جلد دوم اسناد، بخش چهارم، شماره 2 نيمه دوم آبانماه 1341
انتقادات بسياري نسبت به شماره اول شد كه مورد توجه واقع و حتيالامكان بطوريكه ملاحظه ميكنيد رفع گرديد.
هر چه بود شماره اول بود و كار نو، فلذا ايراد بسيار داشت ولي چون امكان تفسير و توجيه اخبار بعلت كمي جا و دشواري طبع و غيره است لذا چسباندن بيشتر مطالب و نتيجه گرفتن صريح از آنها را به خوانندگان وا ميگذاريم. اگر امكان تقويت مالي يا كمك فكري بيشتر ميسرشان نشد حداقل زحمت قبول تفسيرهاي احيانا خطردار را بعهده بگيرند و امكان ادامه انتشار را بما بدهند.
٭ ٭
هر وقت بياد محمد مصدق ميافتيم نام دوست و همكار و وزير خارجه او و نزديكترين وزرا بقلب او دكتر حسين فاطمي، قلب مرا پر ميكند. قضا و قدر براي دكتر فاطمي آخرين پيش آمد را پيش آورد.
او جواني بود كمتر از 40 سال آتش جواني به احساسات او تاثير ميگذاشت، من در بغداد موقعي كه او وزير خارجه مملكت خود بود با او ملاقات كردم و در هر مرتبه درسهاي وطنپرستي از او شنيدم. از استعمار بدش ميآمد و مسووليت هر مشكلي از مشكلات عالمي را معلول استعمار ميدانست.
مشكل فلسطين در نظر او نظير مسئله مشكل كانال سوئز و كشمير و نفت ايران بود. دعوت ميكرد كه بايد ملتها در مقابل استعمار صفوفشانرا يكي نمايند و مقاومت كنند. به مصدق بسيار مومن و پرعلاقه بود و ميگفت «اين پيشواي بزرگ چراغ وطنپرستي صحيح را در آسمان سياره مملكت ما روشن كرد». من هميشه صورت فاطمي در خاطرم هست در آن حالاتيكه در مملكت خود با حوادث دست به گريبان بود قلمش در روزنامه (باختر امروز) يك قطعه آتش بود. بر دشمنانش در پارلمان تازيانههاي قلمي ميزد. خانه دور افتادهاش در اطراف شميران مدرسهاي بود كه ايرانيان در آنجا معني ايمان به ايران و ايمان به مصدق را ياد بگيرند او با جسم خستهاش به عصا تكيه ميداد و عميق نگاه ميكرد. او با همه زخمهاييكه در بدنش بود و آمالي كه در قلبش، يك عنصري بود كه سازمان امپراطوري را در داونينگ استريت بيخواب ميساخت و خاطر كاخ سفيد را در واشنگتن ناراحت ميكرد. علاقهاش به ايران در قلب او جايي براي علاقه ديگر نگذاشته بود.
از كتاب ماذاجري في شرق الاوسط:
از ناصرالدين النشاشيبي. چاپ بيروت
تهران اكونوميست. شنبه 19 آبان شماره 484:
در كدام قسمت دنيا اجازه ميدهند در كشوريكه استعداد و موجبات توليد در آن كاملا موجود است ساليانه صدها هزارتن مواد اوليه و محصولات كشاورزي به قيمت زياد وارد بشود. اما اگر همان مواد اوليه و فرآوردهها را خواستند از توليد كنندگان داخلي بخرند به آن قيمت نخرند. بجاي آنكه اولياي امور سعي در ازدياد توليدات كشاورزي كنند در چند سال اخير واردات آنها را مجاز داشته و در نتيجه كشاورزان نتوانستند توليدات خود را بفروش برسانند. .
توجه خوانندگان را به چند خبر زير جرايد جلب ميكنيم
از نطق شاه در روز 28 مرداد. اطلاعات 29 مرداد 1339 شماره 10286:
در اين چند سال اخير ما در هر سال از لحاظ اجتماعي به اندازه يك قرن پيشرفت كردهايم و شك نيست در سالهاي آينده اين پيشرفت را ادامه خواهيم داد. . . . . .
تهران اكونوميست 19 آبان 41 شماره 484:
طبق اخبار منتشره در جرايد كشور به غير از مقدار زياديكه در اوايل سال جاري برنج و گندم و نظاير آن وارد كشور شده است اخيرا نيز حدود 200 هزار تن ديگر گندم و آرد و مقداري برنج قرار شده از خارج خريداري گردد.
