تحریم انتخابات در سابقه تاریخی چهار دهه گذشته نهضت آزادی ایران
مهدی معتمدی مهر
مقدمه
متاثر از پیروزی جنبش اصلاحات در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و از زمانی که ضرورت مشارکت انتخاباتی از تراز دهه شصت فاصله گرفت، برخی کنشگران سیاسی چهبسا به منظور توجیه یا تبیین رویکردی که اثرگذاری بر ساختار قدرت را تنها با ورود به عرصه قدرت ممکن میبیند، [نقل به مضمون] چنین گفتهاند و میگویند که: ما نمیخواهیم به سرنوشت نهضت آزادی دچار شویم. بازرگان از قدرت خارج شد و دیگر، امکان ورود به قدرت را پیدا نکرد.» برخی افراد نیز، از این داوری فراتر رفته و بیان میکنند که: «نهضت آزادی با تحریم انتخابات در دهه نخست انقلاب، تنزهطلبی کرد و اثرگذاری اجتماعی خود را از دست داد.» نوشتار حاضر بر آن است تا با بررسی و ارایه اسناد تاریخی و مواضع رسمی نهضت آزادی ایران، به سوالاتی از این دست پاسخ دهد.
به رغم داوریهای غیرمستند و برخی شبهاتی که به وجوهی از آنان اشاره شد، بررسی عملکرد و مواضع نهضت آزادی ایران نشان میدهد که این حزب دیرپای ملی و اسلامی، در راستای گزینش آگاهانه و مسئولانه مشی اصلاحطلبی که از فردای انقلاب بروز داد، سالها پیش از دوم خرداد 1376 به ترویج شاخصهای بنیادین اصلاحطلبی پرداخت و التزام صادقانه خود را به مشی مبارزات قانونی، تدریجی، مسالمتآمیز و دمکراتیک نشان داد. این موضوع طی مقاله مستندی در شماره 12 فصلنامه پویه توضیح داده شده است. چکیده نوشتار حاضر آن است که نهضت آزادی ایران و بازرگان هرگز با نظام جمهوری اسلامی ایران قهر نکردند و از آن خارج نشدند و هرگز از تمرکز بر اهمیت محافظت از «نهاد انتخابات» دست نشستند و هرگز تنزهطلبی نکردند و هرگز، هیچ انتخاباتی را تحریم نکردند.
نهضت آزادی ایران در نخستین دهه انقلاب، تنها سازمان سیاسی داخل ایران بود که اهمیت انتخابات آزاد را یادآوری میکرد و مهندس بازرگان و یارانش در مجلس اول، تنها نمایندگانی بودند که فقدان آزادی در انتخابات را به منزله عدم سلامت انتخابات و «رجعت به طاغوت» اعلام کردند. اما بازرگان و نهضت آزادی ایران از راهبرد «جنگ ما جنگ حجت است و نه جنگ قدرت» سخن میگفتند و مبلغ این نظر بودند که رسالت «حزب سیاسی» تنها در «ورود به قدرت» خلاصه نمیشود و بلکه اثرگذاری بر ساختار قدرت است؛ خواه از طریق حضور در مجاری رسمی و خواه با ایستادن در کنار مردم و حضور آگاهیبخش در عرصه عمومی. منصفانه نیست که اتخاذ راهبردها و مواضع پرهزینهای که بازرگان و نهضت، شجاعانه آنها را پذیرا شدند، به منزله «تنزهطلبی» ارزیابی شود.
در شرایطی که حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلوماتها متکی به حمایت افکار عمومی بود و در زمانی که بخشهایی از مردم از ادامه جنگ دفاع میکردند، بازرگان اگر تنزهطلب بود، مخالفت خویش را با این رویدادها عیان نمیکرد و آگاهانه، متحمل اهانتها و افتراها و کنایهها و تهدیدها نمیشد. «تنزهطلبی» مترادف است با مسئولیتگریزی و فرار از پرداخت هزینه و گلیم خویش از آب کشیدن. اما حزبی که در طول چهار دهه پس از پیروزی انقلابی که خود از جمله موسسان آن بوده است، همچنان در صف مقدم حبس و محدودیت و فشارهای امنیتی بوده است، شاید به خوشبینی متهم شود، اما یقیناً در شمول تنزهطلبی قرار ندارد.
