1990
1385/07/02
اعتراض شديد به سخنان موهن پاپ بنديكت شانزدهم
به رغم گذشت چندين روز از سخنراني پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليكهاي جهان، در دانشگاه رگنزبرگ آلمان (موطن پاپ) و با آن كه او چندين بار به خاطر سخنان نسنجيدهاش ـ كه ظاهراً بنا بر اظهار شخصي او ، سوءنيتي در اداي آن وجود نداشته است ـ اظهار تاسف و به گونهاي عذرخواهي كرده است، هنوز واكنش مسلمانان در كشورهاي مختلف و ابراز خشم و نفرت آنان فرو ننشسته است و هر روز اخباري از گوشه و كنار اين كشور ها درباره واكنشهاي بعضاً بسيار منفي و مخرب به گوش ميرسد. براي مثال، در كشور سومالي، مردم به قصد انتقامگيري از مسيحيان، يك ” خواهر” 61 ساله را با شليك گلوله از پا در آوردهاند و اين كار خشم اروپاييان را برانگيخته است. به راستي مقصر كيست ؟ پاپ، مسيحيت، غرب، آمريكا، صهيونيسم، رفتار مسلمانان، بنيادگرايان؟ بيترديد، عوامل متعددي دست به دست هم ميدهند تا واقعهاي رخ دهد و پيامدهاي پيش بيني نشدهاي به بار آورد. اينكه پاپ بنديكت شانزدهم نقل قول امانوئل، امپراتور روم شرقي (بيزانس) را در هنگام سقوط قسطنطنيه به دست مسلمانان تنها از روي تصادف مطرح كرده يا قصد و غرضي در كارش بوده و خود او هم چنين نظري داشته است يا نه، روشن نيست. يعني هر يك از اين احتمالات نه به آساني قابل رد است و نه قابل اثبات. اما سخنان پاپ مصادف بوده است با سالگرد يازده سپتامبر (روز حمله هوايي به برجهاي دوقلوي مركز تجارت جهاني در نيويورك و ساختمان پنتاگون در واشنگتن) و سخنان بوش، رئيس جمهور امريكا، چند روز پيش از آن، در حمله به كساني كه آنها را ” فاشيستهاي اسلامي” ناميده است، در فرداي روز آغاز آتش بس جنگ 33 روزه و مقاومت تحسينانگيز حزب الله و مردم لبنان در برابر حملات وحشيانه اسراييل. باتوجه به رشد بيسابقه اسلام در اروپا و آمريكا، روابط كنوني غرب با كشورهاي اسلامي ، مسئله هستهاي ايران و وضعيت ويژه در عراق و افغانستان، چنين برداشتها و سوءتفاهمات، اگرچه قابل توجيه و پذيرش نيست، قابل فهم است. روابط غرب و شرق و اسلام و مسيحيت ريشههاي تاريخي عميقي دارد كه نه تنها نزديكترين آنها به جنگهاي صليبي ميان مسلمانان و مسيحيان بر سر بيت المقدس برميگردد، بلكه مربوط به كارنامه غير قابل دفاع قدرتهاي استعماري غربي در كشورهاي اسلامي و نگرش منفي و بدبينانه مسلمانان نسبت به كشورهاي غربي ميشود، به ويژه آن كه غربيها هرگز به خاطر رفتارهاي استعماريشان در كشورهاي اسلامي نه از مسلمانان پوزش خواستهاند و نه به جبران آن رفتارهاي ظالمانه پرداختهاند.
اما اينكه چنين سخنان موهني به نقل از هركس و در هرزمان، امروز از زبان پاپ براي تاييد شيوه گفتگو به جاي خشونت ادا ميشود آيا خود برانگيزاننده يا تشديدكننده يك خشونت نمادين و تاريخي، كه دائماً به شكلهاي گوناگون تكرار شده، نيست؟
اگر چنين است، پس آيا مسلمانان حق ندارند كه در برابر حمله به باورهايشان از خود دفاع كرده، در برابر توهين و بيحرمتي به مقدساتشان فرياد برآورند و تظاهرات و اعتراض كنند و اين گونه رفتارها و سخنان را محكوم نمايند؟ مسلمانان به تجربه دريافتهاند كه صاحبان مناصب سياسي و مذهبي در غرب سخنان نادرست و نسنجيدهاي را عليه اسلام و مسلمانان بر زبان ميرانند كه در رسانههاي جمعي كشورهايشان منعكس ميشود و خود آنان و مردمشان آن سخنان بيپايه را باور ميكنند و آنها را در رفتارهايشان به صورتهاي گوناگون به ظهور ميرسانند.
نكته ديگري كه در سخنان پاپ قابل تامل است استنادش به گفته امپراتور بيزانس كه در هنگام جنگ بر سر قسطنطنيه (استانبول فعلي) ميان مسلمانان و روميهاست براي اين كه بگويد دين و دين باوري امري معقول است و بايد طبق موازين عقلي به گفتگو نشست. اما در نقل قول يك امپراتور قرون وسطايي تنها يك طرف قضيه (اسلام و پيامبران گرامي آن) به استفاده از احساسات تند، خشونت و حتي شمشير متهم ميشود. اگر جناب پاپ به جاي متهم ساختن پيامبر اكرم (ص) به نقد رفتار خشونتآميز برخي از مسلمانان (همانند رفتارهاي مشابه يا خشن تر مسيحيان) ميپرداخت، سخنان وي به واقعيت نزديكتر بود. اگرچه تاريخ جنگها و خشونتها ميان اقوام و اديان نشان داده است كه در همه اديان و در ميان همه گروهها و اجتماعات انساني افراد بنيادگرا، تندرو و خشن دائماً بر طبل خشونت زدهاند و ميزنند، بيشتر معتقدان و دينباوران اگر به آن سو كشيده نشوند به مصداق ” ادع الي ربك با الحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم با للتي هي احسن ” اهل صلح، آشتي، تسامح، تساهل، موعظه حسنه و حكمتند.
