قائم مقام فراهانی، امير كبير و مصدق سه نخست‌وزير واقعی كشور بوده‌اند دكتر غلامعباس توسلی در نشست بررسی نهضت ملی شدن صنعت نفت تهران، خبرگزاری كار ايران

 

قائم مقام فراهانی، اميركبير و مصدق سه نخست‌‏وزير واقعی كشور بوده‌‏اند

غلامعباس توسلی
تهران- خبرگزاری كار ايران

نشست بررسی نهضت ملی شدن صنعت نفت، با حضور غلامعباس توسلی، عضو شورای مركزی نهضت آزادی ايران و حسين شاه‌‏حسينی، عضو جبهه ملی ايران در دانشگاه صنعت آب و برق شهيد عباسپور برگزار شد.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، غلامعباس توسلی در اين نشست با بيان اينكه برگزاری چنين نشست‌‏هايی را نشان‌‏دهنده بازگشت هويت ملی در ميان نسل جوان دانست و گفت: در زمانی كه اكثر رجال سياسی كشور يا وابسته بودند يا نمی‌‏خواستند با حكومت وقت درگير شوند و جمعيت فهميده و تحصيل‌‏كرده بسيار كم بود، نهضت ملی شدن صنعت نفت آغاز به كار كرد.
توسلی تصريح كرد: كسانی كه قصد حمايت از اين طرح ملی را داشتند، بسيار محدود بودند و تنها عده‌‏ای از دانشگاهيان و بازاريان برای دفاع از منافع ملی جلو آمدند كه آنها هم از آگاهی كمی در آن روزگار برخوردار بودند.
وی مقاومت‌‏های زمان ملی شدن صنعت نفت را عاملی برای پيروزی انقلاب اسلامی دانست و اظهار داشت: در آن دوران دانشگاه محور اصلی فعاليت‌‏های سياسی بود و مقاومت دانشگاه‌‏ها در نهضت ملی شدن صنعت نفت و 16 آذر 1332 باعث به وجود آمدن انقلاب اسلامی شد.
وی با بيان اينكه ما در طول تاريخ سه نخست وزير واقعی داشته‌‏ايم، گفت: قائم مقام فراهانی، اميركبير و مصدق سه نخست‌‏وزير واقعی كشور بودند كه به دنبال حفظ منافع ملی بودند چون در هر دوره از اين نخست وزيرها رجال سياسی وابسته بودند و رجال و مجلس تصميم‌‏گير نبودند.
وی در ادامه افزود: عملكرد مصدق به گونه‌‏ای بود كه نسل‌‏های آينده اعتراف می‌‏كنند، اثر كاری كه او كرد در تمام دوران تاريخ‌‏ باقی خواهد ماند.
توسلی با بيان اينكه دولت مصدق تنها دولت مستقل بود، گفت: در دوره‌‏ای كه جامعه به سمت از هم‌‏گسيختگی می‌‏رفت، مصدق در اولين قدم يك دولت ملی تشكيل داد كه دو وجه ملی‌‏گرايی و دموكراسی‌‏خواهی داشت.
وی با تأكيد بر اينكه مصدق به دنبال قانون‌‏گرايی بود، گفت: زمانی كه مصدق در لاحه از ايران در جريان ملی شدن صنعت نفت دفاع می‌‏كرد تنها و تنها قانون‌‏گرايی را مد نظر داشت و تمام فعاليت‌‏های خودش را در راستای قانون انجام می‌‏داد نه از طريق لابی كردن.
توسلی در پايان تصريح كرد: اگر بخواهيم ادامه دهنده راه مصدق باشيم، بايد منافع ملی و آزادی‌‏خواهی را مدنظر قرار دهيم.
در ادامه اين نشست، حسين شاه‌‏حسينی، عضو جبهه ملی گفت: مصدق معتقد به قانون‌‏گرايی بود و تمام عمر خود را در راستای اجرای قانون گذاشت.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، شاه حسينی گفت: اقتصاد ما بر اين است كه قانون بايد حاكم بر جامعه باشد و از همان زمان كه مبارزات را آغاز كرديم، سعی ما بر اين بود كه در راستای قانون به مبارزه بپردازيم چون مصدق به دنبال قانون‌‏گرايی بود.
وی به تحليل اوضاع سياسی زمان مصدق پرداخت و اظهار داشت: در آن زمان تنها حزب توده به طور منسجم فعاليت می‌‏كرد و گروه ديگری كه بتواند به اندازه حزب توده سازماندهی شده كار كند، وجود نداشت.
شاه حسينی با بيان اينكه مصدق در زمان سيطره روس‌‏ها و انگليس‌‏ها در كشور، فعاليت‌‏های سياسی خودش را آغاز كرد، گفت: در زمانی كه اختناق سراسر كشور را فرا گرفته بود و مصدق تازه از تبعيد برگشته بود، فعاليت سياسی خود را آغاز كرد و سازمانی با عنوان عناصر طرفدار انديشه‌‏های مصدق به همراه كاشانی كه يك نيروی مذهبی بود، فعاليت خود را آغاز كرد و در انتخابات مجلس چهاردهم وكلايی را به مجلس فرستادند.
وی فعاليت حزب توده را در آن زمان چشم‌‏گير دانست و گفت: در آن زمان پيشه‏وری در آذربايجان فعاليت می‌‏كرد و در آنجا يك دولت تشكيل داده بود و با صراحت به تبليغ انديشه‌ توده‌‏ای‌‏ها می‌‏پرداخت و روسيه نيز كه می‌‏خواست بر ايران سيطره داشته باشد، از دولت پيشه‌‏وری حمايت كرد.
شاه حسينی در ادامه تصريح كرد: روس‌‏ها قصد داشتند به آب‌‏های گرم خليج فارس برسند به همين جهت پيشنهاد تشكيل نفت شمال را دادند و حزب توده در حمايت از اين طرح به فعاليت پرداختند و می‌‏گفتند همانطور كه نفت جنوب در اختيار انگليس‌‏ها است، نفت شمال بايد در اختيار روس‌‏ها قرار بگيرد.
وی با بيان اينكه اولين بار بحث ملی شدن نفت در آن زمان مطرح شد، گفت: نمايندگان گرگان به مجلس پيشنهاد داد كه نفت بايد در ايران ملی شود ولی دكتر مصدق در آن زمان شروع به مخالفت كرد و معتقد بود در شرايطی كه كشور در دست روس‌‏ها و انگليس‌‏هاست، اين كار درست نيست.
عضو جبهه ملی در خصوص نقش روحانيت در نهضت ملی شدن صنعت نفت گفت: كاشانی يك مرد بزرگ بود، در آن زمان روحانيت يا يك منبری بود يا يك مرجع تقليد اما كاشانی هم منبری هم مرجع تقليد و هم يك مبارز سياسی بود.
شاه حسينی با بيان اينكه كاشانی هميشه از مصدق تعريف و تمجيد می‌‏كرد، تصريح كرد: تا زمانی كه فرزندان و اطرافيان، دور كاشانی را نگرفته بودند، كاشانی همچنان در كنار مصدق ماند ولی او بعدها از مصدق جدا شد و علت آن هم اين بود كه اطرافيان او وابسته به شاه بودند.