در مراسم دهمين سالگرد درگذشت نخست‌ وزير دولت موقت عنوان شد: بازرگان سياستمداری اخلاق‌مدار بود

 

در مراسم دهمين سالگرد درگذشت نخست وزير دولت موقت

بازرگان سياستمداری اخلاق‌مدار بود

مراسم بزرگداشت دهمين سالگرد درگذشت مهندس مهدى بازرگان نخست وزير دولت موقت روز پنجشنبه در حسينيه ارشاد تهران برگزار شد. مراسمى كه در آن تعدادى از اعضاى كابينه دولت موقت به همراه برخى از همفكران آن مرحوم حضور داشتند. در اين مراسم كه پس از همايش دو روزه علمىفرهنگى مهندس مهدى بازرگان برگزار شده بود سخنرانان از او به عنوان يك سياستمدار اخلاق مدار ياد كردند كه بايد اسوه عملى كسانى شود كه مى خواهند گام در مسير سياست بگذارند. احمدصدرحاج سيدجوادى كه از جمله معدود بازماندگان نسل اول جريان فكرى، سياسى «ملىمذهبى» است آغازگر مراسم بود.


• انتخاب راه صحيح و مستقيم
او كه مدتى وزير كشور و مدتى نيز وزير دادگسترى دولت موقت بود سخنان خود را با اشاره به افرادى آغاز كرد كه در طول عمر خود با انتخاب راه صحيح و مستقيم نسبت به ديگران كمتر دچار آشفتگى ذهنى مى شوند.
صدرحاج سيدجوادى آنگاه گفت: در طول تاريخ به زنان و مردانى برمى خوريم كه با استقامت راى، مسئوليت هاى گران و وظايف سنگين يا مناصب بالايى را عهده دار مى شوند يا حوادث سنگين براى آنان اتفاق مى افتد، بدون آنكه كمترين تغيير در گفتار و رفتار آنان يا اعوجاج در راه مستقيم شان حادث شود.
او سپس بازرگان را يكى از اين افراد معرفى كرد و با اشاره به دوران نخست وزيرى وى گفت: در تمام مدت چند ماه كوچكترين انحراف و تغييرى در حركات، سكنات و عقايد او و ادامه خدمات فرهنگى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى در طريق مصالح مملكت بى كم وكاست ملاحظه نمى كنيد. پس از آنكه احمد صدرحاج سيدجوادى مراسم يادبود بازرگان را افتتاح كرد، «على اصغر غروى» داراى دكتراى فلسفه از لبنان سخنان خود را تحت عنوان «بازرگان و اخلاق اجتماعى» بيان كرد.
اما او قبل از ورود به بحثش نكته اى را متذكر شد و آن اين بود: «بدون توجه به قرآن كريم بررسى شخصيت مرحوم بازرگان تقريباً امكان ناپذير است.»
او با بيان اينكه به عنوان مسلمان بايد قبل از هر چيز با پديده اى به اسم قرآن تكليف خود را مشخص كنيم، گفت: بازرگان از جمله شخصيت هايى است كه تكليف خود را با قرآن مشخص كرد. يعنى براى خودش مشخص كرد كه از قرآن چه برداشتى دارد.
غروى كه فعاليت سياسى خود را در چارچوب نهضت آزادى ايران انجام مى دهد با تاكيد بر اصول قرآنى كه در عملكرد شخصيت بازرگان مشهود است، گفت: قرآن نظام عالم را يك نظام تدريجى تعريف مى كند. در اين نظام سرعت، خشونت و تندى مطرح نيست و

بازرگان در تمام واكنش ها نسبت به پديده ها و حادثه ها همين نظام را قبول دارد؛ يعنى حركت تدريجى را و اين بحثى بود كه اول انقلاب در گرفت. يعنى هر پديده اى يك سرعت معينى در عالم دارد و ما اگر پرستنده خدا هستيم از آن چارچوب سرعت نبايد خارج شويم. بنابراين يك اصل ليبرالى برآمده از انديشه غربى نبود بلكه منطبق بر آيات قرآن بود كه بازرگان بر آن ايمان عميق داشت. غروى پس از طرح بحث روند تكاملى به يكى ديگر از اصولى كه بازرگان براساس قرآن به آن اعتقاد داشت، اشاره كرد و گفت: هنگامى كه بازرگان اوايل انقلاب با شعار تنها راه رهايى جنگ مسلحانه است برخورد كرد، گفت كه اگر شما بخواهيد با قدرت اسلحه نظامى را به وجود بياوريد اين نظام تا زمانى كه اسلحه هست، خواهد بود. او در توضيح ديدگاه بالا گفت: اگر نظامى را بر زور متكى كرديم تا زمانى كه اين عوامل وجود دارد اين نظام پا برجاست و زمانى كه يكى از عوامل را حذف كنيم نظام را فرو ريخته ايم.
غروى سخنان خود را با يك جمع بندى پايان داد: «اگر ما گردهم مى آييم يكى از مسائلى كه بايد توجه كنيم اين است كه نظام عالم، نظام توحيدى است. بنابراين هر كارى كه انسان ها بخواهند در راه تعالى خودشان و حتى تخريب جوامع انجام دهند نيازمند وحدت است.» پس از اين سخنان بود كه فاطمه حقيقت جو عضو جبهه مشاركت سخنان خود را با عنوان «بازرگان اسوه تلفيق اخلاق در سياست» آغاز كرد.


