ساختار درونی

بخش ششم:

ساختار دروني

فعاليت سازمان يافته نهضت آزادي ايران در خارج از كشور را مي‌توان در دو دوره مورد بررسي قرار داد: دوره اول از 1342 تا 1350 و دوره دوم از 1350 تا 1357.

دوره اول 1342 تا 1350:

1.     اولين توافق‌نامه تأسيس نهضت آزادي ايران در خارج از كشور در ارديبهشت 1342 توسط دكتر چمران، دكتر شريعتي، صادق قطب‌زاده، پرويز امين و دكتر ابراهيم يزدي به امضاء رسيد. متأسفانه اين توافق‌نامه در دسترس نيست. اما در مكاتباتي كه ميان آقاي دكتر ابراهيم يزدي با دكتر علي شريعتي در همان سال صورت گرفته است منعكس مي‌باشد. اين مكاتبه در مجموعه‌اي از «نامه‌ها» منتشر خواهد شد.

2.     اولين نشست شاخه نهضت در اروپا به ابتكار دكتر شريعتي و پرويز امين در ديماه 1342 در پاريس برگزار شد.

3.     پس از اعلام موجوديت جبهه ملي سوم در ايران، نمايندگان احزاب ملي در خارج از كشور دور هم جمع شدند و جبهه ملي سوم خارج از كشور را اعلام كردند. نمايندگان نهضت در اين جبهه فعال بودند.

4.     پس از اعلام موجوديت نهضت آزادي ايران در خارج كشور، اساسنامه سازمان نهضت تهيه و به تصويب شوراي مركزي رسيد: متن آن در اين بخش آمده است.

5.     اساسنامه تصويب شده، در عمل با مشكلاتي روبرو شده كه در سال 1345 بازنگري شد.

 

دوره دوم از 1350 تا 1357:

1.     پس از قطع روابط سازمان مخصوص اتحاد و عمل ـ سماع (گروه ويژه سازماندهي جنبش مسلحانه) با دولت مصر و بازگشت نيروها از مصر، لبنان و عراق به اروپا و آمريكا و ايران، برنامه راهبردي نهضت آزادي ايران در خارج از كشور بر سه محور اساسي متمركز شد. محور اول، سازماندهي دانشجويان مسلمان در خارج از كشور در انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در آمريكا و اروپا. برنامه اصلي و كليدي تشكل جوانان دين گرايي، آموزش و تربيت ديني و اخلاقي و نيز آگاهي‌هاي سياسي بدون سياست راهبردي در مورد انجمن حفظ استقلال كامل در فعاليت‌هاي اسلامي و فرهنگي و عدم دخالت گروه‌هاي سياسي، از جمله نهضت آزادي در امور انجمن‌ها بود. محور دوم: تجديد سازمان نهضت آزادي ايران به عنوان يك حزب سياسي ملي ـ اسلامي و محور سوم: كمك به جنبش مسلحانه در داخل ايران.

با بازگشت دكتر چمران به لبنان و برخورداري از امكانات عملي براي آموزش رزمي جوانان داوطلب، امكان گزينش داوطلبان و اعزام آنها به جنوب لبنان فراهم شد. ابتدا اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي و دانشجويان در اروپا و به دنبال آن انجمن اسلامي دانشجويان در امريكا و كانادا ـ گروه فارس زبان ـ از اوايل سال 1350، شكل گرفتند. در سطح سازمان سياسي، شوراهاي نهضت آزادي ايران در اروپا و آمريكا نيز تشكيل شدند. و كار عضوگيري و آموزش و سازماندهي نيروهاي سياسي ملي ـ اسلامي آغاز شد.

يك شوراي سه نفره، مركب از مسئول عمليات نظامي در لبنان (دكتر چمران)، دبير شورا در اروپا (صادق قطب‌زاده) و دبير شورا در آمريكا (دكتر ابراهيم يزدي) كليه عمليات را در تمام محورها، بررسي، نظارت و هماهنگ مي‌كرد.

2.     با علني شدن مبارزات مسلحانه در داخل ايران، شوراي مركزي نهضت آزادي ايران در خارج از كشور تصميم گرفت، اولين نشست‌هاي قاره‌اي خود را برگزار كننده اطلاعيه‌اي مبني بر تجديد فعاليت نهضت در خارج از كشور در 25 خرداد 1350 توسط دبير شوراي مركزي براي دوستان داخل رسا شده همچنين با دعوت از اعضاي نهضت در آمريكا در 23 تيرماه 1350 و اولين نشست در مهرماه 1350 برگزار شد و گزارش آن در همان زمان منتشر شد.

دومين نشست نهضت در آمريكا در اوايل مهرماه 1351 برگزار شد. در اين نشست اساسنامه نهضت در خارج از كشور مورد بررسي قرار گرفت و اساسنامه جديدي براي واحد آمريكا متناسب با شرايط قاره‌اي آمريكا تدوين و تصويب شد. در اين نشست پيام‌هايي از واحد اروپايي نهضت واصل گرديد و پيام‌هاي براي واحد نهضت در اروپا، رهبري نهضت در داخل ايران، آيت‌اله خميني (در نجف) ارسال شد وس بخش‌هايي از مرامنامه نيز مورد بررسي قرار گرفت اما تصميمي اتخاذ نشد.

3.     با اوج‌گيري مبارزات و اعتراضات مردمي در ايران از اوايل سال 1350 و اعزام نظار بين‌المللي ضرورت معرفي مشخصات سياسي ـ ايدئولوژيك، انقلابي جنبش مردم ايران بيش از پيش خود را ظاهر ساخت. براي پاسخگويي به اين نياز و كمك به مسئول روابط بين‌المللي، تيمي براي انتشارات بين‌المللي و دفاعي تشكيل شده شرح وظايف اين تيم به تصويب شوراي مركزي رسيد و در 8/2/1353 به اطلاع اعضا و مسئولين رسيد.

4.     در ديماه 1353، نشست فوق‌العاده واحد نهضت در آمريكا برگزار شد.

5.     در بهمن 1353، توسعه فعاليت‌هاي تشكيلاتي و سازماندهي نهضت مطرح و به تصويب رسيد.

6.     از آنجا كه نسل جديد و جواني به جنبش پيوسته و فعال شده بود، و آگاه ساختن بر سوابق مبارزه و كمك به تكوين هويت تاريخي، يك ضرورت شده بود، تيمي براي تهيه و تكثير اسناد «مبارزات در داخل و خارج ايران» تشكيل شد. مركز اين تيم در هيوستون (تگزاس) بود و جمعي از دانشجويان با شدت و حرارت به جمع‌آوري اسناد تاريخي، به‌خصوص از منابع در دسترس در كتابخانه‌هاي آمريكا پرداختند. گنجينه بسيار خوبي تهيه شد. اسناد نهضت آزادي در سال‌هاي 1340 تا 1344 در دو جلد منتشر شد. متأسفانه در آستانه انقلاب، اين دفتر توسط عناصر مزدوري به آتش كشيده شد و بسياري از اين اسناد از بين رفت.

7.     يكي از مهمترين وظايف نهضت در خارج از كشور آموزش مفاهيم كار جمعي و اصول سازماندهي بود. اين مهم در مراحل مختلف و به صورت بحث‌هاي درون سازماني تهيه و مطرح مي‌گرديد و اعضاي جديد آموزش مي‌ديدند. در زمستان 1355 نشريه نسبتاً كاملي در اين زمينه تهيه و توزيع شد.

8.     يكي از ديگر نيازهاي مبرم جنبش ضداستبدادي و ضداستيلاي خارجي در ايران آموزش فعاليت سياسي در شرايط پليسي ـ امنيتي بود. ساواك، به عنوان يك بازوي پليسي ـ امنيتي سركوب توسط سازمان‌هايي از قبيل موساد و سيا و ام.آي.6 آموزش ديده بود. همانطور كه مبارزه سياسي علني قوانين و مقررات خاص خود را دارد، مبارزه سياسي مخفي و زيرزميني نيز آداب ويژه خود را دارد. آموزش اين مباني، براي ادامه مبارزه مؤثر در داخل و حفظ امنيت فعالان سياسي در داخل و خارج كشور ضروري بوده است. در اين مورد، جزوات آموزشي از جمله نشريه آموزشي: «سازمان مخفي ـ عمليات سري» كه توسط «سماع» تهيه شده بود و مورد استفاده قرار گرفت.

9.     براي آموزش سياسي ـ تشكيلاتي، ايدئولوژيكي اعضا و فعالان نشريه «نظام آموزشي» تهيه و براي تمام واحدها و اعضا ارسال شد.

10. ضرورت آموزش، هم‌چنان به شدت در دوران نهضت پيگيري مي‌شد. در آذر 1355 «برنامه تعليماتي» تدوين و به اطلاع تمام واحدها و اعضا رسيد.

11.  براي تكميل برنامه‌هاي تعليماتي در ارديبهشت 1355 آراء و نظرات اعضا در واحدهاي قاره‌اي جمع‌آوري شد.

12. در ارديبهشت 1355 واحد اروپايي نهضت نظرات خود را پيرامون اصول سازماندهي و چگونگي گسترش سازمان تدوين و به اطلاع واحد آمريكا و اعضاء رسانيد.

13.  شوراي مركزي از هر واحد قاره‌اي جلسات ماهانه خود را تا حد امكان برگزار و تصميمات مهم اتخاذ مي‌شده است. دو نمونه از صورت جلسات شوراي مركزي در آمريكا كه در تاريخ‌هاي بهمن 1353 و بهمن 1354 برگزار شده است عيناً آمده است.

14.  با گسترش فعاليت‌ها و اوج‌گيري مبارزات داخل كشور و ضرورت عمليات دفاع از زندانيان سياسي، مسئوليت ارتباطات بين‌المللي و دفاع از زندانيان به دبير شوراي نهضت در اروپا واگذار شد. مسئوليت انتشارات رسمي و علني نهضت در خارج از كشور به عهده دبير شوراي نهضت در آمريكا محول شد.

گزارش عمليات دفاعي، اعزام ناظران بين‌المللي به ايران براي حضور در دادگاه‌ها و بازديد از زندان‌ها و ملاقات با خانواده‌هاي زندانيان در بخش پنجم ارايه داده شده است.

فهرست برخي از اسناد مربوط به ساختار سازماني نهضت آزادي ايران ـ خارج از كشور به شرح زير است:

1.     گزارش اولين نشست نهضت در اروپا ـ ديماه 1342

2.     اساسنامه سازمان نهضت آزادي ايران در خارج از كشور ـ 1343

3.     گزارش كميسيون خط‌مشي، انتشارات و تبليغات و تعليمات ـ 1343

4.      گزارش كميسيون تشكيلات، ارتباطات و اطلاعات ـ 1343

5.      گزارش نظريات اعضاي نشست درباره گروه‌ها، احزاب و شخصيت‌هاي مختلف ـ 1343

6.     طرح پيشنهادي تشكيلات نهضت در خارج از كشور ـ 1345

7.      هدف، رسالت و خط‌مشي نهضت آزادي ايران ـ 1345

8.     دعوت به اولين نشست نهضت (واحد آمريكا) ـ 1350

9.     گزارش به مسئولان نهضت در داخل كشور ـ خرداد 1350

10. طرحي براي سازمان نهضت ـ‌ مرداد 1350

11.  گزارش اولين نشست نهضت در آمريكا ـ مهر 1350

12. سازمان مخفي ـ عمليات سري زمستان 1350

13. دستورالعمل تشكيلاتي ـ مهر 1351

14. گزارش دومين نشست نهضت در آمريكا مهر 1351

15. پيام دومين نشست آزادي واحد آمريكا به نهضت آزادي واحد اروپا ـ مهر 1351

16. پيام نهضت آزادي واحد اروپا به دومين نشست نهضت آزادي واحد آمريكا ـ مهر 1351

17. يادداشت دبير شورا درباره نشست فوق‌العاده ـ تيرماه 1353

18. گزارش دبير شورا ـ مهر 1353

19. صورت جلسه مذاكرات نشست شوراي نهضت در آمريكا ـ آبان 1353

20. اطلاعيه دبير شورا درباره مدارك نشست فوق‌العاده ـ ديماه 1353

21. صورت جلسه نشست فوق‌العاده شوراي مركزي ـ بهمن 1353

22. طرح توسعه سازماني نهضت ـ بهمن 1353

23. گزارش مسئول تدارك نشست فوق‌العاده ـ اسفند 1353

24. نامه دبير شورا به مسئول تيم انتشارات بين‌المللي و دفاعي ـ ارديبهشت 1354

25. وظايف تيم انتشارات بين‌المللي و دفاعي ـ ارديبهشت 1354

26. نامه دبيرخانه به مسئول تيم انتشارات بين‌المللي و دفاعي ـ مهر 1354

27. گزارش مذاكرات در كنستانس ـ آبان 1354

28. اساسنامه نهضت آزادي ايران، واحد آمريكا ـ آبان 1354

29. فهرست اشكالات مرامنامه پيشنهادي ـ بدون تاريخ

30. برنامه توسعه تشكيلاتي و خط‌مشي عضوگيري ـ ارديبهشت 1355

31. وظايف تيم تهيه و تكثير اسناد ـ خرداد 1355

32. اسم و آدرس نشريات خارج از كشور ـ بدون تاريخ

33. مصوبات: عضوگيري و فرم سازماني ـ بدون تاريخ

34. برنامه تعليماتي ـ آذر 1355

35. پاسخ برخي از سؤالات بخش اول تعليمات تشكيلاتي ـ بدون تاريخ

36. اظهارنظر درباره اهداف و برنامه‌ها ـ بدون تاريخ

37. بولتن تشكيلاتي ـ زمستان 1355

38. نظامنامه تشكيلاتي گروه انتشارات ـ بدون تاريخ

39. نظامنامه تيم سياسي سازمان ـ‌ بدون تاريخ

40. نظامنامه انتخاب اعضاء جديد ـ بدون تاريخ

41. حوزه حزبي ـ بدون تاريخ

42. پرسشنامه اعضاء ـ بدون تاريخ

43. خط‌مشي تشكيلات ـ 15 فروردين 1356

44. دستور بحث جلسه مشترك نمايندگان واحدهاي قاره‌اي ـ ارديبهشت 1356

45. گزارش نشست شوراي مركزي (واحد آمريكا) ـ ديماه 1356

46. نامه‌اي به دبير شورا ـ مرداد 1356

 

 

پاريس ـ دهم ژانويه 1963

گزارش اولين نشست نهضت در اروپا ـ ژانويه 1963 ـ ديماه 1342 (1)

دانشجويان ن.ا.ا. در اروپا

“گزارش”

در جلسه‌اي مركب از دوستان مقيم آلمان، اتريش، فرانسه (دوستان انگلستان در جلسه نهائي حاضر نبودند ـ ايشان نظريات خود را قبلاً بيان كرده بودند) پس از بررسي اوضاع فعلي ايران نتايج و تصميمات زير حاصل شد كه براي اطلاع سازمان مركزي و دوستان مقيم امريكا ارسال مي‌شود:

1ـ در صحنه اصلي مبارزه يعني ايران تشكيلات ملي بايد با برنامه‌اي حساب‌شده و صحيح مبارزه ملت را به پيش برند. خطري كه اين مبارزه را تهديد مي‌كند آنست كه دستگاه رهبري جبهه ملي نتواند به مقتضاي زمان مبارزه را تعقيب كند و يا حتي خود دچار انحراف شود. اين دو حالت با افتادن رهبري به‌دست افراد محافظه‌كار و كوتاه‌بين و يا بيگانه به نهضت اصيل ملت ايران ممكنست بوجود آيد. اگر نتيجه كنگره جبهه ملي ايران تسلط اين‌گونه افراد باشد وظيفه نهضت آزادي ايران است كه مبارزه مستقل خود را با مطالعه كامل و به‌طور قاطع تعقيب كند به‌نحوي كه به تدريج محل اميد عموم كساني شود كه از مبارزه جبهه ملي مأيوس و نااميد خواهند شد.

نكته مهم دراين كار مستقل آنست كه افراد مؤمن و ساده مبارز با ملاحظه اختلاف دچار يأس و بدبيني نشوند لذا در عين قاطعيت كامل اين مبارزه مستقل بايد به‌تدريج شدت گيرد.

2ـ در خارج از ايران ـ وظيفه نيروهاي مبارز همگامي و كمك به نيروي داخلي است ـ بايد به تشكيلاتي كمك كرد كه ادامه دهنده مبارزه صحيح و اصيل ملت ما باشد.

كار دانشجويان ن.ا.ا در اروپا با حساب نتيجه كنگره جبهه ملي دو صورت ممكن است داشته باشد:

الف ـ چه نهضت آزادي در جبهه ملي بماند و چه نماند دستگاه رهبري جبهه دست افرادي بيفتد كه اعتقاد به خدمت به مردم و ايمان آنها در انجاام اين خدمت غيرقابل انكار است. با نبردن نهضت در آن مسلماً قدرت مبارزه آن (ناخوانا) خواهد بود. با وجود اين سازمان نهضت چه در داخل و چه در خارج بايد تمام كوشش تقويت اين سازمان و كمك عملي به پيشرفت‌كاران باشد.

لذا افراد نهضت در خارج فقط و فقط به صورت صددرصد مخفي پايه تشكيلاتي عميق و محكم را خواهند ريخت و در عين‌حال صميمانه در تشكيلات جبهه ملي در خارج كار خواهند كرد.

ب ـ دستگاه رهبري بدست كساني بيفتد كه چه به علت عدم وابستگي صميمانه و عميق خود با نهضت ملي ايران و چه به علت محافظه‌كاري و نداشتن ديد روشن قادر به رهبري صحيح مبارزه نبوده ومسائل مأيوس شدن افراد مؤمن و ساده و حتي انحراف جبهه را فراهم خواهند كرد. در اين صورت سازمان نهضت در خارج فعاليت خود را علني خواهد كرد.

درمراحل اول علني بودن اين مبارزه فقط به صورت انتشار يك نشريه عملي خواهد شد. در تمام اروپا يك يا دو نفر عضويت خود را درنهضت آشكار كرده نشريات را با پست به آدرس افراد خواهند فرستاد.

3ـ با حساب بالا سازمان نهضت در اروپا فعاليت سازماني رسمي خود را آغاز كرد. (اين مسئله كاملاً مخفي بماند) تعداد اعضاي اين سازمان تا برخورد آينده اعضا ثابت خواهد ماند. اين افراد كساني هستند كه همگي در ايران در نهضت مقاومت ملي و يا نهضت آزادي ايران فعاليت داشته‌اند. مركز ارتباطات پاريس تعيين شده است. هرگونه ارتباطي با تهران و نقطه ديگري جز وسيله دو عضو پاريس (ع و پ)) (2)غيررسمي خواهد بود. كليه ارتباطات تهران بايد به وسيله پاريس انجام گيرد.

4ـ در مورد رابطه با ايران دوستان ما معتقد بودند كه در تهران بايد با يك فرد و يا يك كميته مأمور ارتباط با خارج تعيين شود. اين رابطه بايد حوالي دو الي سه به آدرس ناشناس در اختيار خارج بگذارد. در ارتباطات آينده براي مطالب مهم بايد از مسافر استفاده شود. سازمان تهران نامه‌هاي پستي را در صورت اقتضا بهتر است به آدرس دوستان ساير شهرها بفرستد كه به پاريس بفرستند.

5ـ فعاليت علني دانشجويان نهضت در اروپا با انتشار نشريه يك يا دوماهه آغاز خواهد شد. از سازمان مركزي انتظار داريم: اولاً كليه نشريات چه عمومي و چه داخلي خود را براي ما بفرستند (هر كدام در لااقل دو نسخه يكي به آدرس انگلستان يا آلمان و يكي به آدرس پاريس) ثانياً از اعضاء خود بخواهد مطالب مفيدي براي درج در نشريه ارسال دارند. ثالثاً از كميسيون سياسي نهضت خواسته شود هر پانزده روز يك بار تفسير كاملي از اوضاع سياسي ايران براي ما بفرستد.

با اطلاع مطالب بالا از تهران انتظار داريم در اولين فرصت نتيجه كامل كار كنگره جبهه ملي و نظر و نقش خود در مقابل جبهه و كار در خارج اعلام دارد.

 

 

1. اين اولين سند هسته اوليه شاخه نهضت آزادي ايران در خارج از كشور مي‌باشد كه به ابتكار شادروانان دكتر علي شريعتي و پرويز امين در پاريس تشكيل شده. متأسفانه اطلاعيه دروني گروهي تأسيس نهضت آزادي ايران در خارج از كشور در ارديبهشت سال 1342 كه به امضاي دكتر چمران، دكتر شريعتي، صادق قطب‌زاده به پرويز امين و دكتر ابراهيم يزدي رسيده بود، در دسترس نبود.

2. ع: علي شريعتي، پ: پرويز امين.

 

 

 

بسمه تعالي

1343/1964

اساسنامه سازمان نهضت آزادي ايران در خارج از كشور

شامل:

1ـ مقدمه.

2ـ قسمت اول ـ كنگره.

3ـ قسمت دوم ـ شورا.

4ـ قسمت سوم ـ هيئت اجرائي.

5ـ قسمت چهارم، كميته كشوري ـ كميته شهري و حوزه.

6ـ قسمت پنجم ـ شرايط عضويت.

7ـ قسمت ششم ـ‌ حقوق و وظائف عمومي اعضاء.

8 ـ قسمت هفتم ـ مقررات انضباطي.

ــــــــــ ــــ ــــــــــ

مقدمه

ـ با توجه به خفقان ناشي از حكومت پليس و سازمان امنيت در ايران و عدم امكان فعاليت علني سازمان‌هاي سياسي در داخل و در نتيجه لزوم تشديد مبارزات ملي در خارج از كشور،

ـ با توجه به خلاء فكري موجود در جامعه ايران و به‌ويژه بين نسل جوان و روشنفكر و رسالتي كه نهضت آزادي مي‌تواند در هدايت و رهبري فكري آنان داشته باشد،

ـ با توجه به ضرورت مبارزات پيگير و عميق براي فراهم كردن مقدمات و شرايط يك تحول اساسي اجتماعي در ايران،

ـ و به‌منظور تحقق بخشيدن به هدف‌هاي نهضت آزادي ايران كه الهام‌گيرنده از آرمان‌هاي ملي و خواسته‌هاي اساسي ملت ايران است، سازمان نهضت آزادي ايران در خارج از كشور تشكيل مي‌گردد.

از آنجا كه شرايط پليسي و خفقان‌آور ايران و وجود سازمان‌هاي جاسوسي داخلي و خارجي موجوديت سازمان و اعضاي آن را به مخاطره مي‌افكند. سازمان نهضت در خارج از كشور به صورت مخفي خواهد بود و كليه اعضاي سازمان به‌جز در مواردي كه علني شدن عضوي ضرورت پيدا كند فعاليت‌هاي خود را به‌طور مخفي انجام خواهد داد.

اساسنامه حاضر به منظور پاسخگوئي به احتياجات فوق و متشكل نمودن نيروهاي نهضت در خارج از كشور، با توجه به اصل تشويق روح خودجوشي و استقلال واحدهاي نهضت در كادر اساسنامه و مرامنانه موجود، با رعايت اصول دموكراسي و مركزيت، با الهام از اساسنامه نهضت آزادي ايران (در داخل) و با در نظر گرفتن شرايط و مقتضيات خارج از كشور تنظيم مي‌گردد.

در مواردي كه بين مواد اين اساسنامه و اصول كلي اساسنامه نهضت آزادي ايران در داخل تناقضي مشاهده گردد اساسنامه ايران مورد قبول خواهد بود.

تذكر ـ هر جا لغت سازمان به كار رود منظور سازمان نهضت آزادي ايران در خارج از كشور مي‌باشد.

 

قسمت اول ـ كنگره

ماده 1ـ كنگره عالي‌ترين مرجع سازمان مي‌باشد.

ماده 2ـ كنگره سازمان در يكي از دو قاره اروپا و امريكا حداقل سالي يك‌بار تشكيل مي‌گردد. كليه اعضاي پيوسته سازمان حق شركت در كنگره را خواهند داشت.

تبصره 1ـ هيئت اجرائي مسئول تعيين وقت، محل و تدارك كنگره مي‌باشد.

تبصره 2ـ وقت و محل تشكيل كنگره بايد حداقل چهار هفته قبل از موعد تشكيل توسط هيئت اجرائي به اطلاع تمام اعضاء برسد.

ماده 3ـ كنگره با شركت حداقل دوسوم اعضاي پيوسته سازمان در قاره محل تشكيل كنگره رسمي مي‌گردد.

ماده 4ـ كنگره در هر يك از دو قاره تشكيل گردد نمايندگان شركت‌كننده از قاره ديگر به اندازه نصف بعلاوه و يك كليه اعضاي پيوسته سازمان در آن قاره حق رأي خواهند داشت.

ماده 5ـ اختيارات و مسئوليت‌هاي كنگره:

الف ـ بررسي كار گذشته شورا، هيئت اجرائي و افراد سازمان.

ب ـ تعيين و تصويب برنامه‌هاي آينده سازمان و تنظيم خط‌مشي كلي.

پ ـ تغيير و تفسير اساسنامه.

تبصره 1ـ پيشنهادهاي مربوط به بند پ بايد حداقل دو هفته قبل از تشكيل كنگره به هيئت اجرائي واصل شود.

تبصره 2ـ تغيير مواد اساسنامه با تصويب دوسوم اعضاي حاضر در كنگره عملي مي‌باشد.

ت ـ انتخاب اعضاي شورا با رأي مخفي مستقيم.

ماده 6ـ كليه تصميمات به جز در مورادي كه در اساسنامه قيد شده باشد با رأي اكثريت اعضاي حاضر در كنگره اتخاذ مي‌گردد.

ماده 7ـ اركان تشكيلاتي سازمان عبارتند از: شورا، هيئت اجرائي، كميته كشوري، كميته شهري و هسته.

 

قسمت دوم ـ شورا

ماده 8 ـ‌ در غياب كنگره، شورا عالي‌ترين مرجع سازمان مي‌باشد.

ماده 9ـ شورا مركب از هفت نفر مي‌باشد كه در كنگره با رأي مخفي انتخاب مي‌گردند.

تبصره ـ دو نفر آخر در ليست انتخابات شورا به عنوان اعضاي علي‌البدل شورا تعيين مي‌گردند. در مورادي كه يكي از اعضاي شورا به عللي نتواند در جلسه شورا شركت كند از اعضاي علي‌البدل به ترتيب دعوت خواهد شد.

ماده 10ـ شورا حداقل هر شش ماه يكبار جلسه تشكيل مي‌دهد.

ماده 11ـ جلسات شورا با شركت حداقل دوسوم اعضاي آن رسمي مي‌شود (پنج نفر).

تبصره 1ـ تصميمات شورا به جز در مواردي كه در اساسنامه قيد شده است با اكثريت مطلق آرا خواهد بود.

تبصره 2ـ هيئت اجرائي و يا چهار نفر از اعضاي شورا مي‌توانند تقاضاي جلسه فوق‌العاده شورا را بنمايند.

ماده 12ـ اختيارات و مسئوليت‌هاي شورا:

الف ـ انتخاب هيئت اجرائي.

ب ـ تعيين برنامه كار سازمان در موارد فوق‌العاده و در كادر مصوبات كنگره‌هاي گذشته.

پ ـ نظارت بر اجراي صحيح خط‌مشي مصوبه كنگره.

ت ـ رسيدگي به اقدامات هيئت اجرائي و انتقادات اعضاء.

ماده 13ـ شورا بلافاصله پس از ختم كنگره تشكيل جلسه داده و از بين خود سه نفر را با رأي مخفي به عنوان هيئت اجرائي انتخاب مي‌نمايد. اعضاي هيئت اجرائي بايد از نظر كنگره و اعضاي سازمان مخفي باشند.

تبصره: متهم از رأي صادره حق استيناف ندارد.

تبصره ماده 13ـ شورا در موارد ضروري مي‌تواند با رأي اعضاء يك نفر را از خارج شورا به عضويت هيئت اجرايي انتخاب نمايد.

ماده 14ـ شورا مي‌تواند يك يا همه اعضاي هيئت اجرائي را بركنار و اعضاي جديدي انتخاب كند. اعضاي مستعفي يا معزول هيئت اجرائي همچنان عضو شورا باقي خواهند ماند.

ماده 15ـ اداره جلسات شورا برحسب نظام‌نامه جداگانه‌اي خواهد بود كه به تصويب شورا برسد.

 

قسمت سوم ـ هيئت اجرائي

ماده 16ـ هيئت اجرائي مركب از سه نفر است كه توسط شورا با رأي مخفي انتخاب مي‌شوند.

ماده 17ـ هيئت اجرائي حداقل هر سه ماه يكبار تشكيل جلسه خواهد داد.

تبصره ـ دو نفر از اعضاي هيئت اجرائي مي‌توانند تقاضاي تشكيل جلسه فوق‌العاده بنمايند.

ماده 18ـ جلسه هيئت اجرائي با حضور دو نفر از اعضاي رسمي خواهد بود.

تبصره 1ـ كليه تصميمات به جز در مواردي كه اساسنامه پيش‌بيني كرده باشد با اكثريت مطلق اعضاي هيئت اجرائي اتخاذ مي‌گردد.

تبصره 2ـ مسئول تشكيلات و ارتباطات مسئول اطلاع ودعوت براي تشكيل جلسه هيئت اجرائي و تنظيم دستور جلسات مي‌باشد.

ماده 19ـ در صورتي كه يكي از اعضاي هيئت اجرائي به عللي كم شود دو عضو باقيمانده مي‌توانند از يكي از اعضاي شورا موقتاً دعوت به همكاري نمايند تا در اولين جلسه شورا مسئله هيئت اجرائي مورد رسيدگي قرار گيرد.

ماده 20ـ در صورتي كه به عللي هيئت اجرائي از اكثريت بيفتد جلسه فوق‌العاده شورا بايد براي تكميل هيئت اجرائي تشكيل شود. در اين فاصله عضو باقيمانده به كمك ساير اعضاي شورا ترتيب كارها را داده و از وقفه در فعاليت‌ها جلوگيري به عمل خواهد آورد.

ماده 21ـ هر يك از اعضاي هيئت اجرائي مسئول يكي از كميته‌هاي سه‌گانه خواهد بود و شورا اين مجموعه را از ابتدا با در نظر گرفتن مراتب تخصصي افراد انتخاب خواهد كرد.

ماده 22ـ اختيارات و مسئوليت‌هاي هيئت اجرائي:

الف ـ تهيه برنامه و خط‌مشي آينده سازمان براي تقديم به كنگره.

ب ـ انجام كليه امور اجرائي سازمان در كادر خط‌مشي كلي و مصوبات كنگره و شورا.

پ ـ تقديم گزارش كارهاي انجام شده به شورا و كنگره.

ماده 23ـ چنانچه امضاءكننده، بيانيه و يا اعلاميه‌اي ضرورت داشته باشد هيئت اجرائي درباره چگونگي امضاي آن تصميم خواهد گرفت.

ماده 24ـ تقسيم كار در هيئت اجرائيه ـ‌ كميته‌ها.

الف ـ كميته تشكيلات، ارتباطات و اطلاعات مسئول عضوگيري و كليه كارهاي تشكيلاتي و ارتباطي سازمان و جمع‌آوري اطلاعات لازم.

ب ـ كميته تعليمات، تبليغات و انتشارات مسئول تهيه و تنظيم كليه برنامه‌هاي تعليماتي،‌ تبليغاتي و انتشاراتي.

پ ـ كميته فني و مالي ـ‌ مسئول چاپ، تكثير و توزيع نشريات، جمع‌آوري وجوه مالي، تنظيم بودجه و رسيدگي به درآمدها و مخارج سازمان.

ماده 25ـ هريك از اعضاي هيئت اجرائي موظفند يك كميته 5ـ 3 نفري از بين اعضاي سازمان براي انجام مسئوليت‌هاي مربوطه تشكيل دهند.

ماده 26ـ برنامه كلي هر كميته بايد قبل از اجرا به تصويب هيئت اجرائيه برسد.

ماده 27ـ اعضاي هر كميته داراي حقوق مساوي بوده و در برابر هيئت اجرائي مسئول مي‌باشند.

 

قسمت چهارم ـ كميته كشوري، كميته شهري و هسته

ماده 28ـ كميته كشوري ـ‌ در هر كشوري كه تعداد اعضاي سازمان زياد باشد با تصويب اجرائي كميته يكي از شهرها و يا كميته‌اي مركب از نمايندگان كميته‌هاي شهري به عنوان كميته كشوري انتخاب شده و مسئول كارهاي داخلي آن كشور خواهد بود. ارتباط آن با هيئت اجرائي توسط يك رابط انجام مي‌گيرد.

ماده 29ـ كميته شهري ـ در هر شهري كه متجاوز از يك هسته وجود داشته باشد مسئولين هسته‌ها و يا يكي از هسته‌ها به عنوان كميته شهري تعيين مي‌گردد. مسئوليت كميته شهري ايجاد هماهنگي بين هسته‌هاي آن شهر، توسعه‌ي فعاليت‌ها و انجام برنامه‌هاي سازمان در آن شهر مي‌باشد. كميته شهري توسط يك رابط با كميته كشوري و يا هيئت اجرائي ارتباط خواهد داشت.

ماده 30ـ هسته ـ هسته كوچك‌ترين واحد سازماني است كه از 3 تا 5 نفر اعضاي پيوسته سازمان تشكيل مي‌گردد. هر هسته يك نفر را به عنوان مسئول و رابط با كميته شهري، كميته كشوري يا هيئت اجرائي انتخاب مي‌نمايد.

وظائف هسته اجراي مصوبات و دستورات كميته شهري، كميته كشوري يا هيئت اجرائي مي‌باشد و برنامه كار آن براساس اين مصوبات عبارت خواهد بود از:

الف ـ بحث و تحقيق و تجزيه و تحليل مسائل فكري، اجتماعي و سياسي.

ب ـ دادن ايده و برنامه به هيئت اجرائي.

پ ـ فراهم كردن وسايل شكوفا شدن ذوق و استعداد اعضاء.

ت ـ تربيت افراد با ايمان، آگاه، خودجوش و مبارز.

تبصره ـ هسته با توجه به مخفي بودن سازمان و در كادر مرامنامه و اساسنامه و خط‌مشي كلي نهضت آزادي داراي اختيارات كافي خواهد بود تا بتواند اقدامات مقتضي در مواردي كه پيش مي‌آيد به عمل آورد.

ماده 31ـ در نقاطي كه تعداد اعضاي پيوسته كمتر از سه نفر باشد، اعضاء در حدود اختيارات و وظائف عمومي كه براي هر فرد در نظر گرفته شده است (قسمت ششم) عمل خواهد كرد و در سطح مسائل كلي‌تر تابع كميته كشوري يا هيئت اجرائي مي‌باشد.

 

قسمت پنجم ـ شرائط عضويت

ماده 32ـ عضو پيوسته ـ فردي مي‌تواند به عضويت پيوسته سازمان پذيرفته شود كه واجد كليه شرايط زير باشد:

الف‌ ـ مرامنانه، اساسنامه و خط‌مشي كلي نهضت را بپذيرد.

ب‌ ـ زندگي گذشته و سوابق او براي سازمان روشن باشد.

پ ـ انگيزه مبازره او صرفاً كمال انسانيت و نجات ملت باشد.

ت ـ مشهور به صفات ناپسند و معتاد به كارهاي زشت نباشد.

ث ـ مقداري از وقت و پول خود را برطبق مصوبات در اختيار سازمان بگذارد.

ماده 33ـ عضو وابسته ـ افرادي كه واجد همه مشخصات مربوط به عضو پيوسته نباشند ولي بخواهند با سازمان همكاري كنند مي‌توانند به عضويت وابسته سازمان پذيرفته شوند.

تبصره 1ـ اعضاي وابسته حق شركت در كنگره را ندارند.

تبصره 2ـ ارتباط و همكاري آنها با سازمان از طريق نزديك‌ترين ومناسب‌ترين كميته شهري برقرار مي‌گردد.

تبصره 3ـ با تصويب هسته، اعضاء وابسته مي‌توانند در جلسات آن شركت نمايند.

تبصره 4ـ اعضاي وابسته بايد ماهانه‌اي به ميزاني كه كنگره يا شورا تعيين مي‌كند بپردازند.

 

قسمت ششم ـ حقوق و وظائف عمومي اعضاء

الف ـ حقوق

ماده 34ـ هر عضو حق دارد از سياست كلي سازمان و كارهاي عمومي آن (مگر آنچه مخفي بودنش تصويب شده باشد) باخبر و آگاه باشد.

ماده 35ـ هر عضو حق دارد نظريات و سئوالات خود را در مورد سياست گذشته، حال و آينده سازمان و نيز پيشنهادهايش را از طريق تشكيلاتي مطرح نمايد.

ماده 36ـ هر عضو حق دارد از هر يك از اعضاء و يا ارگان‌هاي آن از طريق تشكيلاتي انتقاد نمايد.

ب ـ وظايف

هر عضو سازمان موظف است كه:

ماده 37ـ سعي كند نمونه يك مسلمان واقعي بوده و در رشد شخصيت خود بكوشد و دركليه فعاليت‌هاي نهضت مبتكر و پيشقدم باشد.

ماده 38ـ از خط‌مشي كلي نهضت از لحاظ فكري و سياسي آگاهي پيدا نموده و در توسعه آن همواره كوشا باشد.

ماده 39ـ مرام و خط‌مشي فكري و سياسي را با توجه و رعايت اصول اختفاي سازمان نهضت براي عموم توضيح داده و آنها را تشويق به فعاليت نمايد.

ماده 40ـ نسبت به مردم خدمت‌گزار بوده و به نظريات و خواسته‌هايشان با كمال دقت و علاقه گوش دهد.

ماده 41ـ وحدت عقيدتي و سازماني را تقويت نموده و از ورود و نفوذ افراد و افكار زيان‌بخش و ناشايسته به تشكيلات نهضت جلوگيري نمايد.

ماده 42ـ رأي اكثريت را در تمام موارد گرچه مخالف با نظريات شخصي او باشد پذيرفته و در اجراي آن صادقانه و صميمانه بكوشد.

ماده 43ـ از آنجا كه انتقاد سازنده هم حق و هم وظيفه است هر عضو بايد انتقاد از خود و سايرين را توسعه داده، كندي‌ها و اشتباهات و انحراف‌ها را با جسارت و بدون پيرايه از طريق تشكيلاتي مطرح نموده و براي از بين بردن آنها كوشا باشد.

ماده 44ـ با خودبيني و خودخواهي و تك‌روي و تمايلات فردي مبارزه كند و از هر عملي كه جلو انتقاد سازنده را بگيرد جلوگيري نمايد.

ماده 45ـ حداقل دريكي از ارگان‌هاي نهضت شركت داشته باشد.

 

قسمت هفتم ـ مقررات انضباطي

ماده 46ـ مواردي كه از نظر تشكيلاتي خطا و جرم شناخته مي‌شوند به قرار زير است:

الف ـ انحراف از اصول مرامنامه، اساسنامه و عدم اجراي مفاد آن.

ب ـ غفلت و سهل‌انگاري در انجام وظايف سازماني.

پ ـ سرپيچي از اجراي دستورات سازماني.

ت ـ كوشش در راه تجزيه و ايجاد تفرقه و پراكندگي در سازمان و برهم‌زدن يك‌پارچگي آن.

ث ـ ارتكاب اعمالي كه به حيثيت و شرافت سازمان و يا اعضاي آن آسيب رساند.

ماده 47 ـ مجازات‌ها

الف ـ مجازات‌هاي درجه يك:

1ـ تذكر، سرزنش يا اخطار شفاهي.

2ـ تذكر، سرزنش يا اخطار كتبي.

ب ـ مجازات‌هاي درجه دو:

1ـ محروميت موقت از حقوق سازماني.

2ـ اخراج از سازمان.

ماده 48ـ مجازات‌هاي درجه يك در داخل هسته يا كميته مربوطه مطرح و خود آن ارگان رأي صادر مي‌كند. عضو متهم از رأي صادره حق استيناف ندارد.

ماده 49ـ مجازات‌هاي درجه دو ابتدا در هسته يا كميته مربوطه مطرح و رأي صادر مي‌شود. ابلاغ و اجراي حكم با تصويب هيئت اجرائي مي‌باشد.

تبصره ـ در مورد اعضاي هيئت اجرائي حكم به شورا و در مورد اعضاي شورا حكم به كنگره رجوع خواهد شد.

ماده 50ـ اين اساسنامه در ……… قسمت و …………. ماده و …………… تبصره و در تاريخ …………….. به تصويب هيئت اجرائي رسيد تا در اولين جلسه شورا مطرح و تصويب و سپس براي تصويب نهائي تقديم كنگره گردد.

 

 

درون سازماني

بسمه تعالي

گزارش كميسيون خط‌مشي، انتشارات و تبليغات و تعليمات

مقدمه:

بمنظور تحقق آرمان‌هاي مقدس نهضت ملي ايران يعني كسب استقلال كامل سياسي، اقتصادي فكري و مبارزه با هر نوع استعمار خارجي و استبداد داخلي و براي فراهم كردن زمينه‌هاي يك انقلاب عميق و اساسي و همه جانبه از لحاظ فكري و سياسي، ايجاد سازمان نهضت آزادي را در خارج از كشور اعلام مي‌داريم.

ــــــــــ * ــــ * ــــــــــ

1- خط‌مشي

براي پيشبرد هدف‌هاي فوق و با الهام از مرامنامه نهضت آزادي ايران كه مبتني بر مبناي دين اسلام و اعلاميه حقوق بشر است و نيز با توجه به مقتضيات ما در خارج از كشور خط‌مشي سازماني ما عبارت خواهد بود از:

 

الف ـ از لحاظ بين‌المللي

1- مبارزه با هرگونه استعمار و استعمار نو بخصوص آنهايي كه به تماميت ارض و ذخاير ملي و طبيعي ما چشم طمع دارند.

2- همگامي با نهضت‌هاي آزادي‌بخش كليه كشورها و به خصوص كشورهاي برادر و پشتيباني از حقوق حقه آنها.

3- سعي در شناساندن نهضت آزادي ايران در خارج از كشور بويژه در كشورهاي برادر.

 

ب ـ از لحاظ سياست داخلي

1- كمك به تشديد مبارزات نيروهاي ملي مقاوم و مخالف رژيم.

2- دادن آگاهي و شعور انقلابي به توده‌هاي مردم و نيروهاي سياسي بوسيله شناساندن نهضتهاي رهائي‌بخش كشورهاي عقب نگهداشته شده بويژه آنهايي كه با ما علائق و مشكلات مشترك دارند.

3- پرهيز از تصادم و تضاد با ساير نيروهاي مخالف رژيم.

با توجه به اصول سه‌گانه بالا وظيفه سازمان ما در خارج از كشور عبارت خواهد بود از:

الف ـ شناساندن انگيزه‌هاي فكري و سياسي نهضت آزادي ايران و توسعه امكانات و تسهيل مشكلات برادران ما در داخل ايران.

ب ـ منعكس ساختن كليه مبارزات و مقاومتي‌هايي كه در داخل ايران عليه دستگاه مي‌شود از قبيل مقاومت دهقانان، عشاير، ارتشيان آزاده، بازاريان، كارگران و دانشجويان و غيره.

پ ـ منعكس ساختن حقانيت و اصالت مبارزات مراجع روحاني عاليقدر، در خارج.

ت ـ همكاري با جبهه ملي سوم و تقويت آن.

ث ـ حفظ بي‌طرفي مثبت با شخصيت‌ها و گروه‌هايي از مليون كه در كادر جبهه ملي نيستند.

ج ـ هدايت مبارزات دانشجويي و سعي در عدم انحراف آنها از مبارزات ملي.

چ ـ خنثي كردن فعاليت‌ها و تبليغات عوامل رژيم و گروه‌هاي مخالف نهضت ملي ايران.

ــــــــــ * ــــ * ــــــــــ

2- انتشارات وتبليغات

1- انتشار مجله تئوريك حداقل شش شماره در سال.

2- بررسي و مطالعه امكان انتشار يك روزنامه ارگان

3- رساندن اخبار به‌طور منظم به همه اعضاء از طريق يك خبرنامه داخلي.

4- همكاري با كليه نشريات ملي و اسلامي كه با تشخيص هيئت اجرائي بتوان از آنها براي پيشبرد هدف‌هاي نهضت استفاده كرد.

5- تكثير و انتشار نشريات نهضت در ايران و ساير نشريات و كتب مفيد و نيز تلخيص و ترجمه كتب مفيد با تشخيص هيئت اجرائي.

6- بررسي امكانات وسعي در استفاده از فرستنده‌هاي كشورهاي اسلامي به نفع نهضت آزادي ايران.

* * * * * * ــــــــــــــــ * * * * * *

3- تعليمات

1- تهيه جزوه‌هاي تعليماتي (فكري، سياسي، سازماني و عملي) براي اعضاء سازمان.

2- تشكيل دو سمينار در سال آينده.

3- تهيه دستور بحث براي هسته‌هاي مقدماتي تعليماتي.

عباسي ـ مصاحب ـ زرگر ـ زند ـ گرانمايه*

 

تذكر ـ اين نسخه رونوشت پاكنويس شده از گزارش اصلي كميسيون به كنگره مي‌باشد و در آن حك و اصلاح‌هاي مصوب كنگره منظور شده است.

 

 

* به ترتيب: دكتر غلامعباس توسلي، دكتر فريدون سحابي، مهندس ابوالفضل بازرگان، راستين

 

 

4- درون سازماني

بسمه تعالي

گزارش كميسيون تشكيلات، ارتباطات و اطلاعات

 

1- تشكيلات

فرم تشكيلاتي سازمان ذيلاً تشريح مي‌گردد: اساسنامه سازمان نهضت در خارج از كشور با توجه به اين فرم تشكيلاتي و با الهام از روح دمكراس و سانتراليزم و انضباطي اساسنامه سازمان نهضت در ايران توسط هيئت اجرائيه تهيه گرديده و براي تصويب به شورا كه هر شش ماه يكبار تشكيل جلسه مي‌دهد ارائه مي‌گردد.

تشكيلات نهضت در خارج از كشور از شورا، هيئت اجرائيه، سازمان‌هاي كشوري، شهري و هسته تشكيل مي‌گردد:

 

1- شورا

شورا مركب از هفت نفر است كه در كنگره سالانه انتخاب مي‌شوند. جلسات شورا حداقل هر شش ماه يكبار تشكيل مي‌گردد. در غياب كنگره شورا عالي‌ترين مرجع سازمان است. شورا مسئول نظارت بر اجراي خط‌مشي سازمان و رسيدگي به اقدامات هيئت اجرائيه و انتقادات اعضاء مي‌باشد. شورا موظف است از بين خود سه نفر را به عنوان هيئت اجرائيه انتخاب نمايد. در موارد ضروري شورا مي‌تواند با رأي اعضاء يكنفر را خارج از شورا براي عضويت هيئت اجرائيه تعيين نمايد هيئت اجرائيه و يا چهار نفر از اعضاي شورا مي‌توانند تقاضاي تشكيل جلسه فوق‌العاده شورا را بنمايند.

 

2- هيئت اجرائيه

هيئت اجرائيه مركب از سه نفر است كه توسط شورا انتخاب مي‌شوند. مسئوليت هيئت اجرائيه انجام كليه برنامه‌هاي اجرائي مي‌باشد.

هيئت اجرائيه مسئوليت‌هاي مختلف را به ترتيب زير بين خود تقسيم مي‌نمايند:

الف ـ مسئول كميته تشكيلات، ارتباطات و اطلاعات ـ اين كميته مسئول عضوگيري، كليه ارتباطات سازماني و جمع‌آوري اطلاعات مي‌باشد.

ب ـ مسئول كميته تعليمات، تبليغات و انتشارات ـ اين كميته مسئول تهيه و تنظيم كليه برنامه‌هاي تعليماتي، تبليغاتي و انتشاراتي سازمان مي‌باشد.

پ ـ مسئول كميته فني و مالي ـ اين كميته مسئول چاپ و توزيع نشريات، جمع‌آوري وجوه مالي، تنظيم بودجه و رسيدگي و تأمين مخارج سازمان مي‌باشد.

 

3- كميته كشوري ـ كميته شهري ـ هسته

كميته‌هاي شهري از طريق كميته كشوري با مركز ارتباط تماس خواهند داشت. در صورتي كه هيئت اجرائيه صلاح بداند كميته‌هاي شهري مي‌توانند مستقيماً با مركز ارتباط تماس بگيرند.

هسته از 5-3 نفر تشكيل مي‌گردد. ارتباط هسته بوسيله مسئولي خواهد بود كه توسط خودشان انتخاب مي‌شود.

 

2- ارتباطات

1- ارتباط پستي

الف ـ در خارج در كشورهاي و شهرهاي مختلف خارج صندوق‌هاي پستي و آدرس‌هايي به نام‌هاي مستعار (در صورت امكان) تهيه گردد كه از ايران بتوانند با آن آدرس‌ها مكاتبه نمايند. مسئولين اين صندوق‌ها و آدرس‌ها، نامه‌هاي دريافتي را به مركز ارتباطي سازمان ارسال مي‌دارند.

 

ب ـ در ايران نيز بايد صندوق‌هاي پستي و آدرس‌هائي با اسامي مستعار تهيه گردد كه براي مكاتبات ازخارج به داخل مورد استفاده قرار گيرد.

 

2- ارتباط پيكي

الف ـ در خارج براي اين منظور بايد افراد مطمئني در عراق انتخاب شوند كه پيك‌هايي كه از ايران مي‌آيند نامه‌ها و اطلاعات خود را به آنها بدهند و از آنجا توسط پست به آدرس‌هاي مناسبي در اروپا و آمريكا ارسال شده و از اين آدرس‌ها به مركز ارتباطي سازمان فرستاده شود.

ب ـ‌ در ايران ـ در ايران بايد مراكزي براي تماس پيك‌هايي كه به ايران مي‌روند تعيين گردد كه آنها بتوانند مطالب خود را تسليم نمايند. براي ارتباط بين ايران و عراق مي‌‌توان ارزاننده‌هايي كه در اين مسير كار مي‌كنند استفاده كرد.

ـــــــــ * * ـــــــــ * * ـــــــــ

3- اطلاعات

پرسشنامه‌هاي اطلاعاتي

الف ـ پرسشنامه عمومي ـ در اين فرم اطلاعات كلي براي شناسائي مقدماتي دانشجويان و ايرانيان مقيم خارج از كشور درج مي‌گردد. اين فرم توسط اعضاء سازمان پر مي‌شوند.

ب ـ پرسشنامه تكميلي ـ اين فرم نيز توسط اعضاي سازمان درباره كسانيكه با توجه به فرم الف واجد شرايط عضويت در سازمان مي‌باشند پر مي‌شود. در اين فرم كليه خصوصيات و سوابق فرد مورد نظر بدون آنكه خود او مطلع باشد درج مي‌گردد. براي اين منظور اعضاي سازمان با افراد مورد نظر به طريق مقتضي تماس برقرار كرده و اطلاعات لازم را كسب مي‌نمايند.

تبصره ـ كليه اعضاي سازمان نيز چنين پرسشنامه‌اي را در مورد خودشان پر خواهند كرد.

پ ـ پرسشنامه مربوط به سازمان‌ها و احزاب بين‌المللي (غيرايراني) ـ در اين فرم، اطلاعاتي از قبيل اسم، آدرس نوع فعاليت‌ها، انتشارات، مسئولين و كمك‌هايي كه احياناً اين سازمان‌ها (دانشجويي، سياسي، اجتماعي، كارگري، مذهبي و غيره) مي‌توانند بما كنند درج مي‌گردد.

ت ـ پرسشنامه مربوط به سازمان‌هاي ايران ـ در اين پرسشنامه نيز درباره سازمان‌هاي ايراني جمع‌آوري مي‌شود.

ث ـ پرسشنامه مربوط به سفارت‌خانه‌ها و سرپرستي‌هاي ايران در خارج.

ـ بايد يك مركز اطلاعاتي در ايران بوجود آيد كه بتواند راجع با افرادي كه به خارج آمده‌اند و ميل دارند عضو سازمان نهضت در خارج از كشور شوند اطلاعات جمع‌آوري كرده وارسال نمايند.

ـ كميته تشكيلات براي هر يك از اعضاء پرونده تشكيلاتي از سوابق و فعاليت‌هاي سازماني او تشكيل مي‌دهد.

ـ هر يك از اعضاء موظفند گزارش ماهانه فعاليت‌هاي خود را به مرجعي كه هيئت اجرائيه معرفي مي‌كند ارسال نمايند.

تذكر ـ براي عضويت در سازمان علاوه بر فرم‌هاي اطلاعاتي بايد برگ درخواست عضويت نيز پر شود.

وصال ـ يوسفي ـ حميدي ـ كسائي*

اين نسخه رونوشت پاكنويس شده از گزارشي است كه توسط كميسيون به كنگره تقديم شد و در آن حك و اصلاحي كه بتصويب كنگره رسيد، منظور شده است.

* به ترتيب: مهندس محمد توسلي و دكتر كارگشا

 

 

5- درون سازماني

نظريات اعضاء درباره گروه‌ها و احزاب و شخصيت‌هاي مختلف

1- جبهه ملي

علوي ـ رل ما در جبهه نبايد خصم‌آميز باشد و بايد صلح را ترويج كنيم.

 

2- حزب ايران

حميدي ـ اين حزب پايه مردمي ندارد. در اروپا نيز عده‌اي از آنها علناً مخالف نهضت ملي ايران و تز مصدق هستند.

زند ـ دو سه نفر هستند مثل رواساني كه دسيسه بازي مي‌كنند و تز يك حزبي را مطرح كرده و عده‌اي را دور خودشان جمع كرده‌ اند و از جمله سخت با نهضت مخالفت مي‌كنند. داورپناه و شاكري و بعضي ديگر دنبالشان هستند.

علوي ـ در حزب ايران دو جناح وجود دارند: جناح شاپور بختيار و جناح سنجابي، جناح اول بيشتر به نهضت نزديكتر است. با حزب ايراني‌ها بهتر از مردم ايراني‌ها مي‌توان نزديك شد.

عباسي ـ بايد به حزب ايراني نزديك شد ولي عده‌شان در اروپا بسيار كم است.

 

3- ملت ايران

زند ـ اين حزب صميمانه با نهضت همكاري مي‌كند. از اين فرصت بايد استفاده كرد.

عباسي ـ ملت ايراني‌ها ظاهراً جلو آمده و به نهضت علاقه نشان مي‌دهند. فقط با اين دسته بايد زياد نزديك شد.

مصاحب ـ بعضي از ملت ايراني‌ها مانند قريشي و شمس در آلمان پيشنهاد همكاري با نهضت داده‌اند.

 

4- مردم ايران

حميدي ـ اين حزب سابقه بدي داشته و نبايد خود را به آن نزديك كنيم.

زند ـ نبايد آنها را كوبيد ولي در ضمن نبايد گذاشت زياد قدرت پيدا كنند.

علوي ـ از لحاظ مذهبي صديق و پاك نيستند و تقلب و فريبكار و اهل سازشند. نمي‌توان به آنها اعتماد كرد در مبارزه متزلزل هستند به آنها نبايد حمله كنيم زيرا نيرويمان تلف خواهد شد.

عباسي ـ‌ همه خيال مي‌كنند نهضت با مردم ايران ائتلاف كرده همكاري با مردم ايران و سايرين براي مبارزه با باند رواساني و شاكري و غيره خوبست ولي نبايد فريب خورد.

 

توده‌‌اي‌ها

زند ـ توده‌‌اي‌ها بر سه نوعند: برلني (روسي، طرفدار كميته مركزي)، چيني و سازمان امنيتي. با توده‌اي‌هاي روسي كاري نبايد داشته باشيم. توده‌اي‌هاي چيني مبارزه و پاك هستند و به شورا و هـ.ا. حزب توده انتقاد دارند. بايد از آنها استفاده كرد.

علوي ـ با هر دو جناح اختلاف ايدئولوژي داريم. حمله به جناح روسي جايز نيست ولي همكاري هم مضر است. در افتادن با حزب توده با توجه به پشتيباني جهاني آنها ما را ضعيف مي‌كند. ائتلاف با آنها جناح مذهبي را از ما خواهد گرفت. در مورد جناح چيني، نبايد با آنها ائتلاف كرد يا بزرگشان كرد و ضمناً بايد سعي كرد كه آنها از نهضت نردبان ترقي نسازند.

 

خسرو قشقائي

كسائي ـ فردي است كثيف، مقام‌پرست، پولدوست و ….‌باز. نبايد به او نزديك شد.

حميدي ـ اطلاع زيادي درباره او ندارم ولي كمك او در گذشته به نهضت ملي ايران را نبايد فراموش كرد. ضمناً ما نبايد از كسي بت بسازيم.

زند ـ قشقائي نقاط ضعفي دارد. مثلاً سال قبل 000/100 مارك برايش پول رسيد و همه را در ايتاليا خرج كرد. نسبت به نهضت سخت سمپاتي دارد و پيشنهاد كرده ماشين چاپ در اختيار ما بگذارد و حروف‌چين بدهد. گفته است من از ايران فرد مي‌آورم شما تربيت كنيد. خواهرزاده‌اش فريدون قشقائي به طوريكه مي‌گويند يك هنگ ژاندارمري را خلع سلاح كرده و به كوه‌ها زده است. مي‌گويد لازم نيست من وارد نهضت شوم ولي هر نوع همكاري مي‌كنيم.

علوي ـ قشقائي ممكن است فاسدالاخلاق باشد ولي اگر حاضر به كمك است بايد استفاده كرد.

عباسي ـ به كسي گفته بود در ايران يك مرد هست و آن هم مهندس بازرگان. بعد از تسليم همه فقط او در شيراز مقاومت مي‌كرد. بني‌صدر و ديگران با توجه به اين سمپاتي او به نهضت به او نزديك شده‌اند و ممكن است به اسم نهضت و به نفع خود استفاده كنند.

مصاحب ـ اگر صميميت او ثابت شود نبايد دست او را رد كرد.

 

دكتر شايگان

حميدي ـ فرد خوبي است ولي تشكيلاتي نمي‌باشد

عباسي ـ در برابر شايگان و ديگران نبايد جبهه‌گيري كنيم.

 

اطلاعات تفرقه

زند ـ قبلاً در مونيخ كميته آسيائي ـ آفريقائي وجود داشت من نيز عضو بودم. براي كنفرانس الجزيره 8 قطعنامه نوشتيم. اعراب نخست حمايت مي‌كردند و از اعلاميه آيت‌الله خميني خشنود بودند.

زند ـ در گيسن انجمن اسلامي هست كه مجله سه ماهه دارند و پيشنهاد كرده‌اند برايشان مقاله فارسي بنويسيم. از بعضي كشورهاي مسلمان به اين انجمن كمك مي‌شود.

عباسي ـ افراد مخالف نهضت در جبهه عبارتند از: برادران شاكري، رواساني، داورپناه، برادران راسخ و شايد در حدود 19-18 نفر باشند. در كنگره اخير 13 رأي داشتند.

زند ـ قشقائي به توفان كمك مالي مي‌كند.

 

 

اسناد درون سازماني

طرح پيشنهادي تشكيلات نهضت در خارج 1345

فرم تشكيلاتي نهضت در خارج

1ـ فرم تشكيلاتي با الهام از روح دموكراسي سانتراليزم و انضباطي بر اساس ايمان، ذيلاً تشريح مي‌گردد. اساس‌نامه نهضت در خارج با توجه به اين فرم توسط هيئت اجرائيه تهيه‌ مي‌گردد و براي تصويب به اولين جلسه شورا كه هر شش ماه يك بار تشكيل مي‌گردد ارائه مي‌شود.

2ـ تشكيلات نهضت از شورا، هيئت اجرائيه، سازمان‌هاي كشوري شهري و حوزه تشكيل مي‌گردد.

3ـ شورا هفت نفر و در كنگره ساليانه انتخاب مي‌شوند. شورا هر شش ماه يك بار تشكيل جلسه مي‌دهند. مسئول نظارت بر اجراي خط‌مشي و رسيدگي به اقدامات هيئت اجرائيه و رسيدگي به انتقادات اعضا مي‌باشد.

در غياب كنگره شورا عالي‌ترين مرجع سازمان است.

4ـ هيئت اجرائيه ـ سه نفر توسط انتخاب مي‌شوند. مسئوليت هيئت اجرائيه. اجراي كليه برنامه‌هاي اجرائي مي‌باشد.

ـ هيئت اجرائيه مسئوليت‌هاي مختلف را ترتيب زير بين خود تقسيم مي‌كند:

الف ـ كميته ـ تشكيلات، ارتباطات و اطلاعات ـ مسئول عضوگيري كليه ارتباطات سازماني، جمع‌آوري اطلاعات مي‌باشد.

هيئت اجرائيه و يا چهار نفر از اعضاي شورا مي‌توانند تقاضاي جلسه فوق‌العاده كنند.

ب ـ كميته تعليمات، تبليغات و انتشارات مسئول تهيه و تنظيم كليه برنامه‌هاي تعليماتي، تبليغات ـ انتشاراتي سازمان مي‌باشد.

ج ـ كميته فني مالي ـ‌ مسئول چاپ و توزيع نشريات سازمان ـ جمع‌آوري وجوه مالي، تنظيم بودجه و رسيدگي و تأمين مخارج سازماني مي‌باشد.

5ـ كميته‌هاي شهري ـ كميته‌هاي شهري از طريق كميته‌هاي كشوري با مركز ارتباطي تماس خواهند داشت.

تبصره ـ در صورتي كه هيئت اجرائيه صلاح بداند كميته‌هاي شهري مي‌توانند مستقيماً با مركز ارتباطي تماس مي‌گيرند.

6 ـ حوزه ـ حوزه از 5 ـ 3 نفر تشكيل مي‌گردد. ارتباط حوزه به وسيله مسئولي خواهد بود كه توسط خودشان انتخاب مي‌شود.

 

مطالبي كه بايد توسط هيئت اجرائيه تهيه گردد:

1 ـ فرم‌هاي اطلاعاتي

1ـ فرم عمومي ـ در اينجا فرم اطلاعات كلي در اين شناسائي مقدماتي دانشجويان و ايرانيان خارج از كشور جمع‌آوري مي‌شود ـ اينجا فرم توسط اعضاي نهضت در خارج مي‌گردد.

2ـ فرم تكميلي ـ كساني كه با توجه به نتايج فرم عمومي واجد شرايط عضويت در نهضت باشند. براي تكميل اطلاعات فرم تكميلي تهيه مي‌گردد و كليه خصوصيات و سوابق فرد موردنظر از آن منعكس شده باشد. اين فرم نيز توسط اعضاي نهضت بدون اينكه فرد موردنظر متوجه شود پر مي‌شود. اعضاي نهضت مي‌بايستي به طريق مقتضي با افراد موردنظر تماس برقرار كنند و اطلاعات لازم را كسب نمايند.

تبصره ـ كليه اعضاي نهضت نيز چنين فرمي را پر خواهند كرد.

3ـ فرم براي سفارتخانه‌ها ـ سرپرستي‌ها ـ تمام اعضا موظفند حداكثر اطلاعات ممكن را جمع‌آوري و ارسال دارند.

4ـ فرم براي سازمان‌ها و احزاب بين‌المللي ـ اطلاعاتي از نوع اسم، آدرس، نوع فعاليت‌ها،‌ انتشارات، مسئولين و كمك‌هائي كه احياناً مي‌توانند به ما بكنيد تهيه مي‌گردد (دانشجوئي، سياسي، كارگري، مذهبي،….)

5ـ بريده مطبوعات محلي كه مربوط به ايران و يا نهضت‌هاي ملي و همراه با ترجمه (كشورهاي آسيائي، آفريقائي و آمريكاي لاتين) ـ كليه اطلاعات و اخباري را كه مي‌شنويد ارسال نماييد.

 

2ـ ارتباطات با ايران

1ـ ارتباط پستي ـ در كشورها و شهرهاي مختلف خارج صندوق‌هاي پست و آدرس‌هائي كه در صورت امكان به نام‌هاي مستعار تهيه گردد كه از ايران بتوانند با آن آدرس‌ها مكاتبه كنند. مسئولين اين صندوق‌ها، نامه‌هاي مزبور را به مركز ارتباطي سازمان ارسال مي‌دارند.

2ـ ارتباط پيكي ـ از طريق عراق توسط افراد مطمئن انجام گيرد. براي اين منظور افراد مطمئن در عراق انتخاب شوند برنامه و اطلاعات به آنجا برسد و از آنجا توسط پست به آدرس مناسبي به اروپا يا آمريكا ارسال گرديد و از آنجا به مركز ارتباطي سازمان ارسال دارند.

ـ براي پيك از راننده‌هائي كه بين ايران و عراق كار مي‌كنند مي‌توان استفاده كرد.

 

3ـ كارهائي كه در ايران بايد انجام گيرد

1ـ آدرس‌هائي با اسامي مستعار (صندوق پستي ـ آدرس) تهيه گردد براي مكاتبات با خارج يا داخل استفاده شود.

2ـ مراكزي براي تماس پيك تعيين گردد. هر پيك از طريق اروپا يا عراق مي‌تواند مطالب خود را تسليم نمايد.

3ـ مركز اطلاعاتي در ايران به وجود آيد كه بتواند راجع به افرادي كه به خارج آمده‌اند و مي‌خواهند عضو نهضت در خارج بشوند اطلاعاتي جمع‌آوري و براي خارج ارسال نمايند.

4ـ براي ارسال نشريات مي‌توانند از بسته‌هاي پستي به طوري كه با محتواي ديگري قبلاً از اداره گمرك بسته‌بندي و مهروموم شود و براي ارسال موقعي كه مي‌خواهند به شركت‌هاي باربري و يا اداره پست (در صورتي كه 20 كيلومتر باشد) ببرند پوشش آن را باز كرده و محتوي آن را به طور مطلوب تغيير داده و دوباره شكل و وزن اوليه دربياورند.

 

ـ براي عضويت گذشته از پركردن فرم‌هاي اطلاعاتي و دارا بدون شرايط عضويت و برگ درخواست عضويت نيز بايد پرشود.

ـ هر كدام از اعضا موظفند ماهانه گزارش از فعاليت‌هاي خود و يا مرجعي كه هيئت اجرائيه معرفي مي‌كند بنويسند.

ـ كميته تشكيلات براي هر يك از اعضا پرونده تشكيلاتي از سوابق و فعاليت‌هاي عضو تشكيل بدهد.

ـ تمام اعضاي سازمان بايستي جزو يكي از ارگان‌هاي سازمان باشند.

B مسئوليت افراد نهضت

1ـ وظائف عمومي

الف ـ معرفي افراد براي عضويت، اسم، آدرس، سوابق زندگي، روحيات و عقايد سياسي، تجربيات سياسي و اجتماعي گذشته و حال،

ب ـ ارسال اسم و آدرس كليه ايرانيان خارج و به‌طور خلاصه سوابق زندگي، روحيات، عقايد سياسي و تجربيات و موقعيت‌هاي آنان،

ج ـ ارسال هر نوع اطلاعات راجع به جريانات سياسي، افراد و سازمان‌هاي سياسي مثل حزب توده و جبهه، انجمن‌هاي دانشجوئي، انجمن‌هاي اسلامي،

د ـ ارسال بريده جرايد محلي كه مربوط به اوضاع ايران مي‌باشد،

هـ ـ ارسال نشريات محلي مربوط به ايران ـ دانشجوئي و غيردانشجوئي،

و ـ كوشش براي مخفي نگاه داشتن سازمان و افراد نهضت،

ز ـ معرفي افراد مشكوك و سازمان امنيتي،

ح ـ اطلاعات از تجار ايراني، سوابق، طرزكار،‌ عقايد در آمريكا، اروپا و عراق و

ط ـ اطلاعات راجع به افراد ايلات ايران، سوابق، روحيات، عقايد سياسي.

2ـ وظايف اختصاصي

الف ـ ارسال اسامي و آدرس كامل كارمندان سفارتخانه‌ها و سرپرستي‌ها در خارج. سوابق، روحيات، طرز فكر و عقايد سياسي

ب ـ شناختن مأمورين سازمان امنيت در خارج ـ شناسايي مأمورين سفارتخانه‌ها كه پاسپورت مي‌فرستند ـ تهيه پاسپورت

ج ـ ايجاد شبكه اطلاعاتي در سفارت‌هاي واشنگتن و لندن و سرپرست‌هاي مختلف

د ـ ايجاد يك شبكه كسب اطلاعات از هاكوپ*

هـ ـ كليه اطلاعات راجع‌به مسافرت‌هاي قاچاق

  

 

بسم الله الرحمن الرحيم

هدف، رسالت و خط‌مشي نهضت آزادي ايران

به مصداق راه و رسم تبليغي رسول بزرگوار اسلام به پيروي از فرمان آية شريفة:

«قُل هذِه سَبيلي اَدْعَ اِلَي الله عَلي بَصِيرَ\ اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي…»

و به مصداق آية شريفة:

«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُم اُمَّـ]‌ً وَسَطاً لِتَكُونوُا شُهَداءَ عَلَي النّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُول عَلَيْكُم شَهيِداً…» (2)

و با توجه به جهان‌بيني توحيدي و ايدئولوژي اسلام كه مرام و هدف نهضت آزادي ايران را تشكيل مي‌دهد، و با توجه به سابقه فرهنگي و تاريخي ملت ايران و وضع كنوني جهان بر مبناي تحليل تاريخي ضميمه، نهضت آزادي ايران هدف و رسالت و خط‌مشي خود را به عنوان استراتژي مبارزه در 6 قسمت زير خلاصه مي‌كند:

الف ـ رسالت عقيدتي و تربيتي (ايدئولوژيك)

ب ـ هدف و خط‌مشي (استراتژي) مبارزه

ج ـ وظايف تشكيلاتي

د ـ برنامه مبارزه

هـ ـ زمينه‌سازي براي آينده

و ـ نقش واسط و شاهد داشتن

 

الف ـ رسالت عقيدتي و تربيتي (ايدئولوژيك)

1- نفي هرگونه پرستش غير خدا (طاغوت) و تدوين و ترويج جهان‌بيني توحيدي به شكل زير:

الف ـ تدوين و تعليم جهان‌بيني توحيدي و اصول اجتماعي و سياسي (ايدئولوژي) اسلامي

ب ـ اصلاح برداشت‌هاي يك بعدي از جهان‌بيني توحيدي و ايدئولوژي اسلامي.

ج ـ تحليل و رد جهان‌بيني‌هاي كفر و شرك و نظام‌هاي طاغوتي

2- تربيت و تعليم افراد بر بنياد ارزش‌هاي توحيدي از طريق گسترش شيوه‌هاي تربيتي و تعليماتي اسلامي در تمام شئون فرهنگي و اجتماعي و مبارزه با تعليم و تربيت‌هاي ضدانساني و ضداسلامي بيگانه و غيراصيل.

3- مبارزه مخصوص با نظام سلطنتي كهن ايران و هر نوع نظام استبدادي و محو آثار ريشه‌دار آن در شئون مختلف حكومتي، اداري، فكري، رواني و اعتقادي و جانشين كردن ايمان و روح استقلال و آزادي‌خواهي و خدمتگزاري و انضباط، و نماياندن قدرت پوشالي و بي‌ريشه استبداد به مستضعفين مرعوب و مجذوب.

4- تبليغ و تمرين تقوا در جهت احياء شخصيت و فضائل انساني و ضرورت اصلاح بنيادي افراد و انقلاب نفوس.

5- مبارزه با عوامل تفرقه و ميراث فرديت و ترويج و اشاعة روح همكاري و اتحاد و انضباط در جامعه.

 

ب ـ هدف و خط‌مشي مبارزه (استراتژي)

6- با توجه به اين كه دشمن اصلي مردم، استبداد است و استبداد براي تثبيت و ابقاي خود پيوندي عميق با انواع استيلاهاي خارجي برقرار كرده است و به ياري و همكاري همه جانبة استيلا مردم را سركوب مي‌كند و به بند مي‌كشد و به پرستش خود مي‌خواند، هدف مبارزات خود را محو استبداد قرار مي‌دهيم و از تضييع و غارت اموال و حقوق ملت به وسيله هر نوع استيلا جلوگيري مي‌كنيم و پس از رسيدن ملت به آزادي، خواستار روابط سياسي و اقتصادي و فرهنگي دوستانه متقابل ملت با كشورهاي بيگانه به شرط حفظ استقلال خود هستيم.

 

 

ج ـ خط‌مشي تشكيلاتي

7- از آنجا كه پيروزي بر دشمن اصلي و وصول به اهداف مورد نظر تنها با تشكل همه مردم مستضعف و زحمتكش خلق ما را ميسر است لذا نهضت آزادي ايران كوشش خود را براي آگاه ساختن و تشكل مستضعفين جامعه به كار خواهد برد.

8- از آنجا كه روشنفكران عناصر آگاه اجتماع صرف‌نظر از شغل و معلومات كلاسيك و… مي‌باشند ومسئوليت ابلاغ پيام و آگاهي به خلق را بعهده دارند، نهضت آزادي ايران مركز تشكل صادقترين و فداكارترين روشنفكران مسلمان متعهد خواهد بود.

9- از آنجا كه كشاورزان و كارگران مستضعف‌ترين بخش جامعه ما را تشكيل مي‌دهند، نهضت آزادي ايران با ايجاد شعبه‌هاي خاص و فعاليت براي تربيت و تعليم و تحرك و تشكل طبقات كشاورز و كارگر در جهت دفاع از حقوق صنفي خود و نجات كشاورزي و ايجاد تحول فكري در كشاورزان و كارگران كوشش خواهد كرد.

10- چون قشر روشنفكر و تحصيل كرده بيشتر از ساير گروه‌هاي اجتماعي بار مبارزه و مسئوليت اجتماعي روشنگري را بر دوش دارد، تشكيلات ما، ضمن تلاش براي متشكل كردن همة گروه‌هاي اجتماعي در صنوف خود، تكيه خاصي بر گروه‌هاي دانشجو و طلاب و دانش‌آموز خواهد داشت.

11- توجه به نقش و تأثير خاص كارمندان دولت و تربيت سياسي و تشكل و تجهيز آنان و دادن قدرت و شخصيت به كارمندان در جهت احساس مسئوليت در برابر ملت، از هدف‌هاي ما است.

12- از آنجا كه نظام استبدادي كوشش مي‌كند مشاغل آزاد و كسب‌هاي مستقل و خرده‌پا را از بين برده به انحصارها تبديل و به اقتصادهاي بزرگ خارجي وابسته كند و افراد را به مشاغل دولتي سوق دهد تا حس ابتكار و آزادي‌خواهي و مسئوليت را از همه گرفته به ابزارهايي بي‌اراده و اختيار و افرادي متكي مبدل گرداند، كوشش نهضت آزادي ايران بر اين است كه از طريق ايجاد اتحاديه‌هاي صنفي از بازاريان و اصناف و پيشه‌وران نيروي آنها را در پيشبردشان بسيج كند.

13- از آنجا كه زنان ايران نيز مانند مردان، در نظام استبدادي قرباني خودكامگي‌ها و بي‌توجهي‌ها بوده‌اند و اكنون نيز وسيله‌اي براي تبليغات سياسي و تجارتي شده به بهانة دادن حقوق آنان را به صورت كالا و بازيچه بي‌اراده درآورده‌اند، نهضت آزادي ايران، با الهام از تعليمات انساني اسلام، و براي تربيت و تعليم ايدئولوژيك و سياسي و اجتماعي زنان و به منظور انجام صحيح وظايف و فعاليت‌هاي اسلامي آنان، سازمان مخصوصي براي بانوان تشكيل مي‌دهد و براي بازگرداندن ارزش باطني و حقيقي زن در اجتماع و درون خانواده و شركت صحيح آنان در فعاليت‌هاي اجتماعي و متوجه ساختن آنان به مسئوليت خطير خانوادگي و تربيت فرزنداني با اراده و با شخصيت، به تلاش مي‌پردازند.

14- با توجه به نقش مؤثر و اهميت حساس و وظيفه خطيري كه ايرانيان خارج از كشور در مبارزات به حق مردم ايران بر عهده دارند، نهضت آزادي ايران تقويت تشكيلات و ارتباطات با خارج را در زمينه حفظ پيوند ملي و عقايد ديني و هماهنگ كردن برنامه كار آنان با داخل كشور، با استفاده از امكانات و وظايفي كه محيط‌هاي خارج آماده و ايجاب مي‌كند از وظايف تشكيلاتي خود به شمار مي‌آورد.

 

د ـ برنامه مبارزه

15- انتخاب شيوه‌هاي به حق و مشروع براي رسوا كردن دشمن مدعي قانون و نشان دادن خصيصه ضدقانوني و ضد مردمي استبداد.

16- اطلاع پيدا كردن از نقاط ضعف دشمن و استفاده از آنها جهت تنظيم خطوط اصلي مبارزه و تشجيع مردم براي شناختن صحيح دشمن خود و اتخاذ عمل صالح در شئون مختلف مبارزه.

 

هـ ـ زمينه‌سازي براي آينده

17- ايجاد زمينه مساعد و تدارك شرايط لازم براي ادامه مبارزه و تداوم آن در آينده و تعالي و تكامل مبارزه تا رسيدن به حكومت اسلامي و آمادگي جامعه براي ايجاد جامعه توحيدي.

18- مطالعه و بررسي عميق طرح و برنامه‌هاي اصلاحي بنيادي و استفاده درست و به جا (صالح) از همه امكانات مادي و معنوي موجود.

19- ايجاد و ابتكار و تشويق برنامه‌هاي جنبي اجتماعي و تشكيلاتي.

 

و ـ نقش واسط و شاهد داشتن

20- احتراز از خودبيني و خودخواهي‌هاي شخصي و حزبي و احساس مسئوليت اسلامي و ملي براي آگاهي دادن و ارتباط و اجتماع ساير طبقات و صنوف در داخل افكار و روحيات و شرايط مربوطه.

21- سعي در نمونه و شاهد و رابط بودن والگو دادن براي همه افراد و گروه‌هايي كه در جهت هدف توحيدي مبارزه و جهاد مي‌كنند. به منظور دفع و طرد طاغوتيان، خيانتكاران به عقيده و ملت ما، فرصت‌طلبان سوداگر و سازشكار سطحي‌نگر، وابستگان به افكار و عقايد ناهماهنگ با مكتب و جهان‌بيني توحيدي، از يك طرف، و از طرف ديگر، جذب و اصلاح و تشويق افراد و گروه‌هاي نيمه راه براي استفاده از تاكتيك‌ها و استراتژي لازم و به جا در هر موقعيت تاريخي و اجتماعي به عنوان عمل صالح خداپسندانه كه به آزادي و استقلال مردم بيانجامد.

 

1. بگو اينست راه و رسم من كه بر پاية روشن‌بيني، خود و آنكس كه از من پيروي كند، به سوي خدا فرا مي‌خوانم… (يوسف ـ 108)

2. بدين ترتيب شما را امتي قرار داديم و تعيين كرديم در ميان ميدان پيكار زندگي تا نمونه و شاهدي باشيد در برابر انظار مردم و رسول هم نمونه و گواهي باشد فر راه شما… (بقره ـ 143)

 

 

بسمه تعالي

خصوصي.‌ براي انتشار نيست

14 جولاي 1971 ـ 23 تيرماه 1350

دعوت به اولين نشست نهضت در آمريكا

برادر ايماني و نهضتي بعد از سلام

بدين‌وسيله از شما دعوت مي‌شود تا در نشستي كه اعضاء و ياران نهضت آزادي ايران در آمريكا تشكيل خواهند داد شركت نمائيد.

تاريخ 3ـ 6 سپتامبر 1971

محل در ميدوست. آدرس كامل محل بعداً به اطلاع شما خواهد رسيد.

