شماره ٢ ـ 1340/4/7

title

 جلد دوم اسناد، بخش اول، نشريات داخلي، شماره 2، 7/4/1340

 از اصول مرام و هدف ما:

اصل دوم: 1 ـ ترويج اصول اخلاقي و اجتماعي و سياسي بر اساس موازين دين مبين اسلام با توجه به مقتضيات سياسي و فرهنگي عصر حاضر. 2 ـ تشويق اصل (درستي و تقوي) و مبارزه شديد بر عليه منهيأت و اعتيادات و انتشارات مضره. 3 ـ از بين بردن عوامل نادرستي و فساد خصوصا مظاهر اتكاي به خارجي و طرد جميع عناصري كه سد راه فعاليت‌هاي موثر و اصيل و سريع اصلاحي هستند يا موجبات تضعيف شخصيت فردي و اجتماعي ايراني را فراهم مي‌سازند. 4 ـ مبارزه بر عليه دشمنان جسمي و فكري و روحي مردم يعني غلبه بر «ترس» و «ياس» و «فقر» و «جهل» و «عقب‌ماندگي» و «نفاق».

بياد 29 خرداد 1330:

 

 

روز تاريخي خلع يد

ملي شدن نفت ايران به رهبري دكتر محمد مصدق مسلما يكي از برجسته‌ترين فصول تاريخ ايران است. هم از آنجهت كه مشحون از اقدامات و حوادث متوالي و صفحات فراوان درخشان است هم از اينجهت كه هر صفحه آن به تنهايي با يكي از حوادث مهم تاريخ ايران برابري كرده از واقعه‌اي حكايت مينمايد كه ريشه عميقي در گذشته ايران در روحيه ملت در ارتباط با سياستهاي قوي خارجي دارد و نيز آيينه عبرتي براي حال و آينده مي‌باشد:

فهرست اجمالي و بالنسبه منظم اين وقايع و نتايج آنرا ميتوان چنين شمارش كرد:

٭ تشكيل جبهه ملي و مبارزه‌هاي اثر بخش آن تا روي كار آمدن حكومت دكتر مصدق.

٭ تصويب قانون ملي شدن نفت در 29 اسفند ماه 1329.

٭ روي كار آمدن دكتر مصدق و آغاز نهضت ملي ايران.

٭ تركيب و برنامه دولتهاي دكتر مصدق موفقيتها و شكستهاي آن، جريانات مساعد و مخالف داخلي.

٭ اعزام هيأت خلع يد بخوزستان، عمليات خلع يد با همكاريهاي عوامل موافق و كار‌شكني‌هاي عناصر و مقامات مخالف.

٭ قبضه كردن و اداره و نگاهداري و بهره‌برداري دستگاه عظيم نفت ملي شده.

٭ تحولات اقتصادي و فكري و سياسي و اجتماعي ايران و مردم.

٭ محاكمات بين‌المللي در لاهه و شوراي امنيت.

٭ مذاكرات گوناگون با هيأت‌هاي خارجي مامور حل مسئله نفت و دسائس ممتد انگليسي‌ها.

٭ مذاكرات و اقدامات مربوط به صدور نفت.

٭ قضاوتهاي خارجي و انعكاس عمليات ايران در دنيا و اثرات آن در خاورميانه.

٭ انتخابات دوره هفدهم.

٭ رفراندوم و انحلال مجلس.

٭ نقش دربار و كودتاي 25 و 28 مرداد 1332.

٭ محاكمه دكتر مصدق.

٭ رفتار دكتر مصدق و همكاران او در واقعه 28 مرداد و بعد از آن.

٭ تبليغات و عمليات دولتهاي بعد از كودتا و اعمال خلاف قانون غير انساني آنها.

٭ تاسيس كنسرسيوم، وضع جديد نفت و سياست هيأت حاكمه ايران.

٭ احساسات و عكس‌العملهاي مردم همچنين فعاليت زيرزميني نهضت مقاومت ملي. براي مملكت و افراد نهضت آزادي ايران بسيار مغتنم و ارزنده خواهد بود كه مرد ميداني پيدا شود و تا عوامل و سوابق و خاطرات نهضت ملي ايران فراموش نشده است با فعاليت و اطلاع و انصاف و تحقيق خالي از حب و بغض (و بدون آنكه فقط توجه به نكاتي داشته باشد كه در اطراف شخص او رخ داده يا نقشي در آن داشته است) تمام مطالب را جمع آوري نموده حوادث را آن طور كه واقعا جريان داشته روي كاغذ بياورد. جهات خدمت و خطا را بدرستي روشن كند، نقش‌هاي مختلف اشخاص مسوول مخصوصا اجتماع مردم را موشكافي كند، موجبات و ريشه‌ها را استخراج و آثار و عواقب را استنباط نمايد. خلاصه آيينه‌اي بسازد كه يكطرف آن نماينده ايران گذشته و طرف ديگرش نماينده طرح يك ايران آباد و آزاد آينده باشد.

٭ ٭ ٭

اين حوادث بصورت ظاهر پراكنده البته ممتد و پيوسته و موثر در يكديگر بود ولي مانند يك جاده كوهستاني، پيچ و خم‌ها و گردنه‌ها و دره‌هائي داشت كه برجستگي خاص و حالات مشخص پيدا كند، بطوريكه هر كدام بتواند توقفگاهي براي تذكر و تنبيه و تماشا باشد.

از جمله اين توقفگاهها كه قطار گردش زمان در اين هفته ما را از برابر آن عبور داد (خلع يد) است.

براي خلع يد ميتوان سه مرحله يا سه موقع قاطع تشخيص داد:

1 ـ روز اعزام هيأت خلع يد بخوزستان و استقبال عظيم و عجيب مردم آبادان.

2 ـ روز برافراشتن پرچم ايران و نصب تابلوي شركت ملي نفت ايران بر سردر اداره مركزي خرمشهر.

3 ـ روز حركت آخرين دستجات انگليسي با كشتي جنگي و پايان كامل خلع يد.

29 خرداد همان روز برافراشتن پرچم ايران نصب تابلوي شركت ملي نفت ايران برفراز «جنرال انگيس» خرمشهر است كه بحق عنوان (روز خلع يد) پيدا كرده است.