كيهان 23 مهر 41 شماره 5775:
قرارداد خريد صدهزار تن گندم از آمريكا امروز امضاء شد. . . . . .
تهران اكونوميست 19 آبان 41 شماره 484:
در سالنهاي 30 تا 32 دولت وقت (دولت آقاي دكتر مصدق) به توسعه صادرات توجه داشت و در نتيجه نه اينكه برنج و گندم وارد كشور نشده بلكه همه ساله حدود 62 هزار تن به خارج صادر كردهايم.
از نطق شاه در برابر دانشجويان تركيه در آنكارا (پيغام امروز سهشنبه 8 آبان):
سعي ميكنيم اصلاحات اداريمان را بهمان نسبت تامين كنيم اجتماع آينده ما بايد بر مبناي لياقت قرار بگيرد.
نقل از اطلاعات يكشنبه 14 خردادماه 1340 شماره 10530 نقل از نطق آقاي درخشش وزير فرهنگ وقت:
مشكل ديگر ما موضوع دانشگاههاي شهرستانها است كه كادر كاملي ندارند و عموما وارد دستهبنديها هستند. و سيستم ملكوكالطوايفي پيدا كردهاند. بهمين دليل امروز آقاي دكتر قربان رئيس دانشگاه شيراز را منتظر خدمت كردم و پروندهاش را نيز به دادگاه احاله خواهم كرد. وزير فرهنگ افزود دكتر قربان علاوه بر تخلفاتي كه هشت سال است انجام داده و ضعف دستگاه موجب شده به اين تخلفات تاكنون رسيدگي نشود 13 شغل نيز داشته است. . . . .
نقل از كيهان پنجشنبه 3 آبان 41 شماره 5784:
آقاي دكتر قربان به رياست دانشگاه پزشكي دانشگاه پهلوي منصوب شد. انتصاب ايشان امروز طي تلگرافي از طرف آقاي علاء وزير دربار شاهنشاهي به شيراز مخابره شده است.
نقل از نطق آقاي علم در بنياد پهلوي پنجشنبه 6 مهرماه 41 كيهان:
آقايان لابد اطلاع دارند كه نزديك 25 سال است كه مستقيما افتخار نوكري شاهنشاه را دارم.
حاشيه ـ اگر نوكري هم افتخار داشت ميبايست بزرگترين نشان نوكري را به آقاي علم اهدا نمود.
ميگويند اسكندر چون كشور ايران را فتح كرد به يكي از فلاسفه يونان نامهاي نوشت و در آن متذكر گرديد كه كشور پهناور و متمدن و ثروتمندي را بنام ايران فتح كردهام و ارتش من قادر نيست براي مدت مديدي استيلاي خود را حفظ كند و بر مردم حكومت نمايد لطفا راه حلي بينديش و ما را از افكار فيلسوفانه خود بهرهمند ساز. فيلسوف در جواب نامه اسكندر چنين نوشت:
. . . . . . . . افراد بيشخصيت و پست را بر آنها مستولي كن و وسائل فقر عمومي را فراهم نما تا آن افراد به طمع جاه و مقامي كه بر خلاف استحقاق و لياقت خود بدست آوردهاند در نوكري و فرمانبرداري تو صميمي باشند و ملت گرسنه هم جز تلاش معاش درصدد اقدام ديگري برنيايند.
نقل از نطق شاه 28 مرداد 1341 كيهان دوشنبه 29 مرداد 41 شماره 5727:
ميتوان گذشتهها را فراموش كرد تا امكان خدمتگذاري بيشتري در آينده به همه داده شود. . .
پيغام امروز يكشنبه 6 آبان 1341:
در ميان زندانيان كه مورد عفو شاهانه قرار گرفتند و آزاد شدند نام آقايان دكتر مرتضي يزدي و مهندس گرمان(1) زندانيان سياسي نيز بوده و هر دو از زندان آزاد شدند.
نقل از گفتههاي شاه در حضور نمايندگان مجلس. روزنامه داد پنجشنبه 21 فروردين 1334 شماره 3، 42:
اعليحضرت فرمودند مصدقيها خطرناكتر از تودهايها براي ما هستند. . .
كيهان چهارشنبه 21 شهريور 1341 شماره 5747:
قاهره ـ الجنوب از الاهرام نقل ميكند كه اداره فضاشناسي مصر پس از آزمايش موشك در چند هفته قبل خود را آماده براي بررسي در اطراف وضع قشر عادي هوا ميكند. مدير كل اداره مذكور اعلام داشته اين اقدام به وسيله موشك الظفير كه تا ارتفاع (600) كيلومتري زمين صعود كرده است بعمل ميآيد. . . .