دستور نشست. 1ـ بررسي اقدامات گذشته

2ـ تحليل اجمالي از اوضاع و امكانات فعلي

3ـ تعيين خطوط اساسي خط‌مشي فعاليت‌هاي آينده

4ـ انتخاب مسئولين جديد

ـ شركت شما در اين نشست نهايت ضرورت را دارد

ـ اين دعوت‌نامه و اطلاعيه فقط مخصوص خود شماست و نبايد با شخص ديگري مطرح گردد.

ـ در صورتي كه از دوستان نهضتي كساني را مي‌شناسيد كه واجد صلاحيت براي شركت در فعاليت‌هاي نهضت مي‌باشند و مايل به دعوت آنها به اين نشست مي‌باشيد لطفاً اسم و آدرس و ساير مشخصات آنها را براي اين دفتر ارسال داريد تا ترتيب دعوت از آنها داده شود. بدون اطلاع قبلي اين دفتر كسي را دعوت نكنيد.

ـ در صورتي كه شركت شما در اين نشست قطعي است ما را در اولين فرصت مطلع سازيد تا آدرس دقيق و ترتيب اقامت در محل داده شود.

نهضت آزادي ايران

در خارج از كشور (دفتر آمريكا)

 

 

بسمه تعالي

گزارش به نهضت در داخل

جون 15 ـ 1971

از دفتر نهضت آزادي ايران در خارج از كشور

به دوستان نهضتي در داخل ايران

موضوع تجديد فعاليت در خارج از كشور ـ درخواست نظر و كمك فكري و سازماني

 

دوستان و برادران ايماني بعد از سلام

به پيوست اطلاعيه‌اي را كه اخيراً صادر شده است براي شما مي‌فرستيم. توجه و اقدام درباره‌ي مسائل زير مورد درخواست ماست.

1ـ آغاز كار برمبناي مصوبات آخرين كنگره‌ايست كه در خارج تشكيل يافت واز محتوي و متن آنها كم و بيش مطلع هستيد.

2ـ نظرات خود را در مورد مطالب پيوست اطلاع دهيد.

3ـ تأثير اعلام و آغاز فعاليت‌ها را در وضعيت خودتان در داخل توضيح دهيد.

4ـ وضع ارتباطي خود را با ما تنظيم و تحكيم نمائيد.

5ـ ارسال اخبار ايران به طور منظم و دقيق و با تحليل‌هاي مستند و موثق نهايت ضرورت را دارد.

6ـ اسم و آدرس عناصر نهضتي را كه به خارج سفر مي‌كنند به ما اطلاع دهيد.

7ـ دريافت اين نامه و جواب آن را وسيله حامل ارسال داريد.

به اميد پيروزي

دبير سابق شورا ذكي‌نيا*

 

* دكتر ابراهيم يزدي

 

 

طرحي براي تشكيلات

جناب آقاي دكتر سلام.(1)

در پاسخ به نامه دفتر مركزي نظريات خودم را ارسال مي‌دارم. لزوماً توجه‌تان را به موارد زير معطوف مي‌دارم.

1- شش برگ از ضميمه فقط مربوط به تشكيلات سازمان است نه واحدهاي ديگر. در صورت لزوم در جلسه نشست بايد با پيشنهادات ديگر تلفيق گردد.

2- به علت تمايلي كه داشتم تا هرچه زودتر اين اوراق برسند نتوانستم تمام آن را كامل كنم. بعلت مصالح سازماني از ضبط رونوشت خودداري نموده و پيش‌نويس‌ها را از بين برده‌ام.

3- در مورد مسائل كلي سازمان و خط‌مشي سياسي آن مطالبي دارم كه اگر وقتي به من اختصاص داده شود در جلسه عمومي نشست بيان خواهم داشت.

با احترام ـ محمد ارشك(2)

17 آگوست 71 ـ 26 مرداد 1350

1. دكتر ابراهيم يزدي

2. محمد نعمت‌اللهي

 

 

تشكيلات خارج از كشور

1- عضويت:

عضو نخستين واحد تشكيلاتي سازمان است. اعضاء انجمن‌هاي اسلامي با پيشنهاد مسئول تشكيلات كميتة كشوري و تصويب لااقل اعضاء كميتة كشوري به عضويت وابسته نهضت آزادي پذيرفته شده براي گذراندن دوره تعليماتي به هسته مربوطه معرفي مي‌گردند.

عضو وابسته پس از طي دوره تعليماتي مي‌تواند تقاضاي عضويت پيوسته را بنمايد.

 

2- هسته:

هسته حداقل از يك عضو پيوسته كه مسئول كليه امور آن است تشكيل مي‌گردد. درهر هسته از يك تا چهار عضو ديگر اعم از پيوسته يا وابسته مي‌توانند عضويت يابند.

جلسات رسمي هسته هفتگي خواهد بود.

 

3- كميته شهري

با تصويب كميته كشوري سه يا چند هسته نزديك بهم كميته شهري را تشكيل مي‌دهند. اعضاء كميته شهري مسئولين هسته‌ها مي‌باشند.

جلسات كميته شهري يكمرتبه در ماه بوده ولي در صورت ضرورت جلسات فوق‌العاده خواهد داشت.

 

4- كميته كشوري

كميته كشوري از نمايندگان كليه كميته‌هاي شهري موجود در هر كشور تشكيل خواهد گرديد. اعضاء كميته كشوري از بين خود يكنفر را به عنوان رئيس و مسئول كميته كشوري و سه نفر را به عنوان هيئت اجرائيه براي مدت يكسال انتخاب خواهد كرد.

ـ رئيس و مسئول كميته كشوري

ـ مسئول تشكيلات، ارتباطات و اطلاعات

ـ مسئول انتشارات، تعليمات و تبليغات

ـ مسئول امور فني

جلسات رسمي كميتة كشوري سه مرتبه در سال خواهد بود. ولي به تقاضاي دو عضو هيئت اجرائيه و يا به تقاضاي اكثريت اعضاء كميته جلسات فوق‌العاده تشكيل خواهد بود.

 

5- كنگره

كنگره مجمع عمومي نمايندگان كميته‌هاي شهري است كه هر سال يكمرتبه تشكيل خواهد گرديد. هر كميته شهري حق يك رأي در كنگره را دارا مي‌باشد. ولي هر نماينده شورا به تعداد كميته‌هاي شهري كه به او وكالت داده‌اند در كنگره حق رأي دارد.

 

6- شورا

شورا منتخب كنگره براي مدت يك سال بوده، تعداد اعضاي آن نيز توسط كنگره هر ساله تعيين خواهد گرديد. هر كميتة كشوري به نسبت كميته‌هاي شهري موجود در آن كشور، در شورا عضو خواهد داشت.

 

7- هيئت اجرائي سازمان

شورا پس از ختم كنگره و در اولين جلسه خود پنج نفر را به ترتيب زير جهت هيئت اجرائيه انتخاب خواهد كرد.

ـ مسئول تشكيلات، ارتباطات و اطلاعات مربوط به سازمان

ـ مسئول ارتباط با ايران

ـ مسئول ارتباطات بين‌المللي

ـ مسئول انتشارات، تعليمات، تبليغات

ـ امور فني و مالي

مسئول ارتباط با ايران فقط رابط بين سازمان مركزي ( ايران) و سازمان خارج از كشور مي‌باشد. تا هماهنگي لازم بين مبارزات و برنامه‌هاي داخل و خارج برقرار گيرد.

مسئول ارتباطات بين‌المللي فقط رابط بين مسئولين كميته‌هاي كشوري و هيئت اجرائي سازمان است.

 

 

روابط تشكيلاتي نهضت آزادي

1- كنگره

كنگره به طور ساليانه تشكيل خواهد گرديد. هيئت اجرائي سازمان با مشورت با كميته‌هاي كشوري و بررسي تمام موارد لازم و جوانب امر تاريخ و محل تشكيل كنگره را به شورا براي تصويب پيشنهاد مي‌نمايد. ضمناً از كميته‌هاي كشوري خواهد ساخت كه به مقدمات تعيين نمايندگان خود در شورا بپردازند.

مقدمات كار بايد طوري انجام شود كه بين 4 تا 6 هفته كليه اعضاء شركت كننده در كنگره از تاريخ و محل تشكيل كنگره با اطلاع باشند.

وظايف كنگره بشرح زير است:

1- بررسي فعاليت‌هاي سازمان در سال گذشته. ارزيابي آن و تحقيق عوامل موفقيت يا كمبود راندمان

2- بررسي اوضاع داخلي ايران، سياست جهاني، اوضاع كشورهاي اسلامي. پيش‌بيني مسير آينده حوادث

3- تعيين خط‌مشي سازماني براي سال آينده بر اساس شماره 2

4- ابقاء‌يا تغيير تشكيلات سازمان براي تطبيق با فعاليت‌هاي سال آينده.

5- انتخاب اعضاء شورا. تصميم در تعداد اعضاء شورا به عهدة كنگره است.

هر نوع تصميم‌گيري و همچنين انتخاب اعضاء شورا با رأي اكثريت صورت خواهد گرفت.هر كميته شهري يك نماينده در كنگره داشته و در نتيجه حق يك رأي را خواهد داشت. هر عضو كنگره به تعداد كميته‌هاي موكل خود رأي در كنگره خواهد داشت.

 

2- شورا

شورا براي مدت يك‌سال از طرف كنگره تعيين خواهد شد. هر كميته كشوري به نسبت تعداد كميته‌هاي شهري خود در شورا عضو خواهد داشت. وظايف و حقوق بشر بشرح زير است.

1- نظارت بر اعمال هيئت اجرايي و همكاري با آنان براي موفقيت بيشتر در انجام خط‌مشي مصوبه كنگره.

2- انتخاب هيئت اجرائي؛ كه بلافاصله پس از انتخاب شورا، اولين جلسه شورا تشكيل و اعضاء هيئت اجرائي را انتخاب خواهند كرد. هرگاه به عللي يكي از اعضاء هيئت اجرائي از آن كسر گرديد. فوراً به دعوت آن هيئت يكي از اعضاء شورا به جاي عضو خارج شده انجام وظيفه خواهد كرد. در صورتيكه اين عمل در نيمه دوم سال انتخابي اتفاق بيفتد عضو دعوت شده براي بقيه مدت در هيئت اجرائيه خواهدبود. در صورتيكه در نيمه اول باشد شورا در ابقاء او يا تعيين ديگري تصميم خواهد گرفت.

3- در صورتي كه يكي از اعضاء شورا از آن خارج شود كميته كشوري براي باقيمانده مدت ديگري را معرفي خواهد كرد.

 

4- كميته كشوري

كميته كشوري كه از نمايندگان كليه كميته‌هاي شهري انتخاب مي‌شوند بالنسبه داراي استقلال عمل و قدرت تصميم‌گيري مي‌باشد.

 

شوراي كشوري

ـ هر كميته كشوري داراي يك شوراي كشوري خواهد بود كه از كليه اعضاء كميته تشكيل خواهد شد به استثناي هيئت اجرائي فرعي شوراي كشوري بر اعمال هيئت اجرائي كشوري نظارت خواهد كرد.

ـ شوراي كشوري خط‌مشي هيئت اجرائي را براي انجام وظايف محوله توسط هيئت اجرائي اصلي بررسي و پس از اصلاح تصويب خواهد نمود. ايجاد كميته‌هاي جديد شهري نيز با پيشنهاد هيئت اجرائي فرعي و تصويب شورا خواهد بود.

ـ تغيير خط‌مشي و انجام فعاليت‌هاي لازم غيره منتظره بايستي با موافقت شورا صورت گيرد.

ـ پذيرش عضو جديد، اجراي تنبيهات مقرره، اخراج عضو از سازمان بايستي به تصويب شورا برسد.

تنبيهات مقرره عبارتند از:

1- اخطار كتبي در مرتبه اول

2- اخطار كتبي در مرتبه دوم

3- محروميت موقت از تصميم‌گيري، رأي، حضور در تشكيلات مختلفه سازمان

4- اخراج دائم توأم با انتشار آگهي دال بر اخراج از سازمان

 

هيئت اجرائي فرعي

كميته كشوري سه نفر را از بين خود به عنوان هيئت اجرائي به شرح زير انتخاب مي‌نمايد:

1- مسئول تشكيلات، ارتباطات، اطلاعات

2- مسئول انتشارات، تعليمات و تبليغات

3- مسئول فني و مالي

اعضاء هيئت اجرائي فرعي تا زماني كه بدين سمت باقي هستند در رأي دادن به تصميمات آن هيئت شركت نخواهند كرد.

هيئت اجرائي برنامه‌هاي لازم را براي تعليمات اعضاء و تبليغات تهيه نموده براي تصويب به شورا پيشنهاد مي‌نمايد.

 

5- كميته شهري

مسئولين هسته‌هاي هر كميته شهري با تقسيم وظايف مقرره بين خود هدف‌هاي سازماني را اجرا مي‌نمايند. كميته شهري با صلاحديد كميته كشوري اقدام به تشكيل هسته جديد و تعيين مسئول آن مي‌نمايد.

 

6- عضو

وظايف تشكيلاتي عضو پيوسته

1- حضور در انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان اعم از گروه فارسي زبان و گروه‌هاي عمومي مانند M.S.A.

2- سعي در شناسايي افراديكه مستعد مبارزات سياسي هستند و كوشش براي ايجاد آمادگي در سايرين. اين سعي و كوشش در خارج از جلسات انجمن صورت گرفته و طوري اقدام مي‌گردد كه منجر به بي‌نظمي در انجمن‌هاي اسلامي نگردد.

3- بدون اينكه فاش نمايد عضو نهضت آزادي است فرد مورد نظر را متوجه مسئوليت‌هاي مذهبي خود نسبت به خود و اجتماع و جهان بنمايد.

4- سپس جهان‌بيني نهضت آزادي را تشريح نموده، مباني انقلاب اجتماعي و دلايل لزوم اتحاديه مسلمانان را متذكر گردد.

5- زماني كه اطمينان حاصل شد فرد مورد نظر آمادگي‌هاي لازم را كسب نموده و آماده انجام مبارزات سياسي است (از مرحله سوم) كليه اطلاعاتي را كه درباره او دارد به هسته مربوطه خود تسليم مي‌نمايد تا از طريق كميته شهري براي تكميل پرونده به كميته كشوري ارسال گردد.

6- ارسال اطلاعات در اين مرحله قطع نمي‌گردد، بلكه جمع‌آوري اطلاعات (به نحوي كه منجر به جاسوسي نگردد و مزاحمت فرد مورد نظر را ايجاد ننمايد) ادامه خواهد يافت. اين اطلاعات ثانويه مخصوصاً هنگامي كه فرد مورد نظر ناخودآگاه سخناني ولو خيلي كوتاه مي‌گويند و يا اعمالي را انجام مي‌‌دهند ارزشمند خواهد بود.

 

 

بسمه تعالي

براي انتشار نيست

گزارش اولين نشست سالانه

برادران ايماني ـ اعضاء و ياران نهضت آزادي ايران

بعد از سلام

در تعقيب اطلاعيه دبير سابق شورا و پيشنهادات مكرر و متعدد دوستان نهضتي اولين نشست ساليانه نهضت آزادي ايران در آمريكا به ياري خدا در سپتامبر 1971 * تشكيل گرديد و گزارش مصوبات به شرح زير به اطلاع مي‌رسد.

1ـ تأييد اساس‌نامه سازمان نهضت آزادي ايران در خارج از كشور مصوب نشست سابق نهضت در خارج از كشور

2ـ تأييد و تصويب گزارشات كميسيون‌هاي خط‌مشي، انتشارات،‌تعليمات و تبليغات و كميسيون تشكيلات اطلاعات و ارتباطات.

3ـ تأييد و تصويب پيشنهاد دبير نهضت در اروپا در مورد اختفاي كامل فعاليت‌هاي نهضت.

برمبناي اين مصوبه از صدور هرگونه اعلاميه‌اي به نام نهضت خودداري خواهد شد مگر در موراد استثنائي و با تصويب كليه سازمان‌هاي قاره‌‌اي.

4ـ ضرورت تعليمات مبارزات مخفي ـ هيچ‌يك از افراد نهضت دست به كار سازماني نخواهند زد مگر آنكه ابتدا كلاس تعليمات مبارزات مخفي را بگذرانند بنابراين اوولين كلاس تعليمات مزبور در تعطيلات سال نو مسيحي تشكيل خواهد شد. نشست امريكا اتخاذ چنين سياستي را به كليه واحدهاي قاره‌اي شديداً توصيه مي‌نمايد.

5ـ بانك اطلاعات ـ براساس مصوبات نشست قبل (گزارش كميسيون تشكيلات و ارتباطات و اطلاعات) بانك اطلاعات نهضت مجدداً شروع به كار خواهد نمود ـ اعضاء موظف هستند مطابق طرح گزارش مزبور كليه اطلاعات خود را به مركز نهضت ارسال دارند.

6 ـ دعوت افراد سابق نهضت به سازمان و اطلاع آنها از فعاليت مجدد نهضت تنها پس از اطلاع و تصويب مركزيت خواهد بود. در دعوت اين افراد به سازمان، نهضت دو معيار اساسي موردنظر قرار خواهد گرفت. اول شايستگي اخلاقي ـ ايدئولوژيك و سياسي مي‌باشد. معيار دوم آمادگي اين افراد براي فعاليت سازماني و قبول مسئوليت است. چه‌بسا افراد نهضتي كه از جهت معيار اول واجد صلاحيت مي‌باشند ولي به علت اشتغالات مختلف آمادگي براي كار سازماني و قبول مسئوليت ندارند. لذا در شرائط كنوني دعوت اين افراد غيرلازم و بي‌نتيجه خواهد بود.

براي آن دسته از افراد نهضتي كه آمادگي كار سازماني را دارند ولي فاقد يكي از شايستگي‌هاي سه‌گانه اخلاقي ـ سياسي و ايدئولوژيك مي‌باشند دعوت آنها نيز در اين مرحله از رشد سازماني نهضت غيرمفيد مي‌باشد. اين افراد لازم است كه يك دوره كامل آزمايشي را در سازمان‌هاي همگام ـ نظير انجمن‌هاي اسلامي ـ بگذرانند.

7ـ دعوت افراد جديد ـ هيچ فردي به عضويت سازمان نهضت پذيرفته نخواهد شد مگر آنكه دوره تعليمات آزمايشي را در سازمان‌هاي همگام بگذراند. مدت دوره آزمايشي متفاوت و متناسب با افراد موردنظر مي‌باشد.

8 ـ‌ برنامه‌هاي تعليماتي

الف. تعليمات فكري و ايدئولوژيك ـ كليه اين تعليمات در درون سازمان‌هاي همگام انجام خواهد گرفت. علاوه بر تحليل‌هاي اصولي و كلي دو برنامه تاكتيكي زير را براي عموم دانشجويان پيشنهاد مي‌كنيم:

1ـ مبارزه با غرب‌زدگي و خود باختگي در برابر غرب از طريق تكثير و توزيع وسيع كتاب‌هاي جلال آل‌احمد (نظير غرب‌زدگي و خسي در ميقات).

2ـ براي مبارزه با اثرات روحي و رواني استبداد سلطنتي و استعمار و زدودن روح خودپائي و خودخواهي كتاب‌هاي مهندس بازرگان (از قبيل خودجوشي، بي‌نهايت كوچك‌ها، اسلام جوان، از خداپرستي تا خودپرستي، احتياج روز).

ب ـ تعليمات مبارزات مخفي و سازمان‌هاي زيرزميني

اين تعليمات تنها در سطح نهضت و از طريق مسئولين نهضت انجام خواهد گرفت.

 

ج ـ آشنائي با اصول جنگ‌هاي انقلابي

9ـ انتخاب مسئولين ـ با توجه به ضرورت اختفاي وظيفه و مسئوليت سازماني اعضاء نشست يك نفر را به عنوان دبير انتخاب نموده است و به او اختيارات تام داده است تا هركس را شايسته مي‌داند به مسئوليت‌هاي تشكيلات ـ مالي ـ و ارتباطات و اطلاعات برگزيند. بدون آنكه اين مسئولين را به يكديگر و يا به اعضاء معرفي نمايد.

10ـ نشريه داخلي ـ نشريه داخلي نهضت كه فقط مخصوص اعضاء نهضت خواهد بود به‌طور نامرتب و تنها در موارد نياز تهيه مي‌گردد. خبر تازه عنوان اين نشريه خواهد بود.

11ـ آرشيو اخبار و تفسيرهاي سياسي ـ به يكي از اعضاء نشست مأموريت داده شد تا با همكاري ساير اعضاء كليه روزنامه‌ها و مجلات معتبر و موردنظر را در آمريكا مرتباً بررسي نموده و آرشيوي از مطلب آنها در مورد ايران و خاورميانه تهيه نمايد. در موارد ضروري اين اطلاعات با ساير سازمان‌هاي قاره‌اي مبادله خواهد شد.

 

 

برادران نهضتي، جنبش ملت ما به مرحله اميدبخش نويني وارد شده است. نهضت آزادي ايران در تبلور اين مرحله از مبارزات ضداستبدادي و ضداستعماري ملت ما تأثير بنيادي داشته است و دارد.

با كوشش دسته‌جمعي خود رسالت تاريخي خود را در اين مرحله از جنبش ايفاء نمائيم.

 

در جريان مبارزه و انقلاب برخورد با خطر و زحمت امري است اجتناب‌ناپذير. اما با اجراي دقيق اصول كار مخفي مي‌توان و بايد اين خطرات را به حداقل ممكن برسانيم بدون آنكه مبارزه را تعطيل نمائيم. اجرا و رعايت اصول امنيتي در مبارزات مخفي به‌منظور ادامه مبارزه و اجراي عمليات ميباشد بدون آنكه به نيروهاي دشمن امكان آن را بدهيم كه از اجراي اين عمليات جلوگيري نمايد. در شرائط كنوني جامعه كساني كه سرسختانه به مبارزه ادامه مي‌دهند از بهترين فرزندان ملت ما مي‌باشند. با پيروي از اصول كار در سازمان‌هاي زيرزميني و به‌كاربردن تاكتيك‌هاي ضدجاسوسي در برابر سازمان امنيت دشمن مي‌توان و بايد سازمان خود و عناصر مبارز را از تهاجمات دشمن تا حد ممكن محافظت نمود.

دبيرخانه

سپتامبر 71

*مهرماه 1350

 

 

سازمان مخفي

عمليات سري

قسمت اول ـ بحث کلي

سازمان مخفي چيست؟

گروهي از اشخاص و يا افراد و يا گروه‌هايي که براي هدف واحدي با هم مشترکاً کار مي‌کنند.

کار اين گروه‌ها چيست که بايد مخفي باشد؟

برنامه و هدف سازمان مخفي بستگي به فلسفه و ايدئولوژي او دارد. يکي از هدف‌هاي زير مي‌تواند به عنوان مثال سازمان مخفي باشد.

1- تغييرات در رژيم مملکت ـ برقراري رژيم نوين.

2- مقاومت در برابر ارتش اشغالگر ـ نظير نهضت مقاومت ملي در اروپا طي جنگ دوم.

3- خرابکاري و ايجاد ترس و وحشت در دولت براي جلوگيري از تصويب و يا اجراي برنامه خاص.

4- کسب اطلاعات و دسترسي بر اسرار و اسناد دشمن.

5- تخريب و سابوتاژ ـ خواه مادي نظير ترور و کشتن و خرابکاري و يا رواني نظير پروپاگاند و غيره براي تضعيف روحيه نفرات دشمن.

6- و يا هر هدف ديگري که خود گروه و سازمان براي خود انتخاب کرده باشد.

اين فعاليت‌ها و برنامه‌ها همه داراي يک وجه مشترک هستند ـ تمام آنها از نظر مقررات و قوانين حاکم بر جامعه «غيرقانوني» مي‌باشند ـ لذا بايد مخفي و دور از چشم و سازمان‌هاي جاسوسي و امنيتي او انجام گيرند.

انجام يک سلسله عمليات که بتواند برنامه و هدف خاصي را در شرايط مخفي قبل از آگاهي دشمن و توقف آن به مرحله اجرا درآورد اساس کار سازمان مخفي را تشکيل مي‌دهد.

اجراي اين برنامه‌ها کار ساده و سريعي نمي‌تواند باشد. معمولاً و اکثراً طولاني هستند ـ احتياج به تدارکات دارند. بايد آگاهانه عمل کرد ـ بايد بررسي کرد که براي پيروزي در جنگ با دشمن به چه چيزهايي احتياج داريم؟

1- بايد براي عمليات سازمان خود يک سيستم و متد خاص داشته باشيم.

2- بايد سيستم و تاکتيک و متدهاي دشمن را بدانيم.

3- بايد اعضاء و نفرات جديدي را بسيج کنيم.

4- بايد امنيت را در سازمان رعايت کنيم و احساس امنيت را در همه افراد زنده نگهداريم.

5- بايد شبکه‌بندي سازماني به وجود آوريم.

6- بايد براي تحقق هدف‌هاي سازمان برنامه و طرح و اقع‌بينانه‌اي تهيه کنيم.

و بايدهاي ديگري که رابطه با محتوي سازمان و هدف‌هاي آن دارد.

سازمان بايد هدفش روشن باشد ـ براي چه مي‌جنگد؟ چگونه مي‌خواهد به اين هدف برسد؟ لذا بايد برنامه داشته باشد ـ بايد بداند چگونه سازمان را مي‌خواهد وسعت دهد؟ فرد جديد بگيرد؟ آنها را چگونه تعليم دهد؟ سازمان به افرادي احتياج دارد که آمادگي و صلاحيت بدني و رواني و فکري براي انجام برنامه‌هاي سازمان داشته باشند. سازمان به محل‌هاي مختلفي احتياج دارد تا بتواند اسناد خود را مخفي کند ـ فراريان و فعالين خود را پنهان کند ـ اسلحه و مهمات جمع‌آوري و انبار نمايد. سازمان به پول احتياج دارد.

تمام اينها بايد در برنامه و طرح سازمان پيش‌بيني شوند.

سازمان بايد از دشمن خبر داشته باشد. بايد بداند دوستان و دشمنان سازمان چه کساني و چه گروه‌هايي هستند.

دشمن ما قوي است. از تمام امکانات برخوردار است ـ او هميشه آماده است و مي‌کوشد عليه ما فعاليت کند و سازمان ما را فلج سازد. او داراي نيرو به اندازه کافي مي‌باشد ـ تمام سازمان‌هاي دولتي مي‌توانند هر نوع اطلاعاتي را به او بدهند ـ جمع‌‌آوري سوابق افراد براي او آسان است. پول به اندازه‌اي کافي و بيش از حد احتياج در دسترس دارد. دشمن داراي متخصص در تمام مسائل مورد احتياج خود مي‌باشد ـ متخصص داخلي و مستشار خارجي. نه‌تنها وسائل فني بلکه وسائل رواني و جامعه‌شناسي ـ او روانشناسي حتي اقليت‌ها را بررسي مي‌کند و از خصوصيات هريک از گروه‌هاي جامعه باخبر است.

سازمان ما چگونه بايد عمل کند تا در جنگ پيروز شود؟

 

قسمت دوم ـ اولين قدم

اولين قدم در فعاليت‌هاي مخفي عبارت از آنست که بدانيم:

1- هر کشور و يا سازمان و يا دولتي براي حفظ امنيت خود و اعضاي خود و حفظ اسرار و اطلاعات خود يک سيستم و متد خاص را به کار مي‌برد ـ و با به کار بردن اين سيستم خود را حفظ مي‌کند.

در سازمان مخفي اين قسمت با آنچه در يک دولت عمل مي‌شود فرق دارد اما اصول همه آنها يکي است.

2- هر کشور و يا سازمان و يا دولتي مي‌کوشد تا حداکثر ممکن از اسرار و اطلاعات سازمان‌هاي دشمن و مخالفين باخبر شود. اعضاي آنها را بشناسد ـ نوع فعاليت آنها را درک کند ـ اسناد آنها را بيابد تا بتواند دشمن را فلج، يا از برنامه‌هاي خاص دشمن عليه خود مطلع شده آنها را فلج سازد. و براي آنکه بتواند به هدف‌هاي مزبور برسد سيستم و متد خاص خود را به کار مي‌برد. و مي‌کوشد با متدهاي مزبور بر موانعي که عمليات امنيتي دشمن، در سر راه ايجاد کرده است و يا مي‌کند فائق شود.

متدهايي را که براي اين منظور يک سازمان مخفي يا انقلابي به کار مي‌برد با آنچه يک دولت در برابر يک دولت ديگر انجام مي‌دهد متفاوت است اما اصول کلي همه آنها يکي است.

3- يک سازمان مخفي براي آنکه بتواند به هدف‌هاي خود برسد بايد تمام اعضاي خود را از چشم دشمن حفظ کند و آنها را مصون و امان نمايد.

امنيت سازماني خطاهاي ما را به حداقل مي‌رساند ـ خطاهاي اعضاي سازمان ايجاد خطرات براي خود اعضاء و کل سازمان مي‌نمايد. اين خطرات گاه حيات عضو و سازمان را مورد تهديد قرار مي‌دهد.

تقليل خطاهاي امنيتي ـ به حداقل ـ تنها از راه ايجاد شم امنيتي و يا آگاهي امنيتي در بين تمام اعضاء سازمان مخفي ميسر و ممکن مي‌باشد.

 

قسمت سوم: چگونه؟

چگونه مي‌توانيم امنيت خود و سازمان را حفظ کنيم و چگونه سيستم و متد خاص خود را تعيين و تنظيم نماييم؟

1- بايد به اصطلاحات و تعاريف عمومي امنيتي که در فعاليت‌هاي مخفي به کار برده مي‌شوند آشنا شد ـ آنها را به دقت مطالعه کرده و فهميد.

2- بايد اصولي را که در هر سازمان مخفي ـ خواه جاسوسي ميان دو دولت و خواه سازمان سري انقلابي و يا سياسي و يا مذهبي ـ براي حفظ حيات اعضا و سازمان ـ وسايل ارتباطي و مراکز کار و فعاليت لازم و ضروري است و به کار برده مي‌شوند همه را به دقت فراگرفت ـ فهميد و سعي کرد اجرا نمود.

 

قسمت چهارم: اصول

چه اصولي را بايد عمليات سري در نظر گرفت؟

1- افرادي که دست به اين کار مي‌زنند بايد به‌حداکثر نسبت به هدف‌ها ايمان داشته و به راه سازمان معتقد بوده و به اندازه کافي تحريک شده باشند ـ يک نفر نمي‌تواند اين کار را انجام دهد ـ بايد گروه‌هاي وسيعي را به مبارزه کشانيد.

2- برنامه و وظيفه بايد انجام شود ـ با حفظ امنيت بدون آنکه دشمن بفهمد.

3- بايد دائماً تعادل ميان امنيت و راندمان (بازده) را حساب کرد. نبايد دست روي دست گذاشت و کاري نکرد مبادا دشمن بفهمد ـ و نبايد کاري کرد که دشمن بفهمد و همه را کشف کند. امنيت نبايد منفي باشد. بعضي از اعضاء سازمان در موقع کار عجله مي‌کنند ـ و به تله مي‌افتند ـ و بعضي از ترس تله افتادن کاري نمي‌کنند. بايد تعادل را هميشه حفظ کرد.

4- سازمان مخفي بايد داراي يک برنامه حساب‌شده باشد. و بر اساس اين برنامه کار کند. برنامه بايد قابل انطباق با شرايط و حوادث مختلف باشد. اين برنامه بايد بر اساس خطرات حساب‌شده تنظيم گردد.

بايد تمام خطرات احتمالي و راه مقابله با آنها را در برنامه پيش‌بيني نمود.

 

قسمت پنجم: عوامل

عوامل و اجزاء سازمان مخفي و يا عمليات سري ـ اين اجزا عبارتند از:

الف- 1- فلسفه و ايدئولوژي

2- موسس يا موسسين ـ رهبر و رهبران

ب- هدف

ج- فعالين و مسئولين

د- اعضاء و نفرات

هـ ـ سرپوش

وـ دشمن و مخالفين

زـ ارتباطات

 

1- تکوين سازمان

1- فلسفه و ايدئولوژي

بدون يک فلسفه يا ايدئولوژي نمي‌تواند يک سازمان بوجود آيد. هرقدر هدف‌هاي سازمان عظيم‌تر و دورتر باشند ضرورت وجود فلسفه عمليات و يا ايدئولوژي در سازمان بيشتر احساس مي‌شود. اگر هدف يک سازمان مخفي مثلاً صرفاً خرابکاري به منظور ايجاد ترس و وحشت در دشمن باشد فلسفه او بايد متناسب باشد. چرا آنها دست به خرابکاري مي‌زنند؟ چرا مي‌خواهند دشمن بترسد؟ اعضاء بايد جواب‌هاي قانع‌کننده‌اي در نفس خود در برابر اين سئوالات داشته باشند تا با تمام وجودشان براي آن هدف‌ها بجنگند.

مجموعه‌اي از پاسخ‌هاي اين سئوالات فلسفه عمليات خواهد بود.

وسعت و عمق فلسفه و ايدئولوژي سازمان همانطور که گفته شد بستگي به هدف‌هاي عمليات دارد. عمق و وسعت عمليات ضداستعماري در قبرس ـ عليه انگليس‌ها ـ با آنچه در الجزيره بوده است فرق داشته و دارد. اين تفاوت ميان هدف‌هاي ضداستعماري يک سازمان به هدف‌هاي انقلاب اجتماعي و يا مجموعه هردوي آنها مي‌باشد. سازماني که براي انجام رسالت يک انقلاب اجتماعي و در عين حال ضداستعماري مي‌جنگد مسلماً بايد داراي ايدئولوژي وسيع‌تر و عميق‌تري باشد. بحث اين مسأله از وظيفه اين مقاله خارج است.

چه کسي در سازمان فلسفه و ايدئولوژي را تعيين مي‌کند؟

فلسفه و ايدئولوژي سازمان را يا يک فرد و يا يک گروهي از افراد که دست به تشکيل سازمان مخفي مي‌زند تعيين مي‌کنند.

 

2- رهبر يا رهبران

موسس يا رهبر رئيس و فرمانده سازمان است. مرکز رهبري مي‌تواند و ممکن است يک نفر باشد يا جمعي باشند. «رهبري» تمام فعاليت را تنظيم مي‌کند. برنامه پيش‌بيني مي‌کند. اعضاي جديد را انتخاب مي‌نمايد ـ پيشرفت و يا شکست سازمان بر عهده اوست. رهبري ممکن است با يک هيأت و يا يک فرد موسس باشد. و ممکن است جمعي بعد از تاسيس سازمان رهبري را بر عهده گروه يا فرد ديگري واگذار نمايند. رهبري ممکن است همه در يک جا متمرکز باشد و يا ممکن است در نقاط مختلف پراکنده باشد. تمام دستورات از مرکز رهبري صادر مي‌شود و تمام گزارشات به اين مرکز ارسال مي‌گردند.

رهبري سازمان ممکن است متناسب با دوره‌هاي مختلف فعاليت‌هاي مخفي تغيير پيدا کند. در هنگام جنگ جهاني دوم چرچيل مسئول تمام کارهاي مخفي بود ـ او مسئول و مامور شروع و يا ختم هرگونه برنامه مخفي بود. بعد از جنگ، گروهي مسئول اين امر شدند. در امريکا گروهي مرکب از افراد مختلف دولت آمريکا مسئول هستند. اين هيأت در آمريکا به نام شوراي امنيت ملي ناميده مي‌شود. در روسيه شوروي وضع فرق دارد. تا قبل از 1960 سازمان‌هاي مختلف قسمت‌هاي متفاوتي را عهده‌دار بودند ـ به نام‌هاي ل. گ. ب. يا م. و. د که حالا از بين رفته‌اند. بعد از 1960 چهارده سازمان مختلف کليه عمليات سري را اداره مي‌کنند. در سازمان انقلابي وضع فرق مي‌کند. چون کليه عمليات مخفي است ـ اداره کليه عمليات همه در دست رهبري سازمان است.

2- هدف

هيچ سازماني بدون داشتن هدف‌هاي روشن نمي‌تواند به کار بپردازد. هدف بايد معلوم و روشن باشد. و دائماً راهنماي کلية فعاليت‌ها باشد. هدف منبعث و ناشي از ايدئولوژي و فلسفه سازمان است ـ به عبارت ديگر ايدئولوژي و فلسفه سازمان هدف را مشخص و معلوم و روشن مي‌سازد. و سپس هدف به نوبه خود باعث روشن و مشخص و معلوم و روشن مي‌سازد. و سپس هدف به نوبه خود باعث تنظيم روشن و مشخص برنامه‌هاي سازماني مي‌گردد. هدف نمي‌تواند مغاير با اصول فلسفي و ايدئولوژيک سازمان باشد.

همچنانکه بايد در جهت تحقق هدف‌ها باشد.

هدف‌ها را ممکن است براي دوره‌هاي مختلف فعاليت از هم جدا کرد. هدف‌هاي زودرس و هدف‌هاي دوررس. و براي هر مرحله متناسب با هدف‌ها برنامه‌هاي لازم را پيش‌بيني کرد. وصول به يک هدف در يک مرحله ممکن است خود جزو برنامه‌اي براي وصول به هدف بالاتر باشد ـ مثلاً در انجام يک برنامه تخريبي ـ هدف ايجاد ترس و وحشت در دشمن و تزلزل روحيه نفرات اوست ـ متناسب با اين هدف، برنامه تخريبي عمليات مخفي تنظيم مي‌گردد.

اما خود هدف ايجاد ترس و وحشت قسمتي است از انجام و اجراي يک برنامه بزرگ‌تري. به هر حال هدف يا هدف‌ها بايد کاملاً روشن و مشخص باشند.

 

3- مسئولين و فعالين

يا مجريان ـ کساني هستند که مسئول اجراي برنامه‌ها مي‌باشند. همانطور که گفته شد مرکز رهبري مسئول تنظيم هدف‌ها و برنامه‌ها مي‌باشد.

سپس اين برنامه‌ها را در اختيار مجريان مي‌گذارد ـ تمام عمليات اجرايي در سازمان توسط اين افراد اداره مي‌شود. عضوگيري ـ تربيت و تعليم آنها ـ دريافت اطلاعات و بررسي و ارزيابي آنها همه بر عهده اين مجريان مي‌باشد.

در يک سازمان مخفي بايد متناسب با کارهاي مختلف مجريان مختلفي داشته باشيم.

وظايف و ترکيب‌بندي اين مسئولين در سازمان‌هاي سياسي مخفي با سازمان‌هاي جاسوسي دولتي کمي فرق دارد ـ اساس يکي است در نحوه عمل به تناسب هدف‌ها، تغييراتي داده شده است ـ اما در تمام انواع فعاليت‌هاي مخفي عوامل اجرا مهم‌ترين رکن و واحد سازمان مخفي مي‌باشند.

مجريان را چگونه انتخاب مي‌کنند؟ آنها ممکن است از ميان اعضاء ساده انتخاب شوند و يا از ميان خود مرکز رهبري تعيين شوند ـ مثلاً در يک سازمان که طرز تعيين مراکز قدرت به شکل کنگره ـ شورا ـ هيأت دبيران يا هيأت اجرايي است ـ کنگره گاهي اوقات وظايف اوليه رهبري را در تعيين خطوط کلي انجام مي‌دهد، سپس شورا کار کنگره را ادامه مي‌دهد و خطوط کلي برنامه را وضع مي‌نمايد و سپس براي اجرا، هيأت اجرايي را انتخاب مي‌نمايد. هيأت اجرايي ممکن است از ميان خود شورا باشد و يا ممکن است از خارج شورا از اعضاي عادي انتخاب شود. اما در اينجا منظور از مجريان و يا فعالين تنها هيأت اجرايي نيست بلکه مهفوم آن وسيع‌تر از هيأت اجرايي است ـ بيشتر در اينجا کليه کساني مسئوليت سازماني دارند مي‌باشد.

اين مجريان و يا مسئولين بايد داراي چه شرايطي باشند؟ خصوصيات آنها چيست؟

1- ايمان ـ وفاداري ـ صداقت به سازمان

2- اعتقاد به ايدئولوژي ـ هدف‌ها و اصول سازمان

3- تحرک و خودجوشي ـ که بتوانند کار خود را به بهترين وجهي انجام دهند و خود باعث حرکت و تشويق ديگران باشند.

اين افراد در انجام وظايف خود با مشکلات زيادي روبه‌رو خواهند شد بايد ايمان داشته باشند تا در راه هدف‌هاي سازمان فداکاري کنند ـ رنج ببرند و از ميدان به در نروند ـ بايد آماده باشند که خود را فدا سازند و از جان خود بگذرند.

4- قابليت انعطاف و انطباق با محيط در محيط را داشته باشند. فعاليت‌هاي زيرزميني و مخفي در هر مرحله، شرايط زندگي جديدي را براي افراد بوجود مياورد ـ بايد بتواند به سرعت و به سادگي خود را با شرايط محيط خود جور نمايد. به طرز زندگي و آداب و رسوم جديد خو بگيرد. اگر قرار است مثلاً در نقش يک ماهي‌گير به بندر پهلوي برود بايد بتواند به سرعت زندگاني ماهي‌گيري را ياد بگيرد و هم‌رنگ محيط آنها بشود ـ مثل آنها زندگي کند ـ نبايد طوري عمل کند که مثل گاه پيشاني‌سفيد همه‌جا شاخص شود.

5- صبر و حوصله ـ براي پيروز شدن بر مشکلات بايد حوصله به خرج داد ـ بايد صبر ايوب داشت ـ کار مخفي عموماً طول مي‌کشد ـ سرعت پيشرفت کار نسبت به کار علني خيلي کمتر است ـ بعضي افراد وقتي خسته شدند کار را رها مي‌کنند ـ الصبر مفتاح الفرج ـ براي قانع کردن ديگران نيز بايد صبر و حوصله به خرج داد ـ در موقع تعليمات نيز بايد صبور بود ـ در بعضي از عمليات ما مجبوريم براي مدتي يک قسمت از کار را تعطيل نماييم ـ عده‌‌اي دستگير شده‌اند ادامه فعاليت خطرناک است ـ شرايط بحراني است ـ در چنين شرايط بحراني بايد حوصله داشت. مائوتسه تونگ مي‌گويد «بزرگ‌ترين هنر ما کمونيست‌ها اين است که مي‌دانيم چگونه صبر کنيم و از ميدان به در نرويم. صبر و حوصله و بردباري هنر هر کمونيست است.»

افسر رابط ـ افسر مجري و يا فعالين بايد خود نمونه‌اي از اين صبر و حوصله باشند.

6- قدرت ملاحظه و تشخيص ـ بايد به سرعت ـ عميقاً ـ و به‌طور وسيع، مسائل و حوادث را ببيند و به خاطر بسپارد، آنها را به سرعت تجزيه و تحليل نموده ارزيابي کند و تشخيص داده تصميم بگيرد.

اين قدرت را بايد تمام اعضاء داشته باشند اما براي يک افسر خيلي مهمتر است ـ گاهي يک کلمه‌اي که مي‌شنود ممکن است باعث توقف و يا تغيير برنامه‌اي بشود ـ بايد آگاه و هوشيار باشد.

7- قابليت حفظ اسرار ـ البته مسئولين مورد تعليم قرار مي‌گيرند ـ مي‌آموزند چگونه سرّنگهدار باشند اما فعالين و مسئولين و يا افسرها بايد طبيعتاً سرنگهدار باشند.

8- قابليت دانش‌اندوزي و دانش‌آموزي ـ بايد بتواند همه چيز و همه چيز را ولو آنکه به نظرش مهم نباشد بخواند. اين مسائل ممکن است ناچيز و بي‌مقدار و غيرمهم باشند ـ اما همين وقايع و مسائل کوچک گاهي مي‌توانند باعث پيروزي يک عمليات در مرحله‌اي بشوند و يا بالعکس باعث شکست آن.

بايد در کار خود مرتباً اخبار تغييراتي علمي را مطالعه کند ـ اين تغييرات و اختراعات ايده‌ها و ابتکارات جديدي را براي مسائل امنيتي ايجاد مي‌کنند. دشمن از پيشرفت‌هاي علمي در مبارزه با فعاليت‌هاي مخفي استفاده مي‌کند ـ کارآگاهي ـ مبارزات ضدجاسوسي ـ مبارزات مخفي امروزه هنر صنعت و علم است ـ .

9- واقع‌بيني ـ بايد بر حسب عقل و منطق قضاوت کرد؛ نه احساسات.

10- هنر برخورد خوب با مردم ـ اين خود يک بحث از روانشناسي است ـ بايد سعي کرد اجتماعي بود ـ با مردم جوشيد ـ روي آنها تأثير خوب گذاشت ـ با مردم معاشر بود و دوستي آنها را جلب کرد.

11- انتقاد از خود ـ فعالين بايد عادت کنند به طور دائم و عملي از عمليات خود انتقاد نمايند ـ خود به اعمال خود رسيدگي کنند ـ آنها را تجزيه و تحليل نمايند ـ بايد همچنين انتقادات اعضاي شبکه خود را به آنها گوشزد کند ـ بايد طوري انتقادات ديگران را بيان کند که احساسات آنها را جريحه‌دار نسازد.

12- از اشتباهات خود و ساير دوستانش پند بگيرد و حُسن استفاده نمايد ـ اگر آقاي محمد اشتباه و خطايي کرد آن را براي ديگران فاش سازد ـ در کنفرانس براي همه مطرح نمايد و براي جلوگيري از تکرار آن درسي به تام دوستان خود بدهد.

13- قابليت استنتاج ـ بايد بتواند از مسائل و حوادث نتيجه‌گيري نمايد ـ از مقدمات پي به نتايج برد.

14- بايد بتواند احساسات دروني خود را مخفي کند ـ مثلاً اگر عمل خلاف و يا خيانت‌آميزي از عضوي ديد بايد بتواند بدون آنکه به روي خود بياورد به او لبخند بزند ـ او را بپذيرد و با او گرم بگيرد و دوستانه صحبت کند ـ بايد بتواند عکس‌العمل خود را در برابر مسائل کنترل نمايند.

15- قابليت خواندن افکار و عقايد ديگران از خلال حرکات و قيافه‌ها و صحبت‌هاي آنها. بايد نه‌تنها افکار آنها را بخواند بلکه بفهمد آنها چه مي‌خواهند.

16- قابليت دوست‌يابي ـ بايد قدرت و استعداد داشته باشد که حداقل دشمن را براي خود فراهم سازد.

17- قابليت اداره ديگران ـ هنر مردم‌داري جلب اعتماد و احترام آنها.

18- کنترل احساسات خود نسبت به اعضاي زيردست جنس مخالف خود. نبايد هيچ‌گاه در محيط کار خود نسبت به زيردستان ابراز عشق و علاقه نمايد. البته اين اصل بيشتر براي سازمان‌هاي جاسوسي است. در يک سازمان انقلابي يا سياسي اين مسأله شايد چندان قابل کنترل و يا اهميت نباشد.

اين احساسات نه‌تنها نبايد شامل جنس مخالف بشود بلکه در ابراز علاقه و توجه نسبت به همه اعضا صادق است. گاهي عامل دشمن سعي مي‌کند بيش از ديگران احساسات افسر را بخود جلب نمايد و بعداً توسط او موفقيت‌هاي وسيع‌تري در سازمان کسب نمايد.

فعالين يا مجريان چگونه کار مي‌کنند اين افراد هرکدام با تعداد معدودي از اعضا تماس دارند. معمولاً بيش از 5 يا 6 نفر را نبايد اداره کنند. ارتباط مجري با اعضاي نفربه‌نفر و جدا جدا بوده و استثنائا در بعض سازمان‌ها ـ بستگي به درجه اختفاي کار ـ ممکن است هر شش نفر يک‌جا جمع شوند ـ ولي در هر حال اين ارتباطات در نهايت اختفا انجام مي‌شود. مجري تمام امور اين چند نفر را اداره مي‌کند ـ در صورتي که مجري وقت نداشته باشد ممکن است از افراد کمکي اصلي استفاده کند که واسط بين او و اعضا خواهند بود.

 

4- اعضاء و نفرات

اين افراد در برنامه‌هاي مختلف شرکت دارند ـ عوامل اجراي برنامه‌ها هستند.

اعضاء فقط با مجري‌ها در تماس هستند و کس ديگري را نمي‌شناسند ـ درواقع اين افراد اعضاء شبکه‌ها هستند. فقط با رابط خود تماس دارند و فقط دستورات او را به عنوان اوامر سازماني اجرا مي‌کنند.

سازمان به همه نوع عضو احتياج دارد ـ اعضايي هستند که کارهاي فني انجام مي‌دهند ـ ماشين‌نويس هستند ـ متصدي فني هستند. بعض ديگر هيچ کاري نمي‌کنند جز اينکه واسط و پيک هستند ـ و برخي مسئول «خانه امن» و نظاير اين. در يک سازمان بايد هر عضوي حتماً داراي يک وظيفه خاص و مشخص باشد. تمام اعضا داراي وظايف عمومي و کلي هستند اما بايد هر کس در يک قسمتي براي سازمان کار کند ـ عضوي که بيکار بماند به درد سازمان نمي‌خورد و خطرناک مي‌شود.

5- چشم ناپاک

دشمن و يا مخالف ـ دشمن داراي سازمان‌هاي وسيعي براي کشف ما مي‌باشد. در هر فعاليت مخفي در تمام برنامه‌ها بايد عامل دشمن در محاسبات در نظر گرفته شود. سازمان‌هاي دشمن همان‌طور که در مقدمه گفته شد داراي سازمان‌هاي جاسوسي و ضدجاسوسي هستند ـ ضدجاسوسي در هر کشور بسيار وسيع است ـ هر کشور داراي سيستم خاص خود مي‌باشد ـ در کشور ما عمليات ضدجاسوسي را به قسمت‌هاي مختلف واگذار کرده‌اند ـ در کشور ما عمليات ضدجاسوسي را به قسمت‌هاي مختلف واگذار کرده‌اند ـ رکن دوم ستاد ارتش مامور يک نوع کارهاست و سازمان امنيت و اطلاعات کشور مامور کار ديگري است و کارآگاهي شهرباني وظيفه متفاوتي دارد ـ دو سازمان اول در تمام شئون زندگي ريشه دوانيده‌اند ـ از راننده تاکسي گرفته تا هتل‌دار و فروشنده و غيره.

در تنظيم برنامه‌ها بايد به مسائل بالا و مسائل زير توجه کنيم:

1- بايد سيستم امنيتي دشمن را در کشور مطالعه کامل کرد.

2- نيروهاي سازمان‌هاي مخفي دشمن مثل رکن دوم ـ ساواک ـ کارآگاهي شهرباني و غيره.

3- سازمان‌هاي خارجي ديگري که پابه‌پاي سازمان‌هاي دشمن با او همکاري مي‌کنند ـ نظير سازمان‌هاي جاسوسي و ضدجاسوسي همکاري مي‌کنند ـ نظير سازمان‌هاي جاسوسي و ضدجاسوسي آمريکا (سيا) وانتليجنس سرويس انگليس و اسرائيل ـ و يا همکاري‌هاي مشترک براي تبادل اطلاعات امنيتي ميان کشورهاي نظير ترکيه و مراکش و آلمان و غيره با ايران.

4- سازمان‌هاي ديگري که با دشمن ما مي‌جنگند اما با ما اختلاف دارند ـ و روزي از اطلاعات ما عليه ما استفاده خواهند کرد ـ نظير حزب توده و يا هر سازمان ديگري که ممکن است روزي عليه ما اقدام کند. بنابراين سازمان بايد خود را و اعضا و اسرار و اسناد خود را از چشم اين سازمان‌هاي دشمن و مخالف حفظ کند و بپوشاند ـ و اين جزئي از يک سازمان مخفي است.

 

6- سرپوش

سرپوش يک وسيله و يا داستان و بهانه‌‌اي است که تمام اقدامات و حرکات و فعاليت‌هاي سازمان را از چشم نامحرم مخفي نگه داشته و آن عمليات را عادي و در رديف تمام عمليات عادي روزمره معرفي مي‌نمايد.

به وسيله سرپوش ما مي‌توانيم يکديگر را ملاقات کنيم ـ دشمن تمام فعاليت‌ها را کنترل مي‌کند ـ آقاي احمد مي‌خواهد آقاي سرخوش را ملاقات کند. اگر آنها در ساعت هشت صبح در جلوي پست خانه همديگر را ببينند و يا در جاي ديگر آيا اگر پليس که مراقب است آنها را ديد چه فکر مي‌کند؟ آيا اين ملاقات قابل قبولي‌ست؟ يا غيرعادي است ـ حالا فرض کنيم آقاي احمد پيامي را به آقاي سرخوش برساند ـ آقاي سرخوش و احمد مي‌توانند و بايد يک داستاني جهت اين ملاقات بسازند که قابل عملي و قابل قبول براي پليس باشد و با ديدن آنها جلب توجهش نشود. داستان بايد کامل و تمام باشد ـ جايي که پليس را به شک بيندازد نداشته باشد.

سرپوش بايد رابطه تمام اعضاء را مخفي نگهدارد ـ هر قدم هر اسمي هر کاري بايد يک سرپوش مناسب داشته باشد. اگر پليس شما را در فلان خيابان ديد بايد بتوانيد بگوييد چرا آنجا بوده‌ايد.

در يک سازمان مخفي سرپوش يک ضرورت است ـ يک جزء ـ آن هم از اجزاي اصلي سازمان است.

داستان سرپوش بايد با مدارک تاييد شود ـ مثلاً اگر اسم مستعار شما حسن است و شما با اين اسم به مأموريت مي‌رويد بايد تصديق رانندگي و يا وسايل و مدارکي به اين نام داشته باشيد که در برابر پليس بتواند از هويت خود دفاع کنيد. اگر سرپوش شما در يک ده فروشندگي است بايد واقعاً شما وسايل و ابزار کار فروشندگي خود را همراه داشته باشيد.

 

موارد استعمال سرپوش در سازمان مخفي:

1- سرپوش براي عمليات مخفي به‌طور کلي.

2- سرپوش براي کليه کساني که در اين عمليات شرکت دارند.

3- سرپوش براي روابط ميان اعضاء.

4- سرپوش براي اطلاعات جمع‌آوري شده ـ چرا شما فلان اطلاعات را مي‌خواهيد.

5- سرپوش براي محل‌ها ـ خانه‌ها ـ مراکز ـ مثلاً اگر 5 نفر جمع شده‌اند داستان آنها چيست؟ جلسه قرائت قرآن؟ کلاس‌هاي شبانه؟ چه چيز است؟ بايد داستان درست شده باشد.

6- سربازگيري سرپوش لازم دارد ـ شما نمي‌توانيد يکباره به يک فرد بگوييد سازماني انقلابي هست بيا عضو بشو ـ بايد از بسياري از افکار او باخبر شويد ـ به او چه خواهيد گفت؟ بايد داستان يا داستان‌ها، سرپوش داشته باشند.

7- تمام تکنيک‌هاي سازمان مخفي، به سرپوش احتياج دارند.

8- سرپوش براي تحقيقات ـ عضو جديدي را مي‌خواهيد تحقيق کنيد و سوابق او را بشناسيد.

9- با شخصيت‌ها مي‌خواهيد ملاقات کنيد تحت چه سرپوشي؟

10- و صدها عمل ديگر که سازمان بايد انجام دهد و همه آنها در هر حرکتي احتياج به سرپوش و داستان دارند.

 

انواع سرپوش:

سه نوع سرپوش وجود دارد:

1- سرپوش‌هاي دولتي ـ نظير يک پست دولتي و سياسي ـ و بيشتر سازمان‌هاي جاسوسي دولت‌ها از آن استفاده مي‌کنند ـ مأمور سازمان جاسوسي سيا آمريکا سفارت آمريکا به کشورها مي‌رود و کار خود را آغاز مي‌کند ـ در لندن سفارت روسيه بيش از دويست عضو دارد كه فقط 35 نفر آنها افسر رابط (مجري) هستند ـ در مسکو سفارت انگليس 32 عضو دارد که 4 تا 5 نفر افسر رابط هستند. اغلب خود دولت‌‌ها از اين فعاليت‌ها باخبرند اما کاري نمي‌توانند انجام دهند چه خود آنها متقابلاً در کشور طرف همين بساط را پهن کرده‌اند.

2- سرپوش‌هاي حرفه‌اي ـ نظير تاجر ـ مهندس دکتر، کارگر فني و غيره که بهترين نوع آنها براي فعاليت مي‌باشد و از آنها در تحت هر شرايطي و در هرکجا مي‌شود استفاده کرد.

3- سرپوش‌هاي فرهنگي ـ نظير محصل و معلم و نويسنده که خيلي ضعيف است و کمتر مي‌تواند مفيد واقع شود.

اساس سرپوش:

يک سرپوش خود بايد بر چه اصلي استوار باشد؟

1- بايد اشخاص را متناسب با هدف عمليات انتخاب کرد و سپس داستان سرپوش بايد متناسب با شخص باشد ـ اين سرپوش بايد متناسب با سن ـ سوابق فرد ـ تحصيلات او ـ زبان او ـ مذهب او و … باشد. سرپوش بايد متناسب با تخصص فرد باشد ـ مثلاً يک فرد بي‌اطلاع از طبابت را نمي‌توان به عنوان دکتر به يک ده فرستاد کسي که تحت سرپوش مثلاً دندانپزشک مي‌رود، بايد اطلاعات دندانپزشکي داشته باشد.

2- سرپوش نبايد آزادي حرکت ـ تحرک فرد را بگيرد ـ عضو بايد بتواند در روز مثلاً بيست نفر را ببيند ـ سرپوش بايد طوري باشد که بتواند دليلي براي تمام اين ملاقات‌ها باشد مثلاً يک دلال بازار که صبح تا غروب در سرتاسر بازار مرتب بالا و پايين مي‌رود بهتر مي‌تواند سرپوش براي صدها ملاقات باشد تا يک حسابدار تجارتخانه که تماس او با مردم محدود است.

3- سرپوش بايد بتواند وسيله‌اي براي عضو ايجاد کند که او به هدف دسترسي پيدا نمايد ـ مثلاً اگر هدف عمليات تهيه نقشه ساختمان اداره راديو يا اسلحه‌سازي يا سازمان امنيت است بايد سرپوش عضو شما طوري باشد که بتواند تحت آن کار خود را انجام دهد ـ او چگونه مي‌تواند وارد کارخانه يا اداره يا مرکز تبليغات شود؟ يک تاجر مس‌فروش آيا مي‌تواند براي فروش مس با کارخانجات اسلحه‌سازي تماس بگيرد ـ سپس وارد شود؟ آيا يک مأمور تبليغاتي کمپاني “ت” نمي‌تواند بهتر از هر کس ديگري وارد اداره تبليغات بشود؟ و نظاير آن؟

4- سرپوش بايد فرصت و وقت کافي به عضو جهت اجراي برنامه‌اش بدهد.

5- سرپوش نبايد تمام وقت و فرصت عضو را بگيرد و مانع از انجام ساير برنامه‌ها شود.

6- سرپوش بايد وقت آزاد جهت معاشرت‌هاي اجتماعي فرد براي او بگذارد تا در اين معاشرت‌ها افراد را بشناسد ـ با آنها دوست شود اطلاعات جمع‌آوري کند عضو جديد پيدا کند.

7- سرپوش بايد آزادي مالي متناسب با هدف و منظور براي فرد فراهم سازد ـ و بايد براي مخارج خود متناسب با سرپوش داستان مناسب ساخت و داشت.

 

چگونه يک سرپوش را بسازيم و يا انتخاب کنيم؟

در انتخاب و ايجاد يک سرپوش مراحل زير بايد طي شود:

1- فکر کردن راجع به سرپوشِ مناسب با هدف، و در نظر گرفتن سرپوش‌هاي مختلف

2- انتخاب ـ بهترين سرپوش‌ها که مناسب با هدف و شخص و شرايط ذکرشده در بالا باشد.

3- مطالعه سرپوش ـ سرپوش انتخاب‌شده بايد به دقت بررسي شود ـ مشکلات آن را ـ شخص مناسب با سرپوش و دسترسي به هدف و غيره را بايد افسر مجري مطالعه کند در اين مطالعات بايد مسائل و عوامل مختلفي بررسي شوند ـ فرض کنيد پيکي را مي‌خواهيد به منطقه آذري‌زبان‌ها اعزام داريد که به دهي برود يا به مياد اکراد برود ـ در سرپوش او بايد مسأله زبان محلي ـ آداب و رسوم ـ لباس محلي ـ وسايل وصول به محل و فعاليت‌هاي دشمن در منطقه همه مورد بررسي قرار گيرند.

4- طرح و برنامه سرپوش ـ که در طي آن مسائل مختلف مورد بررسي قرار مي‌گيرند ـ نقش عضو، نقش ساير اعضاء ـ برنامه آنها ـ برنامه افسر رابط ـ ارتباطات ـ علايم و همه اين مسايل جزء برنامه خواهد بود.

5- تهيه سرپوش ـ هر سرپوشي براي واقعي جلوه دادن احتياج به تدارکات دارد. شما مي‌خواهيد به عنوان مأمور سم‌پاشي ـ فروشنده ـ سلماني ـ آمپول‌زن دکتر… به منطقه‌اي برويد. مي‌خواهيد خانه‌اي را اجاره کنيد ـ سرپوش شما متناسب با داستان احتياجاتي دارد ـ ابزار کار مي‌خواهد. بايد همه اينها فراهم شود. سپس بايد فرد و عضو اين سرپوش را تمرين کند. سر چند نفر را بتراشد. چند آمپول بزند ـ ….

6- بايد خود فرد به طور کامل سرپوش را مطالعه کند. آيا با او جور درمي‌آيد؟ با زندگي داخلي خانوادگي او چطور؟ اگر مي‌خواهد با اسم مستعار و تمام مدارک مستعار به منطقه‌اي برود در آنجا دوست و رفيق و فاميل ندارد که هويت اصلي او را بشناسد؟

7- عضو مأمور سازمان بايد قبل از آنکه به محل کار خود برود در محل ديگري مدتي تحت سرپوش خود زندگي کند ـ با آن خو بگيرد ـ امتحان کند که آيا قادر به زندگي تحت آن سرپوش هست يا نه؟

8- زندگي در تحت سرپوش ـ در محل مأموريت که آخرين قسمت است ـ اگر در خود محل مورد نظر عضو سازمان توانست تحت سرپوش زندگي کند آن وقت مي‌تواند مأموريت خود را آغاز نمايد.

9- افرادي که سرپوش‌هاي دائم و يا براي مدتي طولاني انتخاب شد بايد حتي‌المقدور ثابت بماند ـ بايد شخص روي سرپوش خود آنقدر تکيه کند که دشمن از صحت هويت و کار او مطمئن گردد.

10- سرپوش نبايد تغيير کند ـ وقتي براي کسي سرپوشي انتخاب شد بايد حتي‌المقدور ثابت بماند ـ بايد شخص روي سرپوش خود آنقدر تکيه کند که دشمن از صحت هويت و کار او مطمئن گردد.

11- اگر احساس گرديد که سرپوش مناسب نيست و با آن نمي‌توان به هدف رسيد يا سرپوش را عوض کنيد يا شخص ديگري را با سرپوش مناسب ديگري تعيين کنيد.

12- سرپوش براي افراد مثل لباس است که نبايد نه تنگ و نه گشاد باشد. قابليت و ظرفيت افراد بايد متناسب با سرپوش باشد و بالعکس. براي يک محصل عادي نمي‌توان يک سرپوش جراح انتخاب کرد و براي يک جراح سرپوش پينه‌دوز ـ يک عضو فعال نبايد سرپوشي داشته باشد که کار آن متناسب با قدرت فعاليت او نباشد و يا بالعکس سرپوشي که احتياج بکار زياد دارد نبايد براي يک عضو کم‌تجربه و تا حدي تنبل انتخاب گردد.

براي نمونه و مثال از سرپوش‌هاي مناسب مي‌توان از داستان‌هاي فراوان کتب جاسوسي و غيره استفاده کرد.

7- ارتباطات مخفي

ارتباطات مخفي در يک سازمان سري مهم‌ترين و حساس‌ترين قسمت است.

قوي‌ترين سازمان‌هاي سري بدون ارتباط پوچ و صفر است. ضعيف‌ترين قسمت سازمان مخفي ارتباطات است. هميشه دشمن از طريق کنترل ارتباطات است که بوجود فعاليت‌هاي مخفي پي مي‌برد.

ارتباطات مخفي عبارتست از مسيرهايي که در بدن سازمان از مرکز سازمان دستورات و اطلاعات را به پايين مي‌برد و از پايين گزارشات و اخبار و نتايج را به بالا مي‌رساند.

وقتي دشمن يکي از ارتباطات و کشف کند با تکنيک‌هاي خود افراد و مراکز را تحت نظر مي‌گيرد و به تدريج کليه افراد را کشف مي‌نمايد.

جنگ واقعي ميان سازمان مخفي با دشمن بر روي شبکه ارتباطات متمرکز است. يک سازمان خوب ارتباطات را کشف کند و يا اگر يک سيستم را کشف کرد نتواند تمام ساير سيستم‌ها را کشف کند.

ارتباطات مخفي چيست؟ راه يا رويه‌اي (متد) است که دو نفر از اعضا يا بيشتر که وابسته به فعاليت‌هاي مخفي هستند اتخاذ مي‌نمايند تا با هم تماس بگيرند ـ اين تماس ممکن است براي منظورهاي مختلف باشد که به بحث ما مربوط نيست ـ ولي اساس اين روش آن است که اين تماس، مخفي بماند و دشمن مطلع نگردد.

 

انواع ارتباطات مخفي:

1- ارتباطات خارجي

2- ارتباطات داخلي

ارتباطات خارجي مربوط به تماس شما با خارج از سازمان است. نظير اعضاي وابسته و يا کساني که در سازمان‌هاي دولتي کار مي‌کنند و ندانسته با شما همکاري مي‌نمايند اين نوع ارتباطات مورد بحث ما نيست.

ارتباطات داخلي ميان اعضاي يک سازمان و در داخل سازمان انجام مي‌گيرد.

اين ارتباطات سه نوع مي‌باشد:

1- محلي ـ منظور آنست که تمام فعاليت‌هاي ارتباطي، همه در يک شهر متمرکز هستند ـ تمام مسئولين ـ رهبري ـ اعضاء، همه در تحت شرايط مساوي و در شرايط مساوي و در مشکلات معين قرار دارند ـ ارتباطات اين نوع بسيار سريع و موثر و مفيد است.

2- منطقه‌اي ـ در اين نوع ارتباطات فعاليت پراکنده و وسيع است. رهبري در يکجاست ـ فعالين و مجريان در محل ديگر ـ اعضاء در محل ديگر. در هر منطقه و شهري شبکه‌اي متعدد وجود دارد. اين نوع ارتباطات داراي مشکلاتي است اما اين مشکلات براي تمام واحدها يکسان است ـ هم آنها با يک نوع سياست از طرف دشمن روبه‌رو هستند. اين ارتباطات معمولاً در سطح ايالتي يا کشوري است.

3- بين‌المللي ـ اين نوع ارتباطات در چند کشور پخش شده است. مرکز رهبري در يک کشور است. فعالين و مجريان در کشور ديگر. افراد در مراکز مختلف پراکنده‌اند. اين نوع ارتباطات مشکل‌ترين نوع است. بايد مجهز به وسايل ارتباطي خيلي قوي بود تا بتوان به سرعت با افراد تماس گرفت ـ وقت خيلي زيادي لازم است ـ بايد سازمان مجهز به وسايل علمي و فني باشد تا بتواند به سرعت اوامر و برنامه‌هاي را صادر کرده و اطلاعات را دريافت کند.

اصول عمومي در ارتباطات مخفي:

1- بلافاصله پس از خاتمه عضويت يک فرد بايد او را تحت تعليمات قرار داد. در جزو تعليمات بايد تعليمات ارتباطي مخفي باشد. بايد مشکلات و مسائل و امکانات مخفي را براي او روشن ساخت سپس بايد برنامه ارتباطات او تعيين گردد ـ اين برنامه بايد از همان آغاز و ابتداي عضويت شروع شود.

2- وسايل و برنامه ارتباطي بايد متناسب با شرايط عضو باشد.

3- برنامه ارتباطي بايد داراي سرپوش مناسب باشد. اين سرپوش بايد امنيت را براي اعضاي ارتباط‌گيرنده حفظ نمايد.

4- برنامه بايد شامل تمام انواع تماس‌ها در تحت همه شرايط در هر موقع شب و روز باشد. حتي در داخل و يا خارج از زندان ـ در تحت تمام شرايط. لذا بسيار اهميت دارد که سازمان در همه‌جا عضو داشته باشد تا بتواند برناه تماس را کامل انجام دهد. تماس در زندان در بعض مواقع بسيار مهم است نه تنها براي خبر دادن و خبر گرفتن بلکه تقويت روحيه افراد.

5- در تنظيم برنامه ـ امنيت رابط يا عضو بالاتر بايد مقدم بر امنيت عضو پايين‌تر باشد ـ حفظ عضو بالاتر يا رابط مهم‌تر است از رابط يا عضو پايين‌تر.

6- بايد برنامه‌هاي متفاوتي براي ارتباطات پيش‌بيني کرد ـ به يک سيستم و يا برنامه نبايد اکتفا و اعتماد کرد. راه‌هاي مختلف ـ زمان‌هاي مختلف محل‌هاي مختلف.

7- ارتباطات هميشه عمودي ـ از بالا به پايين است. ارتباطات موازي بايد به کلي قطع گردند.

8- تمام سيستم‌ها و برنامه‌هاي ارتباطي بايد قبلاً آزمايش شوند که در صورت خطر و فوريت مطمئن بود که برنامه قابل اجرا است.

9- مرکزيت سازمان بايد يک نسخه از تمام اين برنامه‌ها را داشته باشد. بتواند آنها را هم آهنگ سازد ـ از نظر امنيت سازماني آنها را کنترل نمايد. از اجراي برنامه‌هاي ارتباطي مشابه در يک مرکز معين از طرف شبکه‌هاي مختلف جلوگيري نمايد. مي‌تواند در صورت بروز خطرات و کشف يک شبکه اقدامات فوري و اساسي انجام دهد ـ مي‌تواند و بايد امنيت را کنترل کند، که آيا دو عضوي که با هم در محل موعود ملاقات مي‌کنند رعايت امنيت را مي‌نمايند يا خير؟ تا بتواند آنها را راهنمايي کند.

 

سيستم‌هاي ارتباطي:

سه نوع سيستم ارتباطي وجود دارد که بايد در برنامه‌هاي ارتباطي پيش‌بيني شوند:

1- سيستم منظم (عادي)

2- سيستم ذخيره (علي‌البدل ـ رزرو)

3- سيستم احتياطي (خطر ـ هشدار)

1- سيستم منظم ـ خود شامل سه دسته از ملاقات‌ها و روابط مي‌گردد:

الف ـ طريقه معمولي ـ در اين طريقه پيش‌بيني شده است که هر رابط با عضو خودش به طور منظم در فواصل معين ـ مثلاً هفتگي يا دو هفته يکبار و ماهي يکبار ـ ملاقات مي‌کند. در اين برنامه‌ها عوامل ملاقات بايد تعيين گردند که بعداً شرح داده خواهد شد.

ب ـ طريقه علي‌البدل ـ وقتي است که به هر دليلي ملاقات در محل و يا موقع موعود صورت نگرفته است. لذا در برنامه پيش‌بيني مي‌شود که مثلاً اگر در روز چهارشنبه اول شهريور ساعت 5 که ملاقات معمولي است طرفين موفق نشدند چند روز بعد در ساعت 6 بعد از ظهر در محل ديگري بايد هر دو منتظر باشند. بنابراين تماس‌ها هميشه جاري است و قطع نمي‌شود ـ اگر ملاقاتي به هر دليلي انجام نگرفت اشتباه است اگر طرفين صبر کنند تا نوبت ملاقات بعدي ـ در روابط مخفي هيچ چيز از قطع رابطه خطرناک‌تر نيست.

ج ـ طريقه فوري ـ وقتي است که هريک از طرفين به هر دليلي، لازم است ديگري را فوري ملاقات کند. فرض کنيم که شما امروز عضو و يا رابط خود را ديده‌ايد اما امشب در ملاقات با عضو پايين‌تر و يا بالاتر خود يک خبر فوري يا دستور فوري دريافت مي‌کنيد. مي‌‌خواهيد و لازم است رابط خود را ملاقات کنيد آيا مي‌توانيد صبر کنيد تا دو هفته ديگر در سر موعد؟ يا اگر رابط شما با شما کار فوري دارد مي‌تواند صبر کند تا دو هفته ديگر سر موعد؟ يا اگر رابط شما با شما کار فوري دارد مي‌تواند صبر کند تا دو هفته ديگر سر موعد؟ فرض کنيد يک خبر و برنامه، مهم بايد به اطلاع شما برسد. لذا بايد در برنامه يک سيستمي از ارتباطات براي فوريت‌ها پيش‌بيني شود. آيا رابط مي‌تواند به منزل عضو خود تلفن بزند يا به منزل او برود؟ آيا عضو مي‌تواند به منزل رابط برود؟ در سازمان‌هاي مخفي لازم است تا حد امکان هويت و مشخصات رابط بالاتر از عضو پايين‌تر مخفي نگهداشته شود ـ چگونه عضو مي‌تواند با رابط تماس بگيرد؟ بايد در برنامه سيستم فوريت‌ها را پيش‌بيني کرد ـ مثلاً عضو مي‌تواند در محل معيني در سر راه رابط علامتي بگذارد که قابل رويت براي رابط باشد و اين بدان معنا خواهد بود که او احتياج به ملاقات فوري دارد و سپس در روز بعد در محل و ساعت موعود يکديگر را خواهند ديد.

در ارتباطات مخفي قانوني است که بايد تمام ارتباطات بر حسب برنامه باشد نه بر حسب هرچه پيش آيد خوش آيد ـ بايد برنامه داشت و طرفين ملاقات از اين برنامه تبعيت کنند.

2- سيستم ذخيره ـ ارتباطات مخفي هميشه مورد خطر تجاوز و به‌هم‌خوردگي از طرف دشمن مي‌باشد. فرض کنيد رابط شبکه توقيف شد ـ مريض شد. بايد يک فرد ديگري فوري جاي او را بگيرد. تا ارتباطات قطع نشود ـ وظيفه او را انجام دهد. اما چگونه رابطه برقرار شود؟ چگونه اعضاي شبکه رابط جديد را بشناسد؟ و به او و به هم اعتماد کنند؟ آيا مقامات بالاتر سازمان بايد آنها را حضوري به هم معرفي کنند؟ البته خير ـ پس چگونه؟ فقط با پيش‌بيني در برنامه ارتباطات. مثلاً ما مي‌دانيم که مرکز تمام اطلاعات اعضاء را دارد ـ عکس آنها را دارد ـ رابط جديد مي‌تواند تمام اين اطلاعات را مطالعه کند ـ عکس آنها را ببيند ـ در برنامه پيش‌بيني شده است که مثلاً هرگاه کتاب «موش و گربه عبيد زاکاني» توسط پست به در منزل شما رسيد اين بدان معناست که شما بايد فوري در روز فلان، محل فلان ساعت فلان حاضر شويد. و با رابط جديد خود تماس بگيريد. در اين برنامه علائمي براي معرفي پيش‌بيني شده است ـ به طوري که بعداً خواهيم گفت عضو بايد يک علامت قابل رويت که در برنامه پيش‌بيني شده است با خود داشته باشد، و وقتي رابط در محل، اين علامت را ديد آن وقت به هم نزديک مي‌شوند سپس عضو بايد يک علامت زباني ساده بگويد و رابط علامت ديگري را بدهد تا عضو مطمئن شود و رابطه برقرار گردد.

3- سيستم احتياطي ـ براي مواقعي بايد در برنامه پيش‌بيني شود که شبکه، عضو، رابط در خطر هستند ـ اگر عضو شبکه تحت تعقيب قرار گرفته است ـ به منزل او ريخته‌اند ـ او را به بازجويي برده‌اند و يا هر نوع خطر ديگر ـ عضو بايد فوري بتواند با دادن علائمي به رابط خود اطلاع بدهد. رابط بايد ابتدا وضع را بررسي کند و از صحت و سقم خطر يقين حاصل کند. بعض اوقات اعضاء در برابر تصورات و ترس از دشمن بيش از حد حساسيت نشان مي‌دهند ـ لذا بايد براي جلوگيري از جنگ اعصاب در سازمان، رابط مطمئن شود که خطر واقعي است ـ سپس بايد رابط به وسايل بسيار فوري به تمام اعضاي شبکه اعلام خطر نمايد ـ تمام فعاليت‌ها متوقف گردند تا رفع خطر شود. پس از رفع خطر باز رابط بايد با دادن علائم لازم رابطه را برقرار سازد.

بنابراين اعضاء سازمان در تمام حالات در تحت هر شرايطي با هم وسيله اين سيستم‌ها در تماس خواهند بود.

 

چگونگي ارتباطات ميان اعضاء:

دو نوع تماس وجود دارد:

الف ـ تماس مستقيم يا تماس شخص

ب ـ تماس غيرمستقيم يا تماس به وسيله واسطه‌ها.

الف ـ تماس مستقيم يا تماس شخصي

در سازمان مخفي اين نوع تماس‌ها بسيار مهم است. دلايل و علل زيادي وجود دارد که بايد چنين تماس و ارتباطي برقرار شود. در اجراي برنامه‌اي بايد عضوي را ديد به او مطالبي را گفت و دستوري داد و سپس او را ديد واز او گزارش گرفت. بايد مطمئن شد که عضو، وظايف و مأموريت خود را به خوبي فهميده است ـ گاهي اوقات تماس لازم است تا اسنادي را به او تحويل دهيد ـ نشريه‌ها ـ اعلاميه‌ها اسناد براي سرپوش.

اکثر اوقات در سازمان مخفي تماس با اعضاء براي بالا بردن دائم روحيه آنها ضروري است. بايد کارهاي توضيحي انجام داد. بايد سطح دانش افراد را بالا برد ـ بخصوص وقتي شبکه‌اي به دام دشمن افتد و خبرش در جرايد دشمن منتشر گردد تماس فوري براي تقويت روحيه سايرين ضروري است. بعض اوقات تماس براي تعليمات لازم است. علاوه بر ضرورت‌ها و مزاياي بالا البته تماس‌هاي مستقيم داراي معايبي است که گاهي اوقات تماس غيرمستقيم را ايجاب مي‌نمايد. اين معايب عبارتند از:

1- بودن با عضو يا رابط در يک محل در يک فعاليت مخفي، در دشمن و مخالفين ايجاد شک و شبهه مي‌کند.

2- عضو جديد هنوز مطمئن نيست و ممکن است رابط را به دام پليس بيندازد و لذا ترتيب تماس غيرمستيم بايد داده شود ـ يا در تماس مستقيم ممکن است صحبت‌ها را ضبط کنند يا رابط را شناخته او را تعقيب نمايند.

3- اگر عضوي شناخته شده است وقتي با او تماس گرفته شود تماس گيرنده هم شناخته خواهد شد.

4- ممکن است عضوي دودوزه بازي کند و به اين ترتيب فرد رابط در خطر قرار گيرد.

5- اگر اسنادي لازم است رد و بدل شود در صورت گرفتاري خطرناک خواهد بود.

 

تنظيم تماس مستقيم:

براي ملاقات و تماس شخص به عوامل زير احتياج است و بايد در برنامه پيش‌بيني شوند.

1- هدف ملاقات ـ بايد قبل از ملاقات هدف و برنامه ملاقات و گفتگو معلوم باشد.

آيا منظور گرفتن خبر است ـ تعليمات است؟ هدف چيست؟ در برنامه بايد روشن گردد.

2- محل ـ در برنامة ملاقات‌ها، بايد محل‌هاي مختلفي را در نظر گرفت و از آنها استفاده کرد ـ نبايد هميشه از يک محل استفاده نمود. بايد محل:

الف ـ به طور کامل براي هر دو طرف شناخته شده و روشن و معلوم باشد.

ب ـ بايد سرپوش خوبي جهت بودن با هم در آن محل داشته باشيم.