خدا ميداند اين عمل بسيار ساده و كوچك و كوتاه با چه هيجان و انقلابات دروني مردمي كه حضور داشتند انجام شد! چه اضطراب و تكاني در دل كارمندان انگليسي و در اركان شركت نفت ايران و انگليس بوجود آورد و چه آثار عظيمي در ايران و نزد ايرانيان از خود باقي گذاشت.

از روز حركت بخوزستان تا پايان خلع يد (و شايد بعد از آن) يادداشتهايي بطور مرتب نوشته به دفتر هيأت مديره موقت براي بايگاني داده بودم كه ديگر بدستم نرسيد بنابراين آنچه مينويسم فقط به كمك حافظه فراموشكاري ميباشد كه اميدوارم خيلي خطا نكند.

صبح آن روز پس از دو ساعت بحث و گنكاش كه در جلسه هفت نفري هيأت خلع يد (سه نفر از هيأت نظارت بر اجراي قانون ملي شدن نفت، سه نفر اعضاي هيأت مديره موقت و يكنفر استاندار خوزستان وزير كشور وقت) در اطاق فرمانداري خرمشهر كه مشرف به ملتقاي كارون و شط العرب بود انجام گرفت. ابتكار و حرارت و جسارت سه نفر بر مخالفت ظاهرا مستدل و احتياط آميز يكنفر (كه خود را از معركه كنار كشيد) و ترديد و ترس و ياس سه نفر ديگر غالب آمد: تصميمي گرفته شد از پله‌هاي فرمانداري پايين آمديم. بلافاصله دسته‌اي به تعداد بيست تا سي نفر از مردم و عابرين معمولي كه هميشه مراقب و منتظر كارهاي هيأت بودند تشكيل گرديد. يك سيني حامل كلام الله مجيد و پشت سر آن پرچم (رنگ نپريده) ايران در پيشاپيش صف باتاني و وقار جلو ميرفت. قبلا ار نيروي دريايي محل نيز يك دسته كوچك موز يك نظامي خواسته شده بود. باين ترتيب ما بجانب جنرال افيس كه در فاصله كمتر از يك كيلومتر قرار داشت براه افتاديم.

كسي نميدانست بكجا و براي چه كاري ميرويم. معذلك در طول راه هر دم بر جمعيت و بر طول ستون اضافه ميشد.

ساعتي از روز بود كه هم نسيم خنك صبح هنگام عبور از زير درختهاي خيابان كنار كارون احساس ميشد و هم گرماي آفتاب بتدريج شدت خود را ظاهر ميكرد. همينطور در دلها گاهي خوشحالي و اميد جاي خود را به وحشت و نااميدي ميسپرد. مثل اينكه گاهگاه شعارهايي داده ميشد و صداي اميد بخش الله اكبر و صلوات بلند ميشد مقابل جنرال افيس رسيديم. كارمندان انگليسي و ايراني سر از پنجره‌ها بيرون آورده با كنجكاوي نگاه ميكردند. نگهبان دم در نميدانست كه اين جمعيت ميخواهد داخل شود يا پيغامي بفرستد بزودي وسائل كار (يعني چكش يا سنگ و چند عدد ميخ) آماده شد و دو نفر بالاي ديوار پريدند چوب بيرق را محكم بر سردر حياط كوبيده پرچم را برافراشتند و دو سه نفر ديگر تابلوي برنزي با چار چوب مشگي و خط نستعليق بسيار زيبايي را كه از اهواز آورده بوديم به كنار در نصب كردند. در همين لحظات و شايد به راهنمايي پيشخدمتها يك پرچم سه رنگ ديگر نيز روي بام بالاي عمارت باهتزاز درآمد، كار انجام شد. به آساني هم انجام شد. در حاليكه قلبهاي سرشار از سرور و شعف مي‌طپيد و از چشم حاضرين اشگ شوق و شادماني سرازير بود. كارمندان ايراني شركت نفت هر قدر مقام پايين‌تر داشتند خوشحالتر بودند، و كارمندان انگليس شركت هر قدر والامقام‌تر مضطرب‌تر.

يادم نيست آيا صحبت و سخنراني هم شد يا نه در هر حال اگر شد خيلي مختصر بود همين عمل ساده و تشريفاتي يا سمبليك خلع يد جاده را براي اقدامات بعدي كوبيده و صاف نمود.

البته در خوزستان خلع يد روز خاص و جاي خاصي نداشت آنچه ذكر شد جريان مقدماتي در خرمشهر بود ولي آنروز كه هيأت براي اولين بار بعنوان نمايندگان دولت ملي و عاملين آزادي ايران و نفت ايران وارد آن محل ميشد استقبالها و هيجانها و شور و سرورهايي كه با منتهاي صميميت و قوت و جمعيت ابراز ميشد در برابر ايران و در تاريخ ايران هيچ جا و هيچگاه سابقه نداشته است.

يكي دو روز قبل از ورود هيأت خلع يد به خرمشهر ملاقاتي با آقاي «دريك» بعمل آمد. پس از تمهيد مقدمه و معرفي و انجام مذاكرات (دريك) اظهار داشت «ما شما را فقط بعنوان نمايندگان عاليرتبه دولت ايران ميتوانيم بشناسيم نه بعنوان كارفرما و هيأت مديره» ظاهرا براي احترام و اظهار محبت و باطنا براي متوجه ساختن ما بعظمت دستگاه و محال بودن تصرف و اداره آن دعوتي به بازديد هوايي موسسات و بازديد داخلي پالايشگاه نمود. سپس چند روزي به كميسيون و مذاكرات گاهي به نصيحت و گاهي به تهديد گذشت. هر كس سر جاي خود ماند، اخطارهاي قانوني هيأت، ضرب الاجل دادن و اشغال اطاق و ميز او و بطور كلي افكار و احوال و اوضاع آقاي (دريك) را وادار ساخت كه ببهانه كسب دستور از مركز (يعني لندن) از ايران برود. . . و ديگر برنگردد. مرحله اول خلع يد كه با ملاقات (دريك) و نصب تابلو و پرچم شروع شده بود بعد از دو سه ماهي با تخليه تمام مناطق و مراكز و خروج آخرين دستجات انگليسي و بدرقه‌اي كه از معاونين دريك و آقاي راس تا گمرك سرحدي بصره بعمل آمد خاتمه يافت.

مرحله دوم خلع يد جنبه فني و اداري داشت و البته آن هم خالي از اشكال و مخصوصا نگراني فراوان نبود. در دست گرفتن و اداره كردن دستگاهها بكار انداختن آنها و تامين آب و برق و يخ ـ اداره حمل و نقل تامين خواربار در آبادان و كليه مناطق ديگر. . .

