بيانيه پيرامون «كتاب آيات شيطانی» تاريخ: ١١/١٢/٦٧

title

بيانيه پيرامون كتاب شيطاني “آيات شيطاني”

ولتسمعن من‌الذين اوتوا الكتاب من قبلكم و من الذين اشركوا اذي

كثيرا و ان تصبروا و تتقوا فان ذلك من عزم الامور(1) (آل عمران 186)

  با سپاس به درگاه خدا و پوزش از همكيشان و هموطنان عزيز كه تا به حال نتوانسته‌ايم در اثر تنگناهاي تحميلي و دست و زبان بستگيهاي غيرقانوني در زمينه اين ناخواسته‌ترين رويداد اندوهگين و آشوب‌انگيز كشورمان بعد از خاموشي جنگ، يعني انتشار كتاب آيات شيطاني و پيامدهاي اعتقادي و سياسي و اقتصادي آن، نشريه و نظري بدهيم . اينك خوشوقتيم كه پس از دريافت و مطالعه كتاب ـ اگر چه با تأخير و به صورت مقدماتي و موقت ـ درد دلي با خودي‌ها بنمائيم و پيامي به آن سوي مرزهاي ايران و اسلام بفرستيم.

  كتاب جنجالي آيات شيطاني(2) كه به صورت يك رمان بسيار زننده و زشت و داستان تخيلي مستهجن خصمانه از زندگاني خصوصي و رسالت الهي پيغمبر بزرگوارمان، به قلم يك نويسنده انگليسي هندي‌الاصل از اسلام برگشته موسوم به “سلمان رشدي” در سال گذشته تحرير و توزيع يافته است و توطئه و تبليغات وسيعي آنرا همراهي كرده، به يقين عمل تأسف‌آور و نفرت‌انگيزي مي‌باشد. نهضت آزادي ايران مانند همه مسلمانان با ايمان و همه انسانهاي با انصاف و متعهد آنرا شديداً محكوم مي‌نمايد.

  متأسفانه اين اولين بار نيست كه از حيات رسول اكرم (ص) و صدر اسلام گرفته تا قرون معاصر و امروز، آئين يكتاپرستي انسان‌پرور اسلام و كتاب خدا و آورنده آن از ناحيه منكرين و معاندين از اهل كتاب يا مشركين و مرتدين مورد انكار، استهزا، اتهام و آزار قرار مي‌گيرند. پيروان شيطان و دشمنان اسلام كوشش دارند با گفتار و نوشتار و كردارشان تا آنجا كه بتوانند ايمان آورندگان را از دين حق برگردانند و بيخبران و بدگمانان را از عنايت و استقبال به آن بازدارند.

  اما خوشبختانه به مصداق آيه كريمه:

يريدون ليطفوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو كره الكافرون.(3)

  تيرشان هربار به سنگ خورده است و مي‌خورد.

  آئين حق و فرستاه بر حق از چنين حركات و حملات آسيب و زيان نمي‌برند. امت‌ها و ملتها هستند كه شيطان با پشتوانه جهل و عصبيت و برانگيختگي اختلافات و احساسات در ميانشان آتش كينه و كشتار يا ويراني و فساد مي‌افروزد و دين و دنيايشان را مي‌سوزاند.

  قرآني كه خداوند حكيم وعده حفاظت و حمايت آنرا به ما داده است پيش‌بيني چنين زخم زبانها و آزار و ستمها را كرده و پيشگيري آنها را نشان داده است. يكجا توصيه “تصبروا و تتقوا” مي‌نمايد و دستور “وجادلهم بالتي هي احسن “مي‌دهد و در جاي ديگر پيشرفت دانش و پژوهش را وسيله تأييد و تبعيت از خود اعلام مي‌نمايد.(4)

  تاريخ نشان داده است كه هر قدر از صبحگاه طلوع خورشيد رسالت به جلو مي‌آييم و هر اندازه كه دنياي تحقيق و تجربه غرب كاوش در زندگاني محمد(ص) و در پيدايش و گسترش اسلام مي‌نمايند بر تعداد نسبي تحليل‌كنندگان روشنفكر و تصديق‌كنندگان و گروندگان روشندل افزوده شده است و مي‌شود.

