گفت و گوي نشريه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سهند تبريز با آقاي مهندس محمد توسلي
پنجشنبه 17 بهمن 1387
گفتمان بازرگان در دهه شصت با پرداخت هزينه هاي زياد به تدريج به ثمر نشست و در دهه هفتاد و هشتاد در جنبش اصلاحات گسترش پيدا کرد. مقابله با باز توليد استبداد و پيگيري اجراي اصول قانون اساسي در زمينه حقوق اساسي ملت يعني تأمين آزادي و حاكميت ملت ازجمله تلاشهاي شادروان مهندس بازرگان و همفكران وي بوده است و گفتماني كه مهندس بازرگان و همفكران او در دهه 60 بعد از بسته شدن فضاي سياسي كشور مطرح كردند و با پرداخت هزينههاي زياد پيگيري كردند به تدريج به ثمر نشست و در دهه هاي هفتاد و هشتاد در جنبش اصلاحات گسترش پيدا كرد و دستكم در سطح فرهيختگان و روشنفكران جامعه بصورت گفتمان غالب براي تداوم تلاشهاي سياسي ـ اجتماعي در آمده است.
به عنوان کسي که سالها با مرحوم مهندس بازرگان همکاري و معاشرت داشته ايد، از خلق و خو واخلاقيات و اعتقادات ايشان بفرماييد.
شخصيت مهندس بازرگان متأثر از فرهنگ ديني و اجتماعي محيط خانواده، شرايط اجتماعي ـ سياسي انقلاب مشروطه و دوران اختناق 20 ساله رضاخان و همچنين فضاي فرهنگي ـ اجتماعي در دوران هفت سال تحصيلات تكميلي آن مرحوم در اروپا به ويژه فرانسه است . بهترين منبع براي مطالعه تفصيلي زندگينامه مهندس بازرگان و آشنايي با زمينههاي شكلگيري شخصيت او كتاب مدافعات دادگاه نظامي سال 1342 است كه در مجموعه آثار 6 به چاپ رسيده است ـ بدون ترديد مهندس بازرگان يكي از شخصيتهاي برجسته ديني، علمي و سياسي صد سال اخير كشور ماست. انسجام شخصيتي در عرصههاي مختلف، شجاعت و صداقت و انصاف او به ويژه در قبال مخالفان و خصوصيات اخلاقي و رفتاري مهندس بازرگان نهتنها در محيط خانواده بلكه در عرصههاي مختلف زندگي ميتواند براي نسل امروز و فرداي جامعه الگوي آموزندهاي باشد.
بر پايه گفتمان قرآني، مهندس بازرگان از زمره كساني است كه مشمول “انعمت عليهم” هست كه ما در نمازهاي روزانه خويش دستيابي به آن را از خداوند درخواست ميكنيم. اگر مهندس بازرگان جزء انبياء و شهدا نيست اما ميتوان او را در زمره صالحين و صديقين محسوب كرد و رمز ماندگاري آثار وجودي چنين شخصيتهايي همين ويژگيهاي آنان است. مهندس بازرگان در طول حدود 60 سال خدمات مستمر خويش در هر دورهاي متناسب با شرايط و نيازهاي راهبردي جامعه عمل كرده است (عمل صالح) و همگان صداقت او را مورد تأكيد قرار دادهاند .
تشکيل نهضت آزادي ايران از چه زماني و به چه دلايلي مطرح شد و نقش مهندس بازرگان در اين بين چگونه بود؟ آيا آيت الله طالقاني هم عضو نهضت آزادي و از موسسان آن بودند؟
نهضت آزادي ايران پس از 20 سال تلاشهاي فرهنگي و زمينه سازيهاي اجتماعي در سال 1340 تأسيس شد. شرايط سياسي ـ اجتماعي سالهاي 40-1339 و فضاي نسبتاً بازي كه در دوران رياست جمهوري جان اف کندي در ايران پديد آمد و ضرورت هويت تشكيلاتي بخشيدن به دانشجويان و فعالان سياسي مسلمان كه در طول 20 سال تربيت شده بودند ازجمله دلايل تأسيس نهضت آزادي بوده است.
مهندس بازرگان يكي از مؤسسين نهضت آزادي ايران همراه دكتر يداله سحابي و آيتاله طالقاني و ساير همفكران بودند.
