تحريف مواضع نهضت آزادي ايران
در هفتههاي اخير برخي از سخنگويان و اعضاي نهادها و گروههاي درون حاكميت در سخنان خود اقدام به تحريف مواضع نهضت آزادي ايران در مورد هفتمين انتخابات رياست جمهوري و انتخابات مياندورهاي اخير مجلس نمودهاند. پاسخ به اينگونه سخنان ناصواب و خلاف واقع موجب آگاهي افراد و گروههاي صادق و تنبه سايرين است.
از جمله آقاي محسن آرمين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در پاسخ به سئوالات دانشجويان در جلسه دانشگاه اصفهان در اين مورد گفته است:
«… نهضت آزادي انتخابات گذشته از جمله انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري را تحريم كرد. اما مردم در اين انتخابات به شكل گسترده حضور يافتند و از طرف ديگر وقتي انتخابات مياندورهاي مجلس را تأييد كرد تعداد كمي در اين انتخابات شركت كردند و اين امر حكايت از آن دارد كه مردم جلوتر از اين گروه حركت ميكنند. »(روزنامه جامعه، 7/3/77)
اين سخنان بهطور آشكار تحريف مواضع و عملكرد نهضت آزادي ايران در دو انتخابات اخير است. سياست نهضت آزادي همواره براين اساس استوار بوده كه مردم را هرچه بيشتر به مشاركت در حق تعيين سرنوشت خود فرا خواند و در اين راستا نيز عمل نموده است.
در جريان هفتمين انتخابات رياست جمهوري، نهضت آزادي ايران براي جلب مشاركت مردم در انتخابات و تأمين شرايط انتخابات آزاد و سالم، آمادگي خود را براي شركت در انتخابات با معرفي كانديدا اعلام كرد و از مردم نيز براي حضور فعال در عرصه انتخابات دعوت نمود. باوجود رد صلاحيت كانديداهاي مستقل از جمله كانديداهاي نهضت آزادي ايران توسط شوراي نگهبان، نهضت آزادي انتخابات را تحريم نكرد بلكه از مردم خواست تا در انتخابات شركت كنند و به كانديداي مورد علاقه خود رأي دهند. بهعلاوه، جمعي از شخصيتهاي ملي و اسلامي كه برخي از رهبران نهضت آزادي نيز در ميان آنان بودند با انتشار بيانهاي ضمن دعوت مردم به شركت گسترده در انتخابات، اعلام كردند كه به عنوان اعتراض به عملكرد شوراي نگهبان، «رأي اعتراض سفيد» به صندوقها بريزند. در بيانيه اين شخصيتها كه به تاريخ 28/2/76 منتشر شده، آمده است:
«ما … عليرغم نقض آشكار حقوق و آزاديهاي مردم مصرح در قانون اساسي و بايكوت خبري رسانههاي داخلي و خارجي و در نتيجه عدم امكان ارتباط با مردم، در انتخابات رياست جمهوري شركت ميكنيم تا با ريختن «رأي اعتراض» در صندوقها، اعتراض خود را به چگونگي برگزاري انتخابات و عملكرد شوراي نگهبان و تضييع حقوق و آزاديهاي اساسي ملت بهطور قانوني اعلام داريم.»
در بخش ديگري از اين بيانيه تصريح شده است كه:
«اميد است مشاركت در انتخابات ضمن مقابله با روحيه بيتفاوتي و نااميدي بسياري از اقشار جامعه، زمينه لازم براي تحقق مشاركت سياسي و شكلگيري مؤثر مبارزات قانوني و مسالمتآميز را فراهم سازد.»
در مصاحبه مطبوعاتي 25/12/75 در هتل بلور با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي، رهبران نهضت آزادي ايران اعلام كردند:
«شركت نهضت آزادي ايران در انتخابات رياست جمهوري و معرفي كانديدا در اين انتخابات نه براي قدرت و رقابت در كسب قدرت، بلكه بهمنظور ايفاي وظيفه در قبال ملت و كشور و تشويق مردم به مشاركت در يك وظيفه ملي همگاني است.»