  بنابراين در عين تألم و تنفر از چنين پيش آمد، تزلزل خاطر و نگراني وجدان به خود راه نداده با درود خطاب بر پيامبر گرامي هم‌صدا با سعدي شيرين سخنمان شده مي‌گوئيم:

  چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان          چه باك از موج بحر آنرا كه دارد نوح كشتيبان

  ولي اين آرامش خاطر و آسايش خيال بدان معني نيست كه نوشته ناروا و نيت ناپاك را با گسترشي كه به آن داده شده است مورد انزجار و اعتراض قرار ندهيم و عمل متقابله‌اي را طلب ننمائيم. هم تجربه و تحليل صحيح لازم است و هم موضعگيري سنجيده شايسته تا از زيانهاي حاصله جلوگيري به عمل آمده و براي حال و آينده چاره‌جوئيهاي مؤثري بشود.

  به نظرما علاوه بر نويسنده كتاب، هم ناشر اوليه و ناشرين بعدي كتاب و جايزه‌دهندگان به آن از ديدگاه ديني و انساني و حقوق بين‌المللي مقصر و محكوم‌اند و هم دلايل و بهانه‌هايي كه عليه آشفتگي و اعتراض مسلمانان جهان مي‌آورند، مردود است. به عقيده ما علي‌الاصول اعتراض رهبر انقلاب اسلامي ايران به مسئولين اين كار به جا بوده است.

  درست است كه پس از تجربيات تلخ دوران اختناق واسارت و انگيزاسيون كليساي كاتوليك در قرون وسطي بشريت متمدن و متفكر حق داشته است طرفدار آزادي عقيده و فكر و قلم گرديده براي انسان و انسانيت ارزش و حقوق قائل بشود (كه قرآن و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز آنرا تاييد و تاكيد كرده‌اند) و ما نيز نبايد به بهانه‌هاي دفاع از كشور و دولت و ديانت، بندهاي اسارت و استبداد و اختناق را به گردن بندگان خدا بيندازيم. ولي همه مذاهب و مكاتب انساندوستي و نظامهاي دموكراسي آزادي انسان را تا آنجا پذيرفته و ستوده‌اند كه به حريم و حقوق انسانهاي ديگر تجاوز ننمايد. خصوصاً به حقوق و ارزشهايي كه در نزد اجتماعات بزرگي از انسانها عزيز و محترم و مقدس باشد.

  اگر سازمانهاي بين‌المللي بزرگي مانند حقوق بشر تشكيل گرديده و مكرر به دولت ما و به دولتهاي ديگر توصيه و توبيخهائي مي‌فرستد براي آن است كه دنياي امروزي و انسانهاي امروزي چنان در پيچ و خم روابط جهاني به هم مرتبط و درهم مؤثر شده‌اند كه كسي نمي‌تواند خود را در چارچوب منافع و معتقدات شخصي يا در چارديواري خانه و كشورش محصور و مستقل ببينند و اعتنا به حقوق و حيات و ارزشهاي ديگران نداشته باشد.

  مسلماً اگر در بلاد اسلام يا در خود اروپا و آمريكا كتاب مشابهي در هجاء كيش و شخصيت حضرت مسيح (علي نبينا وعليه السلام) ‌منتشر مي‌شد آيا دستگاه پاپ و جوامع مسيحي و لائيك به اعتراض و مبارزه نمي‌پرداختند؟ در برخي از كشورهاي غربي نظير انگلستان اين نوع برخورد با مباني اساسي اعتقاد ديني بر طبق قانون “توهين به مقدسات” جرم شناخته شده است.(5) قوانين و مقررات جاري در كشورهاي غربي به كارگيري چنين زبان و قلم موهني را حتي در مورد شهروندان عادي و رهبران برجسته كشور اجازه نمي‌دهد و گوينده و نويسنده را مستحق مجازات مي‌داند و به اين ترتيب مرز ميان آزادي عقيده با توهين و افترا مشخص شده است.

