گزارش مكتوب گردهمايی خانواده‌های اعضا و علاقمندان نهضت آزادی ايران كرج ٣/۷/١٣٨٣

 

گزارش گردهمایی خانواده‌های اعضا و علاقمندان نهضت آزادی ایران

کرج ٣/۷/١٣٨٣

 

نسیم خنکی نوید آغاز پاییز است . آرام آرام چهره های خندان و امیدوار قدیمی تر ها با چهره های پرسشگر و شاداب جوان تر ها به هم می آمیزد و امید به فردا در جان همگی می روید.

نخستین برنامه «شاهنامه خوانی» است … دکتر محمد علی دادخواه از شاهنامه سخن به میان می آورد ؛ داستان رستم و اسفندیار ، داستان تقابل عقلانیت و قدرت طلبی ، تقابل تکیه بر خرد و تکیه بر زور . رستمی که رشد و آسایش را در صلح و آشتی می جوید در برابر اسفندیاری واقع شده است که حتی با توسل به خونریزی می خواهد حرف نپذیرفتنی خود را به کرسی بنشاند . این ، دعوای دیروز رستم واسفندیار نبوده است ، تقابل دیرینه دو جریان در تاریخ است. جریانی که می خواهد با اتکاء به قدرت مطلق پادشاه ، تمناهای مغایر با خرد خود را جامه عمل بپوشاند و در برابر آن ، جریانی که در جستجوی خیر و صلاح و آشتی است . در این تقابل ، رستم ، نماد خرد ، با کمک سیمرغ ، نماد دانایی، از تنها نقطه آسیب پذیر اسفندیار ، نماد قدرت مطلق، وی را دچار انحطاط و شکست می نمایند . و این درسی است از اساطیر کهن برای امروز که باید خرد و دانایی را به هم آمیخت و در برابر قدرت مطلق خردگریز ، پایدار و استوار بود و از پای ننشست .

پس از پذیرایی کوتاهی دوباره همه بازمی گردند تا بخش دوم سخنان دکتر دادخواه را بشنوند … سخنانی که با جذابیت ، جدیت و صراحت خاصی همراه است … این بار موضوع صحبت «پیشینه حقوق بشر» … دکتر دادخواه دوباره سخن را آغاز می کند ؛ این بار نیز به نام خداوند جان و خرد :

نگرشی سریع و شتابدار به مقوله حقوق بشر خواهیم انداخت . تا بدانیم مرادمان از حقوق بشر چیست ؛ آن گاه که نام حقوق بشر را می شنویم چه مجموعه ای از آمال  و اندیشه ها در ذهنمان تداعی می گردد؛ چه شد که به دنبال «باید»ی بالاتر و والاتر اما زمینی و ملموس و قابل اجراء گشتیم و نام «حقوق بشر» را بر آن نهادیم ؛ مبانی و مبادی این اندیشه ها کجاست ؟

در اوایل قرن هجدهم که افکار و عقاید کلیساییان  با باورهای عامیان که منتظر آمدن «ضابطه های اداره جامعه» از آسمان بودند ، به هم آمیخت ، فرصت استبداد جویی و حکومت مطلق بر مردم را به نام دین و خدا پدید آورد . این اندیشه ها در میان متفکران بزرگ ، مخالفت هایی برانگیخت . آنان می گفتند که عقل آدمیان ، بالذات خوب و بد و حسن و قبح را تشخیص می دهد . از لحاظ تاریخی این اختلاف ، شباهت زیادی به اختلاف اشاعره و معتزله در تاریخ دینی ما دارد . در هر صورت این نخستین قاعده حقوق بشر است ؛ عقلانیت و خردورزی .  

قاعده دوم ، عدالت است ؛ عدالت بالاترین ارزش انسانی است. علی (ع) می گوید : «عدالت وضع شیء در موضع آن است» . در همین جاست که حقوق بشر آرام آرام به مقوله یی سیاسی تبدیل می گردد . چرا که اگر قرار باشد حکومت را بدست کسی بسپاریم وی باید لیاقت و شایستگی و کفایت داشته باشد تا مصداق عدالت و وضع شیء در موضعش گردد .

