نامه به روزنامه رسالت در رابطه با سخنان آقای ناطق نوري تاريخ: ٥/٤/٦٥

title

شماره: 1145-4-21

تاريخ: 8/4/1365

نامه به روزنامه رسالت در رابطه با سخنان آقاي ناطق نوري

هيات تحريريه روزنامه رسالت

  محترماً با سلام و آرزوي توفيق همگان در بهره‌گيري از اسلام و خدمت به مردم، از آنجا كه در شماره 128 مورخ 31 خرداد 65 آن روزنامه سخنراني حجةالاسلام علي‌اكبر ناطق‌نوري در مراسم سالروز شهداي مؤتلفه درج گرديده و در آن سخنراني تهمت‌هائي ناروا و مطالبي نادرست به نهضت آزادي ايران نسبت داده شده خواهشمند است طبق قانون مطبوعات و به خاطر حفظ قوانين عدل و شرع پاسخ ذيل را در آن جريده درج فرمائيد تا خوانندگان بتوانند گفته‌ها را شنيده از بهترين آنها، پيروي نموده مشمول بشارت الهي گردند.

   ٭٭٭

  حجةالاسلام علي‌اكبر ناطق‌نوري در مراسم سالروز شهداي مؤتلفه چنين مي‌گويند ”اين ليبرالها، ملي‌گراها، نهضت آزادي‌ها، اينها دارند تاريخ انقلاب مي‌نويسند و به قول يكي از بزرگان مي‌فرمود كه عجيب اينجاست كه صريحاً در حيات و در زمان خود ما كه عضو شوراي انقلاب بوديم رسماً دارند دروغ مي‌گويند و تاريخ دروغ مي‌نويسند كه در شوراي انقلاب چه شد و…“

  پس از استعفاء دولت موقت و سلطه غوغاسالاري بر جان و مال و آبروي ملت ايران، اين اولين بار نيست كه نهضت آزادي ايران مورد حملات ناجوانمردانه اين چنين افرادي قرار گرفته است. نهضت متأسف است كه مجالس و وعظ و خطابه، ترحيم و تذكر كه بايد وسيله‌اي براي تبليغ اسلام و تزكيه نفوس قرار گيرد، آلت دست كساني چون ناطق با سوابقي كه بر همگان روشن است قرار مي‌گيرد كه در ملاء عام بدون ارائه دليل و برهاني به خلق خدا تهمت بزنند و آيات الهي را در برابر بهاي ناچيز ارضاء خواسته‌ها و عقده‌هاي خود در معرض فروش قرار دهند. شايد اشاره آقاي ناطق نوري به تاريخ‌نويسي نهضت آزادي مربوط به كتاب “انقلاب در دو حركت” است كه تحليل حوادث انقلاب به قلم آقاي مهندس بازرگان انجام گرفته است. اين كتاب به قلم كسي است كه در جمهوري اسلامي ايران به عنوان اسوه صداقت شناخته شده و مطالب آن از هفت خوان سانسور وزارت ارشاد نيز گذشته و زماني منتشر شده است كه آقاي ناطق خود وزير كشور بوده و با وزير ارشاد مسئوليت مشترك داشته است. آيا بهتر نبود كسي كه با داشتن لباس روحانيت ادعاي دينداري و تقوي دارد به جاي كلي‌گوئي حتي يك مورد از اين كتاب نقل مي‌كرد كه شامل مطلبي خلاف واقع بوده باشد؟ آيا آقاي ناطق معتقد است كه روزي فرا خواهد رسيد كه زبانش آزاد نبوده و نخواهد توانست بر عقده‌هايش سرپوش بگذارد؟ روزي كه ”اليوم نختم علي افواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون“.(1)

  ناطق به سخنراني دبيركل نهضت در دهه فجر اشاره مي‌كند كه در آن سخنراني تحقق سه شعار انقلاب يعني آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي مورد ارزيابي قرار گرفته است و اين ارزيابي را دليل ”بي‌دين“ بودن سخنران مي‌شمارد. در اينجا اين سؤال مطرح است كه آيا بررسي عملكرد يك فرد يا يك قوم يا دولت كه در برابر مردم مسئول است جزء تعليمات اسلامي نيست؟ پس فرمان ”حاسبوا قبل ان تحاسبوا“ چيست؟(2) و حديث ”ليس منا من لم يحاسب نفسه كل يوم“(3) چه معني دارد؟ آيا وظيفه ما اين است كه منكرات را ناديده گرفته و به عنوان معروف از آنها ياد كنيم و با به به و چهچه بر روي اعمال خلافي كه به نام اسلام توسط افرادي همچون ناطق انجام مي‌گيرد صحه بگذاريم؟ بدون ترديد دين و آئيني كه تهمت و دروغ و افترا را به ايشان اجازه داده است مورد قبول ما نيست. پاسخ ما به ايشان اين است كه ”لكم دينكم ولي دين“.(4) در جمهوري اسلامي اعتراضاتي در مورد ستم‌هائي كه بر اين و آن وارد مي‌شود از گوشه و كنار شنيده مي‌شود. به نظر ما هيچ كس در اين جمهوري بيش از اسلام مورد ستم قرار نگرفته است، اسلامي كه روحاني آن در خانه خدا و در ملاء عام دروغ بگويد، تهمت بزند و دين فروشي بكند آيا مورد ستم قرار نگرفته است؟