  انجمن‌ها و مؤسسات فرهنگي نيز آزادند به كتابها و كارهاي علمي، ادبي، هنري، پزشكي، فني، اجتماعي و سياسي ارزنده جايزه دهند و به تشويق و تبليغ پردازند. همانطور كه موسسه صلح نوبل چنين مي‌كند ولي آيا فرهنگ انسانيت و تمدن بشريت مي‌پذيرد كه براي يك كتاب مبتذل مستهجن و سراپا دشنام و دشمني جايزه بدهند و تكثير و تبليغ نمايند؟ مگر آنكه سوء نيت و خصومتي وجود داشته يا دستي از اسرائيل و از محافل ضد انساني امپرياليستي شرق و غرب صحنه‌سازي كرده باشد! چگونگي تبليغ وسيع كتاب، ترجمه همزمان آن به حداقل 13 زبان زنده جهاني، جوايز اهدايي، همه حكايت از يك توطئه هماهنگ عليه اسلام و انقلاب اسلامي مي‌نمايد.

  جا داشت ـ و هنوز هم جا دارد ـ ملتها و دولتهاي مدعي فرهنگ و تمدن و تعهد و معتقد به آزادي و ارزش انساني به جاي جبهه‌بندي خصمانه عليه جمهوري اسلامي ايران به سود كتاب آيات شيطاني يا لااقل ضمن و قبل از آن از روي حق‌پرستي و انصاف و مصلحت‌انديشي روابط و صلح جهاني، نويسنده و ناشرين كتاب و جايزه‌دهندگان و تبليغ‌كنندگان آن ‌را محكوم مي‌كردند و از يك ميليارد جمعيت مسلمان جهان عذرخواهي كرده و جلوي شدت و اشاعه اين فساد را بگيرند.

  نظر به اينكه مسئله از جنبه‌هاي فقهي و قرآني، سياسي و اجتماعي و همچنين اداري و اقتصادي كشورمان حائز اهميت و حاوي ابهامهايي مي‌باشد اميدواريم فرصت و افتخار اين خدمت را پيدا كنيم كه انشاءالله در آينده نزديك يك بحث و بررسي حتي‌المقدور جامع و مفيد تقديم هموطنان عزيز بنماييم.

  ومن الله التوفيق و عليه التكلان

  نهضت آزادي ايران

  11 اسفند 1367

(1) ال عمران 186- و به يقين از ناحيه كساني كه پيش از شما به آنها كتاب داده شده است و كساني كه شرك ورزيده‌اند اذيت و آزار زيادي خواهيد شنيد و اگر صبر و تقوي پيشه گيريد (به سود شما بوده) بدانيد كه چنين واكنش و برخورد از امور مهمه مشكل مي‌باشد (و همه كس رشد دريافت و توان آنرا ندارند.)

(2) SATANIC VERSEES

(3) صف 8- قصد اين دارند كه با دهان (و بيانشان يا كتاب و قلمشان) نور خدا را خاموش كنند در حالي كه خداوند نور خود را اگر چه كافران را خوش نيايد به اتمام و سرانجام مي‌رساند

(4) سبا6- و يري الذين اوتوا العلم الذي انزل اليك من ربك هوالحق و يهدي الي صراط العزيز الحميد(و كساني كه دانايي و دانش به آنها داده شده است مي‌بينند (يا خواهند ديد) كه آنچه از پروردگار تو بر تو نازل شده است حق مي‌باشد و هدايت به راه خداوند توانمند و ستايش شده مي‌نمايد.

(5) دولت انگليس مي‌تواند براي نشان دادن عدم موافقت خود با محتواي كتاب و ابراز حسن نيت در رابطه با مسلمانان جهان، محتواي كتاب سلمان رشدي را مشمول قانون منع اهانت به مقدسات ديني (THE LAW OF BLASPHEMY) بنمايد. چرا كه اين كتاب نه تنها به پيامبر اسلام (ص) بلكه به حضرت ابراهيم (ع) نيز كه مورد احترام يهوديان و مسيحيان مي‌باشد اهانت كرده است.