استاندار جديد فارسي گفت تا 48 ساعت ديگر موضوع قتل مهندس عابدي روشن ميشود.
پيغام امروز ـ يكشنبه 27 آبان شماره 805
چون دستگيري قاتلين و معرفي و رسيدگي به قتل مرحوم مهندس ملك عابدي به طول انجاميد بهتر ديده شد كه سوال زير طرح گردد:
چون آقايان علم و ارسنجاني در نطقهاي خويش به طور مكرر گفتهاند كه مالكيتي را به عنوان عامل و محرك توطئه فارس شناخته و حتي از محل تشكيل جلسات آنها در شيراز و تهران اطلاع داشته و آنها را ميشناسند لذا تقاضا ميشود چنانچه اين جريان يك بازي (جنگ زرگري) نيست لااقل اسامي مالكين مسبب اين حادثه را به ملت ايران معرفي نمايند.
حاشيه: البته مجازات قاتلين مهندس ملك عابدي پس از دستگيري و مجازات قاتلين محمد مسعود دكتر خانعلي و فلور و. . . . . بزودي! ! ! انجام خواهد شد.
نام محمد مسعود توجه ما را بياختيار به طرف خبر زير و جريان رسيدگي به قتل آن مرحوم جلب كرد.
آقاي دكتر پيراسته (دادستان وقت تهران و مامور رسيدگي به پرونده قتل محمد مسعود) به استانداري خوزستان منصوب شد.
كيهان چهارشنبه 30 آبان/41 شماره 5807
سعي ميكنيم اصلاحات اداريمان را هم بهمان نسبت تامين بكنيم. اجتماع آينده ما بايد بر مبناي لياقت قرار بگيرد هر كس كار بهتر كرد و بيشتر كار كرد «با صداقت بيشتري با دلسوزي بيشتري با لياقت بيشتري» قطعا بايد راه پيشرفت او باز باشد.
كيهان 18 آبان 41 ـ از نطق شاه در برابر دانشجويان ايراني در تركيه
در ماه مه گذشته اردشير زاهدي داماد بنام شاه كه سرپرست محصلين ايراني مقيم خارج بود فرح ديبا محصل هنرهاي زيبا را براي شاه پيدا كرد و طولي نكشيد كه به عنوان سومين زن شاه به تخت طاووس تكيه زد.
در ژانويه 1960 زاهدي به پاس خدماتي از قبيل پيدا كردن فرح، به عنوان سفير كبير به آمريكا معرفي شد. ضروري است ذكر شود كه درجه علمي اردشير زاهدي مرغداري است كه از دانشگاه يوتا بدست آورده است.
تايم ـ اول فوريه 1960
شاهنشاه در استانبول به دانشجويان ايراني فرمودند: روزي به غلط مشهور بود ايران كشور هزار فاميل است.
پيغام امروز پنجشنبه 10 آبانماه 41 شماره 792
در حاليكه روزنامه اطلاعات هم. . . . . . .
ما هنوز به آن عقيدهايم كه مملكتمان از جوانان ـ از تحصيلكردگان ـ از متخصص در رشتههاي مختلف علوم بينياز نيست. اگر ما بينياز ميبوديم براي معالجات ساده مريضها ناچار به مسافرت خارج نميشدند و در شهر خودشان در كنار خانواده و كس و كار خود معالجه ميكردند. اگر بينياز ميبوديم دست توسل بسوي مشاوران و كارشناسان خارجي در هر زمينه دراز نميكرديم. ما نياز داريم اما در عين حال مسائلي هست كه مانع از جلو آمدن و جايگزين شدن جوانان تحصيلكرده در كارها است، موانعي هست كه وقتي پزشك جواني با آخرين اطلاعات علمي و با درخشانترين درجات وارد كشور ميشود و به خيال ميخواهد خدمت كند به آن موانع بر ميخورد و معطل ميماند. تا وقتي چنين مشكلاتي باقي است ما به جوانان به تحصيلكردههاي ايراني مقيم خارج اصرار نميكنيم به وطن باز گردند.
اطلاعات چهارشنبه 30 آبان 41 شماره 10955
. . . عدم تعادل بودجه كه درد علاج ناپذيري تصور شده بود! ! برطرف شده و به طور قطع تا آخر سال كوچكترين نگراني از اين بابت نخواهيم داشت.