ج ـ بايد وسيله رفتن و ورود به محل را داشته باشيم ـ مثلاً اگر ميعادگاه سينما يا باشگاه ورزشي است بايد بليط داشته باشيم يا مطمئن باشيم براي آن ساعت و آن روز بليط مي‌توان تهيه کرد.

د ـ بايد محل از نظر امنيتي سالم باشد. نزديک مراکز پليس ـ دربار نباشد که ايجاد سوءظن کند.

3- زمان

الف ـ بايد هر دو ساعت دقيق وعده را بدانيم.

ب ـ ساعت وقت وعده ملاقات بايد مناسب براي شرايط محل و ملاقات‌کنندگان باشد که ايجاد شک و شبهه ننمايد ـ مثلاً وعده ملاقات در ساعت 12 شب در هر جا قابل اجرا نيست.

ج ـ بايد از امکان اجراي وقت مطمئن بود ـ مثلاً اگر قرار است ساعت 6 بعدازظهر به پارک شهر رفت بايد مطمئن بود که در آن روز درهاي پارک را در ساعت 6 نمي‌بندند ـ بايد محل را قبلاً بررسي کرد و بهترين موقع را انتخاب نمود.

 

4- سرپوش

الف ـ بايد متناسب با زمان ـ محل و شخصيتِ هر دو طرف باشد.

ب ـ هر دو آن را به خوبي بفهمد و درک کنند.

ج ـ سرپوش بايد بر اساس بعض واقعيت‌ها باشد نه آنکه تماماً دروغ باشد ـ فرض کنيد که شما قرار ملاقات داريد در ساعت ده صبح در خيابان تخت جمشيد ـ و داستان شما فروش ماشين و يا خريد آن است ـ بايد حداقل يکي از دو نفر صاحب ماشيني باشد و ديگري رانندگي بلد باشد و تصديق داشته باشد. و يا اگر ملاقات در منزل انجام مي‌گيرد و سرپوش اجاره منزل و يا خريد آنست بايد يکي واقعاً صاحب خانه باشد و وضع مالي در هر دو مثال بايد آنچنان باشد که مناسب با خريد منزل و يا ماشين باشد.

 

هـ ـ علائم

منظور از علائم به کار بردن حرکات و يا بيان جملاتي است که بتوان ديد و يا شنيد و هرکدام به موجب قرارداد داراي مفاهيمي براي عضو شنونده و يا بيننده باشد ـ درحالي‌که براي ساير مردم بسيار عادي و خالي از هرگونه مفاهيم اختصاصي باشد. اين علائم عبارتند از:

1- علائم بصري

2- علائم زباني

و براي هر ملاقات بايد سه دسته علامت وضع و ترتيب داد:

1- علائم اطمينان

2- علائم احتياط

3- علائم خطر

اين علائم که در موقع ملاقات حضوري دو نفر انجام مي‌گيرد بايد بسيار روشن و قابل رويت و عادي باشند ـ نظير برداشتن عينک از چشم و يا سيگار کشيدن و يا روزنامه در فلان دست داشتن و يا سر را خاراندن.

فرض کنيم که دو نفر ـ رابط يا عضو بالاتر و عضو ساده ـ قرار ملاقات دارند. اولي الف و دومي ب خواهد بود. عضو ب يک ساعت قبل از ملاقات، محل و اطراف را مورد بررسي قرار مي‌دهد ـ دقت مي‌کند که تحت تعقيب نباشد سپس در سر ساعت به محل وارد مي‌شود. توجه شود که از نظر امنيتي هميشه بايد ب ـ عضو ساده ـ اول به محل وارد شود. رابط الف ـ يک ساعت قبل در محل حاضر مي‌شود اطراف محل را بررسي مي‌کند بايد وقتي ب به محل مي‌رسد او آنجا باشد ـ کار ب را کنترل نمايد و مواظب باشد که تحت نظر نيست و خود نيز تحت نظر نيست ـ و سپس رابط الف به محل وعده‌گاه حاضر مي‌شود ـ در صورتي که يکديگر را قبلاً شناخته‌اند ب علامت بصري نوع اطمينان را مي‌دهد و اين بدان معناست که همه چيز درست است و ملاقات بلااشکال. در صورتي که الف خود نيز شخصاً از بي‌خطري ملاقات مطمئن باشد آن وقت به طرف ب رفته و ملاقات مي‌کنند. اين علائم بايد بسيار کوتاه و عادي و قابل رويت باشد.

در مواقعي که طرفين يکديگر را نمي‌شناسند عضو ب علائم شناسايي با خود دارد نظير چتر ـ کلاه ـ گل ـ کتاب و مشابه آنها ـ پس از آنکه علامت اطمينان را داد و الف او را شناخت و علامت را نيز ديد به طرف او مي‌رود و رابط الف يک علامت زباني که عادي و کوتاه است مي‌دهد و عضو ب نيز بايد علامتي زباني در جواب او بدهد سپس ملاقات شروع مي‌شود.

اين علائم فقط يکبار داده خواهد شد و ديگر تکرار نخواهد شد چه اگر قرار باشد تکرار شوند دشمن با اطلاع از آنها مي‌تواند در سازمان رخنه کند ـ مثلاً رابط الف را دستگير کند و يکي از مأمورين خود را با استفاده از همان علائم براي تماس با عضو ب بفرستد و نظاير آن.

پس از ختم ملاقات ابتدا بايد ب از محل خارج شود و مواظب اطراف خود باشد ضمناً رابط الف مواظب اوست مبادا تحت تعقيب باشد سپس بعد از مدت کوتاهي الف نيز از محل خارج مي‌شود.

اين ترتيب بايد در تمام ملاقات‌ها رعايت گردد.

 

ب ـ تماس غيرمستقيم يا با واسطه:

همانطور که گفته شد بنا به دلايلي رابط و عضو و يا دو طرف ملاقات‌کننده نبايد يکديگر را ببينند و با هم تماس بگيرند ـ بنابراين براي تماس با هم از يک سلسله وسايلي استفاده مي‌کنند که واسط ناميده مي‌شوند.

به وسيله اين عوامل يا واسط‌ا دو نفر بدون آنکه شخصاً يکديگر را ببينند با هم تماس مي‌گيرند و اطلاعات و اخبار و گزارشات و دستورات را رد و بدل مي‌کنند.

اين واسط‌ها ممکن است شخص باشند و يا ممکن است محل و شيئي باشند. و بر اين اساس بر دو نوع تقسيم مي‌شوند:

1- واسط انساني (شخصي)

2- واسط غيرانساني (غيرزنده ـ شيئي)

1- واسط انساني

منظور آنست که يک شخص سومي واسط رد و بدل کردن پيام‌ها و اسناد و نشريات از يک عضو به عضو ديگر باشد ـ ممکن است اين شخص خود عضو سازمان باشد يا نباشد ـ ممکن است بداند چکار مي‌کند و ممکن است نداند ـ مثلاً شما يک بسته اعلاميه يا سند به مغازه يک خياط دوست مي‌بريد و مي‌گوئيد آقاي ب مي‌آيد آن را ببرد ـ خياط از محتوي جعبه بي‌خبر است ـ به علت دوستي و احترام به شما آن را انجام مي‌دهد اما بايد مواظب بود اين افراد گاهي از روي کنجکاوي ممکن است بسته را باز کنند. به اين علت بهتر آنست که واسط‌ها عضو سازمان باشند.

دو حالت وجود دارد. حالت اول آنکه واسط در جاي خود نشسته و ثابت است. رابط نزد او مي‌رود بسته يا پيغام خود را مي‌دهد و سپس ب مي‌رود آن را مي‌گيرد. اين واسط بايد کسي باشد که رفتن نزد او و برگشتن خيلي عادي باشد و همه نوع افراد بتوانند نزد او بروند ـ نظير فروشنده‌ها و اطباء و خياط‌ها و غيره.

حالت دوم ـ ممكن است شخص متحركت باشد ـ البته بايد دليلي براي حركت خود داشته باشد نظير روزنامه‌فروش، دستفروش، فروشنده، نامه‌رسان… و در هر مورد واسط از الف نامه يا بسته را مي‌گيرد و به ب مي‌رساند وبالعكس. در صورتي كه واسط آگاهانه وظيفه را پذيرفته باشد ـ عضو سازمان ـ بايد ترتيبي داد كه در تمام ملاقات‌ها سيستم علائم بكار برده شود. فرض كنيم كه فروشنده سيار ـ واسط ـ براي دريافت بسته‌اي نزد شما مي‌آيد، شما اگر آماده نباشيد افراد ناباب پيشتان باشند و يا تحت مراقبت و تعقيب باشيد بايد بتوانيد به او علامت بدهيد كه به طور عادي شما را ترك كند و يا همچنين در موقع تحويل بسته به عضو ب بايد علائم بكار برد.

 

2- واسط غيرانساني

منظور آن است كه وقتي دو نفر نمي‌توانند مستقيماً با هم تماس بگيرند براي رد و بدل كردن اسناد و اطلاعات از محل‌هاي معين و ثابت استفاده مي‌كنند و در آن محل پيام‌هاي خود را مي‌گذارند و سپس ديگري مي‌آيد و آنها را برمي‌دارد و بدين ترتيب بدون آنكه در برابر چشمان كنجكاو پليس مجبور باشند با شما تماس بگيرند پيام‌هاي خود را رد و بدل مي‌كنند.

دو نوع واسط غيرانساني وجود دارد

1- واسط ـ محل ثابت

2- واسط ـ شيئي متحرك

براي استفاده از واسط غيرانساني در ارتباطات بايد ابتدا محل را بررسي كرد كه مناسب براي عمل هست يا خير ؟ سپس برنامه‌اي طرح نمود ـ به موجب برنامه وقتي رابط الف پيام خود را در محل گذاشته در يك محل ديگري علامتي مي‌گذارد و مي‌رود سپس عضو ب مي‌آيد ابتدا بايد آن علامت را ببينيد سپس به محل برود ـ پيام را بردارد و در محل سومي علامتي بگذارد كه معني آن برداشتن پيام است و برود ـ در ترتيب علايم بايد علايم اطمينان و خطر و غيره پيش‌بيني شود ـ همچنين در صورتي كه به هر علت احتياطي از محل مقرر استفاده نشد بايد پيش‌بيني محل دومي شده باشد و در يك جاي مناسبي علامتي براي عضو ب گذاشته شود كه او بداند بايد به محل دوم برود علايم بايد عادي و روشن و قابل رويت و مناسب با محل باشند.

در انتخاب خود محل نيز بايد خيلي دقت كرد ـ كه مناسب باشد ـ بتواند عضو ب به آنجا برود ـ رفتن بدانجا جلب توجه نكند ـ پيام در خود محل مصون باشد ـ اگر در هواي آزاد است باد آن را نبرد ـ باران آن را خراب نكند ـ‌ مورد توجه عابرين قرار نگيرد كه آن را بردارند.

محل متحرك وقتي است كه واسط از يك محل به محل ديگر مي‌رود نظير ترن ـ ماشين ـ درشگه و غيره ـ عضو رابط بايد در محيط كار خود، محل‌هاي متعدد و اشخاص متعدد، براي منظور ارتباطات غيرمستقيم پيش‌بيني كند ـ و براي ارتباط با اعضاي خود از هر كدام از آنها استفاده نمايد. مثلاً در يك سري ارتباطي براي دادن دستور يا خبر به 5 عضو خود ممكن است 5 نوع وسيله ارتباطي مختلف تنظيم نمود.

در تمام انواع ملاقات ـ مستقيم يا غيرمستقيم ـ‌ بايد قبل از طرح برنامه ملاقات محل ملاقات مورد معاينه قرار گيرد.

 

8- معاينه

تعريف: در اصطلاح فعاليت‌ها و عمليات سري، معاينه يا بازديد عبارت است از بازرسي و آزمايش يك محل يا شخص يا منطقه‌اي كه براي انجام عمليات سري مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

اين بازرسي‌ها بايد بطور عيني و توأم با تحقيقات محلي باشد.

معاينه صرفاً هنر جمع‌آوري اطلاعات است تا بتوان بر اساس آن اطلاعات، نقشه‌هاي خود را تا حد امكان منطبق با واقعيت تنظيم نمود.

 

ضرورت معاينه در چيست؟

در اصطلاح فعاليت‌ها و عمليات سري، معاينه يا بازديد عبارت است از بازرسي و آزمايش يك محل يا شخص يا منطقه‌اي كه براي انجام عمليات سري مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

اين بازرسي‌ها بايد به طور عيني و توأم با تحقيقات محلي باشد.

معاينه صرفاً هنر جمع‌آوري اطلاعات است تا بتوان بر اساس آن اطلاعات، نقشه‌هاي خود را تا حد امكان منطبق با واقعيت تنظيم نمود.

ضرورت معاينه در چيست؟

كليه مساكن و مناطق و مراكزي كه توسط سازمان سري بكار برده مي‌شود و مورد استفاده فرار مي‌گيرد بايد قبل از اجراي برنامه معاينه شوند ـ مثلاً‌سازمان احتياج دارد به

1- خانه امن براي ملاقات‌ها ـ براي نگهداري اسناد ـ اسلحه ـ افراد.

2- محل ملاقات مستقيم يا محل ملاقات غيرمستقيم (واسط).

3- پناهگاه براي فراريان ـ براي ارتباط بيسيم ـ براي اختفاي نفرات قبل از برنامه‌ها.

4- محل براي فرستنده و غيره.

5- پيدا كردن راه‌هاي فرار.

6- ساختمان‌ها و تأسيسات دشمن كه هدف تفتيش يا تخريب هستند.

7- مراقبت ثابت گماردن و يا مراقبت متحرك.

8- و يا هر نوع علت و مورد ديگري كه در جريان عمل برخورد شود.

در تمام اين موارد محل بايد معاينه شود ـ چگونگي ورود ـ ‌خروج ـ موقعيت محلي و ارتباط آن و يا فاصله آن و يا فاصله آن با مراكز پليس ـ راه‌هاي فرار همه و همه بايد مطالعه و معاينه شود.

 

چگونه معاينه كنيم؟

الف ـ قبل از معاينه

ب ـ در طول عمل معاينه

ج ـ بعد از معاينه

الف ـ چه چيزهايي را بايد قبل از معاينه فراهم سازيم يا جمع‌آوري نماييم؟

1- هدف و منظور از محل مورد معاينه را بايد بدانيم ـ بايد بدانيم محل را براي چه منظوري مي‌خواهند بكار برند؟ يك خانه امن خواهد بود؟ وعده‌گاه خواهد بود؟ يا غيره ـ بايد اينها را بدانيم تا تناسب و شايستگي محل را با آن هدفمان در معاينه مورد بررسي قرار دهيم ـ بسته به نوع هدف محل بايد داراي لوازم خاص باشد.

2- قبل از شروع به عمل بايد بررسي كرد كه اگر محل و منطقه مورد نظر وسيع است و طول مدت معاينه با وقت و فرصت ما تناسب ندارد ـ براي سرعت در كار محل را تقسيم‌بندي كرد و هر قسمت را بر عهده يك عضو يا يك گروه واگذار نمود.

3- بايد كليه اطلاعات موجود راجع به محل را نزد يكنفر متمركز نمود و سپس اطلاعات جديد جمع‌آوري كرد و همه را در نزد مسئول اطلاعات متمركز ساخت.

4- بايد تعداد افراد لازم براي معاينه را پيش‌بيني نمود ـ چند نفر آدم براي كار لازم است؟

5- بايد وسايل مورد نياز پيش‌بيني و آنها را تهيه كرد ـ ماشين ـ پول ـ چراغ قوه ـ دوربين و غيره.

6- چقدر وقت براي انجام عمل لازم است؟ بسته به وسعت كار بايد آن را پيش‌بيني نمود.

7- داستان سرپوش چيست؟ وقتي مي‌خواهيد محلي را معاينه كنيد البته بايد داستاني براي سرپوش داشته باشيد ـ داستان متناسب با محل و شما و حرفه شما. چرا بآنجا رفته‌ايم و چكار مي‌كنيم؟

8- بايد برنامه كامل تهيه گردد ـ و ميان وسايل و نفرات و وقتي كه لازم است هماهنگي ايجاد گردد و تمام وسايل پيش‌بيني شود. ممكن است يكنفر براي انجام معاينه دوازده ساعت وقت لازم داشته باشد اما فرصت عمل در محل پيش از سه ساعت نباشد بنابراين نمي‌توانيم با يكنفر كار را انجام دهيم بايد حداقل چهارنفر داشته باشيم ـ در برنامه بايد تمام جنبه‌ها را حساب و پيش‌بيني نمود.

9- بايد كليه اطلاعات لازم و ضروري اوليه را جمع‌آوري كرد ـ اين اطلاعات بايد اول محل مورد نظر را به طور كامل مشخص كند ـ در كجا قرار دارد ـ اگر مثلاً خانه است آدرس خيابان شماره خانه حدود خانه ـ و مشابه ـ اگر محل در وسط بيابان و يا كوهستان يا ساحل درياست بايد موضع جغرافيايي آن را بيان كرد.

 

ب ـ در موقع معاينه چه اطلاعاتي بايد جمع كرد؟

1- تعيين دقيق محل ـ آدرس آن ـ شماره منزل خيابان كوچه محله همه بايد يادداشت شود ـ مشخصات جغرافيايي محل اگر در كوهستان يا بيابان در كنار درياست. علاوه بر مشخصات جغرافيايي بايد علائم طبيعي در آن حدود پيدا كرد تا براي راهنمائي استفاده شوند. بايد نقشه كامل محل و اطراف محل كشيده شود.

2- شرح كامل وضعيت عمومي محل ـ طرز ساختمان‌ها ـ آتمسفر عمومي ـ آيا محل يك مركز صنعتي است يا مسكوني است يا تجاري است يا كارگري است يا محصلي ـ پرجنجال است يا آرام؟

3- نوع ساختمان ـ بزرگ ـ كوچك ـ آجري سيماني چوبي ـ معماري محل ـ ساختمان قديمي يا تازه‌ساز.

4- شرح كامل خيابان‌هايي كه به محل ختم مي‌شوند و يا به محل مي‌رسند و يا در اطراف آن هستند.

5- شرح كامل وسايل ارتباطي ـ تاكسي ـ ترن درشكه اتوبوس اسب الاغ پياده. در مورد ترن‌ها يا اتوبوس‌ها بايد شماره خط يا خطوط ارتباطي و كم و زياد بودن اتوبوس‌ها (مثلاً هر ده دقيقه) برنامه دخول و خروج ترن يا اتوبوس و يا وسيله ديگر. غلظت و حجم عبور و مرور وسايل نقليه در اطراف محل ـ يكطرفه يا دو طرفه بودن خيابان‌ها ـ چراغ‌هاي راهنمايي ـ‌ زمان تغيير چراغ‌ها و ترتيب آن (اتوماتيك يا نه؟)

6- سيستم نور در خيابان‌هاي اطراف ـ خيلي روشن ـ روشن ـ غيرروشن ـ تاريك ـ نور چراغ‌ها فاصله تيرهاي چراغ برق و نوع آنها ـ چوبي يا فلزي يا سيماني و طرز ساختمان تيرها.

7- وضعيت شلوغي و خلوتي خيابان‌ها و محل در ساعات مختلف روز و شب.

8- اختصاصات محل؟ همه خارجي هستند؟ ارمني هستند؟ يهودي هستند؟ تهراني‌ها شيرازي‌ها ـ چه طبقاتي؟ زبان‌هاي موجود (تركي ـ گيلكي ـ ارمني) نوع لباس‌ها ـ عادات مخصوص آنها؟

9- احساس مردم نسبت به افراد ناشناس و خارجي در محل چيست؟ آيا براي آنها عادي است؟ يا آنكه همه از خانه‌ها و مغازه‌ها سر مي‌كشند؟

10- روابط داخلي در محل چگونه است؟ اگر خبري شود همه بهم خبر مي‌دهند؟ آيا سعي دارند ته و توي كار را درآورند؟ اهل متلك گفتن و شوخي هستند يا خش و رسمي؟

11- سيستم امنيت دشمن و پليس در محل ـ پليس؟ ژاندارم؟ ارتش؟ ـ تعداد نفرات پليس دوري و نزديكي نفرات و پادگان يا كلانتري ـ اسلحه آنها چيست؟ پليس ثابت يا متغير ـ وسايل او ـ موتور ماشين… پليس مخفي وجود دارد؟ مأمورين سازمان امنيت؟

12- فعاليت ساير سازمان‌هاي سياسي و سازمان‌هاي مخالف در منطقه و محل؟

13- راه‌هاي فرار ـ فرض كنيد در عين عمل واقعه‌اي اتفاق افتاد و افراد خواستند فرار كنند ـ بايد در گزارش قيد شود كه چگونه افراد مي‌توانند فرار گنند؟

14- تمام وسايل ديگري كه مورد استفاده خود از قبيل سيم‌هاي برق ـ كنتور برق در ساختمان ـ محل تلفن قابل استفاده در محل و يا در نزديكي آن ـ اگر محل عمومي است مثل هتل يا قهوه‌خانه بايد پيشخدمت‌ها و مأمورين را توصيف كرد تا در موقع لزوم از مناسب‌ترين آنها استفاده شود ـ ساعات بسته شدن قهوه‌خانه يا در هتل و غيره.

15- توصيه‌ها ـ در هنگام معاينه بايد سعي كردآرام و عادي بود ـ كمتر سر و صدا كرد ـ برنامه را دقيقاً اجرا نمود ـ در موقع عمل جز در مورد ضرور شديد نبايد چيزي نوشت يا نقشه‌اي كشيد ـ بايد سعي كرد و همه چيز را در ذهن سپرد ـ در صورت اجبار بايد مطالب را در جايي نوشت كه در صورت بروز خطر ايجاد شك نكند ـ عجله نبايد كرد ـ بايد حوصله به خرج داد ـ در موقع جمع‌آوري اطلاعات اگر احساس مي‌شود كه نمي‌توان تمام اطلاعات را به حافظه سپرد بايد به مركز سازمان يا جاي امني رفت و اطلاعات را نوشت و در آنجا گذاشت و مجدداً برگشته كار را ادامه داد.

 

ج ـ بعد از معاينه

بايد فوري به محل امن رفته و تمام اطلاعات را تنظيم نمود و گزارش داد.

گزارش بايد كامل و شامل تمام مسائل باشد. باي نقشه ضميمه گزارش بشود. گزارش بايد طوري نوشته شود كه كساني كه آن را مي‌خوانند و تا به حال محل را نديده‌اند چنان تصور كنند كه در آنجا زندگي ميكرده‌اند و بايد همه چيز توضيح داده شود بايد گزارش و نقشه طوري باشد كه هر كس بخواهد از آن استفاده كند بدون آنكه محتاج باشد از كسي در خيابان سوال كند يكسر به محل برود.

9- ملاحظه و توصيف ـ :

هر انساني داراي قدرت مشاهده و توصيف مي‌باشد. اما اكثراً مردم اشياء و افراد و حوادث را نه آنطور كه هست سعي مي‌كنند مشاهده كنند و نه مي‌توانند آنطور كه ديده‌اند توصيف نمايند.

در يك سازمان مخفي در فعاليت‌هاي سري افراد بايد عادت كنند چگونه جريانات را دقيقاً ببينند و آنها را در مغز خود بسپارند و از آنها نيتجه‌گيري كنند ـ و از آنها گزارش تهيه نمايند. ملاحظه جريانات و اشياء با حواس پنجگانه انجام مي‌شود ـ اخذ و ضبط آنها توسط اين حواس ملاحظه ناميده مي‌شود.

توصيف عبارت است از قدرت نيتجه‌گيري از ملاحظات و بازگو و توجيه و تفسير كردن آنها.

يك شخص عادي وقتي حادثه و يا صحنه‌اي را مي‌بيند ممكن است برايش جالب نباشد ـ كه به جزئيات آن دقت كند و آنها را به خاطر بسپارد ـ اما يك عضو سازمان سري مي‌داند چگونه علم نظارت و مشاهده را بكار برد و قادر است تمام آنچه را در يك حادثه و صحنه واقعاً اهميت دارد با تمام جزئيات آن بطور سيستماتيك ببينيد ـ حتي جزئيات را ببيند و بخاطر بسپارد ـ جزئياتي را كه گاهي از كليات مهمتر هستند.

قدرت ملاحظه تابع دو عامل است:

1- ارثي

2- اكتسابي

با عامل ارثي نمي‌توان كاري كرد اما با تربيت و تعليم مي‌توان عامل اكتسابي را توسعه داد ـ بعضي اشخاص در حرفه خود استاد مي‌شوند و مشخصات افراد مراجعه كننده خود را به سرعت تشخيص مي‌دهند ـ مثلاً خياط‌ها بدون مراجعه به دفترهاي خودشان از روي حافظه مي‌دانند كدام پارچه به كدام مشتري تعلق دارد ـ در مراكز زيارتي قم و نجف و مشهد و كربلا روزانه صدها نفر براي زيارت مراجعه مي‌ كنند ـ كفشدار بدون دادن نمره هر كس كه مي‌رسد كفش‌هاي او را گرفته و در گوشه‌اي مي‌گذارد و پس از مراجعه زائر بلافاصله كفش‌هاي او را در برابر او مي‌گذارد ـ اين دقت و سرعت به خصوص در مورد زن‌هاي زائر كه سرتاپايشان مستور است بيشتر جالب توجه است كه چگونه كفشدار در ميان اين همه اشخاص مختلف مي‌داند كدام كفش متعلق به چه كسي است؟ ـ بر اثر ممارست و تمرين، قدرت ملاحظه كفشدار ترقي كرده است.

چنين استادي و تبحر براي پليس و مأمورين تربيت شده امنيتي نيز وجود دارد ـ دشمن آنها را تعليم داده است كه چگونه همه چيز را ببينند و بازگو كنند. مشاهده بدون بازگو كردن ناقص است.

بنابراين بايد افراد ياد بگيرند كه قدرت ملاحظه و توصيف خود را تقويت و تربيت نمايند.

عواملي هستند كه قدرت مشاهده و وصف را تحت‌الشعاع قرار داده و باعث اشتباه مي‌گردند.

1- حالت روحي غيرعادي ـ در اين حالت مشاهده كنند نمي‌توانند همه چيز را ببيند و اگر جنايتي اتفاق افتاده است ترس و وحشت مانع از توجه به تمام نكات است.

2- ناظر اگر مريض باشد قدرت مشاهده او ضعيف‌تر است.

3- تجربه گذشته يا سابقه ذهني ـ اگر كسي تا به حال هواپيما نديده باشد وقتي براي اولين بار ببيند قدرت مشاهده‌اش قوي نخواهد بود ـ گاهي اوقات تجربه گذشته خود باعث اشتباه مي‌گردد. مثلاً شما در گذشته براي ورود به محلي از خياباني عبور كرده‌ايد آن موقع خيابان يكطرفه نبوده است ـ‌ حالا دو طرفه است يا در موقع ورود به خانه‌اي كه داراي در ورود و خروج جداگانه است ممكن است شما در گذشته از در ورودي خارج شده‌ايد ـ نبايد تجربه گذشته در توصيف شما اثر عكس بگذارد.

در توصيف و بيان مشاهدات نيز عوامل اشتباه وجود دارند:

1- اضافه كردن ـ ممكن است در بيان مطلب شما چيزي را اضافه كنيد كه در ذهن شماست و در عالم خارجي وجود ندارد.

2- تعويض ـ مشاهده كننده در منظره‌اي مطلبي را مي‌بيند اما در عمل، توصيف مطلب ديگري را كه مربوط به جاي ديگري بوده است از حافظه‌اش مي‌گيريد و به جاي آن قرار مي‌دهيد.

3- تغيير ترتيب منظره ـ منظره يا حادثه‌اي ديده مي‌شود ـ اكثر اتفاق مي‌افتد كه ترتيب حوادث در توصيف بهم مي‌خورد ـ زمان‌ها عقب و جلو شده‌اند.

4- ساده شدن ـ در توصيف اكثراً تمايل به خلاصه كردن و ساده كردن وجود دارد. ممكن است در توصيف فكر شود كه بيان فلان مسأله مهم نيست ـ ضروري نيست ـ ولي واقعاً مهم باشد.

5- اشتباه در نقل و مكان خبر و اطلاع ـ كسي كه توصيف مي‌كند و كسي كه مي‌شنود ممكن است هر دو اشتباه كنند ـ ممكن است شرح دهنده كامل شرح ندهد وشنونده قدرت شنيدن كامل نداشته باشد و اشتباه شود.

 

ملاحظه اشخاص

الف ـ نگاه عمومي يا بررسي كلي ـ

1- وقتي به شخص نگاه مي‌كنيم بايد او را آگاهانه بررسي كنيم ـ بايد او را با اشخاص ديگر و با عوامل ديگري كه مي‌شناسيم در ذهن خود مقايسه كنيم تا در حافظه ما اين مقايسه باقي بماند.

2- سپس شخص را به طور كلي مي‌سنجيم ـ دراز است يا كوتوله ـ ظاهر او چگونه است.

3- سر او نسبت به بدن بزرگ است يا كوچك يا معمولي ـ بطور كلي نسبت حجم و بزرگي سر نسبت به بدن مثل يك به هفت است.

4- گردن ـ آيا دراز است يا كوتاه ـ كلفت است يا نازك ـ گلو بزرگ است يا كوچك.

5- شانه‌ها پهن است يا نه ـ خميده است يا راست است.

6- شكم بزرگ است يا كوچك

7- كمر باريك است يا كوچك

8- طرز راه رفتن ـ در راه رفتن پاهايش بطرف داخل يا خارج و يا مستقيم است ـ هنگام راه رفتن بدنش بسمت خارج است يا جلو يا عقب.

9- حركات غير عادي در موقع حركت يا صحبت كردن دارد يا ندارد؟

10- نواقص عمومي در بدن ـ دست و پا ـ صورت و غيره دارد يا ندارد؟

11- جنس ـ زن يا مرد؟

12- رنگ ـ سياه سفيد ـ بور…

13- سن ـ البته بتقريب چون تشخيص سن از روي مشاهدات مشكل است ـ سن البته به عوامل مختلفي بستگي دارد ـ يك جوان سي ساله چيني يا استراليائي يا ايراني يا عرب يا سياه يا سفيد يكجور به نظر نمي‌رسند.

14- ارتفاع و قد ـ وقتي نشسته باشد نمي‌توان حدس زد اما اگر ايستاده باشد و قد خود را بدانيم با مقايسه قد او با قد خودمان مي‌توانيم به سرعت با تقريب پنج سانتي‌متري قد او را حدس بزنيم.

15- وزن ـ بايد وزن خودمان را بدانيم و سپس با او بسنجيم ـ روي لباس و درشتي هيكل وغيره ممكن است در تقريب تا پنج كيلوگرم استباه كرد ـ معمولاً ارگ شخص زياد چاق يا لاغر نباشد فرمول كلي رابطه وزن و قد را مي‌توان بكار برد. اين فرمول عبارتست از 100 ـ قد (به سانتي‌متر) = وزن (به كيلوگرم) يعني اگر قد شما 170 سانتي‌متر است وزن طبيعي ما برابر است با 70=100-170.

اين مطالب در مورد كليات بدن وجسم بود.

جزئيات و مشخصات:

1- سر و صورت بهترين و مهمترين نقطه بدن براي ملاحظه و توصيف است. و درشتي و صافي و غيرصافي موي سر ـ اگر كسي بيمو و يا كم موست بايد مشخص كرد از چه دسته‌ايست (مطابق جدول ضميمه)

2- پيشاني ـ از جلو بلند است يا كوتاه و پهن است يا باريك ـ از پهلو مستقيم است يا محني و به جلو آمده است يا صاف ـ و هر نشانه ديگري در پيشاني.

3- ابروها ـ مستقيم يا منحني ـ كم مو يا پر مو ـ پيوسته يا جدا ـ رنگ موي ابرو.

4- چشم‌ها ـ بزرگ يا كوچك ـ رنگ آن ـ با عينك يا بي عينك ـ چشم مصنوعي ـ حالات چشم ـ خصوصيات از پهلو، آيا فرو رفته است ـ عادي يا بيرون آمده است ـ باريك يا پهن است؟

5- خطوط زير چشم ـ كه عموماً تيره‌تر است.

6- بيني ـ از جلو بزرگ است يا كوچك ـ در پائين پهن است يا باريك ـ از پهلو دراز است يا كوتاه منحني است يا مستقيم يا شكسته يا محدب است يا معقر.

7- گونه‌ها ـ گوشتي يا فرورفته ـ استخوان‌ها بيرون آمده يا نه؟ ـ ريش‌پرپشت يا نه؟

8- گوش‌ها ـ بزرگ يا كوچك ـ به سر چسبيده يا بيرون آمده ـ از پهلو دراز يا دايره‌اي ـ مثلثي و غيره ـ اگر زن است محل سوراخ گوشواره.

9- سبيل ـ رنگ ـ غلظت مو ـ شكل سبيل ـ اگر سبيل ندارد فاصله پشت لب (ميان دهان و بيني)

10- دهان ولب ـ پهن ـ كوچك ـ لبها نازك يا كلفت ـ قرمز يا بيرنگ ـ بيرون آمده يا نه.

11- دندان‌ها ـ مصنوعي يا طبيعي ـ مرتب يا درهم ـ دندان طلا و غيره.

12- چانه ـ از جلو پهن يا كوچك ـ از پهلو بيرون آمده يا نه؟

13- تركيب كلي صورت ـ بطور معمول درازاي صورت به سه بخش مساوي تقسيم شده است ـ از زير چانه تا زير بيني و از زير بيني تا بالاي بيني و از بالاي بيني تا بالاي پيشاني ـ و بطور معمول پنج نوع صورت از نظر كلي وجود دارد ـ مثلثي، دايره‌اي، بيضوي ـ مربعي؛ مستطيلي.

14- دست و پاها ـ درازي يا كوتاهي بايد مشخص شود.

15- صدا ـ ظريف يا خشن ـ تودماغي يا صاف ـ زير يا بم ـ طرز صحبت آرام يا سريع يا معمولي و شمرده حركات مختلف صحبت كردن.

 

ملاحظه و توصيف منظره‌ها:

بررسي كلي و اجمالي ـ كه بايد ديد چه چيزي است و به سوالات زير پاسخ داد.

1- چه؟ 4- كجا؟

2- كي؟ 5- چگونه؟

3- كي (چه وقت)؟ 6- چرا؟

براي اطمينان از آنكه چيزي جانماند بايد منظره را تقسيم‌بندي كرد و به ترتيب قسمت به قسمت آن را در نظر گرفت و به خاطر سپرد ـ مثلاً يك اطاق را مي‌توان به شش قسمت تقسيم كرد ـ چهار ديوار و سقف و كف ـ و سپس به تريب هر قسمت را نيز اگر بزرگ باشد به قسمت‌هايي جزيي‌تر تقسيم كرده به ترتيب بررسي كرد.

 

مشاهده و توصيف رنگ‌ها:

بايد بطور علمي رنگ‌ها را شناخت ـ‌ سه رنگ اصلي وجود دارد.

1- قرمز

2- آبي

3- زرد

رنگ‌هاي فرعي كه قابل تهيه از رنگ‌هاي سه‌گانه بالا هستند عبارتند از

1- قرمز 2- آبي

3- زرد 4- سبز (از تركيب آبي و زرد)

5- نارنجي (از تركيب قرمز و زرد)

6- بنفش (از تركيب قرمز و آبي)

7- تركيب تمام اين رنگ‌ها سفيد

8- بدون رنگ سياه

هر عضوي بايد خود را تعليم دهد كه رنگ‌ها را بشناسد ـ شناختن رنگ‌هاي اصلي ساده‌تر است ـ رنگ‌هاي فرعي اغلب باعث اشتباه مي‌شوند.

مشاهده و توصيف صداها:

تشخيص صداها بسيار اهميت دارند ـ بايد مهارت پيدا كرد كه بدون رفتن به محل حادثه از روي صدها تشخيص داد كه منبع صدا چيست؟

صداي تركيدن لاستيك ماشين ـ ساعت ـ هفت‌تير ـ مسلسل ـ بازوكا ـ‌ نارنجك ـ پاي آدم ـ اسب ـ موتور ماشين ـ موتور سيكلت و غيره.

 

ملاحظه و تشخيص قوه لامسه:

بايد در تاريكي وضعيت اشياء را تشخيص داد.

 

ملاحظه و توصيف با حس ذائقه:

بايد تمرين كنيم كه اين حس ما قوي شود ـ‌ با تقويت اين حس مي‌توان بسياري از خطرات را حس كرد ـ مثلاً مزه چاي يا پپيسي كولا اگر داروي خواب‌آور يا مشروب در آن ريخته باشند و غيره.

و بالاخره بايد در مشاهده و توصيف شخص ـ طرز لباس پوشيدن ـ مرتب است يا نامنظم ـ سواد و معلومات و هر نوع اطلاعات ديگر را توصيف كرد.

 

10- خانه امن:

منظور از خانه امن چيست؟ محلي است كه در سازمان مخفي براي مقاصد و منظورهاي مختلف و متفاوت بكار برده مي‌شود. بسياري از فعاليت‌هاي مخفي در خانه‌هاي امن انجام مي‌گيرند. موفقيت بسياري از عمليات به امنيت اين منازل بستگي دارد.

 

موارد استعمال خانه امن:

1- بهترين محل براي ملاقات و تماس بين رابط‌ها و رابط‌ها و اعضا

2- براي آدرس تماس‌ها: منظور آدرسي است كه براي مكاتبات مخفي ـ فرضاً ميان دو رابط يا دو مركز ـ به جاي آنكه نامه مستقيماً به آدرس اصلي برود ابتدا به آدرس مزبور مي‌رود و سپس از آنجا به مقصد اصلي پست مي‌شود ـ يا نامه را رابط به آدرس خانه امن ميبرد و از آنجا پيكي نامه را به رابط مي‌رساند.

3- براي تماس‌هاي غير مستقيم به عنوان واسط ـ يك اطاق كوچك مثلاً در سراي جواهريان اجاره مي‌كنند ـ عضو ب يك كليد دارد ميآيد مطلبي را مي‌گذارد و سپس رابط الف با كليد خودش ميايد آن را برمي‌دارد و يا بالعكس.

4- خانه امن براي تماس غيرمستقيم به عنوان واسط انساني ـ ساكنين خانه مي‌توانند واسط تماس‌ها باشند ـ نامه يا روزنامه به آنها مي‌دهيد و عضو ديگر مي‌آيد آنرا مي‌گيرد.

5- خانه امن براي بايگاني اسناد.

6- براي مراكز رهبري.

7- براي پنهان كردن اسلحه و مهمات و وسايل تخريبي.

8- براي پنهان كردن وسايل فني ـ چاپخانه ـ پلي‌كپي ـ عكس‌برداري ـ ميكروفيلم ـ فرستنده و غيره.

9- براي مسائل مالي ـ اسناد مالي ـ پول و غيره ـ نبايد پول سازمان را در بانك گذارد.

10- براي تشكيل جلسات طولاني ـ گاهي ملاقات‌ها يا جلسات چند روز به طول مي‌كشد.

11- فراريان از زندان ـ‌ پناهندگان و متواريان از دست پليس احتياج دارند كه در مراكزي براي چند هفته يا چند ماه مخفي بمانند تا حرارت پليس براي پيدا كردن آنها تخفيف يابد.

12- بالاخره براي رفع هر نوع مشكل و مانعي كه در سر راه فعاليت‌هاي مخفي وجود دارد.

 

شرايط ضروري براي خانه امن:

الف ـ سرپوش

1- بايد از همان ابتدا كار و اولين قدم براي پيدا كردن خانه امن سرپوش تهيه شده باشد و آنرا بكار برد.

در يك سازمان مخفي البته اكثراً مي‌توان از منازل اعضاي طرفدار و يا وابسته براي انجام مقاصد استفاده كرد اما گاهي اوقات براي پاره‌اي از مقاصد بالا لازم است سازمان خود رأساً به تهيه منزل بپردازد ـ براي اين كار وقتي شما مي‌رويد خانه‌اي اجاره كنيد بايد بدانيد كه چه خواهيد كرد ـ منزل براي چه مي‌خواهيد؟ اسم شما چيست؟ چه كسي اسناد اجاره را امضاء مي‌كند؟ وضع خانوادگي شما در داستان سرپوش چيست؟ وضع درآمد و شغل و تمام اين نوع سوالات ـ لذا بايد داستان كامل باشد.

2- بايد سرپوش تمام فعاليت‌ها را دربر بگيرد ـ‌ اگر شما منزلي را براي يك وكيل دادگستري اجاره مي‌كنيد البته حدود فعاليت بايد متناسب با منزل يك وكيل دادگستري باشد.

3- سرپوش بايد متناسب با وسعت فعاليت باشد.

ب ـ خانه امن را بايد وقتي گرفت و بكار برد كه در انجام آن مجبور باشيم ـ در مواقعي كه سازمان خانه‌هاي امن را خود تهيه مي‌كند بايد دانست كه اداره آن بسيار مشكل و مخارج آن سنگين است.

ج ـ انتخاب منزل با مسئول شبكه است ـ در انتخاب منزل بايد تمام اصول امنيتي را بررسي كرد ـ نبايد در محلي باشد كه بسيار شلوغ يا بسيار خلوت باشد (جز استثنا) ـ نبايد در محله‌اي باشد كه هركس بكار هر كس كار دارد ـ در اطراف آن نبايد خانه‌هاي بلندتر كه بر آن مشرف باشند وجود داشته باشد ـ به موقعيت منزل بايد توجه كرد ـ يك منزل در كوچه بن‌بست خوب نيست ـ راه فرار بسته است ـ حتي‌المقدور لازم است كه خانه امن حداقل داراي دو در باشد ـ در كنار خيابان باشد ـ به مراكز ارتباطي نزديك باشد ـ هرگز نزديك كلانتري يا مراكز پليس و ارتش و سازمان امنيت نباشد ـ حتي‌المقدور تحقيق كرد كه در خانه‌هاي اطراف خارجي و يا اعضاي سازمان‌هاي انتظامي مثل كارآگاه و غيره زندگي نكنند.

د ـ بايد قبل از خريدن و يا اجاره كردن كنترل كرد كه خانه پاك و سالم باشد ـ وسايل بيسيم و ضبط صدا بطور مخفي در آن كار گذاشته نشده باشد ـ‌ بايد طوري ترتيب داد كه بلافاصله موجود دشمن چيزي در آن نگذارد.

ر ـ بايد كنترل كرد كه صدا از منزل به خانه‌هاي اطراف نرسد و از داخل به خارج نرود.

ز ـ‌ تسهيلات داخلي خانه امن:

1- وسايل زندگي خانه بايد متناسب با سرپوش و اشخاص ساكن خانه باشد.

2- بايد به تمام وسايل لازم جهت موارد غيرعادي مجهز باشد.

3- بايد به وسايل عمومي تلفن ـ برق و غيره مجهز باشد.

 

زـ اداره خانه امن:

مسئول شبكه و خانه امن بايد يكنفر از اعضاء شناخته نشده را انتخاب و مسئول خانه نمايد. اين عضو مسئول حفظ امنيت خانه امن است ـ‌ وي بايد سرپوش خانه را در محل معرفي نمايد و بعد از آنكه سرپوش تقريباً شناخته شد و براي همه اهل محل عادي شد آن وقت خانه امن مي‌تواند وظيفه اصلي خود را آغاز نمايد ـ حتي‌المقدور مسئول خانه امن نبايد متأهل باشد ـ البته اين امر بستگي به هدف خانه امن دارد.

ح ـ حتي المقدور نبايد از يك خانه امن براي بيش از يك منظور استفاده كرد ـ پس از انجام منظور بايد خانه را ترك كرد.

ط ـ نبايد از خانه‌هاي شناخته شده نظير آنهايي كه مثلاً كمونيست‌ها سابقاً استفاده كرده‌اند استفاده كرد.

 

پرونده خانه امن:

مركز سازمان بايد براي هر يك از خانه‌هاي امن يك پرونده داشته باشد كه در آن تمام مشخصات منزل از آدرس و كليه اطلاعات در آن نوشته شده باشد ـ علائم ورود و خروج از آن ـ اجاره‌نامه و ساير اسناد مربوط به خانه و منظور و مقصودي كه براي آن، آن خانه گرفته شده است ـ و حوادثي كه در خانه اتفاق افتاده است ـ‌ اسم كساني كه داخل و خارج شده‌اند و نوع كارهايي كه انجام داده‌اند ـ‌ راه‌هاي فرار در موقع خطر و علائم مختلف ـ اين دفترچه كه بسيار مهم است بايد در مركز مطمئن سازمان حفظ شود و مسائل ضروري از قبيل علائم و راه‌هاي فرار و غيره را استفاده‌كنندگان از خانه در ذهن خود بسپارند.

براي خانه‌هاي امن كه مركز فعاليت‌هاي خيلي خطرناك هستند تداركات امنيتي و ضدخطر بايد خيلي بيشتر باشد مثلاً ممكن است در اطراف منزل در موقع عمل مراقب گذاشت كه هر پيش‌آمدي را خبر دهد.

در برنامه بايد پيش‌بيني كرد كه اگر رابط عوض شد رابط بعدي چگونه بايد عمل كند.

همانطور كه گفته شد خانه امن اداره‌اش مشكل و مخارجش زياد است. روس‌‌ها از خانه امن بسيار استفاده مي‌كنند و حال آنكه در دنياي غرب آمريكائي‌ها خيلي از آن استفاده مي‌نمايند.

در سازمان مخفي سياسي، بهترين راه استفاده از منازل خود اعضاء و يا طرفداران و وابستگان سازمان است و اگر رفتن خانه امن ضرورت پيدا كرد بايد بي‌نهايت كوشيد كه تمام شرايط و نكات اساسي در آن رعايت شود.

 

11- مصاحبه:

در تمام مسئل مختلف زندگي و اجتماعي مصاحبه وجود دارد. اما مصاحبه در يك سازمان مخفي با يك مصاحبه علني شركت تجارتي فرق دارد. مصاحبه در يك سازمان مخفي داراي مشخصاتي است كه در ساير مصاحبه‌ها وجود ندارد.

مصاحبه معمولاً ملاقات و گفتگو ميان دو نفر يا بيشتر از دو نفر مي‌باشد و هدف و منظور از آن مكالمه و صحبت نسبت به مسائل و موضوعات مختلف براي جمع‌آوري اطلاعات و يا اطلاع دادن مي‌باشد.

1- دادن اطلاعات

2- گرفتن اطلاعات

در يك سازمان مخفي هيچ وقت بطور عادي ما به كسي اطلاعات نمي‌دهيم. اما مركزيت سازمان ممكن است بعضي اوقات دستور بدهد كه فلان اطلاعات را به فلان سازمان و يا به فلان شخص بدهيم و به ازاء آن ممكن است اطلاعات ديگري از آن سازمان يا شخص بگيريم. چنين روشي در بين كشورها هم اجرا مي‌شود و معمول است. گرفتن اين اطلاعات احتياج دارد كه بايد آنها را كسب نمايد ـ يكي از راه‌هاي كسب اطلاعات ديدن اشخاص و مصاحبه با آنهاست.

 

انواع مصاحبه‌ها:

1- مصاحبه اكتشافي ـ اين رويه در سازمان براي جمع‌آوري و تكميل اطلاعات جهت اعضائي كه داوطلب عضويت هستند و يا معرفي شده‌اند انجام مي‌شود.

با اجراي اين مصاحبه شما مي‌توانيد بسياري از خصوصيات و روحيه و اخلاق فرد را بشناسيد ـ اين رويه همچنين توسط سازمان‌هاي دشمن براي شناختن اعضاي يك سازمان مخفي بكار برده مي‌شود.

2- مصاحبه دوستانه ـ در اين نوع مصاحبه شما طرف را مي‌شناسيد و با هم داراي ارتباطات دوستانه هستيد ـ اما هنوز روابط و دوستي به آن حد نرسيده است كه بتوان براي گفتن مطلبي به او اعتماد نمود ـ در اين مصاحبه‌ها شما روابط خود را با او توسعه مي‌دهيد و در طي صحبت اطلاعات لازم وضروري را كسب مي‌كنيد و سپس براي بيان آخرين مطالب خود به او تصميمي مي‌گيريد.

اين مصاحبه را مي‌توان در موقع دعوت اعضاء جديد به عضويت و يا طرح وجود سازمان مخفي براي آنها بكار برد طول مصاحبه و مدت آن بستگي به شرايط و طرف دارد.

3- مصاحبه تهيه شده ـ وقتي است كه با دادن يا گرفتن اطلاعات مصاحبه شروع مي‌شود و شما مي‌دانيد كه نتيجه مصاحبه روشن و مثبت است ـ مدت اين مصاحبه اكثراً خيلي كوتاه است.

 

مشخصات مصاحبه در عمليات سري:

1- وقت ـ بايد هميشه در مصاحبه ملاحظه وقت را كرد ـ و در مدت معين كوتاه سعي كرد حداكثر نتيجه را گرفت ـ علاوه بر مدت زمان، انتخاب موقع براي مصاحبه نيز بسيار اهميت دارد ـ بايد موقعي را انتخاب كرد كه براي طرف مناسب باشد تا او بتواند به راحتي به حرف‌هاي ما گوش كند و حرف‌هاي خود را بزند.

2- امنيت ـ بايد مصاحبه شما دليل قانع‌كننده‌اي داشته باشد ـ مصاحبه شما با ساير مصاحبه‌‌ها فرق دارد شما نمي‌توانيد به طرف هدف و مقصود اصلي و واقعي مصاحبه را بگوييد لذا بايد سرپوش داشته باشيد. به خصوص وقتي فردي براي گرفتن اطلاعات از پليس و مأمور دشمن او را ملاقات مي‌كند چگونگي مصاحبه و سرپوش و بهانه براي صحبت و سوالات بسيار اهميت دارد.

3- زبان ـ بايد در مصاحبه يك زبان مشتركي را به كار برد ـ فرض كنيد شما مي‌رويد به آذربايجان و با يك دهقان مي‌خواهيد مصاحبه كنيد ـ راه را بپرسيد ـ اكثر افراد مرزي داراي زبان محلي هستند ـ بنابراين بايد بتوانيد با زبان محلي صحبت كنيد يا مترجم استفاده كنيد چه ممكن است او صلاحيت اطلاع از مطالبي را كه شما با طرف صحبت مي‌كنيد نداشته باشد ـ بهتر است از زبان سومي كه هر دو بتوانيد منظور خود را حالي كنيد استفاده نمائيد.

4- بايد دو طرف با هم روابط حسنه داشته باشند ـ اگر شما مي‌خواهيد برويد شخصي را ملاقات كنيد كه داراي روابط خوبي با شما نيست مشكل است كه مصاحبه با نتيجه خوب انجام بگيرد.

 

چگونه مصاحبه كنيم؟

1- بايد ابتدا ضرورت مصاحبه معين شود ـ‌ اگر مي‌توانيد از راه‌هاي ديگري همان اطلاعات را كسب كنيد بهتر است از مصاحبه صرفنظر شود ـ بايد مطمئن بود كه مصاحبه تنها و آخرين راه است.

2- تهيه فرد مناسب براي مصاحبه ـ‌ شما به چه نوع اطلاعاتي احتياج داريد؟ آيا چه كسي مي‌تواند اين اطلاعات را به شما بدهد؟ شما مي‌خواهيد شرايط تهيه يك پاسپورت يا تجديد آن را ـ خريد غيرقانوني آن را بدانيد ـ آيا از چه عضوي از سفارت سوال كنيد؟ در شهرباني از چه كسي بپرسيد؟ بايد شخص صلاحيت‌دار را براي مصاحبه پيدا كرد.

3- طرف مصاحبه چه جور آدمي است؟ بايد كاملاً او را شناخت قبل از آنكه به سراغ او رفت. بايد دانست او از چه چيزهايي خوشش مي‌آيد و از چه چيزهايي بدش مي‌آيد ـ عقايد شخصي او چيست؟ و چگونه بايد در دل او نفوذ كرد؟ نقاط ضعف او چيست؟ احتياجات او چيست؟ سيگار مي‌كشد؟ مشروب مي‌خورد؟ وضع خانوادگي‌اش چگونه است ـ‌ وضع مادي‌اش از چه قرار است؟

4- بايد مشخص كرد كه از او چه مي‌خواهيم؟ يعني قبل از آغاز مصاحبه بايد بدانيم كه براي چه او را مي‌بينيم و در طول مصاحبه سعي كنيم روي همان محور صحبت كنيم. بايد براي موفقيت در صحبت نسبت به مسأله مورد بحث مطالعه كرد تا اگر سوالي پيش آيد وا نمانيم ـ نبايد گذاشت كه سوء‌ظن او جلب شود.

5- زمان و محل مصاحبه بايد معين شود ـ و بايد شرايط طرف را در تعيين آنها در نظر گرفت.

6- در موقع آغاز صحبت ابتدا از مسائلي شروع كنيد كه او خوشش ميايد ـ يا از مسائلي كه او بدان مبتلا است ـ اگر پليس است متأهل است و داراي خانواده بزرگي است و حقوقش كم است ـ درد دل زندگي گران بار معيشت ـ خرج مدرسه گوشت نان… علاقه پدري براي تربيت بچه‌ها ـ و اين مسائل و درددل‌ها او را به شما نزديك مي‌كند و او احساس نزديكي بيشتري به شما خواهد كرد ـ سپس بايد اين مسائل را به آن نوع مسائلي كه شما علاقه داريد بكشانيد بدون آنكه او خود بفهمد.

7- ملاقات بايد در جاهائي باشد كه براي او آشنا هستند. مصاحبه در محل‌هاي جديد كه براي طرف ناآشناست و ايجاد نگراني مي‌كند. و به علاوه مدتي از وقت شما را مي‌گيرد تا او اطراف خود را بشناسد و عادت كند. اين يك خاصيت رواني در بسياري از مردم است و اقناع حس كنجكاوي است ـ در محل‌هاي آشنا چنين كنجكاوي وجود ندارد.

8- هرگز براي دريافت جواب مطلبي فشار نياوريد ـ چه ممكن است حس كنجكاوي او را برانگيزد و در برابر شما مقاومت كند. در اين مورد شما مي‌توانيد از روش‌هاي مختلف از جمله روش سؤالي استفاده كنيد.

9- در آغاز صحبت، او ممكن است نسبت به مسأله‌اي كه خودش علاقمند است، صحبت كند ـ نبايد حرف او را قطع كرد ـ بايد گذاشت كه او مطابق رويه خودش صحبت كند ـ مي‌توان براي دور نشدن از مطلب گاه گاهي سوالاتي كرد كه طرف را به صحبت در همان مسير بكشاند.

10- وقتي از او سوال مي‌كنيد بايد خيلي ساده و قابل فهم باشد و او بتواند بسادگي به آن جواب بدهد. سادگي سوال مانع از آن خواهد بود كه طرف روي سوال فكر كند و به اهميت آن پي ببرد.

11- از طرح سوالاتي كه جوابش مثبت يا منفي است (آره يا نه) خودداري كنيد چه مغاير است با هدف اصلي كه وادار كردن اوست به ادامه صحبت.

12- در هر فرصت پيش از يك سوال نبايد از او نمود.

13- مستمع خوبي باشيد. چه بهترين راه جلب اعتماد و كسب اطلاع است.

14- اگر احساس كرديد كه جواب سوال داده نشده است ـ مجدداً سوال را به صورت ديگري طرح كنيد بدون آنكه او بفهمد .

15- همانطور كه مسأله با برخورد خوبي شروع شده سعي كنيد خاتمه صحبت نيز با كلمات خوبي توأم باشد تا اثر خوبي روي او بگذارد.

16- بلافاصله پس از خروج و جدا شدن بايد برويد و كليه اطلاعات جمع‌آوري شده را يادداشت كنيد.

17- در صورتي كه در موقع تنظيم گزارش متوجه شديد كه هنوز مسائلي باقيمانده است ممكن است براي بار دوم طرف را ملاقات كنيد.

در بعض موارد يك مصاحبه خوب مي‌تواند حاصل بسيار خوب داشته باشد ـ با استفاده از عوامل رواني مي‌توانيم اطلاعات فراواني كسب كنيم ـ اين مصاحبه به خصوص وقتي بخواهيم درباره فعاليت‌هاي سازمان صحبت كنيم بسيار مؤثر و مفيد است.

 

12- تحريك (پرووكاسيون):

تحريك هنر يا فني است كه در يك سازمان مخفي براي مقاصد مختلف بكار برده مي‌شود.

بطور كلي براي برهم زدن تعادل عادي وضع يك فرد يا يك جامعه سه فن عمومي وجود دارد:

1- تحريك

2- به هم زدن يا آشوب

3- تبليغات

هدف در هر سه فن تقريباً يكي است و آن اين است كه تعادل عادي را در جامعه يا در مغز يك فرد طوري بر هم بزنيم كه طرف از خود عكس‌العمل غيرارادي نشان دهد.

معمولاً در بكار بردن اين فن طوري عمل مي‌شود كه عكس‌العمل طرف آن چيزي باشد كه ما آن را انتظار داريم. خواه اين انتظار افشاي اسراري باشد كه او بيان نمي‌كند يا كشاندن به خيابان و انجام عملي باشد.

البته هر يك از سه فن فوق براي موارد به خصوص و بر اساس و پايه‌اي متفاوت انجام مي‌گيرد.

در حاليكه دو فن آخر (آشوب و تبليغ) بيشتر براي توده مردم است فن اول براي عناصر وارد سازماني است ـ هر سه فن در فعاليت‌هاي مخفي بكار برده مي‌شود اما اولي تقريباً بيشتر و مستقيم در مبارزات مخفي ميان دشمن و ما انجام مي‌گيرد ـ در بحث اين مقاله فقط اولي را بررسي مي‌كنيم.

 

تحريك:

هنري است كه به منظور ايجاد و خلق يك وضع احساساتي در افراد يا اعضاء سازمان انجام مي‌گيرد تا در طرف، توليد عصبانيت يا عكس‌العمل احساساتي ديگر نمايد ـ اين عصبانيت و تحريك احساسي است كه ايجاد خطر و زيان براي سازمان و فرد خواهد كرد.

تحريك يك فن و پيچيده روانشناسي است و بايد بر اساس اصول علمي و مبتني بر يك واقعيت‌هايي باشد.

اين اصول براي تحريك عبارتند از:

1- تحريك بايد مستقيماً روي شخص اثر كند ـ باعث نشو و نماي احساسات آني و عدم اعتدال احساسات او يا عصبانيت او بشود. و عكس‌العملي را كه ما مي‌خواهيم در او ايجاد كند.

2- تحريك بايد بر اساس واقعيت‌هايي باشد و مطمئن باشيم كه حتماً دشمن يا فرد انجام داده است.

3- در تحريك انتخاب زمان مناسب بهترين عامل موثر است ـ بايد سعي كرد زمان مناسبي را انتخاب كرد ـ مثلاً براي يك تحريك عمومي در كشور بايد منتظر بود… دولت عوض شده است حادثه‌اي در كاخ شاه اتفاق افتاده نرخ اتوبوس‌ها را گران كرده‌اند نرخ بنزين را بالا برده‌اند و نظائر اينها.

4- بايد تمام آن شرايطي كه دشمن و طرف ما را احاطه كرده است مطالعه كرد و بهترين و مناسب‌ترين فرصت را انتخاب كرد ـ مثلاً مسئول سازمان جاسوسي و يا امنيت كشور از يك سلسله فعاليت‌هاي مخفي آگاه است اما بطور كامل نمي‌داند چيست؟ و نمي‌تواند آن را كشف كند و در عين حال مي‌خواهد براي مدتي اين فعاليت‌ها را بنا به دلايلي متوقف سازد ـ شايد بحراني در دستگاه بوجود آمده است كه وجود فعاليت‌هاي ما و بحران عواقب وخيمي خواهند داشت لذا بايد يكي را متوقف كرد ـ بنابراين رئيس سازمان امنيت مصاحبه‌اي مي‌كند و با بوق و كرنا اعلام مي‌كند كه يك شبكه و سازمان مخفي با فلان و بهمان كشف شده است و دولت از تمام فعاليت‌هاي آنان باخبر است و به زودي تمام اسرار اين فعاليت‌ها را منتشر خواهد ساخت لذا ما كه مشغول فعاليت‌هاي مخفي هستيم از ترس (عكس‌العمل) تمام فعاليت‌هاي خود را متوقف مي‌كنيم ـ و اين البته همان عكس‌العملي است كه دشمن انتظار آن را داشته است.

در تحريك بايد به نتيجه آن مطمئن بود وگرنه اگر مؤثر نشود آن وقت اثري نخواهد داشت.

تحريك را مي‌توان در بسياري از موارد بكار برد ـ مثلاً شما مدتهاست احساس مي‌كنيد كسي شما را تعقيب مي‌كند اما نمي‌دانيد كه كيست؟ لذا سعي مي‌كنيد با دوربين از منظره‌اي عكس بگيريد ـ آنوقت اگر كسي در ميان جمعيت بود كه ترس داشت عكس او گرفته شود سعي خواهد كرد خود را از ميان جمعيت كنار بكشد و شما مي‌توانيد حدس بزنيد كه علت خاصي داشته است. در جشن‌هاي سفارتخانه‌هاي خارجي معمولاً عده‌اي عكاس هم مي‌روند و عادي است كه عكس بگيرند ـ گاهي اوقات در عكس‌ها ديده مي‌شود كه يكنفر صورت خود را با روزنامه پوشانده است و مي‌رساند كه در يك شبكه مخفي وابسته به يك سفارتخانه كار مي‌كند.

بعضي اوقات دشمن از هنر و فن و تحريك براي بازجويي استفاده مي‌كند ـ بعضي اوقات مي‌خواهد راجع به آقاي الف اطلاعاتي كسب كند آقاي ب را كه از او متنفر است تحريك مي‌كند و او با عصبانيت بسياري از اطلاعات خود را مي‌دهد ـ در زندان‌ها بعضي اوقات يكنفر از مأمورين دولتي نيز همراه زنداني به سلول او مي‌رود و در سلول با او همدرد مي‌شود و به دولت فحش مي‌دهند و از سازمان او تعريف مي‌كند تا زنداني را به حرف بكشاند و از او اطلاعات را بيرون بكشد.

بعضي اوقات پليس يك عضو سازمان را گرفته است ـ پليس مقدار كمي اطلاعات دارد اما در بازجوئي طوري مطالب را بيان مي‌كند كه عضو زنداني خيال مي‌كند كه طرف همه چيز را مي‌داند و سپس تهديد مي‌كند كه اگر همه حرف‌ها را نزند فلان و بهمان مي‌كنند ـ دولت همه چيز را مي‌داند مقاومت بي‌فايده است…

و يا زنداني را پس از شكنجه و آزار به بيمارستان زندان مي‌فرستند ـ در آنجا پرستار كه معمولاً زن است با او مهرباني زياد مي‌كند و جلب اعتماد او را مي‌نمايد و نه تنها در صحبت‌هاي دوستانه مختلف از او اطلاعات مختلفي را بيرون مي‌كشد بلكه خود زنداني ممكن است براي احتياط مثلاً‌ كه اخبار لازم را به رفقاي خود در خارج بدهد پرستار را واسط كار قرار مي‌دهد…

و يا در موقع بازپرسي دو نفر بازپرس با هم كار مي‌كنند ـ يكي خشن و سخت‌گير و دومي نرم و مهربان ـ بازپرس دوم با مهرباني دل متهم را به دست مي‌آورد و آنچه را مي‌خواهد از او بيرون مي‌كشد.

و يا گاهي اوقات در زندان به زنداني چنين جلوه مي‌دهند كه روزهاي آخر عمرش رسيده است و با او سخت مي‌گيرند و يا در اطاق او راديو مي‌گذارند و از راديو مناظر دلخراش شكنجه و آزار زندانيان و غيره را پخش مي‌كنند و بدين ترتيب احساسات زنداني را شديداً تحريك مي‌نمايند و سپس از او بازجويي مي‌كنند ـ در بازجويي با اعصاب و احساسات تحريك شده، او ممكن است بسياري حرف‌ها را بزند.

 

چگونه مي‌توان در برابر تحريك مقاومت كرد؟

1- قبل از پاسخ دادن به هر سوالي فكر كنيد آيا اين سوال تحريك‌آميز نيست؟ اگر به نظر تحريك‌آميز ميايد آن را نديده بگيريد ـ اصلاً جواب ندهيد ـ بعضي اوقات جواب‌‌هايي بدهيد كه طرف فكر كند شما متوجه سوال تحريك‌كننده او نشده‌ايد و واقعاً داريد جواب مي‌دهيد. در جواب ممكن است طوري مطلب را پيچيده كرد كه اصلاً طرف فراموش كند چه سوالي كرده بود ـ مجموعه اين روش‌ها را «پس از تحريك» مي‌گويند.

2- از بين بردن اسناد و منابع ـ مثلاً يك عضو شبكه توقيف شده است ـ ساير اعضاء فوري تمام اسناد خود را از بين مي‌برند.

3- بعضي اوقات در سازمان امنيت كساني پيدا مي‌شوند كه سخت به پر و پاي سازمان مي‌چسبند و دائم باعث ناراحتي هستند ـ كاتوليك‌تر از پاپ هستند ـ شما مي‌خوهيد شر او را از سر خود كم كنيد ـ لذا با تحريك شايع مي‌كنيد كه فلان كس عضو سازمان است ـ اعضاي بالاتر سازمان امنيت تحريك مي‌شوند و او را بيرون مي‌كنند يا تغيير پست مي‌دهند. البته اين تحريك بايد مبنا و اساسي داشته باشد ـ مثلاً در يك جا او با عضوي از سازمان محرمانه صحبتي كرده باشد و غيره.

 

13- كنكاش (تحقيق)

سازمان مخفي به اطلاعات احتياج دارد. يكي از طرق جمع‌آوري اطلاعات كنكاش يا تحقيق مي‌باشد.

رويه تحقيقات كه هنر سازمان‌هاي مخفي است توسط سازمان‌هاي جاسوسي و ضدجاسوسي ـ هر دو ـ براي كسب اطلاعات بكار برده مي‌شود.

سازمان بايد وسايلي براي تحقيق داشته باشد ـ راههاي آن را بداند ـ سپس اطلاعات جمع‌آوري شده را ارزيابي كند تا به حقيقت مسائل برسد.

با تحقيقات است كه اعضاي سازمان را انتخاب مي‌كنيم ـ درباره سازمان‌هاي مخالف ـ همگام ـ دشمن كسب اطلاع مي‌نمائيم ـ برنامه و هدف‌ها را با كنكاش تجزيه و تحليل كرده و نقاظ ضعف آن را شناخته و برطرف مي‌سازيم.

از نظر كلاسيك كنكاش عبارتست از يك تجسس منظم براي شناخت و درك حقيقت اشياء و يا واقعيت مطالب.

تحقيقات مجموعه‌اي است از فنون مختلف و متنوع كه توسط افراد مسئول تحقيق بكار برده مي‌شودك.

موارد استعمال كنكاش:

1- اعضاي داوطلب عضويت ـ از سوابق سياسي ـ ايدئولوژي و تمام اطلاعات لازم.

2- انتخاب محل ـ خانه امن ـ وعده‌گاه و غيره.

3- محل و مراكز فعاليت‌هاي دشمن ـ ارتش ـ سازمان امنيت و غيره.

4- فعاليت‌‌هاي سازمان‌هاي مخالف ـ همگام ـ دشمن ـ كمونيست‌ها ـ جبهه ملي و غيره.

5- حوادث و اتفاقات.

6- ارتباطات افراد و اشخاص.

7- افراد و اعضاي دشمن.

8- كنكاش براي آغاز هر نوع فعاليتي در سازمان خودمان (در بحث معاينه ديديم كه چگونه براي هر نوع حركتي بايدقبلاً محل را بازرسي كرد).

9- براي فعاليت ضدجاسوسي و امنيت سازمان خودمان ـ فرض كنيد شما مطلع شديد كه دشمن از بعضي حركات شما مطلع شده است ـ بايد دانست چرا؟ لذا بايد تحقيق كرد.

در گرفتن عضو جديد در چه مراحلي بايد تحقيق انجام شود؟

1- قبل از عضويت

2- موقع ورود و در طول همكاري

شما قبل از ورود انواع اطلاعات را جمع‌آوري مي‌كنيد او را تحت نظر مي‌گيريد ـ با بسياري اشخاصي كه او را مي‌شناسند مصاحبه مي‌كنيد ـ در موقع ورود از خود او مي‌خواهيد كه سوابق و داستان زندگي‌اش را بنويسد ـ همه اينها تحقيق است.

 

روش‌هاي كنكاش:

1- تماس مستقيم با مردم ـ با هر كسي كه در مورد مسأله مورد نظر اطلاعات دارد ـ اين نوع تحقيق را تحقيق علني گويند.

2- تحقيق غيرمستقيم و مخفي ـ در اين رويه بسته به نوع موضوع، كليه سوالات مورد لزوم تهيه و پيش‌بيني مي‌شوند ـ و سپس براي پاسخگويي به آنها به تدريج از راه‌هاي مختلف جواب‌ها را جمع‌آوري مي‌كنند.

تحقيق مخفي خود نيز انواع مختلف دارد ـ فرض كنيد شما راجع به شخصي مي‌خواهيد تحقيق كنيد، دو راه وجود دارد:

1- مراقبت ـ خواه علني يا مخفي ـ كه از بهترين منابع كسب خبر است زيرا شما طرف زيرا شما طرف را مستقيماً تحت مطالعه قرار مي‌دهيد.

2- تفتيش ـ كه منظور رفتن به منزل و محل كار طرف در غياب او و تجسس براي يافتن اطلاعات مي‌باشد.

هر دوي اين رويه‌ها در بحث جداگانه شرح داده خواهد شد. با اين رويه‌ها مخصوصاً مي‌توان وجود عوامل دشمن را در داخل سازمان كشف كرد.

براي نفوذ در سازمان دشمن دو رويه وجود دارد كه هر دو ارزش‌هاي كنكاش مي‌باشند:

1- شما فردي را در داخل سازمان دشمن و يا سازمان مخالف

2- شما فردي را آماده مي‌سازيد تا توسط سازمان دشمن استخدام شود و به نفع شما كار كند.

سازمان‌هاي دشمن داراي امكانات زيادي هستند ـ اسرار و اسنادي دارند كه بكار ما مي‌خورد ـ براي دسترسي به آنها بايد از دو روش فوق استفاده كنيم.

راه ديگر تحقيق از منابع علني است ـ مثلاً شما مي‌خواهيد راجع به پيمان مركزي كسب اطلاع كنيد ـ در روزنامه‌ها و كتاب‌ها و غيره بسياري از اطلاعات را خواهيد يافت.

براي جمع‌آوري و كنكاش بايد نقشه داشت ـ بايد دانست چه مي‌خواهيم و براي چه مي‌خواهيم و چگونه مي‌توانيم به اين اطلاعات برسيم ـ از چه طريقي ـ در چه مدتي؟ سپس بايد تمام اطلاعات را در كنار هم گذارد و ارزيابي كرد.

 

14- مراقبت (تعقيب):

1- عمومي:

مراقبت، هنر زير نظر گرفتن شخص و يا محل مورد نظر است براي كسب اطلاعات و تحقيقات.

اين فن توسط هر نوع سازماني ـ مخفي سياسي يا جاسوسي و يا ضدجاسوسي بكار برده مي‌شود.

 

2- انواع مراقبت:

دو نوع مراقبت وجود دارد:

1- تعقيب علني ـ كه طرف ما را مي‌بيند ـ ميداند كه او را تحت نظر داريم. در اين نوع مراقبت شما هدف‌هاي مختلفي را در نظر داريد ـ بعضي اوقات سازمان‌هاي جاسوسي اين روش را بكار مي‌برند تا به دشمن بگويند كه از فعاليت‌هاي او باخبرند و لذا مي‌خواهند كه او كارش را بي‌سر و صدا متوقف كند ـ در جنگل‌هاي جاسوسي ميان روسيه و آمريكا اين روش بسيار رايج است. در كار ديپلماسي از اين روش استفاده مي‌كنند ـ مثلاً دولت مي‌داند كه سفير فلان سفارت با بعضي از اشخاص در كشور رابطه برقرار كرده است ـ دولت نمي‌خواهد كه روابط او با آن سفارتخانه و دولت متبوعه او به هم بخورد و يا تيره شود لذا سفير را مورد تعقيب و يا تحت نظر قرار مي‌دهد بطوري كه او بفهمد و آنها را متوقف سازد.

بعضي اوقات سازمان‌هاي مخفي از اين رويه براي ايجاد اخلال و يا تحريك استفاده مي‌كنند ـ مثلاً سازمان امنيت از قعاليت شما باخبر است و در شرايط معيني مي‌خواهد آنها را تعطيل كنيد لذا شما را تحت نظر قرار مي‌دهد بطوري كه خود شما هم بفهميد كه تحت نظر هستيد و بترسيد و آرام بگيريد.

2- تعقيب مخفي ـ كه همه سازمان‌ها از آن استفاده مي‌كنند ـ طرف نبايد بفهمد كه تحت نظر است و اگر طرف فهميد بايد عوامل مراقبت تعطيل شود و فقط وقتي دوباره آغاز گردد كه طرف حساسيت خود را از داده است. عمليات مراقبت مخفي بايد توسط يك فرد و يا يك گروه ورزيده و تعليم ديده عملي شود.

 

3- انواع مراقبت مخفي:

1- تعقيب پياده ـ در اين نوع شما فرد مورد نظر را قدم به قدم تعقيب مي‌كنيد ـ هر كجا برود مي‌رويد ـ به هر كوچه و خيابان ـ مغازه ـ اداره و خانه‌اي كه برود او را زيرنظر داريد. در اين نوع مراقبت بايد آماده بود كه اگر طرف از رابط نقليه استفاده كرد ما نيز استفاده كنيم تا مسير او را گم نكنيم.

2- تعقيب سواره ـ طرف از وسايل نقليه ـ ماشين ـ موتور يا دوچرخه ـ استفاده مي‌كند بايد ما نيز مجهز به همان وسايل باشيم.

در هر دو روش بالا بايد گروه ما مجهز باشد كه هرطور كه طرف عمل كرد ـ پياده يا سواره ـ ما نيز عمل كنيم.

3- مراقبت فني ـ براي مراقبت و تعقيب فرد از وسايل فني استفاه مي‌شود ـ اين وسايل از قبيل بيسيم و راديو و غيره هستند. كه در خانه و مراكز كار طرف نصب مي‌شوند ـ بدون آنكه او بداند ـ و آنچه را كه او با ديگران مي‌گويد ضبط مي‌كنند و يا با بيسيم به دستگاه گيرنده ما مي‌فرستند.

از جمله وسايل فني مي‌توان از تلويزيون يا دوربين عكاسي و دستگاه فيلمبرداري استفاده كرد و در محلي نصب نمود و عكس گرفت ـ استفاده از اين نوع وسايل احتياج به متخصص دارد ـ فرض كنيد شما مي‌خواهيد از كليه كساني كه وارد يك خانه مي‌شوند عكس بگيريد و آنها را بشناسيد و غيره.

4- مراقبت ثابت ـ وقتي است كه محل مورد نظر ثابت است ـ مثلاً مركز امنيتي دشمن ـ پادگان ـ مركز كار يك نفر ـ‌ لذا مراقبت‌كننده نيز بايد ثابت باشد تا بتواند تمام فعاليت‌هاي مربوطه را كشف كند.

در اين نوع مراقبت نيز مي‌توان از وسايل فني استفاده كرد و مراقبت را پرثمرتر ساخت ـ گروه مراقبت مي‌تواند مجهز به وسايل نقليه مجهز به وسايل نقليه و به دوربين و بيسيم و غيره باشد.

اين نوع مراقبت مدتي طول مي‌كشد ـ بايد حوصله داشت.

و بايد براي اين نوع مراقبت سرپوش قوي داشت ـ گاهي اوقات بايد خانه و محل را بيست و چهار ساعت زير نظر گرفت لذا بايد سرپوشي داشت كه ايجاد شك نكند ـ اشخاصي كه در اين نوع مراكز كار مي‌كنند بسيار باهوش و كنجكاو هستند بايد سخت مواظب بود.

هر يك از انواع مراقبت ممكن است براي مدتي در يك برنامه اجرا شود ـ گاهي اوقات ممكن است كليه انواع با چند نوع با هم در يك برنامه اجرا شوند.

4- عوامل اصلي در يك مراقبت:

وقتي مي‌خواهيم برنامه مراقبت را انجام دهيم به چه چيزهايي احتياج داريم؟

الف ـ هدف ـ بايد قبل از هر چيز بدانيم هدف و غرض از مراقبت چيست؟

ب ـ اطلاعات ـ بايد درباره هدف ـ فرد يا محل ـ اطلاعات داشته باشيم ـ اطلاعات مختلف ـ حتي‌الامكان محل‌ها قبلاً معاينه شوند ـ بايد عكس طرف را داشته باشيم ـ آدرس او را، محل كارش را، …

ج ـ افراد ـ براي انجام مراقبت احتياج به افراد تعليم ديده و ورزيده مي‌باشد ـ بعضي از آنها بايد متخصص در امور فني باشند.

د ـ وسايل ـ در مراقبت اكثراً به وسايل فني احتياج است. ماشين ـ بيسيم ـ دوربين ـ ضبط صوت ـ …

هـ ـ سرپوش ـ بايد براي مراقبت و تعقيب سرپوش داشت.

ر ـ برنامه ـ بر اساس هدف و اطلاعات بايد تمام مسائل بعدي در يك برنامه حساب شده پيش‌بيني شوند.

ز ـ توضيحات عمومي ـ قبل از عمل بايد به محل رفته و معاينه كرد ـ برخي اوقات مشخصات داده شده با واقعيت تطبيق نمي‌كند لذا در برنامه بايد قبل از شروع بكار پيش‌بيني شود كه يك فرد از اعضاي گروه برود و از نزديك هدف را بشناسد.

بايد در محل كاملاً عادي و طبيعي بود و بر اساس اطلاعاتي كه در معاينه بدست آمده است لباس مناسب محل پوشيد و يا مطابق وضع آنجا عمل كرد. افراد گروه نبايد با هم صحبت كنند اما بايد با هم در تماس باشند ـ لذا در برنامه بايد علائمي پيش‌بيني كرد كه هر كدام داراي مفهومي خاص باشند ـ اين علائم بايد شامل مسائل و مطالب مختلفي كه در حين كار ممكن است پيش آيد باشند ـ علائم بايد بصري باشند و ساده وعادي.

 

5- نحوه تعقيب

رايج‌ترين و بهترين نوع تعقيب پياده نحوه الف ـ ب ـ پ ـ است. در امر تعقيب يكنفر بزودي كشف مي‌شود ـ كارش محدود و در نتيجه آن كم خواهد بود. دو نفر بهتر از يك نفر مي‌توانند عمل كنند و مي‌توانند جاي خود را با هم عوض كنند.

 

 

 

 

 

 

 

اما در نحوه سه‌ نفري الف ـ ب ـ پ ـ سه نفر هستند كه جاي خود را با هم عوض مي‌كنند و در عين حال عمل آنها كامل‌تر است.

در نحوه سه نفري الف در فاصله‌اي كه مي‌توانند هدف را زير نظر داشته باشد حركت مي‌كند و ب با فاصله‌اي از او حركت مي‌كند ـ پ در طرف ديگر خيابان مواظب هدف و الف و ب مي‌باشد ـ براي جلوگيري از جلب توجه طرف، پس از مدتي تعقيب، ب مي‌رود جلو، جاي الف را مي‌گيرد و الف مي‌رود به آن طرف خيابان جاي پ را مي‌گيرد، و پ بايد جاي ب ـ و همينطور دائم اين روش را ادامه مي‌دهند.