چون هم‌آهنگي و همكاري و همفكري بين دولت و ملت (براي اولين بار در تاريخ ايران) وجود داشت دو مرحله بالا كه در صورت فقدان اين شرط اساسي محال بوده باور كردني نبود بسهولت و سرعت (و بايد گفت معجزه آسا) انجام گرفت.

٭٭          ٭٭          ٭٭

خلع يد موفقيت و افتخاري براي ايران و ايراني بود. تند گذشت خوب هم گذشت. تب تندي دولت و ملت ما داشتند ولي تب تند عرقش زود در مي‌آيد.

انگليسيها به شيوه مخصوص خود عقب ميرفتند و جا خالي ميكردند. مثل بسياري اوقات ثابت شد كه مشت خالي ميزنند ميخواهند با بلوف و تظاهرات ماهرانه حفظ حيثيت و تحميل قدرت نمايند ولي همين تسليم سهل و سريع آنها شخص را بياد عقب نشيني روسها در جنگ با ناپلئون و تخليه مسكو ميانداخت. و ايجاد نگراني مي نمود.

در هر حال خلع يد و بدنبال آن تصرف و اداره و بهره‌ برداري از دستگاه عظيم نفت يكطرف مسير، و گذشتن از گردنه‌اي بود كه بنظر فوق‌العاده دشوار ميآمد.

ايران بقله پيروزي رسيد نفت ايران ملي و انگليسها مغلوب شدند پس رفتند ولي در آنطرف گردنه در سرازيري سنگر گرفتند. . . طرف ديگر گردنه آن قسمتي است كه حركت با سهولت و بي اعتنايي و كندي پيش ميرود خصوصا اگر حريف قدم بقدم جا خالي كند و كار را به مدارا و درازا بكشاند.

بزرگترين امتياز و قدرت انگليسيها در اين است كه بيشتر و بهتر از هر ملتي عنصر «زمان»‌ را در استخدام و استفاده خود مياورند. ملتي هستند كه حوصله و مقاومت و تحمل محروميت و خونسردي دارند. باصطلاح قرآن داراي خصلت صبر هستند انگليسها در بازي كار عمده‌اي نميكنند. سعي ميكنند خطا نكنند ولي آنقدر صبر ميكنند و خودداري و خونسردي بخرج ميدهند تا بالاخره حريف خسته شود و خطايي كند و بدست خود بازي را ببازد همين نقشه را با ناپلئون و با هيتلر بازي كردند.

در مورد نفت ايران از رو نرفتند. مايوس نشدند. بدولت خود قر نزدند و بي تاملي نكردند. با مقتضيات زمان و مكان راه آمدند. باصطلاح از زير كار كردند. با اطلاعات و تجربياتي كه سالهاي سال از (عنصر زمان) كسب كرده و ايادي و عواملي كه در داخل ايران در خدمت خود فراهم نموده بودند چرخهاي محلي را بكار انداختند. خائنين داخلي ايران كه معاونين آنها هستند به انواع تضعيف و تحريكها در مملكت متوسل شدند. عده‌اي به عوض همراهي و همقدمي تا مقصد نهايي بجاي قبول و تحمل محروميت طولاني سطح توقعات و سر صداها و احيانا مخالفتها را بالا آوردند. خودبيني‌ها و احيانا خودكاميها و سوءنيت‌هاي عده‌اي از همكاران و سران، بزرگترين مصيبت‌ها را ببار آورد. .

حريف بتدريج و با تبليغات وسيع افكار عمومي دنيا را عليه ايران برانگيخت از طرفي سياستهاي ديگر را مساعد نموده و بالاخره بدست خائنين داخلي و سياستهاي خارجي از در ديگري در وطن ما وارد شد. . .

آن چيزي كه ما بايد در انگليسها بشناسيم و تحسين كنيم و حتي ياد بگيريم استخدام «عنصر زمان» و استفاده از آن است ما ايرانيها فوق‌العاده عجول، كم كار، كم تحمل و كم حوصله هستيم و بنابراين چيزي را كه روي آن حساب نكرده بر اساس آن كار نميكنيم «زمان» است. بدون مطالعه و تدارك و آمادگي قبلي خواهان موفقيت‌هاي بي‌زحمت فوري حتي قطعي هستيم از كندي پيشرفت و از كارهاي كه بعدها نتيجه آن ظاهر شود وحشت داريم!

براي مبارزه ملي عظيمي كه در پيش داريم صرف حركت و هياهو و صرف تجمع و تظاهر هر قدر با قوت و سرعت باشد كافي نيست. در دنيا هيچ نتيجه اساسي در مدت كوتاه و با يك حمله بدست نيامده است. در طبيعت نيز چيزهايي ماندگار و با اثر و ثمر است كه با تدارك و تامل و تحمل تهيه شده ريشه عميق و زمينه محكم دارد.

با هم دوباره راه بيفتيم با توسل و توكل بحق، خويشتن را به سلاح «صبر»‌ به تربيت خود به تشكيل و تقويت واحدها، به انضباط و كار فراوان، به همبستگي محكم ممتد، مجهز كنيم به كار عمقي و اساسي بپردازيم بعوض شاخ و برگ سعي كنيم ريشه‌هاي زيرزميني و موجبات دروني خرابي و دشمني را بي سر و صدا يكي بعد از ديگري قطع كنيم. با رويه صحيح و نقشه و برنامه پيش برويم. در سايه «خدمت»‌ و جلب اعتماد مردم هر روز كسب قدرت بيشتري نماييم.

مهدي بازرگان

 

 

«پيشوا را بخانه‌اش برگردانيم»

باختر امروز شماره 6 پس از نقل خبر رفتن آقاي مهندس عطايي و همراهان ايشان به احمدآباد چنين مينويسد:

«. . . اما عليرغم اين تشبثات ملت ما دكتر محمد مصدق پيشواي خردمند خود را بر سر دست از احمدآباد بشهر بر خواهد گرداند و حكومت قانوني و ملي را بار ديگر بدست او خواهد سپرد.»