در بيانيه مورخ 27/2/76 نهضت آزادي ايران تحت عنوان «اعتراض به شوراي نگهبان» نيز آمده است:
«نهضت آزادي ايران با اعتقاد راسخ به حق حاكميت ملت و ضرورت رفع يا كاهش بحرانها و تنشهاي اقتصادي و سياسي و آشفتگيهاي اجتماعي با تدبير ملي و ايجاد فضاي مناسب براي حركت بهسوي تعادل سياسي و اجتماعي به صحنه انتخابات رياست جمهوري وارد شد و از مردم نيز خواست كه در انتخابات شركت كنند و حقوق فراموش شده خود را مطالبه نمايند.»
در بخشي از اين اعلاميه تحت عنوان سخني با ملت آمده است:
«برخلاف عمل ناصواب شوراي نگهبان كه در عمل به تشديد بيتفاوتي مردم و بدبيني و يأس در امر انتخابات منجر ميگردد، ما از مردم شريف و هوشيار ايران دعوت ميكنيم كه تسليم يأس و نااميدي نشوند، بيتفاوتي را كنار گذارند و با تمام قوا و از هر راه قانوني مسالمتآميز ممكن، صداي اعتراض خود را عليه رأي شوراي نگهبان بلند كنند.»
مواضع فوق برخلاف ادعاي مخالفان و از جمله آقاي آرمين بهخوبي نشان ميدهد كه نهضت آزادي ايران و بهطور مشخص امضاكنندگان بيانيه مزبور نه تنها انتخابات را تحريم نكردند بلكه مردم را به حضور در پاي صندوقهاي رأي و دادن «رأي اعتراض» فرا خواندند و به اين ترتيب بسياري از مردم براي اولين بار در سالهاي اخير در انتخابات شركت نمودند و بنابر تحليلهاي متعدد، بخش عمدهاي از آراي مردم به آقاي خاتمي «رأي اعتراض» به حاكميت 19 ساله محسوب ميگردد. در واقع بسياري از مردم به جاي دادن «رأي سفيد» به عنوان اعتراض، با رأي به آقاي خاتمي به حاكميت اعتراض كردهاند و در مجموع ملت ايران با حضور 30 ميليون شركتكننده در انتخابات «حماسه دوم خرداد» را آفريدند.
در انتخابات مياندورهاي مجلس شوراي اسلامي، نهضت آزادي ايران با انتشار بيانيه مورخ 18/12/76 خود توضيح داد كه:
«در شرايط كنوني جامعه، عدم شركت و تحريم را كارساز نميداند، بلكه معتقد است با توجه به روحيه و عملكرد مردم در انتخابات دوم خرداد و علاقهمندي و آمادگي آنان براي حضور در صحنه، مؤثرتر و مفيدتر خواهد بود اگر از همگان خواسته شود بهجاي قهر و كنارهگيري، براي نشان دادن مخالفت خود با رويه شوراي نگهبان و بهمنظور مطالبه حقوق اساسي ملت، با تمام نيرو در انتخابات شركت كنند و رأي اعتراض دهند. اعتراض قانوني و مسالمتآميز براي تصحيح عملكرد حاكميت انحصارطلب، خصوصاً شوراي نگهبان.»
اين بيانيه در آخرين روزهاي پاياني تبليغات انتخابات منتشر شد و باتوجه به بايكوت خبري انعكاسي نداشت و مردم مطلع نشدند اما نهضت آزادي ايران بر اين موضع منطقي خود يك بار ديگر تأكيد ورزيد تا به تدريج فرهنگ مشاركت در انتخابات و تمرين دموكراسي نهادينه شود و بهجاي قهر و موضع انفعال و بيتفاوتي، شرايطي در جامعه فراهم شود تا در موارد انحرافي نيز مردم نظر خود را با حضور و مشاركت در انتخابات و دادن رأي اعتراض بيان نمايند و روند مبارزه قانوني را تحكيم بخشند.