تجربه سیاسی مهندس بازرگان و بعدها آیتالله منتظری در خروج به موقع از ساختار قدرت، نشان داد که این تصمیم تاریخی که ریشه در مطالعات اجتماعی، صداقت، ثبات قدم و خلوص اعتقادی آن بزرگواران داشت، نه تنها منجر به از دست دادن اثرگذاری اجتماعی آنان نشد، بلکه به ارتقای فزاینده سرمایه اجتماعی، افزایش اعتبار اخلاقی و تحول گفتمان مغلوب «آزادی و حقوق بشر» انجامید که در دهه اول انقلاب به مثابه امری لوکس و ارزشی بورژوایی تلق میشد و در نهایت، به سطح مطالبهای فراگیر و گفتمان غالب اجتماعی بدل شد که در قالب شعار «توسعه سیاسی» زمینه بروز اجتماعی جنبش اصلاحات و پیروزی قاطع اصلاحطلبان را در دهه هفتاد پدید آورد.
بررسی اسناد و مواضع نهضت آزادی ایران و همچنین، فعل و قول منسجم شخصیتهایی مانند زندهیادان مهندس بازرگان و دکتر یزدی نشان میدهد که اگرچه در برخی مقاطع انتخاباتی، نهضت آزادی از حداقل حقوق قانونی خویش محروم بوده و قادر به مشارکت در انتخابات و معرفی کاندیدا یا حمایت از لیستهای انتخاباتی نشده است، اما «تحریم انتخابات» هرگز در دستور کار این حزب پیشگام اصلاحطلبی قرار نداشته و نهضت آزادی هرگز از حضور آگاهیبخش در عرصه انتخابات فروگذار نکرده است.
- 1. اسناد تاریخی حکایت میکنند که نهضت آزادی ایران همواره موید آن بوده که اگرچه «انتخابات» تنها سازوکار اصلاحطلبی نیست، اما تنها سازوکار بیبدیل مبارزه قانونی و مسالمتآمیز برای دمکراسی است که جایگزینی ندارد. نهضت آزادی طی مواضع گوناگون در طول چهاردهه گذشته بارها اعلام کرده است که «انتخابات» به خودی خود، اعتبار و موضوعیت ندارد و بلکه اهمیت آن، نقشی است که در راستای تحقق حقوق اساسی و حاکمیت ملت ایفا میکند و البته، در شرایط پیشادمکراتیک یا در یک نظام سیاسی شبهدمکراتیک، سیاستورزان اصیل و باتجربه باید روشهای مبارزه اصلاحی فراتر از شرکت در انتخابات را هم یاد بگیرند تا در صورت عدم تمکین حاکمیت به آرای اکثریت مردم و حذف سلایق سیاسی دگراندیش، به دام انفعال و رفتارهای واکنشی نیافتند. این نکته، همان نگرش کانونی است که معیارهای «اصلاحطلبی جامعهمحور» را به عنوانی رویکرد مکمل «انتخاباتمحوری» و برطرفکننده ایرادات یکجانبهنگری به فرآیند اصلاحات، توضیح میدهد.
- 2. بررسی عملکرد و مواضع نهضت آزادی ایران نشان میدهد که استعفای دولت موقت، معلول قانونشکنیها، خودخواهیها و سیاستبازیهایی بود که به نام «انقلابیگری» جامعه رو به رشد ایران را گرفتار کرد و مانع فرآیند مطلوب توسعه کشور شد و هرگز به منزله قهر از حکومت نبود و چهبسا اگر به موقع انجام نشده بود، میتوانست زمینه تقابلهای بعدی با مرکزیت حزب جمهوری و رسیدن به بحرانی بازگشتناپذیر را فراهم آورد. بازرگان و جمعی از وزرای دولت موقت، به محض استعفا از دولت، در عالیترین سطوح مدیریتی و از جمله در زمره اعضای موثر شورای انقلاب قرار گرفتند و بعدها نیز. در انتخابات مجلس اول با تمام توان شرکت کردند و رای بالایی به دست آوردند.