جناب آقاي دكتر اميني

تكرار مي‌كنيم لطفا بفرماييد:

آنجا كه دكتر محمد مصدق اقامت دارد احمدآباد است و خانه دكتر مصدق ـ يا سلطنت‌آباد است و زندان لشگر دوم زرهي؟

 

 

دانشگاه و روز پر افتخار خلع يد

كيست كه هيجانات دروني دانشگاه بيدار را تا بحال نديده باشد. كدام سياست خامي است كه در مقابل دانشگاه بخواهد دوباره براي اسارت ملت فريب و نيرنگ بكار برد. ما آنهايي را كه هنوز خيال نقشه‌هاي شوم براي بردگي ملت ما در سر ميپرورانند با خود بتماشاي يكي دو صحنه دانشگاه ميبريم.

دانشگاه خلع يد را جشن ميگيرد و در اجتماع پر شكوهي سوگند ياد ميكند كه اين بار جواب حكومتهاي كودتايي را آنچنان دندان‌شكن بدهد كه براي ابد دست از ايران بردارند. براي دانشگاه امتحان و درس نميتواند مانعي باشد. هشت سال شاهد چپاول و خون‌خواريهاي هيأتهاي حاكمه بوده و در مقابل خود عزيزترين فرزندان خود را بدست دژخيمان كودتا در خون غلطان ديده است مسافت راه، زمان و مكان، هيچ يك براي او شرط نيست. او درك كرده است كه براي واژگون كردن رژيمهاي فاسد و ضد ملي بايستي مبارزه كرد. هر كس خود را دانشجو مي‌نامد در لابلاي قلبش دو چيز نقش بسته است «يا مرگ يا آزادي» و چنان انزجار و تنفري عميق از حيله‌هاي گوناگون دستگاههاي حاكمه در خود احساس ميكند كه انعكاسش با نعره‌هاي «زنده باد مصدق» و «مصدق پيروز است» پايه‌هاي حكومت‌هاي ضد ملي را مي‌لرزاند و فردا در صورت فريب ديگر دستگاه حاكمه چه كودتا و چه هر اقدام بي‌شرمانه ديگري كه بخواهد از ‌آزادي او جلوگيري كند همين سينه‌هاي خود را سپر گلوله‌هاي آدم كش آنها خواهد كرد تا با خون خود نفرت و ننگ نثار آنها كند.

دانشگاه در پشت سر خود ملت ايران را مي‌بيند او درس آزادي ميدهد و مردم ايران بدنبال فرزندان خود با دلي داغديده حكومت‌هاي ضد بشري را بخاك مي‌نشاند. هر كس مفتخر به نام دانشجو شده است خواه در دانشگاه خواه در دانشكده كشاورزي كرج چه در دانشسرا، چه در مشهد، شيراز، اصفهان، تبريز يا در آمريكا و اروپا هر جا كه باشد دست بدست هم داده و براي واژگون كردن حكومت كودتايي تلاش مي‌كند. كافي است كه كميته جوان و بيدار دانشگاه دستوري صادر كند آنگاه از دانشكده كشاورزي كرج، از دانشسرا و كليه موسسات دانشگاهي حتي شهرستانها دستجات سربازان دانشگاهي به حركت در مي‌آيد.

من كه خود دانشجو هستم از فريادهاي ديروز برادرانم «تا شير پير بار ديگر خلع يد كند» آنچنان خاطره گذشته ايران در نهادم بيدار شده است كه ديگر هيچ آرزويي جز اينكه يا هر چه زودتر آن گذشته پر افتخار را بدست آورم و يا اينكه مرا نيز با گلوله‌هاي ضد انساني قطعه قطعه كنند. آرزويي ندارم. من ديگر نمي‌توانم بيشتر از اين ناظر نقشه‌هاي شوم استعمار در ميهنم باشم.

اين من نيستم دانشگاه است، دانشجو است

ما بشما ثابت مي‌كنيم كه با فرمان كميته دانشگاه آنچنان با سينه‌هاي باز به مبارزه بپردازيم كه يا با جامه‌هاي گلگون و با رويي سپيد بدكتر فاطمي‌ها بپيونديم و يا دست بيگانه را از ايران كوتاه كنيم و انتقام فاطمي‌ها را بازستانيم.

 شرح چگونگي اجتماع 29 خرداد دانشگاه زائد است. همه جزئيات آنرا در روزنامه‌ها خوانده‌ايد. آنچه قابل ذكر است اجتماع هزاران دانشجوست كه تنها يك روح دارند و چون آنرا در اسارت ميبينند همه با فريادهاي خشمگين خود همگاميكه نام دكتر فاطمي را مي‌شنوند آماده انتقام ميشوند و زماني كه قيافه درخشان رهبر نهضت ملي ايران دكتر محمد مصدق را مي‌بينند جان مي‌يابند. پيشاپيش خود خواهران پاك و رشيد خود را مي‌بينند كه نگاه‌هاي آنها مملو از رنج استبداد و تمناي آزادي است. هر كس روز 29 خرداد از خيابانهاي اطراف دانشگاه ميگذشت بخوبي فريادهاي «سلام به پيشوا و پدر و مظهر جاودانه ملت ايران دكتر مصدق. ما خواهان بيطرفي هستيم مرگ بر سنتو مرگ بر سنتو و به پيش براي آزادي» را مي‌شنيد.

زمانيكه در صفوف متشكل دانشگاه بدور دانشگاه حركت مي‌كردم در آن هنگام كه بنزديكي دانشكده فني رسيدم از يكطرف عزيزانم قندچي، شريعت رضوي و بزرگ نيا را در جلوي خود قطعه قطعه در خون آغشته ديدم و از طرف ديگر روح آنها شادمان و پيروز در نظرم متداعي شدند. آنگاه جرات كردم كه از كنار آنها دور شوم كه بخون آنها و شهداي آزادي سوگند ياد كردم كه يا بزودي بآنها بپيوندم و يا اينكه به نگاههاي منتظر آنها، كه خواستار آزادي ايران بود پاسخ گويم.

اين من نبودم دانشگاه بود همه آماده، همه استوار و با اراده سوگند ياد كرديم كه زنجيرهاي استعمار را به رهبري جبهه ملي بگسليم و ايران آباد و آزاد بسازيم.

٭

هر چه آفريدگار را بزرگتر بشماريد آفريدگان را كوچكتر خواهيد ديد.

