این تنها راه بجا و درستی است که انتخاب کردی،نامه منتشرنشده همسر مهدی بازرگان،مورخ 15 تیرماه 1343

 این تنها راه بجا و درستی است که انتخاب کردی

نامه منتشرنشده همسر مهدی بازرگان

مورخ 15 تیرماه 1343

آرزو می‌کنم کاش ذره‌ای از این همه گذشت و مردانگی، پاکی و صفای تو در من بود تا من هم مثل تو می‌توانستم کار مفیدی انجام دهم. باور کن این محرومیت‌های فعلی و سختی‌های احتمالی دیگر مرا نمی‌ترساند بلکه در من نیروی جدید و در قلبم روشنی و صفای بیشتری بوجود آورده است…یقین دارم که این تنها راه بجا و درستی است که تو انتخاب کردی و از خدا می‌خواهم که تو را در این امر خطیر یاری و راهنمایی کند.

تاریخ ایرانی: خانم ملک طباطبایی، همسر مهندس مهدی بازرگان پس از قطعی شدن حکم محکومیت همسرش به ۱۰ سال حبس در سال ۴۳، در نامه‌ای به وی نوشت: «یقین دارم که این تنها راه بجا و درستی است که تو انتخاب کردی.» متن کامل این نامه که «تاریخ ایرانی» آن را برای نخستین بار منتشر می‌کند، بدین شرح است:

شوهر عزیزم… مسلم بود که این بار هم محکومیت شما قطعی و تردیدناپذیر است.

باز هم راهی سخت و دراز و روزهایی ملال‌آور و غمگین در پیش داریم.

شاید بعد از این روزها و ماه‌ها بگذرد و ما نتوانیم تو را ببینیم. شاید هر یک از شما به جا و مکانی دور از ما منتقل شوید.

شاید خلاصی به این زودی‌ها امکان‌پذیر نباشد. شاید اوضاع و شرایط روز به روز سخت‌تر و در نتیجه تحمل من روز به روز کمتر شود. شاید هزاران گرفتاری و اشکال پیش بیاید.

اما میل دارم بدانی که با تمام این احوال و با واقع شدن تمام این شایدها که به قول حتی نزدیکان خودت مسئول آنی من نه تنها از این عمل تو به هیچ وجه گله‌مند نیستم بلکه سربلند و مفتخرم و با تمام وجودم تو را تحسین می‌کنم.

قدر و منزلت تو پیش همه و احترامم نسبت به تو هزاران بار پیش از سابق شده است.

آرزو می‌کنم کاش ذره‌ای از این همه گذشت و مردانگی، پاکی و صفای تو در من بود تا من هم مثل تو می‌توانستم کار مفیدی انجام دهم. باور کن این محرومیت‌های فعلی و سختی‌های احتمالی دیگر مرا نمی‌ترساند بلکه در من نیروی جدید و در قلبم روشنی و صفای بیشتری بوجود آورده است.

یقین دارم که این تنها راه بجا و درستی است که تو انتخاب کردی و از خدا می‌خواهم که تو را در این امر خطیر یاری و راهنمایی کند.

مسلما سختی‌ها هم مثل خوشی‌ها می‌گذرد و روشنایی‌ها از پس تیرگی‌ها پیدا می‌شود و هیچ چیز پیش خدا بی‌پاداش نمی‌ماند.

حالا من هم مثل تو معتقدم که نگران و مایوس شدن با اعتقادی که ما به لطف و مرحمت خداوند داریم گناه بزرگی است و خوشحالم که تو هرگز نگران ما نخواهی بود. همان‌طور که من نگران نیستم و تو را به خدا می‌سپارم و از او می‌خواهم که به من هم توفیق کار نیک و نیروی اداره امور زندگی‌مان را به بهترین نحوی مرحمت کند تا شاید ارزش پیدا کنم و بتوانم لایق تو باشم.