در حالي كه عيسيبن مريم (ع) ، پيامبر صلح، دوستي، عشق و محبت است، رفتار بخش بزرگي از مسيحيان، به ويژه در قرون وسطي با منش و آموزههاي عيسي مسيح متفاوت و متضاد بوده است.
مگر خشونت و بيرحمي مسيحيان در جنگهاي صليبي عليه مسلمانان و جنگهاي خشونتآميز استعماري اروپاييان عليه مسلمانان و يهوديان، بخصوص پس از فتح اندلس، و عليه ساير ملل در آسيا، آفريقا و آمريكاي جنوبي در طول دو قرن گذشته فراموش شدهاند؟ يا آيا جنگهاي قرون هفدهم و هجدهم بين كاتوليكها و پروتستانها و كشتارهاي بيرحمانه، مانند كشتار سن بارتلمي و در همين سالهاي اخير كشتار مسلمانان بوسنيايي به دست صربها و كرواتها كه به نام دين مسيح انجام گرفته فراموش شده است؟ امروز هم غرب هرجا كه از طريق اقناع يا تهديد منظور و هدفش را پيش نميبرد به زور و خشونت متوسل ميشود.جنگهاي بين المللي اول و دوم با مركزيت و محوريت كشورهاي مسيحي اروپا رخ داد. آتش جنگهاي چين،كره، ويتنام و… نيز به وسيله غربيان به راه افتاد. امروزه نيز جنايات در فلسطين و لبنان بدست صهيونيستها و با حمايت كشورهاي اروپا و آمريكا انجام ميگيرد. آيا حمله نظامي و اشغال افغانستان و عراق و تهديد كشورهاي ديگر، به هر نام و عنوان توجيه ديني دارد؟ مسلماً تروريسم كور برخي از مسلمانان متعصب در واكنش غربيان و بروز رفتارهاي نادرست آنان موثر بوده است؟ اما اين سوال همچنان مطرح است كه چه گونه برخوردها و رفتارهاي موجب گسترش بنيادگرايي، خشونت طلبي و دامن زدن به تروريسم در خاورميانه شده است؟ بارها اين سوال مطرح شده است كه مگر بن لادن، القاعده و طالبان مولود مستقيم استعمار غرب نبودهاند؟ به نظر ميرسد كه اگر منظور پاپ انتساب منشاء خشونت، ستيزهجويي و جنگ خواهي به پيامبر اسلام بوده است وي قطعاً دچار نوعي كجانديشي و توهم تاريخي شده است و اگر منظورش موعظه و نصيحت به همگان بوده است، زمان و مكان نقل قولش بجا نبوده و ميبايستي از دامن زدن به اختلافات ديني پرهيز ميكرده است. به هر حال باتوجه به اين كه پاپ ظاهراً از گفتهاش عقب نشسته و اظهار تاسف كرده است، مسلمانان بايد با بكارگيري شيوه معقولانه موعظه حسنه و احتراز از درگيري در راستاي برطرف كردن سوء تفاهمات و نشان دادن حقيقت صلح طلبي اسلام به جهانيان گام بردارند.
بايد توجه داشت كه منافع گروههايي اقتضا ميكند كه آنان دائماً به برخورد ميان مسيحيت و جهان اسلام دامن بزنند و بدبينيها را افزايش دهند. آنان، از طريق رسانههاي جمعي، سخنان ايراد شده در يك جمع كوچك دانشگاهي را به سرعت به سطح تودههاي مردم انتقال ميدهند. آنان با توجه به روحيه مسلمانان و خشم و كينه متراكم شده در دلها، و بعضاً تعصبات كور قومي ـ مذهبي، آگاهانه و از روي برنامه به درگيريهاي ديني و مذهبي دامن ميزنند، در حالي كه آينده اسلام و منافع كوتاه مدت و درازمدت مسلمانان در اين است كه مسلمانان هوشيارانه در دام اين گونه تحريكات گرفتار نشوند و در برابر عوامل دستاندركار خشونت و جنگ و برخورد فرهنگها شيوه گفتگو ميان اديان و صلح و تفاهم را تبليغ كنند. در شرايط كنوني، سالم سازي محيط فكري و فرهنگي جهان امري بسيار مهم و ضرور و به نفع همگان و بشريت است.
نهضت آزادي ايران ضمن اعتراض جدي به سخنان پاپ بنديكت شانزدهم ـ كه خواسته يا ناخواسته موجب اهانت به اسلام و مسلمانان و رنجش شديد آنان شده است ـ از همه برادران و خواهران مسلمان در ايران و سراسر جهان صميمانه ميخواهد كه در عين تقبيح و ابراز انزجار از اين گونه اهانت ها از سوي هركس و هر مقام با رفتار عقلاني، مدني، منطقي و غير خشونتآميز توطئهها را خنثي كنند و بستري سالم براي نزديك شدن انديشههاي گوناگون و مذاهب درون اسلام و ايران در درجه اول و سپس در ميان اديان و فرهنگهاي ديگر فراهم سازند تا بتوانند الگوهاي عملي در تساهل و تسامح به جهان عرضه كنند.
نهضت آزادي ايران