سياستمدارى اخلاق مدار
«مرحوم بازرگان ترجيح داد براى حفظ اصالت اخلاق و زندگى توام با اخلاق، حاكميت را با تمام شيرينى هايش ترك كند اما حاضر نبود اصول اخلاقى كه از ابتدا پايبند به آن بود، خدشه دار شود.» اين جملات آغازگر سخنان حقيقت جو بود. او در ادامه با بيان اين جمله كه «هنر اين است وقتى در حاكميت هستيم اخلاقى بمانيم»، اين پرسش را مطرح كرد كه چند نفر مى توانند از اين آزمايش موفق بيرون بيايند و خود در پاسخ گفت: كسى مى تواند موفق باشد كه در مناصب بالا قرار بگيرد اما اخلاق را فداى سياست نكند. اينگونه بود كه حقيقت جو از بازرگان به عنوان سياستمدارى اخلاق مدار ياد كرد.

 

 جلال جلالى زاده كه خود را «مسلمان»، «ايرانى»، «كرد» و «سنى مذهب» معرفى كرد، سخنرانى بود كه در خصوص راه و منش بازرگان گفت كه بازرگان «نه با نام دين بازرگانى كرد و نه با حقوق ملت معامله كرد، از ايمان هيچ كس نپرسيد و معتقد به گزينش و رد صلاحيت نبود. امروز براى يك شيعه و سنى مذهب بازرگان محترم و مكرم است.» او با بيان اينكه كسى كه در مجلس بازرگان باشد نگاه و بينش اش قرآنى و وراى مذاهب است، گفت: بازرگان معتقد به عدالت بود و مى دانست كه اگر عدالت در جامعه اجرا شود آتش تفرقه خاموش مى شود. اگر از وحدت اسلامى صحبت مى كرد با الفاظ بازى نمى كرد و هدفش همزيستى مسالمت آميز بود.

 

 حسين انصارى راد آخرين سخنران مراسم روز پنجشنبه حسينيه ارشاد بود كه در ابتداى سخنانش بر جمله اى تاكيد كرد: «در ديانت، بت پرستى به هيچ معنا در هيچ مورد و براى هيچ كس و مقامى مجاز شمرده نشده است و اساس ديانت ما نفى بت پرستى است و پايه اعتقاد ما توحيد است، توحيد با «لا» آغاز مى شود، نه به همه آنچه غير خداست. نه به همه قدرت هايى كه هر اسمى داشته باشند.»
او سپس به ذكر خصايص اخلاقى و دينى بازرگان پرداخت و با نگاهى گذرا به دفاع علمى او از تعليمات اسلامى بر نقد علمى آثار بر جاى مانده از مهندس بازرگان تاكيد كرد و گفت كه امروز نقد در دنياى غرب و جهان علم علامت احترام است. نقد وسيله پرش، حركت و تكامل است.
انصارى راد سپس به دغدغه ديگر بازرگان يعنى مسئله حاكميت ملى و حاكميت مردم بر
سرنوشت خودشان اشاره كرد و گفت: بازرگان به شدت در زمينه حاكميت ملى و حاكميت انسان ها بر سرنوشت خودشان و حق انتخاب آزاد براى ملت براى انتخاب مدير ومديرانشان تكيه مى كند و اساس پيشرفت، ترقى و تعالى جوامع و جامعه ايرانى را در شركت و سهيم شدن فردفرد ملت در حكومت مى داند. چيزى كه اساس انقلاب اسلامى شمرده مى شود و در قانون اساسى جمهورى اسلامى در اصل ۵۶ با صراحت بيان شده و حاكميت ملت به عنوان پايه و اساس جامعه و اداره كشور به رسميت شناخته شده است و هيچ كس نمى تواند اين حق را از ملت سلب و يا مصادره كند. وى آنگاه گفت: مشروعيت و مقبوليت هر مقام معلول راى مردم است. نكته اين است كه معلول به لحاظ فلسفى در رتبه علت نيست و در رتبه بعد است. تعارض بين علت و معلول معقول نيست. بنابراين هيچ مقامى در تعارض مردم نمى تواند مشروع باشد و نمى تواند تصميم بگيرد