«علي عليه السلام»

 

 

انتخابات

قسمتي از نظريات نهضت آزادي ايران در موضوع انتخابات وسيله آقاي حسن نزيه سخنگوي نهضت در مجله فردوسي شماره بيست و سوم خرداد منتشر گرديد كه با رعايت اهميت موضوع رئوس مطالب آن در اين جا منعكس ميشود.

٭ چون (حكومت) يك امر تعطيل بردار نيست و نظر باينكه هدف قوانين اساسي و مشروطيت ايران هم حكومت مردم بر مردم بوسيله نمايندگان ملت ميباشد لذا حضور مجلس در جميع شرايط يك امر ضرور و حياتي بشمار ميرود.

٭ صيانت (به حقوق ملت ايران) ـ موضوع اصل پنجم تا اصل بيست و پنجم متمم قانون اساسي جز با انعقاد مجلس شورايملي ممكن نيست.

٭ در دوره فترت حاضر اين سوال پيش مي‌آيد: آيا دولت‌هاي دوره فترت كه مبعوث مردم و مجلس مردم نباشند اصولا صلاحيت كافي و لازم براي اداره مملكت دارند يا خير؟ بعلاوه تعطيل انجام وظايف حياتي مجلس شورايملي چه مجوزي دارد؟

٭ تقريبا هيچ قانوني حتي قوانين اساسي خصوصا در كشور ما خالي از عيب و نقص نيست ولي همانطور كه مثلا به علت نقص قوانين آيين دادرسي نميتوان از تشكيل محاكم و رسيدگي به تظلمات عمومي خودداري كرد بعنوان نقص قانون انتخابات هم نميتوان در انجام انتخابات مسامحه نمود.

٭ در مورد انتخابات عيب در اجراي قانون است نه خود قانون هر گاه طبق فصل هفتم قانون انتخابات شكايات انتخاباتي جدا مورد رسيدگي قرار ميگرفت يا قرار بگيرد و كليه فرمانداران و عمال دولتي و غيردولتي كه تهديد و تطميع آنان در امر انتخابات اخير مستدلا احراز گرديده بصدها دليل غير قابل انكار و ترديد قابل تعقيب و مجازات هستند عموما بدون مسامحه و تبعيض تعقيب و به كيفر مقرر در همين قانون (سه ماه الي يكسال زندان و محروميت از حق انتخابات در يك الي دو دوره) محكوم شوند ميتوان اميدوار شد كه انتخابات آينده خيلي كمتر مواجه با مداخلات نامشروع گردد.

٭ ضامن يك انتخابات بالنسبه صحيح، تعقيب و مجازات فوري كليه كساني ميباشد كه در انتخابات ادوار اخير مجلس با اعمال خيانت آميز خود دخالت نموده‌اند.

٭ از عقيده آقاي دكتر مصدق سوء تعبير شده است دكتر مصدق در همان ايام كه براي صلاح قانون انتخابات اقدامات موثر و مهمي معمول داشته‌اند نوشته‌اند: «مقصود من اين نيست كه هر كس قانوني را مضر تشخيص داد از آن اطاعت نكند مقصودم اينست كه هر وطن پرستي سعي كند چنين قانوني از طريق جلب عقايد و افكار مردم اصلاح شود.»

«تا زماني كه موافقت دولت شرط موفقيت در انتخابات و مخالفت او موجب حرمان از وكالت است هيچ كس نبايد منتظر شود كه در راه اصلاحات اساسي كوچكترين قدمي برداشته شود.»

در مورد قانون انتخابات هم از نظرات آقاي دكتر مصدق مثل عقايد و نظرات بسياد مفيد و اصولي ايشان در مسائل ديگري از قبيل مسئله اقتصاد بدون نفت ـ حقوق ملت ايران ـ حقوق سلطنت ـ به عمدا يا اشتباه سوء تعبير شده است.

٭ اگر چه ملت ايران هنوز نتوانسته است خطا كاران و قيام كنندگان بر عليه قانون و آزادي مردم را به وسائل قانوني تعقيب و مجازات كند ولي توانسته است آنانرا مالا و عملا به بدترين محكوميت‌ها (يعني رسوايي و بي‌آبرويي) محكوم نمايد. باين ترتيب براي توفيق ملت ايران و جبهه ملي در انتخابات آينده ميتوان تا حد زيادي اميدوار بود و شايد فقط باين سبب در انجام انتخابات تعلل ميشود.

٭ نهضت آزادي ايران بدولت آقاي دكتر اميني توصيه مي‌كند كه در برابر اراده و نيت مردم ايران ـ مردمي كه تشنه آزادي و حكومت ملي ناشي از مجلس ملي ميباشد ايستادگي را بيشتر از اين جايز نشمارند.

سخنگوي نهضت آزادي ايران ضمن يك مصاحبه ديگر به مطالبي كه در مجله فردوسي منتشر شده است افزود:

٭ اگر مجلس شورايملي منعقد نباشد بدون ترديد اصل انفصال قواي ثلاثه رعايت نخواهد شد و دولت مسووليت را متوجه مقام سلطنت خواهد بود.

اصول قوانين اساسي ما خصوصا اصل چهل و چهارم قانون اساسي باين شرح: «شخص پادشاه از مسووليت مبراست و وزراء در تمام مسائل مسوول مجلسين هستند» اساسا فرض پيدايش (فترت) را بكلي از ميان برده است.

٭ با توجه به اصول 60 و 61 و 64 و 67 و متمم قانون اساسي معلوم ميشود كه از لحاظ واضعين قانون اساسي، اصل اين بوده است كه در همه حال مجلسي باشد و اعمال وزراء مسوول را تحت نظر بگيرد.

٭ با توجه به مدلول اصل پنجم قانون اساسي هم معلوم ميشود كه (فترت) اساسا پيش بيني يا فرض نشده است زيرا بموجب اين اصل بايد انتخابات مجلس قبل از انقضا هر دوره تجديد شود. ماده 53 قانون انتخابات هم مويد اين معني است.

٭ و اما در وضعي كه اجبار او بر اثر عدم رعايت اصول مشروطيت و سهل انگاري در صيانت حقوق ملت ايران طي چند سال اخير پيش آمده مناسب خواهد بود لااقل دولت هر چه زودتر بطور مشخص و قطعي تاريخ شروع انتخابات مجلس را تعيين و از هم اكنون اعلام نمايد.

٭ دولت طبق اصل استنادي خود يعني اصل چهل و هشتم اصلاحي نيز (كه بدون رعايت حقوق ملت و هدف مشروطيت ايران تنظيم شده از لحاظ مردم ايران معتبر نيست) مرتكب نقص قانون شناخته ميشود.

