نشريه شماره ٢ آبان ١٣٥٦

جنبش مسلمانان ايران، نشريه شماره 2 آبان 1356

مردم محروم و زحمتكش ايران

رژيم خاين و استبدادي بار ديگر ماهيت ضد مردمي خود را آشكار ساخت و ضعف و زبوني خود را در برابر نيروي خشمگين مردم در پوششي از خيانت پنهان ساخت. سالهاست كه رژيم بنا به ماهيت پليد و سودجويانه و ضد مردمي خود از حل مسيله مسكن و تامين نيازمنديهاي سيل مهاجرين روستايي به تهران همانند هر مسيله اجتماعي ديگري اظهار عجز و ناتواني ميكند، از آنجا كه محور سياست هاي اقتصادي ـ اجتماعي بر منافع بي حدو مرز شاه و خاندان كثيفش، سرمايه داران وابسته و استعمار خارجي استوار است، لذا فقرو بيكاري حاصله از اين سياست ها توده هاي محروم و زحمتكش روستاها و شهرهاي كوچك را در جستجوي كارونان به پايتخت ميكشاند.

توده هاي زحمتكش مهاجر به تهران، ضمن تن دادن به استثمار سرمايه داران در شرايط بسيار دشواري در حاشيه هاي شهر يا بيغوله ها ساكن ميشوند و در عين حال كه با نيروي كار خود پول و ثروت براي اربابان قدرت و ثروت مي آفرينندخود از همه مزاياي زندگي شهري همچنان محروم ميمانند. ضرورت ادامه حيات و تامين پناهگاه زحمتكشان حاشيه نشين تهران را وادار ميكند عليرغم محدوديتهاي قانوني و مزاحمت هاي پليسي و فشارها و تحميلات در اراضي خارج از محدوده بارنج و بدبختي آجر روي آجر قرار دهندو كلبه هايي بسازند و زن و فرزند را در آن جاي دهند. در تمامي اين سالها شب و روز اين طبقه محروم و تحت ستم باژاندارم و مامورين شهرداري و سازمان امنيت دست و پنجه نرم ميكنند. در عين حال كه همه درآمد ناچيز خود را بجيب سود جويان و مامورين دولتي فرو ميكنند مجبورند ضرب و شتم و حملات و يورش هاي وحشيانه شبانه روزانه آنها را هم تحمل كنند و بارها شاهد خراب شدن خانه اي باشند كه با خون و عرق و رنج بنا كرده اند. تحميلات ستمگرانه رژيم برزحمتكشان آواره و حاشيه نشين تهران موجب بروز مقاومت هايي در ميان ساكنان محروم شميران نو، افسريه، سليمانيه، شهر ري، جواديه، تهران پارس، باغ فيض، قاسم آباد شاهي، نعمت آباد، دولت آبادو… گشت و دريافتندكه در برابر سفاكي و بيرحمي و سودجويي پاسداران رژيم چاره اي جز مقاومت ندارندو بايد از خانه و كاشانه خود با چنگ و دندان و با چوب و آجر دفاع كنند. مقاومتهاي پراكنده زحمتكشان در مناطق مختلف گاه بيك شورش واقعي تبديل ميشد، اينها همه رژيم را بوحشت انداخت و از گسترش خشم و مقاومت توده به هراس افتاد. رژيم در برابر خطر گسترش خشم وكينه خلق زحمتكش به نيرنگ دست مي زند، چون خود را از تهيه مسكن و ساير نيازمنديهاي طبقات محروم و حاشيه نشين عاجز مي بيندو در همان حال از تشديد برخوردها و اوج گرفتن شورشها مي هراسد به خدعه بطور ضمني اجازه ميدهد تا مردم در خارج از محدوده خانه بسازند و مقررات دولتي را ناديده بگيرندو در همان حال مامورين شهرداري را بجان مردم مي اندازد و مجموعه اي از تخريب و كشمكش بوجود ميآورد. رژيم جنايتكار و نيرنگ باز پهلوي ميكوشد از اين موقعيت باين شكل سود جويد كه با آزاد گذاردن نسبي فعاليت خانه سازي در اين مناطق بوسيله مردم خود را از وظيفه تهيه مسكن براي زحمتكشان خلاص كنند. بجاي آن خلق محروم با فروش همه هستي خود و با قرض و گرو گذاشتن و نيروي كار و بازوي خويش با هر جان كندن است مصالح ساختماني را با گرانترين قيمت فراهم كنندو با پرداخت مزد كمرشكن بنا و كارگر و استفاده از كار شبانه روزي همه اعضاي خانواده و دوستان چند آجر روي هم قرار دهندو از اين راه هم سود كلاني بجيب سودجويان وارد سازند و هم دولت خود را از انجام وظيفه اش معاف داردو براي شاهنشاه اين بزرگترين غارتگر و جنايتكار تاريخ ايران دعاگوميتراشدكه اجازه فرموده اند مردم استثمار شده و غارت شده خلق با خون و عرق و رنج خود در زمين خدادادي كلبه اي بسازند. مردم زحمتكش و بيدار ايران بعد از پنجاه سال تحمل استبداد ستمگرانه پهلوي اينك بهمه نيرنگ ها و خدعه هاي آن آشنايي دارندو هرگز فريب تظاهرات مردم دوستانه و عابدانه! ؟ اين آدمكش سودجو و عياش و هرزه را نمي خورند، در همان حال كه عكس منحوس و نفرت انگيزش را بعنوان سپري در برابر حملات مامورين او بر درو ديوار نصب كرده اند، زير لب سرود خشم و نفرت و لعن و نفرين و شورش و عصيان زمزمه ميكند و در دل آرزو ميكنند كه هر چه زودتر اين سايه ظلمت و استثمار و فقر و شكنجه و عتاب خانه و كاشانه و وطن آنها را ترك كند. آتش خشم توده هاي زحمتكش و از جان گذشته منجر به آتش زدن جيپ مامورين در محل و شكستن درو پنجره شهرداري ناحيه 2و ٥ و آتش زدن چند اتومبيل در شهرداري گرديدو همين مقاومت به عقب نشيني و تسليم شاه و اعلام عجز مزورانه او بوسيله عامل پليد جديد او آموزگار گرديد و ثابت شد كه هيچ قدرتي نمي توانددر برابر همبستگي نيرومند خلق آزاده و استوار مقاومت كند. بحران سياسي و اقتصادي كه رژيم را در برگرفته است مانع از آن است كه همانند گذشته از موضع قدرت و بي رحمي و قتل و كشتار با مردم روبرو شودو بجاست كه مردم ستمديده ما از اين موقعيت براي تشكل انقلابي خود در جهت كسب حقوق خويش و ضربه زدن بر پايه هاي متزلزل رژيم استفاده كند و هرگز فريب تظاهرات رياكارانه و در ظاهر مردم دوستانه رژيم خونخوار و آدمكش پهلوي را نخورند.

گسترده باد مقاومت مردم زحمتكش خلق

ننگ و نفرت بر استبداد پهلوي

پيروز باد مبارزه خلق مسلمان ايران

«جنبش مسلمانان ايران»

آبان 1٣٥٥