اعتدال و تاخير، افراط و تعجيل

نگاه مهندس «بازرگان» به قرآن، علمی بود

گزارش « ايكنا » از بزرگداشت مهندس « بازرگان » در شيراز

محمدرضا خالصی، معاون فرهنگی جهاددانشگاهی فارس

گروه انديشه: معاون فرهنگی جهاددانشگاهی فارس گفت: نگاه مهندس بازرگان به قرآن، علمی بود.
معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی فارس در ادامه سلسله نشست‌های آسيب‌شناسی معرفت دينی خود، نشست آسيب‌شناسی معرفت دينی از ديدگاه مرحوم مهندس «مهدی بازرگان» را با حضور دكتر محمدمهدی جعفری، استاد شيراز و محمدرضا خالصی، معاون فرهنگی جهاددانشگاهی فارس و مدرس دانشگاه برگزار كرد.
در اين نشست معاون فرهنگی جهاددانشگاهی فارس گفت: نگاه مهندس بازرگان به قرآن، علمی بود.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، محمدرضا خالصی ابتدا به تعريفی از روشنفكر دينی پرداخت و گفت: جامعه در حال گذار نيازمند كسانی است كه اين انتقال را سريعتر انجام دهند و آن را تئوريزه كنند، بنابراين به گروهی كه اين انتقال را تسهيل كرده و آن را تئوريزه می‌كنند، روشنفكر می‌گويند.
وی تصريح كرد: روشنفكر دينی همان‌طور كه از اسمش پيدا است انتقال مفاهيمی دينی را تبيين و تسهيل می‌كند و بر علوم جديد و علوم دينی تسلط دارد.
خالصی، دين را فربه‌ترين عنصر جامعه سنتی دانست و توضيح داد: دين متعلق به دنيای گذشته است؛ چراكه مهمترين دغدغه انسان‌های گذشته، دغدغه دينی بود. در حالی كه در جامعه مدرن‌دينداری با زندگی متفاوت است، اما آشتی بين دين و دنيايی كه از هم جدا افتاده‌اند وظيفه روشنفكر دينی است.
وی نزديك ساختن بين دنيايی كه به سرعت مادی می‌شود و بين دينی كه از اين حركت باز ايستاده را نتيجه تلاش انديشمندان دينی دانست و گفت: كار اين دانشمندان كار ساده‌ای نبود؛ چراكه بحث معنويت كردن در دنيای معاصر خيلی بحث برانگيز بود. آنها می‌خواستند بدانند چگونه می‌شود نقش گذشته دين را به او بازگرداند.
اين پژوهشگر و نويسنده در ادامه گفت: آتشفشان‌ها وقتی مواد مذاب بيرون می‌ريزند همه چيز در هم ذوب می‌شود. در آن حالت تشخيص مواد و مجزا كردن آنها از يكديگر غيرممكن است اما هرچه از زمان بگذرد به سردی می‌گرايد و تجزيه آنها نيز امكان‌پذير می‌شود. تمدن‌ها، مخصوصاً تمدن‌ها وحيانی چنين‌اند. هرچه به كانون اصلی خود كه وحی است نزديك باشند، حرارت بالا اجازه تجزيه را نمی‌دهد اما پس از مدتی می‌توان به تجزيه نشست و اين كار روشنفكران دينی است.
اين مدرس دانشگاه مهندس بازرگان را از جمله انديشمندان دينی دانست كه در نزديك ساختن دين و دنيا تلاش بسياری كرد. وی افزود: مهندس بازرگان وقتی در سال
۱۳۰۷ جزء اولين دسته از دانشجويان به غرب سفر كرد، چهار ويژگی غرب را پسنديد. يكی تفكر دموكراتيك، دوم روح اجتماعی، سوم تفكر عملی و چهارم روش‌های علمی. بنابراين مهندس بازرگان با الهام از اين ۴ مسئله به چند موضوع توجه كرد، اصلاح و احيای دين و بازگشت به قرآن، رابطه علم و دين و دنيا، رابطه دين و سياست، انسان‌شناسی، آفت‌شناسی دين، مشكلات اجتماعی جامعه ايران و ملل اسلامی، برخوردار با غرب و دفاع امروزی از دين، مهندس بازرگان هرجا كه فكر می‌كرد دين مورد تهاجم قرار می‌گرفت، وارد صحنه می‌شد، اما راه و روش علمی بود.