بدين ترتيب پ هدف و الف هر د و را زير نظر دارد و مي‌تواند هر نوع مطلبي را به الف خبر دهد ـ مثلاً گاهي از اوقات ممكن است هدف بخواهد تحت نظر بودن خود را كنترل كند ـ مثلاً گاهي از اوقات ممكن است هدف بخواهد تحت نظر بودن خود را كنترل كند ـ لذا حقه‌هايي مي‌زند پ در اين حالات مي‌تواند به الف و ب علامت بدهد ـ مثلاً هدف در سر يك چهارراهي به سمت چپ مي‌پيچد ولي پس از چند قدم ناگهان برمي‌گردد ـ الف و ب كه هنوز به سر پيچ نرسيده‌اند نمي‌توانند او را ببينند لذا هدف آنها را غافلگير مي‌كند و سپس كمي معطل مي‌شود كه ببيند آيا كسي به دنبال او برمي‌گردد يا نه و اگر الف و ب به دنبال او برگردند او قيافه‌هاي آنها را در نظر مي‌گيرد ـ اما پ كه در آن طرف خيابان است بسرعت خود را به سرپيچ طرف مقابل مي‌رساند كه بتواند هدف را ببيند و با دادن علائم به الف و ب آنها را راهنمايي كند ـ اگر هدف پس از پيچيدن به راه خود ادامه داد، پ به آنها علامت مي‌دهد و آنها بدون آنكه وارد آن خيابان شوند يا توقف مي‌كنند و يا برمي‌گردند كه هدف آنها را نبيند افراد گروه در تمام اين حركات بايد سرپوش داشته باشند (نگاه كردن به ويترين‌ها…)

اگر تعقيب براي مدتي طول مي‌كشد بايد لباس‌ها و قيافه ظاهر را عوض كرد ـ شايد بهتر باشد كه گروه‌هاي مختلف را مامور انجام آن كرد ـ نبايد به هدف از نزديك و رودررو نگاه كرد ـ نبايد گذاشت كه هدف از نظر گم شود ـ تعداد افراد گروه را بايد متناسب با برنامه و هدف انتخاب كرد.

 

 

6- چگونه تعقيب را كشف كنيم؟

دشمن ما در بسياري از موارد ما را تحت تعقيب قرار مي‌دهد ـ ما بايد بطور دائم و هشيار، مواظب باشيم. در هر برنامه‌اي كه براي اجراي آن قدم برمي‌داريم ـ به ملاقات مي‌رويم ـ بايد مطمئن شويم كه تحت تعقيب نيستيم و يا اگر به دنبال اجراي برنامه‌اي هستيم و احساس كرديم كه تحت تعقيب هستيم بايد بدانيم چگونه از چنگال تعقيب‌كنندگان فرار كنيم.

1- برگشتن ـ در خيابان راه مي‌رويد ـ ناگهان بطور بسيار عادي برگرديد و قيافه افراد پشت سر خود را به دقت نگاه كنيد و آنها را در خاطر بسپاريد ـ تكرار اين عمل مي‌تواند بسيار موثر واقع شود.

2- عين همين عمل را در سرپيچ خيابان عمل كنيد ـ توي يك خيابان (خيابان خلوت بهتر است) بپيچيد و پس از چند قدم به عقب برگرديد و افراد پشت سر خود را ببينيد.

3- از كوچه‌هاي بن‌بست استفاده كنيد ـ وقتي وارد شديد و برگشتيد مواظب باشيد آيا كسي سر كوچه ايستاده است يا نه؟

4- در خيابان مي‌توان در برابر مغازه‌ها ايستاد و از توي شيشه آنها اطراف و پشت سر خود را نگاه كرد.

5- از خيابان‌هاي خلوت استفاده كنيد ـ با نگاه به عقب يا برگشت، به سادگي مي‌توان فهميد كسي در تعقيب ماست يا نه؟

6- در موارد حساس مي‌توان از يك عضو ديگر كمك گرفت ـ او شما را تحت تعقيب قرار مي‌دهد و مي‌تواند بفهمد كه كسي در تعقيب شماست يا نه؟ و نتيجه را با اشاره به شما خبر مي‌دهد ـ او مي‌تواند از انواع روش‌ها براي كشف تعقيب استفاده كند ـ مثلاً در جايي بايستد كه شما را بي‌اعتنايي از جلويش عبور مي‌كنيد و او افرادي را كه به دنبال شما حركت مي‌كنند تحت نظر قرار مي‌دهد ـ سپس همين عمل را در خيابان ديگري تكرار مي‌كند ـ مشاهده افراد معيني در هر دو خيابان مسأله وجود تعقيب را مطرح مي‌سازد.

7- از روش تحريك استفاده كنيد ـ با دوربين سعي كنيد از محوطه‌اي عكس بگيريد اگر كساني شما را تحت تعقيب داشته باشند سعي مي‌كنند از منظره دوربين فرار كنند.

8- در مسير خود مناطق و يا محل‌هايي را انتخاب كنيد كه از آنجا بتوان تمام گوشه و كنارها را ديد.

9- سوار ترن و يا توبوس شويد و بلافاصله و يا در ايستگاه بعدي پياده شويد و افرادي را كه پياده مي‌شوند كننترل كنيد.

10- اگر سوار ماشين هستيد مي‌توانيد در يك خيابان به خصوص اگر خلوت باشد آهسته كنيد يا بايستيد و در آينه ماشين ماشين‌هاي پشت سر را كنترل كنيد ـ و يا دور يك ميدان كوچك بچرخيد اگر كسي در تعقيب شما باشد مي‌توانيد ببينيد ـ و يا نظير پياده، توي يك خيابان خلوت بپيچيد و پس از فاصله كمي توقف كنيد. و غيره

7- در مقابل تعقيب چه بايد كرد؟

1- سعي كنيد نشان دهيد كه عملتان عادي و طبيعي است.

2- به هيچ‌وجه چنين جلوه ندهيد كه فهميده‌ايد كه تحت تعقيب هستيد.

3- تمام افراد گروه را سعي كنيد بشناسيد.

4- نقشه فرار را طرح كنيد.

5- براي اغفال آنها تماس‌هاي دروغي بگيريد ـ مثلاً برويد توي مغازه و چنين جلوه دهيد كه به فروشنده پيامي داده‌ايد ـ اين عمل ممكن است باعث شود كه يكي از افراد گروه آنجا بماند و مغازه را تحت نظر بگيرد.

سپس مثلاً در همان خيابان يا جاي ديگري از شخص در خيابان سوالات عادي و معمولي كنيد آنها خيال خواهند كرد كه او نيز همكار شماست و لذا ممكن است يكنفر از افراد گروه را براي تعقيب او بفرستند و در جاي ديگر مي‌توانيد به راحتي از چنگ نفر سوم خود را خلاص كنيد.

هرگز مراكز و يا مغازه‌هايي را كه به اين منظور بكار برده‌ايد دوباره مورد استفاده قرار ندهيد چه ممكن است خود همين عمل باعث گرفتاري شما شود ـ چه پليس احتمالاً از آنها بازجويي كرده است و آنها از شما سخت ناراحتند و بار دوم ممكن است شما را لو بدهند.

بعضي اوقات ممكن است براي متوقف كردن تعقيب به آنها بفهمانيد كه شما فهميده‌ايد كه تحت تعقيب هستيد آنها مجبورند كار خود را متوقف كنند ـ جنگ ميان شما و دشمن جنگ فكر و ابتكار است ـ همه اين روش‌ها و صدها روش ديگر را شما مي‌توانيد بكار بريد.

 

15- عضوگيري:

چگونگي و برنامه عضوگيري رابطه مستقيمي با ماهيت سازمان دارد. در هر سازماني ابتدا و آغاز كار با تعيين هدف شروع مي‌گردد ـ سپس برنامه‌اي بر اساس هدف و براي وصول به آن تعيين مي‌شود. اما بدون داشتن عضو نمي‌توان هيچ برنامه‌اي را اجرا كرد.

اصول عضوگيري در تمام سازمان‌ها ـ صرف‌نظر از هدف و برنامه ـ تقريباً يكي است. و همه از يك رويه خاص تبعيت مي‌كنند ـ اما محتوي عضوگيري بسته به نوع سازمان است.

وقتي از همكاري يك فرد يا سازمان صحبت مي‌كنيم بايد بدانيم كه محرك فرد به همكاري چيست؟ ايمان و وفاداري او به كيست و به چيست؟ چه نوع فردي است؟ نتيجه عمليات او به نفع كه و چه تمام مي‌شود؟

دو سازمان سياسي مخفي و سازمان جاسوسي مخفي را فرض كنيد و عوامل بالا را درايند و مقايسه كنيد.

1- محرك فرد در همكاري چيست؟ در يك سازمان سياسي البته هميشه مرام يا احساسات ملي و ميهني است در حاليكه در يك سازمان جاسوسي ممكن است عوامل بالا باشد و يا ممكن است پول و يا ماجراجوئي باشد.

2- وفاداري به كيست و به چيست؟ در يك سازمان مخفي هميشه به مرام و طرز فكر و سپس ميهن و سازمان مبارزه كننده مي‌باشد ـ و گاهي رهبران ـ و در يك سازمان جاسوسي اين ايمان و وفاداري ممكن است به عوامل بالا باشد، اما بيشتر ممكن است حرفه او جاسوسي باشد و براي پول يا ماجراجويي اينكار را بكند.

3- بر اساس نوع سازمان ـ در سازمان سياسي هميشه تنها كساني مي‌جنگند و كه تبعه كشور خودشان هستند و حال آنكه در سازمان جاسوسي ممكن است اتباع كشورهاي مختلف براي سازمان كار كنند.

4- نتيجه عمليات به نفع كيست و چيست؟ در سازمان سياسي هميشه به نفع كشور ـ سازمان ـ ولي در سازمان جاسوسي ممكن است به نفع مملكت باشد و ممكن است به نفع كشور ديگر و يا خود جاسوس تمام شود.

5- از نظر فني مسأله تعليمات و نوع كار فرق مي‌كند ـ در سازمان سياسي اكثراً افراد بلافاصله شروع بكار مي‌كنند و مبارزه گاهي علني و گاهي مخفي ـ اما در سازمان جاسوسي افراد بايد تعليمات كافي ببينند و هميشه كار مخفي كنند و روش كار آنها تقريباً هميشه يكسان است.

آنچه كه در بالا گفته شد نشان مي‌دهد كه محتوي سازمان‌ها با هم فرق دارند ـ اين اختلافات در محتوي عضوگيري اثر مي‌گذارند ـ اما اصول هميشه يكسان است.

اصول عضوگيري چيست؟

1- غربال بيز كردن. Screening

2- زيرنظر گرفتن. Spoting

3- معرفي يا توصيه. Recomending

4- انتخاب كردن. Selecting

5- تعليم دادن. Training

 

مرحله اول ـ غربالگري بيز كردن ـ :

فرض كنيد شما در ادارة «ش» كار مي‌كنيد ـ و شما عضو سازمان مخفي هستيد و مي‌خواهيد در محل كار خود دست به فعاليت مخفي يا علني بزنيد. از كجا و چگونه شروع مي‌كنيد؟

اول بايد محيط را شناخت ـ محيط شما انسان‌ها هستند ـ اين انسان‌ها از چه نوع انسان‌ها هستند؟ با شما دشمن هستند؟ مخالف‌اند؟ موافق‌اند؟ يا بي‌توجه و بي‌تفاوت؟

براي آنكه بتوان برنامه فعاليت را در ميان اين افراد تعيين كرد بايد آنها را يعني خصوصيات آنها را شناخت اجراي اين عمل را غربال بيز كردن مي‌گويند.

بايد اول فهميد كه مؤسسه «ش» چند نفر عضو دارد ـ اسامي آنها را نوشت و در برابر هر كدام مختصري وضعيت شغلي آنها را كه معرف اهميت آنها در محيط كارشان مي‌باشد تعيين كرد ـ و سپس بر حسب آنكه سازمان چه نوع سازماني است بايد به شخصيت اجتماعي آنها پي برد و در برابر هر كدام يادداشت كرد. فرض كنيم كه شما عضو يك سازمان سياسي و معتقد به يك اصول فكري هستيد. و مؤسسه شما 15 نفر كارمند و كارگر دارد. شما آنها را بر اساس عقايدشان مي‌شناسيد و سپس اطلاعات را كامل مي‌كنيد و آنگاه آنها را طبقه‌بندي مي‌نمائيد ـ به شكل زير:

2 نفر موافق عقايد سياسي و فكري شما.

2 نفر موافق عقايد سياسي و مخالف يا بيطرف نسبت به عقايد فكري شما.

2 نفر فقط با عقايد فكري شما موافق و مخالف و يا بيطرف نسبت به عقايد سياسي شما.

3 نفر مخالف عقايد فكري و سياسي شما.

1 نفر بهائي.

1 نفر مامور سازمان امنيت.

2 نفر فاقد شم سياسي و بي‌تفاوت نسبت به مسائل.

2 نفر فاسدالاخلاق و فاقد ارزش اجتماعي.

وقتي چنين جدولي بدست آمد، آن وقت كار كردن و تنظيم برنامه براي توسعه سازمان و عضوگيري، آسان‌تر خواهد بود. چه شما مي‌دانيد بايد از كجا شروع كنيد؟ آيا از آنها كه فاقد شم سياسي هستند؟ يا شروع كنيد به بحث و مجادله با مخالفين؟ مسلم بايد برنامه خود را از گروه اول و سپس دوم و سپس سوم شروع كنيد و فعاليت خود را روي آنها متمركز سازيد و در عين حال دائماً مواظب عناصر مخالف و عناصر دشمن باشيد.

اين عمل غربال بيز كردن تنها براي عضوگيري مفيد و ضروري نيست بلكه از جهات ديگري نيز لازم است.

مثلاً از نظر تبليغاتي ـ سازمان دو نوع برنامه تبليغاتي دارد يكي تبليغات علني و عمومي كه هدف آن اثر گذاشتن روي تمام مردم بطور عموم است و ديگري تبليغات اختصاصي و محدود كه توسط خود اعضاء سازمان انجام مي‌گيرد.

فرض كنيد كه سازمان تعداد پنج نسخه از يك نشريه تئوريك يا نشريه مخفي به شما داده است ـ شما چگونه آنها را مي‌خواهيد در محيط كار خود توزيع كنيد؟ آيا آنرا بدست هر كس كه زودتر ديديد بدهيد؟ البته خير.

يك عضو دقيق كه بخواهد حداكثر استفاده را از حداقل مصالح بنمايد آن پنج نسخه را ابتدا بين آنها كه احتمال بيشتري براي جلب همكاريشان مي‌دهد پخش مي‌كند.

مثال ديگر ـ شما مي‌خواهيد در اداره گذرنامه نفوذ كنيد ـ از كجا شروع كنيد؟ از اولين نفر؟ ـ شما مي‌توانيد و بايد ابتدا اسامي تمام كارمندان را بنويسيد و مشاغل و حساسيت پستي آنها را تعيين كنيد و سپس آنها را ـ شخصيت آنها را ‌ـ بررسي نمائيد ـ و تنها پس از تهيه جدول است كه شما مي‌توانيد يك برنامه با حداكثر نيتجه تهيه و اجرا كنيد.

غربال بيز كردن وظيفه اوليه هر عضوي است ـ هر كس را در هر كجا كه مي‌شناسيم بايد در جدول وارد كنيم.

 

مرحله دوم ـ زير نظر گرفتن:

به معناي انگشت روي كسي گذاشتن و يا به كسي نظر دوختن مي‌باشد. بعد از مرحله غربال بيز كردن شما بايد آنها را كه مستعد تشخيص مي‌دهيد زير نظر بگيريد ـ اطلاعات خود را نسبت به آنان افزايش دهيد و سوابق و وضع رواني و وضع خانوادگي آنها را بشناسيد.

سازمان بايد پرسشنامه‌هاي معيني تهيه نمايد تا اعضاء اطلاعاتي را كه نسبت به افراد جمع‌آوري مي‌كنند، متناسب و مطابق معيار سازمان باشد و به علاوه يكنواخت و هماهنگ باشد. و مطلبي از قلم نيفتد و فراموش نشود ـ وقتي عضوي اين پرسشنامه را مطالعه كند، مي‌فهمد كه بايد چگونه اطلاعاتي را جمع‌آوري نمايد و قدم به قدم پيش مي‌رود. اكثراً ما فكر مي‌كنيم كه افراد و دوستان خود را مي‌شناسيم ـ اما في‌الواقع با آنها دوست هستيم بدون آنكه به خوبي آنها را بشناسيم ـ و وقتي مجبور مي‌شويم كه كليه اطلاعات خود را در مورد فلان دوست بنويسيم مي‌بينيم كه خيلي ناقص است و خيلي سوالات وجود دارد كه نمي‌دانيم ـ پرسشنامه‌ها اين كار را تنظيم و تسهيل مي‌نمايند.

اطلاعات جمع‌آوري شده بايد براي سازمان ارسال شود ـ تمام اين اطلاعات بايد در مركز سازمان متمركز گردد و مي‌بايست عضوگيري و برنامه توسعه از روي اين گزارشات تنظيم گردد.

زيرنظر گرفتن، تنها در مورد عضوگيري اجرا نمي‌شود بلكه در موارد بسيار ديگري اجرا مي‌شود. در مثال‌هاي نفوذ در پليس يا اداره گذرنامه شما نمي‌توانيد طرف را وادار به انجام كاري نمائيد مگر آنكه كاملاً او را بشناسيد.

 

مرحله سوم ـ معرفي و توصيه:

هر عضو سازمان افراد زيادي را مي‌شناسد ـ آنهايي كه صالح و مناسب براي عضويت در سازمان مي‌داند به سازمان معرفي مي‌نمايد.

سازمان بايد نمونه‌هاي خاصي تهيه كند كه در آنها شرايط عضويت بر مبناي معيار سازمان منعكس شده باشد و اعضائي كه مايل به معرفي عضو جديد هستند، اطلاعات خود را بر آن اساس تكميل كنند و به سازمان ارائه دهند. اعضايي كه افراد جديدي را براي عضويت در سازمان پيشنهاد مي‌كنند وظيفه سنگيني دارند. بايد كاملاً به صلاحيت و شايستگي آنها اطمينان داشته باشند ـ در بسياري از مواقع سازمان‌ها به خصوص سازمان‌هاي سياسي مخفي در شرايط اوليه كه سازمان وسعت پيدا نكرده است قادر به تحقيقات وسيع نسبت به يك فرد نيستند اين وظيفه همه اعضاء سازمان است كه بكوشند اطلاعات خود راكامل كنند ـ احساس مسئوليت نموده و در معرفي افراد، آگاهانه عمل نمايند ـ در معرفي افراد بايد با عقل قضاوت كرد، نه با احساسات ـ و مفهوم آن اين است كه بايد كليه اعمال فردي را كه مي‌خواهيم معرفي كنيد؛ دقيقاً بسنجيم و به دلايل آن پي ببريم ـ به بسياري از چراها؟ و كجاها؟ و چون‌ها؟ جواب بدهيم ـ بايد بدانيم و آگاهانه فكر كنيم كه موجوديت سازمان ما بستگي به معرفي اعضاء مطمئن دارد ـ بايد بدانيم كه هميشه مأمورين دشمن به علت عدم توجه و دقت ناكافي اعضاي معرف توانسته‌اند به داخل سازمان‌ها رخنه كنند ـ نبايد عجله كرد.

 

مرحله چهارم ـ انتخاب كردن:

وقتي فردي توسط معرف يا معرف‌ها به سازمان معرفي و توصيه شد، سازمان بايد نسبت به اين پيشنهاد، نظر موافق يا مخالف خود را بدهد. سازمان بايد از بين اين پيشنهادات،‌ اعضاي جديد را انتخاب كند.

براي انتخاب كردن يك فرد به عضويت سازمان، و آغاز همكاري با سازمان، دو مرحله وجود دارد.

قدم اول ـ اخذ تصميم نسبت به فرد.

قدم دوم ـ چگونگي تماس با او و اجراي عملي پيشنهاد.

مسأله انتخاب وقتي بايد مطرح شود كه مراحل بالا انجام شده باشد. انتخاب بايد از روي برنامه باشد. بدون طي مراحل بالا و بدون برنامه نبايد و نمي‌توان كسي را براي عضويت انتخاب كرد. در انتخاب عضو جديد بايد:

1- عضو جديد لياقت و كفايت و يا امكان انجام كاري را كه قرار است انجام دهد داشته باشد. نبايد كسي را كه قادر به انجام هيچ كاري نيست به سازمان دعوت كرد ـ هميشه قبل از دعوت يك فرد به عضويت، بايد از خود سوال كنيم آيا او چكار مي‌تواند براي سازمان انجام دهد؟ فراموش نكنيم كه بيكاري اعضاي سازمان بزرگترين خطر است. حتي انتخاب فرد براي سياهي لشگر نيز بايد طبق برنامه و احتياج سازمان باشد. در بسياري از موارد وقتي شما تعداد افراد لازم براي انجام يك برنامه را محاسبه مي‌كنيد مي‌بينيد خيلي كمتر از آن چيزي است كه ابتدا فكر مي‌شد، و يا بالعكس، بايد هميشه حساب كرد كه فرد به چه درد سازمان مي‌خورد و برنامه او چه خواهد بود؟

2- قابليت و يا تخصص فني ـ در يك سازمان مخفي افراد بايد هر كدام بتوانند كاري فني انجام دهند ـ سازمان به مشاغل زيادي احتياج دارد ـ ماشين‌نويس ـ راننده ـ تيرانداز ـ تكنسين ـ عكاس و غيره.

3- بايد محرك شخص در همكاري و عضويت روشن ومعلوم باشد ـ آيا محرك او مرام و عشق به مبارزه است يا پول يا شهرت‌طلبي يا ماجراجوئي… تماس با فرد، مقدار زيادي بر اساس تشخيص اين محرك خواهد بود.

4- تعيين طرز تماس با او ـ آيا چگونه و كي تماس خواهد گرفت ـ بهتر است خود معرف نباشد و معرف نداند كه او به عضويت سازمان انتخاب شده است و فرد هم نداند چه كسي او را معرفي كرده است ـ اما اكثراً اين روش ميسر نيست و مجبوريم تماس به وسيله خود معرف باشد.

5- بايد از عدم ارتباط و عضويت و تماس او با سازمان‌هاي دشمن يا مخالف مطمئن بود.

6- بايد منافع و مزاياي عضويت او در سازمان بيشتر از مضار و معايب آن باشد.

7- بعد از تكميل قسمت‌هاي بالا بايد اطلاعات جمع‌آوري شده نسبت به او مورد تأييد قرار گرفته و سپس تكميل گردند.

وقتي فردي براي عضويت سازمان، معرفي و پيشنهاد مي‌شود اكثراً اطلاعات كافي نيست ـ اين اطلاعات بايد تكميل گردند. آيا اين اطلاعات صحيح هستند يا نه؟ بايد توسط مراقبت و كنترل، تأييد شوند ـ نبايد به هيچ‌وجه به اطلاعات و قضاوت يك نفر (سمت او در سازمان هر چه كه باشد) براي اخذ تصميم در انتخاب، اكتفا كرد.

چگونه مي‌‌توان اطلاعات را تأييد يا تكميل نمود؟ به وسايل مختلف ـ تحقيق و مصاحبه و تحت نظر گرفتن و نظاير آن. در سازمان‌هاي وسيع جاسوسي و يا پيشرفته سياسي، اكثراً دستگاه مستقل خاصي براي اين امر و امور مشابه به آن وجود دارد. اما در يك سازمان مخفي كمي مشكل است.

تحقيق و مصاحبه و مراقبت، خود شامل روش‌هاي گوناگون هستند كه در بحث‌هاي جداگانه شرح داده شده است. در جريان انتخاب، فرد مورد آزمايش قرار مي‌گيرد. اين آزمايش انواع و اشكال مختلف دارد و بر حسب وضعيت فرد تفاوت مي‌كند. اين آزمايش انواع و اشكال مختلف دارد و بر حسب وضعيت فرد تفاوت مي‌كند. خود فرد نمي‌داند و نبايد بفهمد كه تحت آزمايش است. اين آزمايش‌ها قبل از ورود او به سازمان انجام مي‌گيرد. در بعضي سازمان‌هاي سياسي علني، دوره آزمايش جزء و قسمتي از عضوگيري است كه بعد از عضويت فرد انجام مي‌شود. دوره اين آزمايش در اين سازمان‌ها شامل تعليمات است و ضمناً فرد تحت نظر ساير افراد بوده و هر كدام مرتباً حالات و وضعيت او را گزارش مي‌دهد.

قدم دوم ـ طرز و چگونگي دعوت شخص به همكاري. تا اينجا سازمان بدون آنكه فرد خودش بداند او را مطالعه كرده است و مورد آزمايش قرار داده است تا تصميم خود را بگيرد. اما حالا سازمان نظر مثبت خودش را داده است و مي‌خواهد او را دعوت كند ـ چگونه بايد دعوت كرد؟ آيا مستقيماً رفت و همه چيز را به او گفت؟

فرض كنيد كه شما مي‌‌خواهيد ازدواج كنيد ـ دختران مختلفي را در محيط كار و زندگي خود زير نظر مي‌گيريد و آنها را غربال بيز مي‌كنيد و بالاخره يك نفر را انتخاب مي‌كنيد ـ آيا چگونه از او دعوت كنيد؟

البته بستگي به شرايط و آداب و رسوم محلي و خانوادگي دارد ـ اما خيلي كم اتفاق خواهد افتاد كه شما برويد و مستقيماً از او بپرسيد «آيا زن من مي‌شوي؟» ـ جواب اكثراً منفي خواهد بود. مسأله مهم آن است كه چگونه از او دعوت شود كه جواب نفي نباشد ـ زمان ـ وضعيت ـ و شرايط مختلفي را بايد در نظر گرفت.

برخورد با فرد بسيار مهم است ـ زاويه برخورد افراد در جامعه با يكديگر، روابط آنها را مشخص مي‌سازد. موفقيت افراد در جامعه بسته به طرز برخورد آنها با سايرين مي‌باشد. در سازمان مخفي بايد دعوت و برخورد طبق نقشه و برنامه باشد. بايد سرپوشي بكار برد ـ بايد پيش‌بيني كرد كه اگر دعوت شما را رد كرد حداقل اطلاعات و معلومات به او داده شود ـ لذا بايد دعوت غيرمستقيم باشد ـ طوري باشد كه خود او ابراز تمايل به همكاري كند ـ بايد پيش‌بيني كرد و در برنامة دعوت شخص، مشخص كرد كه اگر قبول نمود قدم بعدي چه خواهد بود ـ محل ـ زمان بحث و سوالات تمام بايد پيش‌بيني شود. در برنامه بايد تعليمات گنجانده شود، تا بلافاصله پس از عضويت كار تعليمات شروع گردد. سپس بايد برنامه كار او در سازمان روشن باشد. و بايد قبل از آنكه عضويت او تمام شود دانست و سازمان معين كند كه وظايف او چه خواهد بود ـ تا بلافاصله بعد از ختم تعليمات به انجام وظيفه خود بپردازد. وقتي فرد مورد توجه، نامزد عضويت نيست، اما در سازمان‌هاي مخالف و يا دشمن كار مي‌كند و شما مي‌خواهيد از او براي انجام پاره‌اي از مقاصد سازمان استفاده كنيد؛ تمام مراحل بالا طي مي‌شود، فقط طرز تماس با او كمي با ساير اعضاء متفاوت است. براي اين نوع موارد سه نوع طرز برخورد وجود دارد.

1- اغوا كردن ـ طرز عمل حساب شده‌ايست كه براي وادار كردن فرد به انجام كاري انجام مي‌شود. اغوا كردن هنري است كه نتيجه عملي «تخريب» مي‌باشد. اين هنر خود به سه طريقه انجام مي‌شود.

الف ـ برخورد سرد ـ شما از نقاط ضعف فرد مورد نظر خود آگاهيد و هر موقع به استخدام او احتياج پيدا كرديد از اين نقاط ضعف استفاده مي‌كنيد و او را در بن‌بست قرار مي‌دهيد و وادار به انجام برنامه خودتان مي‌نمائيد.

ب ـ برخورد تدريجي ـ وقتي است كه شما فردي را تحت نظر داريد و مي‌دانيد كه او حلال مشكلات شما در فلان مركز دشمن است ـ منتظر هستيد تا عمل خلافي از او سر بزند و سپس آن را مستمسك قرار دهيد.

ج ـ روش مخلوط ـ مجموعه‌اي از دو روش بالا ـ

2- مجبور كردن.

3- تغيير عقيده ـ وقتي است كه شما طرف را از محور عقايد فعلي‌اش منحرف مي‌كنيد و سپس حاضر مي‌شود به نفع شما كار كند. مثلاً عضو سازمان امنيت است شما را متنبه مي‌سازيد، حاضر مي‌شود كار كند. اين روشي است كه كشورهاي بزرگ نظير روسيه و آمريكا در مورد مثلاً علماي يكديگر انجام مي‌دهند.

بعد از آنكه فرد، تمام مراحل بالا را گذراند، بايد تشريفات عضويت درباره او انجام شود.

در اين صورت بايد سعي كرد حداقل اطلاعات را به او داد ـ بايد كمي اطلاعات در مورد ارتباطات و طرز تماس گرفتن در اختيار او گذاشت و سپس او را براي تعليمات در اختيار قسمت مربوطه گذاشت.

مرحله پنجم ـ تعليمات:

محتوي تعليمات و مواد آن، بستگي به نوع سازمان دارد ـ اين تعليمات مي‌تواند شامل تعليمات مرامي و تعليمات مربوط به سازمان‌هاي مخفي ـ اصول امنيت ـ تعليمات مبارزات زيرزميني و تعلميات جنگي و يا هر نوع ديگري كه لازم است، باشد.

بايد افراد و اعضاء جديد، تعليمات ببينند تا بتوانند وظايف خود را انجام دهند. در دورة تعليمات، فرد با بسياري از اهداف و نقشه‌هاي سازمان از نزديك آشنا مي‌شود. منطق و فلسفه وجودي سازمان را درك مي‌كند، از نظر رواني و فيزيكي آمادگي پيدا مي‌كند تا وظايف خود را انجام دهد. تعليمات براي هماهنگ كردن فعاليت‌هاي سازمان، ضروري است. ايجاد منطق مشترك و احساس و درك مشترك در يك سازمان سياسي بسيار ضروري است.

تنها با اجراي تعليمات مناسب است كه اين منظور حاصل مي‌شود.

تعليمات ممكن است داراي مراحل مختلف باشد ـ تعليمات عمومي براي كليه اعضاء و تعليمات اختصاصي براي هر كس نسبت به كاري كه بايد انجام دهد.

تعليمات هيچ‌گاه نبايد در يك جا خاتمه پيدا كند بايد تعليمات مرتباً ادامه پيدا كند.

تنظيم برنامه‌هاي تعليماتي مستمر به خصوص در سازمان‌هاي سياسي مخفي انقلابي ضروري است بايد دانست كه جامعه‌اي كه تحت سلطه استعمار بوده افرادش داراي نواقص تربيتي فراوان هستند ـ با همين افراد و با همين مشخصات و نواقص نمي‌توان يك انقلاب ملي را به پيروزي رسانيد. بايد سازمان، آنها را عوض كند ـ نواقص آنها را از بين ببرد و انسان‌هاي تازه و جديدي بسازد ـ در جامعه‌اي كه اكثريت توده مردم بي‌سوادند يك سازمان سياسي اگر فاقد برنامه موثر تعليماتي باشد، شكست مي‌خورد ـ با مصالح ناجور ـ سست ـ خشت و گل نمي‌توان يك ساختمان مستحكمي كه قادر به مقاومت در برابر حوادث و دشمنان مقتدر و مجهز باشد بنا نهاد.

در برنامه تعليمات بايد قوانيني را رعايت كرد:

1- قانون دانستن به قدر لزوم.

2- تعليمات بايد متناسب با انجام برنامه و وظايف عضو باشد ـ از تعليم مطالبي كه مورد احتياج كار عضو نيست بايد خودداري كرد.

3- تعليمات بايد تدريجي باشد و نه زياد متمركز ـ چه نسبت درك افراد و جذب آنها متفاوت است ـ بايد تعليمات بر اساس يك برنامه منظم و تدريجي انجام شود.

4- افراد در طول مدت تعليمات بايد مرتب با روش‌هاي مختلف و متفاوت آزمايش شوند تا اطمينان حاصل شود كه مطالب را جذب مي‌كنند به نحوي كه بتوانند در موقع عمل آنها را به خوبي بكار برند.

5- تعلميات عمومي كه در ابتدا برنامه تعليمات، به افراد داده مي‌شود بايد هر چند يك بار تكرار شود ـ اين تكرار، به افراد امكان مي‌دهد تا مشكلاتي را كه در عمل با آنها برخورد كرده‌اند حل كنند.

6- در طول مدت تعليمات باي افراد مرتباً با روش‌هاي مختلف از طرف اعضاء صلاحيت‌دار سازمان، آزمايش شوند و صداقت و ايمان و علاقمندي آنها نسبت به سازمان و به مبارزه، مورد بررسي قرار گيرد.

٭ ٭ ٭ ٭

پس از طي مراحل بالا شما عضو جديدي داريد كه با دقت، او را انتخاب كرده‌ايد ـ مورد تحقيق قرار گرفته است ـ آزمايش شده است و تعليمات ديده است ـ‌ مي‌توانيد او را به سازمان به هر قسمت كه بايد برود معرفي كنيد. و مطمئن باشيد به خوبي قادر خواهد بود وظايف خود را انجام دهد.

از اين پس تمام وضعيت و كار فرد بستگي به اداره او دارد. اداره افراد هنر است ـ مسئول اداره فرد بايد بداند چگونه با او رفتار كند ـ كليه سوابق او را بايد بداند ـ مشكلات خاص و عام ـ فردي و خانوادگي او را بداند. در اداره فرد بايد در موقع توضيح برنامه او، دستورات را روشن و كوتاه و قابل فهم داد.

در اداره فرد بايد:

– شخصيت مسئول رابط، بالاتر از عضو باشد تا بتواند او را تحت تأثير قرار دهد.

– بايد افسر رابط، خود به اندازه كافي از برنامه‌ها مطلع باشد تا بتواند توضيحات لازم را به او بدهد.

– قبل از شروع هر كاري بايد مطمئن شد كه فرد برنامه را درك كرده و خوب فهميده است.

– بايد در سازمان اصل تنبيه و تشوق وجود داشته باشد. بايد خطاهاي افراد را اصلاح كرد ـ آنها را كه اصلاح ناپذيرند اخراج كرد ـ بايد با خائنين در سازمان به سختي رفتار كرد.

– در تمام واحدهاي سازماني و در تمام مراحل بايد «نسل دوم» يا اعضاي علي‌البدل وجود داشته باشد كه در موقع ضروري جاي افراد اصل را بگيرند.

٭ ٭ ٭ ٭

16- توقيف و تفتيش افراد و مكان‌ها:

در يك سازمان مخفي بايد حتي‌الامكان كوشيد كه توقيف نشد و مورد تجسس و تفتيش قرار نگرفت ـ تمام اصولي امنيتي براي آن است كه ما بتوانيم وظايف خود را آنچنان انجام دهيم كه دشمن نتواند ما را كشف كند. عدم رعايت كامل اصولي امنيتي باعث مي‌شود كه افراد شناخته شوند و مكان‌ها مورد سوء‌ظن قرار گيرند و بالنتيجه افراد توقيف و مكان‌ها مورد تفتيش واقع شوند.

مأمورين دشمن در اين كارها شركت مي‌كنند بسيار وارد تعليمات ديده هستند و تجارت فراواني دارند، آنها ما را به طور ناگهاني و به نحوي توقيف مي‌كنند كه حتي راه فرار و يا مقاومت نخواهيم داشت ـ آنها ما را مورد بازديد بدني قرار مي‌دهند ـ منازل ما را روي اسلوب فني و منظم مورد تفتيش قرار مي‌دهند.

الف ـ تفتيش منازل:

تفتيش بر دو نوع است:

1- تفتيش علني.

2- تفتيش سري.

تفتيش سري منازل افراد مظنون، هنري است كه توسط مأمورين شما و يا سازمان مخالف يا دشمن انجام مي‌گيرد.

در مورد ما چون هميشه منفعت دشمن ايجاب نمي‌كند كه ما بفهميم كه او را يا فلان خانه امن يا فرد ما را كشف كرده است؛ لذا دشمن، منازل ما را بطور مخفي و بدون آنكه خودمان بفهيم مورد تفتيش و بازرسي قرار مي‌‌دهد.

فرض كنيد كه آقاي الف رابط آقاي ب با او تماس گرفت و بسته‌اي را به او داد و از مأمورين دشمن آن را ديدند و مي‌خواهند بدون آنكه آقاي ب را توقيف كنند از محتوي بسته مطلع شوند. لذا وقتي آقاي ب از منزل خارج مي‌شود آنها را در يك فرصت مناسب و بدون آنكه كسي بفهمد وارد منزل مي‌شوند و از محتوي بسته مطلع مي‌شوند و آن را به حال اول خود مي‌گذارند و خارج مي‌شوند.

و يا فرض كنيد آقاي الف بخواهد با آقاي ب توسط يك محل واسط ثابت تماس بگيرد. دشمن مطلع شده است وقتي آقاي الف بسته يا پيام را در محل معين گذاشت قبل از آنكه ب به آنجا برسد آنها بسته را برمي‌دارند و محتوي آن را مي‌بينند و به جاي خود مي‌گذارند.

 

اصول و مراحل تفتيش سري:

1- معاينه ـ قبل از اقدام به تفتيش سري بايد محل مورد تفتيش مورد معاينه قرار گيرد.

2- هدف و غرض از تجسس بايد روش باشد ـ آيا تجسس عمومي است يا پيدا كردن سند خاصي…

3- برنامه تفتيش ـ تعداد كافي افراد ـ وسايل لازم ـ نقشه محل ـ سرپوش براي عمليات ـ و ساير اطلاعات لازم بايد روشن باشد.

اطلاعات در مورد كليد و نوع قفل‌ها و غيره، قبلاً به دست آمده است و كليد تهيه شده است. بعضي اوقات اگر نشود كليد به دست آورد از جك‌هاي مخصوص استفاده مي‌كنند و آن را ميان چهارچوب در قرار مي‌دهند و سپس جك را بار مي‌كنند تا موقعي كه فاصله ميان قفل و چهارچوب به آن حد برسد كه در باز شود. در موقع عمل چند بار گروه با هم كار مي‌كنند ـ گروهي در خارج مواظب رفت و آمدها هستند ـ اگر كسي خواست وارد منزل شود به داخل منزل علامت مي‌دهند و يا ممكن است ايجاد حوادث ساختگي كنند و ورود فرد به خانه را مانع گردند. در موقع تفتيش خانه، بايد مقررات خاصي را بكار برند. بايد هيچ نوع اثري از خود باقي نگذاشت ـ سيگار نبايد كشيد ـ بايد كفش‌هايي پوشيد كه اثري نگذارد ـ نبايد عطر و يا نظاير آن مصرف كرد، چه اثر آن در اطاق باقي مي‌ماند ـ بايد لوازم، از قبيل خط‌كش و گچ و غيره داشت ـ هر شيئي را كه برمي‌دارند جاي آن را با گچ خط بكشند تا پس از انجام عمل عيناً به جاي اوليه خود باز گردانند ـ اسناد را بايد ازشان عكس گرفت و دوباره به شكل اول و به جاي اول گذاشت ـ اگر دواي مخصوصي پيدا شد بايد مقدار بسيار كمي از آن را برداشت ـ در موقع عمل بايد مواظب بود كه عرق دست و صورت روي اسناد نريزد ـ از برق نبايد استفاده كرد زيرا ممكن است طرف شماره كنتور خود را مرتب يادداشت كند كه اگر تفتيشي انجام گرفت مطلع گردد ـ پس از ختم عمليات بايد مطمئن بود كه همه‌چيز عيناً به شكل اول خود قرار دارد ـ در موقع حركت دادن درها و اشياء بايد مواظب بود كه اگر علائمي گذاشته شده است آنها را به جاي خود بازگرداند (بعضي اوقات مثلاً درلاي در تكه كاغذ كوچكي مي‌گذارند و در را مي‌بندند كه اگر در غياب آنها در باز شد بفهمند).

 

چگونه با تفتيش مبارزه كنيم؟

تا زماني كه مشغول كار مخفي هستيم بايد هميشه منتظر باشيم كه منزل ما مورد تفتيش علني يا سري قرار بگيرد. در اين مورد بايد اصول امنيتي را دقيقاً اجرا كرد. بايد هميشه حقه‌هايي جهت كنترل بكار برد. يك تكه كاغذ كوچك يا يك علامت، در محلي معين، مي‌تواند مفيد واقع شود. گاهي اوقات ريختن پودر هم‌رنگ قالي روي آن، مي‌تواند اثر پا را نمايان سازد. و گاهي مي‌توان در محلي از خانه يا اطاق به نحوي مخفي دوربيني تعبيه كرد كه از هر ورود و خروجي عكس بگيرد.

بايد در اختفاي اسناد دقت كرد. هنر مخفي كردن اشياء و اسناد، براي هر كس لازم است. سند خود را در جائي مخفي كنيد كه عقل جن به آن نرسد. يك جاسوس روسي مركب خود را در دستمال‌هايي پنهان كرده بود به اين ترتيب كه دستمال‌ها را با مركب خيس و سپس دستمال را خشك كرده بود و هر وقت مي‌خواست از مركب استفاده كند دستمال را در آب خيس مي‌كرد. فرد ديگري براي اختفاي آنتن بيسيم خود، آن را به عنوان طناب رخت پهن كردن بكار مي‌برد.

يا سنگ فندك براي اختفاي كليد رمز بكار رفته است يا لوله خمير دندان براي اختفاي اسناد ـ ديگري در يك پيل الكتريكي ذغال آن را بيرون كشيده و نصف آن را شكسته و به جاي آن فيلم‌هاي خود را پنهان كرده بود.

وقتي وارد منزل شديد و ديديد كه تفتيش شده است خونسردي خود را حفظ كنيد ـ نبايد حرفي زد كه آنها را تحريك نمايد. بايد در نظر داشت كه ممكن است دشمن در منزل شما وسايل فني براي كنترل نصب كرده باشد. بايد كنترل كرد و فهميد دشمن چه چيزهايي را نصب كرده است و چه جائي را گرديده است. بايد بلافاصله به وسيله مناسب به سازمان خبر داد.

ب ـ توقيف افراد ـ

البته قبل از توقيف نمي‌توانند فرد را جستجو كنند. توقيف كردن يعني متوقف ساختن كليه عمليات او و جستجو براي يافتن هر چيزي ـ خواه سند يا اسلحه يا كپسول مرگ براي خودكشي و حفظ اسرار.

در موقع توقيف همانطور كه گفته شد دشمن بسيار سريع و غافلگيرانه عمل مي‌كند ـ در محل توقيف ابتدا يك بازرسي عمومي مي‌كنند سپس فرد را به محل معيني مي‌برند و از سر تا پاي او جستجو مي‌كنند.

 

ج ـ تفتيش‌نامه‌هاي پستي

سازمان دشمن روش‌هاي مختلفي براي بازكردن نامه‌ها و بسته‌هاي پستي بكار مي‌برند. ممكن است ابتدا با ماشين‌هاي خاص از محتوي داخل بسته باخبر شوند و سپس اگر شك كنند آن را بگشايند. وقتي نامه‌اي را باز كردند با وسايل فني كنترل مي‌كنند كه مركب مخفي در آن بكار رفته است يا نه؟

 

براي مقابله با خطر كنترل نامه‌ها:

1- مطالب مهم را هرگز نبايد با پست فرستاد.

2- نبايد هيچگاه يك رويه معيني را مدتي طولاني در مكاتبات بكار برد. نبايد يكنوع كاغذ و پاكت براي مكاتبات مختلف بكار برد.

3- بايد در داخل پاكت حقه‌هايي را بكار برد تا در صورت باز شدن معلوم گردد مثلاً گذاشتن يك فيلم حساس در داخل پاكت ـ وقتي پاكت باز شود فيلم سياه مي‌گردد و مشخص مي‌كند كه نامه ما كنترل شده است. البته بايد با فيلم از منظره‌اي عكس گرفت تا دشمن نتواند آن را با فيلم ديگري عوض كند.

4- نبايد هيچ‌گاه به يك نامه براي يك مطلب اكتفا كرد. بايد از طرق مختلف براي ارسال يك مطلب استفاده كرد.

5- نبايد نامه‌ها را يك جا فرستاد بلكه باي تدريجاً فرستاد و از نقاط مختلف.

 

18- هنر عكاسي در عمليات مخفي:

در عمليات مخفي گاهي سازمان مجبور است براي منظورها و مقاصد مختلفي از هنر عكاسي استفاده كند ـ مثلاً در ارتباطات مي‌خواهد سندي را به نقطه‌اي ارسال دارد يا دستوري را مي‌خواهد به واحدي ابلاغ نمايد. و يا براي بايگاني كردن اسناد سازمان، مي‌توان از اسناد عكس گرفت و آنها را به اندازه‌هاي كوچكتري تبديل نمود ـ اين اندازه ممكن است يك نقطه باشد. اين نقطه را مي‌توان در موقع استفاده بزرگ كرد و خواند.

در اين مورد راه‌ها و وسايل بي‌شماري وجود دارد كه براي نمونه چند مورد ذكر مي‌شود.

1- ميكروفيلم ـ يكي از بهترين طرق مي‌باشد. مي‌توان موضوع را به اندازه يك نقطه كوچك كرد (.) و به راحتي حمل و نقل داد و يا بايگاني كرد. مي‌توان سند را به سادگي از يك كشور به كشور ديگر حمل كرد.

در سازمان سياسي مخفي تهيه و استفاده از ميكروفيلم كار ساده‌اي نيست.

احتياج به وسايلي دارد كه نگهداريشان خود مشكل ايست ـ تهيه هر فيلم نقطه‌اي حداقل بين بيست تا بيست و چهار ساعت وقت لازم دارد كه در شرايط مخفي كار ساده‌اي نيست.

2- دوربين مينوكس ـ اين دوربين خيلي حساس و دقيق و خود بسيار كوچك و مناسب است ـ با آن مي‌توان از بيست سانتي‌متري عكس گرفت ـ به راحتي مي‌توان آن را با خود حمل كرد. هر حلقه فيلم ‌آن پنجاه فيلم دارد ـ طول اين فيلم يك سانتي‌متر و نيم است.

اين دوربين براي كارهاي مخفي سازمان سياسي بسيار مناسب است. پس از عكس برداشتن مي‌توان فيلم را بدون ظاهر كردن به جاي ديگري فرستاد تا در آنجا ظاهر و چاپ شود. البته مي‌توان در تاريك‌خانه با دقت فيلم را از دوربين بيرون آورد و در كاغذ سياه پيچيد و حمل كرد يا ارسال داشت ـ چه اولاً كوچكتر بوده و حمل آسانتر است و ثانياً اگر به دست دشمن بيفتد به محض آنكه كاغذ سياه را باز كند نور ديده و سياه مي‌شود و دشمن نخواهد فهميد كه محتوي آن چه بوده است.

با اين دوربين مي‌توان عكس‌هايي به اندازه 2*2 سانتي‌متر تهيه كرد ـ به اين ترتيب كه از فاصله دورتري از روي سند عكس گرفت و سپس فيلم را ظاهر ساخت و قسمت اصلي سند را بريد.

بهترين فيلم براي كار با دوربين مينوكس فيلم 10 دين است كه داراي دانه‌هاي ريزتري است و پس از بزرگ كردن اسناد به اندازه كافي دقيق خواهد بود.

3- ساير دوربين‌ها ـ كه معمولي هستند و تنها عيب آنها بزرگيشان مي‌باشد كه ممكن است نتوان آنها را به هر كجا حمل كرد. با دوربين اكزكتا و لوله‌هاي مخصوص مي‌توان از فاصله بسيار نزديك عكس گرفت ـ چنانچه سه پايه هم باشد كار آسانتر است.

روي هم رفته از جهات مختلف بهترين نوع دوربين براي كار، دوربين مينوكس است.

 

18- مخفي نويسي:

در يك سازمان مخفي ـ اكثراً سازمان مجبور است براي ارتباطات مخفي از روش‌هايي استفاده كند كه پيام‌ها و دستورات و گزارشات، قابل خواندن براي كسي در طول راه نباشد ـ اگر نامه پست شود احتمال سانسور وجود دارد و اگر نامه به وسيله پيك فرستاده شود احتمال كنترل وجود دارد ـ چگونه مخفي بنويسيم تا اسرار، محفوظ بماند و سالم بطرف برسد؟

دو روش مختلف براي مخفي نويسي وجود دارد:

1- روش ساده و ابتدايي به كار بردن فشار: هيچ نوع ماده‌اي لازم نيست ـ كافي است با فشار مطلب را روي هر نوع كاغذي نوشت ـ مي‌توان از ماشين تحرير استفاده كرد و نوار آن را بيرون كشيد و بدون نوار ماشين كرد. اين رويه بسيار ابتدائي است چه زير نور مصنوعي يا طبيعي فشار روي كاغذ بسادگي ديده مي‌شود ـ البته در كشورهاي عقب‌مانده كه فاقد دستگاه امنيتي قوي هستند شايد قابل استفاده باشد.

 

2- روش شيميايي: انواع و اقسام تركيبات شيميايي را مي‌توان براي نوشتن مخفي به عنوان جوهر نامرئي بكار برد. تقريباً تمام عوامل يا تركيبات آلي را مي‌توان استفاده كرد. در ميان ساده‌ترين آنها آب دهان ـ ادرار ـ آب پياز و يا هر نوع آب ميوه غيررنگي را مي‌توان نام برد. اين جوهرهاي ساده براي تماس زنداني با خارج مطلب فاش مي‌شود. حرارت يكي از عواملي است كه به سادگي باعث كشف آنها مي‌گردد. لذا بايد وقتي بكار برده شوند كه فاصله ميان نوشتن و رسيدن به هدف بسيار كوتاه باشد. و بعضي از آنها در تحت اثر نور شديد ظاهر مي‌شوند.

در يك سازمان مخفي براي نوشته سري از وسايل و جوهرهاي بهتري بايد استفاده كرد.

شرايط يك نوشته مخفي خوب:

1- بدون عمل ظاهر كردن نبايد ديده شود.

2- زيرا اشعه ايكس و اشعه ماوراء بنفش و يا ساير اشعه‌هاي مشابه نبايد ديده شود.

اشعه ماوراء بنفش بسياري از نوشته‌هاي مخفي را نشان مي‌دهد. به عبارت ديگر تركيبات شيميائي ـ خواه آلي و يا معدني ـ در برابر اشعه‌هاي مزبور خاصيت فلورسانس دارند لذا وقتي كاغذي را كه با جوهر نامرئي نوشته شده است تحت نور اين اشعه قرار مي‌دهند مي‌توان نامه را به راحتي خواند بدون آنكه كوچكترين اثري روي كاغذ باقي بماند.

3- جوهر مخفي نبايد تحت اثر حرارت ظاهر شود.

4- جوهر مخفي نبايد با تركيبات شيميائي عادي نظير يد يا كلرور آهن و نظاير آنها فاش شود.

5- جوهر مخفي نبايد روي خود كاغذ نامه، اثر شيميائي بگذارد. به عبارت ديگر بايد از نظر شيميائي در برابر جوهر مخفي حساس نباشد.

عوامل مخفي نويسي:

1- كاغذ.

2- مواد يا جوهر نامرئي (مخفي).

3- طرز نوشتن.

4- ظاهر ساختن نوشته مخفي.

كاغذ ـ كاغذها مجموعه‌اي از تركيبات شيميائي آلي هستند. انواع مختلف كاغذ وجود دارد كه هر يك با ديگري متفاوت است. قسمت اعظم تركيب كاغذ سلولز است و سپس تركيبات اضافي نظير نشاسته و كربنات كلسيم و غيره ـ به نسبت‌هاي مختلف بكار برده شده است.

انتخاب نوع كاغذ بسيار مهم است ـ معمولاً تمام كاغذهاي پست هوائي به هم شبيه هستند. اختلاف بين انواع كاغذ ممكن است ظاهر و علني باشد؛ نظير رنگ و يا زبري و نرمي و شفافي و كدر بودن و كلفت بودن و نازك بودن آن و اندازه و غيره. اما اختلافاتي كه در اينجا مورد توجه است اختلافاتي است كه اكثراً ديده نمي‌شود، نظير تركيبات شيميائي متفاوت كه در برابر جوهر مخفي ممكن است حساس باشند. و يا حساسيت آنها در برابر اشعه‌هاي ايكس و ماوراء بنفش. بعضي كاغذها در برابر نور اشعه ماوراء بنفش داراي خاصيت فلورسانس هستند و بعضي ديگر فاقد آن مي‌باشد.

بايد اين دو مطلب مهم را در نظر گرفت:

1- حساسيت در برابر اشعه‌ها.

2- حساسيت در برابر جوهر مخفي كه بكار برده مي‌شود.

 

مواد يا جوهر مخفي:

1- مركب را بايد در يك حلال مناسبي حل كرد. آب بهترين حلال‌هاست. الكل حلال خوبي نيست ـ حلال نبايد تبخيرشونده (نظير اتر) باشد.

2- غلظت محلول بايد خيلي كم باشد. هرچه كمتر بهتر ـ در حدود يك‌دهم درصد تا يك درجه.

3- محلول بايد بيرنگ باشد.

هر تركيب شيميائي كه خود بيرنگ باشد ولي در اثر تركيب با يك ماده شيميائي ديگر ايجاد رسوب رنگي بنمايد، مي‌تواند به عنوان جوهر مخفي بكار برده شود. اين اصل تمام جوهرهاي سري است.

به فعل و انفعالات زير توجه كنيد:

محلول نمك طعام + محلول نيترات نقره نيترات سديم + نمك نقره

نمك نقره در آب غيرمحلول است و رسوب مي‌كند.

حال اگر با محلول نمك طعام معمولي روي كاغذ بنويسيم ديده نمي‌شود. و اگر كاغذ را با محلول نيترات نقره (سنگ جهنم) بشوريم پس از مدتي رسوب سفيد رنگي (كلرور نقره) روي كاغذ ديده مي‌شود. كه در عمل براي آنكه بتوان نوشته را به راحتي خواند محلول نيترات نقره را با يك تركيب اكسيد آن مخلوط مي‌كنند؛ به طوري كه رسوب آخري نقره يك اكسيد نقره به رنگ زرد ـ سياه خواهد بود كه به راحتي قابل خواندن است.

محلول نمك طعام از بهترين جوهرهاي مخفي است ـ نظائر آن هم زياد است. اما در عمليات مخفي بايد سعي كرد تركيبات شيميائي خاصي را بكار برد كه دشمن نشناسد و نتواند كشف كند.

 

روش نوشتن:

1- روش كاربن يا كاغذ كپيه ـ براي نوشتن بايد ماده را روي كاغذ سائيد و نرم كرد و سپس كاغذ را بدان اندود ـ در موقع اندودن كاغذ با پودر نرم ماده جوهر، بايد توجه كرد كه روي كاغذ خراشي نيفتد و پودر، يكنواخت كشيده شود ـ بايد با پنبه پودر را به آرامي از يك طرف بطرف ديگر كاغذ كشيد. سپس اين كاغذ را مي‌توان به جاي كاغذ كپيه مورد استفاده قرار داد و روي آن ماشين زد يا با دست نوشت. بدين ترتيب بر كاغذ زير آن عيناً مطالب و كلمات بصورت نامرئي نقش مي‌بندد و در موقع لزوم مي‌توان آن را ظاهر ساخت.

عيب اين رويه آنست كه اشعه ماوراء بنفش به راحتي خوانده مي‌شود، چه براي نوشتن و اثر گذاشتن بايد فشار داد و زير اشعه ماوراء بنفش اثر فشار قابل خواند است ـ و ديگر آنكه انجام آن مشكل است و كاغذ دوم (كاغذ سري) يك كاغذ سفيد بيش نخواهد بود و به راحتي مي‌توان آن را در هر جايي گذارد و به سادگي حمل كرد. دوم اينكه با اين روش مي‌شود مطالب زيادي نوشت و يا ماشين كرد. گاهي اوقات تهيه ماده نرم مشكل است. فنل فتالئين يكي از موادي است كه قابل استفاده براي اين منظور مي‌باشد.

2- روش معمولي ـ استفاده از قلم و يا نظير آن و نوشتن به روش معمولي است.

براي نوشتن مي‌توان از قلم‌هاي خودكار و يا يك قلم نوك تيز نرم و ميله شيشه‌‌اي مناسب و يا مثلاً چوب كبريت استفاده كرد. از همه ساده‌تر همين چوب كبريت است ـ مثلاً كبريت را تيغ تراشيده تيز مي‌كنيم (تيزنوم).

از نظر امنيتي نيز بسيار مناسب است چون هميشه همه جا مي‌تواند باشد بدون آنكه جلب نظر كند.

براي نوشتن ابتدا جوهر را در آب حل كرده و سپس چوب كبريت را در آن فرو مي‌بريم تا كاملاً محلول را به خود جذب كند سپس به نرمي با آن مي‌نويسيم.

بعضي اوقات براي ساختن قلم، چوب را مدتي در جوهر مي‌خوابانند تا از آن اشباع شود سپس آن را بيرون مي‌آورند و مي‌گذارند تبخير شود و ماده اصلي در چوب باقي بماند و اين عمل را چند بار تكرار مي‌كنند ـ سپس با قلم مي‌نويسند. اين قلم معايبي دارد اولاً روي كاغذ خراش مي‌اندازند ـ فقط مي‌توان پيام‌هاي بسيار كوتاهي را با آن نوشت و بايد مرتب قلم را عوض كرد. مي‌توان جوهر را در قلم خودنويس‌هاي معمولي ريخت و از آن استفاده كرد اما بايد مطمئن بود كه اثري از جوهر مخفي در قلم باقي نماند تا در صورت دستگير شدن موجب دردسر شود.

ظاهر ساختن ـ مي‌تواند فيزيكي يا شيميائي باشد ـ در فيزيكي اگر مطلب با فشار نوشته شده باشد با بكار بردن پودر رنگي مي‌توان آن را خواند ـ در شيميائي بايد از تركيب و محلول خاص استفاده كرد و آن بستگي به جوهري دارد كه بكار رفته است.

 

19- امنيت:

تعريف

منظور از امنيت عبارت است از كليه اقدامات و مقررات و پيشگيري‌هائي كه براي حفظ سازمان و افراد آن، و اسرار و اطلاعات آن در مقابل دشمن ، و خطرات نظير خرابكاري و جاسوسي و دزدي و نفوذ دشمن در سازمان و غيره رعايت مي‌شود.

تعريف اسرار ـ اسرار عبارت است از اطلاعاتي كه نبايد همه از آن مطلع شوند ـ كه اگر به دست دشمن بيفتد، امنيت سازمان را در معرض خطر قرار مي‌دهد.

اقدامات امنيتي ـ براي حفظ اسرار ابتدا بايد بدانيم چه چيز مخفي و چه چيز غيرمخفي است ـ تا آنها را كه بايد مخفي بماند بخوبي حفظ كنيم.

اقدامات امنيتي در شرايط متفاوت مختلف هستند. اين اقدامات در كشورهاي بزرگ با كشورهاي كوچك فرق دارد. اقدامات امنيتي يك سازمان سياسي كه براي هدف‌هاي مشخص در كادر قوانين موجود مملكت، مبارزه مي‌كند با آنها كه در يك سازمان انقلابي و يا سازمان چريكي بايد مراعات شود؛ فرق دارد. حتي شرايط عمل نيز در نوع مسائل مخفي اثر مي‌گذارد ـ ممكن است در يك سازمان سياسي و يا انقلابي در شرايط حتي اسم و مشخصات «رهبري» مخفي بماند اما در شرايط ديگري مشخصات و اسم علني باشد. اما طرز فعاليت و مراكز كار و غيره مخفي بماند ـ ممكن است يك وقت انجام تظاهرات مخفي نباشد اما كليه برنامه‌هاي تداركاتي مخفي باشد.

 

عواملي كه اسرار سازمان يا كشور بر اساس آنها تعيين مي‌گردند:

1- خطرات اصلي كه سازمان و يا كشور را تهديد مي‌ كند ـ اين خطرات ممكن است نظامي، سياسي و يا اقتصادي باشد. در يك سازمان سياسي مخفي و يا حتي علني ـ و يا سازمان انقلابي اكثراً تعداد اعضاء ـ اسم و مشخصات آنها ـ مسئوليت اعضاء ـ مراكز و نحوه تعليمات ـ اقدامات و يا ملاقات‌هاي ديپلماتيك و نظائر اينها همه ممكن است در شرايط معيني جز آن دسته از اسراري منظور گردند كه افشاي آنها موجوديت سازمان را تهديد مي‌كند.

2- مزايا و نقاط مثبت كه سازمان و يا دولت و كشوري بر آن متكي است ـ اين مزايا متفاوت و متغير است ـ هم به لحاظ نوع سازمان و هم به لحاظ زمان و موقعيت ـ براي يك دولت ممكن است مزاياي نظامي و يا اقتصادي باشد ـ براي يك سازمان سياسي ممكن است نوع ارتباط و يا مثلاً مراكز تبليغاتي باشد (نظير چاپخانه براي چاپ نشريات و غيره) و يا براي يك سازمان انقلابي و چريكي نوع منبع دريافت اسلحه و غيره باشد در چنين مواردي دشمن با اطلاع از اين خطوط و نقاط حياتي و حمله بر آنها مي‌تواند سازمان را فلج كند. مثلاً ارتباطات در هر سازمان مخفي رگ حيات آنرا تشكيل مي‌دهد ـ مجهزترين سازمان‌هاي دنيا هم بدون ارتباطات يعني هيچ و پوچ، و در مبارزه با دشمن اولين جائي را كه او حمله مي‌كند همين ارتباطات است.

با جلوگيري از تشكيل اجتماعات و كنترل فعالين و يا زنداني كردن آنها و ساير انواع وسايل مي‌كوشد كه ارتباطات ميان اعضاء را با هم و اعضاء را با مراكز رهبري قطع نمايد.

3- روابط و عوامل بين‌المللي كه سازمان و يا دولت بر آنها متكي است.

 

مسئول حفظ امنيت سازمان يا كشور:

مهمترين و اولين دستگاه براي حفظ امنيت و يا كميسيون و يا ادارة امنيت و اطلاعات است. كميته و يا اداره اطلاعات و امنيت سازمان مسئول نقشه‌كشي و تهيه طرح‌هاي اساسي براي حفظ امنيت سازمان مي‌باشد. اين كميته يا اداره داراي شعبه‌هائي براي تعليمات عمومي و خصوصي جهت همه اعضاء و مسئولين مي‌باشد ـ آنها را تعليم مي‌دهد كه چگونه سازمان و اسرار آن را در برابر خطرات مختلف حفظ كنند.

در يك سازمان سياسي و يا انقلابي اينطور نيست كه فقط يك اداره و يا يك كميته مسئول امنيت سازمان باشد. اين امر در يك دولت و يا موسسه غيرسياسي ممكن است صحيح باشد و نوعي است كه معمولاً اجرا مي‌شود. اما در يك سازمان سياسي همه اعضاء فرداً فرد مسئول حفظ امنيت هستند و اولين وظيفه دستگاه تبليغات داخلي و كميته امنيت است كه دائماً شعور كلي و آگاهي عمومي افراد را نسبت به مسائل امنيتي بالا ببرد ـ و تنها در اين صورت است كه سازمان در برابر خطرات سازمان‌هاي جاسوسي دشمن و خطرات نفوذ آنها در سازمان مصون خواهد ماند.

اسرار سازمان بصور مختلف وجود دارند. ممكن است نوشته شده باشند ـ يا در مغز افراد باشند و يا در تماس‌ها و مكالمات بيان شوند. بالنتيجه اين اسرار بصور مختلف مي‌تواند به خارج نفوذ كند و به دست دشمن بيفتد ـ يا از طريق افراد ـ يا از طريق اسناد و مراكز كار ـ يا از طريق ارتباطات و مكالمات.

بالنتيجه مقرارت و اقدامات امنيتي در سازمان بايد شامل شود بر:

1- امنيت افراد

2- امنيت وسايل ارتباطي

3- امنيت اسناد و مدارك

4- امنيت مراكز كار و اماكن

از نظر افراد از آنجا كه فرد، واحد سازماني است و هر عضو سازمان مقداري از اسرار سازمانرا مي‌داند و مقدار بيشتري را مي‌تواند بداند لذا هر عضو سازمان بايد مقررات و دستوراتي را بكار برد كه اسرار موجود نزد او به خارج سرايت نكند.

از نظر امنيت وسايل ارتباطي بايد مطمئن بود كه دشمن از طريق كنترل اين وسايل، اسرار سازمان را كشف نكند ـ نظير نامه‌ها ـ نوشت و يا در مكالمات تلفني به صورتي بيان كرد كه دشمن در صورت كنترل خطوط تلفني قارد به كشف آنها باشد. در امنيت اسناد و مدارك سازمان دسترسي پيدا نكند. در امنيت ساختمان‌ها و مراكز كار بايد از حفظ آنها در برابر خرابكاري دشمن نفوذ او در آنها مطمئن بود.

در هر سازمان در رشته‌هاي مختلف مسائلي هستند كه بايد مخفي بمانند ـ در روسيه شوروي اصولاً چيزي قابل انتشار نيست مگر آنكه اداره امنيت انتشار آن را اجازه دهد. تعيين خط‌مشي امنيتي سازمان با مركز يا اداره اطلاعات و امنيت است. ولي انجام آن به عهده بخش‌ها و يا اداره‌هائيست كه در هر قسمتي از سازمان براي حفظ امنيت آن قسمت بوجود آمده است ـ مثلاً قسمت تبليغات بايد براي خود يك بخش يا يك فرد مسئول امنيت و اطلاعات داشته باشد كه مسئول اجراي خط‌مشي و مقررات امنيتي سازمان در قسمت تبليغات مي‌باشد. اين بخش‌ها يا افراد مسئول امنيت بايد دائماً مراقبت كنند كه افراد و اعضاء داراي نقاط ضعفي نباشند كه دشمن بتواند از آنها استفاده كند. البته در يك سازمان انقلابي افراد بايد داراي حداقل شرايطي براي عضويت در سازمان باشند، اما اين نقاط ضعفي كه اشاره شد منظور نقاط ضعف است كه از نظر اجراي دقيق مقررات و دستورات امنيتي.

اكنون به بررسي مبسوط‌تر هر يك از مقررات چهارگانه فوق‌الذكر مي‌پردازيم.

 

1- امنيت فرد يا امنيت شخصي:

فرد اولين و بزرگترين وسيله فعاليت سازمان است. تمام فعاليت‌ها به وسيله فرد انجام مي‌گيرد. فرد، واحد تشكيل‌دهنده سازمان است. مي‌گويند قدرت مقاومت يك زنجير مساوي قدرت مقاومت ضعيف‌ترين حلقه آن است. سازمان زنجيري است كه حلقه‌هاي آن را افراد تشكيل مي‌دهند. لذا قدرت مقاومت آن و امنيت آن مساوي قدرت مقاومت و امنيت فردي از سازمان است كه از نظر امنيتي ضعيف‌ترين وضع را دارد.

دستگاه امنيتي سازمان بايد مطمئن شود كه تمام افرادي كه در سازمان شركت مي‌كنند؛ امنيت لازم دارند. براي حفظ امنيت اعضاء انجام يك سلسله مقررات و قوانين ضروري است. امنيت فرد يا اعضاء مجموعه‌اي است از مقررات و اقدامات پيچيده‌اي كه حاصل آنها به اين نتيجه‌گيري مي‌رسد كه:

اولاً ـ تنها كساني كه در سازمان از اسرار مطلع شوند كه صددرصد مطمئن هستند.

ثانياً ـ بايد مطمئن بود كه اعضائي كه با اسرار سازمان سر و كار دارند توسط سازمان‌هاي جاسوسي دشمن خريده نشده‌اند ـ معمولاً دشمن دو نوع در سازمان ما نفوذ مي‌كند ـ يكي آنكه عضوي را كه در سازمان ما قبلاً عضو شده سعي مي‌كند به وسايل مختلف مثل تطميع و تهديد و اغوا بخرد و وادار به جاسوسي به نفع خود بكند، و يا آنكه يك عضو خود را سعي مي‌كند وادار نمايد طوري نقش بازي كند كه به درون سازمان راه پيدا كند.

براي حفظ امنيت همه سازمان بايد در موقع سپردن اسرار به دست فردي مطمئن شد كه او با دشمن رابطه ندارد.

ثالثاً ـ بايد تمام افراد و اعضاء سازمان به اندازه كافي نسبت به سازمان وفاداري و ايمان داشته باشند و عميقاً هدف‌ها و برنامه آن را پذيرفته باشند تا بر مبناي ايماني كه دارند حاضر نشوند اسرار سازمان را به دشمن بدهند و يا كاري كنند كه حتي ندانسته و به طور غيرعمد اسرار سازمان فاش شود.

رابعاً ـ بايد مطمئن بود كه اعضاي سازمان در زندگي و روابط اجتماعي خود داراي اشتباهات يا نقاط ضعف نيستند ـ بايد توجه داشت كه روش افراد در زندگي اجتماعي موثر است.

خامساً ـ بايد مطمئن بود كه كليه اعضاء سازمان مقررات و دستورات امنيتي را به دقت مراعات مي‌كنند.

بايد دانست چه كساني را غير وفادار مي‌ناميم؟ هستند كساني كه نسبت به هدفهاي سازمان ايمان دارند و به آن وفا دارند اما نسبت به خود سازمان فاقد ايمان و وفاداري هستند ـ و يا هستند كساني كه به سازمان وفا دارند اما وفاداري هستند ـ و يا هستند كساني كه به سازمان وفا دارند اما وفاداري آنها نسبت به يك سازمان ديگري بسيار بيشتر است. اين اشخاص را اعضاء غير وفادار مي‌ناميم.

همچنين بايد مواظب اعضاء خطري بود. منظور اعضائي است كه داراي نقاط ضعفي هستند كه اين نقاط ضعف مي‌تواند منبع و علت فشاري از طرف دشمن بر او باشد جهت كسب اخبار و اطلاعات.

 

اهميت امنيت فردي در چيست؟

واضح است كه فعاليت‌هاي سازمان متكي به افراد آن است. فرد اساس كار است. از اين نظر بايد مطمئن بود كه عوامل دشمن در سازمان ما رخنه نكنند ـ بايد مطمئن بود فرد فرد اعضاء سازمان امنيت لازم را دارند و اصول و مقررات امنيتي را رعايت مي‌نمايند. چه اگر اين چنين نباشد؛ نتيجه آن مي‌شود كه تمام فعاليت‌هاي سازمان بي‌فايده خواهد ماند. عامل دشمن يا عضو بي‌توجه به اصول امنيتي يكي دانسته و دومي ندانسته اسرار ما را به سازمان‌هاي پليسي دشمن مي‌دهد.

فرد بي‌توجه به اصول امنيتي با اشتباهات خود تمام كوشش‌هاي ما را براي حفظ سازمان و اسرار آن بر باد مي‌ دهد ـ تمام اعضاء شناخته مي‌شوند و برنامه‌ها برملا مي‌گردد.

مطلب مهم آن است كه دشمن فردي را در سازمان ما به نفع خود استخدام كند يا كسي را بدون آن بفرستد پيدا كردن چنين شخصي در داخل سازمان بسيار مشكل است ـ مگر آنكه سازمان از اعضايي بسيار هوشيار و دقيق به اصول امنيتي تشكيل شود. كه گاهي امنيتي آنها به آن حد ترقي يافته است كه مي‌توانند اشتباهات ساير اعضاء را متوجه شده و بلافاصله آن را به سازمان گزارش كنند. بايد شم امنيتي تمام اعضاء را توسعه داد ـ ياد بگيرند كه به كليه حركات غيرعادي دقت كنند و بتوانند به بسياري چراها توجه كنند ـ مثلاً چرا اين فرد سوالات مختلفي را كه مربوط به وظيفه او نيست مي‌كند؟ چرا مي‌خواهد مثلاً از مركزيت سازمان مطلع شود؟ چرا مي‌خواهد بداند كه نويسنده فلان مقاله و يا عامل فلان عمل مسلحانه چه كسي بوده است؟ آيا احيتاجي هست كه او اين را بداند؟ آيا مفيد است؟ آيا لازم است؟ و اگر نه؟ چرا اين سوالات را مي‌نمايد؟

مجموعه اين توجهات از جانب اعضاء، قسمتي از آن چيزي است كه به نام شمّ امنيتي يا آگاهي امنيتي مي‌نامند.

در مواردي كه دشمن موفق شده باشد كه يك عضو سازمان را استخدام كند (كه به او عامل دوسو گويند) بايد توجه داشت كه اين شخص بايد بسيار باهوش باشد تا بتواند خود را حفظ كند و معمولاً دشمن تمام اين محاسبات را مي‌كند و لذا خيلي مشكل است كه او را شناخت. در مرحله اول ممكن است اين فرد يك عضو ساده باشد ـ و اكثراً دشمن از همين مراحل شروع مي‌كند ـ اما به تدريج مي‌تواند در سازمان ترقي كند و مسئوليت‌هاي بالاتري را اشغال نمايد. در تمام اين مدت ممكن است دشمن حداقل ارتباط را با او برقرار سازد و از او كمتر اطلاعات بخواهد و بگذارد كه او كاملاً ترقي كند و سپس به گرفتن اطلاعات از او بپردازد.

يك چنين فردي مي‌تواند تمام سازمان را متلاشي كند ـ بنابراين بايد در انتخاب افراد بسيار دقت كرد.

اصول و مراحلي را كه بايد در عضويت افراد رعايت كرد چيست؟

انتخاب عضو يك ضرورت است. اگر سه اصل زير در مورد اعضاء به طور كامل و دقيق رعايت شوند اعضاء سازمان در پناه امنيت خواهند بود.

1- اصل وفاداري

2- اصل امنيت

3- اصل كفايت و لياقت

و هر عضو سازمان بايد صفات و شرايط زيرين را دارا باشد.

1- بايد به هدف‌هاي سازمان ايمان داشته باشد.

2- بايد حاضر باشد كه با تمام فداكاري راه را تا به آخر طي كند و تمام مشكلات را تحمل نمايد.

3- از نظر جسمي و رواني مناسب براي انجام برنامه سازمان باشد.

4- دلايل مخالف او با دشمن بايد با دلايل مخالف سازمان يكسان باشد.

5- نبايد معتقد به مرام‌هاي مخالف و متضاد با مرام سازمان باشد.

6- براي مقام و جاه و پول و شهرت و نظائر آن مبارزه نكند.

7- حتي‌الامكان سوابق سياسي يا قضائي در نزد پليس نداشته باشد.

8- حتي‌الامكان به مخالفت و مبارزه با رژيم مشهور نباشد ـ چنين كساني مي‌توانند در سازمان‌ها و برنامه‌هاي در كنار، شركت و فعاليت كنند.

9- كساني انتخاب شوند كه كسي نتواند آنها را بخرد يا اغوا نمايد.

10- طبيعتاً سرّ نگهدار باشد ـ حرّاف نباشد.

11- از عاليترين سجاياي اخلاقي برخوردار باشد تا تحت تأثير عوامل دشمن قرار نگيرد.

غير از اين اصول و شرايط ترتيب عضوگيري بسيار مهم است كه در بخش مربوطه تشريح شده است.

اجراي دقيق روش عضوگيري ما را از وفاداري شخص مطمئن مي‌سازد. پس از آنكه عضوي انتخاب شد بايد از نظر امنيتي او را آماده ساخت. براي اين منظور مطالب زير را بايد در نظر گرفت.

1- فردي كه عضو مي‌شود بايد در اولين فرصت به او تعليمات امنيتي داده شود. بايد در او شمّ امنيتي بوجود آيد. و تا زماني كه او داراي چنين شمي نشده است نبايد به او اجازه داد از اسرار سازمان مطلع شود ـ او بايد مطمئن و معتقد شود كه اصول امنيتي براي حفظ خود او و حفظ سازمان، ضروري و مفيد است.

2- بايد او را با مقررات و قوانين داخلي سازمان كه مربوطه به مسئوليت‌هاي اعضاء و رابطه آنها به اصول امنيتي مي‌شود آشنا ساخت.

3- تمام تجارب امنيتي را بايد به او گوشزد كرد ـ خطاهائي را كه ديگران انجام داده‌اند و موجب خطر و ضرر براي سازمان شده است به او گوشزد كرد. اين خطاها را بايد تجزيه و تحليل كرد.

4- بايد ماهيت و محتوي اصل و خط‌مشي را كه سازمان اتخاذ كرده است براي او توضيح داد.

5- كنفرانس‌هاي امنيتي ـ امنيت و تذكرات امنيتي هرگز متوقف نمي‌شوند ـ همه اعضاء حتي بعد از چند سال كار، باز احتياج به كنفرانس‌هاي امنيتي و تذكرات امنيتي دارند. در اين كنفرانس‌ها بايد اشتباهات افراد براي آنها تجزيه و تحليل شود تا در آينده تكرار نشود.

6- نبايد اعضاء را به حال خود رها كرد ـ بايد اعضاء مرتباً مورد كنترل و آزمايش قرار گيرند. انسان‌ها هميشه ممكن است اشتباه كنند و كنترل و آزمايش اعضاء به سازمان اجازه مي‌دهد؛ هر نوع خطر امنيتي را به موقع بفهمد و چاره نمايد. براي كنترل امنيت افراد بايد گاه‌بگاه اقدامات زير را انجام داد.

الف ـ بازرسي‌هاي ناگهاني براي اطمينان و توجه و دقت افراد.

ب ـ آزمايش مسئولين و اعضاء براي اطمينان از آنكه آنها دائماً مراقبت امنيت سازمان و خود هستند؛ و دستورات و مقررات امنيتي را رعايت مي‌كنند.

ج ـ بكار بردن بعضي حقه‌ها براي آزمايش شم امنيتي اغضاء.

د ـ تشويق كليه اعضاء به گزارش اشتباهات امنيتي كه ممكن است خود آنها و يا ساير افراد مرتكب شوند ـ بايد در سازمان طوري عمل كرد كه اعضاء بدون ترس هر نوع اشتباهي را گزارش كنند ـ تنها در اين صورت است كه مي‌توان خود را به سرعت در برابر خطرات احتمالي اين اشتباهات محافظت كرد.

20- اصول سازماني:

براي حفظ امنيت افراد و سازمان دو اصل مهم وجود دارد كه در هر سازمان مخفي بايد رعايت شود:

1- اصل دانستن به قدر احتياج:

اطلاعات هر كس بايد محدود باشد ـ هر كس حق ندارد و احتياج ندارد همه چيز را بداند. مبناي دادن اطلاعات به اعضاء بر اساس وظايف و مسئوليت‌هاي آنها است ـ هر عضوي بايد اطلاعات لازم جهت انجام مأموريت و مسئوليت خود را بداند و بس.

اصل تقسيم و توزيع اطلاعات بر اساس احتياجات اعضاء و تشخيص احتياج بر اساس وظيفه و مسئوليت آنها مانع از آن خواهد بود كه اعضاء بيش از حد معيني اسرار و اطلاعات سازمان را بدانند ـ اجراء اين اصل باعث خواهد شد كه اگر فرد خائني در سازمان پيدا شد و يا اگر فردي رعايت اصول امنيتي را نكرد و آنچه را نبايد بگويد به ديگران گفت و يا اگر عضوي دچار پليس و شكنجه شد فقط حد معيني از اسرار سازمان را مي‌داند كه بتواند بازگو كند.

2- اصل شبكه‌بندي

براي جلوگيري از خطر پخش و افشاي اسرار سازمان و خود سازمان و اعضاء آن بايد تشكيلات سازمان را طوري داد كه هر فرد با تعداد معيني از افراد آشنا شود: اين اصل اصل شبكه‌بندي يا تقسيم‌بندي سازمان ناميده مي‌شود. در اين تقسيم‌بندي هر حوزه و واحدي يك واحد جدا است. و داراي برنامه و هدف‌هاي خاص مي‌باشد. و هر حوزه و واحدي از نظر عمودي افقي از ساير حوزه‌ها و واحدها به نحوي مجزا است كه اگر يك واحد به دام پليس افتاد ساير واحدها بتوانند مصون بمانند و به مبارزه خود ادامه بدهند.

