شماره: 1753
تاريخ: 14/03/1380
چرا بايد در انتخابات شركت كرد و به خاتمي رأي داد؟
والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و انالله لمعالمحسنين
هموطنان
ميهن عزيز ما ايران در دورهاي سرنوشتساز قرار دارد. شرائطي چنين حساس، دقت و هوشياري مضاعفي ميطلبد كه بدون تكيه بر عقل جمعي و تلاش و روشنگري همه روشنگران حاصل نخواهد شد. بر اين اساس، نهضت آزادي ايران ضمن در ميان گذاشتن موارد ذيل با عموم ملت ايران، آحاد مردم را به شركت در هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري و تأييد و تمديد رياست جمهوري آقاي سيدمحمد خاتمي دعوت مينمايد.
الف- شركت در انتخابات، چرا؟
1- شركت در انتخابات حق مسلم هر ايراني است. پروژه مردمسالاري به مقصود نخواهد رسيد مگر اينكه هر فرد ايراني نسبت به استفاده از حق راًي، احساس مسئوليت نمايد. بخشي از مسئوليت مصائب تاريخي و اجتماعي فراواني كه بر ملت ايران در طي سالهاي طولاني استبداد وارد آمده، متوجه اكثريت خاموشي است كه به هر دليل و عنوان از استيفاي حقوق خود صرف نظر كردهاند. دستاورد مبارزه و تلاش سه نسل از روشنفكران فداكار و ميهن دوست، امروز در قالب آگاهيهاي اجتماعي و خردمندي فراگيري متجلي شده است. شرط خردمندي و آگاهي، دخالت در تعيين سرنوشت و احساس مسئوليت در قبال سعادت نسل فعلي و نسلهاي آينده است. امروز صرف نظر از اين حق اساسي، عدم شركت در اين انتخابات آب ريختن به آسياب كساني است كه سوداي سربلندي ملت ايران را در سر نميپرورند. شركت در انتخابات و استفاده از حق راًي، پيام رسا و آشكاري است به همه كساني كه رؤياي حكومتهاي انتصابي را در سر دارند. آنكه توان تشخيص خير از شر و تميز سعادت و سربلندي ملي از سرشكستگي و بياعتباري بينالمللي را در خود ميبيند نسبت به ميداني چنين حساس بيتفاوت نخواهد نشست. نهال آزادي و عدالت، دوام و بقاء نخواهد داشت مگر با مراقبت و توجه مستدام و آگاهانه. اين مراقبت و توجه امروز در قالب شركت در انتخابات امكانپذير است. سعادت ملي را جدي بگيريم.
2- امروز شركت در انتخابات علاوه بر اينكه حق هر ايراني است، تكليف انساني و اجتماعي نيز ميباشد. هشتمين انتخابات رياست جمهوري در شرائطي برگزار ميشود كه جمعي از پاكترين انسانهاي اين آب و خاك در زنجير بيعدالتي گرفتارند. دانشجويان و جواناني كه نخواستند منافع ملي و آرمانهاي بلند تاريخي ملت ايران را قرباني راحتي و رفاه دو روزه كنند گرفتار زندانهاي بيعدالتي شدند. بسياري از اعضاي نهضت آزادي و نيروهاي مليـ مذهبي همچنان در بند بازداشتهاي غيرقانوني گرفتارند. آنها نيز قرباني پايمردي و اصراري هستند كه براي ايفاي حقوق ملي نشان دادهاند. روزنامهنگاران و نويسندگان بسياري كه بيهيچ ترديد از ارزشمندترين سرمايههاي اين آب و خاك هستند روز و شب را در زندانهايي سپري ميكنند كه به هيچ وجه مناسب شأن و منزلت چنين سرمايههايي نيست. همسران و فرزندان اين بزرگواران غم دوري از عزيزاني را ميخورند كه حاضر به معامله مصالح ملي با منافع زودگذر نبودند. در چنين شرائطي شرط شرف انساني و ضرورت وجدان ملي حمايت از نهضت اصلاحطلبي است.
