ايران و لزوم اتخاذ ديپلماسي واقع بينانه
ابراهيم يزدي، وزير خارجه دولت موقت
24/11/1385
1- قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل متحد، برخي از محدوديت هاي سياسي، اقتصادي عليه ايران را به دليل عدم اجراي قطعنامه 1696 و توقف کامل غني سازي اورانيوم و فعاليت هاي هسته يي مربوط به سوخت اتمي تصويب کرده است. اين قطعنامه همچنين از آژانس بين المللي انرژي اتمي خواسته است که بعد از 60 روز، گزارشي از فعاليت هاي هستهيي ايران قيد و به شوراي امنيت ارائه دهد تا اين شورا بر اساس آن گام بعدي را در مورد مساله هسته يي ايران بردارد. پيش بيني مي شود که اگر ايران تا پايان مهلت مقرر در اين قطعنامه از مفاد آن تبعيت نکند، يعني تمام فعاليت هاي مربوطه به سوخت هسته يي خود را متوقف نسازد، گام بعدي، قطعنامه جديدي با تحريم هاي گسترده تري عليه ايران، خواهد بود. اکنون پرسش اساسي اين است که اين نوع قطعنامه ها تا چه ميزان بر وضعيت سياسي و اقتصادي و نظامي ايران اثرگذار خواهند بود. در حالي که برخي از مسوولان کشور تهديدات را جدي و خطرناک مي دانند، برخي ديگر با استناد به تاثيرات ناچيز تحريم ها و محدوديت هاي اقتصادي طي 27 سال گذشته، قطعنامه هاي جديد را چندان جدي نمي گيرند و آنها را موثر نمي دانند.
2- در روابط بين المللي، هنگامي که اختلاف و درگيري ميان دولت ها يا ميان يک کشور با سازمان ملل بالا مي گيرد، تحريم ها، به خصوص تحريم هاي اقتصادي به منظور ايجاد محدوديت در مبادلات اقتصادي يکي از ابزارهاي شناخته شده است. اين تحريم ها، عمداً از جانب قدرت هاي برتر اقتصادي – نظامي عليه کشورهاي ضعيف تر، صورت مي گيرد. اما هميشه اين طور نيست. در مواردي، تحريم هاي اقتصادي به عنوان ابزار براي مبارزه با سلطه يک قدرت اقتصادي- سياسي برتر، توسط ملت هايي که براي استقلال خود مي جنگند اتخاذ مي شود. نظير تحريم مصرف کالاهاي انگليسي که رهبران هند، از جمله مهاتما گاندي در مبارزه عليه استعمار انگليس، اعلام کردند و به دليل استقبال مردم هند موثر نيز واقع شد. تحريم هاي اقتصادي معمولاً يا از جانب قدرت هاي بزرگ عليه کشورهاي کوچک تر به منظور اعمال سلطه است يا از طريق سازمان ملل متحد عليه کشورهايي که به هر دليل و علتي، مفاد منشور سازمان ملل متحد را زير پا مي گذارند، اتخاذ مي شود. ميزان تاثيرگذاري اين تحريم ها، در راستاي حل مشکل روابط کشورها با يکديگر يا اصلاح و رفتاري يک دولت متمرد از مقررات جهاني، به موضوع مورد مناقشه و موقعيت دولت قدرتمند تحريم کننده در روابط جهاني و همچنين، رابطه دولت تحريم شده با ساير دولت ها دارد. به عنوان مثال سازمان ملل متحد، به کرات در اعتراض به سياست هاي نژادپرستانه آفريقاي جنوبي، در دوران سلطه سفيدپوستان، قطعنامه هايي را به تصويب رسانيد. اما اين قطعنامه ها اثر تعيين کننده