بر مبناي اين اصل بين واحدهاي سازماني از نظر افقي هيچ رابطه‌ي وجود ندارد ـ به اين معني كه حوزه‌ها و واحدهائي كه از نظر سازماني در يك سطح قرار گرفته‌اند به هيچ وجه همديگر را نمي‌شناسند ـ ارتباط فقط عمودي است يعني بين واحد بالاتر و واحد پايين‌تر ـ و بين هر واحد بالاتر و واحد پايين‌تر يك واسط يا رابط قرار مي‌گيرد.

 

دستورات امنيت فردي

علاوه بر مطالب بالا هر فرد و عضو سازمان بايد در ضمن مبارزه خود، مقررات و دستوراتي را رعايت نمايد تا از ناحيه او ضرري متوجه امنيت سازمان نشود و به علاوه بتواند به نوبه خود، حداكثر كمك را به امنيت سازمان بنمايد. اين دستورات كه بايد در هر مرحله و هر لحظه از طرف اعضاء رعايت شوند به قرار زير هستند:

1- تسلط بر زبان

دستگاه اطلاعاتي دشمن خبرها و اطلاعات كوچك و ناچيز را در كنار هم مي‌گذارد و از آنها نتايج بزرگ مي‌گيرد و به اسرار زيادي پي مي‌برد ـ هر كلمه و هر گفتة به ظاهر ناچيزي كه از دهان يك عضو سازمان بيرون آيد به مثابه كمك بزرگي است به دشمن در كوشش او براي واقف شدن بر اسرار سازمان.

لذا بر عضو سازمان سري واجب است كه هميشه و همه جا بر زبان خود تسلط كامل داشته باشد ـ و به خصوص توجه كند كه فقط اِقرار مستقيم و بيان مستقيم از اسرار سازمان براي دشمن جالب نيست بلكه بسياري از اشارات و مطالبي كه به طور غيرمستقيم مربوط به كار سازمان و فعاليت آن گردد به دشمن كمك بزرگي مي‌كند.

2- در خانه

عضو سازمان سري بايد فرقي ميان خانه خود و اقوام خود و دوستانش با ساير افراد نگذارد ـ مسايل مربوط به مبارزه و به سازمان را به هيچ وجه نبايد با خانواده و اقوام و دوستان خصوصي در ميان گذارد ـ درست است كه آنها به من اسبت علاقه به او مطالب را به سازمان امنيت دشمن مستقيماً خبر نخواهند داد اما چون عضو سازمان نيستند و چون ايمان و علاقه لازم را به سازمان او و مبارزه او ندارد، و چون تعليمات كار مخفي نديده‌اند؛ امكان قوي مي‌رود كه مسائل را با كسان ديگري كه مورد اطمينان آنهايند، در ميان بگذارند و به همين ترتيب مسائل به دشمن درز كند ـ به علاوه در صورتي كه دشمن به عضوي سوء‌ظن ببرد براي او بسيار ساده خواهد بود كه با حقه‌هاي مختلف از افراد سادة خانوادة او و از دوستان سادة او مطالب زيادي را (در صور تيكه بدانند) بيرون بكشد ـ و به خصوص اگر عضوي دستگير شود اين افراد منبع اطلاعاتي براي دشمن مي‌شوند كه ضررهاي بسيار، به سازمان مي‌تواند بزند. در اين مورد بايد به خصوص به بچه‌ها و به مستخدمين توجه خاص كرد. گول زدن بچه‌ها براي دشمن بسيار ساده است. به عنوان نمونه يادآوري مي‌شود كه عضو يكي از سازمان‌هاي سري در خانه خود دستگاه بيسيم داشت و دشمن از آن بي‌خبر بود. اين فرد در مواقعي كه به زيرزمين مي‌رفت كه از بيسيم استفاده كند در را باز مي‌گذاشت و فرزند شش هفت ساله‌اش گاه و بيگاه به آنجا مي‌رفت و با كنجكاوي به كار پدر نگاه مي‌كرد. تصادفاً دشمن به اين فرد سوء‌ظن برد و خواست بداند كه او در خانه خود چه مي‌كند. فردي را مأمور كرد كه از در فرصتي بچه را تنها پيدا كرد و با مهرباني و خريدن شيريني و اسباب‌بازي از او سوال كرد كه پدرش در خانه چه مي‌كند ـ او هم جواب داد كه به زيرزمين مي‌رود و در آنجا دستگاهي دارد كه تق‌تق صدا مي‌كند. پس از آن براي پليس شكي نماند كه در زيرزمين بايد دستگاه سري مخفي باشد…

در مورد مستخدمين بايد دانست كه آنها مردمان بيچاره و فقيري هستند و رابطه فاميلي با عضو سازمان ندارند و براي دشمن بسيار ساده است كه با تطميع آنها مطالب را از دهانشان بيرون بكشد.

3- عضو سازمان سري بايد در زندگي اجتماعي خود عادي باشد ـ به نحوي كه به حداقل، جلب نظر مردم و افراد و بالنتيجه مأمورين دشمن را بكند.

4- مغرور نبودن ـ بعضي از اعضاء سازمان‌هاي سري به عنوان آنكه كار بزرگي مي‌كنند (مثلاً كوشش مخفي براي عوض كردن رژيم) به خود مغرور مي‌شود و اين مغرور شدن ضررهاي زياد بكار آنها مي‌زند.

5- براي خود نبايد دشمن ساخت ـ عضو سازمان سري بايد در زندگي اجتماعي خود سعي كند بدون دشمن باشد و به حداكثر ممكن دشمني كسي را به سوي خود متوجه نكند. زيرا دشمن با دشمن خود مي‌خواهد مبارزه كند و لذا بيشتر از افراد ديگر متوجه است كه اگر او كاري كرد و اشتباهي مرتكب شد فرصت را غنيمت بشمارد و به او صدمه بزند…

6- بايد هميشه بيدار بود ـ عضو سازمان سري بايد هميشه و در همه جا بيدار باشد و در هيچ زماني مسئوليت خود را در شركت مثبت براي ايجاد حداكثر امنيت ممكن براي سازمان از خاطر نبرد.

7- در همه چيز بايد شك بكند ـ عضو سازمان سري بايد به هر چيز هر چند كه ناچيز باشد ـ هر حادثه ـ هر نگاه ـ … با نظر مراقبت و كنجكاوي نگاه بكند.

8- از زندگي اجتماعي يكنواخت بايد بپرهيزد ـ در ساعت معين غذا خوردن ـ در ساعت معين به اداره يا كارخانه رفتن ـ در ساعت معين به فلان قهوه‌خانه رفتن ـ در ساعت معين در فلان خيابان قدم زدن ـ از كوچه معين به محل كار رفتن… و غيره براي عضو سازمان سري مناسب نيست. چه اولاً به دشمن اين فرصت را مي‌دهد كه در هر لحظه خواست بتواند او را پيدا كند. ثانياً خانواده او را چنان عادت مي‌دهد كه اگر روزي براي اجراي برنامه‌اي مجبور شد مثلاً دير به خانه بازگردد يا اصلاً به خانه باز نگردد خانواده نگران شود و حس كنجكاويش تحريك شود.

9- مطالب مربوط به كار سازمان را فقط بايد در محل نگهداري آنها نوشت ـ عضو سازمان سري نبايد هرگز سند و نوشته‌اي مربوط به كار سازمان را در جيب خود بگذارد و با خود حمل كند يا در خانه خود بگذارد. او بايد هميشه خود و خانه‌اش و محل كارش را در معرض توقيف و تفتيش سري يا علني بپندارد. لذا مطالبي را كه بايد نوشت، بايد در مركز كار سازمان ـ در خانه امن ـ نوشت و همانجا باقي گذاشت.

اگر در انجام مأموريت‌هايي، نوشتن بعضي مطالب اجباري باشد بايد آنها را با اشاره و كنايه و به نحوي و در جايي يادداشت كرد كه در صورتي كه به دست پليس دشمن بيفتد و يا مفقود شود كسي نتواند چيزي از آنها بفهمد ـ و در غير اين صورت فرد بايد همه مطالب را در مغز خود بسپارد و بلافاصله و در اولين فرصت به محل كار سازمان برود و مطالب را روي كاغذ بياورد.

10- دستورات امنيتي سازمان براي اجرا در خود سازمان است ـ بايد توجه كرد كه بعضي از مقررات و دستورات سازماني بايد فقط و فقط در داخل خود سازمان اجرا و مراعات شوند و نه در خارج آن. اگر اين‌چنين دستوراتي در خارج از كادر سازمان اجرا شوند ايجاد سوء‌ظن و خطر مي‌كنند.

11- در رابطه با افراد بايد با عقل قضاوت و حكم كرد نه با احساسات.

12- در انجام كارها شتاب نبايد كرد.

13- بايد خطاي خود را جبران كرد ـ قبل از آنكه دشمن آن را اصلاح كند.

14- بايد از خطاهاي ديگران پند و درس گرفت و از تكرار آنها خودداري نمود.

15- در مكان‌هاي ناشناس نبايد از كارهاي سازمان صحبت كرد ـ در ماده هفتم گفته شد كه بايد در همه چيز شك كرد ـ تعبير ديگر آن، در اين مودر آن است كه تا محلي و قهوه‌خانه‌اي از طرف سازمان سري به خوبي شناخته شده نباشد كه در آن ايستگاه مخصوص تعبيه نشده است كه ديوار آن موش ندارد، بايد به عنوان يك محل مشكوك تلقي گردد تا صحبت كردن از كار سازمان در آن خطا و مغاير امنيت سازماني است.

16- مواظب تحريك دشمن بايد بود ـ در بخش تحريك توضيح داده شد كه تحريك هنري است كه به وسيله آن، دشمن مي‌تواند به تحريك احساسات خاصي در طرف، ايجاد عكس‌العملي در او بكند كه مطالبي را كه در حالت عادي نمي‌گفت بر زبان آورد ـ بايد دانست كه مأمورين دشمن با اطلاعات ناقص و با حدس‌هاي نامطمئن، به بعضي افراد سوء‌ظن مي‌برند و در عين آنكه نمي‌خواهند طرف بفهمد كه به او ظن برده‌اند؛ سعي مي‌كنند در صحبت‌هاي عادي با او و با استفاده از هنر تحريك دلائل بيشتري براي تائيد و تاكيد حدس خود به دست آورند، و يا اطلاعات بيشتري از طرف بگيرند.

به اين جهت در صحبت با هر كس ـ و به خصوص با افرادي كه كاملاً شناخته شده نيستند بايد مواظب هر كلمه و هر مطلبي كه گفته مي‌شود بود.

17- در انتخاب دوستان بايد دقت كرد ـ عضو سازمان سري بايد دوستان خصوصي خود را از ميان افراد پاك و باشخصيت انتخاب كند ـ و به خصوص از دوستي با افراد وابسته به دستگاه‌هاي انتظامي دشمن بپرهيزد.

18- بايد اشتباه خود را به سازمان گزارش كرد ـ وظيفه هر عضو سازمان است كه هر خطا و اشتباهي را كه در حين انجام كار مرتكب مي‌شود به سازمان گزارش كند. گزارش اشتباهات امنيتي خود و ديگران به سازمان، باعث مي‌شود كه سازمان بتواند بسياري از خطرات امنيتي را پيش‌بيني و پيشگيري كند.

19- از جنس مخالف و از هر نوع دامي بايد بر حذر بود.

20- زير شكنجه بايد مقاومت كرد و اسرار سازمان را بازگو ننمود.

21- از مسئوليت خود نبايد به ديگران چيزي گفت ـ نه تنها با افراد خارج از سازمان، نبايد در مورد كار سازماني چيزي گفت ـ نه تنها به افراد خارج از سازمان، نبايد در مورد كار سازماني چيزي گفت بلكه در داخل خود سازمان و به ساير اعضاء و همكاران سازماني، نبايد از ماموريت‌ها و مسئوليت‌هائي كه مربوط به آنها نيست مطلبي گفته شود ـ در اين مورد هم اصل دانستن به قدر احتياج بايد دقيقاً مراعت شود.

22- از رفتن به اماكن مشكوك پليس بايد پرهيز كرد ـ عضو سازمان سري بايد حتي‌الامكان به مراكز و اماكني كه به جهتي از جهات تحت سانسور دشمن است نرود ـ چه ممكن است سوء‌ظن پليس را به خود جلب كند.

23- و بالاخره يك عضو سازمان سري بايد دائماً به امنيت خود و سازمان فكر كند.

 

در خاتمه بايد گفت كه اگر در سازماني دو اصل زير دقيقاً مراعات شود سازمان از نظر امنيتي در امنيت كامل خواهد بود.

اولاً ـ اصل گزارش خطاهاي امنيتي افراد به سازمان

ثانياً ـ اصل كنترل و مراقبت سازمان بر امنيت افراد و سازمان

٭ ٭ ٭ ٭ ٭

2- امنيت اطلاعات و اسناد:

در يك سازمان مخفي همه چيز جزء اطلاعات است. قيافه‌ها ـ اسامي ـ وظايف ـ مراكز همه اسرار هستند ـ اطلاعاتي هستند كه دشمن نبايد از آنها مطلع گردد.

1- نوشته.

2- شنيده.

3- ديده.

4- مراقبت شده ـ ملاحظه شده.

1- نوشته ـ هر سازماني داراي اسنادي است ـ نمي‌توان همه مطالب را در مغزها نگهداشت. بسياري مطالب بايد تهيه و تنظيم و نوشته شوند ـ اسامي اعضاء و سوابق ـ مشخصات ـ نقشه‌ها ـ منابع و اسناد مالي گزارشات ـ مسئوليت‌ها، همه نوشته شده هستند ـ اين اسناد بايد حفظ شوند ـ اين اسناد بايد مخفي بمانند.

2- شنيده‌ها ـ همه اعضاء و افراد در داخل سازمان گوش دارند ـ مطالب را مي‌شنوند ـ از برنامه‌ها مطلع مي‌گردند. علاوه بر افراد به قول معروف ديوار هم موش دارد ـ وسايل فني جديد ديوارها را گوش‌دار كرده است دشمن با نفوذ فني مي‌تواند سخنان ما را ضبط كند و از اسرار سازمان باخبر شود ـ گيرنده و فرستنده‌هايي بسيار حساس و دقيق و در عين حال بسيار كوچك تهيه شده‌اند كه به سادگي در داخل اطاق در گوشه‌اي غيرقابل ديدن نصب مي‌شوند و بهتر از يك مأمور و عامل، اسرار را اخذ و ارسال مي‌دارند.

بسياري از سفارتخانه‌هاي خارجي در كشورهاي بزرگ با مشكل نفوذ فني روبه‌رو هستند ـ نمونه آن را همه درباره سفارت آمريكا در مسكو شنيده‌ايم.

برنامه امنيتي سازمان بايد شامل پاك كردن و پاك نگهداشتن مراكز كار سازمان از نفوذ فني باشد.

3- ديده‌ها ـ اسناد سازمان قابل ديدن هستند. همه اعضاء چشم دارند ـ عوامل دشمن چشم دارند ـ هزاران مأمور دشمن در اطراف پراكنده‌اند و با تمام قوا مي‌كوشند كه هر چيزي را ببينند ـ مي‌توانند با تفتيش علني يا سري اسناد را ببينند ـ با دقت فعاليت‌ها و روابط را ببينند.

4- ملاحظه و مراقبت ـ دشمن مي‌فهمد كه فلان خانه مركز فعاليت است اما هنوز اطلاعات كامل از نوع فعاليت و وسعت آن ندارد. لذا وسايلي براي نظارت و مراقبت در نظر مي‌گيرد ـ ممكن است خانه‌اي در مقابل خانه مظنون اجاره كند و دائماً فعاليت‌هاي خانه را زير نظر بگيرد. مي‌تواند اشخاصي را به عناوين مختلف ـ گدا ـ دست‌فروش و غيره ـ بگمارد تا خانه را زير نظر بگيرند.

سازمان دشمن نمي‌تواند همه اطلاعات را يكباره كشف كند. بلكه اين كار را به تدريج انجام مي‌دهد.

مثلاً الف شخص ب را ملاقات مي‌كند. الف شناخته شده است لذا ب هم شناخته مي‌شود. ب با ج ملاقات مي‌كند و ج هم شناخته مي‌شود و الي آخر ـ بعد از مدتي بسياري از اعضاء سازمان شناخته شده هستند.

علاوه بر عوامل چهارگانه بالا هر انساني داراي حافظه و قدرت استنتاج است. يك عامل دشمن يا دستگاه اطلاعاتي دشمن ميان مطالب مختلف رابطه برقرار مي‌كند و به اسرار مهمي پي مي‌برد.

اعضاء سازمان مي‌توانند منبع بزرگي براي فاش كردن اسرار سازمان باشند. اختلاف يك فرد خوب سازمان مخفي، با يك فرد عادي در اين است كه اولي دهانش چفت و بست است ـ داراي حس و شم امنيتي است ـ به سادگي اسرار و اطلاعات متبلور شده در مغز خود بروز نمي‌دهد ـ در حالي كه فرد عادي كه فاقد شم امنيتي باشد اسرار را به سادگي فاش مي‌كند.

بايد دانست كه افراد به دو طريق اطلاعات را به دشمن مي‌دهند. نوع اول ارادي ـ كه عامل دشمن است. نوع دوم غيرارادي ـ كه بدون آنكه قصد سوئي داشته باشد و صرفاً به علت عدم توجه اسرار را به طرق مختلف بر زبان مي‌آورد و مستقيم يا غيرمستقيم به دست دشمن ميافتد.

براي حفظ اسناد مخفي به محل‌ها و مراكزي احتياج داريم. اين مراكز بايد براي دشمن غيرمعلوم و ناشناس باشد. مي‌توان از منازل اعضاء ساده استفاده كرد ـ مي‌توان خانه امن تهيه نمود ـ اگر نگهداري اسناد مشكل باشد و اگر وسايل در اختيار باشد مي‌توان اطلاعات را به صورت ميكروفيلم درآورد و به سادگي نگهداري نمود. راه ديگر تبديل اطلاعات به رمز است. گاهي اوقات مي‌توان براي امنيت اسناد، آنها را تقسيم كرد. مثلاً گزارش چند صفحه‌اي را به چند قسمت تقسيم نمود و هر قسمت را در محلي نگهداشت به نحوي كه اگر دشمن يكي از آنها را بگيرد نتواند از آن چيزي بفهمد ـ همين رويه را مي‌توان براي ارسال گزارشات و دستورات بكار برد و آنها را تقسيم كرد و هر قسمت را توسط فردي فرستاد كه اگر يكي از آنها دستگير شد و يك قسمت به دست دشمن افتاد از آن چيزي نفهمد.

گاهي اوقات تعيير مكان اسناد هم لازم است. زيرا ممكن است يك محل مورد سوء‌ظن قرار بگيرد. كساني كه به اسناد دسترسي دارند بايد كاملاً مطمئن و مراقب و هوشيار باشند ـ افراد نامطمئن نبايد به آنهادسترسي داشته باشند .

بايد اسناد غيرلازم را سوزاند و از بين برد ـ مثلاً وقتي مركزيت دستوري صادر كرد و اجرا شد بايد اصل دستور را سوزاند و مطمئن شد كه حتي اثر خاكستر آن هم بر جاي نماند. در موقع انتقال اسناد از يك محل به محل ديگر نبايد هميشه از يكنفر استفاده كرد ـ پيك‌ها بايد مطالب را در حداكثر سرعت به مقصد برسانند و بايد مطمئن بود كه تحت تعقيب نيستند ـ بايد مطمئن بود كه مقصد تحت كنترل نيست ـ پيك نبايد در موقع ماموريت، اسناد را با خود به خانه ببرد بلكه بايد برنامه كار را طوري تنظيم كرد كه در حداقل فرصت كار و ماموريتش را انجام دهد.

 

هميشه بايد محل كار ـ خانه ـ جيب‌ها ـ را كنترل كرد. هيچ وقت نبايد در دفترچه خود مطالب مربوط به كار سازمان را نوشت ـ حتي با رمز. اگر ضرورتي پيش آيد بايد رمز طوري باشد كه كاملاً طبيعي جلوه كند. نوار ماشين تحرير و كاغذهاي كپيه را پس از عمل باي سوزاند ـ چه دشمن مي‌تواند از روي آنها اصل مطلب را مشاهده كند. در موقع مطالب نبايد كاغذ را روي جاي نرم گذاشت ـ چه اثر نوشته بر جاي نرم باقي مي‌ماند و دشمن مي‌تواند آن را بخواند.

هيچ‌گاه نبايد دفترچه خاطرات نوشت ـ حتي به رمز.

اسناد سازمان را بايد در خانه‌هاي امن نگهداري كرد. در خانه امن بايد كليه تذكرات فوق را رعايت نمود. اسناد بايد در صندوق‌هاي محكم قرار داده شوند ـ بهتر است از صندوق‌هاي نسوز استفاده كرد كه در صورت آتش‌سوزي اسناد از بين نرود. بايد در خانه امن وسايل خاموش كردن آتش وجود داشته باشد كه در صورت وقوع حريق حتي‌الامكان به پليس و آتش‌نشاني احتياج نباشد ـ و افراد محافظ خانه امن بايد در امر اطفاء حريق وارد باشند.

3- امنيت ساختمان‌ها و وسايل

منظور ترتيباتي است كه براي جلوگيري از خطرات مختلفي كه باعث سقوط و يا برهم خوردگي تاسيسات بشوند اتخاذ مي‌گردد. اين خطرات عبارتند از:

1- جاسوسي.

2- خرابكاري.

3- نفوذ دشمن.

4- دزدي.

5- آتش‌سوزي.

دو نوع ساختمان وجود دارد:

اولاً ـ ساختمان‌هايي كه حتي وجودشان مخفي است ـ نبايد كسي از وجود آنها مطلع شود. اين ساختمان‌ها بايد از زمين يا هوا قابل رويت نباشند. اين وظيفه مهندسين است كه بر اساس احتياج سازمان، اين ساختمان‌ها را به نحو مناسب بنا نمايد.

ثانياً ـ ساختمان‌هاي عادي كه در آنها اسرار زيادي نهفته است. و محل كار سازمان است. و يا موسساتي دولتي يا خانه‌هاي امن سرپوش‌دار سازماني، كه محل رجوع افراد و مردم باشند ـ مثل يك سفارت‌خانه و يا خانه امني كه در آن يك طبيب مطب داشته باشد. بحث امنيت در مورد اين نوع دوم از ساختمان‌هاست.

1- خطر جاسوسي ـ عبارتست از كسب اطلاعات از اسرار سازمان به طرق غيرقانوني و مخفي.

اين اطلاعات به طرق زير كسب مي‌شوند:

الف ـ توسط خود جاسوس:

1- بصورت كارمند آن موسسه

2- بصورت مراجعه كننده به آن موسسه

3- مقاطعه كار آن موسسه

4- بكار بردن جواز دخول يا گذرنامه يا برگ مشخصات قلابي

ب ـ اگر چنانچه خود جاسوس نتواند وارد شود توسط كساني كه در داخل موسسه بكار مشغولند از طريق:

1- دزديدن

2- خريدن

3- اغوا كردن

4- تحت فشار قرار دادن و غيره

ج ـ از طريق دوستان و خانواده و نزديكان اعضاء و كارمندان موسسه.

د ـ از طريق وسايل فني:

1- عكسبرداري

2- نظارت و مراقبت

3- ضبط صوت و غيره

هـ ـ بكار بردن سرپوش‌هاي مختلف نظير متخصص مثلاً ترميم لوله‌هاي آب ـ كنترل چي برق يا آب قفل‌ساز و غيره.

2- خرابكاري ـ كه عبارتست از بين بردن تاسيسات به وسايل زير:

1- مواد انفجاري

2- مواد شيميايي

3- وسايل مكانيكي

4- آتش زدن

5- وسايل الكتريكي

6- وسايل بيولوژي ـ نظير آلوده كردن آب مشروبي موسسه.

علاوه بر خرابكاري بالا نوع ديگري از خرابكاري به نام خرابكاري رواني وجود دارد كه از راه تبليغات و شايعات و غيره، روحيه را تضعيف نموده و عقيده را متزلزل مي‌كنند.

براي آنكه به يكي از طرق بالا در موسسه‌اي خرابكاري كرد، بايد از نقشه و محل، كاملاً مطلع بود ـ تمام اعضاء و نگهبانان و ساعات كار و غيره را بررسي كرد. و سپس نقشه خرابكاري را طرح كرد.

 

حفاظت ساختمان‌ها:

چه اقداماتي براي حفاظت موسسات و بناها لازم است و بكار برده مي‌شود؟

اين اقدامات بستگي دارد به:

1- هدف تأسيسات

2- درجه مخفي بودن آنها

و به طور كلي اين اقدامات به شرح زير هستند:

1- محل ـ بستگي به نوع هدف دارد. بايد حتي‌الامكان از نقاط پرجمعيت دور باشد ـ بايد ساختمان طوري باشد كه به آساني بتوان اطراف آن را كنترل كرد و در عين حال از ساختمان‌ها اطراف نتوان آن را تحت كنترل قرار داد.

2- حصار ـ حصار اولين قدم امنيتي براي جلوگيري از نفوذ غيرقانوني دشمن به داخل تأسيسات است.

حصار بايد:

الف ـ حداقل سه متر ارتفاع داشته باشد.

ب ـ بالاي حصار بايد با سيم خاردار پوشيده شود ـ بعضي اوقات ممكن است در سيم خاردار جريان برق عبور داد.

ج ـ ميله‌هاي فلزي و غيره كه سيم‌هاي خاردار بدانها بسته مي‌شود بايد بيشتر از يك متر ارتفاع داشته و صاف باشند.

د ـ بايد در شب بالاي سيم‌هاي خاردار چراغ گذاشت كه همه جا را روشن كند و نقطه‌اي را تاريك نگذارد. در موسسات حكومتي و در مواقعي كه ميسر باشد اين چراغ‌ها بايد نورافكن‌هاي قوي باشند ـ و در فواصل معيني بايد برج‌هاي ديده‌باني گذاشت.

هـ ـ در صورتيكه مجاري آب وجود دارد بايد آنهارا كنترل كرد كه كسي نتواند از آنها عبور كند.

و ـ اگر در اطراف حصار درخت‌كاري شده است بايد فاصله حصار با درخت‌ها به آن حد باشد كه كسي نتواند از آنها براي بالا رفتن و عبور از روي حصار و يا پايين آمدن از آن استفاده كند.

ز ـ بايد نگهبان‌هاي ثابت و متحرك از ساختمان مراقبت كنند.

3- فاصله ميان ساختمان و حصار ـ بستگي به نوع كار دارد ـ در شرايط عادي بهتر است فاصله كمتر باشد تا كار مراقبت و كنترل، آسان‌تر انجام گيرد ـ اما مثلاً اگر در ساختمان، اسلحه و مواد انفجاري نگهداري مي‌شود، بهتر است فاصله بيشتر باشد تا كسي نتواند از خارج آنها را منفجر كند.

4- درهاي خروجي و وردي ـ هر چه كوچكتر باشد بهتر است ـ درها بايد مجهز باشند به نگهبان و تلفن و دفترچه براي يادداشت مشخصات كليه مراجعه‌كنندگان و قفسه براي نگهداري سپرده‌هاي مراجعه‌كنندگان.

كليه كارمندان و كاركنان موسسه، كارت مخصوص با عكس دارند كه هميشه با خود حمل مي‌كنند ـ در موقع ورود و خروج به ساختمان كنترل شديد است. در مورد مراجعين، در موقع ورود، مشخصات و ورقه هويت آنها كنترل و در دفترچه مخصوص يادداشت مي‌شود و پس از كسب موافقت دفتري كه مورد مراجعه آنهاست يكنفر نگهبان آنها را تا توي آن دفتر همراهي مي‌كند ـ در دفترچه مخصوص، علاوه بر مشخصات، ساعت ورود و خروج فرد و دفتر يا شخص مورد مراجعه او يادداشت مي‌شود. پس از ختم كار، دفتر يا شخص مورد مراجعه، به نگهباني خبر مي‌دهد و شخص مراجع به اتفاق يك نگهبان از اطاق مورد مراجعه به خارج ساختمان هدايت مي‌شود.

نگهبان‌ها بايد افراد تعليم‌ ديده باشند و روحاً و بدناً براي انجام وظيفه خود آمادگي داشته باشند.

سازمان بايد نسبت به وضع آنها رسيدگي دقيق بكند چه نقش آنها بسيار حساس است و اگر دشمن بتواند آنها را بخرد به سادگي به اسناد سازمان دست مي‌يابند. به علاوه نگهبان‌ها نبايد مدت مديدي در يك ساختمان كار كنند بايد آنها را عوض كرد.

5- تجهيزات ضد آتش‌سوزي ـ هر ساختمان بايد به وسايل اطفاء حريق مجهز باشد و نگهبان‌ها و افراد ساختمان بايد نحوه اطفاء حريق را به خوبي بدانند.

٭ ٭ ٭ ٭ ٭

بازرسي امنيت:

در بازرسي امنيت:

1- آزمايش‌ها و آزمون‌هايي انجام مي‌گيرد كه سازمان و كميته و مسئول امنيت از نقاط ضعف احتمالي در امنيت سازمان مطلع گردد، و به موقع آنها را ترميم كند.

2- بازرسي امنيت بايد تمام جوانب امنيت را در برگيرد ـ فرد ـ اطلاعات ـ اسناد ـ اماكن.

3- بازرسي امنيت بايد بدون اطلاع قبلي باشد.

4- بعد از بازرسي ـ اگر اشتباه يا خطايي يا نقصي مشاهده شد، بايد به رئيس همان قسمت فوراً گزارش كرد.

5- در سازمان سياسي كه براي هدف‌هاي ملي و عقيدتي مبارزه مي‌كند چگونه امنيت را كنترل كنيم؟

6- در يك سازمان سياسي كه براي هدف‌هاي ملي و عقيدتي مبارزه مي‌كند چگونه امنيت را كنترل كنيم؟

اولاً ـ ابتدا در موقع انتخاب اعضاء جديد.

ثانياً ـ بايد شم امنيتي تمام اعضاء گاه‌بهگاه مورد كنترل قرار بگيرد ـ آيا امنيت شخصي ـ اسناد ـ ساختمان و غيره را به دقت مراعات مي‌كند؟

ثالثاً ـ بايد اصل تنبيه و تشويق مناسب دقيقاً اجرا شود.

رابعاً ـ بازرسي اطلاعات و سازمان ـ بايد فهميد كه آيا اصل دانستن به قدر احتياج واصل شبكه‌بندي درست رعايت شده است.

خامساً ـ كنترل در وجود عوامل دشمن در سازمان به وسايل مختلف ـ مثلاً مي‌توان يك خبر و برنامه قلابي را در سازمان پخش كرد و بعد كنترل كرد كه آيا به خارج سرايت مي‌كند و اگر نمي‌كند از چه قسمتي از سازمان و الي آخر.

 

 

 

 

بسمه تعالي

دستور بحث تشكيلاتي

اول اكتبر 1972

9 مهرماه 1351

 

برادر ايماني ـ بعد از سلام

از پيام مجاهد تابحال 4 شماره منتشر شده است كه بدون‌شك بدست شما هم رسيده و آن را ملاحظه كرده‌ايد. شماره 5 در دست تهيه و به زودي منتشر خواهد شد. اما انتشار روزنامه آن هم در سطح پيام مجاهد احتياج به همكاري وسيع و همه‌جانبه كليه برادران دارد و همه بايد در آن سهيم باشند. لذا بدين‌وسيله وظائفي را كه برعهده شما محول شده‌اند به اطلاع مي‌رساند و قبول و انجام صميمانه آنها را از طرف شما انتظار داريم.

الف ـ وظائف همگاني:

1ـ ارسال كليه اخبار فعاليت‌هاي ايرانيان منطقه خود

2ـ ارسال انعكاس اخبار ايران در مطبوعات خارجي در منطقه خود

3ـ ارسال هرگونه خبر و يا شايعه‌اي درباره مسائل ايران و فعاليت‌هاي گروه‌ها و سازمان‌هاي مختلف ـ دوست و مخالف و دشمن كه مي‌شنويد و يا دريافت مي‌كنيد.

4ـ ارسال حداقل يك نسخه از كليه نشرياتي كه از طرف گروه‌ها و سازمان‌هاي مختلف منتشر و بدست شما مي‌رسند.

ب ـ وظائف و مأموريت اختصاصي شما.

 

تذكر.

براي تسريع در كار انتشار ـ در صورتي كه ماشين تحرير در دسترس شما مي‌باشد. مطالب خود را در روي كاغذهاي سفيد شفاف به عرض 10 سانتي‌متر تايپ نموده و سپس ارسال داريد.

در مورد اعلاميه‌هاي خودي و دوست حتي‌الامكان اصل چاپ‌شده را ارسال داريد نه كپي را.

ـ مطالب مطبوعات خارجي را حتي‌الامكان ترجمه و ارسال داريد (ترجمه و اصل)

ـ تاريخ انتشار هر شماره تقريباً در اول هر ماه ميلادي خواهد بود.

والسلام

برادرشما كمال*

* دكتر ابراهيم يزدي

 

 

بسمه تعالي

خصوصي. براي انتشار نيست. 9 مهرماه 1351

خبرتازه ـ دوره دوم . شماره 1

گزارش دومين نشست سالانه

دومين نشست همگاني نهضت در آمريكا درروزهاي 28 آگوست تا 3 سپتامبر 72 با شركت اعضاي نهضت در امريكا برگزار گرديد.

ابتدا دبير سازمان گزارش خود را درباره فعاليت‌هاي سازماني ـ تبليغاتي و مالي مطرح نمود(1) كه پس از سؤال و بحث نشست آن را تأييد نمود. نشست سپس به بررسي اوضاع داخلي ايران و رشد مبارزات ملي در سال گذشته پرداخت. به دنبال اين مسئله مسائل خارج از كشور و نقش نهضت در مبارزات خارج از كشور مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتيجه‌گيري و جمع‌بندي همه اين مسائل در مصوبات زير خلاصه مي‌شود.

ـ نشست صحت استراتژي جهاد مسلحانه را به عنوان تنها راه و آخرين راه پيروزي جنبش انقلابي در ايران تأييد مي‌نمايد. و با تمام نيرو ـ قاطع و همه‌جانبه ـ از سازمان مجاهدين خلق ايران پشتيباني مي‌نمايد. نشست همچنين تاكتيك‌هاي مجاهدين را در برابر ساير رزمندگان خلق تأييد مي‌نمايد.

ـ جنبش انقلابي اجتماعي (توده‌اي) در ايران داراي ابعاد سه‌گانه متمايز و كاملاً مشخص از هم مي‌باشد. كه عبارتند از بعد مبارزات ايدئولوژيك شامل فعاليت‌هاي فكري ـ گسترش دانش اسلامي ـ ايجاد بينش اسلامي صحيح. دوم بعد مبارزات سياسي شامل تظاهرات و اعتصابات ـ انتشار نشريات روشنگرانه به‌طور خلاصه ايجاد بينش سياسي و درك سياسي در توده‌ها. سوم بعد جهاد مسلحانه كه ادامه مبارزات مردم در شكل كامل‌تر و پيشرفته‌تر مي‌باشد. اين سه بعد در اين حال كه از هم جدا و كاملاً مشخص مي‌باشد و هر كدام براي خود سازمان خاص خود را دارند اما در عمق با هم يك رابطه مستقيم و نزديكي را دارند. پيشرفت و عمق جنبش انقلابي با توسعه و پيشرفت ابعاد سه‌گانه رابطه اجتناب‌ناپذيري دارد. جنبش انقلابي وقتي ريشه‌دار (توده‌اي) و پرخير و بركت خواهد شد كه هر يك از اين ابعاد متناسب با بعد ديگر رشد نمايد. به اين معنا كه آغاز جهاد مسلحانه تابعي است از رشد مبارزات سياسي. در جامعه‌اي كه مردم آگاهي سياسي ندارند مبارزه‌اي وجود نخواهد داشت. و بدون بينش سياسي مبارزات مورد سوءاستفاده قرار خواهد گرفت. آگاهي و بينش سياسي اگر چه مي‌تواند مستقل از بينش ايدئولوژيك و بدون رابطه با آن باشد اما همان‌طور كه ملت و يا حداقل مجاهدين، بدون گذر از مبارزات سياسي ضرورت جهاد مسلحانه را درك نخواهند كردـ مبارزات سياسي هم بدون پشتوانه ايدئولوژيك به شعارهاي سياسي محدود شده و ناگزير شكست‌ خواهد خورد. علت شكست مثلاً نهضت ملي ايران را در استمرار حكومت ملي مي‌توان ناشي از عدم هماهنگي ميان رشد سياسي و رشد ايدئولوژيك دانست. و اينكه جنبش اصيل اسلامي در آن‌زمان در مراحل بسيار ابتدائي قرار داشت كه قادر به كمك و پشتيباني مؤثر نبود.

لذا نهضت ملي ـ در اين قسمت از فعاليت خود ـ به علت رشد يك‌بعدي‌اش شكست خورد. نهضت مقاومت ملي ـ از طرف ديگر ـ برخوردار از مشخصات متناسب و رشد هماهنگ دو بعد ايدئولوژيك و سياسي بود و توانست رسالت خود را را كمال افتخار انجام دهد. ديناميسم و تحرك و تأثير عظيم نهضت آزادي در مبارزات سياسي ايران ـ علي‌رغم سن كم‌اش (11 سال) ـ صرفاً معلول برخورداري نهضت آزادي از رشد متناسب دوبعد مي‌باشد. استقبال عظيم توده مردم و پشتيباني آنان از مجاهدين بيش از هر امري معلول برخورداري آنان از رشد متناسب هر سه بعد مي‌باشد. اما تشكيل سازمان مجاهدين كه تبلور تكامل جنبش انقلابي (سه بعدي) است بدان معنا نيست كه تمام محتواي جنبش و يا تمام سطوح جامعه به اين مرحله تكاملي رسيده‌اند و ديگر احتياجي به مبارزه ايدئولوژيك و يا مبارزه سياسي نداريم و بايد همه يا به مجاهدين بپيوندند يا آنكه آنها را نفي كنيم. و به همين دليل هم نمي‌توان و نبايد هركس را كه عضو انجمن‌هاي اسلاميست ولي فعاليت سياسي نمي‌كند فوراً نفي و طرد نمائيم.

بايد در نظر داشت كه بالابردن دانش اسلامي در افراد و ايجاد موفقيت‌آميز بينش صحيح ازجهان‌بيني اسلامي در افراد خودبه‌خود به ايجاد آگاهي سياسي و شركت افراد در مبارزات سياسي و سپس ايجاد بينش سياسي و به دنبال آن تربيت مجاهد منجر خواهد شد.

نكته ديگر آنكه سازمان دروني هر سازماني متناسب با اهداف و وظيفه‌اش مي‌باشد. انجمن‌هاي اسلامي براي كار در بعد ايدئولوژيك تشكيل شده‌اند و كشانيدن آنها به مبارزات سياسي اشتباه بوده و به ضرر نيروهاي مبارز و اهداف انجمن مي‌باشد. و عدم رشد متناسب بعد ايدئولوژيك خواه و ناخواه به رشد متناسب ساير سطوح و ابعاد مبارزه من‌جمله نهضت و مجاهدين لطمه خواهد زد. و به همين ترتيب سازمان نهضت آزادي براي آغاز و هدايت جهاد مسلحانه تشكيل نشده است و نمي‌تواند و نبايد از آن انتظار داشت چنين نقشي را بازي كند. قبول و تائيد ضرورت جهاد مسلحانه را نبايد با مسئله بالا اشتباه كرد. همان‌طور كه از درون انجمن‌هاي اسلامي عناصر نهضت راه خود را يافته و سازمان خاص خود را تشكيل داده‌اند از درون انجمن‌ها و از درون نهضت عناصر مجاهد راه خود را يافته و به تشكيل سازمان خود پرداخته‌اند. اين تحليل، موضع سازمان نهضت را ـ از نقطه‌نظر وظيفه و هدف ـ به‌طور واقع‌بينانه‌اي تعيين مي‌نمايد. براين اساس موضع نهضت (سازمان نه افراد) در جنبش انقلابي ايران در بعد مبارزات سياسي است. و متناسب با اين رسالت نهضت خواهد كوشيد به عنوان بازوي تبليغاتي براي جنبش اصيل انقلابي در ايران ـ به‌خصوص سازمان مجاهدين عمل نمايد. نهضت خواهد كوشيد تا كليه نيروهاي دوست و خودي را در سازمان خود متشكل سازد. نهضت خواهد كوشيد تا كليه مبارزات اصيل داخل و خارج ايران را ـ صرف‌نظر از وابستگي‌هاي فكري و ايدئولوژيكي مبارزين و يا مجاهدين منعكس سازد. نهضت خواهد كوشيد تا با ساير سازمان‌هاي موجود خارج از كشور ـ اعم از سازمان‌هاي دوست و يا مخالف ـ روابط دوستانه براساس احترامات متقابل برقرار سازد. نهضت خواهد كوشيد تا از شركت و درگيري در اختلافات ميان سازمان‌هاي ديگر پرهيز نمايد.

درباره پيام مجاهد. نشست خط‌مشي و رويه مجاهد را تأييد نمود. پيشنهاد تغيير نام ـ به هر نام ديگري رد شد.

پيشنهاد اعلام علني پيام مجاهد به عنوان اركان نهضت در خارج از كشور تصويب گرديد.

اما نشست تأكيد نمود كه زمان چنين اعلامي هنوز نرسيده است. و توصيه نمود كه چند شماره ديگر به همين صورت فعلي منتشر گردد. تشخيص زمان و موقعيت اعلام آن را برعهده دبير سازمان‌ در امريكا و مسئول انتشار پيام مجاهد(2) واگذار نمود كه با مشورت دبير سازمان در اروپا(2) و خاورميانه(3) تصميم گرفته و متناسباً عمل خواهد نمود.

انتخاب دبير سازمان ـ نشست يك نفر از اعضا را به عنوان دبير انتخاب نمود. و به او اختيار داد تا برطبق مصوبه و رويه سال قبل مسئوليت هريك از اعضا را تعيين و تنها به خود آنها ابلاغ نمايد. بدون آنكه مسئوليت سازماني اعضا جز براي خود آنها و دبير براي ساير اعضا معلوم گردد.

پيام‌ها و قطعنامه ـ پيام‌هائي براي 1ـ براي حضرت آيت‌اله خميني 2ـ سازمان مجاهدين خلق ايران 3ـ سازمان نهضت در داخل و 4ـ سازمان نهضت در اروپا تهيه و به تصويب رسيده است. متن اين پيام‌ها و قطعنامه نشست جداگانه براي شما فرستاده خواهد شد.

پيام سازمان نهضت در اروپا به نشست نهضت در امريكا ـ برادران نهضتي در اروپا به مناسبت نشست ما پيامي فرستادند كه متأسفانه بعد از نشست واصل شد. متن اين پيام به پيوست است.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

نشست گروه فارسي زبانان در امريكا.

چهارمين نشست گروه در روزهاي 30 و 31 اگوست ـ دو روز قبل از كنگره انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در امريكا تشكيل گرديد. نشست امسال از هر لحاظ با موفقيت برگزار گرديد. اين موفقيت به‌خصوص از نظر برگزاري نشست و اجراي سمينار اقتصادي حائز اهميت مي‌باشد. از نكات جالب نشست ـ كه موفقيت گروه را در رسالت توضيح جهان‌بيني اصيل اسلامي نشان مي‌دهد ـ بينش و آگاهي اعضاء شركت‌كننده درباره مسائل اجتماعي بود. دريافت پيام خميني موفقيت ديگري بود. فروش نزديك به 200 دلار در كتب فارسي در نشست نمودار ديگري از رشد گروه بود. شركت و حضور خواهر مجاهد شهيد بازرگاني در نشست روح ديگري به نشست داده بود. گزارش نماينده اعزامي گروه امريكا به نشست گروه در اروپا در ماه جون گذشته بسيار جالب و آموزنده بود.

دهمين كنگره انجمن اسلامي دانشجويان در امريكا و كانادا.

نزديك به 1000 نفر شركت كرده بودند. ازدياد تعداد مسلمانان امريكائي كاملاً به چشم مي‌خورد و محسوس بود. در دومين روز كنگره بعد از نماز ظهر ـ امام جماعت مسئله ايران و مجاهدين را مطرح ساخت. خانم بازرگاني با سخنان خود هيجاني به وجود آورد. و اين اولين باري بود كه بسياري از شركت‌كنندگان راجع به مجاهدين مطالبي مي‌شنيدند اما در باره خود اين انجمن بايد گزارشي جداگانه داد. هنوز 50% درآمد انجمن از طريق كمك‌هاي خارجي است.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

سري به داخل ايران ـ اين همه جنجال براي چيست؟

از چندي قبل هياهوئي عليه حسينيه ارشاد و به‌خصوص برادر علي شريعتي از جانب عناصر ارتجاعي برخاسته است. گفته‌اند كه شريعتي فكلي است و حق دخالت در امور مذهبي را ندارد. زنش را به دانس مي‌برد و خودش هم شراب مي‌خورد و حسينيه ارشاد هم مركز سني‌هاست و رفتن در آنجا حرام. بازار تبليغات ضد حسينيه ارشاد سخت بالاگرفته است. اين جنجال علي‌الظاهر از بعد از سخنراني شريعتي درباره انتظار مذهب اعتراض آغاز شده است. كه در آن شريعتي به آخوندهاي مرتجع حمله كرده است. اما اين جنجال‌ها تنها به اين دليل نيست. مسائل ديگري مطرح است. و در رأس آنها اينكه شريعتي با برداشت منطقي از جهان‌بيني اصيل اسلامي توانسته است قشر وسيعي از جوانان ما را با بينش صحيح اسلامي آشنا سازد. به عبارت ديگر فعاليت‌هاي حسينيه ارشاد و شريعتي در بعد مبارزات ايدئولوژيك موفقيت فراواني بدست آورده است. و در زماني كه جنبش اصيل اسلامي سازمان نظامي خود را (مجاهدين خلق) در درون خود پرورش داده است و عمليات جهاد مسلحانه وسعت گرفته است واضح است كه دشمن نمي‌تواند در برابر فعاليت‌‌هاي حسينيه ارشاد ساكت بنشيند. منتها عكس‌العمل دشمن در برابر حسينيه ارشاد با رويه‌اش در برابر انجمن اسلامي مهندسين و يا حوزه علميه قم تفاوت دارد. و رويه دشمن در برابر حسينيه ارشاد موذيانه‌تر از تمام آنهاست. و خطرناك‌تر. چه مي‌تواند به‌راحتي مورد سوءاستفاده جناح مرتجع روحانيت قرار گيرد و خوراك ذهني براي مردم و انحراف توجهات آنها از عمليات مجاهدين.

مسئله اين نيست كه علي در سخنان خود درباره امام زمان چه گفته است. چه آنچه را كه او بيان داشته است كم و بيش با زبان ديگري طالقاني و بازرگان در كتب خود بيان داشته‌اند و خميني هم از علي شديدتر به آخوندهاي درباري حمله كرده است و مرحوم نائيني هم مفصل‌تر از استبداد ديني در خدمت استبداد سياسي سخن رانده است. رابطه اين جنجال‌ها را بايد در رشد سه‌بعدي جنبش انقلابي اسلامي جستجو كرد. و كينه دشمن با جنبش اصيل. ناگفته نماند كه علي در سخنراني خود در مجلس ختم پدرزنش، مرحوم شريعت رضوي، پدر يكي از قربانيان 16 آذر در دانشگاه ـ سال قبل گفت كه براي نجات طرز تفكري كه براي اصمحلالش كمر بسته‌اند بايد به‌جاي اصلاح از فداساختن خود سخن گفت. در دنبال اين هياهوهاست كه انجمن اسلامي دانشجويان در امريكا به تكثير و توزيع جزوه انتظار مذهب اعتراض مي‌پردازد.

شايعات ـ گفته شده است كه شريعتمداري و نجفي مرعشي نامه‌اي به شاه مي‌نويسند كه از اعدام مجاهدين خودداري كند. اين نامه را مي‌دهد آقاي گلپايگاني و خوانساري نيز امضاء كنند تا بفرستند مشهد و ميلاني نيز امضاء كند. آقاي گلپايگاني مي‌گويد به شرطي امضاء مي‌كنم كه آقاي خوانساري هم امضاء كند و چون آقاي خوانساري از امضاء خودداري مي‌كند گلپايگاني هم امضاء خود را پس مي‌گيرد. در نتيجه نامه فرستاده نمي‌شود.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

برادران نهضتي

در هر كجا كه هستيد هرگونه اطلاعاتي كه درباره مسائل مربوط به ايران مي‌خوانيد و يا مي‌شنويد براي مركزيت ارسال داريد. بانك اطلاعات سازمان وقتي مي‌تواند مفيد و مؤثر باشد كه هركدام از اعضاء اطلاعات خود را درباره افراد و سازمان‌ها براي ما ارسال دارند. آنچه كه به نظر شما ممكن است بي‌اهميت جلوه كند وقتي با اطلاعات ديگر ازمنابع ديگر در كنار هم قرار گيرد مي‌تواند فوق‌العاده مفيد واقع گردد.

برادران نهضتي

منتظر آن نباشيد كه از شما خواسته شود تا كمك‌هاي خود را بفرستيد. تعهدات مالي خود را منظماً ارسال داريد. با افرادي كه مورد اعتماد هستند براي كمك‌هاي مالي تماس بگيريد.

 

1. در ادامه اين گزارش آمده است.

2. دكتر ابراهيم يزدي

3. صادق قطب‌‌زاده

4. دكتر مصطفي چمران

5. خانم دكتر طاووس بازرگاني

 

 

بسمه تعالي

خصوصي.براي انتشار نيست.

پيام دومين نشست نهضت آزادي ايران در آمريكابه نهضت آزادي ايران در اروپا

برادران نهضتي و همراهان عزيز

خداي بزرگ را شكر كه دوباره فرصتي يافتيم تا سلام و تهنيت و دعاي سلامت و آرزوي صبر و پيروزي را براي همرهان آزادي خود در آن اقليم ارسال داريم. اميد است كه اين دعا مورد قبول افتد و اجابت.

در اين دوران پرآشوب تاريخ كه آزادي و استقلال خلق گرفتار ايران بيش از پيش مورد تهاجم قرار گرفته است بايد بيش از هر زمان ديگر به زنده ساختن و حفظ سنن انقلابي كه آزادي ملت ايران در گرو آنست قيام كنيم. حصول چنين هدفي در شرائط دشوار كنوني ممكن نمي‌گردد مگر به بسيج كليه نيروهاي خود در برابر صفوف سپاهيان ظلم و كفر و نفاق. و اين نيز فراهم نمي‌گردد مگر به رشد و تكامل فردي و سازماني ما. چه مايه بقا و نيروبخش همه چيز حركت است و خودجوشي. و اين هر دو عامل به چنگ نمي‌آيد مگر با از خودگذشتگي و فداكاري. و اين صفت موحدين و عاشقان راه حق است.

اكنون هنگام آن رسيده است كه از خود بگذريم و خود نبينيم. آئينه تجلي حق باشيم. از پس ابرهاي تيره ترس و شرك طلوع كنيم كه:

سپهر رخشنده چو پنهان شود شب‌پره بازيگر ميدان شود

با الهام از جهان‌بيني مولّد و سازنده اسلامي و به مقتضاي زمان و به پيروي از برادران نهضتي و همرهانمان در ايران صرفاً به كار سازنده بپردازيم. از اصطكاك‌هاي مبارزه خراب‌كن اجتناب كنيم. از درگيري در هر جدالي با افراد و سازمان‌هاي مدعي بپرهيزيم.

 

برادران نهضتي

رستاخيز اجتماعي و انقلابي خلق مسلمان ايران به مراحل اميدواركننده‌تر جهاد مسلحانه تكامل يافته است. نهضت آزادي ايران در تبلور اين مرحله از تكامل جنبش انقلابي نقش سازنده‌اي داشته و دارد. بيائيد تا نقش و موضع خود را در رهگذر نهضت انقلابي ايران واقع‌بينانه بررسي كنيم و سپس با صبر و استقامت به پاسخ‌گوئي رسالت خود قيام نمائيم.

برادران نهضتي

بيائيد همچنان دست به دست هم ولي والاتر و قدرتمندتر و با چشم بينا در اين عرصه رستاخيز بپاخيزيم. پيش از آنكه چشمان ما فروبندند و اعمي برانگيزند.

صميمانه‌ترين دعاي ما را در راه حصول پيروزي بر نفوس اماره و سپاه طاغوت بپذيريد.

سلام و تهنيت حق بر شهداي رستاخيز انقلابي ايران

سلام و درود ما بر آيت الله طالقاني رهبر و باني نهضت آزادي

سلام‌هاي گرم و فراوان ما بر ساير زندانيان نهضتي و همه زندانيان سياسي

پيروز باد جهاد مسلحانه خلق مسلمان ايران

نهضت آزادي در خارج از كشور

بخش آمريكا

 

 

بسمه تعالي

پيام نهضت آزادي ايران ـ بخش اروپا به دومين نشست بخش آمريكا

برادران و خواهران عزيز

اميد است گردهم‌آئي امسال شما قرين موفقيت باشد و بتوانيد متناسب با نيازهاي فعلي مبارزاتي مردم ما در داخل و خارج كشور مطالب را دريافته و تحليل نموده و بر اساس آن تصميمات لازم و عملي اتخاذ نمائيد. ما بايد بپذيريم كه در هنگامه‌ي فعلي جهان كه قدرت‌هاي حاكم بر آن به‌طور نظام‌يافته به تقسيم منابع و ثروت‌هاي مردم فقير مشغولند و از اين معني قدرت نيست كه بتوان استثناء كرد. وظيفه‌ي ما بس‌سنگين و اهميت مبارزه‌ي ما بس‌عظيم مي‌باشد. قدرت‌هاي حاكم بر جهان هر روز بيش از پيش سخت و صعب‌تر با مردم جهان و همه‌ي مردم داخل مرزهاي خود روبرو مي‌شوند و ظاهراً مردم خود را قانع كرده‌اند كه رفاه اقتصادي و امنيت آنها در گرو قدرتي است كه بتواند عصاره‌ي عمل و هم منابع ثروت ديگران را تا آخرين رمق به چنگ آورد. چنين است كه مي‌بينيم دولت‌هاي حاكم بر جهان پا جاي پاي شركاي «سوسياليست» خود مي‌گذارند.

قدرت‌هاي «سوسياليست» نيز كماكان به نظام ديكتاتوري خود ادامه داده ولي از لحاظ اقتصادي روش كشورهاي سرمايه‌داري را شيوه مي‌كنند. بدين‌سان ديده مي‌شود كه آن خوش‌بيني حاكم بر گروه «روشنفكر» دهه‌ي 1340 (كه جهان متوجه يك نوع توافق اقتصادي يعني نزديك شدن اشتراكي و سرمايه‌داري بود) در عمل چگونه پياده مي‌شود اين توافق و نزديكي نه در جهت نكات مثبتي است كه اين دو نظام هر يك دارا مي‌باشند يعني دموكراسي جهان سرمايه‌داري و اقتصاد اشتراكي جهان اشتراكي. بل توافق در جهات منفي آنهاست يعني نظام ديكتاتوري با شيوه‌ي سرمايه‌داري. بهاي چنين توافق و چنين شيوه‌اي لزوماً و منطقاً بايد از نان و خون مجموعه‌ي بشريت تأمين گردد و دهه‌ي 1350 شاهد پياده كردن برنامه‌اي سياست‌هاي حاكم بر جهان و استثمار هرچه بيشتر جهان سوم خواهد بود.

نحوه‌ي پياده كردن چنين برنامه‌اي چندان غيرقابل پيش‌بيني نيست. جنگ ويتنام به‌زودي خاتمه خواهد يافت و در نابودي نهضت مردم فلسطين همه‌ي قدرت‌ها دست به دست يكديگر خواهند داد و نهضت‌هاي ملي و عقيدتي ديگر چون نهضت ما نيز با مقاومت و توطئه جدي امپرياليست‌هاي سرخ و سياه روبرو شده است و اين روش شديدتر از پيش ادامه خواهد يافت. در جهان مغزهاي انديشمند كوبيده و تظاهرات ساده و هم اعمال انقلابي به شدت منهدم خواهد شد. همكاري دول هر روز بيش از پيش افزايش خواهد يافت و براي قهر انقلابي كه كم‌كم جنبه‌ي همگاني و جهاني در جهان استثمار شده به خود مي‌گيرد اتحاد دول بزرگ و اقمار آنها نيز جنبه جهاني و همگاني خواهد گرفت.

هيچ جاي تعجب نخواهد بود اگر اطلاعات دولت‌هاي چين و روسيه با اطلاعات موجود در امريكا و انگليس و فرانسه و …. در يك‌جا و توسط دستگاه‌هاي مورد توافق همه و مشترك مورد تحليل و پيش‌بيني قرار گيرد. چپ‌روي‌هاي چند سال گذشته آرام‌آرام از بين خواهند رفت زيرا اين چپ‌روي‌ها هرگز حالت استقلال نداشته‌اند و نتيجه‌ي منطقي تناقضات صاحبان قدرت بوده‌اند. و از اين جهت چون مايه‌ي اوليه‌ي خود را كه وابستگي است از دست مي‌دهند به خيل «بي‌طرفان» و به احتمال قوي پاسداران وضع موجود خواهند پيوست. و اين امر سابقه تاريخي و روشن دارد و از اين جهت توجه اوليه ما بايد به كساني معطوف باشد كه صفت انقلابي را بر خود بسته‌اند و از بازار گرم آن دمي چند استفاده كرده‌اند، و از اين پس جز در زمره‌ي عمله‌ي ظلم نخواهند بود، و طبيعي است كه عده‌ي قليلي از آنها نيز احتمالاً سر برسر آمال و آرزوي خود خواهند گذاشت.

اين جهاني است كه در ده سال آينده خواهيم داشت و يك سازمان روشن‌بين كه مي‌خواهد به‌طور جدي به كار مشغول شود و با نظام استعماري جهان مبارزه كند بايد راه و رسم خود را براساس پيش‌بيني‌هاي فوق استوار گرداند، وگرنه بر آن همان خواهد گذشت كه بر سايرين گذشته و مي‌گذرد و خواهد گذشت. اين يك طرف مسئله است.

جانب ديگر مبارزه‌ي خلق‌هاي استعمارزده مي‌باشد. با توجه به شرح فوق طبيعي است كه راهي دور و سخت و جانگداز در پيش دارد. اين مبارزه كم و بيش كساني را كه به علل بازار گرم انقلاب و جو غالب «مترقي بودن و شدن» عامل قدرتي عليه قدرت ديگر بوده‌اند از دست خواهد داد، و حتي همان‌طور كه آمد عده‌ي بي‌شماري از اين افراد به صفوف دشمن خواهند پيوست. اين كسان را از دست دادن لزوماً نقطه‌ي منفي در مجموعه‌ي مبارزه نخواهد بود. بل اگر مبارزه به طور اصولي و مبنائي و روشن ادامه يابد مفيد نيز تواند بود.

براي آنكه از لحاظ نظري از اين سردرگمي كه در جهان قدرت‌ها ايجاد شده پا فرانهيم و بتوانيم با مشكلات و مصائبي كه روبروي داريم و پيش خواهيم داشت حداقل مقابله نمائيم. بايد به چهارچوب فرهنگي و ملي خود بازگرديم و در حالت و موقعيت استقلال كامل عمل (حتي در برخورد با ساير مبارزات جهاني) انجام وظيفه نمائيم. بايد به خود آييم و هر آنچه ساخته و پرداخته‌ي ديگران است (از لحاظ نظري) به‌دور اندازيم و خود سازنده‌ي نظر و هم انجام‌دهنده‌ي عمل خود باشيم. قالب‌هاي بيگانه هرچه باشد نمي‌تواند بيان‌كننده‌ و هم برآورنده‌ي نيازهاي ما و جوامع ما باشد.

گرچه به‌نظر مي‌رسد كه اين راهي بسيار سخت و طاقت‌فرسا باشد و نيازي به فداكاري و علم و عمل فراوان داشته باشد و شايد نيز به‌نظر رسد كه مشكلات را افزون خواهد نمود و زمان پيروزي را به تعويق خواهد انداخت و يا اينكه حالت ملت‌گرائي و ضدديگران به خود خواهد گرفت. ولي چنين برداشتي قدري سطحي است، و شايد منطبق با واقعيت نباشد، زيرا:

اولاً اگر بخواهيم به‌طور علمي ـ علم واقعي ـ به مسئله برخورد نمائيم ناچاريم بپذيريم كه هر نظريه را بايد در مجموعه آن و در شرايط عيني و ذهني تكوين يافته و مثمرثمر واقع گرديده ـ اگر گرديده ـ و فعل و انفعالاتي كه در جوامع مختلف يافته است سنجيد. سپس بايد جامعه خود را شناخت و آن نظريه را با توجه چدي به عوامل گونه‌گونه در جامعه خود پياده نمود.

پس ملاحظه مي‌شود كه برداشت قالبي از نظريه‌اي ساخته شده و متعلق به ديگران خودبخود نمي‌تواند بدون مطالعه در جامعه‌اي پياده شود. با يك نگاه به اطراف خود صحت اين نظر را به روشني و وضوح خواهيد يافت.

ثانياً براي درك كامل نظريه‌ي بيگانه از جامعه بايد به صاحبان نظريه رجوع كرد و از آنها آموخت كه كي و چگونه و در چه شرايطي نظريه خود را در جامعه خود پياده نموده‌اند.

مشكل برخورد اول خود كافي است كه نشان دهد تا چه اندازه وضعيت مطالعه و پيچيده بودن مطالب مطالعه را سخت و غيرقابل انجام و راه را سخت‌تر و پيچ‌وخم‌دارتر مي‌نمايد.

مشكل دوم نيز اعتماد نداشتن به «متخصص و اهل فن» خارجي است.

در نتيجه به‌جاي برخورد با مسئله به نوع سخت و غامض فوق آيا بهتر آن نيست كه از خود شروع كنيم، و خود را و جامعه خود را و فرهنگ خود را و مهم‌تر و عظيم‌تر از همه نظريه خود را دريابيم و درك كنيم و لمس نماييم؟ و آيا اين راه هم ساده‌تر و هم سهل‌تر نيست؟

چه بايد كرد؟

در شرايط كنوني و با توجه به شرح فوق بايد گفت كه در وحله‌ي نخست بايد هر آنچه در قدرت است در ادامه و هم حفظ نهضتي كه در ايران ايجاد شده به‌كار برد. اگر اين نهضت بتواند تا دو سال ديگر كم و بيش همين‌طور كه هست ادامه يابد اميد مي‌رود كه جامعه را تا حدودي به حركت درآورد. حركتي فعال و متعهد و نه در خانه و كنجي نشستن و حظ‌كردن و به‌به گفتن (همين‌طور كه فعلاً وجود دارد). در عين‌حال خطر ادامه‌ي اين نهضت به صورت فعلي بدون بررسي و رسيدن به موانع كيفي آن اينست كه صداي بمب و انفجار و نيز ادامه‌ي وجود دستگاه فعلي براي همگان يك امر عادي شود و اميد پيروزي خود را درجامعه از دست بدهد و جامعه اين طرف قضيه را هم همانند آن يعني دستگاه به عنوان يك امر روزمره بپذيرد و بدون آنكه كوچك‌ترين حركتي از خود نشان دهد.

اين نهضت اگر نتواند با جامعه و عقايد اساسي و بنيادي و هم با فرهنگ آن هرچه زودتر به‌هم آميزد چه ادامه يابد و چه نيابد محكوم به فنا است. اين نهضت تنها در صورتي مي‌تواند با جامعه خود به‌هم آميزد كه رگ‌وپي و حركت و بركت خود را از اسلام يعني عقايد اساسي و بنيادي و هم فرهنگ جامعه خود تحصيل نمايد، و جامعه تابحال به خوبي نشان داده است كه جز اين راه راه ديگري را نمي‌پذيرد.

اما نكته مهم ديگر آنكه هر نظريه‌اي چه بخواهيم و چه نخواهيم به وسيله پيروان آن معرفي و شناخته مي‌شود و كتاب و درس و بحث اگرچه شرط لازم است ولي كافي براي حركت نيست. بنابراين گام نهادن در راه مردم ما نياز به مسلمان دارد و مسلماني كه بايد بود و خود شما شرايط چنين مسلماني را مي‌توانيد و بايد بتوانيد تعيين نمائيد.

نكته ديگر آنكه در عين آنكه بايد به نهضت انقلابي اخير كمك رسانيد بايد به شدت و سرعت در جهت دادن خالص آن به زمينه عقيدتي جامعه كوشيد و هر چه زودتر خود را به سلاح نظريه اسلامي مسلح كرد. و در صفوف مبارزين تبليغ نمود و هم‌گرائي نهضت را با مردم تسهيل و تسريع نمود. اين نظر كه هر كس تفنگ درمي‌كند بايد بلاقيد و شرط پشتيباني شود و فعلاً عقيده را به كنار مي‌گذاريم زيرا دشمن با همه ما درآميخته. متأسفانه نمي‌تواند مانع اساسي هم‌گرائي نهضت انقلابي را با مردم رفع كند. و منطقاً اميد پيروزي نتواند داشت. اين امر بدان معنا نيست كه بايد هركس كه عقيده‌ي ما را ندارد از بين برود و يا هيچ مساعدت نشود بلكه بايد در حدود معقول و در زمينه پشتيباني عملي به همه كساني كه گام در اين راه گذاشته‌اند كوشيد ولي در عين‌حال همت و فعاليت اصلي خود را در جهت بزرگداشت و هم همگاني كردن حركت اسلامي گذاشت تا بتوان مردم را دز زمينه‌ي عمل و كمك به نهضت انقلابي متعهد نمود. بدون پرده و رودربايستي بايد از هر تبليغ و حتي شايعات ضدمذهبي در زمينه‌ي نهضت انقلابي كنوني به‌شدت جلوگيري نمود و حتي از بي‌تفاوتي نسبت به عقيده‌ي جانبازان دست كشيد. اين بدان منظور نيست كه ما عقيده‌ي خود را بر ديگران ترجيح و برتري دهيم بلكه بدان منظور است كه اهرم حركت اجتماع را به جنبش درآوريم و اجتماع اصيل را را بر نيروهاي جهل و خودسري پيروز گردانيم. اگر صاحبان عقيده‌ي ديگر نيز مي‌خواهند بر ظلم و ستم پيروز گردند چاره‌اي ندارند جز آنكه در اين گذرگاه تاريخي همگام مردم خود باشند والا شكست خود و شايد ديگران را قطعي خواهند نمود.

مطلب ديگر آنكه بايد سازمان را در حد مقدور و در نهايت اختفا و افراد را در نهايت گمنامي نگاه داشت. آنها كه شناخته شده‌اند در زمينه‌ي حركت انقلابي اصيل از حيز انتفاع ساقط شده‌اند و بدا به‌حالشان. تنها از آنها مي‌توان به عنوان ماسك استفاده كرد و اين مطلب هرگز نبايد از خاطر شناخته‌شدگان محو گردد. آنها كه شناخته نشده‌اند در حقيقت استخوان‌بندي اصلي را تشكيل خواهند داد به‌شرط آنكه مسئوليت‌هاي خود را دريابند و بپذيرند كه بدان‌ها عمل نمايند.

 

پيشنهادي چند درباره‌ي نيازهاي فوري

 

1ـ در زمينه‌ي روزنامه‌ي پيام مجاهد

تا به‌حال اين روزنامه در مجموع خوب بوده است و اميد است كه هم از نظر محتوي و هم فرم غني‌تر و بهتر گردد. اين امر ميسر نخواهد بود مگر آنكه مسئوليت‌ها تقسيم گردد و هركس موظف باشد در سر موقع كه توافق خواهد شد وظيفه‌ي خود را انجام دهد، و به مسئولين مربوطه تحويل نمايد. اما مطالبي كه به‌طور مستمر بايد در روزنامه باشد:

الف. سرمقاله‌اي كه از يك ستون تجاوز نكند و هم كمتر نباشد. اين نظر روزنامه است و مي‌تواند در زمينه‌هاي مختلف داخلي و خارجي بحث نمايد.

ب. كندوكاو روزنامه‌ها ـ روزنامه‌هاي مختلف فارسي متعلق به ساير دستجات بايد در نهايت ادب و متانت مورد مداقه و تحليل قرار گيرد ونقد شود.

ج. اخبار جهان سوم و موضع‌گيري راجع به آنها از ضروريات است و بايد كس يا كساني به اين مسئله برسند و هر شماره اخباري چند و احتمالاً تحليلي از يك نهضت را انتشار دهند.

د. اخبار داخلي و در آن ميان اخبار مربوط به روحانيت و نهضت اسلامي و مجاهدين بايد مقدم بر ديگران باشد چه از لحاظ مطلب و چه از لحاظ فرم و صفحه‌بندي روزنامه.

هـ . روزنامه‌هاي خارجي در مورد ايران جداگانه مي‌توانند مورد بررسي و بحث واقع گردند و مطالب خوب آن ترجمه و نقل شود.

و. پيام مجاهد بهتر است كه از اين پس اگر مسئوليت‌ها تقسيم شد و همگان قبول كردند به عنوان ارگان نهضت آزادي خارج از كشور منتشر گردد.

2ـ در مورد روابط خارجي

نهضت خارجي خارج از كشور بايد روابط خارجي ايجاد و به سرعت آن را وسيع گرداند و به عنوان نيروي اصلي در جهان سوم و هم در دنياي غرب معرفي شده و عمل نمايد. اين‌كار بايد هرچه زودتر انجام پذيرد، و خلائي كه ايجاد شده پرنمايد. براي اين كار بايد جهت كلي را تعيين كرد و مسئولي را هم انتخاب نمود تا در چهارچوب تعيين‌شده با بسط يد عمل نمايد.

جزئيات آن را خود مي‌توانيد تعيين كنيد.

بخش اروپا و امريكا در نماي خارجي و عمومي نبايد وجود داشته باشد و فقط بايد در روابط دروني سازمان بتواند مجزاي از يكديگر مورد بحث واقع شود.

3ـ در مورد نهضت در اروپا

در اين سر دنيا نهضت آزادي به عنوان يك سازمان كه كنگره داشته باشد و… به وجود نيامده و عمل نمي‌كند. علاقمندان به نهضت يا افراد مجزا از همند و با سلول‌هاي كوچك و همه بي‌رابطه با يكديگر و در رابطه با رابط. اين شيوه براساس تحليلي كه در مقدمه آمد انتخاب شده و ناگزير از ادامه‌ي آن مي‌باشيم. لازم به تذكر است كه چنين فرم‌بندي اشكالاتي دارد كه در فكر حل آن مي‌باشيم ولي تاكنون به نتيجه‌ي قطعي نرسيده‌ايم. اگر وقت داشتيد و توانستيد از راهنمائي مضايقه نفرمائيد.

تذكر ديگر كه ضرور است آنكه ارگان نمودن پيام مجاهد و هم داشتن روابط خارجي اگر درست عمل شود تناقضي با اختفاي كامل در حد مقدور ندارد. يك سازمان متحرك و داراي وظايف گونه‌گون و متعدد در شرايط خاص كنوني و امكاناتي كه محتملاً در آينده وجود خواهد داشت بايد بتواند با يكديگر اين دو امر را تلفيق دهد و با دقت و روشن‌بيني خاص در هر دو زمينه عمل نمايد كه يكي موجب قوام ديگري باشد.

براي سرعت عمل بهتر است شخص يا اشخاصي را تعيين كنيد كه درباره‌ي مصوبات كنگره‌ي شما با اروپا وارد بحث شوند و تصميم مشترك همگان را اگر هم قدري با تصميمات كنگره مغايرت داشت (كه قاعدتاً با نكات اصولي نخواهد بود) در عمل پياده كنند كه براي انجام كارها تا سال آينده و كنگره‌ي آينده فعاليت‌هاي حياتي تعطيل نگردد.

خواهيد بخشيد اگر از عنوان نمودن مقداري شعار و برانگيختن خود يا شما درگذشته‌ايم و قلم را بيشتر در خدمت مسائل اصلي قرار داده‌ايم و به اميد خداوند بزرگ از اين پس نيز اين كار را شيوه خواهيم نمود.

در خاتمه توفيق همگي شما را از خداوند بزرگ در جهاد مقدسي كه در پيش داريد مسئلت داريم.

فضل‌الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما

بخش نهضت آزادي ايران در اروپا

 

 

 

درون سازماني ـ اولين نشست سالانه

بسمه‌تعالي

خصوصي. براي انتشار نيست.

31 تيرماه 1353

برادر نهضتي بعد از سلام بطوريکه مي‌دانيد نشست ساليانه ما هر سال همزمان با تشکيل کنگره انجمن اسلامي دانشجويان منعقد مي‌گردد. اما متاسفانه در طي دو سال گذشته به دليل کثرت مسائل و مشکلات انعقاد نشست در خلال جلسات انجمن اسلامي ميسر نشده است. و امسال به دلائل چندي که بدون شک از آن اطلاع داريد ضرورت تشکيل نشست بيش از پيش محسوس مي‌باشد. اکنون که زمان و محل تشکيل جلسات انجمن اسلامي معين شده است سه پيشنهاد براي تشکيل نشست ما مطرح مي‌باشد:

1- در توليد و به موازات کنگره انجمن اسلامي دانشجويان

2- در کانزاس و به موازات نشست گروه فارسي زبان

3- در يکي از ايالات شمالي (ميسوري) از 12-14 اکتبر 75

بررسي مسائلي که با آن روبرو هستيم و تهيه و بحث و تصويب‌نامه‌هاي مورد لزوم ايجاب مي‌کند که تمامي وقتي را که به دور هم اجتماع مي‌کنيم صرف فقط کار خودمان بنماييم. تجربه ما از سال‌هاي قبل اين است که در جريان کنگره انجمن‌هاي اسلامي آنقدر کار و مسئوليت‌هاي مربوط بدان هست که تمامي وقت را مي‌گيرد و مانع از آن مي‌شود که به کارهاي ديگري برسيم. يا آنکه اگر بخواهيم هر دو را با هم انجام دهيم هر دو کار ناقص انجام مي‌گيرد.

لطفا با توجه به اين مطالب نظر موافق خود را درباره يکي از پيشنهادات بالا اطلاع بدهيد تا پس از دريافت نظرات کليه برادران درباره محل و تاريخ جلسه تصميم نهايي گرفته شود.

نهضت آزادي ايران در خارج

(بخش امريکا)

کمال*

*دکتر ابراهيم يزدي

 

 

درون سازماني

قسمتي از گزارش دبير شورا* به نشست دوم نهضت در آمريکا، مهر 1353

گزارش روابط خارجي ـ بين‌المللي:

منظور ما از اين روابط عبارتند از رابطه با سه گروه زير:

الف: سازمان‌هاي بين‌المللي حقوقي و مطبوعات جهاني.

ب: سازمان‌ها و جمعيت‌ها و جنبش‌هاي مترقي ـ انقلابي دنياي سوم.

ج: سازمان‌ها و جمعيت‌هاي دوست و همگام ـ ايراني. شامل سازمان‌هاي دانشجويي و سياسي

 

به موجب مصوبات نشست اول 7 (1971) دبير نهضت در اروپا مسئول روابط خارجي ـ بين‌المللي نيز مي‌باشد.

الف: در مورد سازمان‌هاي بين‌المللي حقوقي و مطبوعات جهاني است که فعاليت‌هايي به شرح زير انجام گرفته است.

اول: تماس با مطبوعات: دبير نهضت در اروپا، تواسته است يک تماس منظم و دائم با مطبوعاتي، نظير لوموند در فرانسه ايجاد بنمايد. و از طريق اين ارتباط اخبار مهم جنبش در ايران منتشر گردند. دبير روابط بين‌المللي، در موقعيت‌هاي مناسب، اطلاعيه‌هاي خبري ـ سياسي به انگليسي و به فرانسه تهيه نموده و براي مطبوعات ارسال داشته است و همين اطلاعيه‌هاي خبري مورد استفاده مطبوعات قراري گرفته‌اند. در سال گذشته در حدود 8 اطلاعيه خبري از اين نوع منتشر گرديده است. و برخي از آنها که در روزنامه لوموند چاپ شده بود، ايجاد عکس‌العمل‌هاي مناسب چه در داخل و چه در خارج نموده است. که جميعاً بسيار مفيد واقع شده‌اند.

علاوه بر اين گونه تماس‌ها، دبير روابط بين‌المللي، در سفرهاي خود به خاورميانه، به کمك برادران مقيم، با مطبوعات عربي مصاحبه‌هايي ترتيب داده است که از آن ميان 2 روزنامه و مجله وزين و معروف المحرّر و البلاغ آنها را تا به حال چندين بار چاپ نموده است. ترجمه برخي از اين مصاحبه‌ها در پيام مجاهد آمده است.

دوم: ـ سازمان‌هاي بين‌المللي: بر اثر تماس‌ها و فعاليت‌هاي دبير روابط خارجي، هنگام محاکمه فعالين سازمان مجاهدين خلق، ناظريني به ايران اعزام شدند. اين ناظرين از طرف سازمان‌هاي «عفو بين‌الملل» ـ «حقوق بشر» بوده‌اند. متن کامل گزارش اين سازمان‌ها و ناظرين، جداگانه در «ايران انفس» چاپ و توزيع شده‌اند.

علاوه بر سازمان‌هاي بالا که ناظريني اعزام داشتند، سازمان‌هاي ديگري نظير انجمن حقوقدانان دموکرات، سازمان جهاني کاتوليک‌ها و غيره طي اعلاميه‌هايي به وضع ناگوار زندان‌هغا و حقوق بشر در ايران اشاره کرده‌اند.

اين فعاليت‌ها اكثراً در اروپا انجام گرفته است. از يکسال قبل کوشش‌هايي به عمل آمد تا بتوان سازمان‌هاي حقوقي آمريکا را نيز به ميدان عمل کشانيد و يک جنجال تبليغاتي ايجاد کرد. بعد از مطالعه درباره سازمان‌هاي مختلف، با سازمان‌هاي زير تا سال‌هايي برقرار شد.

جامعه بين‌المللي حقوق بشر

U.U.S.C:International League For Human Rights WPL, Universal Unitarian Service Committee. . از سه سازمان مزبور، با جامعه بين‌المللي حقوق بشر در سال‌هاي 63-1964 تماس‌هاي نزديک داشته‌ايم که نتيجه آنها صدور اعلاميه‌ها و اقداماتي است که اين جامعه به‌نفع جنبش ما نموده که بسيار موثر واقع شدند. براي اطلاع از آنها مي‌توان به پرونده روابط خارجي رجوع کرد.

سازمان «صلح جهاني از طريق قانون» (WPL) يک سازمان بين‌المللي از وکلاي حقوقي در دنياست. و در تمام کشورها شعبه دارد. با اين سازمان تماس‌هاي ابتدايي گرفته شده است و وعده‌هايي داده‌اند.

اما درباره «موحدين جهاني» (UUSC) بعد از تماس‌هاي فراوان و مکرر و ارسال اسناد فراوان از وضع سياسي ـ اجتماعي ايران، بالاخره اين گروه قبول کرد که در کار ايران فعالانه شرکت کند. همين سازمان در کشورهاي آمريکاي لاتين، نظير ونزوئلا، اقدامات مفيدي انجام داده است. بعد از مذاکرات زياد، آنها اعلام کردند که حاضرند نمايندگي براي بررسي وضع زندانيان سياسي در زندان‌ها به ايران اعزام دارند. و بعد از بررسي مشخصات افراد مناسب دو نفر از وکلاي دادگستري را که با آنها همکاري نزديک دارند براي اين کار تعيين نمودند. از اين دو نفر، يک نفر علاوه بر همکاري نزديک با «موحدين جهاني» عضو هيئت مديره سازمان معروف آمريکائي به نام American Civil Liberty Union مي‌باشد. ضمناً براي آنکه اين افراد بتوانند حداکثر استفاده را از تماس‌هاي خود ببرند، يک نفر مترجم ـ که سابقاً در ايران بوده است و به فارسي آشناست ـ به گروه آنها اضافه شد. از اين سه نفر، دو نفر، يک وکيل و يک مترجم به سفارت ايران معرفي و ضمن شرح نگراني از وضع زندان‌ها و زندانيان و اسم بردن 5 نفر، آقايان دکتر شريعتي، مهندس سحابي، طاهر احمدزاده، عباس شيباني، محمدتقي شريعتي، تقاضاي ويزا براي سفر به ايران و ترتيب بازديد از زندان‌ها و ملاقات با زندانيان به عمل آوردند. با اين تقاضا، برخلاف انتظار اين بار به سرعت جواب مثبت داده شد. و ويزاي دو نفر داده شد. بعد از مطالعات و ملاحظاتي، اين دو نفر در تاريخ …… به ايران حرکت کردند و بعد از دو هفته مراجعت نمودند.