در طول تاريخ قدرتهاي سركوبگر همواره چنان با قهر و خشونت هزينه تغييرات سياسي را بالا بردهاند كه امكان شركت در تعيين سرنوشت جز براي طرفداران و وابستگان به قدرت وجود نداشته است. امروز به بركت جمهوري اسلامي و به پشتوانه مؤلفههاي انتخاباتي نظام، امكان اين شركت (هر چند بصورت محدود با نظارت استصوابي) فراهم آمده است. شركت در انتخابات و حمايت از جنبش اصلاحطلبي روشي بدون هزينه و در عين حال بسيار مؤثر است. امروز ياري رساندن به حركت اصلاحطلبي و آزاديخواهي نيازمند بذل جان و مال نيست و فداكاريهاي كلان نميطلبد. كمي هشياري، وجدان و آگاهي ميطلبد كه خوشبختانه در ملت آگاه ايران به وفور يافت ميشود. انتخابات ادواري يكي از بهترين فرصتهاي مناسب براي اعمال اراده ملت ميباشد. بيتفاوتي، باري به هر جهت بودن، سرسري گرفتن، سهلانگاري كردن و عدم مشاركت به هر عنوان، گناهي نابخشودني محسوب ميگردد. از انفعالي و بيتفاوتي هرگز سود نبردهايم. دريغ است كه اين بار از اقدام آگاهانه كوتاهي كنيم.
3- در كشوري كه ساليان دراز گرفتار استبداد مطلقه بوده است، تغيير در ساختارهاي سياسي و نهادينه شدن حكومت مردم بر مردم فرايندي است طولاني، پرفراز و نشيب و پرهزينه. تحقق حاكميت مردم، به خصوص در مراحل اوليه، فرآيندي يك طرفه و برگشتناپذير نيست. استمرار آن نياز به هشياري و مراقبت همگاني دارد. شركت در انتخابات علاوه بر اينكه يك حق و تكليف عمومي است، روشي مؤثر براي بهبود وضعيت موجود ميباشد. نهضت آزادي ايران ضمن تأييد اين روش، بياعتمادي خود به روشهاي رقيب را بر مبناي دلائل ذيل اعلام ميدارد:
حكومتهاي استبدادي و خودكامه تاب تحمل حضور مردم در صحنه سياسي را ندارند. بنابراين براي جلوگيري از خطرات اجتنابنايذير يك جامعه سياسي شده و فعاليت سياسي سازمانيافته، با سركوب و فشار به بهانههاي رنگارنگ هزينه اين نوع فعاليتها را بالا ميبرند تا آنجا كه مردم، حتي اگر هم آگاهي سياسي كافي داشته باشند، حاضر به مشاركت در عمل سياسي و پرداخت هزينه آن نيستند و با يأس و نااميدي به بي تفاوتي و انفعال كشيده ميشوند. با توجه به چنين شرايط سياسيـ روانشناختي تحريم انتخابات به منزله نفي مبارزه سياسي و آب به آسياب نيروهاي ضد مردمسالار ريختن است. هدف از فعاليت و كار سياسي در هر شكل و ساختاري، در نهايت ايجاد ارتباط با تودههاي مردم و دعوت آنان به ترك بيتفاوتي، انفعال، ياس و نااميدي و متقاعد ساختن آنان به شركت فعال و مسئولانه در صحنه سياسي است. به عبارت ديگر وظيفه اصلي يك شخصيت يا گروه سياسي دعوت مردم به خروج از صدف تنگ خودمحوري و خودخواهي و پيوندزدن سرنوشت خود به سرنوشت اجتماعي ميباشد و انتخابات يكي از بهترين فرصتها براي ايجاد پيوند بين مردم و احزاب سياسي است.
مردمي كه در اثر سركوبهاي سياسي بيتفاوت شده باشند، در انتخابات و هيچ عمل سياسي ديگري شركت نميكنند. در چنين شرايطي مردم در انتظار دريافت فتواهاي سياستمداران مبني بر تحريم انتخابات نيستند. تحريم انتخابات موجب تشديد روحيه انفعال و مزيد بر يأس و نااميدي خواهد بود.
دعوت مردم به عدم شركت در انتخابات يكي از شيوههايي است كه به نام “مقاومت منفي” و در مفهوم وسيعتر آن “جنبش نافرماني مدني” شناخته ميشود. در مبارزات سياسي مسالمتآميز نافرماني مدني و مقاومت منفي يكي از راههاي نمايش قدرت مردم و سازمانهاي سياسيـ مردمي در برابر حكومتهاي سركوبگر يا استيلاي خارجي است. اما استفاده از اين شيوه هنگامي مفيد و مثبت و مؤثر خواهد افتاد كه جنبش مقاومت منفي و نافرماني مدني ريشهدار و گسترده شده باشد. اين به آن معني است كه توفيق اين روشها نيازمند شرايطي است كه در آن هم مردم براي پذيرش هزينههاي چنين روشهايي آمادگي پيدا كرده باشند و هم نفوذ و اعتبار رهبران مبارزه به آن حد رسيده باشد كه مردم به دعوت آنان پاسخ مثبت بدهند.
