نگاه تحليلگران: “چه کسانی به چه کسانی هزینه می دهند؟“
دکتر مهدی نوربخش، استاد روابط خارجی و تجارت جهانی دانشگاه هریسبرگ آمریکا، در یادداشتی برای “راهبرد” نوشت:
هنوز از بيم بیماری و تاثیر اعتصاب غذای مهدی كروبی بر روی سلامت او خلاصی نيافته بوديم كه با غم رحلت ابراهيم يزدی، مبارز ديرپای راه آزادی كشورمان روبرو شديم.
و اكنون با یک فاجعه تكان دهنده و غيرقابل تصور كه بر وجدان بيدار هر انساني تازيانه می زند، بیماری سرطان چشم دكتر عليرضا رجایی، اين مرد پاكي، اخلاص و ایمان روبرو شده ايم.
در مورد نجابت، پاکی و اخلاص اين مرد شریف بسيار نوشته شده است. از گذشت حق خود در انتخابات مجلس ششم كه با ابطال هفتصد هزار رای، صندلی او را به حدادعادل سپردند تا حمايت بدون قيد و شرط او از كانديداتوری موسوی و بعدها جنبش سبز، اما از فرهيختگی او كمتر سخنی به مبان امده است.
پشتوانه آکادمیک قوی رجایی تا جایی شناخته شده بود كه حتی مرحوم هاشمیرفسنجانی توصیه كرده بود تا به دانشگاه راه يابد و كرسی استادی به او داده شود. اما بر او همان رفت كه بر دوست او دکتر ابراهیم یزدی رفته بود.
گروهی آنچنان بر خصم و کینه با آنها اصرار داشتند كه ابراهیم یزدی هم اجازه تدریس در دانشگاه را، علیرغم علاقه شدید، پيدا نكرد.
دو سال پيش، دانشگاهی در آمريكا از دكتر علیرضا رجایی دعوت به عمل آورد تا برای یک طرح مطالعاتی به این دیار بیاید. من همه گونه تعهدی در این راه سپردم تا این كار صورت گيرد.
تمام اصرار من از ابتدا بر آن بود كه با آمدن او به این دیار ابتدا می بایست طرحی برای سلامت او ریخته شود تا دكتر رجایی شريف را به سلامت گذشته خود بازگردانیم. همچنان اصرار داشتم كه در اين فرصت، همسر بزرگوار او نيز می بایست با او همراه باشد. اما متاسفانه اين تلاش به جایی نرسید.
اكنون که بیماری او اوج گرفت و مجبور بود كه یکی از چشمان خودرا از دست دهد، تاثر تمام وجودم را گرفته است.
جرا آقای کروبی می بایست بعد از یک عمل جراحی پرمخاطره برای دستیابی به كوچكترين حق شهروندی مجددا جان خود را در معرض خطر قرار دهد؟
اما این تصویر فقط متعلق به مردم اين آب و خاک نیست. چند روز پیش با سفری به واشینگتن به موزه اسمیتسونین رفتم تا با هنر هنرمند چینی، الویوی، آشنا شوم. بيش أز صد زندانی معروف گذشته دنيا را الویوی با لگوهای پلاستیکی به تصویر كشیده است.
در بين بيش از صد زندانی گذشته و حال سیاسی دنیا تصویرهای عبدالفتاح سلطانی، بهاره هدایت، امید کوکبی، ابراهیم یزدی، بهمن امویی، کیوان صمیمی و…. به كار هنری کشیده شده است.
اولین بار این كار هنری او در زندان معروف الكاتراز در سانفرانسیسكو، كه اكنون به یک موزه تبديل شده، به نمایش گذاشته شده بود. به علت استقبال وسیع مردم آمريكا، اين كار هنری اكنون به واشینگتن و موزه اسمیتسونین انتقال پيدا كرده است.
صدها هزاران نفر تابه حال از ابن كار هنری الویوی دیدن كرده اند. در حين ساخت اين كار هنری، کمپانی لگو، به خاطر ترس از دولت چين، اعلام کرد كه دیگر حاضر نیست به الویوی لگو بفروشد.
الویوی یک آزادیخواه و مخالف زير پای گذاشتن حقوق شهروندی چينيان در كشور چين است. اين سیاست کمپانی لگو با چالش بزرگ و تحریم مردم دنیا و گروه های طرفدار حقوق شهروندی در سراسر جهان روبرو شد تا جایی که این کمپانی مجبور شد تا از این كار خود پوزش خواهی كند.
كار هنری الویوی نهایتا میلیون ها بیننده را از سراسر دنیا به خود جلب خواهد کرد. با هر زندانی، شرح حال او و جرمش برای بینندگان اين كار هنری توضیح داده شده است.