اما نتايج مسافرت آنها: اين افراد پس از بازگشت از ايران گزارش مقدماتي حدوداً تنظيم نمودند و براي ما نيز ارسال داشتند. دبير نهضت کپي اين گزارش را براي افراد مختلف جهت اظهار نظر فرستاد. اين نظريات که بسيار مفيد بودند جهت اين وکلا ارسال شد. گزارش نهايي يکي از وکلا طي يک مصاحبه مطبوعاتي در نيويورک با شرکت دبير نهضت منتشر گرديد. متن کامل آن نيز توسط ايران انفس چاپ و توزيع گرديد.

به موجب اين گزارش و اخبار از داخل آنها نتوانستند در داخل از زندان‌ها ديدن نمايند و يا با زنداني‌ها تماس بگيرند. حتي با افرادي که قرار بود تماس بگيرند، کاري انجام نشد.

لذا تماس آنها صرفاً با نظامات مسئول در ايران بوده است. چه نتايجي سفر آنها به باور آورده است؟ هنوز زود است که بتوان قضاوتي نمود. اما شواهدي در دست است که به زودي نتايج مفيدي خواهد داد. تماس‌هايي ميان اين گروه با نمايندگان مجلس سناي آمريکا از يک طرف و ساير سازمان‌هاي بين‌المللي ـ نظير «عفو بين‌الملل» گرفته شده است. که اميدواريم به يک «استماع» در کميته روابط خارجي مجلس سناي آمريکا منجر گردد. در يک تماس ابتدايي، کميته مزبور علاقمندي خود را به دعوت از اعضاي اين گروه‌ها براي استماع اوضاع ايران ابراز نموده است.

علاوه بر اين سازمان‌ها، با سازمان‌ها و شخصيت‌هاي ديگري هم تماس‌هايي گرفته شده است. که چون هنوز در مراحل ابتدايي و مقدماتي هستند، طرح آنها در اينجا ضرورتي ندارد. البته در صورتي که برادران نهضتي، اعضاي نشست سئوالي داشته باشند در اين باره توضيحاتي داده خواهد شد.

ب: روابط باسازمان‌ها و جمعيت‌ها و جنبش‌هاي مترقي ـ انقلابي دنياي سوم: در دوران اول فعاليت‌هاي نهضت در خارج از کشور اقداماتي در اين زمينه انجام شد. اما در دو سال گذشته متاسفانه اقداماتي صورت نگرفته است.

ج: روابط با سازمان‌هاي سياسي ـ دانشجويي در داخل و خارج از کشور: منظور ما در اينجا سازمان‌ها و انجمن‌هاي سياسي و يا دانشجويي ايراني خارج از کشور صرف نظر از بينش‌ها و خط‌مشي‌هاي سياسي و يا آنها که با ما همگام باشند يا نباشند، مي‌باشد.

اهم اين روابط عبارتست از:

1- با سازمان مجاهدين خلق: تماس‌هاي ما مستقيم و کم و بيش منظم مي‌باشد. و در گزارش کلي و هم‌چنين گزارش مالي به اين تماس‌ها اشاراتي رفته است. اما بنا به دلايلي نمي‌توان درباره اين تماس‌ها بحث بيشتري نمود. تنها کافي است به‌خاطر بسپاريم که سازمان نهضت در خارج از کشور، به‌عنوان يک بازوي تبليغاتي، کليه امکانات خود را در اختيار آنها گذشته است. به اين عنوان که نهضت خود را، چه مسلکاً و چه اخلاقاً، موظف به پخش و توزيع هرچه بيشتر نشريات آنان مي‌داند. علاوه بر اين، نهضت، در خط‌مشي خارجي خود، در محتويات پيام مجاهد، تا حد امکان از خط‌مشي آنها پيروي کرده و مي‌کند. و کوشش آگاهانه‌اي به عمل آمده است که انتقادات و نظرات آنها در خط‌مشي پيام مورد توجه قرار گيرد. به عبارت ديگر، بنا به اهميت و اصالت کار انقلابي برادران مجاهد در ايران، خط‌مشي نهضت در خارج از کشور، تحت تاثير و با الهام از خط‌مشي آنها در تبعيت از آن تعيين شده و مي‌گردد. در ابتداي انتشار پيام، همانطور که گفته شد، برخي ابهامات در برداشت‌ها و نظرات وجود داشت. اما در مذاکرات و تماس‌هايي که انجام گرفت مسائل روشن و رفع هرگونه ابهامي به عمل آمد.

2- با جبهه ملي سوم: به گزارش جداگانه در اين باره رجوع کنيد.

3- ساير سازمان‌هاي سياسي: از مجموعه ساير احزاب و دستجات سياسي خارج از کشور، نهضت با هيچکدام، هيچ نوع تماس مستقيم و يا غيرمستقيم نداشته و ندارد. تنها در يک مورد، حزب توده ايران، بعد از انتشار جزوه «پاسخ به اتهامات رژيم» نامه‌هايي براي نهضت ارسال داشته و درخواست‌ها و پيشنهاداتي مطرح نمودند اما بعد از مشورت‌ها و مصلحت‌انديشي‌هايي که انجام گرفت، اين مکاتبات، بدون جواب گذارده شد. در رابطه با اين مکاتبات است که راديوي پيک ايران، متن کامل پاسخ به اتهامات رژيم را منتشر ساخت. و حزب توده پيامي براي «سازمان مجاهدين خلق» صادر نمود که از راديوي پيک ايران منتشر شد و در روزنامه مردم چاپ گرديد.

 

گزارش مالي

گزارش مالي از اول سپتامبر 72 (نشست سنت چارلز) تا اول سپتامبر 74

الف: درآمدها:

1- موجودي در اول سپتامبر 72 77/599 دلار

2- درآمد سال 72-73 51/6359 دلار

3- درآمد سال 73-74 53/12555 دلار

جمع کل 81/19514 دلار

 

ب: مخارج:

1- انتشارات 92/10376 دلار

2- زندانيان سياسي 0/4540 دلار

3- وکلاي اعزامي 0/3000 دلار

4- آيت‌الله خميني 0/1500 دلار

5- متفرقه 70/545 دلار

جمع کل 92/19962 دلار

بدهي 81/447 دلار

توضيح: نهضت در اروپا: مستقلاً نشريات ارسالي را چاپ و توزيع مي‌کند. که حجم آنها کم و بيش برابر حجم کار انتشاراتي در آمريکاست. اما کارهاي نهضت در اروپا خود مستقلاً مخارج انتشاراتي خود را تامين کرده و مي‌کنند. لهذا اين گزارش شامل عملکرد آنان نمي‌باشد. اما بايد در اينجا دو نکته را يادآور شد. اول آنکه چون آدرس علني و رسمي انتشاراتي نهضت در خارج از کشور، آدرس پيام مجاهد است، بسياري از علاقمندان و وابستگان، کمک‌هاي مالي خود را مستقيماً به آدرس آمريکا فرستاده‌اند. جمع کل اين کمک‌ها که مستقيماً از اروپا براي دفتر پيام رسيده است بالغ بر 70/1613 دلار مي‌باشد. که قسمت اعظم آن بعد از انتشار اعلاميه نهضت در مورد اعزام وکيل به ايران و درخواست کمک مالي مي‌باشد. دوم آنکه نهضت در اروپا گاهگاهي به کمک مالي دفتر مرکزي احتياج پيدا کرده و مي‌کند. در سال گذشته جمعاً 1394 دلار جهت آنها ارسال شده است که در جزو مخارج «انتشارات» آمده است.

تذکر نکته ديگري در اينجا ضروري است. و آن اينکه ارقام داده شده رقم واقعي درآمد و مخارج عمليات نهضت را معرفي نمي‌کند. چه برخي از فعاليت‌هايي که توسط دبير نهضت و يا ساير کادرها و فعالين انجام مي‌گيرد و مخارج نسبتاً گزافي را به وجود مي‌آورد، مستقيماً توسط اين افراد پرداخت شده‌اند و لهذا به‌عنوان درآمد محسوب شده‌اند و نه جزو مخارج.

سفر دبير نهضت به اروپا و خاورميانه و سفرهاي ماموريتي ساير کادرها ـ مخارج تلفني ـ پستي را جزو اين مخارج بايد منظور داشت. از آنجا که گزارش مخارج اين فعاليت‌ها به دبيرخانه مرکزي داده نشده است، لذا رقم قطعي اين مخارج را نمي‌توان تعيين نمود. تنها شايد بتوان براساس نوع ماموريت‌ها و عمليات و سفرها، جمع اين مخارج را در سال گذشته به 3000 دلار تخمين زد.

 

گزارش تبليغات و انتشارات:

مطالب انتشاراتي نهضت دو گروه هستند.

اول: نشريات صادره از طرف سازمان مجاهدين خلق و ساير مبارزين داخل کشور که مستقيم يا غيرمستقيم به دست مي‌رسند. اين نشريات بدون دخل و تصرف عيناً تکثير و توزيع مي‌شوند. برخي از اين نشريات انحصاراً براي نهضت فرستاده شده‌اند و توسط نهضت تکثير و توزيع شده‌اند.

دوم: نشرياتي که توسط نهضت تهيه و چاپ و توزيع مي‌شوند. شامل پيام مجاهد و غيره. در اين نشريات، خط‌مشي کلي مجاهدين، خط‌مشي نهضت در ايران، و مصوبات نشست‌هاي گذشته نهضت در خارج از کشور رهنمون تنظيم مطالب بوده‌اند.

براي تهيه و تنظيم اين مطالب روش کار به شرح زير مي‌باشد.

 

الف: پيام مجاهد:

1- تهيه و تنظيم مطالب: مطالب پيام سه نوعند. يک دسته آنها که اعلاميه و يا بيانيه‌هاي سياسي ـ نظامي ـ خبري است که به نام خود صادرکنندگان آنها مي‌آيند. دوم آنها که خبرند و اين اخبار به طرق مختلف به دست ما مي‌رسند. پس از جرح و تعديل و تنظيم مورد استفاده قرار مي‌گيرند. سوم مطالب تفسيري و سرمقالات که توسط کادرهاي خود نهضت تهيه مي‌شوند.

براي جمع‌آوري مطالب، ليستي از مطبوعات داخلي ـ خارجي ـ تهيه شد و در اختيار کادرهاي نهضت قرار داده شد. و به هر کس ماموريت داده شد که يک يا چند نشريه را مرتب بخواند و مطالب مورد نظر را جمع‌آوري کرد. و براي دبير نهضت ارسال دارد. دبير نهضت سپس به نوبه خود، مطالب جمع‌آوري شده را براساس موضوعات طبقه‌بندي نموده و مطالعه و تهيه گزارشات مربوط به موضوع را به يکي از کادرها ماموريت مي‌دهد.

به اين ترتيب پس از مدتي ما قادر خواهيم بود «متخصصيني در مسائل مختلف سياسي ـ اقتصادي و غيره داتشه باشيم. با توسعه و تکامل کار انتشاراتي، و قبول همکاري و همگامي کادرهاي ارزنده‌اي، اکنون هيئت تحريريه‌اي براي پيام تشکيل شده است که اميدواري مي‌رود که از اين پس تهيه و تنظيم مطالب تحت نظر هيئت تحريريه انجام گيرد.

2- امور فني: شامل ماشين کردن مطالب ـ صفحه‌بندي ـ چاپ ـ توزيع.

در حال حاضر 2 ماشين تحرير در اختيار داريم: يکي برقي و ديگري دستي. يک نفر از اعضاي نهضت، صميمانه کار ماشين‌نويسي را انجام مي‌دهند. تا چندي قبل تنها يک ماشين تحرير و يک ماشين‌نويس در اختيار داشتيم که بر اثر جريانات اخير، و مشکلاتي که ايجاد شد، به آن برادر ديگر کاري مراجعه نمي‌شود البته ماشين تحرير قبلي را هم به ما نداده‌اند.

براي توزيع نشريات که يک امر فني است، چندين نفر از برادران و خواهران مشترکاً همکاري مي‌کنند. تهيه و تنظيم و تکميل مرتب آدرس‌ها، يک وظيفه دائم و مستمر است. چه آنکه بطور متوسط 25% از آدرس‌ها دائم در حال تغيير و تبديل مي‌باشند. براي آدرس‌ها يک ماشين آدرس‌زني خريداري شده است. که کار آدرس زدن را تا حد بسياري تسهيل نموده است.

خط‌مشي توزيعي، عبارتست از «توزيع وسيع». به اين عبارت که نشريات به هر اسم و آدرس که در خارج از کشور به دست ما برسد ارسال مي‌گردد. هم اکنون نشريات بطور وسيع در اروپا ـ آمريکا و خاورميانه توزيع مي‌شوند. علاوه بر آن تعداد درخواست براي ارسال نشريات به پاکستان ـ افغانستان نيز رو به ازدياد است. در توزيع و ارسال نشريات، اصول اين امنيت کار مخفي تا حد امکان رعايت شده و مي‌شوند.

در قلمرو توزيع و انتشارات، مسئله ديگري که با آن روبه‌رو هستيم، مکاتبات با خوانندگان مي‌باشد. حجم اين مکاتبات به حدي است که مسئوليت آن بر عهده يکي از برادران واگذار شده است. ايجاد رابطه و حفظ تماس با خوانندگان بسيار ضروري است. بخصوص که محدوديت صفحات روزنامه اين امکان را به ما نمي‌دهد تا کليه نظرات و پيشنهادات خوانندگان را در پيام مطرح و يا منعکس سازيم.

براساس نامه‌هاي وارده و اخبار واصله، روزنامه پيام مجاهد، در ظرف مدت کوتاه عمر خودش توانسته است، به درستي نقش خود را ايفاء نمايد. البته درک و شناخت اين مسئله را نبايد به اين معنا گرفت که کار انتشارات بدون عيب و نقص است. چه هنوز راهي دراز در پيش داريم. و نواقص بسياري هست که مي‌تواند و بايد رفع و تکميل گردند.

ليست پيوست، صورت انتشارات نهضت را در سال گذشته ارائه مي‌دهد. اخيراً هم بيش از 8 جزوه و کتاب، توسط سازمان مجاهدين خلق براي تکثير ارسال شده‌اند که اميد است به زودي تکثير و توزيع گردند. علاوه بر اين جزوات، چندين نشريه ديگر نيز در دست تهيه مي‌باشند. در اينجا بايد يادآور شد که مطالب و مقالاتي که توسط اعضا و يا کادرهاي وابسته تهيه شده و مي‌شوند، برخي از آنها را که جنبه‌هاي سياسي قوي ندارند، مي‌توان حتي‌الامکان در اختيار انجمن‌هاي اسلامي گذاشت تا به نام انجمن و توسط خودشان تکثير و توزيع گردند.

نکته ديگر ارسال انتشارات به ايران است که به طرق مختلف انجام شده و مي‌شود. فعالين نهضت در برخي از موسسين، نشريات را مرتب يا نامرتب دريافت مي‌دادند. اظهارنظر و راهنمايي کرده و مي‌کنند.

انتشار پيام مجاهد: پس از قيام خونين 15 خرداد ـ 12 محرم در سرتاسر بخش‌هاي جنبش ملي ـ يک سکوت و آرامش خاصي به وجود مي‌آيد. در طي اين دوران به جنبش خارج از کشور نيز خواه و ناخواه دوران آرامش فعاليت‌هاي خود را مي‌گذرانيد. اگرچه گاه به گاه حرفه‌هاي روشني بخشي، همچون آيت‌الله سعيدي خراساني مي‌درخشيدند و به دنبال آن اجراي برخي فعاليت‌هاي افشاگرانه و يا دفاعي را از جانب جنبش خارج از کشور ايجاب مي‌نمود، اما در جمع‌بندي کلي ضرورت يک کار سياسي ـ افشاگري و دفاعي ـ احساس نمي‌شد. لذا بيشتر نيروها صرف شناسايي افراد ـ تعليمات بينش فکري ـ سياسي مي‌گرديد. و در همان موارد استثنايي هم ـ نظير شهادت سعيدي و يا دستگيري دکتر شيباني ـ نهضت با صدور اعلاميه‌هاي سياسي موضع خود را بيان کرده و به کار افشاگري پرداخته است. اما در اواخر سال 71 حوادث جديدي در صحنه مبارزات انقلابي در داخل ايران به وقوع پيوست که ابتداي آن را مي‌توان واقعه سياهکل شمرد و سپس به دنبال آن دستگيري‌هايي وسيع مجاهدين، فدائيان و غيره از يک طرف و اوج‌گيري کار حسنيه ارشاد و حرکت فکري دکتر علي شريعتي از طرف ديگر. به دنبال اين وقايع، کادرهاي نهضت و کليه عناصر مسلکي متعهد ناگهان احساس کردند که مي‌بايستي در قبال حوادث ايران و به نفع جنس اصيل اسلامي در داخل ايران موضع‌گيري نمايند. بخصوص با توجه به تجارب تلخي که طي بيش از 14 سال مبارزات خارج از کشور داشته و داريم و ديده‌ايم که چگونه نيروهاي ضد دولتي خارج از کشور بخصوص عناصر غيراسلامي يا ضداسلامي در برخورد با وقايع داخلي مطالب را وارونه جلوه داد. و شخصيت افراد را دگرگونه معرفي مي‌نمايند، بالاجبار اين موضع‌گيري مي‌بايستي هرچه سريع‌تر و زودتر صورت مي‌پذيرفت. لذا برنامه‌هايي براي آغاز فعاليت‌هايي در سطوح مختلف مورد نظر قرار گرفت که در راس آنها انتشار پيام مجاهد بوده است. ابتدا طرح انتشار پيام مجاهد تهيه گرديد و براي کادرهاي فعال نهضت در خارج از کشور ارسال شد. در همين زمان يکي از برادران آمريکا که عازم اروپا و ايران بود ضمن توقف خود در اروپا جزئيات اين طرح را براي برادران اروپا بيشتر توضيح داد. و سپس طرح براي برخي از سران و فعالين نهضت در داخل نيز مطرح گرديد. طرح انتشار پيام مجاهد از طرف کليه برادران چه در داخل و چه در خارج از کشور با گرمي استقبال شد و همگان ضرورت انتشار آن را تاييد کردند. در مرحله بعد، اجراي طرح برعهده نهضت در آمريکا برگزار شد. دبير نهضت مسئوليت انتشار آن را برعهده گرفت. اولين شماره آن در 15 خرداد 1351 در دو صفحه انتشار يافت. اما از آن شماره به بعد تعداد صفحات به 8 صفحه رسيد که همچنان ادامه دارد. و تا تاريخ اين گزارش 28 شماره مرتباً انتشار پيدا کرده است.

خط‌مشي روزنامه (ماهنامه) که انعکاس سياست کلي و خط‌مشي نهضت (در داخل و مصوبات کنگره 96) مي‌باشد در عمل به شرح زير خلاصه مي‌گردد:

1- انتشار و انعکاس اخبار مبارزات داخلي ايران در خارج از کشور

2- روشنگري سياسي ـ فکري

3- جهت دادن به مبارزات اصيل خارج از کشور

عکس‌العمل در برابر انتشار پيام مجاهد: همانطور که انتظار مي‌رفت انتشار پيام در همه جا با استقبال گرم و فراواني روبه‌رو شد. انتشار پيام اگرچه در شرايطي صورت گرفت که به لحاظ سازماني هنوز نارس و زودرس بود و کادرهاي نهضت هنوز به خوبي متشکل نشده بودند، و اکثراً مراحل ابتدايي را مي‌گذرانند، اما انتشار روزنامه از جانب ديگر توانست مرتب انتشار يابد و به سرعت و در سطح وسيعي در خارج از کشور توزيع گردد. کافي است يادآور شويم که پيام مجاهد در سطحي انتشار مي‌يابد و توزيع مي‌گردد که انتشارات ساير سازمان‌ها و دستجات سياسي و دانشجويي با سوابق چندين‌ساله. هم‌اکنون پيام مجاهد و نهضت توانسته است در جنبش خارج از کشور موقعيت ممتاز و خاصي را پيدا کند که اين خود به نهضت امکان مي‌دهد تا بتواند به سرعت کاردهاي جديدي را بسيج نموده و در راه جنبش متشکل سازد.

در اينجا بايد از دو عکس‌العمل خاص در برابر انتشار پيام مجاهد ياد کرد. و آن را گزارش داد:

الف: برادران مجاهدين خلق: در نشست سنت چارلز، گزارش مقدماتي داده شده است. که خلاصه آن از اين قرار بود که اين برادران دو ايراد داشتند: اول به اسم روزنامه. چه به نظر آنان اين توهم به وجود آمده بود که گويا روزنامه از طرف آنها منتشر مي‌گرديد. البته حق هم به جانب آنها بود. لذا آنها پيشنهاد کردند که يا اسم آن را تغيير بدهيم، يا ناشرين آن را، که نهضت آزادي ايران است بنويسيم. در همين اوان هم، نظرات مشابهي از برادران نهضتي در داخل ابراز شد. اما چون تعيين تکليف برعهده نشست بود، لذا در نشست سنت چارلز مطرح و موافقت شد. و از آن پس روزنامه به عنوان ارگان نهضت در خارج از کشور معرفي گرديد. و به اين ترتيب اين ايراد و نظر برادران مجاهدين مرتفع شد.

انتقاد و ايراد دوم آنها به برخي از برداشت‌هاي روزنامه بود که آنها را متناسب و هم‌آهنگ با خط‌مشي و تاکتيک‌هاي خودشان نمي‌دانستند. از آنجا که ما در خط‌مشي کلي مبارزات خارج از کشور، اصالت و ارجعيت را به فعاليت‌هاي داخل ايران مي‌دهيم، و معتقديم سياست ما بايد در جهت کلي جنبش داخل باشد، که امروز در شکل سازمان مجاهدين خلق تبلور يافته است. لذا پس از دريافت اين انتقادات و ايرادات به تدريج آنها را مرتفع نموديم و آنها هم هرجا که ايراد و يا انتقاداتي بيابند تذکر مي‌دهند. لازم به تذکر است که آنها نيز به سهم خود انتقاداتي را که روش کار آنها و يا به برخي از مطالب منتشر شده از جانب آنها دارد شده است و يا مي‌شود با کمال ميل دريافت و مورد بررسي و توجه عيني قرار مي‌دهند.

ب: عکس‌العمل برخي از ناشرين خبرنامه ارگان جبهه ملي سوم در اروپا: اين نشريه چند سالي است که در اروپا توسط برخي از عناصر ملي، منجمله برادران نهضتي منتشر مي‌گرديد. در اينجا بدون آنکه در طرح گزارش کامل فعاليت‌هاي اين عده بپردازيم صرفاً آنچه را که با عکس‌العمل‌هاي آنان در برابر انتشار پيام مجاهد انتشار يافت. عکس‌العمل اين دوستان ابتدا حملاتي بود به برادرمان در پاريس که در عين حال با خبرنامه همکاري مي‌کرده است و مي‌کند. و اينکه او را متهم به انحراف و تکروي ساختند. اما بعداً که متوجه شدند که ايشان مسئول انتشار پيام نيستند و انتشار آن هم تصميم ايشان نبوده است نوع حملات را تغيير دادند. و از آن پس به جاي حمله به شخص، به انتشار شايعات بي‌اساس و نامعقول عليه پيام مجاهد دست زدند. و موجبات ناراحتي‌هاي بسياري را در اذهان برخي از دوستان در اروپا فراهم ساختند. اين شايعات کلاً و بيش از هرکس، از جانب آقاي ابوالحسن بني صدر انجام مي‌گرفت و مي‌گيرد.

در اوائل 73 (1352)، آقاي دکتر تقي‌زاده (از انگلستان) که از اعضاي فعال خبرنامه مي‌باشند، طي نامه‌اي به اينجانب اطلاع دادند که يکي از سران و فعالين نهضت براي معالجه به انگلستان آمده‌اند و از اينجانب خواستند که فوري به انگلستان بروم و در طي جلسه مشترکي به بررسي مسائل في‌مابين پرداخته و رفع برخي از شبهات را بنماييم. اين اولين نامه‌اي بود که اينجانب بعد از 6 سال از ايشان دريافت مي‌نمودم. اما چون امکان اين سفر، در آن شرايط ميسر نبود، اينجانب پس از مشورت با برخي از اعضاء و کادرهاي نهضت، شرحي مفصل تهيه و براي ايشان در سال داشتم. در اين نامه، که رونوشت آن به همراه اين گزارش است، ضرورت تجديد فعاليت نهضت آزادي و انتشار پيام مجاهد توضيح داده شده است. و بيان اينکه قبل از آنکه ميان احزاب و دستجات و افراد «توافقي» به وجود بيايد ابتدا بايد «تفاهم» به وجود آيد و سياست و خط‌مشي هر گروه دقيقاً از طرف ساير افراد علاقمند و ذي‌صلاحيت درک شده و بفهمند. سپس براساس اين تفاهم در خط‌مشي‌ها، براي ايجاد يک برنامه مشترک دسته‌جمعي توافق‌ کنند. در خاتمه نيز چند پيشنهاد مطرح و ارائه داده شده بود. (متن نامه‌ها خوانده شد).

به اين نامه نه از طرف ايشان جوابي داده شد و نه حتي خبر وصول آن. و نه از طرف آقاي بني صدر، که نامه را از طريق آقاي تقي‌زاده دريافت کرده بودند. و رابطه‌اي که بعد از 6 سال توقف تجديد مي‌گرديد و اميد مي‌رفت که توسعه پيدا کند، مجدداً متوقف گرديد. نه تنها به اين نامه و پيشنهادات جوابي داده نشد، بلکه حملات و اتهامات و سم‌پاشي‌ها عليه فعاليت‌هاي نهضت همچنان ـ با شدت بيشتري ـ ادامه يافت.

در حالي که برادران نهضتي در داخل ايران، از موسسين و فعالين، گاه و بيگاه، در پاسخ گزارشات عمليات ما در خارج از کشور، به اين مسئله اشاره مي‌کردند که «چون در ايران فعلاً سازماني به‌عنوان جبهه ملي سوم نيست، ضرورتي ندارد در خارج آن را تشکيل دهيم»! معذالک نظر عمومي و کلي ما بر آن بود که بايد با گردانندگان خبرنامه به حماشات رفتار نمود. نبايد مزاحم کار آنها شد. حتي به آنها ـ در صورت احتياج و درخواست، کمک نمود، نبايد عليه آنها قدمي برداشت و يا سخني گفت. اما نبايد نيروهاي خود را در خدمت بدان مصرف کرد. نه در نامه به آقاي تقي‌زاده و نه در هيچ گونه صحبتي و يا محفلي حرفي و يا عملي عليه خبرنامه و يا افراد آن از طرف عناصر شناخته شد نهضت ديده نمي‌شود و شنيده نشده است. بالاتر از اين وقتي اطلاع داده شد که خبرنامه احتياج به کمک مالي دارد، به آنها اطلاع داده شد که نهضت حاضر است در مخارج چاپ و توزيع خبرنامه سهمي را بپذيرد. که البته اين پيشنهاد مسکوت مانده است.

در چند ماه قبل يکي از برادران نهضتي مقيم برکلي به اينجانب اطلاع داد که برخي از فعالين و علاقمندان ملي در برکلي مي‌خواهند از آقاي بني صدر دعوت کنند تا سفري به آمريکا بيايند. براساس اين مکالمات، چون استنباط شد که گويا دعوت را مي‌خواهند از طرف انجمن اسلامي دانشجويان بنمايند، به آنها پيشنهاد و توصيه شد که اولاً بدون کسب نظر و صلاح و مشورت با اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي در اروپا اين دعوت به عمل نيايد. ثانياً، در صورتي از ايشان دعوت شود که ايشان به عنوان مهمان انجمن اسلامي اروپا به آمريکا بيايند. علت ارائه اين پيشنهادات آن بود که چون برادران ما در آمريکا به روابط افراد و عناصر در اروپا کاملاً آشنا نيستند، دعوت از ايشان به عنوان جبهه‌گيري و موضع‌گيري ما در اختلافات اروپا محسوب خواهد شد. همچنين به اين برادر تذکر داده شد که در اين زمينه بايد با دبير نهضت در اروپا نيز مشورت نمود.

بعد از چند هفته، و مقارن با سفر اينجانب به کاليفرنيا، نامه‌اي از آقاي بني صدر به عنوان آقاي نوبري رسيده بود که در آن آقاي بني صدر به مسائلي اشاره مي‌کند که بيش از هر چيز، توهين‌آميز و مغرضانه مي‌باشد. بطوري‌که دريافت اين نامه موجبات ناراحتي خود اين افراد را فراهم ساخته بود. در سفر اينجانب، جلسه‌اي با حضور يک نفر از اعضاي نهضتي و پنج نفر از افراد غيرنهضتي، اما علاقمند، تشکيل گرديد و اين مسئله مورد بحث قرار گرفت. و در آن جلسه به اتفاق آراء همه تصويب کردند که اولاً نويسنده نامه ـ آقاي بني صدر ـ بايد از بياني که کرده‌اند معذرت‌خواهي کنند و جمله خود را اصلاح کنند چه آنگونه بيانات و قضاوت‌ها در خور و شايسته انسان «توحيدي» که ايشان در نامه خود بدان اشاره کرده‌اند نمي‌باشد. ثانياً، چون در آن جلسه گفته شد که يکي از دلايل دعوت ايشان آن است که براي «رفع اختلافات» با اينجانب مذاکره نماييد، پيشنهاد و تصويب شد که بهتر است ايشان قبل از آمدن موارد اختلاف و ايرادات خودشان را بنويسند تا دانسته شود که حرف اصلي ايشان چيست؟ اگر درست بود و غيرقابل بحث، که قبول کنيم و اجرا نماييم و اگر نادرست و يا حداقل براي ما قابل قبول نبود و يا روشن نبود و به هر حال احتياجي به مذاکرات حضوري داشت از ايشان دعوت شود. و ثالثاً بعد از روشن شدن اين دو مطلب بايد آنگاه، در صورت ضروري بودن سفرشان، با اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي نيز تماس گرفته شود و با نظر و صلاحديد آنها دعوت به عمل آيد.

در تاريخ 19 جولاي اينجانب نامه‌اي از آقاي نوبري به ضميمه‌اش کپي‌نامه آقاي بني صدر دريافت داشتم. کپي هر سه نامه به پيوست اين گزارش مي‌باشد. و در صورت اجازه نشست، هر دو نامه خوانده مي‌شود.

بطوري که ملاحظه مي‌شود، اولاً ايشان نه تنها حرف‌هاي قبلي خودشان را تکذيب و يا اصلاح نکردند، بلکه آنها را تاييد هم نموده‌اند. ثانياً، در نامه خودشان به دو قسمت اشاره کرده‌اند. اول ـ گله و يا انتقاد از اينکه در مسائل با ايشان مشورت نشده است. دوم ـ بيان ضرورت اتحاد همه نيروها.

متن اين نامه براي برخي از فعالين نهضت و کادرها و دبير نهضت در اروپا ارسال شد. و از آنها خواسته شد که نظرات خودشان را بدهند. و با توجه به اين نظرات و پس از صلاحديدها، جوابي براي اين نامه تهيه شد که ارسال گردد. در اين نامه به دو مسئله تکيه شده بود. اولاً منظور از مشورت نکردن چيست؟ با چه کساني و درباره چه مسائلي مي‌بايستي مشورت مي‌شده و نشده است؟ و ايرادات ايشان به چه شخص و يا اشخاصي است؟ و ثانياً در راه وحدت نيروها چه پيشنهادات قاطع و عملي ارائه مي‌دهند؟ اين نامه براي ايشان ارسال نگرديد. چه آنکه در همين زمان کپي نامه‌اي که توسط افراد برکلي براي عمده‌اي در اروپا ارسال شده بود توسط برادران اروپا براي اينجانب فرستاده شد که خوانده مي‌شود. (متن کامل به پيوست است).

پس از دريافت اين نامه و مکالمات تلفني پي در پي با اين افراد و سپس اطلاع از اينکه از آقاي بني صدر، به نام هيئت دبيران انجمن اسلامي دانشجويان رسماً دعوت نموده‌اند، تصميم گرفته شد که کليه جريانات به نشست گزارش داده شود و نشست با بررسي همه جانبه مسائل تعيين تکليف نمايد.

در همين جا يادآوري چند نکته ضروري است:

1- آقاي بني صدر، که از آغاز تشکيل جبهه ملي در ايران و نهضت آزادي ايران فعاليت‌هايي داشته‌اند، هيچگاه به نهضت آزادي نپيوستند و تماميلي هم از خود به همکاري و وابستگي نشان نداده‌اند. در اين مورد ـ يعني رابطه ايشان با نهضت، رسماً از تهران نظر خواسته شد و جواب منفي دادند. آقاي عليرضا نوبري هم که بيش از هرکس در ايجاد اين مسئله نقش دارد، در سفر خود به ايران از موسسين نهضت مستقيماً سئوال کرده است و به او جواب داده شده است که اولاً آقاي بني صدر عضو نهضت نبوده و نيستند، ثانياً توضيحاتي درباره نحوه عملکرد اجتماعي ايشان داده شده است که صلاحيت نامبرده را نيز مورد سئوال قرار مي‌دهد.

مسئله همکاري و يا عضويت آقاي بني صدر در نهضت آزادي ايران خارج از کشور نيز از 1963 که ايشان به اروپا آمدند در هريک از دوران فعاليت‌ها مطرح شده و نظر همگاني منفي بوده است. در همان دوران که اينجانب به عنوان دبير شوراي جبهه ملي آمريکا و عضو هيئت اجرائيه آن فعاليت مي‌کردم و آقاي بني صدر مکاتبات بيشتري با اينجانب داشتند، به اشاره برادران نهضتي، اينجانب رسماً از ايشان سئوال کردم که آيا عضو نهضت و يا جمعيت و حزب ديگري هستند يا خير؛ و ايشان کتباً وابستگي و عضويت خود را در هر جمعيت و دسته‌اي تکذيب کردند. و بالاتر از آن ايشان وجود احزاب و دستجات را مضر به حال رشد جبهه ملي مي‌دانستند.

2- با توجه به نکته بالا واضح است که در تصميم به تجديد فعاليت نهضت و انتشار پيام مجاهد با ايشان مشورتي نشده است.

3- آقاي بني صدر در نامه خودشان به نوبري به تماس‌هاي خودشان و نامه به تهران و علامه طالقاني اشاره کرده‌اند، و گويا خواسته‌اند اين جور نتيجه‌گيري کنند که تهران هم با ايشان موافق است. اما تناقضات موجود در نامه از يک طرف و تماس‌هاي مکرر ما با تهران و بخصوص علامه طالقاني حاکي از آن است که نتيجه‌گيري‌هاي نامبرده درست نيست. همين برادران نهضتي در تهران که نشريات (خبرنامه پيام مجاهد) را ملاحظه کرده‌اند، پيام مجاهد و رويه آن را تاييد کرده و مي‌کنند.

و لهذا اين حرف آقاي بني صدر که در اروپا آن را شايع ساخته‌اند که نهضت در تهران مخالف فعاليت‌هاي نهضت در خارج از کشور است بي‌اساس مي‌باشد.

4- آقاي بني صدر در شايعات خودشان در اروپا متنشر ساخته‌اند و گفته‌اند که «پيام مجاهد» آبروي مجاهدين را برده است و مجاهدين با آن مخالفند. در گزارش روابط با مجاهدين که آمده است، بي‌اساس و مغرضانه بودن اين ادعا و شايعه کاملاً محسوس است.

5- نامه‌اي که از جانب افرادي از برکلي براي اروپا فرستاده شده است اولاً داراي چند نکته است که احتياج به توضيح دارد:

يک: براي انتشار پيام، با کليه اعضاي صاحب صلاحيت نهضت مشورت شده است و کسب نظر و موافقت آنها به عمل آمده است. و اينکه گفته شده است که «با خيلي‌ها مشورت نشده است» درست نيست. اگر منظور از «خيلي‌ها» آقاي بني صدر است. ايشان عضو نهضت نبوده و نيستند. و دليلي ندارد که در يک کار نهضتي با ايشان مشورت مي‌شد. خصوصاً باتوجه به سوابق عملکرد ايشان در تهران و اظهارنظرهايي که در مورد ايشان شده است.

دو: اينکه در نامه آمده است که «اختلاف بطور مشخص ميان بني صدر و يزدي است.»

اين يک نتيجه‌گيري عيني و مستدل نيست. زيرا هيچ‌گونه روابط شخصي و خصوصي ميان اين دو وجود ندارد تا اختلافي بروز کند. اصولاً در کجا و بر طبق چه معياري نويسنده نامه اين اختلاف را «شخصي» کرده است. نه در نامه‌هاي خصوصي، آقاي بني صدر حرفي و يا نکته‌اي عليه يزدي گفته است و نه يزدي در طي چند سال آشنايي نزديک و دور خودش با بني صدر عليه او سخني گفته است.

سه: تهيه اين نامه توسط عضو رسمي نهضت، بدون اطلاع دبير نهضت و ارسال آن براي کساني که عضويت آنها در نهضت براي نويسنده نامه قطعي نيست، عملي است که احتياج به رسيدگي و اظهارنظر برادران عضو نشست را دارد.

انتشارات

از تاريخ نشست سنت چارلز تا اين تاريخ نشريات زير منتشر شده‌اند.

1- ماهنامه پيام مجاهد 22 شماره.

2- ايران دفنس (انگليسي) 4 شماره.

3- ايران فوق برکان (عربي) يک شماره.

4- قسمتي از مدافعات مجاهدين.

5- قسمتي از مدافعات سعيدمحسن.

6- قسمتي از مدافعات مهدي رضايي.

7- قسمتي از مدافعات علي مهين‌دوست.

8- نامه‌اي از زندان اوين.

9- هوشياري انقلابي.

10- شکنجه در زندان‌ها.

11- جنگ اکتبر و مسائل خاورميانه.

12- شورشگري و ضد شورشگري.

13- سرودهاي انقلابي فلسطيني.

14- يادنامه رضا رضايي.

15- پاسخ به اتهامات رژيم.

هريک از نشريات بالا، به تعداد 2000 نسخه (جز شماره 2 و 3 ـ هريک 500 نسخه) در آمريکا چاپ و توزيع شده‌اند و برابر همين تعداد هم در اروپا تکثير يافته‌اند.

جمع کل مخارج انتشاراتي: 92/10376 دلار.

 

* دكتر ابراهيم يزدي

 

 

 

روابط با بني صدر و جبهه ملي سوم

پس از پايان نشست انجمن در کانزانس، آقاي بني صدر براي ايراد يک سري سخنراني‌ها به کاليفرنيا رفتند. و پس از يک هفته در مسير راه بازگشت به شرق در تگزاس توقف کردند. تا درباره مسائل مربوط به فعاليت‌هاي سياسي بحث و مذاکراتي به عمل آيد. قبل از حرکت ايشان از کاليفرنيا، يکي از دوستان کاليفرنيا تلفني اظهار داشت که چند نفري مايل هستند در جريان مذاکرات شما شرکت کنند. اين درخواست از طرف اينجانب رد شد. دلايل رد چنين درخواستي عبارت بود از اولاً مسائلي که در طي نشست با آن روبرو شديم و ثانياً تجربه تلخي که طي چندماه قبل از نشست داشتيم که هرگونه صحبتي را اين افراد با پيشداوري قضاوت کرده و آن را مورد سوء تعبيرهاي خاصي قرار مي‌دادند. ثالثاً، اگر برخي حرکات مشکوک در جريان تاسف‌آور نشست ديده شد، ضروري بود که براي پيش‌گيري هرگونه سوء تعبير و کارشکني و جلوگيري از توسعه اختلافات، اولين جلسه مذاکرات در محيطي خصوصي‌تر برگزار گردد. در قسمتي از مذاکرات اين جلسه علاوه بر اينجانب و آقاي بني صدر يکي ديگر از برادران نهضتي نيز شرکت کردند.

متن صورت‌جلسه مذاکرات به پيوست است. اين صورت‌جلسه از روي يادداشت‌هايي که در جلسه برداشته شده بود تنظيم گرديده است. اين صورت‌جلسه بعد از تنظيم براي آقاي بني صدر ارسال گرديد. و ايشان اصلاحاتي در آن به عمل آوردند که متن آن نيز ضميمه است. در سفر اينجانب به خاورميانه متن مذاکرات با ايشان مورد بحث و مشورت با ساير برادران قرار گرفت. اگرچه اين برادران چندان خوش‌بين به اين مذاکرات و توافق‌ها نبودند اما کلاً مطالب مورد بحث را تاييد کرده و برخي نظرات اصلاحي ارائه داده شد.

پس از تبادل شدن يک يا دو نامه ديگر، بالاخره متن نهايي تهيه شد و براي ايشان ارسال گرديد، که کلاً مورد موافقت ايشان مي‌باشد. و در جريان آن هستيم که آن را به نظر ساير کساني که قرار است همکاري کنند برسانيم و پس از جلب نظريات آنها ترتيب يک طرح کلي همکاري وسيع‌تري ريخته شود. متن نهايي با اصلاحات پيشنهادي آقاي بني صدر به پيوست است.

درباره چاپ حماسه چريک: درخلال مکاتبات با آقاي بني صدر، نشريه «حماسه چريک» از برلن همراه با يادداشتي به اينجانب رسيد بدون آنکه نويسنده خود را معرفي کرده باشد. قبل از چاپ اين جزوه، در يک مذاکره تلفني با پاريس، آقاي بني صدر اشاره‌اي به مجموعه اشاره نموده و قرار شد قبل از چاپ براي ما ارسال گردد. اما به جاي آن خود نشريه چاپ شده را فرستادند. که اشکالات فراوان دارد. و ايجاد شبهاتي نموده است که بايد آن را مورد بحث قرار داد. *

 

* متاسفانه ادامه اين گزارش در دسترس نيست.

 

 

 

درون‌سازماني 18

صورت‌جلسه مذاکرات نشست شوراي نهضت و آمريکا، آبان 1353

بسمه‌تعالي

 

جلسه نشست مکتب*؛ با حضور شش نفر بهرام ـ سعيد ـ کريم ـ فرهاد ـ ابو ـ سروش از اعضاء و غياب يک نفر ـ احمد ـ ساعت 8:30 صبح روز هشتم نوامبر تشکيل گرديد. پس از انتخاب رئيس و منشي نشست، دبير شروع به توضيح راجع به دستور جلسه و بحث راجع به سفر پاريس نمود. دستور جلسه عبارت است از:

– سئوال شد كه بني صدر به افراد جبهه سوم درباره کميته تحقيق چه گزارشي خواهد داد؟

توضيح داده شد که اولاً جبهه ملي سوم عبارتست از بني صدر و يک نفر ديگر. علاوه بر اين قرار بر اين شده که به افرادي که اطلاع از قبل داشته‌اند جزئيات توضيح داده نشود و فقط کلي گفته شود كه موفقيت‌آميز بود.

– درباره نشر مجله تئوريک سياسي اسلامي سئوال شد كه آيا تصميمي گرفته شده يا نه؟

جواب داده شد که اين موضوع به صورت رسمي مطرح نشد بلکه به صورت جانبي بود و تصميم قطعي گرفته نشد. شايد به اين علت که هنوز کادر کافي براي انجام نداريم.

– سئوال شد که به نظر مي‌رسد مرکزي در پاريس قرار است باشد. با بودن بني صدر در آنجا و روشن نبودن وضع او آيا اين کار صلاح هست يا نه؟

جواب اين بود که اين مسئله ارتباطي با بودن بني صدر در پاريس ندارد بلکه به اين علت است که سه نفر در پاريس هستند. اولين محل لبنان است بعد پاريس و بعد آمريکا.

– در مورد سرمايه‌گذاري سئوال شد كه آيا مطالعه کافي شده است يا نه. زيرا اگر افراد وارد به اين کار نباشند ممکن است سرمايه از بين برود.

جواب داده شد که در تنها مواردي که مي‌توانيم سرمايه‌گذاري کنيم مستقلات است و با بي‌اطلاعي ما از مسائل تجاري بهترين کاري است که مي‌توانيم انجام دهيم.

– در مورد خروج دکتر شريعتي و مهندس بازرگان سئوال شد که آيا بحث شده يا نه؟

جواب داده شد که آنچه مربوط به کميته تحقيق بود قبلاً مشخص شده بود ولي در مورد مکتب نه.

– در مورد بني صدر سئوال شد که چه اشکالات ديگري وجود دارد؟ آيا مشخصاتي که از او انتظار داريم اکتسابي است و مي‌تواند به مرور زمان به وجود بيايد که بعد ايشان آمادگي پيدا کند براي عضويت در نهضت؟

جواب داده شد که خوبست در سطح کارهاي تحقيقاتي با او همکاري بکنيم و مسائل و مشکلاتي که قبلاً داشتيم حل شود و امکانات بعدي ببينيم چه خواهد بود. در هر حال نظر ابن است که گذشت زمان وضع او را تغيير نخواهد داد.

– سئوال شد که با توجه به اين که مسئله که در آمريکا سرمايه‌گذاري زياد استفاده ندارد و در داخل ايران سرمايه‌گذاري بيشتر سود خواهد داشت چرا در داخل سرمايه‌گذاري نمي‌کنند واستفاده‌هايش را براي مادرخرج بفرستند؟

جواب داده شد که مسائل امنيتي مطرح است. به محض اينکه دولت بفهمد کسي کمک به جنبش مي‌کند او را دستگير مي‌کنند و اموال‌اش را مصادره خواهند نمود.

در ساعت 10 و 20 دقيقه تنفس داده شد تا برادران نوشته‌هاي تهيه شده قبلي را مطالعه نمايند.

در ساعت 2 و ده دقيقه جلسه تشکيل گرديد و برادر احمد نيز حضور داشت.

برادر فرهاد سئوال نمود اگر درباره جريانات سازمان مجاهدين سئوالي هست مطرح گردد.

درباره افرادي که در تلويزيون صحبت کرده‌اند سئوالاتي شد و توضيحاتي داده شد.

راجع به نشريه داخلي نيز سئوالاتي بود و بحث شد.

درباره خط‌مشي، در برابر اين جريانات نيز بحث شد و در مورد نحوه پياده کردن اين خط‌مشي و چگونگي گفتن به افراد بحث شد.

برادر فرهاد پيشنهاد کرد که عده‌اي هستند در سطح آمريکا که بايد آنها را اعضاء اصلي تلقي نمود و تمام مطالب را براي آنها بيان کنيم و تهيه طرحي که در اينجا (هوستن) مطرح شده بود در بين افراد اعضاء اصلي انجمن بدون وارد شدن در جزئيات مطرح کنيم.

پيشنهاد بطور مشخص اين است که روي افراد اصلي تصميم بگيريم و اعضاء اصلي عبارت‌اند از اعضاء فعلي به اضافه افرادي که واجد شرايط عضويت هستند.

کميسيوني تشکيل شد از ندا، احمد و سروش و در آن کميته متني تهيه شود براي ارائه به افراد انجمني. اين طرح روز بعد در جلسه مطرح خواهد شد.

موضوع بعد مسائل تشکيلاتي است.

فرهاد توضيح داد که در سال گذشته در مورد کارهاي تشکيلاتي و سازماني تصميماتي گرفته شد که متاسفانه به مرحله اجرا درنيامد و حالا ضرورت بيشتر يک سازمان و کار سازماني ايجاب مي‌کند که تجديدنظر در آن تصميمات نموده و به شکل طرح به اجرا درآوريم.

برادر فرهاد طرحي را پيشنهاد نمود و پس از بحث زياد پيشنهاد شد هيئت دبيران انتخاب شود و خود آنها آئين‌نامه‌اي تنظيم نمايند تا فردا به تصويب شورا برسد. اين پيشنهاد تصويب شد.

سئوال شد مسئله انتشارات در اختيار کدام هيئت (دبير فرهنگي ـ تشکيلات و روابط بين‌المللي) قرار مي‌گيرد.

جواب داده شد که فعلاً مسائل انتشاراتي از عهده تشکيلات قاره‌اي خارج است و به عهده هئيت دبيران خارج از کشور مي‌باشد.

برادر فرهاد پيشنهاد کرد که هيئت دبيران برادر بهرام براي مسئوليت روابط خارجي ـ برادر سعيد براي مسئوليت فرهنگي و برادر کريم براي مسئوليت تشکيلات و انتخاب شوند.

راي‌گيري شد و به اتفاق آراء به تصويب رسيد.

دنباله جلسه ساعت 9:30 شب ادامه پيدا کرد. درباره مستعان بحث شد.

برادر کريم توضيح داد که يکي ديگر از برادران واسطه شده و تصميم گرفته است که بين ماها را با مستعان ترميم نمايد. ضمناً پيشنهاد نمود که چون ايشان به برادر رابط هم گفته است که ارتباطات دونفره است و همه افراد فقط با فرهاد تماس دارند بنابراين به مستعان نيز به همين شکل گفته شود.

فرهاد پيشنهاد داد که اولاً از او سئوال شود که با بچه‌هاي کالفرنيا راجع به چه چيزي مي‌خواستند صحبت کند؟ و بعد کريم به او بگويد بايستي پيشنهاد او را با مکتب مطرح کند و ببيند نظر چه مي‌دهند. بعداً هم به او گفته شود که سازمان او را مي‌پذيرد ولي رابطش کريم خواهد بود. ضمناً بايد ببينيم اول نظر او چيست و ضمناً آنچه که سعيد به او گفته در مورد شورا انجام دهد. اين پيشنهاد تصويب شد.

دنباله برنامه روز يکشنبه ساعت 9 صبح اجرا گرديد. برادر سعيد پيشنهاد کرد که چون فرصت نبوده است نظامنامه تنظيم گرديد در طي دو هفته آينده آن را تنظيم نموده و بعد به عنوان طرح موقت براي شش ماه به اجرا گذاشته شود. اين پيشنهاد به اين شکل اصلاح گرديد که در طي يک شبانه‌روز سعيد و فرهاد آن را تنظيم نموده و براي افراد براي تصويب بفرستند. اين پيشنهاد تصويب شد.

برادر بهرام در مورد تعيين مسئولين منطقه‌اي سئوال نمود. روي اين موضوع بحث شد. قرار شد تا تنظيم نظامنامه هئيت اجرائيه اين کار را انجام دهد. هيئت اجرائيه جلسه فوري تشکيل داده و تصويب نمودند که برادر کريم مسئول منطقه شمال مرکز ـ برادر سعيد مسئول منطقه شرق و برادر ابو مسئول منطقه جنوب مرکزي باشند. مطالب نشريه داخلي براي پخش در سطح انجمن‌ها مطرح شد و پس از تغييراتي به تصويب رسيد. قرار شد سعيد و سروش يک دور ديگر پاک‌نويس نموده و به فرهاد تسليم نمايند.

اين نوشته به نام مکتب تکثير و فقط به دست اعضاء و افرادي که واجد شرايط عضويت در مکتب هستند مي‌رسد و اين افراد شخصاً موضوع را در جلساتي که براي افراد مسلمان ذي‌صلاحيت با تشخيص خود مطرح نمايند. در صورت لزوم يکي از اعضاء مکتب از طرف هيئت اجراييه به نقاط لازم اعزام شده و پس از بازگشت گزارش خود را به هيئت اجراييه مکتب تسليم مي‌نمايد. هئيت اجراييه مسئول اجرا و نظارت اين طرح و خواستن گزارش از افراد ديگر مي‌باشند.

در قسمت بعد گزارش سال گذشته مطرح گرديد. راجع به مسائل مالي سئوال شد که آيا آمريکا درآمد و خرج جداگانه دارد يا نه؟ جواب داده شد که تا به حال چنين حساب جداگانه‌اي نداشته‌ايم و از حالا به بعد بايد هم براي آمريکا و هم براي اروپا حساب دخل و خرج جداگانه نگهداري شود.

درباره عضوگيري سئوال شد که در طي سال گذشته آيا عضو جديد به مکتب اضافه شده است يا نه؟ جواب اين بود که کارهايي شده و افرادي امتحان خود را داده‌اند و قبول شده‌اند و بعضي هم رد گرديده‌اند اما کساني که قبول شده‌اند چون هنوز روشن نبود که نحوه تشکيلات چگونه بايد باشد از آنها دعوت نشده است و تمام اطلاعات در اختيار دبير تشکيلات قرار خواهد گرفت.

در مورد انتشارات توضيح داده شد که افراد در طي سال گذشته از نظر مطالب و مقالات همکاري زيادي ننموده‌اند و خوبست که در طي سال‌هاي بعد جزو برنامه خود قرار دهند.

در مورد کميته روابط خارجي نيز توضيحاتي داده‌اند که مشکلاتي نيز داشته و دارند و بيش از همه همکاري برادران ديگر است با بانک خبر و توزيع مطالب در سطح انجمن‌ها و گروه‌هاي اسلامي ساير کشورها.

*نهضت آزادي ايران.

 

 

خصوصي ـ براي انتشار نيست

15/1/75 ـ 25 ديماه 1353

موضوع: اطلاعيه تشكيل نشست فوق‌العاده ـ پيشنهادات

برادر نهضتي، بعد از سلام:

الف ـ تشكيل نشست:

به طوري كه مي‌دانيد قرار بر اين بود كه ما نشست ساليانه خود را در طي كنگره ام ـ اس ـ ا ـ (MSA) و به موازات آن برگزار نمائيم. اما بنا به دلايلي اين امر به آن صورت كه انتظار مي‌رفت انجام نشد. از طرف ديگر ما هم‌اكنون با مسائل بسياري روبرو هستيم كه بررسي آنها و اتخاذ روش‌هاي مناسب ضروري است. به‌طوري كه گردهم‌آئي ما را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. تأخير در اين گردهم‌آئي باعث خواهد شد كه براساس احتياجات ضروري، تصميماتي گرفته شود كه امكاناً و احتمالاً براي همه‌ي اعضاء روشن نباشد و بالنتيجه از پشتيباني و تأييد همه‌جانبه كليه برادران برخوردار نگردد.

لذا پيشنهاد مي‌شود كه در روزهاي شنبه و يكشنبه پانزدهم و شانزدهم فوريه در شهر سنت‌لوئيس ميسوري ـ نشست فوق‌العاده خود را برگزار نمائيم. در صورتي اين نظر مورد قبول واقع گردد، اعضاي شركت‌كننده بايد برنامه حركت خود را طوري تنظيم كنند كه ما بتوانيم كار خود را از ساعت 8 صبح روز شنبه شروع كنيم (احوط آنست كه شب جمعه را در محل نشست باشيم تا روز بعد كارمان را شروع كنيم). در گذشته ما هميشه به علت ضيق وقت (نشست به موازات كنگره ـ ام ـ اس ـ ا) نتوانسته‌ايم مسائل را به درستي و عميقاً مورد بررسي و تحليل قرار داده و خط‌مشي‌هاي خود را متناسب با آن اتخاذ نمائيم. اميدواريم كه در اين نشست بتوانيم بهره‌برداري بيشتر و بهتري بنمائيم.

 

ب ـ دعوت از اعضاي جديد:

در گذشته رويه ما بر آن بوده است كه افرادي را كه صلاحيت آنان به تصويب معرف و تأييد دبير رسيده باشد، در اولين جلسه نشست مطرح و پس از تصويب نشست از آنها دعوت به عمل مي‌آمده است. در جريان عمل ما به اشكالاتي برخورد كرده‌ايم كه براي رفع اين اشكالات پيشنهاد زير تقديم مي‌گردد.

پيشنهاد: كميته عضويت ـ به انتخاب دبير كميته‌اي مركب از سه نفر از اعضاي نهضت تعيين مي‌شوند. پيشنهاد رسيده براي عضويت افراد جديد توسط دبير به كميته مزبور ارجاع مي‌گردد. پس از برري و تصويب عضويت اعضاء، مراتب به دبير ابلاغ خواهد شد. دعوت اين افراد به نشست ساليانه تنها پس از تصويب اين كميته خواهد بود. اين كميته تا وقتي كه نشست ساليانه ترتيب ديگري اتخاذ نمايد به كار خود ادامه مي‌دهد.

لطفاً نظرات خود را به صورت موافق يا مخالف اطلاع دهيد.

 

ج ـ برنامه نشست:

1ـ گسترش سازماني: اولين و اساسي‌ترين مسئله‌اي كه در برابر ما قرار دارد، توسعه شبكه‌هاي سازماني و دعوت افراد جديد به عضويت مي‌باشد. در طي يكي دو سال اخير، تحت تأثير عوامل چندي، رشد قابل ملاحظه‌اي در بين جوانان مسلمان مشهود است و روزبروز ميزان علائق اين افراد به يك كار مشترك سياسي اجتماعي افزون مي‌گردد. در بعضي از حوزه‌ها افراد به فعاليت‌هاي خودبه‌خودي و گاه به هم نامربوط و غيرهماهنگ دست مي‌زنند. اين فعاليت‌ها از يك طرف اميدبخش و نماينده و نشان‌دهنده رشد اصيل اجتماعي ـ سياسي آنهاست. اما از جانب ديگر اگر به صورت منطقي به هم مربوط نشوند و هماهنگ با هم اجرا نگردند، ايجاد مشكلاتي خواهند نمود. لذا نشست بايد اين مسئله را دقيقاً بررسي نمايد. ضروري است كه هر يك از برادران نظرات خودشان را درباره اين موضوع تهيه و تنظيم نمايند تا بتوان با آمادگي قبلي در نشست شركت كرد.

علاوه بر اين به يكي از برادران مأموريت داده مي‌شود تا در اين‌باره طرح و مسئله‌اي تهيه نمايند. در صورت امكان ممكن است نسخي از اين رساله براي اعضاء ارسال گردد. تا براساس آن در نشست بررسي به عمل آيد.

2ـ كنفدراسيون: كنفدراسيون دانشجويان ايراني داراي ظرفيت كار سياسي و دفاعي فراواني است و به همين دليل مورد توجه خاص همه گروه‌ها، من‌جمله عناصر دشمن مي‌باشد.

كنفدراسيون هم‌اكنون دچار تلاطمات و كشمكش‌هاي دروني است. رشد جنبش اصيل اسلامي سياسي در خارج از كشور، به تبعيت از رشد جنبش در داخل كشور ـ ما را در برابر اين سؤال قرار مي‌دهد كه وظيفه ما چيست؟ چه‌كار بايد كنيم؟ چه خط‌مشي را بايد اتخاذ كنيم كه نه‌تنها كنفدراسيون را از متلاشي‌شدن و انحراف حفظ كند بلكه آن را در جهت حركت اصيل ملي سوق دهد. رويه ما با ساير دستجات سياسي فعال در كنفدراسيون چگونه بايد باشد؟ هم‌اكنون در برخي از ايالات برادران مسلمان ما، تحت تأثير نيروهاي مختلف و عوامل متفاوت، خط‌‌مشي‌هاي موسمي و محلي انتخاب كرده و مي‌كنند. اين خط‌مشي‌ها گاه با هم متضاد هستند. فقدان يك خط‌مشي هماهنگ عمومي در همه‌جا، نتايج منفي زيادي براي جنبش ما خواهد داشت. در رابطه با اين مسئله، از همه برادران درخواست مي‌شود كه موضوع را دقيقاً بررسي كنند. به جمع‌آوري اطلاعات لازم بپردازند. و متناسباً درباره خط‌مشي‌هاي احتمالي آينده فكر كنند و نظرات خود را تنظيم نمايند. علاوه بر اين به يكي از برادران مأموريت داده مي‌شود كه با بررسي مسئله، نظرات و خط‌مشي‌هاي پيشهادي خود را تنظيم و جهت بحث در نشست آماده نمايد. كوشش خواهد شد كه اين رساله را نيز قبل از نشست براي همه اعضاء بفرستيم.

دـ برگزاري سمينار سياسي ـ اجتماعي:

پيشنهادي رسيده است كه به ابتكار و پيش‌قدمي نهضت، سميناري با شركت افراد فعال (از اعضا و از علاقمندان) به شرح زير تشكيل گردد:

1ـ سمينار محدود ـ نيمه‌مخفي خواهد بود. تنها كساني شركت مي‌كنند كه قبلاً صلاحيت آنان تصويب بشود، و از آنها دعوت به‌عمل آيد.

2ـ برنامه سمينار «بررسي اوضاع و احوال سياسي ايران» در دو قسمت مي‌باشد:

اول ـ داخل كشور شامل:

ـ بررسي وضع رژيم

ـ بررسي جنبش و نيروهاي وابسته بدان

ـ بررسي جنبش دانشجوئي

ـ بررسي جنبش روحانيت

ـ بررسي جنبش كارگري ـ دهقاني

ـ برري جهاد مسلحانه

 

دوم ـ خارج از كشور:

ـ بررسي جنبش دانشجوئي

ـ بررسي سازمان‌هاي سياسي

ـ بررسي وظائف دفاعي

ـ بررسي برنامه‌هاي كمك به جنبش داخل، شامل كمك‌هاي مالي ـ تئوريك. (رواني ـ تبليغاتي و غيره)

 

سوم ـ خط‌مشي‌ها ـ مصوبات‌ ـ قطع‌نامه‌ها.

3ـ براي هريك از موضوعات بالا ممكن است به يكي از افراد شركت‌كننده مأموريت داده شود كه رساله‌اي تهيه نموده و حداكثر در نيم‌ساعت آن را معرفي نمايد.

4ـ سمينار به نام «نهضت» نخواهد بود. اما اعضاي وابسته و پيوسته آن را هدايت و اداره خواهند كرد.

5ـ تاريخ تقريبي و احتمالي سمينار بالا در ماه مارس خواهد بود. نحوه اجراي سمينار بعداً مطرح مي‌گردد.

6 ـ برگزاري سمينار، در جهت تحقق خط‌مشي‌هاي بالا مربوط به بندهاي 1 و 2 از قسمت ج نقش كمك‌كننده‌اي خواهد داشت.

 

با توجه به مراتب بالا ضروري است كه:

اول: نظرات انتقادي ـ تكميلي خودتان را هم درباره سمينار و هم در نحوه چگونگي اجراي آن اطلاع دهيد.

دوم: در صورتي كه حوزه‌ي فعاليت‌هاي خود افرادي را مي‌شناسيد كه صلاحيت و شايستگي شركت در اين سمينار را دارند و ظرفيت فعاليت‌هاي بيشتري را دارند اسامي آنها را تهيه كرده و ارسال داريد.

سوم: استماع گزارش دبير: شامل فعاليت گذشته (مالي ـ سازماني ـ تبليغاتي ـ دفاعي).

در انتظار دريافت نظرات شما.

به اميد موفقيت

كمال*

15/1/75 ـ 25 ديماه 1353

*دكتر ابراهيم يزدي

 

 

دورن سازماني 20

صورت جلسه نشست فوق‌العاده شوراي مرکزي نهضت آزادي (آمريکا)

فوريه 1975 بهمن 1353

جلسه اول درباره دستور بحث نشست مذاکره شد. موضوعات زير تصويب شد:

1- گزارش فعاليت‌ها.

2- طرح سئوالات و انتقادات

3- گسترش سازمان: الف: فردگيري

ب: روابط دروني

ج: آموزش مبارزات مخفي

4- بررسي وضع انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان، تشکيل سمينارها

5- موضع در برابر کنفدراسيون

6- مسئله فيلينك

7- خط‌مشي پيام مجاهد

8- بحث درباره ارگان مکتب

9- انتقاد و انتقاد از خود

10- تعليمات حرفه‌اي فردي

11- معرفي افراد جديد

12- موضع‌گيري‌هاي سياسي در موارد مختلف و مسائل بين‌المللي

13- جمع‌آوري وارسال دارو به لبنان

14- کميسيون ارتباطات بين‌المللي

15- تشکيل سمينارها

 

 

بسمه تعالي

مشروح مذاكرات جلسه دوم با حضور شش نفر.

طرح کلي که شب گذشته تهيه شده بود تصويب گرديد. و بر آن مبنا برنامه نشست شروع گرديد.

1- گزارش فعاليت‌هاي گذشته توسط دبير مکتب. علاوه بر گزارشات درباره روابط با موسوي نيز توضيحاتي داده شد. پيشنهاد شد که دبير مکتب قسمت‌هايي از گزارش را تنظيم و به عنوان مطلب و خوراک حوزه‌ها در اختيار افراد قرار گيرد تا به بالا بردن بينشي سياسي کمک نمايد.

اين پيشنهاد به اتفاق آراء به تصويب رسيد.

2- طرح سئوالات و انتقادات ـ بحث درباره ارگان مکتب ـ انتقاد و انتقاد از خود (بررسي وضع مستعان و منعم) سئوال شد آيا گزارش مربوط به کار خود دبير بود يا گزارش مربوط به همه مسئولين بوده است و دبير با همه مسئولين تماس داشته است يا نه. تذکر داده شد که گزارش مربوط به همه فعاليت‌ها بوده است.

سئوال شد که چرا در مورد قصوري که از بعضي از مسئولين شده بود توضيح بيشتر داده نشد. شايد بهتر بود که تذکر داده مي‌شد. توضيح داده شد که قصور در مورد تهيه اخبار و بريده روزنامه‌ها خيلي مهم بوده ولي شايد علت هم نخواستن مسئوليت بوده است.

سئوال شد که آيا ارگان مکتب، هئيت تحريريه‌اي از نظر سبک و سنگين کردن مطالب وغيره دارد و ترتيب اين کار داده شده است يانه. جواب داده شد که در اين مورد فکر نشده ولي به علت پراکندگي افراد اين امکان وجود نداشته که بتوانيم يک عده افراد با بينش سياسي يکنواخت تربيت کنيم. بنابراين به تراکم بيشتر نيروهاي موجود احتياج داريم.

درباره توزيع روزنامه گفته شد که بايد بيشتر کار بکنيم. تعداد تيراژ بالا رود و هر كس، از هرکجا مي‌تواند، آدرس جمع نمايد. زيرا احتياج هست که هرچه بيشتر توزيع گردد. فرد فرد افراد مکتب سعي کنند که چه از نظر محلي و چه خارجي تا آنجا که ممکن است اسم و آدرس صحيح افراد فارسي زبان را جمع‌آوري و به آدرس روابط بين‌المللي بفرستد.

سئوال شد که توزيع ارگان در ايران چگونه است. توضيح داده شد که به شکل محدود و بيشتر در حد اطلاع به افراد مکتب در داخل است و احساس مي‌شود که احتياج نيست که به‌طور وسيع در داخل پخش گردد.

سئوال شد که در سابق در اروپا يک دفتر سياسي وجود داشته آيا وجود دارد يا نه و آيا در مورد نشريه داخلي سياسي مي‌تواند همان دفتر کار کند يا نه. جواب داده شد که آن دفتر بوده ولي اکنون وجود ندارد.

به عنوان جمع‌بندي دبير توضيح داد که همه افراد آگاهانه بايد سعي کنند که در مورد جمع‌آوري آدرس‌ها اقدام نمايند و از سازمان‌هاي همگام استفاده کنيم. مثل انجمن اسلامي که مي‌تواند سرپوش خوبي باشد.

در مورد اشتراک مطالب ارگان مکتب با ساير نشريات و راه جلوگيري از آن سئوال شد. جواب اين بود که چون منابع خبري يکي است اين مشکل را نمي‌توان رفع نمود و البته با طرحي که تهيه شده خبرنامه تبديل به مجله سياسي علمي خواهد شد.

پيشنهاد شد که در مورد افراد مسئول مطالعه روزنامه‌ها و تهيه بريده آنها تجديدنظر شود و دبير موافقت نمود.

پيشنهاد شد که از نظر انتشار مطالب و اخبار سعي شود حتي‌الامکان يکنواخت گردد.

پيشنهاد شد که يکي از برادران با سازمان I.M.A Islamic Medical Association = تماس گرفته شود و اسم و آدرس تمام اطباء ايراني را بگيرند.

در مورد انتقاد از خود يکي از برادران گفت هنگامي که از ايشان براي همکاري دعوت شد ديدم که مقداري از آن شرائط در مورد من صدق نمي‌کند. براي توضيح در اين مورد قسمتي از اساس‌نامه که مربوط به وظائف اعضاء بود خوانده شد.

يکي ديگر از برادران انتقاد نمود که در مورد کارهاي سازماني بايد توجه داشته باشيم که کارهاي شخصي و خصوصي مانع کارهاي سازماني نشود. در مورد انتقادات کلي يکي از برادران گفت که در بين ما بايد ديسيپلين نظامي وجود داشته باشد نه ديسيپلين اداري. ديگر اينکه احتياج مبرم به تعليمات کار مخفي است که بايد رفع گردد.

پيشنهاد شد که بعضي از کارهاي تکنيکي را شايد بتوانيم به افرادي که در فاصله دورتري هستند بدهيم و پيدا کردن راه حل براي تقسيم کارها توجه به دردها و احتياجات خصوصي افراد از طرف رهبري و توجه به عوامل رواني در فعاليتي و روابط درون سازماني توجه به مسائل اقتصادي در کارها و هدر ندادن قدرت‌هاي مالي حتي‌‌الامکان.

بايد توجه به برنامه‌ريزي دقيق قبل از هرکاري داشته باشيم تا راندمان کارها بيشتر و بهتر باشد.

در مورد مستعان توضيح داده شد که وي کارهايي که در نشست انجمن داد که باعث شد بسياري از مطالبي که نبايد در بين افراد گفته شود، گفته شده، واين کارها همه برخلاف مقررات امنيتي و تشکيلاتي بود بنابراين در اين نشست از ايشان دعوت نشد تا درباره ايشان بحث و تصميم گرفته شود. دبير مکتب گزارشي را که درباره جريانات قبل از نشيست اتفاق افتاده بود تهيه نموده بود قرائت نمود.

يکي از برادران درباره مشکلات رواني و مالي و جسمي و روحي مستعان در چند ماه قبل از نشست اشاره نمود و گفت مقداري از مشکلات به وجود آمده توسط وي تا اندازه‌اي تا بحال رفع شده است.

يکي از برادران گفت که کارهاي مستعان لطماتي به ما زده است که هنوز زود بود که در بين ما اين موضوع بحث شود. و بهتر است که در کارهاي تشکيلاتي کمتر گذشت داتشه باشيم زيرا لطمه مي‌زند.

در جريانات اخير که موسوي در کاليفرنيا سخنراني کرده است مستعان تحت تأثير او قرار گرفته و مثل کسي که تا آن زمان هيچ مطالعه‌اي نکرده بوده است همه را پذيرفته است. نکته ديگري که از دبير تشکيلات شنيده شده مقداري پول به نام انجمن جمع‌آوري کرده است. يک نکته ديگر اينکه بايد توجه داشته باشيم اگر به کلي روابطمان را با او قطع کنيم يک قطب و ضديت براي کل جنبش ايجاد کرده‌ايم. و بايد سعي کنيم که بين افراد کاليفرنيا که دور هم جمع شده‌اند و اين جنجال را به پا کرده‌اند تفرقه بيندازيم.

يکي از برادران گفت که در بعد از اين مسافرت‌ها کاملاً محسوس است مستعان عوض شده است. نظرش در مورد موسوي و عليرضا به کلي عوض شده است. و حالا بايد پيشنهادات خود را درباره راه حل و نحوه برخورد ما با مستعان چه باشد.

پيشنهاد شد که ما نبايد از خطاهايي که کرده است بگذريم ولي بايد او را در همين حال دوستانه‌اي که داريم نگه داريم و بعد ببينيم که بعداً چه تغييراتي در او به وجود خواهد آمد. نظر ديگري اين بود که در مورد قسمت آخر بايد فکر کنيم که اگر به او هيچ کاري ندهيم و او هيچ کاري نداشته باشد،چون نيرو و انرژي زيادي دارد و درآمدي هم ندارد بنابراين بهتر است که مسئوليت نهضتي به او ندهيم ولي از انجمن به عنوان مبلغ از او استفاده کنيم. و اين پينشهاد تکميلي تاييد شد. يکي ديگر از برادران گفت که اشکال اين پيشنهاد اين است که کسي را که هنوز کاملاً عوض نشده و دوباره افکار انحرافي دارد به ميان افراد تازه وارد انجمن بياندازيم و اين صحيح نيست. در مورد ازدواجش هم اما وجود دارد، چون طرف ناشناخته است.

پيشنهاد تکميلي اين بود که مستعان بايد در محلي باشد که قابل کنترل باشد و بتوايم کنترلش کنيم بهتر است، بهترين راه اين است، که کارهاي چاپي را به عهده او بگذاريم تا وقتش را هم زياد بگيرد. در مورد نهضت هم اگر تصميم گرفته شود که مکتب وضعش درست‌تر شود هنگامي که از او دعوت مي‌کنيم مثل سابق به او ندهيم. يکي از برادران گفت بايد دو شرط را در نظر بگيريم. اولاً او بايد ازدواج کند و شرط دوم اين است که بعد از ازدواج بايد مدتي خودش و زنش تحت کنترل باشند و به آنها اطمينان پيدا کنيم و کار کردن او در چاپخانه بايد وقتي باشد که تکليف چاپخانه معين شده باشد و در شرايط فعلي که چاپخانه متعلق به انجمن است صلاح نيست.

اين پيشنهاد تکميلي از طرف پيشنهادکننده قبلي قبول شد.

برادر پيشنهاددهنده گفت براي اين پيشنهاد ضامن اجرا مي‌خواهد و خود ايشان و يک نفر ديگر مامور کنترل و تماس با او باشد. اين پيشنهاد تصويب شد و بحث راجع به مستعان ختم گرديد.

در مورد منعم دبير توضيحاتي داده و پيشنهاد نمود که به هيچ وجه صلاح نيست از او دعوت شود به مکتب و با توضيحاتي که داده شد اين موضوع به تصويب رسيد.

3- شکل سازماني و برنامه‌ها ـ گسترش سازمان: الف ـ فردگيري؛ ب ـ روابط دروني؛ ج ـ تعليمات مبارزه مخفي. از نظر سازماني سه نوع تشکيلات وجود دارد يکي آنکه در اساس‌نامه پيش‌بيني شده است و اعضاء شورا را انتخاب مي‌کنند و شورا هيئت اجراييه را. نوع دوم هرمي است که هر سه نفر يك رابط يا مسئول دارند و مسئولين فقط با يک نفر در تماس هستند. نوع سوم گروه‌هاي مستقل سه تا پنج نفري است که تيم مي‌خوانند. پس از بررسي کامل راه‌هاي مختلف که مسئله مديريت سازماني مورد بررسي قرار گرفت و با توجه به تراکم فعاليت‌ها افراد بايد در يکجا متمرکز شوند تا به تدريج فعاليت‌ها و وظايف تقسيم و تعليمات لازم ديده شود.

روابط بين‌المللي و امور دفاعي به کميته‌هاي قبلي بايد اضافه شود. در مورد کميته‌ها و وظايف آنها توضيحاتي داده شد. پيشنهاد شد که برنامه کمپ براي مدت يک هفته يا دو هفته در هر شش ماه داشته باشيم براي تعليمات امنيتي و غيره و اين پيشنهاد به اين شکل تکميل شد که در اولين فرصت يک برنامه يک هفته‌اي براي مقدمات تعليمات امنيتي داشته باشيم.

پيشنهاد آخر اين بود که در طي يک ماه و نيم آينده هر چند نفر که مي‌توانند به مقر فرماندهي بروند و تعليمات ببينند و بعد اين تعليمات را به مناطق ديگر ببرند. يکي از برادران مسئول تنظيم زمان آن شد. اين پيشنهاد تصويب شد.

يک پيشنهاد درباره عضوگيري آمد به اين شکل که تمام افراد نظريات خود را درباره مقاله عضوگيري بنويسند تا آن مقاله تکميل گردد. در مورد افرادي که مي‌خواهند معرفي کنند بايد به دبير اطلاع دهند و ترتيب کار را بدهند.

4- بحث درباره انجمن ـ يکي از برادران گفت در داخل کادر هئيت دبيران انجمن بايد ترتيبي داده شود که دبير ارتباطات تمام مکاتبات را انجام دهد. در مورد سيمنارها نيز توضيحاتي داده شد. يکي از برادران درباره موسوي توضيح خواست و گفت بايد در مورد کشاندن انجمن به مسائل سياسي که فشار زيادي مي‌‌آيد بايد تصميم بگيريم و نکته ديگر امور دفاعي انجمن اصلاً ندارد و بايد در اين مورد نيز بحث کنيم.

يکي از برادران نظر داد که انجمن بايد انجمن باشد و مسائل سياسي را بايد جدا نمود. در مورد کارها توضيح داده شد که درست است که ديسيپلين نظامي لازم است ولي به افراد و شخصيت آنها نيز احترام گذاشته شود.

يکي از برادران گفت که با وجودي که چهار نفر از افراد هئيت دبيران عضو مکتب هستند ولي هيچ جنبه رهبري در کار انجمن ندارند و تلفيق کارهاي علني و مخفي مراعات نمي‌شود. در مورد مسائل سياسي نظر داده شد که اگر مکتب کارش را توسعه دهد اين اشکال رفع مي‌گردد. در مورد چاپخانه توضيح داده شد که بايد در نظر داشته باشيم بخاطر مسائل مکتب ايجاد شده و بايد مجدداً در طي يک دوره تحويل در اختيار مکتب درآيد.

يکي از برادران گفت که ترس از وضع کلي افراد انجمن است که افراد با فعاليت‌هايي که مي‌کنند وقتي صرف درس خواندن نمي‌کنند و کارها روي برنامه نيست و وقت خيلي تلف مي‌کنند. يکي از برادران پيشنهاد کرد که انجمن بايد يک مقدار کارهاي سياسي بکند. قرار بر اين شد که مسائل نيز برنامه‌ريزي برادر عمر با کمک ساير برادران مقاله‌اي درباره برنامه‌ريزي براي نشريه داخلي تهيه نمايد.

يکي از برادران گفت که در مورد مسائل سياسي بايد ببينيم آنها که به فشارهايي که به انجمن از جانب چه کساني است و چه مقدار آنها طبيعي است و چه مقدار مصنوعي و از جانب چه کساني است. در مورد توجه اعلاميه‌ها و غيره از نظر زبان بيان ترجمه‌ها و به مراجعي که ميفرستيم در نظر بگيريم. نامه‌اي که از اروپا آمده و اعلاميه‌هاي ديگر را فرستاده‌اند کار بسيار غلطي است و بايد به آنها تذکر داده شود. زيرا نامه‌ها کنترل خواهند شد.

در مورد مسائل دفاعي توضيح داده شد که مثل دفاع از دکتر شريعتي که اعلاميه‌اي از طرف عده‌اي از شاگردان دکتر شريعتي تهيه و توزيع گرديد بايد برنامه‌هاي دفاعي با راهنمايي مکتب و به دست افراد انجمن ولي بدون نام انجمن انجام شود.

توضيح داده شد که منظور از مسائل دفاعي صدور اعلاميه‌ها است و برنامه گذاشتن در سمينارها.

يکي از برادران گفت صدور اعلاميه کار توضيحي سياسي است و انجمن نبايد اين کار را بکند ولي در مورد سمينارها تاييد مي‌شود که دفاع واقعي از دکتر شريعتي همان است که در سمينارها و نشر کتاب‌ها از افکار و عقايد دکتر شريعتي دفاع شود. پيشنهاد شد که تا زماني که مکتب نتوانسته اين کار را انجام دهد بايد کار توضيحي در سطح کلي انجام شود.