از جانب ديگر مردم ما در بسياري از موارد، با انگيزههاي سلبي، دست به عمل سياسي ميزنند. در انتخابات رياست جمهوري گذشته، راست افراطي، بدون توجه به اين ويژگي روانشناختيـ سياسي مردم و بدون آگاهي از عمق نارضايتي مردم از حاكميت اين جريان، تبليغات شديد و وسيعي را به نفع كانديداي خود به راه انداخت، كه موجب پيدايش نوعي “لج ملي” شد. راًي مردم در دوم خرداد 76 به خاتمي، تماماً به خاطر خود ايشان نبود، بلكه بخش قابل توجهي از آن به منزله راًي عدم اعتماد و عدم كفايت سياسي به جريان اقتدارطلب حاكم بود. جريانهاي راست افراطي در انتخابات اين دوره عليرغم اينكه ميتوانستند از ميان شخصيتهاي دانشگاهي، نظامي و يا حوزوي كه آنها را اصلح و مدير و مدبر ميدانند فردي را معرفي نمايند، با توجه به موقعيت سياسي خود ميان مردم از معرفي نامزد امتناع ورزيدهاند. اين نه تنها به دليل هراس اين جريان از شكست قطعي و پيامدهاي آن است، بلكه به اميد كاهش انگيزه مردم براي شركت در انتخابات ميباشند. در حالي كه مردم به خوبي ميدانند كه بخش اعظم عدم موفقيت خاتمي به خاطر كارشكنيها و حادثهآفرينيها بوده است، خط راست ميكوشد با تبليغات گسترده مبني بر عدم موفقيت خاتمي در انجام تعهدات و سوگندش، مردم را به انفعال و نااميدي و عدم مشاركت در انتخابات بكشاند.
در چنين شرايطي وظيفه اصلي و اساسي تمام نيروهاي اصلاحطلبان، معتقدين به مبارزه آرام و مسالمتآميز و مخالفين براندازي، دعوت مردم به حضور در انتخابات، شركت در تبليغات انتخاباتي و رفتن به پاي صندوقهاي راًي و دادن راًي ميباشد. در شرايطي كه جريانهاي راست افراطي و خشونتگرا و محافظهكاران خردگريز ميكوشند تا انتخابات هرچه كم رونقتر برگزار شود. مردم، بخصوص جوانان و دانشجويان بايد با تشكيل گروههاي كوچك خودجوش در شهرها و روستاها، مردم را به شركت در انتخابات دعوت و تشويق نمايند.
ب- جرا بايد به خاتمي رأي داد؟
اگر اصل ضرورت شركت در انتخابات پذيرفته شود، در آن صورت بايد در چهارجوب امكانات عملي حركت كرد. اگر چه شرايط سياسي و عملكرد غير موجه شوراي نگهبان اجازه شركت همه شخصيتهاي واجد صلاحيت را نميدهد، اما اين واقعيت تلخ هرگز توجيهگر انفعال و خمودي سياسي نيست.
در چنين شرايطي نهضت آزادي ايران خاتمي را بهترين گزينه موجود ميداند. خاتمي شخصيتي روشن، آگاه، صادق و صميمي ميباشد. خاتمي به اهداف و برنامههاي سياسي ارائه شده در انتخابات 76 همچنان متعهد و ملتزم است. اين اهداف و آرمانها چيزي نيستند كه در يك دوره چهار ساله تحقق پيدا كرده و يا با گذشت چهار سال كهنه شده باشند. دستيابي به اهداف و آرمانهايي چون مردمسالاري، قانونمداري و جامعه مدني در زماني كوتاه ممكن نيست. نهضت آزادي ايران اعتقاد دارد كه هيچگونه راه ميانبري به سعادت ملي وجود ندارد. حصول اين اهداف محتاج صبوري و حوصله فراوان و جهد و كوشش بسيار است. اين آرمانها نه براي تحقق در يك دوره خاص بلكه به منظور جهت دادن به حركت، تعيين و تعريف ميشود.
نهضت آزادي ايران ضمن پرهيز از تبليغ هرگونه فردپرستي و با آگاهي از نواقص و كمبودهاي چهار ساله اخير، برنامهها و اهداف توسعه سياسي آقاي خاتمي را تأييد مينمايد. بررسي و تحليل ضعفها و قوتهاي چهارساله اخير عملي ضروري و پر اهميت است. نهضت آزادي ايران اين مهم را به فرصتي مناسبتر واگذار مينمايد.
همه باهم پيش به سوي صندوقهاي راًي و مشاركت در يك وظيفه ملي.
نهضت آزادي ايران