- 3. در فضای امنیتی پس از خرداد 1360 که بارها به دفتر نهضت آزادی حمله میشد، اعضای نهضت توسط گروههای فشار ضرب و شتم میشدند و حتی نمایندگان نهضت در مجلس شورای اسلامی از امنیت روانی برخوردار نبودند و بارها مورد اهانت و هجمه قرار میگرفتند، روند برگزاری انتخابات دوره دوم مجلس و ثبت نام از کاندیداها آغاز میشود. مهندس بازرگان در نطق پیش از دستور به ضرورت آزادی انتخابات میپردازد که در نهایت، زیر فشار دشنامها و اهانتها و تهدیدها، این سخنرانی بازرگان متوقف و نیمهکاره رها میشود.
در چنین فضایی که شدیدترین حملات فیزیکی و ترور شخصیت علیه رهبران نهضت در جریان بود، نهضت آزادی ایران درخواست تامین امنیت جهت برگزاری سمیناری داخلی با عنوان «آزادی و انتخابات» را به وزارت کشور ارایه میدهد، اما نه تنها به این درخواست ترتیب اثر داده نمیشود، بلکه در حین برگزاری این سمینار داخلی که در دفتر نهضت انجام میشد، لباسشخصیها به دفتر نهضت حمله میکنند و با ضرب و شتم اعضا و تخریب دفتر، مانع از برگزاری آن میشوند و از حضور کاندیداهای نهضت در عرصه انتخابات ممانعت میشود. اما نهضت آزادی ایران شش بیانیه تحلیلی صادر میکند و با ارسال نامههای مشفقانه به عموم مقامات رسمی کشور، همچنان خواهان برگزاری انتخاباتی میشود که آلوده به «انحصار و اختناق و اجبار» نباشد.
در نخستین بیانیه انتخاباتی نهضت به تاریخ 1/10/1362 چنین گفته میشود: «بسياري از آشنايان و غيرآشنايان، از تهران و از شهرستانها، از ما ميپرسند آيا نهضت آزادي در انتخابات شركت ميكند، كانديد ميدهد و داوطلب نمايندگي هستيد يا خير؟ جواب ما اين بوده است كه داوطلب نمايندگي شدن، كانديد دادن و شركت كردن در انتخابات در صورت تامين آزادي واقعي انتخابات و اطمينان بر امنيت و عدالت وظيفهاي طبيعي ميباشد.»
در بیانیه شماره 2 انتخاباتی نهضت هشدار داده میشود: «در شرايطي که زبانهاي غيرموافق حاکميت آزادي بيان ندارند، غيرموافقين دولتمردان از امکانات لازم بيبهرهاند، روزنامه ندارند، اجازه برگزاري ميتينگ و سمينار و بحث درباره انتخابات ندارند و از توزيع نشريات قانوني آنان بطور غيرقانوني جلوگيري ميکنند، چگونه مردم ميتوانند به وجود ويژگيهايي که بايد يک نماينده و مسئول در جمهوري اسلامي دارا باشد و آيتالله منتظري برشمردهاند، پي ببرند؟» و در خاتمه، نهضت آزادی ایران همچنان خواهان آزادی و سلامت انتخابات شده و میگوید: « هموطنان عزيز! به خاطر خدا و براي صيانت و حفظ جمهوري نوپاي اسلامي، در راه تأمين آزادي انتخابات بکوشيد. زيرا: بقاي جمهوري اسلامي به انتخابات آزاد بستگي دارد.»
بیانیه سوم نهضت آزادی که در تاریخ 15/11/1362 صادر میشود، حاوی پیامی جز ضرورت برگزاری انتخابات آزاد و پرهیز مردم از بیتفاوتی و انفعال در امر انتخابات نیست. گزیدهای از این بیانیه به شرح زیر است: «نهضت آزادي ايران به حکم بار سنگين که در شرايط کنوني مملکت به دوش خود احساس ميکند و با اعتقاد عميقي که به اهميت و نقش سرنوشتساز انتخابات دارد، عليرغم فشارها، تهمتها، و… براي تأمين آزادي انتخابات ميکوشد. هموطنان عزیز! انتخابات آزاد ضامن بقاي جمهوري اسلامي و قانون اساسي است. به جاي بيتفاوتي و فرعي پنداشتن انتخابات براي تأمين آزادي به منظور مشارکت جدي در آن کوشش کنيد.»