از نطق علم در كنفرانس مطبوعاتي ـ كيهان 20 آبان 41
مشكل كسر بودجه را در دولت علم با يك آكروباسي حيرتانگيز! ! حل كردند. به اين معني كه 336 ميليون تومان از سهم عمراني سازمان برنامه و نيز 75 ميليون تومان مالالاجاره پالايشگاه آبادان را (كه جزء كوچكي از مطالبات واقعي ايران است) به حساب بودجه برگرداندهاند و از محل اين 411 ميليون تومان و كسر كردن از بودجه بعضي وزارتخانهها از جمله بودجه دارو در وزارت بهداري مبلغ 250 ميليون تومان به بودجه وزارت جنگ اضافه كردند و باين ترتيب نه تنها 15 ميليون دلار كمك نظامي آمريكا را كه قطع شده بود جبران كردند بلكه 110 ميليون تومان ديگر به بودجه ارتش افزودند و با اين عمل بودجهاي با كسري بسيار معقول حدود 300 ميليون تومان درست كردند! !
نقل از بيانيه جامعه سوسياليستها
در قسمتهاي پيشرفتهاي فرهنگي ـ بهداشتي ـ و امور خيريه و ترقيات اجتماعي و سياست بينالمللي و ساير ترقياتيكه در شئون مختلف حياتي در اين هفت سال نصيب كشور ما شده است و هر كسي ميتواند آثار آنرا به چشم ببيند.
نطق شاه در روز 28 مرداد 40 نقل از اطلاعات 29 مرداد 40 و اينكه مشتي از خروار آثار اين پيشرفت:
تبريز ـ مرد 30 سالهاي كودك 3 ساله خود را كشت. . . . . .
. . . . . علي در بازجويي ميگفت «با روزي 3 تومان مگر ميشود بچه نگهداشت»
نقل از كيهان شنبه 3 آذرماه 41 شماره 5809
بطوريكه خبرنگار ما از اهواز گزارش ميدهد جوان 19 سالهاي بنام قربانعلي اهل اسدآباد همدان بر اثر فقر و بدبختي و بيكاري خود را از پل كارون اهواز به رودخانه انداخت و بر اثر پرتشدن روي سنگهاي كف رودخانه پاي راست وي از سه جا شكسته شد. . . . قربانعلي گفت چهار روز بود كه براي پيدا كردن كار به شهر اهواز آمده بودم.
ستاره تهران سهشنبه 29 آبان 41
شاه كلام:
ما كليه اقداماتيرا كه جنبه ملي و عمومي داشته و منافع مردم و مملكت را تامين نمايد در همه زمينهها به عمل خواهيم آورد.
ديپلمات 7 آذر ـ نقل از نطق شاه در جنگل ساعي در اول آذرماه 41
ولي در مورد مواد مخدره مطالبي را كه مرحوم عدنان مندرس در مدافعات خود گفته بود از هر حيث جالب توجه مينمود. زيرا تصور آن ميرفت كه حق بوده اين مطالب در همان ايام در جرايد ايران هم انتشار يابد مرحوم عدنان مندرس در محاكمات ياسي آدا ضمن خدمات دهساله خود به ملت و مردم تركيه گفته بود «من به خاطر زندگاني دهقانان ترك وسيله سنتو و اعمال قدرت شخصي باعث شدم كه كشت ترياك در ايران از بين برود و در نتيجه دهقانان ترك از درآمد بيشتر برخوردار شوند و در شماره بعد مجله چنين نوشته ميشود البته منظور از عدم كشت ترياك مبارزه با كشيدن آن بايد باشد كه بدبختانه مثل اينكه تعمدي بوده است كه فقط كشت ترياك منع شود. و چنانكه در مقاله گذشته نوشتيم از اين راه مرحوم عدنان مندرس به دهقان تركيه و افغانستان كمك نموده است.
مجله خوشه شماره 82 و 83 مورخه 7 و 14 مرداد 41
قواي انتظامي اعلام داشتند كه در سال گذشته 28 خروار ترياك به چنگ مامورين افتاده و لابد 280 خروار هم معتادين مصرف كردهاند و در مقابل اين اوزان سنگين مسلما طلاي ناب كشور به خارج انتقال يافته و هنگفتترين ضررها بر پيكره اقتصاد مملكت وارد شده است.
اتحاد ملي شماره 734 سهشنبه 29 آبان 41
٭ ٭ ٭
از خوانندگان ميخواهيم كه مطالب مورد توجه و جالب داخلي و خارجي را با مدارك آنها كه در اختيار دارند براي ما بفرستند ما در انتظار راهنماييها و مطالب ارسالي شما ميباشيم.
