برگي از تاريخ، فریدون مجلسی، تحلیلگر روابط بین‌الملل

 برگي از تاريخ

فریدون مجلسی/ تحلیلگر روابط بین‌الملل

در نیمه مهرماه 1358 کارمند اداره سوم سیاسی وزارت امور خارجه بودم که سفیر سوئد برای مذاکره فوری با آقای دکتر یزدی وزير وقت امور خارجه به وزارت امور خارجه آمد. رئیس ارجمند و دانشمندم دکتر هوشنگ عامری به من که مسئولیت میز سوئد را نیز بر عهده داشتم دستور دادند بی‌درنگ برای یادداشت‌برداشتن از مذاکرات به دفتر وزیر امور خارجه بروم. به یاد ندارم در معیت ایشان بود یا تنها رفتم. رخدادی بود که برای ما کارمندهای وزارت امور خارجه باورکردنی نبود و جلسه هم بسیار پرالتهاب بود. سفیر سوئد با شگفتی و نگرانی به این رخداد بی‌سابقه اعتراض کرد و خواهان خروج هرچه سریع‌تر دانشجویان و آزادی گروگان‌ها شد. دکتر یزدی که تازه از الجزایر بازگشته بود علنا و صریحا از آن رخداد اظهار تأسف کرد و گفت در شرایط انقلابی چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد و ازجمله چند ماه پیش نیز مدت کوتاهی سفارت آمریکا به اشغال دانشجویان متعلق به جریان‌های چپ درآمده بود که با دخالت وزارت خارجه حل‌وفصل شد. سپس با قاطعیت اطمینان داد که دراین‌باره نیز به‌سرعت اقدام خواهد شد. سفیر سوئد با تأکید بر لزوم حفظ سلامت و آزادی سفارت و دیپلمات‌های آمریکایی خداحافظی کرد و رفت. همان‌طور که در یادداشتی به مناسبت درگذشت دکتر یزدی در «شرق» نوشتم ایشان پس از پایان جلسه با استیصال و التهاب از من خواست که گزارش این دیدار را فورا بنویسم تا پیگیری و اقدام کند. علنا مشتاق آن بود که این‌بار نیز غائله را به‌سرعت پایان دهد. فردای آن روز یا دو روز بعد دولت موقت سقوط کرد و گروگان‌گیری به یکی از اهداف خود یعنی ساقط‌کردن دولت موقت رسید و یزدی دیگر وزیر نبود و نتوانست به عهدش وفا کند. البته مواضع انقلابی دکتر یزدی در آن زمان تند و تیز بود. آقای گیتس، وزیر دفاع پیشین آمریکا که در دیدار کذایی الجزیره با برژینسکی یادداشت‌برداری و تهیه گزارش آن دیدار را بر عهده داشت، بعد از 37 سال در مصاحبه‌ای گفت: «ما وارد جلسه شدیم و خلاصه سخن ما این بود که ما انقلاب شما را می‌پذیریم. کشور شما را به رسمیت می‌شناسیم. دولت شما را به رسمیت می‌شناسیم. همه سلاح‌هایی را که قرارداد فروش آنها با شاه بسته شده بود به شما می‌فروشیم و حتی گفت ما دشمن مشترکی در همسایگی شمالی شما داریم. می‌توانیم در آینده با هم کار کنیم». به گفته وزیر دفاع پیشین آمریکا، «پاسخ آنها [یزدی-بازرگان] این بود که شاه را به ما بدهید». پاسخی در همین حد که البته رنگ شعار داشت. آنچه مشخص است ناخشنودی از رفتار آمریکا به‌سادگی با قطع روابط و تعطیل شدن سفارتخانه امکان‌پذیر بود. آمریکایی‌ها ناو هواپیمابر بزرگی را به خلیج‌فارس اعزام کردند اما ترجیح دادند با وجود عدم انسجام وضع دفاعی ایران از آن ناو برای تهدید و حل احتمالا سریع مسئله استفاده نکنند. در واقع آمریکا که بعد از ماجرای خونین ویتنام به‌عنوان کشوری ظالم مورد انتقاد جهانیان بود، توانست با بهره‌گیری از این وضعیت خود را به جایگاه کشوری مظلوم تغییر دهد و‌ میلیاردها دلار ایران را نیز به‌نام غرامت به‌موجب احکام داوری لاهه به جیب شرکت‌ها و افراد آمریکایی بریزد. در کتاب جالب خاطرات احمد عزیزی، قائم‌مقام پیشین وزیر امور خارجه که در مراحلی از مذاکرات برای آزادسازی گروگان‌ها حضور داشت، نکات جالبی دراین‌باره وجود دارد که جداگانه به آن خواهم پرداخت.