نقش ويژه مهندس بازرگان هم در عرصه اعتقادي و پاسخ گفتن به سئوالات نسل جوان است كه بين دين و علم آشتي و همخواني ايجاد كردند و جوانان را از گرايشهاي الحاوي و انديشههاي مخرب وارداتي آن دوران نجات دادند و از سوي ديگر با خرافات و پيرايههاي ديني كه موجب فاصله گرفتن نسل تحصيل كرده از فرهنگ ديني و بومي جامعه ميشد مبارزه اصولي كردند. بعلاوه نقش مهندس بازرگان را در مديريت و مهندسي اجتماعي بايستي مورد تأكيد قرار داد. پيشنويس بسياري از اساسنامه ها و اهداف و برنامههاي نهادهاي مدني كه در طول چند دهه تأسيس شده است ازجمله كانون مهندسين، انجمن اسلامي مهندسين و … به قلم مهندس بازرگان بود.
همانگونه كه توضيح داده شد آيتاله طالقاني در سال 1319 همكاري فرهنگي خويش را با مهندس بازرگان و دكتر سحابي آغاز كردند و در سال 1340 نيز يكي از مؤسسين نهضت آزادي بودند و تا پايان عمر نيز اين ارتباط و پيوند همكاري را با همفكران خود حفظ كردند.
جنابعالي به عنوان کسي که در جريان ارتباط با سازمان مجاهدين خلق در سالهاي ابتدايي دهه50 مدتي زنداني شديد، موضع مهندس بازرگان در قبال اين گروه و در کل گروههاي مبارز پيش از انقلاب را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ آيا درست است که مي گويند آقاي بازرگان در لفافه موافقت خود را با مبارزه ي مسلحانه عليه رژيم پهلوي به حنيفنژاد بيان کرده بود؟ (طبق اين جمله: “ما پيرمردها نميتوانيم اسلحه دستمان بگيريم اما هر کمکي از ما ساخته باشد انجام خواهيم داد.”)
بين سالهاي 1341 تا 1346 كه براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفته بودم در جريان اينگونه مذاكرات خصوصي دوستان نبودم. اما جمله معروف مهندس بازرگان در دادگاه نظامي سال 1342 كه “ما آخرين گروهي هستيم كه با زبان قانون با شما سخن ميگوييم ” تلويحاً حمايت اجباري خود را از اين روند بيان داشتند. دست كم مهندس بازرگان در طول سالهايي كه سازمانهاي مسلحانه شكل گرفت هيچگاه با عملكرد آنان مخالفت نكرده است. آنچه در گزارشها منعكس است و طبيعي نيز به نظر ميرسد اين است كه مهندس بازرگان با برخي از مواضع سازمان مجاهدين خلق ازجمله مواضع اقتصادي آنان كه بر گرفته از اقتصاد ماركسيستي بود (اقتصاد به زمان ساده) موافق نبود و به آنها نيز در گفتگوهاي خصوصي متذكر شده بود.
آيا شما پذيرش نخست وزيري توسط مهندس بازرگان در مقطع پيروزي انقلاب را حرکتي سنجيده مي دانيد؟ آيا درست است که گفته مي شود آيت الله طالقاني به ايشان توصيه کرده بود از پذيرش اين سمت استنکاف ورزند؟
درسي امين سالروز پيروزي انقلاب و ارزيابي مجموعه تجربيات اين سه دهه به نظر من مهندس بازرگان با ايمان، صداقت و بينش تاريخي خود اين مسئوليت را آگاهانه و واقعبينانه پذيرفت و به وظيفه ديني و ملي خويش در آن شرايط خطير عمل كرد. درست است كه مرحوم آيتاله طالقاني به ايشان توصيه كرد كه پذيرش اين مسئوليت پيامدهاي خطيري در پي دارد و در پذيرش اين مسئوليت تأمل بيشتري بكنند، زيرا شناختي كه طالقاني از روحانيت و حوزه و ديدگاههاي تاريخي آنان داشت بطور طبيعي چنين برداشتي را براي ايشان پديد آورده بود. اما امروز با تحليل شرايط آن دوره و بررسي مجموعه واقعيتها بهتر ميتوان گفت كه در آن شرايط كسي جز مهندس بازرگان نميتوانست اين مسئوليت خطير را بپذيرد و دوره انتقال را از رژيم پهلوي به جمهوري اسلامي با حداقل هزينه به فرجام برساند. شخصيت و سوابق مهندس بازرگان و همفكران او جايگاهي در جامعه داشت كه گروههاي مختلف صلاحيت، صداقت و توانايي آنان را براي اين مهم قبول داشتند ـ به ويژه با مذاكرات و ديپلماسي انقلاب كه از اوايل سال 1357 آغاز شده بود زمينههاي كاهش هزينههاي انقلاب فراهم شده بود.