در بیانیه پنجم نهضت آزادی ایران پیرامون انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی در 4 فروردین 1363 اعلام میشود: «با ابراز تأسف به استحضار هموطنان عزيز ميرسانيم كه نهضت آزادي ايران عليرغم احساس تكليف و وظيفه براي مشاركت در انتخابات و عليرغم وعدههاي مقامات مسئول، به دليل شرایطي كه در كشور حاكم است، از انجام اين وظيفه بزرگ اسلامي و ملي محروم گرديده است و براي دومين دوره مجلس شوراي اسلامي كانديدا معرفي ننمود» و ششمین بیانیه نهضت در تاریخ چنین25/2/1363 آمده است: «با پايان يافتن مجلس اول و عدم حضور نهضت در انتخابات كنوني و مجلس بعدي، تكليف و تعهد ما در قبال اسلام و ايران خاتمه نمييابد و نهضت تعطيل نميگردد بلكه فريضه امر به معروف و نهي از منكر كه بيشتر ناظر به امور امت و مسائل اجتماعي است، كماكان به قوت خود باقي بوده اين وظيفه را با توكل به خدا و همراهي خلق انجام خواهيم داد.»
- 4. ورود نهضت آزادی ایران به انتخابات ریاست جمهوری 1364 با انتشار تلگرامی با عنوان «تأمين آزاديهاي قانوني براي انتخابات رياست جمهوري» در تاریخ 17/2/1364 به رییس جمهور وقت آغاز میشود و در 31/2/1364 طی بیانیهای مطبوعاتی اعلام میکند: «وظيفه ملي و اسلامي خود ميدانيم در انتخابات رياست جمهوري، عليرغم حملات و خطرات احتمالي، با احساس مسئوليت و اِعمال بصيرت فعاليت نمائيم و صادقانه و مجدانه خواستار تأمين آزادي و امنيت مساوي براي عموم ملت گرديم. در صورتي كه حاكميت به مطالب فوق و تعهدات شرعي و قانوني خود در قبال خدا و خلق عمل نموده و صادقانه و خالصانه آزادي انتخابات را تأمين نمايد، نهضت آزادي ايران به حكم وظيفه ملي و اسلامي در انتخابات قريبالوقوع رياست جمهوري شركت كرده هموطنان عزيز را به ايفاي اين وظيفه و احقاق اين حق دعوت مينمايد و كانديداي خود را كه طبيعتاً آقاي مهندس مهدي بازرگان است، معرفي خواهد نمود.»
نهضت آزادی ایران در تاریخ 26/4/1364 طی نامهای به هیات نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری، عبور از بحرانهای نظام را منوط به انتخابات آزاد و به رسمیت شناختن حق حاکمیت ملت بر شمرده و میگوید: «يكي از شرايط لازم و از راههاي رهايي از مصائب و مشكلات و خطرات موجود، وفاداري به اصول اوليه انقلاب، يعني آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي است.» مهندس بازرگان طی بیانیهای رسمی در تاریخ 30 تیر 1364 اعلام کاندیداتوری کرده و میگوید: «اين نامنويسي نه بدان معني است كه ما شرايط «آزادي، امنيت و امانت» در انتخابات را عملاً تحقق يافته ميدانيم و نه بدان مفهوم است كه در صورت عدم تحقق شرايط فوق لزوماً تا آخرين مرحله در انتخابات شركت خواهيم نمود.»
نهضت آزادی ایران طی بیانیهای به تاریخ 10 مرداد 1364 خبر از رد صلاحیت مهندس بازرگان داده و میگوید: «ما ضمن اعتقاد به انقلاب اسلامي و فداكاري براي نظام جمهوري اسلامي، به هيچ وجه قصد كنارهگيري از ادامه ايفاي وظائف اجتماعي ـ سياسي خود در قبال ايران و اسلام را نداشته تا آنجا كه دولت و دستگاه مانع و مزاحم ما نگردد و تهديد و ترورمان نكند، صبر و تلاش گذشته را با ايفاي فريضه امر به معروف و نهي از منكر در چارچوب مبارزه قانوني مسالمتآميز و با تكيه بر تقوي و توكل به خداي داناي توانا ادامه خواهيم داد.»