درصورتي كه مفهوم و كاربرد «رأي اعتراض» كه در كشورهاي پيشرفته با عنوان “Protest Vote” شناخته شده است، در كشور ما بهتدريج معرفي و شناخته شود، ميتواند كاربرد اجتماعي مفيد و مؤثري پيدا كند و ضمن مقابله با روحيه انفعالي مردم، حالت نشاط و روحيه مثبت مردم را در فضاي اجتماعي كشور تقويت نمايد. اتخاذ چنين سياستي در شرايطي بود كه بسياري يا شايد تمام گروههاي سياسي هوادار آقاي خاتمي انتخابات را تحريم كرده بودند. بنابراين، نهضت آزادي با علم و آگاهي از اين مواضع، از مردم خواست به پاي صندوقهاي رأي بروند. درست است كه مردم با نرفتن به پاي صندوقهاي رأي، عملاً موجب رسوايي سيستم حذف كانديداهاي مستقل شدند و در نهايت دو نفر با آرايي كمتر از 2 درصد آراي واجدين حق رأي، به مجلس راه يافتند، اما درصورتي كه مردم به پاي صندوقهاي رأي ميرفتند و آراي خود را به نام كانديداهاي مورد اعتمادي كه ازطرف شوراي نگهبان رد شده بودند، به صندوق ميريختند، مطمئناً آراي آنان به مراتب بيشتر از آراي اين دو نفر ميشد و قطعاً اين دو قادر به رفتن به مجلس نميشدند.
اما چرا در هفتههاي اخير مجدداً حملات عليه نهضت آزادي ايران بار ديگر گسترش يافته است و آقاي آرمين نيز در پاسخ به سؤالات دانشجويان درباره نهضت آزادي ايران مجبور به اينگونه موضعگيري و تحريف مواضع نهضت آزادي شده است؟
اقبال مردم به ويژه نسل جوان و دانشجو در سطح دانشگاهها به تفكر و ديدگاههاي نهضت آزادي عليرغم تمامي محدوديتها و فشارها بعد از سال 60 موجب واكنش هماهنگ جناحها و گروههاي درون حاكميت شده است. حساسيت جناح محافظهكار نسبت به جريان روشنفكران ديني بهويژه نهضت آزادي ايران كاملاً قابل توجيه است، زيرا آنان كماكان در راستاي خطمشي دو دهه گذشته خود عمل ميكنند و تاكنون انعطافي در ديدگاههاي خود نشان ندادهاند. اما از نيروها و جناحي كه طرفدار برنامه توسعه سياسي آقاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور منتخب ملت بودهاند و بايد خود معتقد به اين برنامه رئيس جمهور بوده و زمينه را براي تحقق آن فراهم كنند، اينگونه موضعگيريها موجب بسي شگفتي است.
مسؤولان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به كرات مواضع خصمانه و يكسويهنگرانه عليه نهضت آزادي ايران داشتهاند. آقاي آرمين در سخنان اخير خود، در واقع علل مواضع سازمان را در قبال حساسيت دانشجويان نسبت به نهضت آزادي ايران چنين بروز ميدهد:
«بسياري از جوانان ما از پيشينهها خبر ندارند و نميدانند كه بسياري از راههاي طي شده به بنبست رسيده است و اين معلول كمكاري سياسي و نبود احزاب در جامعه است و از سوي ديگر ممنوعيت سياسي براي اين نهضت چهره مظلومي براي آنها ايجاد كرده است كه خود علل گرايش جوانان بهشمار ميآيد.»(روزنامه جامعه ، 7/3/77)
در اين موضعگيري، آقاي آرمين با روزنامه رسالت و محافظهكاران همصدا و همسو شده است. اگر بهزعم آقاي آرمين به علت محدوديتها و قطع ارتباط مؤثر نهضت آزادي با مردم، جوانان با پيشينه نهضت آزادي آشنا نيستند و بدون آگاهي به تفكر و ديدگاههاي نهضت روي آوردهاند! براي رفع اينگونه موانع و ابهامها جا دارد آقاي آرمين و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و همه نيروها و گروههاي سياسي همسو در راستاي تحقق برنامه توسعه سياسيـ فرهنگي رئيس جمهور براي آزادي فعاليت احزاب سياسي و ساير نهادهاي مدني در چارچوب قانون اساسي مشتركاً تلاش نمايند و با رفع محدوديت و ممنوعيتهاي موجود، زمينه براي رشد و آگاهي بيشتر نسل جوان و انتخاب صحيح و سلامت تفكر و ديدگاههاي مختلف فراهم گردد و انگيزهاي براي تحريف مواضع نهضت و ساير احزاب و گروههاي سياسي باقي نماند.
والعاقبه للمتقين
نهضت آزادي ايران