براي پايان دادن به آپارتايد در آفريقاي جنوبي نداشت. زيرا برخي از کشورهاي قدرتمند غربي، به رغم قطعنامه هاي سازمان ملل به دولت آفريقاي جنوبي کمک مي کردند و عملاً قطعنامه ها را ناديده مي گرفتند. همانطور که امروزه در مورد دولت اسرائيل نيز چنين است. گاهي يک گروه از کشورها، عليه يک دولت ديگر، دست به تحريم هاي اقتصادي- سياسي مي زنند. نظير تحريم هاي اتحاديه عرب عليه اسرائيل. به موجب اين تحريم ها، کشورهاي عربي موظف بودند روابط تجاري خود را با شرکت هاي خارجي که با اسرائيل روابط اقتصادي داشتند، قطع کنند. اما از آنجا که دولت هاي عربي در روابط خود با قدرت هاي اروپايي و امريکا، يکپارچه نبودند، اين قطعنامه کارايي چنداني نداشت و در مبارزه عليه اسرائيل تاثير چنداني ايجاد نکرد. در برخي از موارد، تحريم عليه يک کشور، به تحريم در يک کادر مشخص محدود است؛ نظير تحريم خريد نفت ايران توسط انگلستان در دوران حکومت ملي دکتر مصدق. با توجه به نقش درآمد نفت در اقتصاد ايران، دولت انگليس اميدوار بود که اين تحريم موجب تلاطم هاي بزرگ اقتصادي در ايران و سقوط دولت دکتر مصدق شود و ايران به زانو درآيد. تحريم خريد نفت ايران، به دليل قدرت نظامي – سياسي انگليس، موثر واقع شد. شرکت هاي نفتي امريکايي و انگليسي از خريد نفت ايران خودداري کردند. شرکت هاي نفتي روسيه نيز يا احتياج به خريد نفت ايران نداشته يا در مناسبات جهاني آمادگي برخورد با انگليس را به خاطر ايران نداشتند. يک شرکت نفتي ايتاليايي که مستقل بود و به رغم انگلستان اقدام به خريد نفت ايران کرد، دولت انگليس با استفاده از امکانات نظامي – دريايي خود، نفتکش هاي حامل نفت خريداري شده از ايران را در آب هاي بين المللي متوقف کرد. اما تحريم خريد نفت ايران تاثير چنداني در داخل کشور ايجاد نکرد. زيرا دکتر مصدق با طرح و اجراي تز اقتصاد بدون نفت و بسيج مردم براي مقابله با تحريم ها، توانست نه تنها با پيامدهاي قطع درآمد نفت مقابله کند، بلکه براي اولين بار و شايد آخرين بار، تراز تجارت خارجي ايران مثبت شد. هنگامي که قانون ملي شدن نفت و خلع يد از شرکت سابق نفت انگليس به تصويب رسيد و به اجرا گذاشته شد، دولت انگليس با اين پيش فرض که ايرانيان قادر به اداره صنعت پيچيده نفت و پالايشگاه ها نيستند، همکاري اتباع خود با شرکت ملي نفت ايران را تحريم و ممنوع ساخت. اما توانمندي نيروهاي متخصص ايراني و هنر و مديريت مهندس بازرگان در جذب تمامي اين نيروها براي به راه انداختن تاسيسات نفت جنوب اين تصور نادرست انگلستان را باطل ساخت و راه مقابله با تحريم هاي خارجي را نشان داد. بنابراين هر تحريمي، در هر شرايطي و درباره هر موضوعي، لزوماً نتيجه بخش نيست و به موضوع تحريم، مناسبات جهاني، توانمندي هاي دروني کشور و فهم و درک و قابليت مديريت مسوولان کشور بستگي مستقيم دارد.