در مورد چاپخانه بحث شد. توضيحاتي داده شد در مورد انتقال به فيلينك قرار شد تا يکي دو ماه وضع به همين منوال ادامه داشته باشد. بعد هيئت دبيران نامه بنويسد و به اطلاع حوزه‌ها برساند که يکي از برادران پيشنهاد نموده است که چاپخانه را بخرد و هئيت دبيران آن را به رفراندم مي‌گذارد و پس از تصويب حوزه‌ها و افراد فعال هئيت دبيران تصميم مي‌گيرد که به فرد نفروشد بلکه چاپخانه را مجددا به فيلينك خواهد فروخت. و مي‌توانيم اين جريانات را تا قبل از نشست آينده تمام کنيم. شايد هم بهتر باشد که چاپخانه اول به دفتر پخش فروخته شود و بعد دفتر پخش کلاً در اختيار فيلينك قرار گيرد.

در مورد فيلينك توضيحاتي داده شد که آماده شده است که اموالي را به اختيار بگيرد و به کار شروع بکند و يک مهلت يکساله براي کار آزمايشي به فيلينك داده‌اند. سئوالاتي شد و توضيح داده شد.

در مورد کنفدراسيون توضيحاتي داده شد. در داخل كنفدراسيون بزرگترين گروه‌ها يکي طرفداران مائو هستند که مخالف جنگ چريکي و موافق کار توده‌اي در سطح دهات هستند. گروه ديگر جبهه‌اي هستند و ظاهراً طرفدار جبهه ملي دوم‌اند. اينها مارکسيست طرفدار جنگ چريکي و چريک‌هاي فدايي خلق هستند. گروه ديگري هستند به نام خط راست (گروه اول خود چند دسته هستند) به گروه طوفاني‌ها و کادرها که در آمريکا کم‌اند ولي در اروپا دو سوم کنفدراسيون را تشکيل مي‌دهند. اينها درست آنچه را که چين ديکته مي‌کند تبليغ مي‌کنند بخصوص در مورد سياست خارجي چنين و رسماً مخالف جنگ چريکي هستند. يک گروه مسلمان هم در کنفدراسيون هستند مثل شيکاگو که رهبرشان علي جمالي است که اول با مائوئيست‌ها بود و بعد به طرف چريک‌ها رفته است. در جاهاي ديگر زياد متشکل نيستند. موضع‌گيري شديد مخالف انجمن داشتند و شايعه‌سازي زياد مي‌کنند ـ افراد از نظر روحي چهار نوع‌اند: هوچي‌ها، صميمي و چپي، دولتي‌ها، سازمان‌هاي وابسته چپي جهاني. سياست آنها در برخورد با انجمن عبارتست از:

اول از راه مسالمت‌آمز و دوستانه دعوت به همکاري با انجمن‌ها طرف مي‌شوند، دوم فرستادن گروه ضربتي در داخل انجمن‌ها و محاصره افراد ضعيف و غيره، سوم ايجاد موج سياسي است با بحث در داخل جلسات عمومي انجمن ايجاد جو مساعد و شعار دادن و در نتيجه جدا کردن افراد به عنوان اينکه انجمن‌ها مرتجع هستند. چهارم ايجاد انجمن‌هاي اسلامي مشابه انجمن اسلامي به عنوان سازمان‌هاي موازي که جاي انجمن اسلامي را بگيرند. تذکر داده شد که بايد همه اعضاء از مسافرت‌ها و چيزهايي که مي‌بينند گزارش تهيه نموده و به دبير بفرستند.

قرار شد که برادري که مسئول تهيه گزارش بود گزارش مربوط به کنفدراسيون را تهيه و با برادر ديگر تماس بگيرد و ايشان نيز مطالب خود را تنظيم نمايد تا به صورت يک نشريه داخلي تنظيم شود.

تنها برنامه‌اي که در مقابل کنفدراسيون مي‌توانيم داشته باشيم اين است که اطلاعات جمع‌آوري کنيم و نشريه‌اي تهيه کنيم و ديگر اينکه بايد نيروهاي سياسي را بسيج کنيم و متشکل تا بتوانيم در کنفدراسيون کاري بکنيم. کساني را تشويق به شرکت در کنفدراسيون کنيم که براي جمع‌آوري خبر خوبند. يک نفر بايد مسئول باشد که نشريات مارکسيستي را مطالعه کند و کند و کاو و يک گزارش تهيه نمايد تا همه در جريان قرار بگيرند. همه افراد تمام نشريات مارکسيستي را جمع‌آوري نمايد.

دولت عين همين برنامه‌ها را براي ما دارد. علاوه بر آنها اولاً عالم مي‌فرستد و مسجد مي‌سازد ـ نمونه نبوي ـ دوم عده‌اي از محصلين که اخيراً از ايران مي‌آيند ضدشريعتي هستند طرفدار تشيع صفوي؛ کار اينها شوراندن افراد متحجر و قديمي است. سوم تفرقه بين شيعه و سني مياندازد، مثل حامد الگار در کاليفرنيا ـ ديگر ترساندن است که احتمالاً هنوز ممکن است عمل شود.

پيشنهاد شد که هئيت دبيران نامه‌اي به M.S.A بنويسند و شرحي از ابتداي M.S.A بدهند که چگونه ايرانيان در تاسيس نقش داشته‌اند و تاسيس گروه PSG حرکتي به عنوان مخالف M.S.I نيست و توضيح داده شود که در جريانات اخير گروه فارسي زبان دخالتي ندارد و دست دولتي‌ها و نبوي و خراساني و غيره را باز کنند. مجله اسلاميک اَفر Islamic Affair که معلوم نيست از طرف چه کساني است که تشيع را تبليغ مي‌کنند.

در مورد سمينارها سئوال شد که آيا از نظر امنيتي اشکال وجود ندارد؟ سئوال بعد اين بود چه کساني دعوت مي‌شوند. آيا قبلاً تعيين شده‌اند يا نه؟ نکته ديگر اينکه کمپ (اردو) مقدم بر سمينار است. سئوال بعد اين بود که چه برنامه‌اي را مي‌خواهيم پياده کنيم.

توضيح داده شد که سمينار نيمه مخفي و محدود خواهد بود و افراد از اعضاء و علاقمندان دعوت خواهند شد. تناقض با اردو ندارند ولي از نظر زماني بايد در نظر گرفت.

در مورد جريان موسوي شرح مفصلي درباره جريانات قبل از نشست و نامه‌هايي که رد و بدل شده بود داده شد. صورت‌مجلس مذاکرات يکي از برادران با موسوي قرائت شد.

جلسه در ساعت پنج بعدازظهر روز يکشنبه به کار خود پايان داد.

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر ايماني، بعد از سلام، طرح زير توسط يكي از برادران براي بررسي در نشست تهيه شده است. لطفاً آن را مطالعه كرده و نظرات خودتان را تنظيم كنيد تا در گردهمايي آينده مورد بحث قرار گيرد. با تشكر، كمال*

15/2/1975 ـ 26 بهمن 1353

طرح توسعه كار سازماني نهضت

پيروزي و بقاي هر جنبشي منوط به رشد كيفي و كمي آنست. چون نهضت آزادي نيز مستثناي از اين قاعده نيست ضروري است از سه جهت: (1) نيروي انساني (2) بينش سياسي (3) فعاليت سياسي دست به توسعه آن زد. منظور از اين مختصر، ارائه خطوطي (فهرست‌وار) براي توسعه نيروي انساني يا فردگيري مي‌باشد.

به دلايل: (1) بالارفتن مسئوليت نهضت به جهت رشد آن. (2) ازدياد و تشديد مخالفت و دسايس دشمن براي از ميان بردن نهضت. (3) مسئوليت نسبت به نهضت در ايران و گذشته درخشانش ضروري است اعضاي نهضت همچنان كه سنت آن در ايران بوده است، درنهايت شايستگي انتخاب شوند. از اين‌رو لازم است كه برادران مسائل زير را كه در اين مختصر فهرست‌وار بيان گرديده است به دقت مطالعه كرده و به دقت به كار برند. در اين نوشته چنين فرض شده است كه افراد نهضت خود به تمام اصول زير آشنائي دارند. چنين فرض با شرايط نهضت در آمريكا، تطبيق كلي با واقعيت ندارد (به‌خصوص از جهت آشنائي تئوريك). در نتيجه بايد گفته شود كه در مرحله اول برادران خود بايد به «خودسازي بپردازند» در غير اين‌صورت اصول زير جبراً به عدم موفقيت خواهد انجاميد.

فردگيري:

1ـ مرحله اول آشنائي با برادران مسلمان از طريق مجامع دانشجوئي يا هر مجمع عمومي ديگر است. افراد مسلمان در اين مجامع شناخته شده و با برادران آشنا خواهند شد.

2ـ مرحله بعدي محدود كردن مشاهده بر افرادي است كه شايستگي بيشتري از خود نشان داده‌اند. چنين مشاهده‌اي باز در محيط انجمن‌هاي اسلامي و دانشجوئي صورت خواهد پذيرفت تا سه صفت زير در آنان بررسي گردد. (1) صميميت و صداقت. (2) حق‌طلبي. (3) فداكاري.

لازم است دقت بسيار به‌كار رود تا ظاهر فريبنده بعضي و يا كلام گيراي آنان باعث اشتباه در مشاهده نشود. مثلاً براي فهميدن صميميت و فداكاري فردي در يك پيك‌نيك بايد ديد كه او داوطلبانه دست به جمع‌آوري ظروف و تميزكردن و شستن اشياء مي‌پردازد يا در فكر شانه‌خالي كردن از زير كار است. براي درك حق‌طلبي او بايد ديد كه نسبت به عمل يا حرف نادرستي حساسيت نشان مي‌دهد يا خير. از حرف حق و يا از مظلوم دفاع مي‌كند يا نه. اين مرحله مهم‌ترين مراحل است چه اشتباه در آن باعث اتلاف وقت و يا صدمه به نهضت مي‌شود.

3ـ مرحله سوم برقراري دوستي نزديك‌تر و ديدار منظم فرد انتخاب‌شده به‌طور خصوصي است. اين ديدارها مي‌تواند حتي در قالب ديد و بازديدهاي تفريحي مثل دوره شطرنج و يا واليبال باشد.

در اين مرحله بدون آنكه فرد متوجه شود مسائل سياسي با او در ميان گذاشته مي‌شود و رفته‌رفته اين سؤال مطرح شود كه «چه بايد كرد؟» پس از آن حتي ممكن است خود او تشكيل گروهي سياسي را پيشنهاد نمايد. اگر كسي به چنين درجه‌اي از بينش سياسي رسيد (با داشتن صفات فوق) مسلماً بهترين موقعيت را براي الحاق به نهضت خواهد داشت.

4ـ از اين مرحله به بعد عملاً با يكي از اعضاي نهضت سروكار خواهيم داشت كه در حال كسب مقداري تجارب و اطلاعات است. در نتيجه اين مرحله را مي‌توان تربيت كلي نام نهاد كه از شش ماه تا يك‌سال به طول خواهد انجاميد و شامل مسائل زير خواهد بود:

الف ـ رشد نيروي تئوريك:

اول ـ قرآن، حديث و نهج‌البلاغه بايد به‌طور كامل لااقل يك‌بار مورد قرائت قرار گيرند.

دوم ـ بررسي بينش جهاني اسلام. در اين مرحله كتاب‌هاي مهندس بازرگان، دكتر شريعتي، آقاي مطهري و غيره به موازات بخش اول مطالعه گردد. (ليست ترتيبي آن تهيه خواهد شد).

سوم ـ بررسي تاريخ (و مقداري جغرافياي) ايران و كشورهاي اسلامي در دو بخش:

1ـ بعد از اسلام.

2ـ دوران معاصر.

بايد صورت پذيرد. كتاب‌هائي نظير «تاريخ اجتماعي ايران در دوره قاجاريه» نوشته عبدالله مستوفي نمونه خوبي براي شناخت تاريخ معاصر است.

چهارم ـ شناخت اوضاع اجتماعي و سياسي ايران و كشورهاي اسلامي. كتاب‌هائي از قبيل نوشته‌هاي جلال آل‌احمد بايد خوانده شود. (ليست آنها هم انشاءالله تهيه خواهد شد).

پنجم ـ تحليل سياسي مسائل جهاني و ايران كه بايد از ديدگاه اسلامي و مواضع نهضت مورد بحث قرار گيرد.

ب ـ آشنائي با فعاليت‌هاي سياسي:

اول ـ كار در نهضت.

دوم ـ برخورد با ديگران.

ج ـ مسائل امنيتي (بايد شفاها تعليم داده شود.)

5 ـ در مرحله آخر فرد بالا رسماً به نهضت معرفي شده و از آن پس خود به برنامه فردگيري دست مي‌زند و بدين ترتيب نهضت رشد طبيعي خود را ادامه خواهد داد.

* دكتر ابراهيم يزدي

 

 

رونوشت ـ کمال

28 فوريه 75 ـ 19 اسفند 1353

گزارش مسئول تدارک برگزاري نشست نهضت آزادي

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر عزيز سلام

پيرو اطلاعيه برادر کمال(1) نشست فوق‌العاده «مکتب»(2) در تاريخ شنبه و يکشنبه 8-9 مارچ در سنت لوئيس برگزار مي‌شود. براي اينکه برنامه پيش‌بيني شده بدون تاخير انجام گيرد توصيه مي‌شود که حدالامکان در شب جمعه 7 مارچ در سنت لوئيس باشيد.

محل براي سکونت از شب جمعه رزرو شده است و به شرح زير است:

Congress Airport INN

3433 N. Limdlorgh BLD

St. Louis, Mo. 63074

با هر وسيله‌اي که مي‌آييد ساعت رسيدن و چگونگي آن را تلفني به من اطلاع دهيد که ترتيب راهنمايي و حمل و نقل شما به محل داده شود.

شماره تلفن (314) 994 – 1577

بخواهيم که خداوند در راهي که پيش گرفته‌ايم توفيق عطا فرمايد.

به اميد ديدار

الهادي(3)

 

1. دکتر ابراهيم يزدي

2. نهضت آزادي ايران

3. دکتر جمشيد حقگو

 

 

نامه دبير شوراي مرکزي به مسئول تيم انتشارات بين‌المللي و دفاعي

بسمه تعالي

28/4/75 = 8 ارديبهشت 1354

برادرجان(1) سلام. موفقيت شما و خانم را آرزو دارم.

1- متن پيوست را براي اطلاع شما مي‌فرستادم. در تعقيب مذاکرات قبلي و همانطور که صحبت کرديم. اميدوارم که شما مسئوليت تيم را بپذيريد.

2- در مورد متن، بعد از مطالعه نظرات خود را و آمادگي خودتان را اطلاع دهيد.

3- افرادي را که به نظر شما ظرفيت و آماديگ کار را در تيم دارند بررسي کرده و بنويسيد.

لطفاً تا زماني که عضويت افراد در تيم تصويب نشده است طرح پيوست را با آنها مطرح نسازيد.

4- پس از آنکه نظرات خودتان را درباره متن و همچنين افراد مورد نظر داريد در مورد چگونگي اجراي طرح صحبت خواهيم کرد. و انشاءالله کليه اسناد مدارک براي شما ارسال خواهد شد.

در انتظار خبر شما. والسلام

کمال(2)

1. دكتر كلود طباطبايي

2. دكتر ابراهيم يزدي

 

 

وظايف تيم انتشارات بين‌المللي و دفاعي

(آمريكا)

الف ـ هدف:

1ـ معرفي مشخصات سياسي ـ ايدئولوژيك ـ انقلابي جنبش استعماري و ضداستبدادي ملت ما در محافل و سازمان‌هاي بين‌المللي:

2ـ ايجاد آگاهي بين‌المللي نسبت به وضع حقوق بشر در ايران و ايجاد زمينه مساعد در جهت اعزام نظّار خارجي براي بازديد زندان‌هاي ايران و زندانيان سياسي.

 

ب ـ برنامه:

1ـ تهيه و نشر يك بولتن خبري به زبان انگليسي (ايران دفنس)

2ـ تهيه و انتشار بيانيه‌هاي مطبوعاتي ـ Press Release

3ـ تهيه و ارسال اسناد مربوط به جنايات ضدانساني رژيم براي سازمان‌هاي بين‌المللي

4ـ جمع‌آوري آدرس‌هاي بين‌المللي در سطوح مختلف زير:

اول. سازمان‌ها و شخصيت‌هاي اسلامي

دوم. روزنامه‌ها و مجلات معتبر

سوم. مراكز خبرگزاري‌ها

چهارم. سفارتخانه‌هاي كشورهاي دنياي سوم و اسلامي

پنجم. سازمان‌هاي بين‌المللي و ملل متحد

ششم. افراد و شخصيت‌هاي معتبر (نويسندگان، استادان و سناتورها و غيره)

5ـ شناخت نزديك افراد و شخصيت‌ها و سازمان‌ها و خبرنگاران ـ ايجاد روابط نزديك و دوستانه با آنها به شرح زير:

گروه اول. در سطح سازمان‌هاي اسلامي

گروه دوم. در سطح مطبوعات معتبر ـ پيدا كردن نام خبرنگاران و نويسندگان مقالات مترقي و ايجاد تماس با آنها و دادن اسناد مربوط به ايران

گروه سوم. شخصيت‌ها و افرادي كه در فعاليت‌هاي «بشردوستانه» به‌خصوص كساني كه در قضيه ويت‌نام موضع‌گيري‌هاي مترقي داشته‌اند. و ايجاد تماس‌هاي خصوصي ـ نامه ـ تلفن ـ ملاقات و غيره.

6 ـ تهيه متن‌هاي اعتراضي به رژيم ايران در موارد مقتضي و كوشش براي به امضاء رسانيدن اين متن‌ها توسط افراد موردنظر..

7ـ تهيه پرونده اطلاعاتي ـ پرسش‌نامه‌هاي اطلاعاتي درباره سازمان‌ها و شخصيت‌هاي موردنظر

 

ج. طرزكار:

1ـ كميته‌اي مركب از سه نفر تشكيل مي‌گردد.

2ـ كميته وظائف خود را به شرح زير تقسيم مي‌نمايد.

اول. تهيه مطالب (ترجمه مطالب از فارسي به انگليسي يا تهيه مستقيم آنها به انگليسي)

دوم. اصلاح (Edit) كردن مطالب تهيه‌شده تا براي زبان انگليسي اشكال عمده نداشته باشد. اين مسئله به لحاظ تأثيرات تبليغاتي ـ به‌خصوص در آمريكا بسيار مهم است. توصيه مي‌شود كه از كساني استفاده شود كه زبان مادري آنها انگليسي است (دوستان امريكا)

سوم. ماشين كردن مطالب تهيه شده توسط يك ماشين‌نويس حرفه‌اي.

توجه:

1. طرز ماشين كردن يك مطلب ـ نامه و يا غيره در ايجاد تأثيرات مثبت بسيار مهم است. مطالب تهيه‌شده را نبايد خودمان ولو بلد باشيم تايپ كنيم. بايد از ماشين‌تحرير مناسب و ماشين‌نويس حرفه‌اي استفاده كرده ولو با دادن حق‌التحرير.

2. براي وظائف بند دوم و سوم ـ لازم است از يك نفر استفاده كرد كه هر دو كار را انجام بدهد.

چهارم. صفحه‌بندي مطالب آماده شده و تحويل آنها براي چاپ.

پنجم. ترتيب چاپ نشريات و اطلاعيه‌ها.

ششم. ترتيب توزيع نشريات و اطلاعيه‌ها.

هفتم. تماس‌هاي مستقيم ـ يك يا چند نفر ازاعضاي تيم و يا گروه‌هائي كه با تيم همكاري مي‌كنند با افراد و سازمان‌هاي موردنظر تماس‌هاي مستقيم برقرار خواهند نمود.

3ـ كميته براي ارتباطات خود يك رابط دارد كه در عين‌حال مسئول «تيم» خواهد بود كه براي مكاتبات و ارتباطات درون سازمان يك آدرس پستي مشخص براي خود تعيين مي‌كند.

4ـ كميته حساب مخارج و فعاليت‌هاي خود را منظم نگاه داشته و آنها را به دبيرخانه گزارش مي‌دهد.

5ـ يك نسخه از كليه آدرس‌ها و هر نوع تغييرات بعدي ـ از كليه نشريات ـ به دبيرخانه ارسال مي‌گردد.

6 ـ براي مكاتبات و ارتباطات خارجي، تيم بايد يك آدرس پستي تهيه نمايد. توصيه مي‌شود كه براي تهيه اين آدرس از مسلمانان مورد اعتماد غير ايراني استفاده شود.

 

دـ طرزكار تيم:

1ـ متن و محتواي بولتن‌هاي خبري و اطلاعيه‌هاي مطبوعاتي بايد متناسب با هدف‌ها باشد و در رابطه با گروه‌هاي موردنظر تهيه شوند. به اين معنا كه:

ـ براي سازمان‌هاي اسلامي لحن نوشتجات حتماً بايد اسلامي باشد و مشخصات فكري جنبش را معرفي نمايد.

ـ براي سازمان‌هاي بين‌المللي لحن مطالب بايد براساس حقوق بشر… باشد.

ـ براي مراكز خبري و حقوقي بايد مطالب مستند باشد.

2ـ انتخاب موضوعات و مسائل به يكي از دو طريق زير صورت مي‌گيرد:

اول. با تعيين و پيشنهاد و دبيرخانه مركزي و ارسال مطالب و موضوعات.

دوم. با انتخاب و تعين اعضاي سه نفري تيم و تأييد دبيرخانه.

والسلام. 28/4/75 ـ 8 ارديبهشت 1353

كمال(1)

* دكتر ابراهيم يزدي

 

 

ارگان نهضت آزادي ايران (خارج از كشور) پيام مجاهد

درون سازماني

23/7/1975

برادران تيم روابط بين‌المللي

لطفا موسسه زير را به ليست موسسات سياسي اضافه کنيد.

نام موسسه ـ کميته براي دموکراسي در ايران

هدف ـ افشاگري و پخش اخبار ايران در ايتاليا، تماس با سازمان‌هاي مترقي در ايتاليا، تماس با روزنامه‌ها و چاپ اخبار مربوط به ايران، ترجمه کتاب‌هاي انقلابي به زبان ايتاليايي، برگزاري نمايشگا‌ه‌هاي روشنگر نقاشي

مدت تاسيس ـ پنج ماه

آدرس ـ

R. C.

C. P. 6007

Roma (PRATI)

ITALIA

دبيرخانه

 

 

مذاكرات در كنستانس (1)

24  و 25 اكتبر 74

دوم و سوم آبان‌ماه 1354

الف: با چهار نفر از اعضاي هيئت دبيران جديد اتحاديه در اروپا.

كه به‌طور جداگانه تنظيم و براي هيئت دبيران امريكا ارسال گرديده است.

ب: با برادر كنستانس (هم‌شهري)(2) درباره وضع سازماني نهضت در اروپا به‌شرح زير:

مقدمه

از حدود سه سال قبل، جمعي از برادران فعال در اتحاديه، كه ضرورت تشكيل يك سازمان سياسي را احساس مي‌كرده‌اند، به‌دور هم جمع شده و به بحث و مذاكره مي‌پردازند. چند جلسه‌اي هم تشكيل مي‌دهند كه جابر (2)هم در آنها شركت داشته است. اما اين جلسات كه هنوز مراحل ابتدائي خود را طي مي‌كرده است به دو علت متوقف مي‌گردد: اول بدقولي‌هاي فراوان جابر به عنوان مسئول نهضت در اروپا ـ به علت گرفتاري‌هايش ـ كه موجب عصبانيت و ناراحتي فراوان چند نفري از برادران بالا مي‌گردد. و گاهي هم ـ بنابر گله خود اين افراد ـ تندخوئي‌هاي برادر جابر موجبات ناراحتي آنها را تشديد مي‌نمايد. و دوم آنكه شايعات و سم‌پاشي‌ها عليه پيام مجاهد و شخص جابر به اين مسائل به‌طور اساسي دامن مي‌زده است و زده است. به‌طوري كه بنا بر اظهار برادر كنستانس، امروز در اروپا برخي از دانشجويان نه خبرنامه را ديگر مي‌خوانند و نه پيام مجاهد را. از لحاظ تشكيلاتي ما در وضع بسيار ضعيفي قرار داريم. در طي ارتباطات با برادر هم‌شهري اين مسائل در نامه‌ها مورد بحث قرار گرفته بوده‌اند! واضح بود كه ملاقات و بحث حضوري نهايت ضرورت را دارد. در اين ملاقات مسائل زير مورد بحث قرار گرفتند:

الف ـ روابط با موسوي(3): بعد از يك معرفي اجمالي از سوابق امر و رونوشت نامه‌ها و صورت‌جلسه مذاكرات قرائت و مطرح گرديد و بحث شد.

نتيجه: 1ـ رابطه و موضع ما در گذشته با موسوي روشن شد.

2ـ رابطه و موضع ما در حال حاضر، براساس توافق‌ها نيز تشريح گرديد. به‌طوري كه قضيه كاملاً روشن شد و ابهامي باقي نماند.

توضيح: آقاي موسوي قبل از ما، در ملاقات با افراد مختلف، من‌جمله دبير ارتباطات خارجي اتحاديه گفته بودند كه رفع اختلاف شده است و لذا برادر هم‌شهري از اين مسئله مطلع بود. اما اينكه آيا محتوي توافق‌ها نيز بيان شده است يا خير روشن نشد.

ب ـ وظيفه و كار نهضت در خارج چيست؟ نقش نهضت در كادر مبارزات سياسي ـ در رابطه با ابعاد ديگر مبارزه، بعد ايدئولوژيك و بعد جهاد مسلحانه مطرح و توضيحاتي داده شد. برادر هم‌شهري دقيقاً نمي‌دانست كه نهضت ـ به‌خصوص با توجه به فعاليت‌هاي سازمان مجاهدين، چه نقشي خواهد داشت. اين سؤال هم مطرح شد كه گويا سازمان مجاهدين در اروپا قصد ايجاد شبكه‌هاي خود را دارد. در رابطه با اين سؤال گفته شد و توضيح داده شد كه در چهارچوب سه‌بعدي بودن يك جنبش انقلابي، و با توجه بدان، فعاليت نهضت در رقابت با مجاهدين نيست و نبايد باشد. بلكه مقدمه‌اي است بر آن كه بايد بدان ختم شود. و اگر هم مجاهدين چنين قصدي (توسعه شبكه‌ها در اروپا) داشته باشند تناقضي با كار نهضت ندارد.

توهم اينكه مجاهدين دست به ايجاد شبكه در اروپا زده‌اند گويا ناشي از دريافت برخي از نشريات آنها توسط برخي از افراد اروپا بوده است، قبل از آنكه تكثير و توزيع گردد.

ج ـ كار سازماني نهضت در اروپا: با توجه به آنچه كه در مقدمه بيان شد در حال حاضر ما هيچ‌گونه سازماني در اروپا نداريم. آن چند نفري هم كه آمادگي داشتند و تمايل، فعلاً نه ديگر آمادگي دارند و نه علاقه. حتي برادر اشتو تكارتي نيز سخت بي‌علاقه شده است. تنها چند نفري هنوز علاقه به كار دارند و كار مي‌كنند. اما روابط، روي حساب‌هاي سازماني نيست. توزيع روزنامه به حساب علائق و دوستي‌هاي فردي انجام مي‌‌شود. به دنبال اجراهاي بالا، برادر هم‌شهري در تماس با برادر اشتوتكارتي يك‌سري روابطي با افرادي كه ـ بنا بر اظهار هم‌شهري ـ از افراد بسيار باارزش اتحاديه هستند، ايجاد مي‌نمايد. اين تماس‌ها شبكه‌اي ـ سه‌نفري ـ و بر اين اساس است كه بالاخره بايد در رابطه با وظائف مسلكي و ميهني كاري كرد و راهي جست. و فعلاً بر اين محور است كه به‌هيچ‌وجه به دسته و سازماني وابسته نمي‌باشند. درصدد بالا بردن بينش و آگاهي سياسي خود هستند كه آموزش‌هائي در اين زمينه دريافت نمايند. برادر هم‌شهري خود را عضو موظف نهضت مي‌داند. اما درباره برادر اشتوتكارت، معتقد است كه هنوز او در موضع سابق خود باقيست ولي بايد روي او كار كرد. بعد از روشن شدن ذهن برادر اشتوتكارتي و تعيين تكليف و انتخاب راه، كار روي بقيه افراد راحت‌تر خواهد بود.

قرار شد برادر هم‌شهري، برادر اشتوتكارتي را در جريان: 1ـ مسائل مربوط به موسوي و نتايج آن بگذارد. و ذهن او را روشن سازد، 2ـ وضع نهضت را به‌خصوص در رابطه با فعاليت مجاهدين روشن سازد. 3ـ توضيح بدهد كه ايراد داشتن به كار يك فرد نمي‌تواند و نبايد باعث طرد و نفي يك حركت سياسي ـ اجتماعي ـ كه مورد قبول ماست بشود. ما براي آرمان‌ها كار مي‌كنيم نه براي افراد. اگر افراد در جريان عمل دچار انحراف بشوند بايد افراد را رها ساخت نه آرمان‌ها را.

4ـ جابر قبل از هرگونه تماسي با اشتوتكارت، بايد با هم‌شهري تماس بگيرد و سپس با مشورت و موافقت هم تصميم بگيرند و آن را پياده كنند.

علاوه بر اين‌ها قرار شد برادر هم‌شهري با كمك و همكاري برادر اشتوتكارتي، برنامه و مسائل آموزشي زير را با برادراني كه تماس دارند اجرا سازند:

1ـ تعليمات امنيتي

2ـ توضيح و تشريح ابعاد سه‌گانه جنبش‌هاي انقلابي و نقش يك سازمان سياسي ـ اسلامي (دو بعدي) در خارج از كشور.

3ـ شورشگري و ضدشورشگري

4ـ جنگ اكتبر و مسائل خاورميانه

5ـ ماركسيسم و جنبش‌هاي كمونيستي ـ تجارب انقلابي (كه بايد تهيه شود).

د: از افراد نهضتي چه انتظاري بايد داشت؟

1ـ قبول اهداف و برنامه‌هاي نهضت و كوشش در راه تحقق آنها

2ـ كوشش صادقانه براي آنكه نمونه مجسم و زنده افكار نهضت باشيم.

و بدانيم كه نهضتي بودن يك «اسم» كه با «عضوشدن در نهضت بوجود بيايد نيست. بلكه «نهضتي» صفتي است كه با كوشش مداوم در ما ايجاد مي‌شود. به اين عبارت كه «نهضتي» بايد نمونه‌اي از فداكاري ـ عشق و صفا ـ ازخودگذشتگي ـ خودجوشي ـ اتكالي نبودن ـ با ديگران همكاري كردن ـ خودپا نبودن ـ در هر مبارزه‌اي در صف اول و مقدم جبهه قرار داشتن. مسئوليت قبول كردن و آن را با صداقت و درستي انجام دادن…. باشد.

3ـ پرهيز از درگيري‌هاي منفي و مخرب با ساير افراد و سازمان‌ها و دسته‌جات.

4ـ پرداخت كمك‌هاي مالي تا سرحد امكان به سازمان و حركت و جنبش.

هـ ـ وضع توزيع نشريات نهضت در اروپا: همان‌طور كه گفته شد نامرتب است. اشكالات زير مورد توجه قرار گرفت. برادر جابر بايد آنها را اصلاح كند.

1ـ مطالبي كه جهت برادر هامبوركي براي چاپ و توزيع مي‌رسند، بدون اقدام مي‌مانند تا وقتي كه برادر هامبوركي با برادر جابر تماس بگيرد و كسب تكليف نمايد. از آنجا كه اين برادر عموماً در برلن مي‌باشد و هفته‌اي يك‌بار به هامبورك مي‌آيد و از طرف ديگر جابر هم اكثراً در سفر است لذا گاه اتفاق مي‌افتد كه اين دو براي مدتي يكديگر را نخواهند ديد و يا امكان تماس نخواهند يافت لذا كار به تعويق مي‌افتد. لازم است كه برادر جابر به برادر هامبوركي اطلاع دهد كه هر نوع مطالبي كه از طرف كمال براي او مي‌رسد بايد فوراً راهنمائي كمال اقدام نمايد و منتظر تأييد بعدي از طرف جابر نباشد.

2ـ وضع آدرس‌ها نامرتب است. بسياري از آدرس‌هاي برگشتي به موقع خود از پست خارج نمي‌شود و گاه چندين شماره به آدرس تغييريافته مي‌رود و برمي‌گردد. آدرس‌هاي جديد خيلي دير به ليست فعال اضافه مي‌شود. بعضي از آدرس‌ها تكراري است به‌طوري كه گاه براي يك فرد دو يا سه نسخه مي‌رود.

3ـ نيروي انساني برادران هامبورك (دو تا سه نفر) كافي براي انجام وظائف محوله (چاپ و بسته‌بندي آماده كردن پاكت‌ها ـ پست كردن ـ تنظيم آدرس‌ها ـ حذف و اضافه كردن آنها و غيره) نمي‌باشد. با توجه به حجم كارهاي چاپي و گرفتاري‌هاي اين برادران، ارسال نشريات عموماً به تأخير مي‌افتند. مثلاً سه نشريه سرودهاي انقلابي ـ‌ يادنامه رضا رضائي ـ راز يك بيليون دلار ـ هر سه در يك پاكت و در يك نوبت براي افراد فرستاده شده است. برخي از نشريات ارسالي براي هامبورك هنوز چاپ و توزيع نشده‌اند.

4ـ رابطه با برادران هامبورك ـ يك رابطه شخصي و فردي است. لذا تعليمات سياسي دائم و بالابردن بينش و آگاهي سياسي انجام نمي‌گيرد. بيشتر و صرفاً از نيروي بدني اين افراد استفاده مي‌شود و لذا هر آن احتمال دارد كه اين افراد كار را تعطيل كنند و برنامه‌ها معوق بماند. و اين يك نقص بزرگ سازماني است.

اميد است با كمك برادران اروپا اين مشكلات حل شوند. مذاكرات بسيار مفيد بوده است.

1. شهري در آلمان غربي

2. آقاي كريم خداپناهي

3. مرحوم صادق قطب‌زاده

4. آقاي بني‌صدر

 

 

اطلاعيه دبيرخانه مركزي نهضت آزادي

بسمه تعالي

خصوصي. براي انتشار نيست

20/6/75*

برادر هموطن

دبيرخانه مركزي نهضت آزادي ايران در خارج از كشور و دفتر پيام مجاهد، مرتب اسناد و اخبار و گزارشات متعددي دريافت مي‌نمايد كه برخي از آنها را يا نمي‌توان در سطح وسيعي انتشار داد و يا قابل انتشار نيستند. اما به‌هرحال ما احساس مي‌كنيم كه ضروري است ياران و اصحاب نهضت و عناصر فعال ملي در خارج از كشور از اين مطالب مطلع گردند. لذا بخش اسناد نهضت خواهد كوشيد تا اين مطالب را به‌تدريج براي شما ارسال دارد. و متقابلاً انتظار دارد هرگاه اسناد، مطالب و يا اخباري از ايران و يا از خارج از كشور بدست شما مي‌رسد براي توزيع وسيع و يا توزيع محدود، جهت ما ارسال داريد. از همكاري‌‌هاي صميمانه شما تشكر مي‌نمائيم.

براي گسترش جنبش نوين اسلامي و معرفي مشخصات انقلابي جنبش داخل كشور با نهضت آزادي ايران در خارج از كشور همكاري كنيد.

به اميد پيروزي خلق و اسلام

دبيرخانه مركزي

*29 تيرماه 1354

 

 

بسمه تعالي

سپتامبر 1974*

گزارش دبير شوراي مركزي

برادران نهضتي:

از آخرين نشست ما در سنت چارلز بيش از دو سال مي‌گذرد. در سال گذشته بنا بر دلايلي كه شايد همگي از آن مطلع باشيد ما نتوانستيم نشست ساليانه خود را برگزار نمائيم. اينك جاي بسي خوشوقتي است كه بار ديگر توفيق اين را يافته‌ايم كه به دور هم جمع شويم و مشتركاً وظائف مسلكي و ميهني را كه برعهده داريم مورد بررسي قرار داده و در راه اجراي آنها مشتركاً تصميماتي را اتخاذ نمائيم.

در طي سه سال گذشته حوادث فراواني در صحنه مبارزات آزادي‌بخش ملت ما در ايران رخ داده است. و در رابطه با اين تحولات جديد، كه ضرورت‌هاي جديدي را براي ما بوجود آورده است، وظائف و مسائل جديدي را درخارج از كشور براي همه مبارزين ملي ـ و به‌خصوص نهضتي‌ها ـ مطرح ساخته است. اهميت اين مسائل آنچنان است كه شايد ايجاب نمايد كه طول نشست ما از دو روز تجاوز نمايد. و يا اگر فرصت به اندازه كافي نباشد،‌ چه‌بسا مجبور باشيم كه در همين نشست مقدمات يك نشست وسيع‌تري را در آينده نزديكي فراهم سازيم.

در مقدمه اين گزارش، براي آنكه برادران به عمق و وسعت مسائلي كه با آنها روبرو هستيم آشنا شوند، لازم است يك بررسي اجمالي از فعاليت‌هاي گذشته تا به امروز به‌عمل آورده شود. فعاليت‌هاي نهضت در خارج از كشور را در سه دوره مشخص به شرح زير مورد توجه قرار مي‌دهيم (تكميل اين گزارش در مقدمه‌ي اين مجموعه از اسناد نهضت آمده است)

* مهرماه 1353

 

 

گزارش تشكيلاتي

مقدمه

براساس مصوبات نشست سال 66(1)، نهضت در خارج از كشور داراي يك شوراي مركزي خواهد بود كه هيئت اجرائيه مركزي را انتخاب خواهد نمود كه مسئول اجراي مصوبات نشست و رهنمودهاي شورا مي‌باشد. پس از آنكه اكثريت اعضاي فعال به داخل ايران برگشتند و تنها چند نفري انگشت‌شمار در خارج باقي ماندند اين نوع سازمان‌بندي متوقف گرديد. در حركت مجدد نهضت در سال 1971(2) فرم‌بندي سازماني خاصي هنوز به‌وجود نيامده است. در امريكا نشست اول، طي مصوبه خاصي، يك نفر را به عنوان دبير انتخاب كرده و به او اختيار تام داد تا مسئوليت‌ها و وظائف سازماني را به اعضاء مأموريت دهد. و هر كس وظائف خود را انجام دهد بدون آنكه ساير اعضاء از چگونگي عمليات سازماني او باخبر گردند. همچنين نشست اول تأكيد كرد كه كليه اعضاء قبل از پذيرش هرگونه مأموريت سازماني، بايد تعليمات سازمان مخفي و اصول امنيتي را ببينند و سپس به كار پردازند. نشست دوم نيز اين رويه سازماني را تأييد نمود. اما در عمل با اشكالات چندي برخورد كرديم. اول آنكه همان ابتداي آغاز به كار دو نفر از فعال‌ترين و ورزيده‌ترين افراد سازماني، امريكا را ترك كردند. اجراي تعليمات سازمان مخفي و اصول امنيتي عملاً امكان‌پذير نگرديد. دوري مسافت و گرفتاري‌هاي روزمره فعاليت‌هاي تبليغاتي و انتشاراتي مانع اساسي در اين كار بوده است. به‌طوري كه حتي هنوز اعضاي اصلي سازمان نيز نتوانسته‌اند اين تعليمات را ببينند. فقدان درك امنيتي افراد و عدم آشنائي آنها با اصول كار مخفي از يك طرف و روشن نبودن خط‌مشي عمومي نهضت در مورد عضوگيري و توسعه سازمان، به عنوان اساسي‌ترين مشكل توسعه كادرهاي نهضتي بوده است و هنوز هم مي‌باشد. در حالي كه در خارج از نهضت، در درون جنبش اصيل اسلامي، افراد جديدي با ظرفيت‌هاي فراوان و قابل تحسين ديده مي‌شوند و تعداد فراواني در رابطه با پيام مجاهد هستند و بدور آن و در جهت آن كار مي‌كنند و ظرفيت كار خيلي بيشتري را دارند، اما به دليل وجود دو اشكال بالا كه نتيجتاً به عدم آمادگي ما براي توسعه سازماني منجر شده است نهضت نتوانسته است در جهت تشكل آنها قدم مؤثري بردارد. و اين نقص به عنوان بزرگ‌ترين و اساسي‌ترين معضل در برابر نهضت در خارج از كشور قرار دارد.

سياست عضوگيري ما چگونه بايد باشد؟ تركيب و فرم‌بندي سازماني چيست؟ آيا براساس مصوبات نشست 66 عمل كنيم؟ يا به صورت شبكه‌بندي؟ يا به صورت واحدهاي مجزا و موازي با هم؟ اشكالات عمده امنيتي را چگونه بايد حل كنيم؟ به‌خصوص اگر توجه داشته باشيم كه افرادي كه درخارج از كشور در نهضت فعاليت مي‌كنند و يا خواهند كرد اكثراً بيش از چند سالي در خارج نخواهند ماند و عموماً به داخل برمي‌گردند. و حفظ امنيت فردي و سازماني اين افراد نهايت ضرورت را دارد.

 

از لحاظ تشكيلاتي دبير نهضت در امريكا در تماس مرتب با ساير برادران در اروپا و خاورميانه بوده است و مي‌باشد و در مسائل عمده و اساسي با مشورت آنها تصميمات كلي گرفته مي‌شود. علاوه بر اين تماس با داخل نيز برقرار است. رهنمودهاي آنان در اتخاذ روش‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرد. برادران داخلي هم به لحاظ مالي و هم به لحاظ سازماني به ما كمك كرده و مي‌كنند.

در پيش‌آمد مسئله‌ آقاي بني‌صدر و حل آن برادران داخل كمك‌هاي مؤثري نموده‌اند. علاوه بر تماس‌هاي بالا تماس با سازمان مجاهدين نيز برقرار مي‌باشد و از رهنمودهاي آنان در اتخاذ روش‌ها استفاده شده است.

تماس با حضرت آيت‌اله آقاي خميني: نهضت از همان زمان تبعيد ايشان به تركيه درصدد پيداكردن راه‌هاي تماس با ايشان بوده است. در موقع انتقال ايشان به عراق نماينده مقيم نهضت در عراق بلافاصله با معظم‌له تماس مي‌گيرد و به دنبال آن دو نفر از نمايندگان نهضت با ايشان ملاقات و پيام نهضت را به ايشان مي‌دهند. و از آن پس هر موقع ضرورتي ايجاب مي‌نموده است نماينده نهضت با ايشان تماس گرفته است. ايشان از فعاليت‌هاي تبليغاتي و انتشاراتي نهضت مطلع بوده و هستند و آنها را شفاهاً بارها تأييد كرده‌اند.

 

ترجمه: متأسفانه متن كامل اين گزارش در دسترس نيست.

1. 1345

2. 1350

3. منظور آقاي مهندس توسلي است

4. منظور آقايان دكتر مصطفي چمران و دكتر يزدي است.

 

 

بسمه تعالي

21  آذر 1351

از: مسئول پيام مجاهد

به: تمام برادران مسئول و همكار

موضوع: محتواي روزنامه

برادر ايماني عزيز بعد از سلام به‌طوري كه مي‌دانيد و همان‌طور كه انتظار مي‌رفت و پيش‌بيني مي‌شد روزنامه با استقبال فراواني روبرو شده است. اما اين بدان معنا نيست كه روزنامه توانسته است كيفيت محتوي خود را به سطحي كه درخور و شايسته بينش فكري و سياسي ما و رسالت روزنامه است برساند. پيام هنوز با اشكالات فراواني روبروست. رفع اين اشكالات تنها و تنها با كار مداوم و مستمر و مشترك و دسته‌جمعي همه برادران امكان‌پذير خواهد بود. نه با كوشش چند نفر معدود. و البته باز اين بدان معنا نيست كه برادران همكاري نمي‌كنند. بلكه برعكس. اما بايد همكاري‌ها را توسعه داد. هماهنگ ساخت. و مقصود از اين نامه ايجاد اين هماهنگي مي‌باشد.

الف ـ مسائل مالي: به‌زودي گزارش مالي تهيه و داده خواهد شد. قسمت عمده مخارج ما را توزيع روزنامه‌ها تشكيل مي‌دهد. و اين مخارج با ازدياد تعداد آدرس‌ها و تيراژ روزنامه‌ به سرعت رو به ازدياد است. دوستاني كه تعهدات مالي سپرده‌اند لازم است تعهدات خود را ـ بدون آنكه منتظر مطالبه ما باشند ـ ارسال دارند. مهم‌تر آنكه هريك از دوستان بايد در حوزه فعاليت خود به جمع‌آوري اعانه و كمك مالي از كساني كه قابل اعتماد هستند بپردازند.

ب ـ اخبار ايران: اخبار داخلي هنوز يا خيلي دير مي‌رسند يا نامرتب و يا ناقص هستند. ناقص بودن اخبار باعث شده است كه گاه ما نتوانيم خبري را به موقع چاپ نمائيم. چه به نظر ما عدم انتشار يك خبر از انتشار خبر ناقص و يا مجهول بهتر است. اعتماد توده ايراني خارج از كشور به محتويات روزنامه وقتي جلب مي‌گردد كه اخبار و اطلاعات موثق و خالي از اقرارگوئي باشند. برادراني كه مسئول تهيه و ارسال اخبار هستند و يا آنهائي كه از ايران برايشان خبري مي‌رسد در اولين فرصت ارسال دارند.

ج ـ تفسيرهاي سياسي و اقتصادي: مهمتر از خود اخبار تفسير و توضيحات درباره آنهاست. مثلاً بسته‌شدن حسينيه ارشاد يك خبر است و توضيح و تفسير و بيان و افشاي روابط و دلايلي كه منجر به اين امر شده است امري مهم‌تر است. در تفسير اخبار لزومي ندارد كه يك خط در ميان به شاه و شركائش و اربابانش حمله شود. بلكه اين درك و بيان روابط دروني در فعل و انفعالات سياسي و اقتصادي در ايران و يا جاهاي ديگر است كه در خواننده ايجاد بينش و هوشياري سياسي مي‌نمايد. يك مقاله عميق تحليلي روشنگرانه سياسي به مراتب از چندين اعلاميه غليظ و شديد و و شعار مؤثرتر است.

فراموش نبايد كرد كه نقش و وظيفه روزنامه گسترش بينش سياسي و جهت دادن به مبارزات در جهت جهاد مسلحانه است. و اين با شعار دادن ميسر نمي‌شود. بلكه با شناخت مواضع دشمن و شناساندن راه صحيح مقابله با دشمن عملي خواهد شد. و اين از راه تجزيه و تحليل عمليات دشمن و افشاي آنها ممكن مي‌گردد. هرقدر تفسيرها و تحليل‌ها علمي‌تر و روشن‌تر و واقع‌بينانه‌تر باشند مؤثرتر و مفيدتر خواهند بود. در اين قسمت ما هنوز خيلي ضعيف هستيم. برگرداندن برخي از مطالب ارسالي بعضي از برادران براي تجديدنظر و تكميل به اين دلايل بوده است.

دـ جامعيت مطالب روزنامه: سرنوشت جنبش انقلابي در ايران رابطه مستقيم و نزديك با جنبش‌هاي برادر و رابطه غيرمستقيم با جنبش‌هاي مشابه دارد. توسعه و گسترش جنبش مردم فلسطين و يا شكستشان با جنبش مردم ما رابطه مستقيم دارد. و مال مردم ويتنام رابطه غيرمستقيم. اما در تمام اين جنبش‌ها ما با يك دشمن سروكار داريم. استراتژي و تاكتيك‌هاي اين دشمن در همه‌جا كم و بيش يكسان است. پيروزي‌ها و شكست‌هاي اين جنبش‌ها مي‌تواند و بايد براي ما آموزنده باشد. بررسي و انعكاس و تفسير و توضيح و معرفي جنبش‌هاي انقلابي و ضداستعماري در ساير نقاط دنيا نهايت ضرورت را دارد. در اين زمينه نيز ما احتياج به كار فراوان داريم. جنبش‌هائي كه بايد مرتباً مورد بررسي قرار گيرند به ترتيب ضرورت و اهميت عبارتند از: فلسطين ـ ظفار ـ چاد ـ انگولا ـ فيليپين ـ يونان ـ كشورهاي امريكاي لاتين ـ ايرلند و ويتنام. هر يك از اين جنبش‌ها به‌نحوي براي ما آموزنده هستند. جنبش مردم ويتنام دنيائي است از تجارب آزمايش‌شده ـ و جنبش فيليپين و يا چاد و يا فلسطين با مشخصات يك جنبش انقلابي در حال توسعه.

هـ ـ انتقاد و راهنمائي: و اين‌هم ضعفي ديگر. كه برادران روزنامه را با ديد انتقادي بررسي نمي‌كنند. و يا انتقادات خود را مطرح نمي‌سازند. انگار كه روزنامه بي‌عيب و نقص است و يا همين‌قدر كه روزنامه‌اي با مشخصات موردنظر منتشر مي‌شود ما را بس!! و قانعيم. و اين برادر درست نيست. روزنامه را بايد با ديدي دقيق بررسي كرد. حلاجي نمود. انتقاد كرد. و پيشنهاد داد.

وـ به پيوست سه ليست از نشريات دشمن: مطبوعات ملي و ضداستعماري و مخالف و روزنامه‌ها و مجلات خارجي تقديم محضر مبارزك مي‌گردد. آنهائي كه با دايره‌اي مشخص شده‌اند سهم شماست كه در ليست اول آنها ابونه شويد و از ليست سوم آنها را مرتباً مطالعه كرده و مطالب موردنظر را يا بريده و يا عكس‌برداري كرده و براي ما بفرستيد. از ليست دوم لازم است كه ترتيب دريافت آنها را بدهيد. در صورتي كه در انجام اين مأموريت با اشكالاتي روبرو خواهيد شد در اولين فرصت ما را مطلع سازيد.

زـ به‌زودي ليست موضوعات و مسائلي كه هر يك از برادران بايد عهده‌دار بررسي و مطالعه آنها بشوند تهيه و فرستادذه خواهد شد. در صورتي كه شما مايليد موضوع خاصي را براي مطالعات خود انتخاب كنيد لازم است هرچه زودتر اطلاع دهيد.

و……

به اميد موفقيت

كمال*

* دكتر ابراهيم يزدي

 

 

گزارش مذاكرات با هيئت دبيران اتحاديه اروپا: 24 اكتبر 74(1) ـ كنستانس

از اعضاي هيئت دبيران منتخب نشست جديد 4 نفر از برادران و يك خواهر شركت داشتند.

برادران: شاه‌حسيني مسئول مالي؛ رضازاده انتشارات؛ عليزاده فرهنگي؛ و خانم سرداني مسئول ارتباطات داخلي. علاوه بر اين اعضاء آقاي موسوي، مسئول كميته فلسطين نيز حضور داشتند. مسئول ارتباطات خارجي برادر كريم‌نيا در جلسه حضور نداشتند.

قبل از شروع مذاكرات توضيح داده شد كه اينجانب عضو هيئت دبيران انجمن اسلامي دانشجويان امريكا نيستم و به عنوان نماينده آنها صحبت نمي‌كنم بلكه به عنوان يك برادر متعهد و علاقمند به انجمن و و كسي كه در تماس دائم با هيئت دبيران و ساير فعالين مي‌باشد صحبت مي‌كنم و تا آنجا كه ميسر باشد نظرات برادران امريكا را آن‌طور كه براي من تفهيم شده است براي شما شرح خواهم داد و نظرات شما را براي آنها خواهم برد. با اين تفاهم صحبت‌ها شروع شد.

 

الف: درباره روابط اتحاديه يا يو.ام.اس.اُ (UMSO) سؤال شد (اتحاديه انجمن دانشجويان مسلمان در اروپا و سازمان قاره‌اي): برادران توضيح دادند كه در گذشته روابطي وجود داشته است، اما به‌تدريج روابطشان قطع شده است. علت اين قطع روابط را جمعاً دو چيز عنوان كردند: اول نواقص تشكيلاتي اتحاديه كل و اشكالات نشست ساليانه آنها. دوم: برداشت‌ها و فهم و درك آنها از اسلام. در سال‌هاي گذشته ـ كه كم و بيش اعضاي اخوان المسلمين در اروپا اتحاديه كل را كنترل مي‌كردند باز يك جوش و خروشي داشتند. اما اكنون آن‌هم از بين رفته است. اما در همان گذشته هم چون احساس برادران ما در اروپا اين بوده است و شواهدي داشته‌اند كه اتحاديه كل از برخي از كشورهاي عربي پول دريافت مي‌كند و حاضر نيستند آن را افشا سازند يك نوع تصادماتي هميشه وجود داشته است. به‌خصوص كه آنها ـ اتحاديه كل ـ نمي‌خواسته است برادران ايراني از اين كار آنها سردرآورند.

كنگره‌هاي ساليانه اتحاديه كل معمولاً 70 تا 80 نفر شركت مي‌كننند.

يك اشكال بزرگ در اروپا ـ تعدد كشورها و زبانهاست ـ كه در مقايسه با امريكا، نشست ساليانه با شركت افراد و گروه كثيري را غيرممكن مي‌سازد. اما قاعدتاً چون تعداد دانشجويان و مسلمانان مقيم هريك از كشورهاي اروپائي زياد است، تشكيل جلسات ساليانه وسيع بايد ممكن باشد.

ب ـ رابطه با كنفدراسيون: اتحاديه اروپا ـ در سطح هيئت دبيران هيچ‌گونه رابطه رسمي با كنفدراسيون ندارد. اما در سطح واحدهاي محلي افرادي از انجمن اسلامي دانشجويان يا در جلسات كنفدراسيون شركت مي‌كنند و يا در برخي از واحدها اعضاي انجمن ـ چند نفري ـ عضو كنفدراسيون نيز هستند. در برخي از واحدها، جو غالب ضد كنفدراسيوني است و اعضاي انجمن نه به جلسات آنها مي‌روند و نه آنها به جلسات انجمن عمومي انجمن مي‌آيند. اصولاً در شهرهاي بزرگ، با تمركز دانشجويان ـ كه هم انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان وسيع تشكيل نمي‌شود و هم جلسات كنفدراسيون، از هر دو گروه افرادي هستند كه در هر دو جلسه شركت مي‌كنند. اما در شهرهاي با تعداد كم دانشجو تماس‌ها كمتر و يا اصلاً نيست. شركت افراد هم دو نوع است. يكي آنكه فقط «شركت» مي‌كنند در جلسات فقط براي حفظ روابط، اما دربرخي شهرها شركت فعالانه دارند. يعني هم فعاليت مي‌كنند و هم قبول مسئوليت در درون كنفدراسيون. اين شركت و فعاليت در كنفدراسيون در گذشته شايد بيشتر بوده است. اما بعداً خود را كنار كشيدند تا به خودسازي بپردازند. اما در حال حاضر مشخص نيست كه چه بايد كرد؟

براي برادران عضو هيئت دبيران درباره گذشته كنفدراسيون و نقش برادران مسلمان در فعاليت سازمان دانشجويان در امريكا در سال‌هاي بين 1960 و 1966 صحبت شد و توضيحاتي داده شد. و اينكه چرا در آن سال‌ها اين برادران مسلمان از كنفدراسيون و فعاليت‌هاي وابسته بدان خود را كنار كشيدند و به كارها و فعاليت‌هاي نوع ديگر پرداختند.

 

ج ـ درباره روابط بين دو انجمن (اروپا و آمريكا)

1ـ چرا نماينده به نشست امريكا اعزام نمودند؟ دعوت‌نامه دبير به دست آنها رسيد. مسئول صندوق پستي آخن آدرس اتحاديه ـ بدون تنظيم ترتيبي براي ارسال نامه‌هاي واصله ـ از آخن مي‌رود. و لذا نامه‌ها وقتي بدست مسئولين مربوطه مي‌رسد كه ديگر دير شده بود.

2ـ درباره مكتب مبارز گله داشتند كه امريكا همكاري نمي‌كند و از عدم همكاري سؤال كردند؟ و هم‌چنين نظر ما را درباره طرز كار مكتب سؤال كردند.

درباره عدم همكاري توضيح داده شد كه علت خاصي ـ يعني علت عدم علاقه ـ نيست بلكه وضع خاص خود انجمن امريكاست از يك طرف، و از طرف ديگر اينكه مسئولين مكتب مبارز تا به‌حال به‌طور روشن و صريح اهداف مكتب مبارزه را و نوع مقالات و مطالبي كه ضروري است تنظيم ننموده‌اند.

برادران اروپا گفتند كه امسال نشست آنها اين مسائل را روشن كرده است و يك كپي از مصوبات نشست خودشان را دادند. سؤال كردند كه آيا اين مصوبات براي امريكا قابل قبول هست ياخير؟

پاسخ داده شد كه: در يك يا دو ماه قبل از تشكيل نشست امريكا، برادر صادق، عضو سابق هيئت دبيران اروپا طي نامه خصوصي از اينجانب درباره نحوه اداره مكتب مبارزه نظر خواست كه تهيه و تنظيم و جهت ايشان ارسال شد. در همان تاريخ نيز كپي نامه مزبور به هيئت دبيران امريكا ارسال شد. طرح پيشنهادي براي برادر صادق، در جزوه منشور فرهنگي حوزه هوستون كه به نشست ساليانه امريكا پيشنهاد شد بود تصويب شده است. مفاد اين طرح براي برادران توضيح داده شد. مصوبات نشست اروپا در يك يا دو مورد با آنچه امريكا تصويب كرده است يكسان است.

براي برادران اروپا توضيح داده شد كه اگر مكتب مبارز قرار است كه ارگان را در سازمان، باشد و هر دو متساوياً دل بسوزانند و كار كنند شما بايد امريكا به دور جريان عمل قرار دهيد. و عملاً از آنها نظر بخواهيد. مطالب مجله چون هر سه ماه يك بار قرار است چاپ بشود، لذا مي‌توان و بايد آنها را بر آن رايت، خواندن و اظهارنظر به امريكا ارسال داشت. اگر شما هر چيزي را چاپ كنيد و نظر امريكا را نخواهيد و نپرسيد، برادران امريكا هم نسبت به مجله بي‌تفاوت خواهند شد. و آن را آن‌طور كه بايد و شايد متعلق به خودشان نخواهند دانست. انتقاداتي كه درباره مطالب مكتب مبارز وجود دارد مطرح گرديد.

3ـ درباره طرح طرز كار انجمن در امريكا توضيحاتي داده شد، و به‌خصوص درباره رساله‌هاي تهيه‌شده، كه برخي از آنها به تصويب نشست هم رسيده است. برادران اروپا اظهار علاقه مي‌كردند كه بايد فعاليت‌هاي فرهنگي در دو قاره منظم بشود و هماهنگ. انتقال تجارب فرهنگي اروپا به امريكا (تشكيل سمينارها و غيره) نهايت ضروري است گفته شد كه نبايد نوعي از ملوك‌الطوائفي در درون انجمن‌ها وجود داشته باشد.

برادران اروپا گفتند كه برنامه‌هاي فرهنگي مشترك منطقه‌اي در اروپا به مقدار زيادي مشكلات بالا را حل كرده است. درباره برنامه انتشاراتي امريكا سئوال شد كه جواب داده شد كه هنوز روشن نيست و قاعدتاً دبير فرهنگي جديد برمبناي منشور فرهنگي بايد تنظيم نمايد و مطمئناً شما هم مطلع خواهيد شد.

4ـ درباره طرح چاپخانه و طرح دفتر پخش كتاب براي برادران اروپا توضيح داده شد كه هر دو به عنوان بازوهاي فني در اختيار انجمن خواهند بود. ضمن بحث در اين مسئله برادران اروپا نظر مي‌دادند كه اين كار ممكن است ايجاد اشكال براي افراد نمايد. به اين عبارت كه بعضي از افراد كه كار چاپي مي‌كنند ممكن است فقط چاپچي بشوند و ديگر كار مطالعه را كنار بگذارند يا آنها كه اهل قلم مي‌شوند كار فني كنند.

به عبارت ديگر اين برادران مي‌گويند كه اين طرح افراد را «يك‌بعدي» مي‌كند. در اين‌باره توضيحات كافي داده شد.

5ـ وضع مالي اتحاديه اروپا خوب نيست. برآورد مخارج مالي 20 ـ 25 هزار مارك هست. كه از محل كمك اعضاء تأمين مي‌گردد. علاوه بر اين كمك‌هاي ديگري هم افراد براي صندوق فلسطين مي‌فرستند كه در حدود سالي 5 ـ 6 هزار مارك بالغ مي‌گردد.

6 ـ درباره نشريه «قدس» گفته شد كه اگر بخواهند اركان هر دو انجمن باشد بايد به تصويب امريكا برسد. چه ممكن است تناقضاتي با مصوبات امريكا داشته باشد. (به مصوبات نشست اروپا رجوع كنند) در رابطه با همين نشريه مقداري درباره سياست‌هاي كلي و عمومي و خط‌مشي و استراتژي انجمن‌هاي اسلامي در خارج از كشور صحبت شده و به‌خصوص درباره اينكه آيا انجمن‌ها فعالانه در مبارزات سياسي بايد شركت كنند يا خير؟

7ـ گفتند كه قرار است كتاب «سوره روم» و يك كتاب ديگر از طرف امريكا چاپ شود آيا انجام شده است يا خير؟ چون نمي‌دانستم جوابي نداشتم بدهم. اما سؤال شد كه آيا اين سوره روم از روي نوار استخراج شده است؟ و آيا تهران اين كار را كرده است يا اروپا يا خود امريكا، به علت آنكه به موجب اطلاعيه حسينيه ارشاد، دكتر شريعتي درخواست كرده است كه سخنراني‌هاي او را از روي نوارها چاپ نكنند تا وقتي خود او آنها را ببيند و اصلاحات لازم را بنمايد.

هم‌چنين گفتند كه گويا ترجمه عربي «آري اين‌چنين بود برادر» منتشر شده است. درخواست شد كه در صورت امكان براي ما يك يا چند جلد بفرستند.

8 ـ درباره «مجموعه كرامه» گفته شد كه مسئول آن آقاي حبيبي بوده است. اما ايشان به علت عدم نظم و ديسيپلين اعضاي فعال انجمن و برخي انتقادات و اشكالات ادامه كار را نپذيرفته‌اند اما مجموعه كرامه ادامه پيدا خواهد كرد و مقالات ديگري در تحت همين نام منتشر خواهد شد.

مقاله «فيليپين» كه اينجانب و براي هيئت دبيران امريكا فرستاده بودم بدست آنها رسيده است و قرار است بعد از انتشار جزوه‌هاي درباره اريتره و ظفار آن را منتشر سازند.

9ـ درباره روابط با بني‌صدر صحبت شد. برادران اروپا گفتند كه:

ـ هيئت دبيران جديد با او تماس گرفته است و صحبت كرده است. مقالات يا مقاله‌اي از ايشان در دست اصلاح است كه بعد از آن منتشر خواهد شد.

ـ آقاي بني‌صدر به آنها گفته است كه با امريكا رفع اختلاف كرده‌اند و به توافق‌هايي رسيده‌اند. اما درباره محتوي توافق‌ها چيزي نگفته‌اند.

ـ آقاي بني‌صدر علاوه بر مقالاتي كه براي مكتب (مبارز) مي‌فرستند، در سمينارهاي علمي شركت مي‌كنند.

**********

اينها بود ‌رئوس مطالبي كه بابرادران اروپا صحبت شد. مطمئن هستم كه مطالب شايد اين‌جا و آنجا ـ سهواً از قلم افتاده است و به‌خاطر نمي‌آيد. اما اين مجموعه روي‌هم كاملي است از آنچه مذاكره شد. اميدوارم مفيد واقع گردد.

اما به پيشنهادات اينجانب به هيئت دبيران:

1ـ كليه مصوبات نشست امسال را براي آنها بفرستند. به‌خصوص رساله‌هاي فرهنگي از جهت تنظيم خط‌مشي‌هاي مشترك.

2ـ مسئول انتشارات بايد هرچه بيشتر با مسئول انتشارات (دبير فرهنگي) اروپا تماس داشته باشد و تبادل‌نظر نمايد. به‌خصوص همكاري عملي ـ قدمي ـ قلمي در مكتب مبارز نهايت ضرورت را دارد. برادران اروپا بايد مطالب مجله را قبل از انتشار براي تصويب امريكا بفرستند.

3ـ بايد ترتيبي داده شود كه بهاي نشريات ارسالي آنها فوراً ارسال گردد تا آنها در مضيقه‌ مالي نباشند. مخارج چاپ مكتب مبارز بايد مشتركاً پرداخت شود.

و السلام

با تشكر كمال(2)

1. 2 آبان 1353

2. دكتر ابراهيم يزدي

 

 

بسمه تعالي

خصوصي است. نه براي انتشار 5/5/75

موضوع: مطالعه مطبوعات خارجي و بريده اخبار ايران (News of Iran:N.O.I)

برادر ايماني بعد از سلام

1ـ ليست مطبوعات و منابع خارجي را كه معمولاً مطالبي و يا تفسيرهائي درباره ايران و يا خاورميانه دارند به پيوست ارسال مي‌دارد. منابعي كه با علامت (*) مشخص شده‌اند، سهم شماست كه آنها را به وسايل مقتضي محلي، مورد مطالعه قرار دهيد. مطالب موردنظر را بريده و سپس ارسال داريد. (به توضيحات زير توجه كنيد)

2ـ مطالب ارسالي پس از وصول به صورت زير تقسيم‌بندي و عمل مي‌شوند:

اول ـ نسخه‌اي از كليه مطالب جمع‌آوري شده براي «تيم سياسي» ارسال مي‌گردد.

دوم ـ مطالب جمع‌آوري شده بر حسب موضوع، تقسيم‌بندي شده براي برادراني كه مطالعه و بررسي آنها را تقبل كرده‌اند ارسال مي‌گردد.

سوم ـ از كليه مطالب يك نسخه براي بايگاني مركزي حفظ مي‌شود.

3ـ با توجه به توضيحات بالا ضروري است كه بريده مطالب نشريات را به شكل نمونه پيوست روي صفحات جداگانه‌اي با ذكر منبع و تاريخ آن بچسبانيد و سپس ارسال داريد. در صورتي كه امكانات تهيه نسخ اضافي در دسترس شما هست، از هر مطلبي شد نسخه ارسال داريد.

با عرض تشكر. به اميد موفقيت. والسلام

كمال*

* دكتر ابراهيم يزدي

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

اساسنامه نهضت آزادي ايران در آمريكا

مصوب 1975

به ياري خداي بزرگ و توانا:

ان الله لايُغَيرُوا ما بقوم حتي يغيّروا ما بانفسهم

بخش 1ـ مقدمه:

با توجه به خفقان ناشي از حكومت پليس و سازمان امنيت كه ناچار سازمان‌هاي سياسي بايد به صورت مخفي فعاليت كنند و نيز عملكرد پراكنده نيروهاي مسلمان خارج از كشور كه در صورت عدم تشكل حزبي قادر نيست پاسخ‌گوي نيازهاي جنبش آزادي‌بخش ايران در داخل و خارج از كشور باشد، با توجه به روند تكاملي جنبش در ايران كه ايجاب مي‌كند سازمان سياسي متشكلي جريانات جنبش را به صورت هماهنگ منعكس نمايد و اقدامات دفاعي را با استفاده از تمام امكانات به نحو پي‌گير انجام دهد با توجه به خلاء فكري موجود در جامعه ايران و به‌ويژه بين نسل جوان و روشنفكر و رسالتي كه نهضت آزادي ايران مي‌تواند در هدايت و رهبري فكري آنان داشته باشد.

و با توجه به ضرورت مبارزات پيگير و عميق براي فراهم كردن مقدمات و شرائط يك تحولي اساسي و اجتماعي در ايران و به منظور تحقق‌بخشيدن به هدف‌هاي نهضت آزادي ايران كه از روح جهان‌بيني اسلام الهام مي‌گيرد و از تجربيات گرانبهاي سال‌ها مبارزه برخوردار بوده و پايه‌اي مردمي در جامعه ما دارد، نهضت آزادي ايران در خارج از كشور (بخش آمريكا) تشكيل شده است.

از آنجا كه شرايط پليسي و خفقان‌آور ايران و وجود سازمان‌هاي جاسوسي داخلي و خارجي موجوديت نهضت و اعضاء آن را به خطر مي‌افكند. سازمان نهضت آزادي ايران در خارج از كشور (بخش آمريكا) به صورت مخفي خواهد بود و كليه اعضاء نهضت به‌جز در مواردي كه علني شدن عضوي ضرورت پيدا كند فعاليت‌هاي خود را به صورت مخفي انجام خواهند داد.

اساسنامه حاضر به منظور پاسخ‌گوئي به احتياجات فوق با توجه به اصل تشويق روح خودجوشي و استقلال واحدهاي نهضت در كادر اساسنامه موجود با رعايت اصول دموكراسي و مركزيت و با درنظر گرفتن شرايط و مقتضيات خارج از كشور (آمريكا) تنظيم مي‌گردد.

 

بخش 2ـ هدف و خط مشي:

قسمت اول هدف ـ اجراي كامل دستورات دين مبين اسلام و تحقق آرمان‌هاي مقدس نهضت ملي ايران يعني كسب استقلال كامل سياسي، اقتصادي و فكري و مبارزه با هر نوع استعمار خارجي و استبداد داخلي و فراهم كردن زمينه‌هاي يك انقلاب اساسي و همه‌جانبه از لحاظ فكري و سياسي.

قسمت دوم خط مشي ـ براي پيشبرد هدف‌هاي فوق و با الهام از مرامنامه نهضت آزادي ايران كه مبتني بر مباني دين اسلام و اعلاميه جهاني حقوق بشر است و نيز با توجه به مقتضيات و امكانات ما در آمريكا، خط‌مشي سازمان ما عبارت خواهد بود از:

 

بند الف ـ از لحاظ بين‌المللي

1ـ مبارزه با هرگونه استعمار و استعمار نو به‌خصوص آنهائي كه به تماميت ارضي و ذخائر ملي و طبيعي ما چشم طمع دارند.

2ـ همگامي با نهضت‌هاي آزادي‌بخش كليه كشورها به‌خصوص كشورهاي برادر و پشتيباني از حقوق حقّه آنها.

3ـ سعي در شناساندن نهضت آزادي ايران در سراسر دنيا به‌ويژه در كشورهاي برادر.

 

بند ب ـ از لحاظ سياست داخلي

1ـ كمك به مبارزات نيروهاي مجاهد مسلمان و ساير نيروهاي مخالف رژيم

2ـ دادن آگاهي و شعور انقلابي اسلامي به توده‌هاي مردم و نيروهاي سياسي به‌وسيله شناساندن نهضت‌هاي رهائي‌بخش كشورهاي عقب‌ گذاشته‌ شده به‌ويژه آنهائي كه با ما علائق و مشكلات مشترك دارند.

3ـ پرهيز از تصادم و تضاد با ساير نيروهاي مخالف رژيم.

با توجه به اصول سه‌گانه بالا وظيفه نهضت در آمريكا عبارت خواهد بود از:

الف. شناساندن انگيزه‌هاي فكري و سياسي نهضت آزادي ايران و توسعه امكانات و تسهيل مشكلات برادران ما در داخل ايران.

ب. منعكس ساختن كليه مبارزات و مقاومت‌هائي كه در داخل ايران عليه دستگاه مي‌شود از قبيل مقاومت دهقانان،‌ عشاير، ارتشيان آزاده، بازاريان، كارگران، دانشجويان و غيره.

ج. منعكس ساختن حقانيت و اصالت مبارزات مراجع و علماي اسلامي در خارج از كشور.

د. هدايت مبارزات دانشجوئي و سعي در عدم انحراف آنها از مبارزات ملي.

هـ . خنثي كردن فعاليت‌ها و تبليغات عوامل رژيم و گروه‌هاي مخالف نهضت ملي ايران.

 

بخش 3 ـ تشكيلات:

قسمت اول ـ نام:

ماده 1ـ نام: نهضت آزادي ايران در خارج از كشور بخش آمريكا.

تبصره 1 ـ هرجا لغت نهضت به كار برده شده منظور نهضت آزادي ايران در خارج از كشور بخش آمريكا مي‌باشد.

تبصره 2ـ اعلاميه‌ها و برنامه‌هائي كه توسط نهضت در آمريكا تهيه و نوشته ميشوند با ذكر نام بخش آمريكا مشخص خواهد شد و كليه نشريات ديگر با همان عبارت نهضت آزادي ايران (خارج از كشور) مشخص مي‌شوند.

تبصره 3 ـ بخش نهضت در آمريكا از استقلال تشكيلاتي برخوردار مي‌باشد.

ماده 2ـ نهضت آزادي ايران در آمريكا بخشي از نهضت آزادي ايران در خارج از كشور است و از اساسنامه و خط‌مشي آن پيروي مي‌كند و موظف به همكاري مستقيم با آنست.

 

قسمت دوم ـ شوراي مركزي:

ماده 3ـ شوراي مركزي عالي‌ترين مرجع نهضت مي‌باشد.

ماده 4ـ شورا حداقل هر شش ماه يك‌بار تشكيل جلسه مي‌دهد.

تبصره 1ـ كميته اجرائيه مسئول تعيين وقت و محل جلسه مي‌باشد.

تبصره 2ـ وقت و محل تشكيل جلسه بايد حداقل دو هفته قبل از موعد تشكيل توسط كميته اجرائيه به اطلاع تمام اعضاي شورا برسد.

ماده 5 ـ جلسات شورا با شركت حداقل دوسوم اعضاي آن رسمي مي‌شود.

تبصره 1ـ اعضاي شورا موظفند دلائل غيبت خود را قبلاً به اعضاي كميته اجرائيه اطلاع دهند.

تبصره 2ـ در موارد ضروري به پيشنهاد كميته اجرائيه يا نصف اعضاء شورا جلسه فوق‌العاده تشكيل مي‌شود.

 

ماده 6ـ اختيارات و مسئوليت‌هاي شورا:

الف ـ بررسي كار گذشته كميته اجرائيه و افراد سازمان.

ب ـ تعيين و تصويب برنامه‌هاي آينده سازمان و تنظيم خط مشي كلي.

ج ـ تغيير و تفسير اساس‌نامه.

د ـ انتخاب كميته اجرائيه.

هـ ـ رسيدگي به انتقادات اعضاء

تبصره 1ـ پيشنهادهاي مربوط به بند ج پس از ارسال به شوراهاي شهري يا منطقه‌اي و برگشت نظرات آنها توسط كميته اجرائيه براي تصميم نهائي به شورا تقديم مي‌شود.

تبصره 2ـ تغيير مواد اساس‌نامه با تصويب دوسوم اعضاي شورا عملي مي‌باشد.

ماده 7 ـ شورا در هر سال از بين خود سه نفر را با رأي مخفي به عنوان كميته اجرائيه انتخاب مي‌نمايد. اعضاي كميته اجرائيه بايد از نظر اعضاي سازمان مخفي باشند.

ماده 8 ـ شورا مي‌تواند يك يا همه اعضاي كميته اجرائيه را بركنار و اعضاي جديدي را انتخاب كند. اعضاي مستعفي يا معزول كميته اجرائيه همچنان عضو شورا باقي خواهند ماند.

ماده 9ـ كليه تصميمات به جز در مواردي كه در اساس‌نامه قيد شده باشد با رأي اكثريت اعضاي حاضر در جلسه شورا اتخاذ مي‌گردد.

ماده 10ـ شورا در موارد ضروري مي‌تواند به اتفاق آراء يك نفر از اعضاي سازمان را به عضويت خود انتخاب نمايد.

 

قسمت سوم ـ كميته اجرائيه:

ماده 11ـ كميته اجرائيه مركب از سه نفر است كه توسط شورا با رأي مخفي انتخاب مي‌شوند.

ماده 12ـ كميته اجرائيه حداقل هر سه ماه يكبار تشكيل جلسه خواهد داد.

تبصره 1ـ دو نفر از اعضاي كميته اجرائيه مي‌توانند تقاضاي تشكيل جلسه فوق‌العاده بنمايند.

ماده 13ـ جلسه كميته اجرائيه با حضور دو نفر از اعضاي آن رسمي خواهد بود.

تبصره 1ـ كليه تصميمات به جز در مواردي كه اساس‌نامه پيش‌بيني كرده باشد به اتفاق آراء اعضاي كميته اجرائيه اتخاذ مي‌گردد.

تبصره 2ـ مسئول تشكيلات و مالي مسئول اطلاع ودعوت براي تشكيل جلسه كميته اجرائيه وتنظيم دستور جلسات مي‌باشد.

ماده 14ـ در صورتي كه يكي ازاعضاء كميته اجرائيه به عللي كم شود دو عضو باقيمانده مي‌توانند از يكي از اعضاء شورا موقتاً دعوت به همكاري نمايند تا در اولين جلسه شورا مسئله كميته اجرائيه مورد رسيدگي قرار گيرد.

ماده 15ـ در صورتي كه به عللي كميته اجرائيه از اكثريت بيافتد جلسه فوق‌العاده شورا بايد براي تكميل كميته اجرائيه تشكيل شود. دراين فاصله عضو باقيمانده به كمك ساير اعضاي شورا ترتيب كارها را داده و از وقفه در فعاليت جلوگيري به عمل خواهد آورد.

ماده 16ـ اختيارات و مسئوليت‌هاي كميته اجرائيه:

الف ـ انجام كليه امور اجرائي سازمان در كادر خط‌مشي كلي و مصوبات شورا.

ب ـ تقديم گزارش كارهاي انجام شده به شورا.

ماده 17ـ تقسيم كار در كميته اجرائيه

الف ـ مسئول تشكيلات و اطلاعات و مالي مسئول عضوگيري، كليه كارهاي تشكيلاتي، جمع‌آوري و تحليل اطلاعات، جمع‌آوري وجوه مالي، تنظيم بودجه و رسيدگي به درآمدها و مخارج نهضت مي‌باشد.

ب ـ مسئول فرهنگي مسئول تهيه و تنظيم كليه برنامه‌هاي تعليماتي، تبليغاتي و انتشاراتي مي‌باشد.

ج ـ مسئول روابط بين‌المللي مسئول كليه روابط نهضت با سازمان‌هاي سياسي، ديني، اجتماعي و غيره درداخل و خارج آمريكا مي‌باشد.

 

قسمت چهارم ـ حوزه‌ها و شوراها:

الف ـ شوراي منطقه‌اي:

ماده 18ـ چهار شوراي منطقه‌اي در آمريكا وجود دارد كه عبارتند از شوراهاي شرق، غرب، شمال مركزي، و جنوب مركزي. هر شوراي منطقه‌اي به وسيله مسئولين شوراهاي بخش آن منطقه تشكيل مي‌شود و به وسيله مسئول شوراي منطقه‌اي با كميته اجرائيه در تماس است.

ب ـ شوراي بخش:

ماده 19ـ شوراي بخش به وسيله مسئولين حوزه‌ها و اعضاي فعال يك ناحيه تشكيل مي‌شود.

تبصره 1ـ وسعت منطقه فعاليت شوراي بخش منطقه جغرافيائي بخصوصي را شامل نمي‌شود بلكه بستگي به تراكم دانشجوئي و تعداد اعضاء در آن ناحيه دارد.

تبصره 2ـ مسئول شوراي بخش به عنوان نماينده آن درشواري منطقه‌اي شركت مي‌كند.

ج ـ حوزه:

ماده 20ـ حوزه به وسيله 3 تا 5 نفر عضو ساكن يك شهر تشكيل مي‌شود.

تبصره 1ـ مسئول حوزه نماينده آن در شوراي بخش است.

تبصره 2ـ اگر تعداد اعضاء در يك شهر از 5 نفر تجاوز نمايد بايد اقدام به تشكيل حوزه‌هاي اضافي نمايد.

قسمت پنجم ـ شرايط عضويت:

ماده 21ـ عضو فرديست كه واجد كليه شرايط زير باشد.