نهضت آزادی ایران، نخستین گروه سیاسی داخل ایران است که خطر رد صلاحیتهای سلیقهای و جناحی شورای نگهبان را هشدار داده و ضمن اعلام عدم بیطرفی شورای نگهبان، بیعدالتی اعضای آن و نقض حقوق اساسی ملت در 17/5/1364 بیان میدارد: «توضيح داده بوديد كه در تعيين صلاحيت كانديداي رياست جمهوري، شوراي نگهبان قائم مقام رهبر است و نظارت و قيموميت و درايت شوراي نگهبان را به آنجا رساندهايد كه ميتواند جلوي آراء ملت را بگيرد. يعني عملاً بديهيترين و ابتدائيترين حق را كه حاكميت ملي و انتخاب مسئولين درجه اول كشور است از مردم سلب نمايد. در حاليكه قانون اساسي احراز مقام رهبري و اعمال اختيارات رهبر را موكول به نظر مردم و تأييد و پذيرش اكثريت نموده است.»
- 5. نهضت آزادی ایران در فرآیند انتخابات سومین دوره مجلس نیز با صدور بیانیهای موسوم به «آزادی و انتخابات مجلس سوم» در تاریخ تیر ماه 1366 حضور پیدا میکند و تعدادی قابل ملاحظه از اعضای نهضت، جهت کاندیداتوری ثبت نام میکنند که در نهایت، همگی رد صلاحیت شده و بنا به ادعای آقای محتشمیپور وزیر کشور وقت که البته ادعایی ثابت ناشده و خلاف مستندات و قرائن و حتی معارض با نص وصیتنامه رهبر فقید انقلاب، ملاک عمل تا امروز قرار گرفته است، رهبری مانع تایید صلاحیت اعضای شناخته شده نهضت میشود.
نهضت آزادی طی بیانیهای مطبوعاتی در تاریخ 26/7/1362 برای نخستین بار و چه بسا آخرین بار از تعبیر «تحریم» استفاده کرده و میگوید: «اگر انتخابات قريبالوقوع مجلس شوراي اسلامي سوم، عليرغم توضيح و تأكيد و تقاضاهاي فوق، مانند گذشته به دور از آزادي و امنيت و مساوات همگاني به مفهوم واقعي و قانوني آنها جريان پيدا كند و به گروهها و به عموم مردم ايران فرصت امكانات و تضمينهاي لازم از ماهها جلوتر از اسفند و آخر سال، ندهند نهضت آزادي ايران خود را شرعاً و قانوناً موظف و محق خواهد دانست كه از شركت در انتخابات و رأي دادن خودداري نموده و آن را تحريم نمايد.»
بیانیه نهایی نهضت آزادی ایران پیرامون شرکت در انتخابات مجلس سوم در تاریخ 18/12/1366 به وضوح عیان میسازد که مراد از آنچه تحت عنوان «تحریم» در بیانیه پیشین اعلام شده بود، بیش از عدم شرکت در یک انتخابات خاص به جهت فقدان حداقل شاخصهای سلامت و آزادی انتخابات و عدم امکان معرفی کاندیدا، دلالتی بر «تحریم» به مثابه مفهومی که در سالیان اخیر از سوی براندازان اعلام شده و متمرکز بر نفی کلی موضوعیت «نهاد انتخابات» و تاکید بر عدم مشارکت در هر انتخاباتی است، ندارد و به هیچ وجه نمیتوان آن را به منزله «نفی نهاد انتخابات» به صورت عام تلقی کرد.
در این بیانیه آمده است: «نهضت آزادي ايران معتقد است اگر بر اساس معيارهاي مربوط به انتخابات آزاد و سالم، شرايط لازم براي همه مردم، به ويژه مخالفين وفادار نظام فراهم شده باشد بر حسب وظيفه اسلامي و ملي همه بايد از طريق انتخابات در تعيين سرنوشت خود و كشور مشاركت كنند ولي در صورتي كه علائم و شرايط انتخابات انحصاري و بيمارگونه كه در فوق به آنها اشاره شد وجود داشته باشند، انتخابات نه تنها از آزادي و سلامت برخوردار نبوده، بلكه انتخاباتي خلاف قانون و بياعتبار بوده، نميتوان در آن شركت كرد.»