لطفا تعريفي کلي از ليبراليسم ارائه دهيد و طبق آن بفرماييد آيا مهندس بازرگان آنطور که مخالفانش و حتي بعضي موافقانش مي گويند، انساني ليبرال بوده است؟ به نظر شما در اوايل انقلاب و در زمان دولت موقت، گرايش هاي ليبرالي تا چه حد متناسب با شرايط سياسي و فکري جامعه بود؟
“ليبراليسم” زاييده تحولات كشورهاي غربي است به معني آزادي انسان از همه قيدهايي كه فرهنگ کليساي مسيحيت بر جامعه غربي تحميل كرده بود. اين انديشه واكنش شرايط اختناق دوران قرون وسطي اروپا بوده است. مهندس بازرگان در بازيابي ارزشها خود ليبراليسم را نقد ميكند. انديشهآزاديخواهي مهندس بازرگان، كه به غلط و مغرضانه در سالهاي دهه 60 بيبندو باري توصيف ميشد، متكي به آيات قرآن و توصيفي است كه خداوند در گزينش انسان معرفي كرده است و او را در بين همه مخلوقات از امانت “اختيار” برخوردار ساخته است. انساني كه آزادي نداشته باشد، مختار نيست و بنابراين نميتواند مسئول و پاسخگو باشد. اتفاقاً رشد و كمال انسان نيز مرهون اين اختيارو آزادي اوست.
اين آزادي در معارف قرآني تا آنجا توسعه يافته است كه حتي انسان در پذيرش دين نيز آزاد است
“لا اكراه في الدين” بر اين اساس مهندس بازرگان انساني آزاده و طرفدار آزادي بود و با تحليل تاريخي مشكل كليدي جامعه ما را فرهنگ استبدادي ميدانست (مدافعات ـ چرا با استبداد مخالفيم).
حزب توده و جريانهاي چپ براي حذف روشنفكران ديني و زمينهسازي براي دستيابي به قدرت اولين بار شعار “مرگ بر ليبرال” را مطرح كردند و بتدريج به عرصه رسانهها و حتي نمازهاي جمعه نيز كشانده شد. اين جريان پرقدرت تشكيلاتي همانگونه كه خود بعدها گفتند بدنبال القاء فكر تداوم انقلاب بودند تا بتدريج انديشه سياسي ـ اجتماعي خود را با دستيابي به قدرت در جامعه پس ازانقلاب مستقر كنند ـ اما غافل از اينكه روحانيت با نفوذ مردمي خود بر موج پديد آمده مسلط شد و با تكرارشديد تر همان شعارها بتدريج اين گروهها را از عرصه اجتماع حذف كرد و دست كم در يك دهه گذشته ديگر چنين شعارهايي تكرار نشد و در گفتمان اصلاحات آزادي، دموكراسي و حقوق بشر به عنوان مطالبات اصلي همه گروه ها امروز مطرح ميباشد.
به نظر شما دليل ايجاد تنش بين انجمن هاي اسلامي و دولت مهندس بازرگان که اوج آن در جريان تسخير سفارت آمريکا بروز کرد، در حالي که خود ايشان از بانيان اين انجمن ها بوده اند، چه بوده است؟
همانگونه كه توضيح داده شد بعد از پيروزي انقلاب رسانهها عمدتاً در اختيار حزب توده و ساير گروههاي چپ بود و آنان مطالبات راديكال را براي تحقق انديشه تداوم انقلاب خويش در جامعه مطرح ميكردند و طبيعي بود كه دانشجويان بيشتر تحت تأثير آن جو كاذب بعد از انقلاب قرار گيرند. مهندس بازرگان و ساير كساني كه در دولت موقت قبول مسئوليت كرده بودند تمام وقت خود را به اجراي برنامههاي مسئوليت سنگين دوران انتقال اختصاص داده بودند و مثل ساير گروههاي سياسي كه كادرهاي ورزيده و تمام وقت در خدمت فضاسازي سياسي را داشتند نميتوانستند با موج ايجاد شده مقابله كنند. البته مهندس بازرگان و همکاران ايشان نسبت به اين نياز بيتفاوت نبودند. مجموعه سخنرانيها و مقالات 9 ماهه دوران دولت موقت كه در كتاب “مشکلات و مسايل اولين سال انقلاب از زبان مهندس بازرگان” به چاپ رسيده است اين تلاش ها را نشان ميدهد، اما طبيعي است كه پاسخگوي نسل جوان آن دوران نباشد. در مورد تسخير سفارت آمريكا و عملكرد دانشجويان پيرو خط امام كه ميخواستند چند روز در سفارت بمانند اما گروگانگيري 444 روز به طول انجاميد داستان ديگري است كه بايستي جداگانه مورد بررسي و تحليل قرار گيرد.
