينكه طالقانی انقلاب را حق قشر يا طيف خاصی نمی دانست و آن را متعلق به همه مردم می دانست بيان كرد: آيت الله طالقانی در سخنرانی كه در مورد انتخابات مجلس خبرگان ايراد كرد گفت: ما بايد از همه افراد و گروه های مختلف دعوت كنيم كه ديدگاه های خود را بيان كنند.
بسته نگار به بخش هايی از سخنان آيت الله طالقانی اشاره كرد و افزود: ايشان گفتند” گروه ها و افراد دست اندركار شايد اينطور تشخيص بدهند كه اگر شورا به وجود آيد ما چه كاره هستيم؟ شما هيچ كاره هستيد، برويد دنبال كارتان، بگذاريد اين مردم مسووليت بگيرند” .
وی اظهار داشت: طالقانی به اصل دموكراسی معتقد بود او به جای اينكه ديكتاتوری صالح و يا دموكراسی هدايت شده را بيان كند، میگويد؛ بايد خود مردم دموكراسی را پيش ببرند.
اين فعال ملی – مذهبی با بيان اينكه دموكراسی مورد نظر آيت الله طالقانی اين نبود كه مردم تنها عده ای را به عنوان نماينده خود انتخاب كنند و بعد از آن ديگر در امور كشور دخالت نكنند، اظهار داشت: او معتقد بود كه اداره كشور از روستاها گرفته تا شهرهای بزرگ، بايد به صورت شورايی و به دست مردم صورت گيرد.
بسته نگار با بيان اينكه طالقانی دين را از سياست جدا نمی دانست و معتقد بود كه همه بايد در سياست دخالت كنند از جمله روحانيون، تاكيد كرد: اما او دخالت در سياست را به اين معنا نمی دانست كه روحانيت حق ويژه ای برای خود قائل باشد.
وی افزود: طالقانی همواره تاكيد می كرد كه؛ از خصوصيات انقلاب اسلامی ما اين است كه ما رهبران مذهبی داعيه حكومت برای خود نداريم و نمی خواهيم حاكم باشيم. انقلاب از توده همه مردم آغاز شده و متعلق به همه آنهاست نه از يك قشر خاص.
اين فعال ملی – مذهبی اظهار داشت: طالقانی همواره می گفت؛ اين مساله كه روحانيون پست های مهم را احراز كنند را يك مشكل می دانم كه باعث می شود روحانيون گرفتار مسووليت های روزمره و گذرا شوند و از اصل رسالتی كه روحانيت مترقی و پيشرو دارد، باز بمانند.
بسته نگار ادامه داد: آيت الله طالقانی در زمان حيانش نگران بود كه انقلاب از مسير اصلی خودمنحرف نشود.