3- در طول 27 سال گذشته روابط ايران با امريکا و برخي ديگر از کشورهاي غربي پرتنش، غيرعادي و غيردوستانه بوده است. ريشه اين تنش ها را در مواردي بايد در روابط ايران و امريکا در دوران قبل از انقلاب جست وجو کرد. اما اين پرسش جدي مطرح است که آيا اين سوابق گذشته، بايد لزوماً به درگيري و تنش بينجامد؟ و آيا راه هاي ديگري با محتواي ديگري امکان پذير نبوده است؟ رهبران هند، بعد از مبارزات فراوان و پايان دادن به استعمار انگليس در هند، با درک و تعريف واقع بينانه از منافع ملي هند روابط کشورشان با انگليس را در قالب کشورهايي مشترک المنافع (انگليس و ساير کشورهاي مستعمره سابق انگليس) تنظيم کردند و اين به نفع هند تمام شد. اما در ايران چنين نشد. و شايد هم امکان پذير نبود، و اگر هم تعريف جديدي از روابط ميان دو کشور بر اساس منافع ملي و اولويت هاي نظام جديد ميسر بود، با گروگانگيري و نگهداري گروگان ها براي 444 روز، امکان آن از بين رفت. بنابراين روابط ايران با امريکا و متاثر از آن، با ساير کشورها به شدت پرتنش شد.
در دوران رياست جمهوري کارتر پس از ناکامي در برخورد با ايران و قطع روابط ديپلماتيک، تحريم هاي يک جانبه عليه ايران تصويب و به اجرا گذاشته شد. بعد از کارتر تنش در روابط ميان ايران و امريکا همچنان ادامه يافت و مصوبات جديدي عليه ايران به تصويب دولت و کنگره امريکا رسيد (نظير قانون داماتو) اما اين تصميمات تماماً يک طرفه توسط دولت امريکا اتخاذ شد و ساير کشورها، نهادهاي بين المللي از جمله سازمان ملل، نقش چنداني در آنها نداشتند و تعهدي به حمايت يا تبعيت از آن را نداشتند. با وجود اين برخي از کشورها، نظير انگليس که سياست هاي همسو با امريکا دارند، از اين تحريم ها حمايت کردند. برخي ديگر از کشورهاي اروپايي يا ژاپن و چين و روسيه، با توجه به ساختار اقتصاد جهاني و مناسبات اين کشورها با امريکا، خود را مجبور ديدند تا با مواضع امريکا عليه ايران هماهنگي نشان بدهند. بنابراين اگرچه اين تحريم ها يک جانبه از طرف امريکا اتخاذ شده بود اما در محورهاي متعددي آثار خود را بر اقتصاد ايران نشان داد. به عنوان مثال تحريم فروش هواپيماهاي مسافربري و لوازم يدکي آنها، ناوگان هوايي ايران را دچار مشکل کرده است. به طوري که وزير اسبق راه و ترابري در پاسخ سوال نمايندگان مجلس با صراحت اظهار داشت به علت اين تحريم ها ايران مجبور شده است هواپيماهاي مسافربري با کيفيت بسيار نازل از روسيه و اوکراين و يا هواپيماهاي مستعمل از ساير کشورها، خريداري کند، نتيجه اين وضعيت سقوط پي در پي هواپيماها و تحمل تلفات بسيار سنگين بوده است. تحريم ايران در قلمرو خدمات فني در صنعت نفت موجب زيان و ضررهاي جبران ناپذيري به چاه هاي نفت ايران شده است. چاه هاي نفت ايران سال هاست که به رغم بهره برداري مستمر، بازسازي نشده اند و نه تنها بازدهي آنها کاهش پيدا کرده است بلکه تخريب هاي جبران ناپذيري را هم موجب شده است. تکنولوژي بازسازي چاه هاي نفت به طور عمده در انحصار شرکت هاي امريکايي است و تحريم امريکا قطعاً بر روند بازسازي چاه هاي نفت ايران اثرگذار بوده است. تهيه برخي از لوازم يدکي يا کالاهاي واسطه يي صنايع ايران، به علت تحريم، يا ميسر نبوده است