گفته مي شود مهندس بازرگان پس از انقلاب به همکاري جوانان در مسائل کشوري اعتقادي نداشتند و همين مسئله موجب بروز اختلافاتي بين ايشان و بعضي نهادهاي انقلابي شد. در صورت صحت اين موضوع بفرماييد به چه دليل ايشان موافق همکاري جوانان نبودند؟
مهندس بازرگان نگاه علمي به مديريت كشور داشت و حضور مسقتيم دانشجويان را در عرصه مسئوليتهاي كلان مديريتي كشور به مصلحت نميدانست. اما براي جذب دانشجويان و جوانان در عرصه خدمات داوطلبانه و ايجاد بستر لازم براي رشد آنان و كمك به هموطنان، نهادهاي اجتماعي تأسيس كرد. ازجمله ايده جهاد سازندگي كه توسط آقاي دكتر حسين بنياسدي و جمعي از همكاران ايشان در دولت موقت شكل گرفت و يا شوراهاي مردمي كه در محلات شهر تهران تشكيل شد و منشأ خدمات زيادي بودند در پاسخ به اين نياز آن دوران مديريت شده بود. اما تفويض مسئوليتهاي كلان كشور به جواناني كه از تجربه و صلاحيت لازم براي تصدي آن مسئوليتها برخوردار نيستند به لحاظ علمي و تجربي براي سلامت مديريت كشور قابل قبول نبود و امروز هم نيست و نميتواند منافع و مصالح ملي را تأمين كند.
موضع گروههاي سياسي پس از انقلاب به خصوص مجاهدين خلق، حزب توده، حزب جمهوري و فدائيان نسبت به دولت موقت و شخص مهندس بازرگان چگونه بوده است؟
گروههاي سياسي در شرايط خاص بعد از انقلاب عموماً مخالف دولت موقت بودند ـ حزب توده و سازمان مجاهدين خلق و فدائيان داعيه قدرت داشتند و ميخواستند با شيوههاي مختلف قدرت را به دست بگيرند. مخالفتها تا آنجا گسترش داشت كه حتي دوستان نهضت آزادي كه در دولت مسئوليت نداشتند هماهنگ با موج ايجاد شده در جايگاه نقد دولت موقت و بعضاً هماهنگ با مطالبات گروههاي چپ اعلام موضع ميكردند كه با حفظ امانت در اسناد نهضت به چاپ رسيده است. البته حزب جمهوري اسلامي كه بعد از انقلاب تأسيس شده بود و رهبري آن با روحانيون بود خود در قدرت حضور داشتند و براي دستيابي به قدرت كامل با شعارهاي ساير گروههاي مخالف نيز گاهي همنوايي نشان ميدادند و همان ايرادات و نقدهاي آنان را تكرار ميكردند و حتي شعار مرگ بر ليبرال را در رسانههاي رسمي و فضاي مقدس نمازهاي جمعه و منابر تكرار ميكردند.
مهندس بازرگان در سالهاي پاياني عمر پربرکت خويش، به عنوان يک نيروي اپوزيسيون شناخته مي شدند. فعاليت هاي ايشان در آن زمان چه بود و در نهايت ايشان تا چه حد توانستند به آرمانهايي که مد نظر داشتند دست پيدا کنند؟
مهندس بازرگان و همفكران ايشان بعد از دولت موقت براساس احساس مسئوليتي كه در مديريت انقلاب داشتند همواره با اتخاذ خط مشي اصلاحي و مبارزه قانوني و علني و مسالمتآميز در جايگاه اپوزسيون قرار گرفتند و با نقد مشفقانه عملكرد مسئولان به وظيفه امر به معروف و نهي از منكر كه در اصول قانون اساسي نيز پيشبيني شده است عمل كردند. محور اصلي اهداف و برنامه آنان پاسداري از اصول و آرمانهاي اوليه انقلاب كه همان مطالبات تاريخي ملت ايران در مبارزات يكصد ساله اخير است خلاصه ميشود ـ مقابله با باز توليد استبداد و پيگيري اجراي اصول قانون اساسي در زمينه حقوق اساسي ملت يعني تأمين آزادي و حاكميت ملت ازجمله تلاشهاي شادروان مهندس بازرگان و همفكران وي بوده است و گفتماني كه مهندس بازرگان و همفكران او در دهه 60 بعد از بسته شدن فضاي سياسي كشور مطرح كردند و با پرداخت هزينههاي زياد پيگيري كردند به تدريج به ثمر نشست و در دهه هاي هفتاد و هشتاد در جنبش اصلاحات گسترش پيدا كرد و دستكم در سطح فرهيختگان و روشنفكران جامعه بصورت گفتمان غالب براي تداوم تلاشهاي سياسي ـ اجتماعي در آمده است.