قاعده سوم ، ظلم ستیزی است . این شاید جدی ترین جنبه سیاسی و عملی حقوق بشر باشد . در برابر ظلم نباید چون داوران بیطرفی باشیم که نشسته و می گویند : ای کاش این طور بود اما نیست . باید بپا خاست و وجدان بشری این «باید» را حس می کند و معنای دهکده جهانی همین حس مشترک است.

 

آیا این اصول با وحدانیت و یگانگی خدا مغایرت دارد ؟ مگر خدا برای برقراری عدالت و ستیز با ظلم ، پیامبرانش را نفرستاد ؟ آیا پیامبران خدا ، جدی ترین ظلم ستیزان و عدالت طلبان نبوده اند ؟ اما اکنون که آیین آنان دستخوش تحریف و سوء استفاده قرار گرفته است و از طرفی خداوند ناظری اجبارکننده نفرستاده تا مراقب اعمال آدمیان باشد ، پس نیاز داریم تا قانونی بشری تدوین کنیم و دولت ها را مجبور به گردن نهادن بر آن کنیم . چون قوانین دین ، همواره مورد سوء استفاده قرار می گیرد ، از محاکمه گالیله در کلیسا گرفته تا محاکمه عین القضاه و ابن سینا و آقاجری در همدان .

اما یک چیز را فراموش نکنیم ، ماده 9 قانون مدنی می گوید : قرادادهای خارجی که بین دولت ها بسته می شود ، همانند قراردادهای داخلی معتبر است و می تواند تقاضای اجراء آن را نمود . بنابراین حقوق بشر نه یک قانون وارداتی و نه یک امتیاز ویژه است ، بلکه حق ماست ، حقی در حد حقوق مدنی . ما حق داریم از مواهب حقوق بشر ، به عنوان حقوق مدنی ایران بهره مند شویم و همه باید برای آن مبارزه کنیم …

بعد از سخنرانی دکتر دادخواه ، نماز جماعت به امامت دکتر یزدی برگزار گردید . بعد از ناهار و کمی استراحت ، همگی برای شنیدن سخنان دکتر یزدی به سالن آمدند .

دکتر یزدی در ابتدای سخنش بیان کرد که بنا بر آن داشته که راجع به سکولاریزم و رابطه دین و دولت سخن بگوید . اینکه سکولاریزم یک بحث تئوریک نیست ، بحثی کاملا عملی و عینی است و بر مبنای شرایط سیاسی – اجتماعی تعریف می شود . اما در هر حال سوالات این روزها راجع به آینده قطع نامه و … باعث شد که وی موضوع سخنش را تغییر دهد :

بین این قطعنامه و بیانیه های قبلی تفاوت های جدی وجود دارد :

1-                موضع قطعنامه ، صریح و جدی و شفاف است در حالی که در بیانیه های قبلی چنین نبوده است .

2-                اواخر نوامبر که در قطعنامه ،  اولتیماتوم زمانی ذکر شده است ، نتیجه انتخابات آمریکا معلوم شده است .

شواهد و قرائن بسیاری در دست است که آمریکاییها از ریز فعالیت های هسته ای ایران مطلع هستند اما ابراز نمی کنند تا صداقت ما را بسنجند . آنها تکنولوژی هایی دارند که فعالیت های هسته ای را از راههای بسیار دور ردیابی می کنند . این نیست که اگر ما به آنها نگوییم که چه می کنیم آنها هم ندانند .

ایران حق دارد از انرژی هسته ای بهره بگیرد اما در مورد سلاحهای هسته ای محدودیت هایی در قالب NPT  ، پادمان و پروتکل الحاقی وجود دارد . ما زمان پیوستن به NPT می توانستیم شرایط خود را اعمال کنیم ، اما اکنون که پذیرفتیم باید اصول آنرا بپذیریم . یکی از اصول اینست که آنها هر موقع بخواهند حق دارند بازدید کنند ، وقتی ما نگذاریم حساسیت ها بیشتر می گردد .

یک سوال مهم را هم باید پاسخ داد که چرا این حساسیت ها نسبت به کره شمالی و … وجود ندارد ؟ زیرا در تمام  رفتار های سیاسی ما نوعی دوگانگی در برخورد وجود دارد . علاوه بر این کره شمالی هیچ گاه کشور خاصی را در میان همسایگانش تهدید به بمباران هسته ای نمی کند اما ایران می گوید که اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود .

در هر حال این اکنون وضعیت ماست اما چه باید کرد ؟

اگر ایران به این قطعنامه تمکین نکند ، پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع خواهد شد و ایران در خوشبینانه ترین حالت تحریم خواهد شد اما بسیار متفاوت با تحریم های قبلی چون اینبار تمام جهانیان با آمریکا متفقند . حمله به ایران در هر صورت بعید است چون از لحاظ جغرافیایی و سیاسی به نفع آمریکا نیست ، اما ساکت هم نمی نشیند ، بستن تنگه هرمز ، بلوکه کردن تجارت های جاری میان ایران و ترکیه و … در نتیجه فشار بر نیروهای حکومتی بالا می رود و نیروهای رانت خوار هم تقصیر را به گردن دیگری می اندازند .

اما این تنها پیامد این قضیه نیست . ایران در عراق نفوذ دارد ، پس در اینصورت به خشونتها در عراق دامن می زند . آمریکاییها هم در آذربایجان و کردستان و خوزستان نفوذ دارند ، بر اثر این نفوذ تمایلات گریز از مرکز رشد می کنند و این برای حکومت مرکزی یک تهدید جدی است . هزینه زیادی براین تهدیدها مترتب است و سابقه تاریخی نشان می دهد که اگر بخشی از خاک ایران جدا شود دیگر توان بازگرداندن آن را نداریم .

اما اگر ایران قطعنامه را نپذیرد ، در داخل خود جریان اقتدارگرا ، اختلافات جدی پدید می آید . زیرا اینان در همه جا از جمله نمازجمعه مدتهاست که تبلیغات فانتزی می کنند . این تبلیغات در افکار عمومی جریان های تند ، انتظارات و توقعاتی را  پدید می آورد و این توقعات خواه ناخواه بر تصمیمات مسوولین ایرانی تاثیر می گذارد و اگر اثری هم نگذارد  ،اختلافات درونی شان را فزونی می بخشد .

و بالاخره تاثیر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر سیاست های این کشور در قبال ایران ؛ در وضعیت کنونی هر دوی این جریانات در آمریکا ، اولا تحت تاثیر لابی یهودی هستند و ثانیا ایران را به نقض حقوق بشر متهم می کنند . اما بوش و کنسرواتیوهای جدید ، معتقدند که آمریکا مسوول است و باید در برابر این نقض حقوق بشر در ایران بایستد و نباید منتظر جامعه جهانی در این زمینه گردد . اما دموکرات ها می گویند که ما باید بجای سلطه سیاسی ، رهبری سیاسی این جریان را بکنیم و باید دیگر کشورها را درگیر تصمیم گیری در این موارد سازیم .

بنابراین با وضعیت کنونی ، برای ایران تفاوت چندانی نمی کند که کدام جریان در آمریکا روی کار بیاید . اما اگر ایران در زمینه سلاح های هسته ای موضع خود را تعدیل کند ، آمدن کری قطعا به نفع ایران است .

اگر چه ایران مسائل دیگر هم دارد ، حتی اگر موضوع سلاح های هسته ای حل شود ، سه موضوع «حقوق بشر ، صلح خاورمیانه و دفاع از تروریسم» باقی می ماند .

و در همه این احوال، ما با مشکل بحران مدیریت روبرو هستیم و رفتارهای سیاسی رهبران ما قابل پیش بینی نیست . اگر رفتار سیاسی مدیران ما ، ساختار یافته و قابل پیش بینی گردد ، رفتار جامعه جهانی نیز در برابر ما ، قابل پیش بینی است و بالطبع آینده ایران ، از این ابهام و سردرگمی خارج خواهد شد .

پس از سخنان آقای دکتر یزدی ، وی به همراه آقایان احد رضایی و دکتر علی اصغر غروی به پرسش های حاضران پاسخ گفتند .

 

سپس یاد زندانیان دربند گرامی داشته شد و از استواری و پایداری خانواده ایشان که مهمان

 نهضت آزادی ایران بودند ، قدردانی به عمل آمد . از خداوند بزرگ برای آزادی ایشان ، استعانت

 می طلبیم .