  به هر حال آنچه در سخنراني آمده است اين است كه قرار بود اسلام روش حكومت را به ما بياموزد يعني حكومت را اسلامي كنيم نه آنكه اسلام را حكومتي كنيم كه كارش برخلاف نص ”لا اكراه في الدين“(5) اجراي اجباري اسلام و تحميل دين بر مردم باشد. نتيجه حكومتي شدن اسلام آن است كه افرادي بتوانند زبان و قلم ديگران را ببندند و خود زبان گشاده هر رطب و يابسي را به نام دين به خورد خلق‌الله بدهند و اگر كسي زبان به شكايت و انتقاد گشود از رسانه‌هاي عمومي استفاده كرده او را بي‌دين بخوانند. براي اينكه مطلب روشن شود ما قسمتي از نوار تدوين شده آن سخنراني را ذيلاً نقل مي‌كنيم تا خوانندگان قضاوت نمايند:

”سومين انحراف حاكميت روحاني يا تئوكراسي بود كه به دنبال شخص‌پرستي و فردسالاري، به جاي حاكميت ملي و دموكراسي پديدار گشت. هدف انقلاب و برنامه‌ها به جاي آنكه طبق شعار ابتدائي، حكومت اسلامي يا دولت اسلامي باشد، اسلام دولتي گرديد.“

  ناطق دينداري نهضتي‌ها را مورد ترديد قرار مي‌دهد و مي‌گويد:

”نمي دانم چرا بعضي از بزرگان مي‌فرمايند آنها متدين هستند. من به خاطر آنها جرأت نمي‌كنم به اينها بگويم ”بي‌دينها“ ولي خودم شخصاً اعتقاد دارم كه اينها بي‌دين هستند.“

  اين بيانات نشان مي‌دهد كه پايبندي گوينده به اعتقاداتي از قبيل پيروي از مقام رهبري و ولايت فقيه تا چه اندازه است. در حاليكه رهبر انقلاب و آيت‌الله‌العظمي منتظري و روحانيون ديگر به تدين نهضتي‌ها اعتراف نموده و شهادت داده‌اند، معلوم نيست آقاي ناطق نوري بر پايه چه صلاحيتي حكم تكفير صادر نموده و نظرات آنان را زير سؤال برده‌اند. ما در صدد نيستيم كه در مورد اطلاعات ديني و صلاحيت فقهي گوينده اظهارنظر كنيم. تنها مي‌گوئيم سخنان وي در 21 خرداد 65 با سنگي كه در مورد ولايت فقيه بر سينه مي‌كوبد كاملاً منافات دارد و آيات 50ـ47 سوره نور را به ياد مي‌آورد كه مي‌فرمايد وقتي حكمي به خلاف خواسته‌هاي اين گونه افراد داده مي‌شود ”اذا هم عنه معرضون“(6) و سپس سؤال ميكند كه ”افي قلوبهم مرض‌ام يخافون ان يحيف الله عليهم و رسوله بل اولئك هم الظالمون.“(7) از تناقض رفتاري فوق كه بگذريم آيا آقاي ناطق نوري گفتار خدا كه فرمود” ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين امنوا لهم عذاب اليم“(8) و گفتار پيغمبر(ص) كه فرمود ”ادني الكفر ان يسمع الرجل من اخيه كلمه فيحفظها عليه يريدان يقضحه بها“(9) را قبول دارند؟ و اگر پاسخ مثبت است آيا احساس نمي‌كنند بايد از كساني كه مورد حمله قرار داده‌اند پوزش خواسته و به درگاه خدا استغفار كنند؟

  ناطق در اين سخنراني مي‌گويد ”ما خودمان قانون اساسي داريم. ما خودمان تحريرالوسيله داريم و نيازي به شرق و غرب نداريم“. سؤالي كه در اينجا مطرح است اين است كه آيا مجوز تهمت زدن به ديگران آن هم در خانة خدا و بالاي منبر تحريرالوسيله است يا قانون اساسي؟ آيا استعمال كلماتي مستهجن همچون ”مردك “ در مجالسي كه بايد مردم را به خدا و تزكيه و اخلاق دعوت كنيم مطابق كدام آيه، اصل و تقوا است؟ چه خوب بود ناطق لااقل همان وقتي را كه پس از پيروزي انقلاب و احراز پست در خريد و فروش املاك و مستغلات و تعويض منازل مسكوني خود به خرج داده‌اند در مورد سخناني كه به نام اسلام و دين مي‌گويند نيزداشتند و اين چنين آيات الهي را به مسخره نمي‌گرفتند.

ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا(10)

نهضت آزادي ايران

پنجم تير ماه 65

(1)در آن روز بر دهانهايشان مهر مي‌زنيم و دستهايشان با ما تكلم مي‌كنند و پاهايشان شهادت مي‌دهند كه چه چيز در دنيا كسب كرده‌اند

(2)به حساب خودتان برسيد قبل از آنكه به حسابتان برسند

(3)از ما نيست كسي كه هر روز به حساب خود رسيدگي نكند

(4)دين شما براي خودتان است و ما هم ديني داريم.

 (5) اكراه در دين راه ندارد

(6) در اين هنگام روي مي‌گردانند

(7) آيا در دلهايشان مرضي است و يا نگران آنند كه خدا و رسول بر آنان جور كنند بلكه آنان ستمكارانند.

(8) كساني كه دوست دارند زشتي‌ها در مورد مؤمنان شايع شود به آنها به عذاب دردناكي بشارت ده

 (9) نزديك‌ترين چيز به كفر آن است كه كسي چيزي درباره برادرش بشنود تا آن را براي مفتضح نمودنش به كار گيرد

(10) خدايا بر ما صبر عنايت فرما و قدم‌هايمان را (در راه حق) استوار ساز