ديدار انجمن اسلامی دانشجويان دانشكده فنی دانشگاه تهران با دكتر ابراهيم يزدی تاريخ: ۱٨/۲/١٣٨٤ شماره: ۱٩۱٩

ديدار انجمن اسلامی دانشجويان دانشكده فنی دانشگاه تهران با دكتر ابراهيم يزدی تاريخ: ۱٨/۲/١٣٨٤ شماره: ۱٩۱٩

1919

18/2/1384

ديدار انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده فني دانشگاه تهران با دکتر ابراهيم يزدي

پيرامون «فعاليت هاي حزبي در ايران ، کارکردها و موانع»

روز يکشنبه اعضاي شوراي مرکزي و عمومي انجمن اسلامي دانشکده فني دانشگاه تهران با دبيرکل نهضت آزادي ايران ديدار نموده و پيرامون اوضاع سياسي روز و انتخابات رياست جمهوري به گفتگو نشستند.

در ابتداي اين جلسه ، از دکتر يزدي سوال شد : «از آنجا که نهضت آزادي ايران ، از پيشگامان فعاليت حزبي به شمار مي رود ، موانع کار حزبي را در ايران چه مي دانيد» . دکتر يزدي در پاسخ ، موانع تاريخي کار حزبي در ايران را يادآور شد و گفت : «ما به دليل رسوبات فرهنگي ، هرچند دموکراسي را به عنوان آرمان پذيرفته ايم و برايش تلاش مي کنيم ، اما اولا تعلق اجتماعي ضعيفي داريم و ثانيا روحيه همکاري جمعي مان ضعيف است . يعني لوازم رسيدن به دموکراسي را فراهم نکرده ايم» . وي سپس اشاره کرد که در شرايطي که جامعه ما به سرعت ، سياسي مي شود ، جمع گريزي به آفت بزرگ اين حرکت تبديل مي شود. وي با يادآوري تاکيد مرحوم مهندس بازرگان بر کار گروهي حتي پيش از تشکيل نهضت ازادي ايران ، فعاليتهاي مرحوم بازرگان را در اين راستا بر شمرد و «شرکت سهامي انتشار» و «متاع» را به عنوان نمونه اين انجمن هاي مدني نام برد ، که به اعتقاد بازرگان و نهضت آزادي ، نخستين گام هاي رسيدن به دموکراسي هستند.

دکتر يزدي در ادامه و در پاسخ به اشکالاتي که به تحزب وارد مي شود گفت : «به عنوان نمونه ، در يک کار تشکيلاتي ، تصميم ها به کندي گرفته مي شود اما در عوض مستحکم و استوار خواهد بود»  .

دکتر يزدي سپس با اشاره به ارتباط تنگاتنگ جنبش دانشجويي و احزاب سياسي گفت : « هرچند اگر جنبش دانشجويي زير نفوذ احزاب سياسي قرار گيرد ، آفتي براي جنبش دانشجويي خواهد بود، اما فقدان احزاب سياسي خارج از دانشگاه هم يک آفت ديگر براي اين جبنش است» . وي در توضيح سخنش افزود : «دانشگاه محل ماندن دانشجو نيست ، دانشجويان هنگام ورود به دانشگاه ، کار سياسي را بلد نيستند و موقعي که ياد مي گيرند ، از دانشگاه خارج مي شوند و پايگاه فعاليت سياسي خود را از دست مي دهند» .

دکتر يزدي سپس اضافه کرد که : « جنبش دانشجويي کارکرد حزبي ندارد و نبايد هم داشته باشد ، اما مي تواند آموزش سياسي بدهد . يعني گسل سياسي پيش آمده در جامعه را بپوشاند . مثلا مي تواند «تاريخ معاصر يا حتي علوم ضروري براي زندگي جمعي مانند «روان شناسي» و «اقتصاد» را آموزش دهد ، به عبارت ديگر ، جنبش دانشجويي مي توانند در راستاي توسعه سياسي گام بردارد ، بدون اينکه کارکرد يک حزب سياسي را پيدا کند» .

دکتر يزدي هم چنين مطرح کردن مطالبات صنفي را از کارکردهاي مهم جنبش دانشجويي دانست که بسياري از مشکلات کار سياسي و ديني را ندارد . در ضمن اين حق را بايد براي دانشجويان قائل بود که براي فعاليت سياسي شان به احزاب مورد علاقه شان بپيوندند.