- 6. در کلیه دورههای انتخابات دهه هفتاد به بعد از جمله در روند انتخابات مجلس پنجم و به ویژه انتخاباتی که پس از دوم خرداد 1376 برگزار شد و از ویژگیهای لازم انتخابات آزاد برخوردار بود، به رغم رد صلاحیتهای نهضتیها در عموم موارد، اما نهضت آزادی ایران نه تنها هیچ انتخاباتی را تحریم نکرده است، بلکه در مواردی که حتی شخصیتهای ارشد آن مانند زندهیاد دکتر ابراهیم یزدی رد صلاحیت شده بودند، در انتخابات حضور فعال پیدا میکند.
- 7. تجربه سیاسی پس از انقلاب اسلامی که متاثر از پیچیدگیهای ساختاری و عدم امکان یکدستسازی ساختار قدرت است، ادبیات سیاسی نهضت را به این نقطه رهنمون کرد که برای این بحرانهای غامض و چند بعدی و چندلایه، نمیتوان نسخههای عاجل و بسیط ارایه داد. انقلاب اسلامی حامل این بصیرت عظیم بود که: «ایران، راهحل کوتاه مدت ندارد» و بحران ساختاری، روندی تدریجی و اصلاحی ساختاری نیاز دارد که نه تنها در روبناهای سیاسی، بلکه در اعماق تحولات اجتماعی و اصلاحاتی باید دنبال شود که متمرکز بر توانمندسازی جامعه باشد. از این رو، دو تعبیر «حضور در انتخابات» و «مشارکت در انتخابات» حاوی رویکردهای انتخاباتی نهضت آزادی ایران شد و در ادبیات سیاسی آن جا گرفت و به تدریج، در جامعه منتشر شد.
نهضت آزادی ایران بنا بر تجربه سیاسی پس از انقلاب آموخت که از هر فرصت یا امکان حضور اجتماعی در راستای تقویت فرآیند گذار به دمکراسی نباید غفلت کرد و طبیعتاً هر انتخاباتی ولو غیرآزادترین انتخابات نیز، در بر دارنده چنین فرصتی است. اما مشارکت در انتخابات، چنانچه به معنای معرفی کاندیدا یا حمایت از لیستهای انتخاباتی تعبیر شود، منوط به تحقق شرایط و پیشنیازهایی است که امکان آن را فراهم آورد. از همین روست که نهضت آزادی ایران، هرگز با «انتخابات» به معنای «نهادی اجتماعی و سیاسی» قهر نمیکند، اما بسته به شرایط، در آن مشارکت کرده یا سر باز زده است.
«تحریم» میتواند صورتبندی متفاوتی از ظرفیتهای اجتماعی هر جامعه را متبلور سازد، منوط به آن که به «انفعال» و «بیتفاوتی» و «مسئولیتگریزی» نیانجامد. در شرایط کنونی ایران که نهادهای مدنی و اجتماعی بیش از احزاب سیاسی در معرض فشارها و محدودیتها قرار دارند و سندیکاها و سازمانهای مردم نهاد و جنبشهای اجتماعی کارگران، زنان، دانشجویان و معلمان از ظرفیت سازماندهی اجتماعی مسالمتآمیز و قانونی برخوردار نیستند و از سوی دیگر، اقلیت محافظهکار با برآوردی پانزده الی بیست درصدی در صحنه حضور منسجم و سازمانیافته دارند، تحریم انتخابات، نه ممکن است و نه مفید و در نهایت، موجب سقوط شاخصهای امید اجتماعی شده، به رشد غیرقابل مهار و فزاینده جنبشهای کور و خشونتآمیز میانجامد و روند مبارزات قانونی و مسالمتآمیز را مختل میکند و در شرایطی که بدیل قطعی حاکمیت، نه حتی «انقلاب» و بلکه انواع صورتبندیهای ناظر بر «فروپاشی» و «سقوط نهاد دولت مرکزی» است، «تحریم» سازوکاری مسئولانه، مشارکتآفرین و در راستای منافع ملی ارزیابی نمیشود.
ماهنامه آگاهی نو ، شماره ۲ ، اسفند 1399
