سیاستخارجی کشور و آینده برجام
مهدی نوربخش
سیاست کاهش تعهدات برجامی برای چانهزنی با اروپا از ابتدا یک سیاست نادرست و یک عمل دیپلماتیک بیپایه و ناکارآمد بود. ترس از ابتدا آن بود که ما بهدست خودمان برجام را فروپاشی کنیم و اکنون در آنجا قرار گرفتهایم.
ترامپ بسیار کوشش کرده بود تا کشورهای اروپایی را قانع کند تا از برجام خارج شوند؛ اما آنها به این سیاست آمریکا پشت کردند و حاضر نشدند که از یک معاهده قانونی بینالمللی خارج شوند.
اصولا غنیسازی بیش از ۲۰درصد که برای استفاده تحقیقات پزشکی از آن یاد میشود؛ برای کشور ما سود آنچنانی ندارد. بهخاطر اینکه ایران بارها اعلام کرده که بهدنبال ساخت بمب اتم نیست. برای ساخت بمب اتم به غنیسازی ۹۰درصد و بالا نیاز هست که کشور ما بهدنبال آن نبوده است.
لذا غنیسازی بالای اورانیوم کشور ما را نهایتا در مقابل دو چالش بزرگ قرار میدهد: اول آنکه، اگر بهدنبال ساختن بمب اتم نباشیم، کار و تهدید بیهودهای است و دوم، کشور را در مقابل فروپاشی برجام و خطر جنگ قرار میدهد.
اما در زمان نه چندان دور، دو فرصت بزرگ را برای حل مشکلات خود با آمریکا بر سر برنامه هستهای کشور از دست دادهایم.
اولی از اولین روزهای انتخاب اوباما بعنوان رییسجمهور آمریکا بوده است. نظام ایران از طریق نمایندگان خود در این زمان با این دولت امریکا در ارتباط بوده، اما معلوم نیست چرا تصمیم گرفته نشد تا در دو سال اول دولت او کشور ما با آمریکا مذاکره کند و به توافقی دست یابد تا به تصویب اکثریت کنگره آمریکا که در این زمان در دست دموکراتها بود، برسد.
اگر برجام در بین دوسال اول دولت اوباما شکل گرفته و نهایی شده بود، نهتنها در کنگره آمریکا تصویب میشد که در طول چند سال دولت اوباما این قرارداد جهانی نهادینه میشد و اعتبارات بانکی بینالمللی برای کشور ما بازمیگشت.
در نتیجه، دولت ترامپ بهاین راحتی نمیتوانست از این معاهده تصویبشده بینالمللی در کنگره آمریکا خارج شود. معلوم نیست چرا این فرصت بزرگ سوخته شد؛ درحالیکه کشور ما میدانست که دولت اوباما مثل دولت بوش نیست و هرگز مایل نیست که با کشور ما وارد یک تنش نظامی شود. چه کسانی در این رابطه مسئولند و امروز پاسخگو نیستند؟
دومین فرصت در زمان دولت ترامپ و وقتی بود که رکس تیلرسون مسئولیت سیاستخارجی این کشور و مک مستر ریاست شورای امنیتملی امریکا را در دست داشتند. هر دو سخت بهدنبال آن بودند که دولت آمریکا از برجام خارج نشود. در ملاقات بین آقای ظریف و تیلرسون، وزیر امورخارجه امریکا از وزیر امورخارجه کشور ما بغایت خوب یاد میکند.
آقای ظریف در مصاحبهای با مجله اشپیگل گفته است، حتی پس از ترور آقای قاسم سلیمانی، فرمانده سابق سپاه قدس، مذاکره با آمریکا “غیرمحتمل” نیست و تنها شرط مذاکره با آمریکا، برداشته شدن تحریمها توسط دولت ترامپ است.
از آقای ظریف باید سئوال کرد که اگر بنا بود با ترامپ مذاکره شود و شرط ما برگشتن آمریکا به برجام بود، چرا در طول یکسال و نیمی که (از ژانویه سال۲۰۱۷ تا ۸می سال۲۰۱۸) ترامپ در برجام مانده بود، مرتب از خروج خود بعموان یک تهدید یاد میکرد و در دولت او کسانی مثل تیلرسون و مک مستر، حامیان برجام مسئولیت داشتند، این مذاکره صورت نگرفت؟
دوستان آقای ظریف نوشتهاند: “ترامپ دوسال است سیاست “فشار حداکثری” را پیش میبرد و بههیچ نتیجهای نرسیده است”. باید گفت که اگر آنها در مورد اقتصاد و امنیت کشور صحبت میکنند، حداقل به این دو مقوله بسیار بیتفاوت ماندهاند.
در مورد اقتصاد پرواضح است که هر روز ضربهای به اقتصاد کشور در اثر تحریمهای ظالمانه ترامپ، کشور ما را از بهرهگیری از منابع بینالمللی و توان پیشرفت اقتصادی دور میدارد. در مورد امنیت باید گفت که در همین چند هفته پیش آتش جنگ به مرزهای ایران کشیده شد. چگونه میتوان گفت که این سیاستهای ظالمانه آمریکا کشور ما را با خطرات بزرگی روبهرو نکرده است؟
باید در برجام ماند. نباید برجام را بهدست خود فروپاشی کنیم. با یک دیپلماسی فعال، باید جلوی ضررهای بیشتر را گرفت و با اروپا وارد مذاکره شد.