دکتر يزدي در پاسخ به سوالي که خواستار توضيح بيشتري در مورد « مزايا و معايب حزبي شدن» بود ، گفت : « جامعه انساني علي الاصول متکثر است . وقتي از دموکراسي سخن مي گوييم ، احزاب سياسي نهادهايي هستند که مردم در آنجا جمع مي شوند و بر اساس تمايلات خودشان با هم همگن مي شوند و در مورد مسائل اساسي و کلان جامعه شان با هم توافق مي کنند . در حقيقت نظريات شهروندان در اين احزاب در تعامل با يکديگر شکل مي گيرد و در قالب چند راهکار اساسي به مردم ارائه مي گردد . کارکرد حزب اين است که حرکت هاي متکثر را به تصميم هاي کلان منجر مي کند» .

دکتر يزدي سپس با اشاره به اينکه «حزب نمي تواند در خلا حرکت کند» گفت : هر حزب سياسي نماينده  يک جريان سياسي در جامعه است و تمام قدرت خود را از اين جريان سياسي مي گيرد . اگر جريان راست در ايران قدرتمند است ، به اين دليل است که جريان اقتصاد بازار و جريان فقه سنتي را نمايندگي مي کند . اما جريان چپ چون بعد از انقلاب جايگاه تاريخي خود را (که روشنفکري ديني بود) رها کرد ، قدرت خود را از دست داد . هم چنين به اين دليل نهضت را نمي توانند با وجود انواع محدوديت ها خفه کنند ، چون ريشه در تاريخ و اجتماع دارد . تا اين جريان حضور دارد ، طبيعتا نهضت هم هست» .

دبيرکل نهضت آزادي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه « وقتي حزب حاکميت يافت ، چه کارکردي مي يابد» گفت : «يک حزب سياسي ، دو کارکرد اصلي دارد ، يکي ارتباط با مردم و ديگري بسيج مردم . مثلا نهضت آزادي ايران امروز در سطح کلان با مردم ارتباط دارد اما اين ارتباط ، ارگانيک نيست و نهضت قدرت بسيج مردم را ندارد. البته نقش سومي هم بايد براي حزب قائل شويم و آن «اثر گذاري بر فرايند هاي سياسي جامعه» است» . وي در توضيح سخنانش افزود : « امروز وقتي مي گويند احزاب دنبال قدرت هستند ، منظورشان قدرت اجرايي است و بر همين مبنا مي گويند نهضت دنبال قدرت نيست . در حالي که ما مي گوييم قدرت را بايد تعريف کرد . ما بين قدرت سياسي و قدرت حکومتي فرق قائليم . مثلا آقاي خميني پيش از انقلاب در پاريس ، قدرت سياسي داشت و مي توانست مردم را به خيابان ها بکشد ، هرچند که هيچ قدرت حکومتي نداشت . و بدين معنا معتقديم که هر کس که مي خواهد جامعه اش را تغيير دهد بايد دنبال قدرت سياسي باشد ، تا بتواند مردم را حرکت دهد ، حتي پيامبر هم تلاش مي کند که قدرت سياسي بدست آورد و اين غير از تلاش براي کسب «قدرت حکومتي» است .

دکتر يزدي در پاسخ به آخرين سوال ، جمود حزب ، از بين رفتن روحيه دموکراتيک داخل حزب ، از بين رفتن حقوق اقليت ها در اکثريت يافتن احزاب ديگر و عوام فريبي را به عنوان آفت هاي تحزب ياد کرد و گفت : «راه حل شناخته شده اين مشکل ، اين است که اقليت همواره اين امکان را داشته باشند که به اکثريت تبديل شوند» .

وي با فرق گذاشتن ميان احساس سياسي ، بينش سياسي ، دانش سياسي و تربيت سياسي ، کارکرد حزب را در سه مورد آخر عنوان کرد و خاطر نشان ساخت که جامعه بايد از احساس سياسي ، که به دليل تحت ستم واقع شدن در همه وجود دارد، آرام آرام به سمت بينش ، دانش و تربيت سياسي حرکت کند.

روابط عمومي

نهضت آزادي ايران