٭ سابقه همكاري نزديك با آقاي دكتر مصدق در امر اصلاح قانون انتخابات در سال (1) 1323 و اطلاع بيشتر از معتقدات ايشان اجازه ميدهد بگويم كه آقاي دكتر مصدق بهيچوجه معتقد نبوده‌اند كه اگر قانون انتخابات اصلاح نشد مجلس شوراي ملي هم نداشته باشيم يا باين بهانه ـ عواقب و نتايج نامطلوب (فترت) را به مردم تحميل كنيم.

اي شده از شناس خود عاجز     كي شناسي خدائ را هرگز؟از سنايي

قابل توجه مخصوص سپهبد آزموده

 

 

 

چند سوال از شخصي كه به حق يا بنا حق آيشمن ايران ناميده ميشود

چون ارزش «فعاليت» و «مبارزه» هر كس در طريق دعوت مردم به (خداپرستي و دينداري و وطنپرستي) به نتيجه فعاليت و مبارزه او سنجيده و شناخته ميشود لذا ما از آقاي آزموده سوال ميكنم كه نتيجه اقدامات و جهادش (بر فرض اينكه از بين بردن دشمنان دين و وطن به نحوي كه خود او ادعا كرده است بوده و بر فرض اينكه حق و صلاحيت چنين اقدامي را ميداشت) منشاء چه آثاري تلقي ميگردد؟ و پس از مبارزه‌هاي ايشان كه وعده ادامه آنرا هم داده‌اند:

 ـ آيا مردم بيشتر به مذهب گرويده‌اند؟

 ـ آيا از فساد و تباهي روزافزون هشت سال اخير جلوگيري شده است؟

 ـ آيا قانون اساسي مصون از تعرض و تغيير مانده است؟

 ـ آيا مردم توانسته‌اند از حقوق ملي خود استفاده نمايند؟

 ـ آيا دوبار انحلال مجلس بيستم (يعني شكست داخلي و خارجي سياست هيأت حاكمه بعد از كودتاي 28 مرداد و محكوميت قطعي آن) پيش نيامده است؟

 ـ آيا خزانه مملكت بقول آقاي دكتر اميني دستخوش تعدي و تفريط نگرديده به افلاس و ورشكستگي نرسيده است؟

 ـ آيا دولتهاي هشت سال اخير به تكدي و گدايي از كشورهاي خارجي ملزم نشده‌اند؟ از همه مهمتر ـ آيا پايه‌هاي رژيم حاضر مملكت مصون از تزلزل و بي ثباتي گرديده؟ آيا منشاء اصلي پيدايش افكار افراطي (يعني فقر و بدبختي و ظلم و تعدي) از بين رفته است؟ و آيا كشتن فجيع شهيد راه استقلال و بزرگي و سرافرازي ايران ـ شادروان دكتر حسين فاطمي (كه بر خلاف كليه موازين بشري و اخلاقي و مذهبي به سبب بيماري شديد و فقدان قدرت حركت روي برانكار تا ميدان تير لشكر زرهي منتقل گرديد) ملت ما را براي ابد داغدار نكرده است؟

و آيا. . . و آيا. . . و آيا. . . ما در انتظار جواب آقاي آزموده هستيم و اميدواريم فتوت و مروتي به خرج داده لااقل در آن باغ سبز و بهشتي را كه گويا به دينداري و حق‌پرستي و جهاد ايشان در طريق حق و عدالت (!) بنام ايران نو(!) بوجود آمده است و ملت ايران از آن بي‌خبر است معرفي فرمايند.

٭

من گناهي ندارم جز اينكه نميتوانم با فساد و دروغ و دورنگي سركنم، نميتوانم در تاريكي ظلم و استبداد زندگي كنم، نميتوانم ساكت بنشينم و ناظر تجاوز به حقوق مسلمانان باشم آري بايد چون آسمان بلند پايه و پرتو افكن بود. بايد چون دريا خروشان بود، بايد چون چشمه زلال پاك و گوارا بود بايد شجاع بود مرد بود، رشيد و توانا بود. و با دنائت مبارزه كرد و سربلند زيست. يك روز زندگي آزاد و شرافتمندانه بهتر از هزار سال حيات با مذلت و خواري است. خدا به مجاهدين افتخار و عظمت و به تبهكاران و ستمگران ننگ و بدبختي ميدهد.

حسين عليه السلام

 

 

 

 

تبريك ورود

آقاي شمس الدين امير علايي وزير دادگستري و وزير كشور ـ وزير مشاور و همكار جناب آقاي دكتر محمد مصدق ساعت چهار و نيم بعد از ظهر يكشنبه بيست و هفتم خرداد وارد تهران شدند. آقاي امير علايي بلافاصله پس از اينكه از هواپيما فرود آمدند چنين گفتند:

از ابراز محبتي كه با تشريف فرمايي خود كرديد متشكرم و بعلت خستگي مفرط از بيان مطالبي در اين موقع معذورم فقط خوشوقتم روزي بتهران وارد شده‌ام كه فرداي آن، روز گرامي و افتخارآميز 29 خرداد، روز خلع يد از شركت غاصب سابق نفت انگليس يعني روزيكه نهضت ملي ايران به رهبري دكتر مصدق به پيروزي رسيد از اينجهت با صداي بلند همينقدر ميگويم: «مصدق پيروز است».

امير علايي با دادن اين شعار غريو خلقي را كه به پيشواز آمده بودند بلند كرده و موج فرياد «زنده باد مصدق» «مصدق پيروز است» از فرودگاه تا تهران و خيابانهاي شهر همه جا را فرا گرفت.

و باين ترتيب مژده ورود امير علايي بتهران با تكرار شعار جاويدان مصدق پيروز است تجلي بيشتري پيدا كرد.

 

 

هديه نهضت آزادي ايران به آقاي امير علايي

ساعت 10 صبح 30/3/40 عده‌اي از رهبران نهضت آزادي ايران به ديدن آقاي دكتر امير علايي رفته بودند آقاي ماشاالله فولادي بنمايندگي از طرف كميته تشكيلات «نهضت» بشقاب مرمريني را كه در ميان آن يكي از قيافه‌هاي درخشان دكتر مصدق در دادگاه بطور برجسته حك شده بود تسليم ايشان نمودند و باين ترتيب به كلكسيون جالب آقاي امير علايي بنام (كلكسيون مصدق) اثر قابل توجه ديگر افزوده شد.