خالصی سپس به بيان اعتقادات مهندس بازرگان در زمينه‌های مختلف دينی اسلام پرداخت و گفت: وی در مورد معاد اعتقاد داشت وقتی كسی می‌ميرد، محيط فيزيولوژيك او متلاشی می‌شود و بعد محيطپيسكولوژيك او شروع می‌شود، تحويل روح به شخصيت پيسكولوژيك و بعد از جنس هم دانستن دو شخصيت فيزيولوژيك و پيسكولوژيك نشان دهنده دغدغه علمی آن مرحوم است. در خصوص دعا نيز معتقد بود دعا باعث ايجاد تأثيرهای روانی در نتيجه تلفيق به نفس و نيز باعث ايجاد توسعه روح در شخص می‌شود.
در مسئله روزمره نيز آن را عامل خروج تدريجی انسان از اسارت و قيدهای زندگی و كسب آزادی و تسلط در برابر شرايط می‌دانست. بنابراين، مهندس بازرگان دقيقاً معيارهايی كه دين معين كرده به شكلی با مبانی علمی امروز نزديك كرده بود.
وی با بيان اين‌كه يكی از تأثيرگذارترين روشنفكران دينی ما مرحوم، مهندس بازرگان بود، افزود: او از ثمره علوم جديد بهره بسياری برده است به گونه‌ای كه اعتقاد داشت علم جديد احكام فقهی را تأييد می‌‌كند. در كتاب «مطهرات در اسلام» تمام هم و غم خود را به اين موضوع اختصاص داد. او همچنين مقابله با ماركسيسم را از مهمترين دغدغه‌های خود می‌دانست و ماركسيسم را نوعی فلسفه تلقی می‌كرد، نه يك مكتب جديد بر مسائل علمی.
خالصی سپس به
۴ مشرب مهم در زمان بازرگان ناسيوناليسم، ليبراليسم سيانتيسم و اومانيسم اشاره كرد و توضيح داد. براساس روحياتی كه ايشان داشت، نخست نكات مثبت اين مكاتب را می‌گيرد و اين نكات مثبت را با قرآن هماهنگ می‌كند.
وی افزود: به عنوان نمونه مهندس بازرگان، ناسيوناليسم را در نوع معقول و غيرمعقول مطرح می‌كند و نوع غيرمعقول را پس می‌زند، در ليبراليسم نوع معقول را مطرح می‌كند و بی‌بند و باری آن را مورد نقد قرار می‌دهد، در علم‌پرستی يا سيانتيسم مسئله علم‌پرستی را مورد بررسی قرار می‌دهد و در اومانيسم بحث انسان‌پرستی را نقد می‌كند.
وی در پايان گفت: حتی نسبت به قرآن‌مجيد نيز نگاه مهندس بازرگان، نگاه علمی بود و معتقد بود كه ما نيازمند يك رنسانس اسلامی هستيم. وی تئوری انحطاط، دوری از علوم مدرن، انتظار نابجا از مسلمانان بودن، فروختن دين به دنيا، نبودن در بند ايمان و عمل، كناره‌گيری مسلمانان از كار و كوشش را عامل‌های اصلی انحطاط مسلمانان می‌دانست و مثل هر مصلحی، برای هر كدام از اينها هم سخن می‌گويند و راه‌حلی پيدا می‌كند و براساس اصلاح جامعه بر طبق دستورات اسلام كوشش در ايجاد دوستی و اتحاد ميان مسلمانان، انتشار حقايق اسلامی، مبارزه با خرافات و مهمتر از همه توصيه به بازگشت به قرآن می‌كند.
معاون فرهنگی جهاددانشگاهی فارس در پايان افزود: منش و روش مرحوم بازرگان از مؤثرترين روش‌های دين‌شناسی معاصر محسوب می‌شود