يا با قيمت هاي گزاف و کيفيت پايين تهيه شده اند. تحريم فروش تسليحات نظامي بدون ترديد، در توانمندي و کارايي رزمي ايران در جنگ کلاسيک تاثيرات منفي دارد. اعمال محدوديت رواديد ورود به امريکا براي متخصصين ايراني، نظير پزشکان و جلوگيري از حضور و مشارکت آنان در همايش هاي علمي که در امريکا برگزار مي شوند، بر فرآيند رشد و توسعه علمي اثرات منفي داشته است. متخصصيني که دانش علمي آنها کاملاً به روز است اگر نتوانند ارتباط خود را با جريان هاي علمي جهاني مستمر سازند، دانش علمي آنان به زودي ارزش تاريخي پيدا خواهد کرد. اگر چه انقلاب الکترونيک تا حدود بسيار زيادي اثرات منفي اين کمبود را براي پژوهشگران ايراني کاهش مي دهد اما استفاده از اينترنت براي به روز کردن اطلاعات علمي به تنهايي کافي نيست. اثرات تحريم خريد کالاهاي صادراتي ايران نظير پسته، فرش، زعفران و غيره نيز قابل بررسي است و تاثير اين تحريم ها بر بازار فرش ايران آن چنان است که حتي وقتي دولت کلينتون براي هموار ساختن راه مذاکره با ايران و بهبود روابط به طور يک جانبه تحريم واردات برخي از کالاهاي ايران، نظير فرش را به امريکا لغو کرد فرش ايران نتوانست جايگاه برتر گذشته خود را به دست آورد.
4- در طول جنگ ايران و عراق، سازمان ملل متحد قطعنامه هاي متعددي درباره آتش بس، مذاکره، پايان تخاصم و صلح بين دو کشور همسايه ايران و عراق تصويب کرد. بعضي از اين قطعنامه ها را ايران و برخي ديگر را عراق نپذيرفت. اما در هيچ يک از آنها تحريم و مجازات، پيش بيني نشده بود. قطعنامه هاي اخير 1696 و 1737، شايد اولين قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران در 28 سال گذشته محسوب مي شوند، اين قطعنامه ها دو بخش اصلي و دو ويژگي مهم دارند. بخش اول اين است که با صراحت از ايران خواسته شده است که کليه فعاليت هاي خود پيرامون سوخت هسته يي، از جمله غني سازي اورانيوم و ساير فعاليت هاي مربوطه را متوقف سازد. دومين بخش اصلي، پيامدهاي عدم تمکين ايران از قطعنامه ها است، که هنوز خيلي جدي، شفاف و همه جانبه نشده است. اما دو ويژگي عمده اين قطعنامه ها عبارتند از اول اتفاق نظر ميان تمام اعضاي دائم و غيردائم شوراي امنيت پيرامون آنچه ايران بايد انجام بدهد، ويژگي دوم اين است که اين قطعنامه ها، اقدامات ايران را خطر جدي براي صلح و امنيت جهاني تلقي کرده اند (بند 40 و 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد)، اگرچه هنوز در مورد نوع برخورد با ايران و گسترش تحريم ها تصميم جدي گرفته نشده است اما يک اجماع يا اتفاق نظر جهاني به وجود آمده است. بنابراين تحريم هاي ناشي از قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران، به هيچ وجه با تحريم هاي گذشته که يک طرفه و مستقيماً توسط خود دولت امريکا عليه ايران اتخاذ و اجرا شده است قابل مقايسه نيست و تفاوت هاي جدي و محتوايي وجود دارد، که نمي توان و نبايد نسبت به آنها سهل انگاري کرد، بلکه بايد آنها را جدي گرفت و براي علاج واقعه قبل از وقوع متناسباً راهکارهاي سياسي ديپلماسي واقع بينانه يي را در سطح ملي بر محور وفاق ملي و در سطح بين المللي در راستاي کاهش تنش ها و شکستن جبهه متحد عليه ايران، اتخاذ کرد.