 

 

پيام دانشجو

پيام دانشجو نشريه كميته دانشجويان دانشگاه تهران وابسته به جبهه ملي بمناسبت فرارسيدن بيست و نهم خرداد ـ و روز خلع يد ـ تقدير ميباشد. ما توفيق هر چه بيشتر دوستان فداكار و ارجمند خود را خواستاريم.

نظام محكوم به فنا:

اين نشريه تحت عنوان بالا ـ در سر مقاله خود مي‌نويسد:

«پس از هفت سال پرده‌ها دريده شد ـ صحنه آرايي‌هاي مسخره پايان يافت هيأت حاكمه فاسد ايران از سناخواني‌ها و مداحي‌هاي احمقانه خود درباره (ايران خوشبخت) و (ترقيات شگفت) دست برداشت و عاجزانه دم فروبست. . .»

 

 

چند نفر از اعضاء جبهه ملي و نهضت آزادي ايران

در خانه آيت الله سيد رضا فيروز‌آبادي

ساعت 6 بعدازظهر روز دوشنبه بيست و نهم خرداد ماه 1340 چند نفر از اعضاء شوراي مركزي جبهه ملي ـ و چند نفر از اعضاء هيأت موسس نهضت آزادي ايران و عده‌اي از بازرگانان ملي و مورد اعتماد مردم طبق دعوت حضرت آيت الله فيروزآبادي در منزل ايشان حضور پيدا كردند.

آيت الله فيروزآبادي پس از معارفه با آقايان حضار اظهار داشتند:

غرض اصلي از دعوت امروز اين بود كه از همت آقايان در مبارزه‌هاي اخير به سهم خود تشكر نمايم و تقاضا كنم براي توفيق بيشتر وحدت كلمه و اتفاق خود را محكم‌تر سازيد تا بتوانيم در برابر هر دولت خارجي و هر نفوذ سياسي و مرام خارجي قدرت بيشتري براي مقاومت داشته باشيم.

ظرف هشت سال گذشته دولت‌هاي وقت راسا با اشتباهات يا عدم توجه و علاقه به سرنوشت مملكت عامل بسط و اشاعه افكاري شده‌اند كه مذهب و مليت ما را تهديد مي‌كند اصل خداپرستي و حفظ نواميس ملي و اجتماعي ما ـ متاسفانه در اين چند سال خيلي لطمه خورده است. . .

شما ملاحظه كنيد ـ در اين شهر شايد قريب شصت سينما دائر شده و حال آنكه كمترين توجهي به اصلاح اخلاق و فرهنگ عمومي نشده است. ولي باين عنوان مبالغ هنگفتي با اسراف و تبذير از بين رفته است.

شرم آور است بگويم كه در اين چند سال مرتبا ]رقاص[ از اروپا وارد كرده و پول ملت فقير ما را نثار قدم آنها كرده‌اند. ولي اساسا فكر نكرده‌اند بيمارستانهاي بيشتري بسازند يا لااقل چوب لاي چرخ بيمارستانهاي ديگر مانند بيمارستان فيروزآبادي نگذارند. . .

دولت اگر نميتواند حقوق (معلم) يا (قاضي) خود را بيشتر كند براي اينست كه نميتواند منبع در‌آمد مملكت يعني (دهقان) و (رعيت) را تقويت نمايد. . .

دولت بايد اصلاحات را از خود شروع كند. حتي شخص اول مملكت بايد خود را از هر جهت منزه و مبري نگهدارند تا مصون از حمله و اهانت باشند. من بارها گفته‌ام كه ايكاش اعليحضرت با دكتر مصدق همكاري ميكردند و اجازه نميدادند كه عوامل داخلي و خارجي آن مرد فداكار و با حسن نيت را در طريق مبارزه با استعمار انگليس تضعيف نمايند. حالا هم بايد مقام سلطنت و دولت و وزير دربار اگر به پايداري و ثبات رژيم حاضر علاقه دارند در رفتار و كردار خود تجديد نظر نمايند.

بيش از اين مطلبي ندارم اميدوارم كه جبهه ملي و نهضت آزادي ايران براي رفع توهم دودستگي هر چه زودتر اقدام كنند تا انشاءالله فساد و بيديني و مفتخوري كه باعث پيدايش افكار افراطي گمراهي و تباهي ميشود ريشه كن گردد.

در اين موقع آقايان حاج خليل عطايي ـ مسگرزاده ـ شبستريزاده ـ آقاي سيد صادق فيروزآبادي ـ داروييان ـ بياناتي در لزوم اقدام فوري براي از بين بردن شايعه شكاف و انشعاب در جبهه ملي ايراد كردند و گفتند مسلما شوراي مركزي جبهه ملي ايران به اهميت اين مسئله مانند اولياء نهضت آزادي ايران توجه كافي داشته و دارند بازار تهران بسيار خوشوقت است كه (نهضت آزادي ايران) طي مصاحبه‌ها و نشريات خود شايعه شكاف و انشعاب را به وجه احسن تكذيب نموده در تمام اجتماعات و سخنرانيهاي خود از شوراي مركزي جبهه ملي هم دعوت بعمل آورده باين ترتيب قدمهاي موثري در تحكيم وحدت و يگانگي برداشته است.

سپس آقايان دكتر سحابي و نزيه به جهات تاسيس نهضت آزادي ايران اشاره نموده گفتند باز هم تكرار مي‌كنيم كه بنظر ما هيچ‌گونه اختلافي وجود نداشته و ندارد كمااينكه بلافاصله پس از اعلام تشكيل (نهضت) عضويت مجدد خود را در جبهه ملي تقاضا داريم.

آقايان امير تيمور و اقبال (اعضاء شوراي مركزي جبهه ملي ايران) اظهار داشتند: ما هم احساس هيچ‌گونه اختلافي نمي‌كنيم و بايد آقايان تجار محترم سعي كنند اين توهم بيمورد از بين برود.

در اين موقع يكي از آقايان تجار اظهار داشت بنظر من مناسب خواهد بود. طي اعلاميه مشتركي (از طرف جبهه ملي و نهضت آزادي ايران) بطور قاطعي هرگونه سوء تفاهمي از ميان برخيزد جلسه در محيط گرم و مسرت بخشي ساعت 9 شب خاتمه پذيرفت.

 

 

بريده دو قسمت از يك شماره كيهان

منظور از بيطرفي ما نپيوستن به دسته‌بنديها و اتحاديه‌هاي نظامي است

ما تصور مي‌كنيم اين سياست استوار و صحيحي است كه تمام كشورهاي ديگر هم ميتوانند از آن پيروي كنند. همچنين ما عقيده داريم كه اين سياست براي حفظ صلح جهاني مناسب‌ترين روش است. وقتي اين واقعيت اساسي را بپذيريم كه امروز نبايد يك جنگ بزرگ روي دهد و موجوديت جامعه بشري را بمخاطره اندازد طبعا به اين نتيجه ميرسيم كه دسته بنديهاي نظامي هم كه زاييده «جنگ سرد» هستند چيزي ناپسند ميباشد.

«از افكار و انديشه‌هاي نهر و نقل از شماره 5386 30/3/40 روزنامه كيهان.»

به عقيده من تز بي‌طرفي ايران بهيچوجه من‌الوجوه مفهومي نداشته و نخواهد داشت.

اگر جنگي پيش آمد كشور ما خواه‌ناخواه عرصه تهاجمات و زد و خوردهاي آينده خواهد بود.

«از مصاحبه راديويي آقاي نخست وزير نقل از شماره 5386 30/3/40 روزنامه كيهان.»

٭          ٭          ٭

گويا از لحاظ جناب آقاي دكتر اميني به فرض اينكه ممكن است در صورت بروز جنگ كشور ما عرصه تهاجمات و زد و خوردها گردد بايد در زمان صلح نيز عرصه دسته‌بنديهاي نظامي در داخل و خارج مرزهاي خود، كشمكش‌هاي سياسي، بي‌ثباتي، تحريك و تعديات دولت‌هاي دست‌نشانده باشد.

حقيقتا جاي تعجب است كه مرد هوشمندي مانند دكتر اميني در مقام رياست وزراء بگويد اگر جنگ شد بيطرفي ما باصطلاح نقض خواهد شد. ولي به عمد يا اشتباه توجه نكنند كه اولا اگر بيطرف بوديم در زمان جنگ كمتر صدمه مي‌بينيم بالعكس اگر جزء بلوكي باشيم يك دولت متخاصم شناخته شده و تا پاي نابودي مورد حمله واقع ميشويم. بعلاوه اصلا چرا آقاي دكتر اميني بخاطر نياورده و از خود نمي‌پرسند ما از اعلان جنگ به كشور آلمان و انصراف از بيطرفي در جنگ دوم گذشته چه طرفي بستيم كه در آينده به‌بنديم.

ثانيا مگر چه اشكالي خواهد داشت فعلا سياست بيطرفي را لااقل براي دوران صلح اختيار كنيم و هر وقت جنگي اتفاق افتاد و مصلحت ملت ايران و مقتضيات خاص زمان جنگ (كه اساسا قابل پيش بيني در وضع فعلي هم نيست) ايجاب نمود در سياست خود تجديد نظر كنيم؟

چقدر مناسب خواهد بود كه آقاي دكتر اميني سوالات ما را لااقل طي مصاحبه ديگري جواب مرحمت فرمايند.

بهرحال از لحاظ نهضت آزادي ايران مسئله بيطرفي كشور ما لااقل براي دولت حاضر و دول غربي مسئله مهم و قابل مطالعه روز است.


 

نهرو و پيمان سنتو

«. . . من هميشه از اين قبيل پيمانها دوري جسته‌ام سنتو يك تغيير نام براي پيمان بغداد است كه هيچ تفاوتي بوجود نياورده ـ اين پيمانها براي منظورهايي به وجود مي‌آيد كه مفيد نيست و براي هيچ مقصود مفيدي هم بكار نميرود. سياست ما ـ سياست خودداري از پيوستگي به دسته‌بنديها و اتحاديه‌هاي نظامي ـ و سعي در توسعه دوستي با تمام كشورهاست.

 

 

ترجمه قسمتي از مقاله تايم آمريكا مورخ 9 ژوئن 1961

«. . . تيمور بختيار رئيس سابق سازمان امنيت كه در خانواده متوسطي پا بدنيا گذاشته امروز ارزش تنها قصر اختصاصيش يك ميليون دلار است معهذا آزادانه ميگردد و به منوچهر اقبال كه مسوول اصلي افتضاح انتخابات گذشته است اجازه داده شده كه براي رفع خستگي به اروپا برود و به خانواده شاه و اعضاء دربار هم كه دربار را سنگري براي پر كردن جيب‌ها قرار داده‌اند تا كنون تعرضي نشده است. . .».

«نهضت آزادي ايران» توصيه مي‌كند:

بجاي بحث و انتقادهاي بيمورد ـ «فكر كنيد» «حس ابتكار خود را براي بررسي مشكلات عمومي بكار اندازيد.» «براي تحقق خواسته‌هاي فكري و مرامي خود كار كنيد. كار كنيد. كار كنيد.»

روزي كه دكتر شماخت كارشناس معروف اقتصادي آلمان ـ بدعوت دكتر مصدق به ايران آمد پس از مطالعاتي گفت:

«اگر آحاد مردم ايران كار كنند هيچ نوع سرمايه و پشتوانه يا كمك خارجي نيازمند نخواهد بود. بزرگترين پشتوانه مالي و اقتصادي هر كشوري (فعاليت صحيح اجتماعي و اقتصادي) مردم آن كشور است.»

دوستان و هم مسلكان عزيز:

مرامنامه «نهضت» را ماده بماده مطالعه كنيد براي اجراي آنها (فكر كنيد) (كار كنيد) (مطالعه كنيد) (حس ابتكار خود را بكار انداخته پروژه و طرحي را كه شخصا مفيد و لازم ميدانيد تهيه نموده پيشنهاد كنيد.) شما براي ـ نيل به يك هدف بزرگ يعني ايران آزاد و آباد و سرفراز ميكوشيد تعقيب اين هدف متضمن مسووليت بزرگي ميباشد مسووليتي كه اجراي هر برنامه اصيل (سازنده) اقتصاد دارد. فقط انتقاد نكنيد بلكه فكر كنيد اگر به شما گفتند در شئون و امور مختلف عمومي و مملكتي چه بايد كرد آماده يك جواب منطقي و قانع كننده باشيد.