الف ـ اعتقاد به مكتب اسلام به عنوان زيربناي فكري، عقيدتي سازمان.

ب ـ اساس‌نامه و خط‌مشي كلي نهضت را بپذيرد.

ج ـ انگيزه مبارزه او صرفاً كمال انسانيت و نجات ملت باشد.

د ـ مشهور به صفات ناپسند و معتاد به كارهاي زشت نباشد.

هـ ـ مقداري از وقت و پول خود را برطبق مصوبات در اختيار سازمان بگذارد.

 

قسمت ششم ـ حقوق و وظائف اعضاء:

الف ـ حقوق

ماده 22ـ هر عضو حق دارد از سياست كلي سازمان و كارهاي عمومي آن (مگر آنچه مخفي‌بودنش تصويب شده باشد) باخبر و آگاه باشد.

ماده 23ـ هر عضو حق دارد نظريات و سؤالات خود را در مورد سياست گذشته، حال و آينده سازمان و نيز پيشنهادهايش را از طريق تشكيلاتي مطرح كند.

ماده 24ـ هر عضو حق دارد از هر يك از اعضاء كه با او درتماس است از طريق تشكيلاتي انتقاد كند.

ب ـ وظائف:

ماده 25ـ هر عضو سازمان بايد سعي كند كه نمونه يك مسلمان واقعي باشد و در رشد شخصيت خويش بكوشد و دركليه فعاليت‌هاي نهضت مبتكر و پيش‌قدم باشد.

ماده 26ـ از خط‌مشي كلي نهضت از لحاظ فكري و سياسي آگاهي پيدا كرده و در توسعه آن همواره كوشا باشد.

ماده 27ـ مرام و خط‌مشي فكري و سياسي را با توجه و رعايت اصول اختفاي سازمان براي عموم توضيح داده و آنها را تشويق به فعاليت كند.

ماده 28ـ وحدت عقيدتي و سازماني را تقويت كرده و از ورود و نفوذ افراد و افكار زيان‌بخش و ناشايسته به تشكيلات سازمان جلوگيري كند.

ماده 29ـ رأي اكثريت را در تمام موارد گرچه مخالف با نظريات شخصي او باشد پذيرفته و در اجراي آن صادقانه و صميمانه بكوشد.

ماده 30ـ از آنجا كه انتقاد سازنده هم حق و هم وظيفه است هر عضو بايد انتقاد از خود و سايرين را توسعه داده، كندي‌ها و اشتباهات و انحراف‌ها را با جسارت و بدون پيرايه از طريق تشكيلاتي مطرح كرده و براي از بين بردن آنها كوشا باشد.

ماده 31ـ با خودبيني و خودخواهي و تك‌روي و تمايلات فردي مبارزه كند و از هر عملي كه جلوي انتقاد سازنده را بگيرد جلوگيري كند.

ماده 32ـ هر عضو موظف به پرداختن حق عضويت مقرره از طرف شورا مي‌باشد.

 

قسمت هفتم ـ مقررات انضباطي:

ماده 33ـ مواردي كه از نظر تشكيلاتي خطا و جرم شناخته مي‌شوند به قرار زيرند:

الف ـ انحراف از اصول اساس‌نامه و عدم اجراي آن.

ب ـ غفلت و سهل‌انگاري در انجام وظائف سازماني.

ج ـ سرپيچي از اجراي دستورات سازماني.

د ـ كوشش در راه تجزيه و ايجاد تفرقه و پراكندگي در سازمان و برهم‌زدن يك‌پارچگي آن.

هـ ـ ارتكاب اعمالي كه به حيثيت و شرافت سازمان و يا اعضاي آن آسيب رساند.

ماده 34 ـ مجازات‌ها:

الف ـ مجازات درجه يك:

1. تذكر، سرزنش يا اخطار شفاهي.

2. تذكر، سرزنش يا اخطار كتبي.

ب ـ مجازات‌هاي درجه دو:

1. محروميت موقت ازحقوق سازماني.

2. اخراج از سازمان.

ماده 35ـ مجازات‌هاي درجه يك در داخل شوراي شهر يا منطقه مربوطه مطرح و خود آن شورا رأي صادر مي‌كند. عضو متهم مي‌تواند از شوراي مركزي تقاضاي تجديدنظر كند.

ماده 36ـ مجازات‌هاي درجه دو ابتدا در شوراي شهر يا منطقه مربوطه مطرح شده نظر اكثريت اعضاء شورا از طريق رابط آن به شوراي مركزي تقديم مي‌گردد. تصميم نهائي شوراي مركزي از طريق كميته اجرائيه و فرد رابط به شوراي مربوطه ابلاغ مي‌شود.

ماده 37ـ اين اساس‌نامه در سه بخش نه قسمت، 37 ماده و 16 تبصره در تاريخ نوامبر 1975 به تصويب شورا رسيد.

 

 

بسمه تعالي

فهرست اشكالاتي كه در مرامنامه پيشنهادي به نظر مي‌رسد

1ـ شكل مرامنامه:

الف ـ به نظر ما مرامنامه جديد بايستي مرامنامه قبلي را تكميل نموده و بعضي مواضع آن را (مواضعي كه در آن زمان به علت شرايط خاص مبارزه صحيح بوده ولي در حال حاضر صحيح نيست) اصلاح نمايد، نه اينكه هيچ‌گونه ارتباطي با مرامنامه قبلي نداشته باشد.

ب ـ تحليل و ارزيابي مسائل سياسي اقتصادي اجتماعي بايد از مرامنامه حذف شوند زيرا كه:

1ـ صحنه سياست جهاني و داخلي و يا بافت اقتصادي ـ اجتماعي كشور دائماً در دست تغيير است. آيا مرامنامه بايد تابعي از اين متغير باشد؟

2ـ با گنجاندن تحليل‌هاي اجتماعي ـ اقتصادي در حجم محدود مرامنامه، ناگزير از تلخيص و نتيجتاً ايجاد مفاهيم غلط خواهيم بود.

 

2ـ مسائل اصولي زير بايد تغيير يابند:

الف ـ صفحه‌ي 1 «از آنجا كه تنها راه ……….. از طريق استقرار يك حكومت ملي واقعي ……………» مقصود از حكومت ملي واقعي چيست؟ آيا هيچ گروه و يا حكومتي بدون داشتن ايدئولوژي قادر است تشكيل شده و به كار خود ادامه دهد؟ اين حكومت واقعي ملي چه تفسيري از روابط اجتماعي و اقتصادي دارد؟ پس از قطع ايادي استعمار چه راهي براي هدايت و جهت اقتصادي اجتماعي جامعه در نظر دارد؟ آيا همين انتخاب راه ايدئولوژي او را تعيين نمي‌كند؟

بدين ترتيب ما معتقديم كه حكومت واقعاً ملي به تنهائي مفهوم روشني ندارد، گو اينكه حكومت‌هاي متكي بر يك ايدئولوژي مردمي ممكن است واقعاً ملي باشند. نتيجتاً ما بايد دقيقاً هدف خود را فقط استقرار حكومت اسلامي قرار دهيم و بس.

ب ـ فرق است بين جامعه توحيدي و حكومت اسلامي. بايستي ابتدا حكومت اسلامي تشكيل داد تا بتوان جامعه توحيدي را ساخت. بنابراين سرنگوني رژيم موجود و ايجاد حكومت اسلامي يك مرحله از كار است ولي هدف اصلي ايجاد مدينه‌ي فاضله اسلامي و امت اسلامي است. و البته اين بدان معنا نيست كه بلافاصله بعد از استقلال از ايادي استعمار، حكومتي اسلامي كه تمام قوانين اسلامي را موبه‌مو اجرا نمايد ايجاد خواهد شد، بلكه اين حكومت بعد از گذار از مراحل چندي به‌دست خواهد آمد. ولي از آن‌رو كه جهت كلي استقرار حكومت اسلامي است خودبخود دوره انتقالي سرفصل تشكيل حكومت اسلامي را تشكيل مي‌دهد.

ج ـ مسئله خوزستان، بلوچستان، خليج‌فارس و ……….. (صفحه 2)

سرزمين‌ها از آن خداوند است و مردم ساكن آن امانت‌دار آن. اين برخورد «ملي» چون حساسيت نشان دادن برسر «عربي» بودن خليج، درست نيست. اين لجه‌ي آب عاقبت در دست مسلمانان بايد قرار گيرد. البته ما اين بخش از تحليل را كه عنوان كردن عربي بودن خليج‌ از طرف استعمار در جهت قطعه‌قطعه كردن سرزمين‌هاي منطقه و عاقبت استثمار خلق جدا شده است درست تشخيص مي‌دهيم. ولي درست نيست كه اين بخش در مرامنامه آورده شود.

د ـ انتهاي صفحه‌ي 5 «همه‌ي نيروهائي كه جهت مبارزه‌شان…………»

همكاري و همگامي با نيروهاي غيرمسلمان و به طريق اولي ضداسلامي به‌هيچ‌وجه نمي‌تواند صورت گيرد.

هـ ـ‌ فقدان مواضع ما نسبت به روش مبارزه مسلحانه.

نهضت آزادي ايران هميشه موضعي قاطع نسبت به آن داشته است ولي در اين مرامنامه پيشنهادي ذكري از آن نشده است.

و ـ خطوط كلي روابط ما با كشورهاي اسلامي و كشورهاي سرمايه‌داري يا اشتراكي و نيز مواضع ما نسبت به مرام‌ها و ايدئولوژي‌هاي آنها روشن نشده است.

 

3ـ در مورد اقتصاد، اصول اقتصادي اسلام مطرح شوند تا صورتي قاطع‌تر از آنچه ذكر شده است داشته باشد مثلاً (با استفاده از اسلام و مالكيت):

1ـ اصل تعلق ماعون به همه‌ي مردم

2ـ اصل تعلق كليه وسائل تعيين‌كننده‌ي اقتصاد غالب جامعه به همه مردم.

3ـ ……………………………………………..

و بديهي است كه در مراحل مختلف، اين قوانين به صورت‌هاي مختلف عملي مي‌شوند و مخصوصاً در مراحل قبل از آزادي و يا در دوران انتقالي، بستگي به ارزيابي نيروهاي پيشتاز جامعه (نيروهاي اسلامي)‌ شكل خاص آنها تعيين مي‌شوند.

 

4ـ كليه اصول و مراحل مبارزه در تمام دوران (قبل و بعد از آزاد يك منطقه) بايد لااقل ذكر گردند (تقدم و تأخر آنها الزاماً ضروري نيست) مثلاً ابعاد سياسي ـ ايدئولوژيك و نظامي مبارزه از يك طرف و بعد از استقلال از ايادي استعمار، تغييرات بنيادي سياسي و اقتصادي و …….. تا انقلاب فرهنگي، از طرف ديگر حداقل ذكر گردند.

 

5 ـ لغات و مفاهيم خاص از قبيل «مراكز تراكم و كانون‌هاي قدرت» كه مصارفش بر همه روشن نيست يا تعريف شوند و يا به كار برده نشوند.

 

 

برنامه توسعه تشكيلاتي و خط‌مشي عضوگيري

فضل‌الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً

نهضت آزادي ايران ـ خارج از كشور

بخش اروپا

 

تاريخ: 30/4/1976*

شماره: ن 122

رونوشت: بخش امريكا

برادران عزيز!

پس از عرض سلام مطالب زير به اطلاعتان مي‌رسد:

با توجه به گسترش روزافزون جنبش اسلامي در خارج از كشور و رشد قابل ملاحظه آگاهي سياسي جوانان و دانشجويان مسلمان و درك و احساس تمايل روزافزون آنها براي تشكل در يك سازمان سياسي متناسب كه جواب‌گوي نيازهاي جديد حركت اسلامي ما باشد ما را بر آن واداشته كه دست به توسعه سازمان بزنيم. اين نكته قابل دقت است كه ما نمي‌توانيم بدون داشتن برنامه توسعه تشكيلاتي و بدون مشخص نمودن خط‌مشي عضوگيري دست به توسعه سازمان بزنيم.

چون سازمان ما چنين خط‌مشي مشخصي را كه جواب‌گوي نيازمان باشد تهيه نكرده و فقط در اساس‌نامه ماده 21 اصول كلي را ذكر كرده‌ايم پيشنهاد زير تقديم مي‌شود تا اينكه همه برادران تا جلسه آينده شورا به آن توجه كنند. روشن است كه ما مي‌توانيم در جلسه آينده پيشنهاد زير را تغيير و يا تكميل كنيم و براساس يك روش مشخصي از آن پس در بوجود آوردن هسته‌هاي آزمايش اقدام كنيم.

 

اصول عضوگيري

پس از غربال‌بيز كردن براي پذيرفتن فردي به عضويت سازمان مي‌بايست به مراحل زير توجه كرد:

1ـ زيرنظر گرفتن

2ـ انتخاب كردن

3ـ آموزش و آزمايش

4ـ عضويت و تعليمات

 

1ـ زيرنظر گرفتن:

به معني انگشت روي كسي گذاشتن و براي اين كار هر فردي كه توسط عضو يا اعضائي به نحوي به سازمان پيشنهاد مي‌شود مي‌بايست حداقل يكسال تحت مراقبت قرار گيرد. در اين مدت بايستي فرد مزبور مسئوليت مستقيم يا غيرمستقيمي در اتحاديه داشته باشد تا بتوان شايستگي او را در اجراي امور تشكيلاتي و غيره تشخيص داد.

در مدت يك‌سال همچنين مي‌بايست پاسخ به سؤالات زير توسط عضو پاسخ به سؤالات زير توسط عضو يا اعضائي كه فرد پيشنهادشده را زير نظر دارند تهيه و براي تصميم به مسئولين منطقه داده شود.

 

الف ـ انگيزه تمايل به فعاليت‌هاي اعتقادي ـ اجتماعي:

در اين مدت يك سال بايست دقيقاً روشن كرد كه انگيزه‌ي فرد مزبور در فعاليت‌هاي اعتقادي ـ اجتماعي چيست؟ آيا واقعاً ايمان به اسلام او را در اين راه به فعاليت واداشته يا انگيزه‌ي ديگري محرك او مي‌باشد.

 

ب ـ تحقيق درباره زندگي خصوصي و پيوندهاي طبقاتي و خانوادگي:

دراين مدت مي‌بايست تاريخچه زندگي فرد موردنظر در ايران و خارج گردآوري شود و حالات روحي و رواني او مورد مطالعه قرار گيرد و تشخيص داده شود كه فرد مزبور از چه خانواده‌اي و از چه طبقه‌ايست و پيوند عاطفي او با خانواده‌اش چگونه است؟ آيا پيوندهاي عاطفي و خانوادگي او به پيوندهاي اعتقاديش حق تقدم ندارند؟ آيا حاضر است به خاطر اعتقاداتش از پيوندهاي خانوادگي و عاطفي خويش ببرد؟

فرد مزبور اگر به طبقه مرفه وابسته است بايد ديد تا چه حد در زندگي خويش از اين علائق بريده و تا چه حد سطح زندگي خويش را پائين آورده و تا چه حد توان مقاومت در برابر مشكلات و مصائب را به خود رشد داده.

 

ج ـ خودمحوربيني:

در اين مدت يك‌سال مي‌بايست تشخيص داد فرد موردنظر تا چه حد مي‌خواهد نظرات خود را كه رابطه با امكانات و موقعيت او دارد بر ديگران تحميل كند. وجود چنين فردي براي يك سازمان سياسي خطرات عمده‌اي را به بار خواهد آورد.

 

د ـ صداقت و فداكاري:

در حين زيرنظر داشتن فرد موردنظر كه داراي مسئوليت مستقيم يا غيرمستقيم در اتحاديه مي‌باشد بايد ديد آيا او علاوه بر سليقه‌هاي شخصي در امر اجراي مسئوليت محوله و اجراي مصوبات اتحاديه وفادار و صادق است يا خير؟ صداقت و وفاداري نشان‌دهنده اين حقيقت است كه فرد موردنظر تا چه حد پاي‌بند ضوابط تشكيلاتي است و تا چه اندازه تصميمات سازمان را بر نظريات شخصي مقدم مي‌شمارد.

توجه به اين نكته به سازمان هم امكان مي‌دهد كه به ضريب عملي تصميمات خود مطمئن باشد و همچنين مي‌توان مطمئن بود كه افراد دستورات سازماني را اجرا مي‌كنند ولو مخالف نظرات شخصي خودشان باشد.

 

ذ ـ تحرك، خودجوشي و خودكفائي:

سازمان ما در حال حاضر مرحله‌اي از حيات خود را مي‌گذراند كه نيازمند افراديست كه پيوستنشان به سازمان شتابي در حركت سازمان ايجاد كند و اين امر تنها از طريق پيوستن افرادي كه صاحب تحرك، خودجوشي و خودكفائي لازمند امكان‌پذير مي‌باشد. از پيوستن افرادي كه در دوران فعاليتشان در اتحاديه نتوانسته‌اند در زمينه تعهدات ساده‌اي كه متقبل شده‌اند از خود تحرك و جوشش نشان دهند جز كندي در حركت سازمان نتيجه‌اي به بار نخواهد آورد.

 

رـ حسن تفاهم، متانت و صبر و حوصله:

افرادي كه در اتحاديه نمي‌توانند در برخوردهاي منطقي با حسن‌تفاهم رابطه ساخت تشكيلاتي اتحاديه را با محتواي آن درك كنند و شتابزده خواستار اجراي همه‌ي خواسته‌هاي خود در اتحاديه به عنوان يك سازمان علني و درباز هستند بالطبع پيوستنشان به سازمان جز انتقال همان شتابزدگي‌ها در اشكال ديگر نتيجه‌اي نخواهد داشت. ممكنست اين سؤال مطرح شود كه اين‌گونه افراد به علت عدم وابستگي سياسي چاره‌اي جز پافشاري به اجراي تمام خواسته‌هاي خود در اتحاديه ندارند. در اين رابطه بايد گفت اگر افرادي معتقد به اصول تشكيلاتي باشند قاعدتاً بايستي قانع شوند كه ساخت تشكيلاتي اتحاديه نوعي است كه نمي‌تواند پاسخ‌گوي نيازهاي حزبي افراد باشد و محتواي اتحاديه را آن‌چنان كه متناسب با ساخت تشكيلاتش هست حفظ مي‌كنند و درصدد پيوستن به سازمان سياسي موردنظر خود و يا ايجاد چنين سازماني مي‌باشند.

 

2ـ انتخاب كردن:

مسئله انتخاب وقتي بايد مطرح شود كه مراحل بالا انجام شده باشد. انتخاب بايد از روي برنامه باشد. بدون طي مراحل بالا و بدون برنامه نبايد و نمي‌توان كسي را براي عضويت انتخاب كرد.

عضو يا اعضاء مسئول مراقبت موظفند در صورتي كه بعضي مواقع نقائصي از فرد مورد نظر مشاهده كردند به او دوستانه تذكر دهند و توجه كنند كه فرد مورد نظر تا چه حد انتقاد را مي‌پذيرد و تا چه اندازه در رفع نقائص خود مي‌كوشد و تا چه اندازه موفق مي‌شود.

چنان‌چه بعد از يك سال نتيجه مراقبت و زيرنظر داشتن مثبت بود مي‌توان او را جهت شركت در دوره‌ي آزمايشي سازمان انتخاب كرد.

 

3ـ آموزش و آزمايش:

پس از انتخاب فرد مي‌بايست تحت آموزش فشرده‌ي مسائل ابتدائي قرار گيرد (برنامه آموزشي ابتدائي مي‌بايست دقيقاً تهيه و مشخص گردد).

در دوره‌ي آموزش مي‌بايست كاري به فرد موردنظر محول كرد. كسي كه هيچ‌ كاري از دستش برنمي‌آيد نبايد به سازمان دعوت گردد. اگر فردي بدون كار مشخصي در سازمان بماند به عنصر خطرناكي تبديل مي‌گردد.

هميشه قبل از دعوت از فرد مي‌بايست كاري را كه از عهده‌اش مي‌تواند برآيد دقيقاً مشخص كرد و تشخيص داد چه كارهائي از دست او برمي‌آيد.

 

4ـ عضويت و تعليمات:

در صورتي كه فرد موردنظر در دوره‌ي آزمايش از عهده وظايفش برآمد و عملكردش مثبت ارزيابي شد به عضويت مستقيم در سازمان پذيرفته مي‌شود و تحت تعليمات حزبي (محتوايش بايد دقيقاً تعيين گردد) قرار مي‌گيرد و عهده‌دار وظائفي مي‌گردد.

* جمعه 10/2/1355

 

وظايف تيم تهيه و تكثير اسناد

هدف تهيه و تكثير و توزيع اسناد مبارزات و يا وقايع داخل و خارج ايران

برنامه

1ـ از هر يك از اسناد تعدادي در حدود 100 نسخه تكثير مي‌گردد.

2ـ از اين اسناد يك و يا چند نسخه به آدرس‌هاي گروه ب (خط‌مشي توزيع) ارسال مي‌گردد.

طرز كار:

1ـ يك نفر از اعضاي وابسته يا پيوسته نهضت، مسئوليت اين برنامه را عهده‌دار خواهد شد.

2ـ اسنادي كه بدست دبيرخانه مركزي مي‌رسند؛ جهت مسئول تيم ارسال مي‌گردد.

3ـ مسئول تيم حداكثر با كمك يك نفر ديگر از اسناد عكس‌برداري كرده آنها را تكثير مي‌نمايد.

4ـ دبيرخانه اسم و آدرس افراد گروه ب را براي مسئول تيم مي‌فرستد.

5ـ دبيرخانه مرتب مسئول تيم را در جريان تغيير آدرس‌ها قرار خواهد داد.

6 ـ مسئول تيم بدون كسب نظر از دبيرخانه افراد و اسامي جديدي به ليست اضافه نخواهد كرد.

خط‌مشي توزيع

نشريات و مدارك و اسناد دريافتي و يا صادر از طرف مكتب(1) برحسب موضوعات براي سه گروه اساسي زير ارسال مي‌گردند.

1ـ گروه الف ـ اسناد و مدارك درون سازماني فقط براي اعضا كه با «خصوصي است نه براي انتشار» مشخص مي‌شوند. توزيع اين مدارك فقط توسط دبيرخانه انجام مي‌گيرد.

2ـ گروه ب ـ اسناد و مدارك برون‌سازماني كه توزيع وسيع آنها به هر دليل يا ميسر نيست يا صلاح نيست، كه براي اعضا و طرفداران ارسال مي‌گردد و با توزيع محدود مشخص مي‌شوند. توزيع اين اسناد توسط تيم تهيه و تكثير اسناد انجام خواهد گرفت.

3ـ گروه ج ـ اوراق و نشريات تبليغاتي سياسي، كه براي همه، هر اسم و آدرسي ارسال مي‌گردد. اين آدرس‌ها به دو گروه تقسيم مي‌شوند:

گروه اول ـ براي توزيع مستقيم وسيع است كه عمدتاً شامل ماهنامه پيام مجاهد و يا برخي از نشريات ديگر مي‌باشد كه مستقيماً به‌وسيله پست ارسال مي‌گردد.

گروه دوم ـ توزيع غيرمستقيم براي كتب و برخي از انتشارات است كه به‌وسيله‌ افراد فعال محلي انجام مي‌گيرد.

تيم توزيع نشريات، مسئول اجراي اين وظيفه مي‌باشد.

والسلام 20/6/75 ـ 30 خرداد 1355

كمال(2)

 

1. منظور نهضت آزادي ايران ـ خارج از كشور است.

2. دكتر ابراهيم يزدي

 

 

درون سازماني

براي اطلاع اعضاء

اسم و آدرس نشريات غيردولتي و ملي در خارج از كشور

الف ـ انتشارات حزب توده ايران:

1ـ مجله پيكار براي دانشجويان P.O.Box 49034

2ـ مجله دنيا ارگان تئوريك و سياسي كميته مركزي I0028 Stokholm 49

3ـ مسائل بين‌المللي sweden

4ـ ماهنامه مردم ارگان مركزي حزب

براي دريافت اين نشريات با آدرس بالا تماس بگيريد.

 

ب ـ كنفدراسيون:

1ـ پيمان نشريه دفاعي 6 Frankfurt 16

2ـ 16 آذر Postfach 16247

W.Germany

 

ج ـ جبهه ملي ايران (دوم):

1ـ باختر امروز P.O.Box 7229

2ـ ايران آزاد Beirut Lebanon

3ـ بولتن اطلاعاتي (انگليس) P.O.Box 477

GPO Bronx,N,Y.10451

 

دـ توفان ارگان سازمان ماركسيست ـ لنينيستي توفان X Giovanna Gronda, 24030 Villa D’Adda, Italy 8025 Zurich 25

ه ـ كارگر ارگان و ناشر افكار كمونيست‌هاي ايران Postfach 260, Switzwerland Mme-Paola Di Cori

وـ توده و ستاره سرخ ارگان كمونيست‌هاي چيني C.P. 493

زـ روزنامه‌هاي نبرد و 19 بهمن آدرس ندارند اما مي‌توان از طريق ايران آزاد و يا باختر امروز آنها را دريافت نمود. S.Silvestro,Roma, Italy

ح ـ خبرنامه Iran Free Press

Ben-Franklin ST.

P.O.Box 883

 

Penn Ave.N.W.,Wash D.C.20044

توجه ـ براي درخواست اين نشريات از اسامي مستعار و آدرس صندوق پستي و يا دوستان غيرايراني خود استفاده كنيد

ISA,US Defence Section

P.O.Box 4000F

Berkely, cal 94704

كمونيست ـ ارگان سازمان انقلابيون كمونيست (م.ل) BBC,P.O.Box 268,

2700 BRONSHOJ, DENMARK

 

 

دستورالعمل تشکيلاتي

بسمه تعالي

خصوصي. براي انتشار نيست.

19/6/75 – 28 تيرماه 1353

برادر ايماني، بعد از سلام:

از آنجا که جمع‌آوري اطلاعات درباره وقايعي که در ميهن ما مي‌گذرند از اولين و اساسي‌ترين شروط لازم براي فراهم ساختن امکانات روشنگري سياسي است و از آنجا که اختناق شديد و سانسور اخبار در ايران مانع از آن است که بتوان اطلاعات کافي درباره مسائل ايران، بخصوص زد و بندهاي شاه با چپاولگران غربي را، جمع‌آوري کرد و از آنجا که تنها با جمع‌آوري اطلاعات از منابع مختلف و در کنار هم قرار دادن آنهاست که حداکثر استفاده و بهره‌برداري و استنتاج از اطلاعات امکان‌پذير مي‌باشد؛ لذا از شما انتظار داريم که در اين رهگذر با ما همکاري کنيد.

1- نشريات و مطبوعات منطقه خود را مرتباً بخوانيد و اخبار و تفسيرهاي مربوط به ايران و احيانا خاورميانه را بريده و براي ما ارسال داريد.

بريده روزنامه‌ها را پس از بريدن در کنار هم روي يک ورقه کاغذ سفيد (11 × 5/8) بچسبانيد. اسم و ماخذ (نام نشريه) و تاريخ آن را نيز از اصل روزنامه ببريد و در بالاي صفحه بچسبانيد و سپس براي ما ارسال نماييد. هر مطلب را جداگانه روي يک صفحه بچسبانيد و از چسبانيدن مطالب متفاوت روي يک ورقه خودداري کنيد. فقط از يک طرف کاغذ استفاده کنيد و در پشت آنها چيزي نچسبانيد.

2- علاوه بر مطبوعات منطقه خود در صورت امکان نشريه (يات) زير را نيز مرتبا ملاحظه کرده و مطالب ضروري را بريده و به شکل ذکر شده در بالا تنظيم نموده و ارسال داريد.

3- مطالب جمع‌آوري شده توسط گروهي مورد بررسي قرار گرفته و آنها را براساس موضوع مطالب طبقه‌بندي نموده و براي تهيه تحليل‌هاي سياسي و اقتصادي و درک روابط دروني عمليات دشمن و وقايع و مسائل مربوطه، مورد استفاده قرار مي‌دهند.

4- در صورتي که شما مايل باشيد در بررسي مسئله و مطلبي شرکت کنيد لطفا آمادگي خود را نيز اطلاع دهيد.

 

اسامي نشريات دولتي:

1- کيهان هوايي

2- اطلاعات هوايي

3- کيهان اينترناسيونال

4- ايران تايمز

5- پرچم خاورميانه

6- خواندني‌ها

7- بورس

8- تهران اکونوميست

9- فردوسي

10- اگر روزنامه‌هاي ديگري هستند که دريافت آنها را براي ما مفيد مي‌دانيد لطفا اطلاع دهيد.

توجه:

1- روزنامه‌هايي که علامت زده شده‌اند سهم شماست که ترتيبي براي ابونمان آنها و دريافتشان از ايران بدهيد.

2- اين روزنامه‌ها را پس از دريافت، آن قسمت‌هايي را که براي رشته مطالعات خود ـ که به شما ماموريت داده شده است و يا خواهد شد ـ لازم داريد عکس‌برداري کرده و اصل آنها را براي دفتر مرکزي ارسال خواهيد داشت.

 

 

راهنماي تهيه و ارسال خبر

1- خبر را فقط در يک روي کاغذ بنويسيد.

2- حتي الامکان مشخص کنيد که خبر موثق است يا جزو شايعات است.

3- در گزارش خبر، فقط خبر ذکر شود و از طرح مسائل شخصي خودداري نماييد.

4- در تنظيم اخبار، از قضاوت شخصي خودداري کنيد و حوادث را همانطور که بوده گزارش دهيد.

5- چند نسخه از خبر تهيه کرده و از نقاط مختلف پست نماييد.

6- حتماً يک آدرس فرستنده ساختگي در روي پاکت نوشته شود.

7- آدرس گيرنده را در روي پاکت بطور واضح بنويسيد.

8- هر نوع اعلاميه و بيانيه که از افراد و سازمان‌ها با نام و بدون نام به دستتان مي‌رسد در پاکتي گذاشته، بطريق بالا بفرستيد.

9- در صورتي که تعداد صفحات يک جزوه زياد باشد بايستي حتماً آن را به چندين جزوه کوچک تقسيم نموده و در چندين پاکت پست نماييد، چون بسته‌هاي بزرگ و سنگين احتمالاً بيشتر کنترل مي‌شوند.

10- از اسنادي که فقط يک نسخه از آن به دست شما مي‌رسد چند کپي تهيه کرده و جداگانه پست نماييد.

11- هرگونه عکس و اطلاعاتي که از شهداء ايران به دست مي‌آوريد پست نماييد.

 

 

مصوبات

عضوگيري:

بعد از مطالعات اوليه توسط يکي از اعضاء نهضت با شخص سمپات، اين عضو مذاکرات مقدماتي را با شخص سمپات انجام مي‌دهد و سپس از يک عضو شناخته شده سازمان دعوت مي‌کند تا با آنها صحبت کند و عضو شناخته شده سازمان اين چند نفر را (حتي عضو را) به عنوان سمپات و دوره آزمايشي در يک حوزه جاي مي‌دهد و روابط برقرار مي‌شود و شخص عضو مخفيانه نظرات خود را راجع به سمپات (سمپات‌ها) مي‌دهد و در صورت مثبت بودن نظرات و تصميم شورا اين هسته به عنوان هسته عضو شروع به کار مي‌کند و در غير اينصورت از طرف شخص شناخته شده سازمان به آنها جواب منفي داده مي‌شود.

 

شخص الف که عضو شورا مي‌باشد تشکيل هسته شماره 1 را مي‌دهد و در صورت نشان دادن لياقت و صلاحيت اعضاء ر و ز الف يکي از آنها يعني ر يا ز و يا هر دوي آنها را بدون اطلاع يکديگر مامور تشکيل هسته جديدي مي‌کند. در مثال فوق شخص و مامور تشکيل (؟) شده است. ارتباط هسته شماره 2 با شورا توسط رابط اين هسته که شخص ر مي‌باشد از طريق رابط هسته شماره 1 که شخص الف مي‌باشد الف مي‌باشد برقرار مي‌گردد. رابط هر دو هسته ارتباط خود را با يکديگر و بالنتيجه با شورا بدون اطلاع اعضاء هر دو دسته انجام مي‌دهند.

مثال فوق را مي‌شود براي ديگر اعضاء شورا تکميل کرد و بايستي توجه داشت که ارتباط هميشه بصورت عمودي برقرار مي‌شود و ارتباط افقي بين هيچ‌يک از هسته‌ها وجود ندارد.

اجراي اين فرم سازماندهي و عضوگيري در جلسه قبلي شورا حداقل براي يک سال تصويب شده است و چنانچه برادري نظر اصلاحي داشته باشد مي‌توان در جلسات آينده شورا نظرات اصلاحي را مورد رسيدگي قرار داد.

 

برنامه تعليماتي:

1- مسائل امنيتي، سازماندهي و تاکتيک‌ها، اصول مخفي‌کاري، فن مبارزه با پليس و شورشگري و ضدشورشگري.

2- مسائل ايدئولوژيک:

الف ـ انسان‌شناسي.

ب ـ فلسفه تاريخ.

ج ـ دولت و پيدايش و تکوين آن و حزب به عنوان پايگاه طبقه مستضعفين جهت مبارزه با دولت. تعريف سازمان (صنفي، ايدئولوژيک و غيره).

د ـ استراتژي حزب، جهاد مسلحانه، شعار حزب.

و ـ جهت‌گيري طبقاتي سازمان.

3- تاريخ معاصر:

جنبش تنباکو، جنبش مشروطه، کودتاي 1299 و تغيير سلطنت، شهريور 20، کودتاي 28 مرداد، ملي شدن صنعت نفت، نهضت مقاومت ملي، تاريخچه تشکيل و تکوين جبهه ملي، تاريخچه تشکيل و تکوين نهضت آزادي و تاريخچه تشکيل سازمان‌هاي سياسي خارج از کشور.

 

فعلا برنامه تعليماتي سازمان ما بر روي قسمت‌هاي 1 و 2 (الف، ب، د) خواهد بود و در اين زمينه مسئول تعليمات و انتشارات نظرات خود را به موقع به اطلاع اعضاء خواهد رساند.

 

 

به نام خدا

10 دسامبر 1977 ـ 19 آذر 1355

مسئولين سازمان‌ها در امريكا و اروپا و همه برادران و خواهران

موضوع: برنامه تعليماتي

برادران نهضتي!

بعد از سلام، گسترش روزافزون جنبش اسلامي در خارج از كشور و رشد قابل ملاحظه آگاهي سياسي جوانان و دانشجويان مسلمان و درك و احساس تمايل روزافزون آنها براي تشكل در يك سازمان سياسي متناسب كه جواب‌گوي نيازهاي جديد حركت اسلامي ما باشد، و با توجه به اينكه نهضت در خارج از كشور، تنها سازمان سياسي ـ اسلامي است، سازمان جوان ما را در برابر ضرورت گسترش و توسعه سازمان ـ به عنوان عمده‌ترين وظيفه در حال حاضر ـ قرار داده است.

اين وظيفه اساسي و عمده، الزاماً مسائل ضروري ديگري را نيز همراه خود مطرح مي‌سازد. كه مهم‌تر از همه آنها موضوع برنامه آموزش و تعليمات اعضاء و طرفداران نهضت مي‌باشد. ما نمي‌توانيم بدون داشتن برنامه توسعه تشكيلاتي، بدون مشخص نمودن خط‌مشي عضوگيري، دست به توسعه سازمان بزنيم. به همين ترتيب هم سازمان‌هاي نهضت در خارج از كشور نمي‌توانند دست به توسعه سازماني و عضوگيري بزنند مگر آنكه برنامه تعليماتي مشخص و مدون، متناسب با اهداف كلي نهضت و وظائف خاص آن در خارج از كشور داشته باشند. تا بر آن اساس به كار آموزش و تربيت كادرهاي جديد دست بزنند. اگرچه برادران نهضتي در اروپا و امريكا، هركدام براي خود برنامه‌هاي آموزشي محدودي را پيش‌بيني كرده‌اند، اما نهضت هنوز هم متأسفانه فاقد يك برنامه آموزشي متناسب با احتياجات فعلي جنبش مي‌باشد، كه نه‌تنها جواب‌گوي ضرورت‌هاي كنوني حركت باشد، بلكه بتواند مسائل آينده را هم پيش‌بيني كرده و در جهت پاسخ گوئي بدانها كوشش به‌عمل آورد.

طرح برنامه تعليماتي كه به پيوست تقديم مي‌گردد، اولين قدم در راه تنظيم حداقل برنامه آموزشي قابل قبول براي نهضت مي‌باشد.

لازم است برادران ما اين طرح را دقيقاً مطالعه و بررسي كرده و نظرات تكميلي ـ تأييدي و يا انتقادي خود را تنظيم و ارسال دارند. تا در تكميل اين طرح اقدام شود. همچنين لازم به نظر مي‌رسد كه برادران نهضتي كليه امكانات سازمان خود را در قبول مسئوليت تهيه برخي از اين مطالب در اسرع وقت اطلاع دهند تا با تجهيز همه استعدادها، هم برنامه آموزشي خود را تكميل نمائيم و هم با بسيج حداكثر امكانات برنامه آموزشي نهضت را تنظيم و به مرحله اجرا درآوريم.

مطالب موضوعات اين برنامه به سه دسته تقسيم شده‌اند:

دسته اول آنها كه در حال حاضر تنظيم شده‌اند و آماده براي استفاده در برنامه‌هاي آموزشي هستند.

دسته دوم آنها كه در حال حاضر در دست تهيه هستند.

و دسته سوم موضوعاتي كه بايد براي تهيه آنها فكري كرد و برنامه‌اي تنظيم نمود و به تهيه آنها پرداخت. در متن طرح به اين مسئله نيز اشاره شده است و نشان داده شده است كه كدام مطالب در حال حاضر موجود هستند و كدام مسائل بايد تهيه شوند.

برنامه تعليماتي

الف ـ هدف: اهداف تعليماتي به شرح زير خواهند بود.

1ـ ايجاد بينش امنيتي، درك اصول مخفي‌كاري و مبارزات مخفي جهت حفظ اعضاء سازمان و فعاليت‌ها.

2ـ بالا بردن سطح آگاهي سياسي ـ انقلابي اعضاء و ايجاد بينش اصيل سياسي و در نتيجه ايجاد هماهنگي در آهنگ رشد و درك سياسي اعضاء و حفظ وحدت و اتفاق‌نظر و بينش سياسي.

3ـ ايجاد زمينه‌هاي مساعد و تربيت كادرها به صورتي كه بتوانند خود مستقيماً و رأساً به تحليل مسائل سياسي و رويدادهاي اجتماعي بپردازند و از آنها واقعيت قضايا را فهم و درك نمايند.

4ـ بالابردن سطح درك و شناخت اجتماعي اعضاء.

5ـ ايجاد درك بينش انقلابي (سياسي ـ نظامي) و ايجاد آمادگي افراد براي ارتقاء به مراحل بالاتر و متفاوت مبارزه.

 

فصل اول ـ آموزش‌هاي ثابت

مطالب و موضوعات اين فصل شامل بخش‌هاي زير مي‌باشند.

 

بخش اول ـ معرفي و آشنائي با نهضت آزادي ايران.

يك عضو نهضت‌خواه پيوسته و يا وابسته و يك هوادار نهضت بايد درك واقعي و عيني از نهضت داشته باشد. بايد با سابقه آن، با چگونگي تأسيس آن، شرائط خاص سياسي ـ اجتماعي تأسيس آن، با خدمات و نقش برجسته‌اي كه ايفا كرده است آشنائي پيدا كند. همچنين بايد از نقش نهضت در خارج از كشور مطلع گردد. و بالاخره از طريق اين آشنائي و شناخت و علم است كه مي‌توان به اين جمع‌بندي رسيد كه چرا در شرائط كنوني در خارج از كشور تنها نهضت آزادي است كه مي‌تواند رهبري جنبش اسلامي را به عهده داشته باشد. و همچنين به ما كمك مي‌كند كه راه حركت آينده را بهتر درك كرده و به انجام رسالت خويش همت گماريم.

مطالب و موضوعات آموزش در اين بخش شامل قسمت‌هاي زير خواهد بود.

1ـ مقدمه‌اي بر تأسيس نهضت آزادي ايران. بررسي نهضت مقاومت ملي از كودتاي 28 مرداد 32 تا ارديبهشت 40 و سال تأسيس نهضت آزادي. (تهيه شده است)

2ـ تأسيس نهضت در 1340 ـ شامل جزوه و گزارش تأسيس با يادداشت‌هائي بر آن. (تهيه شده است)

3ـ جزوه ضميمه تأسيس درباره شيوه مبارزات علني و مبارزات مخفي. (تهيه شده است)

4ـ نقش نهضت آزادي ايران در جنبش رهائي‌بخش ايران ـ شامل اسناد منتشرشده از طرف نهضت كه انعكاس فعاليت‌ها و مواضع نهضت در دوران فعاليت‌هاي علني آن در داخل مي‌باشد. (تهيه شده است)

5ـ نامه سرگشاده نهضت به شاه. (تهيه شده است)

6 ـ جزوه مبارزات سياسي و مذهبي. (تهيه شده است)

7ـ اسناد محاكمات سران و فعالين نهضت آزادي ايران و وكلاي مدافع آنان. (تهيه شده است)

8 ـ مدافعات مهندس بازرگان. (تهيه شده است)

9ـ مدافعات مهندس عزت‌اله سحابي. (تهيه شده است)

10ـ برگزيده مقالات تحليلي پيام مجاهد. (تهيه شده است)

توجه ـ بعضي از اين موضوعات در حال حاضر به صورت جزوه و نشريه‌هائي چاپ شده و به‌طور علني و وسيع پخش شده‌اند و برخي هم تهيه و به صورت محدود در دسترس فقط اعضاء و طرفداران هستند و برخي ديگر كه شده‌اند اما هنوز تكثير نشده است. اولين و اساسي‌ترين وظيفه مبرم تعليمات در حال حاضر تهيه و تكميل مدارك و اسناد نام‌برده در بالا مي‌باشد.

اين اسناد را بايد براي كليه اعضاء نهضت و هواداران و اصحاب آن طرح نمود تا با نقش نهضت در كل جنبش و عملكرد آن آشنا شوند.

 

بخش دوم ـ آموزش تشكيلاتي شامل دروس امنيتي ـ سازماندهي ـ كار مخفي و غيره…. براي اين بخش مي‌توان از مدارك زير استفاده نمود.

1ـ سازمان مخفي و اصول امنيتي (كه توسط خود سازمان نهضت تهيه شده است).

2ـ سازماندهي و تاكتيك‌ها (سازمان مجاهدين خلق ايران).

3ـ اصول مخفي‌كاري (سازمان مجاهدين خلق ايران).

4ـ مفهوم سازمان و كار دسته‌جمعي (توسط سازمان نهضت در دست تهيه است).

بخش سوم ـ آموزش‌هاي سياسي انقلابي.

1ـ آموزش واژه‌هاي سياسي (كه بايد تهيه شود). نشرياتي در اين‌باره وجود دارند اما متأسفانه عمدتاً توسط ماركسيست‌ها نوشته شده‌اند و قابل استفاده براي آموزش كادرها نيستند و ما بايد براساس جهان‌بيني توحيدي خودمان واژه‌ها را تعريف كنيم.

2ـ آموزش جزوه شورشگري ـ ضد شورشگري (از انتشارات نهضت).

3ـ آموزش جزوه جنگ بي‌انتها (در دست چاپ).

4ـ آموزش جزوه احتضار امپراطوري دلار (از انتشارات مجاهدين).

5 ـ آموزش جزوه جنگ اكتبر و مسائل خاورميانه (از انتشارات نهضت).

6 ـ آموزش جزوه چه‌گوارا در جنگ‌هاي چريكي (از طرف سازمان تهيه شده).

7ـ آموزش جزوه مائوتسه تونگ و جنگ‌هاي چريكي (از طرف سازمان تهيه شده).

8 ـ بررسي تئوري‌هاي انقلابي ـ اسلام به عنوان يك حركت انقلابي و براساس جهان‌بيني توحيدي لاجرم تئوري‌هاي خاص خود را در مورد پروسه انقلاب در جوامع انسان‌ها به‌طور عام مطرح مي‌سازد. اين تئوري‌ها چيست؟ و قوانين عام انقلاب اسلامي چه‌ها هستند؟ و براساس آنها قوانين انقلاب اسلامي در انطباق قوانين عام آن با جامعه ايران كدامند؟ بررسي و درك اين مسائل از اهم وظائف جنبش انقلابي اسلامي مي‌باشد. در بررسي اين مسئله مطالب زير بايد تهيه وبررسي شوند.

يك ـ تئوري خيزشي انقلاب لنين ـ تجربه روسيه.

دو ـ تئوري كانوني ـ تجربه كوبا.

سه ـ تئوري جنگ‌هاي فرساينده ـ تجربه چين و هندوچين.

و براساس اين بررسي‌ها بايد تئوري انقلابي اسلامي را تدوين نمود.

9ـ استراتژي ـ تاكتيك ـ مفاهيم (بايد تهيه گردد).

10ـ گزارشاتي از جنبش‌هاي آزادي‌بخش دنياي سوم شامل افريقا (الجزيره ـ انگولا ـ‌ چاد ـ اريتره ـ افريقاي جنوبي و ….) ـ امريكاي لاتين و آسيا (چين و هندوچين ـ فيليپين ـ مالازيا و…).

برخي از مطالب اين بخش به صورت ناقص تهيه شده است.

11ـ جنبش اسلامي در ايران و ماركسيسم (در دست تهيه).

12ـ جنبش ماركسيستي در ايران و جنبش اسلامي (در دست تهيه).

 

بخش چهارم ـ آموزش مسائل و مفاهيم اقتصادي. جزئيات برنامه آموزشي اين بخش بايد تهيه گردد.

بخش پنجم ـ آموزش مسائل و مفاهيم فلسفي ايدئولوژيك. جزئيات برنامه آموزشي اين بخش بايد تهيه گردد. (قسمت‌هائي تهيه شده است).

 

بخش ششم ـ آموزش مسائل تاريخي جنبش در ايران.

حركت انقلابي خلق ما و نهضت آزادي به عنوان بخشي از آن استمرار حركت انقلابي آزادي‌بخش ملي است. بدون درك گذشته اين جنبش نه مي‌توان مرحله كنوني جنبش را شناخت و نه مسير و راه آينده را درك كرد. جنبش‌ها را هم بايد در بستر شرائط خاص خودشان و هم در رابطه با مسائل و امكانات خاص مقطع زماني آن جنبش‌ها بررسي كرد.

در يك برخورد اجمالي با مسائل تاريخي جنبش رهائي‌بخش در ايران مراحل مشخص و معيني را ملاحظه مي‌كنيم.

هر يك از اين مراحل با بروز و ظهور حادثه و يا حوادثي معين و مشخص و متمايز مي‌گردد. به‌طوري كه به دنبال آن حادثه و يا حوادث مسير حركت جنبش ما ـ و وضعيت سياسي ـ اجتماعي ـ نظامي ميهن ما و رابطه و تولد آن نيروهاي انقلابي و ضد انقلابي وارد يك مرحله خاص، مشخص و متمايز از مرحله قبلي مي‌گردد. براين اساس تاريخ جنبش يك‌صدساله اخير ايران را مي‌توان به مراحل مختلف زير تقسيم كرد:

مرحله اول ـ جنبش تحريم تنباكو و مقدمات قبلي آن.

مرحله دوم ـ جنبش مشروطيت.

مرحله سوم ـ از انقلاب مشروطيت تا كودتاي 1299 رضاخان.

در اين دوره علاوه بر بررسي شرائط عمومي و توجه به دستاوردهاي انقلاب مشروطيت مطالعه جنبش‌هاي زير ضروري است:

1ـ قيام جنگل در گيلان.

2ـ قيام خياباني در آذربايجان.

3ـ قيام پسيان در خراسان.

4ـ قيام تنگستاني‌ها و چاكوتاهي‌ها در فارس.

هريك از اين جنبش‌ها نه به صورت تشريح تاريخي بلكه تحليل ايدئولوژيك ـ سياسي انقلابي، به‌خصوص در جهت درك و شناخت علل موفقيت‌ها و شكست‌هاي آنها بايد باشد.

 

مرحله چهارم ـ دوره بيست ساله از اسفند 1299 تا شهريور 1320.

1ـ كودتاي 1299

2ـ مدرس

 

مرحله پنجم ـ از شهريور 1320 تا كودتاي 1332

قسمت اول ـ جنبش ملي

1ـ نهضت ملي ايران ـ دكتر مصدق ـ جبهه ملي اول ـ‌ ملي شدن صنايع نفت.

2ـ بررسي حكومت 28 ماهه دكتر مصدق.

3ـ بررسي تز بي‌طرف مثبت دكتر مصدق.

4ـ بررسي تز موازنه منفي دكتر مصدق.

قسمت دوم ـ جنبش ماركسيستي

1ـ حزب توده ايران و سازمان‌هاي وابسته بدان.

اگرچه اين قسمت در اينجا آمده است كه شامل بررسي جنبش ماركسيستي در يك دوره مشخص مي‌باشد اما ضروريست كه جنبش ماركسيستي در ايران از همان آغاز معرفي به جامعه ايران مورد بررسي قرار گيرد. قراردادن آن در اين مرحله از آنجهت است كه در طي اين مرحله جنبش ماركسيستي فعال‌ترين و وسيع‌ترين سازمان‌ها را داشته است و بررسي جنبش در سال‌هاي قبل و يا بعد از آن بيشتر به مقدمه‌ و مؤخره مي‌ماند.

قسمت سوم ـ‌ حركت اسلامي

1ـ انجمن اسلامي دانشجويان.

2ـ كانون اسلام.

3ـ فدائيان اسلام.

قسمت چهارم ـ احزاب سياسي در اين دوره.

مرحله ششم ـ از كودتاي 28 مرداد تا 15 خرداد.

1ـ كودتاي 28 مرداد (در دست تهيه است).

2ـ نهضت مقاومت ملي ايران (در دست تهيه است).

3ـ جبهه ملي دوم (بايد تهيه گردد).

4ـ نهضت آزادي ايران (به اسناد بخش اول رجوع كنيد).

5 ـ جبهه ملي سوم (بايد تهيه شود).

6 ـ احزاب سياسي (بايد تهيه گردد).

 

مرحله هفتم ـ‌ از قيام 15 خرداد 42 به بعد (بايد تهيه گردد).

1ـ جاما

2ـ اتحاد ملل اسلامي

3ـ مجاهدين و سازمان‌هاي اسلامي.

4ـ فدائيان و سازمان‌هاي ماركسيستي.

علاوه بر بررسي مسائل تاريخي و معاصر در مراحل هفتگانه بالا، ضروريست كه مسئله روحانيت و مراجع و علماء و نقش آنها در جنبش اسلامي هم در جمع و هم در هر يك از مراحل بالا، همراه و توأم با تحليل حركت خميني مورد بررسي قرار گيرد.

 

بخش هفتم ـ مسائل جنبش در خارج از كشور.

1ـ مقدمه: نقش ايرانيان خارج از كشور در مبارزات ملي.

2ـ سازمان‌هاي دانشجويان تا 1960.

3ـ سازمان‌هاي دانشجوئي از 1960 به بعد و تشكيل كنفدراسيون جهاني.

4ـ انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان.

5 ـ احزاب سياسي.

6 ـ جبهه دوم و سوم.

7ـ روحانيون مبارز.

8 ـ نهضت آزادي ايران.

اول ـ‌ مقدمه و تاريخچه.

دوم ـ مرامنامه و اساسنامه.

سوم ـ برنامه‌ها و عملكرد.

چهارم ـ تحليل خط‌مشي و مواضع.

 

فصل دوم

تهيه دستور بحث‌ها براي تحليل در درون سازمان. اين دستور بحث‌ها شامل دو گروه اصلي مي‌شوند:

اول ـ مسائلي كه در خارج از سازمان و در رابطه با دشمن يا مخالفين يا طرفداران و سازمان‌هاي همگام و غيره اتفاق مي‌افتد.

دوم ـ مسائلي كه در درون خود سازمان رخ مي‌دهند.

در هر دوي موارد ضروريست كه مواضع نهضت مشخصاً مورد بررسي قرار گرفته و با به بحث گذاشتن آنها در بين اعضاء به اتخاذ مواضع مشترك و متحد از طرف همه اعضاء كمك خواهد كرد. نمونه‌هائي از اين دستور بحث‌ها عبارتند از نشريه تعليماتي درباره كنفدراسيون ـ درباره جنبش اسلامي در خارج از كشور ـ درباره مجاهدين.

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

پاسخ به برخي از سئوالات بخش اول تعليمات تشكيلاتي

(سئوالات عمومي)

1ـ به عنوان نمونه سازمان‌هاي زير را مي‌توان نام برد (در آينده ليست كامل‌تري در اختيارتان قرار خواهد گرفت).

 

امريكا:

زير نظر «دفتر خدمات استراتژيك» سه سازمان زير فعاليت مي‌كنند:

 

OFFICE OF STRATEGIC SERVICES

CENTRAL INTELLIGENCE AGENCY (CIA)

NATIONAL SECURITY AGENCY (NSA)

DEFENCE INTELLIGENCE AGENCY (DIA)

 

از اين سه سازمان NSA از همه مخفي‌تر و مخوف‌تر است (برخلاف آنچه در مورد CIA شايع است) ليكن مانند CIA فعاليت بين‌المللي دامنه‌داري ندارد.

در داخل امريكا عمدتاً (و ظاهراً) FBI فعاليت مي‌كند.

 

انگلستان:

زير نظر دو سازمان مشهور به MI6 و مشهور به MI5 فعاليت مي‌كنند.

 

JOINT INTELLIGENCE COMMITTEE

SECRETE INTELLIGENCE SERVICE

SECURITY SERVICE

 

بازوي علني پليس يعني SCOTTLAND YARD زير نظر MI5 فعاليت مي‌كند كه تقريباً معادل FBI در امريكاست.

 

روسيه:

دو سازمان

 

KOMITET GOSUDARSTVENNOI BEZOPASNOSTI (KGB)

 

به معناي «كميته امنيت كشور»

 

CLAVNOYE RAZVEDYVATELNOY UPRAVLENIYE (CRU)

 

به معناي «اداره‌ي عالي اطلاعات» (كه مربوط به ارتش روسيه است) فعاليت مي‌كنند. كلاً KGB به مراتب قوي‌تر است و حكم رهبري را دارا است.

چين سرخ

چهار سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات زير نظر:

1ـ حزب كمونيست چين

2ـ اداره‌ي امور خارجي

3ـ وزارت دفاع

4ـ شوراي كشوري فعاليت مي‌كنند.

هر يك از اين سازمان‌ها سه سازمان ديگر را نيز تحت نظر قرار مي‌دهند. رياست عاليه اين سازمان‌ها با مرد شماره 5 حزب كمونيست است كه رياست «اداره‌ي امور اجتماعي» را نيز به عهده دارد. اين اداره قانوناً كليه عمليات سري اطلاعاتي را به عهده دارد.

اسرائيل:

چهار سازمان زير در اسرائيل فعاليت مي‌كنند:

 

BUREAU OF MILITARY INTELLIGENCE

 

(مشهور به AMAN)

 

DEPARTMENT OF COUNTER ESPIONAGE

 

مشهور به RAN

 

FOREIGN MINISTRY,S POLITICAL DEPARTMENT

DEPARTMENT OF INTERNAL SECURITY

 

 مشهور به SHIN – BET

(سازمان آخر نام خود را از جناح جاسوسي‌ هاگانا گرفته است)

 

* * *

 

درون سازماني

اظهار نظر درباره اهداف و برنامه‌ها:

1- منظور و مقصود از «حرف و عمل خود استقلال كامل داشته باشد» چيست؟

لغت استقلال در رابطه با اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي اروپا و يا هر انجمن اسلامي ديگر بهتر است معني شود. اگر اين بدان معنا باشد كه در تصميم‌گيري و در تقسيم مسئوليت‌ها، آنها كه عضويت در نهضت يا هر سازمان ديگر دارند كنار گذاشته شوند و يا سعي كنند از نظريات خود حتي دفاع نكنند از ترس آنكه مبادا به عنوان دخالت نهضت در اتحاديه تلقي شود وبالاخره مسئوليت و تصميم‌گيري‌ها را اگر نه براي گروه‌ها و افراد وابسته به گروه‌هاي ديگر، حتي براي افراد منفرد كه اكثراً كم تجربه و تازه‌كارند واگذاريم، نتيجه جز اين نخواهد بود كه ديگران تصميم مي‌گيرند و ما با وجود آنكه آن تصميمات را مغاير با اهداف اصلي و علت وجوديه اتحاديه مي‌دانيم سكوت نموده و دنباله‌رو آن مي‌شويم.

استقلال اتحاديه زماني وجود خواهد داشت و معنا پيدا خواهد كرد كه اتحاديه وجود داشته باشد و از هدف اصلي و رسالتي كه براي آن در كل جنبش اسلامي قائل هستيم پيروي نمايد. بنابراين در مقابل دخالت ديگران و انحرافات و تلاش اتحاديه از طرف هر شخص يا گروهي كه بخواهد اعمال شود و به وجود آيد، ما به عنوان اعضاء نهضت بايد بايستيم و از آن جلوگيري كنيم ولو اينكه در اثر اين كار نهضت و افراد آن متهم به دخالت در كار اتحاديه بشوند.

2- گفته شده است: «نهضت به عنوان يك سازمان مايل نيست در امور داخلي اتحاديه مداخله‌اي داشته باشد.»

در اينجا نيز بايد لغت «مداخله» را معني كنيم. آيا مداخله نهضت (به فرض بودن)، اتحاديه را به انحراف از هدف اصلي خواهد كشاند؟ مسلماً نه، مگر اينكه نهضت خود نيز از هدف‌هاي جنبش اسلامي منحرف شده باشد.

– در صورتيكه انحرافي اساسي و جدي در كار و خط‌مشي اتحاديه وجود داشته باشد. و اتحاديه خداي ناكرده به طرف متلاشي شدن كشيده شود، آيا نهضت نبايد به عنوان بخش ديكر از جنبش اسلامي در حفظ و نگهداري اتحاديه بكوشد و در كار اخلالگري منحرف كننده ديگران چه آگاهانه و چه ناآگاهانه مداخله كند؟

اگر ما جنبش اسلامي را به عنوان يك سيستم بزرگ در نظر بگيريم كه هر يك از سازمان‌ها چه انجمن‌هاي اسلامي و اتحاديه و چه نهضت و چه گروهي و سازمان‌هاي انقلابي و چه روحانيت و مرجعيت هر كدام نقش يك سيستم فرعي را در آن دارند كه بايد با هم روابط ارگانيك داشته باشند و بر روي يكديگر اثر بگذارند و از هم متأثر شوند و اشكال و اخلال در هر يك بر روي ديگران نيز اثر بگذارد، در اين صورت جواب سوال بالا اينست كه: چرا نهضت به عنوان يك بخش از جنبش اسلامي هميشه بايد در حفظ و حراست سازمان‌هاي ديگر و افشاي حركت‌هاي انحرافي بكوشد. البته بديهي است كه دخالت نهضت به شكل دخالت يك سازمان در يك سازمان ديگر نيست و نخواهد بود. به عبارت ديگر اين دخالت به شكل نوشتن نامه رسمي و توصيه و تعيين تكليف براي مسئولين اتحاديه نيست بلكه اعضاء نهضت كه در اتحاديه نيز عضو هستند، بطور طبيعي به دور هم جمع شده مسائل و مشكلات اتحاديه را بررسي نموده و با ديد خاص خود و ارزش‌ها و هدف‌هايي كه براي اتحاديه قائل‌اند به يك جمع‌بندي رسيده و بعد همان افراد تك‌تك عين همان نظر را در تصميم‌گيري و مشاوره‌ها دخالت مي‌دهند.

– در مورد اشكالاتي كه در بند الف بدان اشاره شده بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه افراد نهضت بايد از اتحاديه و طرز كار و خط‌مشي و برنامه‌هاي آن، در رابطه با گذشته و آينده خود اتحاديه و در رابطه با كل جنبش اسلامي تحليل كامل داشته باشند. اين تحليل بايد كاملاً مستدل و منطقي باشد. اين تحليل براي خود افراد نهضت بايد كاملاً جا افتاده باشد. تا بتوانند از آن دفاع كنند و پس از آن برادران و خواهران ما نياز به يك كار توضيحي وسيع و دائمي دارند. در وحله اول وسيع و فشرده كه تمام بخش‌هاي اتحاديه را در بر بگيرد و سپس اين كار بطور دائم براي اعضاء جديد نيز انجام شود. (البته انجمن اسلامي آمريكا و اعضاء نهضت در اين قاره نيز از اين نياز مستثني نيستند. اين كار تا حدودي انجام شده ولي هم كامل نيست و هم مستمر)

فرض بگيريم كه سازمان ديگري نظر و تحليل ديگر براي اتحاديه داشته باشد. و افراد آن بخواهند آن را در اتحاديه پياده كنند. اگر آن تحليل درست‌تر و منطقي‌تر از تحليل برادران ما باشد بايد آن را بپذيرند (در اين صورت اگر نپذيرند، آن وقت مي‌توان گفت دارند اعمال نظر مي‌كنند!) ولي اگر اين‌طور نيست و تجليل و استدلال برادران و خواهران نهضتي قوي‌تر است خواه‌ناخواه با كار توضيحي مي‌توانند موفق شود و اشكالات رفع خواهند شد.

3- در پاراگراف اول بند ب بحثي كلي است و درست اما در مورد تمام سازمان‌ها صدق نمي‌كند. زيرا زماني كه سازماني مانند اتحاديه و انجمن آمريكا باز هستند شما نمي‌توانيد بگوييد كه افراد و سازمان‌هاي ديگر در آنها هرگز دخالت نكنند. عضويت در اتحاديه مغايرت با عضويت در نهضت يا هر سازمان سياسي ديگري كه ضداسلامي نباشد ندارد. بنابراين اعضاء تمام سازمان‌هاي مختلف و افرادي كه منفرد هستند اما خود به تنهائي يك سازمان مي‌باشند! هميشه خواهند بود كه در انجمن‌هاي باز وارد مي‌شوند ونمي‌توان جلوي آنها را گرفت. اما براي جلوگيري از متلاشي شدن و انهدام اين انجمن‌ها تنها راه اينست كه از برخورد مواضع سياسي اين سازمان‌ها در درون انجمن و اتحاديه جلوگيري شود. تنها و تنها راه اينست كه اين انجمن‌ها هرگز موضع‌گيري سياسي ننمايند، زيرا در آن صورت است كه بين گروه‌هاي مختلف وابسته به سازمان‌هاي سياسي مختلف درگيري در مواضع پيش خواهد آمد و هر كدام سعي خواهند نمود كه موضع‌گيري خاص سازمان خود را به كل اتحاديه و يا انجمن تحميل كند. بنابراين همانطور كه در پاراگراف دوم قيد شده است: «اتحاديه بايد مرزي بين يك سازمان فكري را با يك سازمان سياسي مشخص كند». اين وظيفه و مسئوليت برادران و خواهران نهضتي است كه به خاطر حفظ و پيشبرد اهداف اتحاديه به شكل قاطع و منظم اين مرزبندي را در درون اتحاديه بوجود بياورند. زيرا تنها گفتن اينكه «اتحاديه بايد…» كافي نيست. افراد اتحاديه آنها كه به اين تز معتقدند بايد آن را پياده كنند. و از اتهام به دخالت و غيره نهراسند. در مورد پاراگراف آخر اين بند نيز يك موضوع بايد روشن شود. و آن اينكه باز هم برادران ما ترس دارند از اينكه متهم شوند به اينكه آنها مي‌خواهند افراد اتحاديه را محدود به قرآن‌خواني و يا كتاب‌خواني بكنند. اين مسئله نيز براي برادران و خواهران نهضتي ما بايد جا بيفتد كه ما درست است كه افراد را نمي‌خواهيم به خواندن قرآن و كتاب به طور كلي محدود كنيم اما در كادر و چهارچوب اتحاديه است كه مي‌خواهيم فقط و فقط از نظر ايدئولوژيك و اخلاق اسلامي افراد را بسازيم. و اين رسالتي است كه اتحاديه و انجمن آمريكا براي خود قائلند و بايد توجه كنيم كه ما به عنوان يك مسلمان مجبور نيستيم كه تمام فعاليت‌ها و مسئوليت‌هاي انساني و اسلامي خود را در چهارچوب اتحاديه و انجمن انجام دهيم بلكه اين يك قرارداد است كه ما خود مي‌گذاريم كه اين بخش كوچك از مسئوليت را تحت نام نهضت و بخش ديگر را… و بالاخره برخي از مسئوليت‌ها ممكن است در كادر هيچ سازماني نگنجد و كاملاً فردي باشد.

بنابراين اگر ما معتقد هستيم به اين كار در كادر اتحاديه فقط كتاب و قرآن بايد بخوانيم و حداكثر مسائل سياسي در بين افراد و حوزه‌ها تحليل شود، بايد بطور قاطع بر روي اين امر بايستيم و نگذاريم اين مسئله در مرحله حرف بماند و عمل ما چيز ديگري باشد. و عملاً دنباله‌رو توده دانشجو و احتمالاً گروه‌ها و سازمان‌هاي ديگر باشيم.

4- خوشبختانه برادران ما در قسمت آخر به برخي از نكات توجه كرده‌اند، اما بايستي خيلي جدي‌تر برخورد كنند و باز هم بين ما (در كلمه «منظور ما» چهارخط مانده به آخر) و افراد اتحاديه (در خط بعد) و حقوق و وظايف در مورد خط‌مشي اتحاديه فرقي نبايد قائل شوند.

به نظر اينجانب لازم است توضيحاتي شبيه اين نوشته و يا تكميل شده همين توضيحات ضميمه اطلاعيه‌ها اروپا نموده و براي افراد در آمريكا و براي خود اروپا ارسال شود.

والسلام ـ ابو

 

 

بحث درون سازماني

زمستان 1355

بولتن تشكيلاتي

خواهران و برادران ارجمند ايراني:

اينك دومين بولتن تشكيلاتي را كه محصول كار حوزه‌هاي منطقه جنوب است عرضه مي‌داريم. اميد آنكه مورد توجه و عنايت‌تان قرار گيرد. پس از انتشار اولين بولتن عده‌اي از خواهران و برادران محبت نمودند و جز يك مورد، بي‌لطفي مشاهده نشد. اميد آنكه با همت والاي خواهران و برادران عزيز و ايماني نقائص بولتن رفع و هر روز تكميل‌تر گردد. برادري از حوزه …. محبت نموده ومقاله ارزنده‌اي تحت عنوان «سيستم و انواع آن» براي ما ارسال داشته‌اند كه در شماره آينده چاپ خواهد گرديد.

با تشكر بسيار از اين برادر ارجمند انتظار و توقع است كه شما هم با اين نشريه همكاري نمائيد. با ارسال مقاله، بحث و تبادل‌نظر بر محتويات بولتن در جلسات تشكيلاتي حوزه و ارسال نتيجه آن براي بولتن مي‌توانيد قدم مهمي در بقا و توسعه بولتن تشكيلاتي برداريد.

بولتن تشكيلاتي به‌خاطر توسعه اطلاعات تشكيلاتي اعضا انجمن اسلامي دانشجويان و منحصر به آنها توسط حوزه‌هاي منطقه جنوب تهيه مي‌گردد. بنابراين تا هنگامي كه نام حوزه‌هاي جنوب بر آن است به هيچ‌وجه بيانگر نظرات تشكيلاتي درون انجمن نخواهد بود. به‌علاوه حتي در سطح حوزه‌هاي منطقه جنوب بولتن تشكيلاتي درصدد تعليمات تشكيلات نيست بلكه فقط در پي ايجاد محيطي براي بحث و تبادل‌نظر در اصول تشكيلاتي يك سازمان مي‌باشد. بنابراين هرگونه برداشتي اعم از واقعي و تخيلي از مندرجات بولتن به‌هيچ‌وجه نبايستي نظر انجمن و يا حوزه‌هاي جنوب محسوب گردد مقالات منحصراً نظر تشكيلاتي نويسندگان آنهاست، آنان نيز در نظرات خويش اصراري نداشته و از نظرات مستدل استقبال خواهند كرد.

ما معتقديم كه اگر خداي تعالي ياري فرمايد و به ادامه راه خويش موفق گرديم تنها چنين شيوه عملي است كه مي‌تواند با ايجاد بحث و تبادل‌نظر بر مسائل تشكيلاتي خواهران و برادران مسلمانمان را ياري نمايد تا در شكل سازمان دادن به واحدهاي گوناگون جنبش اسلامي و همچنين توقعات و انتظاراتشان از سازمان‌هاي جنبش بهتر، عملي‌تر، پرثمرتر، كارآتر و كم‌نقص‌تر بينديشند و به كار ببندند. كه در نتيجه از هدررفتن نيروها و زحماتشان و از درگيرشدنشان با يكديگر مانع گردد.

به اميد پيروزي جنبش اسلامي و برافراشتن پرچم توحيد در جهان.

مراحل تشكيل سازمان

 

براي آنكه سازماني تشكيل گردد از چهار مرحله گذر خواهد كرد.

1ـ احساس نياز

2ـ تعيين هدف

3ـ تعيين اساس و چهارچوب‌ها

4ـ فعاليت‌ها

اصولاً تا آنكه نيازي احساس نگردد سازماني هم تشكيل نخواهد شد و گريز از ساير مراحل هم اضمحلال سازمان را موجب مي‌شود.

نياز عاملي است كه انسان را به حركت درمي‌آورد و به كار و كوشش و فعاليت وامي‌دارد. انسان بدون احساس نياز حركتي نخواهد كرد و تغيير و تحولي در وضع موجود به وجود نخواهد آورد. كه احساس تعادل و بي‌نيازي هميشه سكون و آرامش و استراحت را به دنبال مي‌آورد. در حالي كه احساس نياز آدمي را به تلاش وامي‌دارد، در دل او اميد مي‌آفريند و بر نيرويش مي‌افزايد تا بر نارضايتي‌هايش فايق آيد. آنكه نياز ندارد از جاي نمي‌جنبد و آنكه نيازمند است در پي ارضاي نياز خويش تن به كار و كوشش و زحمت و سختي و فداكاري مي‌دهد و گاهي به هر آب و آتشي مي‌زند. در هنگام فقدان نياز كمترين اثري از حركت مشهود نمي‌گردد و بالعكس همين كه احتياج خود نشان داد آثار حركت به ظهور مي‌رسد. هر چه نياز و احتياج قوي‌تر باشد كشش و نيرو هم زيادتر و پرثمرتر خواهد شد و كار زيادتري تحويل خواهد داد تا آنجا كه گاهي ممكن است نيروي حاصله اعجاب‌انگيز و معجزه‌آسا گردد. حركت‌هاي بزرگ تاريخي همه مشمول همين قاعده‌اند. ابتدا نيازي عمومي احساس شده و سپس همگان را به سوي خود كشانده و حركتي عظيم به وجود آورده ولي همين كه نياز و احتياج فرونشسته حركت هم به سستي گرائيده و خاموش گشته است.

نيازها بسيارند و نه‌تنها با يكديگر متفاوت حتي گاهي متضاد. اما با اين‌همه به دليل تعيين‌كنندگي شرائط محيطي در تشكيل نيازهاي انساني هر جمعي خود مستقل از افرادش مي‌تواند نياز خاصي را احساس نمايد كه پايه و اساس حركتش گردد. يك گروه كوچك يا بزرگ، جمعي در درون يك كشور، جامعه جهاني و يا منطقه وسيعي از آن هر كدام مي‌توانند در لحظه مشخصي از زمان نياز مشتركي را احساس نمايند و براي ارضاي آن با يكديگر همكاري نمايند. نيازهائي كه دوام و ثبات ندارند بلكه متحركند. آنچه امروز نياز محركه جمعي است فردا ديگر نخواهد بود.

نياز فقط هنگامي نيروآفرين و حركت‌زا خواهد بود كه با آگاهي توأم باشد. در غير اين‌صورت نيازمند فقط به آسماني از خيال و آرزو پرواز خواهد كرد و شكست خواهد خورد. فقط آگاهي است كه به انسان چنان نيروئي مي‌بخشد كه قادر گردد تا نيازش را ارضاء نمايد. هنگامي كه نياز با آگاهي نسبي توأم شد هدف به وجود مي‌آيد. آگاهي به نيازمند نقطه روشني ارائه مي‌دهد كه اگر بدان رسد نيازش تسكين مي‌يابد. اين نقطه روشن هدف نهائي و مقصد غائي نيازمند در آن نياز به‌خصوص مي‌باشد. بنابراين هدف عبارت خواهد بود از مطلوب و خواسته‌اي مغاير با وضع موجود ولي در رابطه با آنكه براي نيل به آن از وضع موجود بايستي حركت كرد تا به وضع مطلوب رسيد. عدم آگاهي كافي موجب انتخاب راه و هدف كاذب مي‌گردد. و جمع با انتخاب كاذب در سرانجام كوشش‌ها و فعاليت‌هايش نياز خويش را همچنان باقي يافته و خود را مغبون مي‌يابد و بر گذشته‌اش افسوس مي‌خورد. از تعقيب نيازش چشم مي‌پوشد و يا ناچار مي‌گردد كه فعاليت را از سربگيرد. آگاهي لازم براي شناخت صحيح هدف و دنبال كردن آن را مي‌توان به:

1ـ آگاهي از نيازها و دلائل پيدايش آنها و ارزيابي‌شان،

2ـ آگاهي از شرائط و امكانات موجود،

3ـ آگاهي از قوانين و مقررات حاكم بر وضع موجود و

4ـ آگاهي از قوانين و مقررات حاكم بر هدف و راه رسيدن به آن

تقسيم كرد. فقدان و يا كمبود هر كدام از اين آگاهي‌ها حركت نيازمند را براي رسيدن به هدف مختل نموده و او را شكست مواجه خواهد ساخت.

اما همين كه انسان نيازمند هدفي پيدا كرد برعكس حيوانات براي ارضاي نياز خويش و رسيدن به هدف به ديگران رجوع مي‌نمايد تا با همكاري با آنان به هدف برسد. به عبارت ديگر انسان براي ارضاي نيازهاي خويش به تشكيل سازمان اقدام مي‌نمايد كه سازمان‌ همان همكاري جمعي است براي رسيدن به هدف مشترك.

معناي همكاري جمعي داشتن روابط متقابل و انساني است. يعني آنكه در ادامه حركت به سمت هدف با انسان‌ها روبرو هستيم. انسان‌هائي كه بعضي به حقيقت انسانند و ديگراني فقط با چهره. به‌علاوه اين انسان‌ها هر كدام داراي روابطي هستند. اين ارتباطات الزاماً و هميشه به‌سوي هدف فرد نيازمند نيست بلكه عده‌اي شديداً در مقابل آن قرار مي‌گيرند تا حركتش را از بين ببرند. اگر اين روابط و عمل‌ها و عكس‌العمل‌ها در نظر گرفته نشده پيش‌بيني نگشته و تجزيه و تحليل نگردند و يا پس از پيش‌بيني و تجزيه و تحليل اقدامات احتياطي صورت نگيرند به‌زودي مخالفت‌ها و كارشكني‌هاي ديگران شروع خواهند شد و حركت را با شكست مواجه خواهند ساخت.

پيش‌بيني عمل و عكس‌العمل ديگران و ديگر سازمان‌ها مشكل عمده سازماني است كه مي‌خواهد حركت نمايد. زيرا همگان خود نيت را به سادگي آشكار نمي‌سازند. آنچه را كه در دل دارند بر زبان نمي‌آرند و آنچه را كه بر زبان مي‌آرند در حين عمل فراموش مي‌كنند. اين ابهام در ارتباط نياز و قول و عمل ديگران بدان بيم است كه هركس و يا هر سازماني نياز يا نيازهاي خويشتن را در وسعتي معين در تضاد و جنگ و مقابله با نيازهاي سايرين مي‌بيند. در نتيجه براي فرار از مخالفت و كارشكني به مخفي‌كاري مي‌پردازد و يا حتي ممكن است نقاب نفاق بر چهره بيفكند.

بدين ترتيب سازمان ناچار است كه براي به‌كار گرفتن اشيا و امكانات و همچنين تنظيم روابط خود با ديگران چهارچوب معيني را براي سازمان بوجود آورد. اين چهارچوب معين نحوه سازماندهي در درون سازمان است. اما اين سازماندهي به دلخواه صورت نمي‌گيرد. بلكه بايستي با هدف‌هاي سازمان، نوع عمليات منطقه و امكانات سازمان تطبيق يابد و تعديل گردد. همين كه دو سازمان حداقل در يكي از اين چهار مورد فوق با هم متفاوت باشند،‌ سازمان‌بندي‌شان هم به‌ناچار با يكديگر متفاوت خواهد بود. به عبارت ديگر تنها اجتماع گروهي از افراد، سازماني را به وجود نخواهد آورد و همين كه سازماني تشكيل گرديد براي تعقيب اهداف معيني و عمليات معيني در نقطه معيني قادر به كار خواهد بود.

دو سازمان آموزشي را در نظر بگيريد. يكي به‌خاطر كسب درآمد مالي و ديگري به دليل ترتيب كادر معيني تشكيل مي‌گردند. هرچند عمليات اين دو سازمان مشابه‌اند ولي به يك نحو سازمان داده نخواهند شد. اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا و انجمن اسلامي دانشجويان در قاره امريكا هر دو هدفي يكسان دارند. نوع عملياتشان و همچنين امكاناتشان تا حدود زيادي يكسان است و تشابه زيادي با يكديگر دارند. ولي تفاوت در منطقه عمليات سازمان‌بندي اين دو را به كلي متفاوت از يكديگر مي‌سازد. به طوري كه هيچ‌كدام با سازمان‌بندي ديگري قادر به ادامه كار به نحو صحيح نخواهد بود.

همين كه سازمان‌بندي و يا چهارچوب سازماني مشخص گرديد، سازمان شروع به فعاليت مي‌نمايد. فعاليت كل سازمان خود از فعاليت افراد و واحدهاي سازمان تركيب مي‌گردد. فعاليت‌هاي افراد فعاليت يك واحد سازماني را مشخص مي‌سازد و فعاليت واحدها نحوه و نوع عملكرد كل سازمان را نشان خواهد داد. در اينجا نيز رهبر سازمان در هنگام سازماندهي بايد بدين حقيقت توجه نمايد كه از هر فردي كاري ساخته است كه بايستي به همان كار يا كارها بپردازد. مهم اين نيست كه شخص معيني وظيفه مشخصي را به عهده بگيرد،‌ مهم آنست كه سازمان به سمت هدف پيش رود. بنابراين بايستي براي كليه وظائف موجود در سازمان افرادي فعاليت كنند. وجود همه اينان براي سازمان ارزشمند است و سازمان بايستي به شدت از پيدايش عواملي كه افراد را به سمت وظائفي مي‌برند كه خارج از حدود امكانات استعداد و تمايلاتشان هست جلوگيري نمايد. به همين ترتيب هر واحد سازمان و سرانجام خود سازمان بايستي به كار يا كارهائي اقدام نمايند كه به خاطر آن سازمان‌بندي شده‌اند هرگونه تغييري در سازمان لازمه‌اش تغيير افراد و سپس تغيير سازمان‌بندي و بالاخره تغيير هدف‌هائي است كه سازمان به خاطر آنها به‌وجود آمده است.

مطالب فوق را به شرح زير مي‌توان خلاصه نمود:

1ـ هنگامي كه گروهي داراي يك يا چند نياز مشخص و مشترك شدند داراي هدف يا هدف‌هاي مشخص و مشتركي هم خواهند بود كه تسكين‌دهنده‌ي نيازهاي مذكور مي‌باشند.

2ـ اين اهداف فقط به شرطي در دسترس قرار خواهند گرفت كه سازماني متناسب با آن اهداف براي همكاري دارندگانشان تشكيل گردد.

3ـ هر سازمان به يك چهارچوب يا سازمان‌بندي نياز دارد تا قادر به عملكرد باشد. سازمان‌بندي دلخواه نيست بلكه براي هدف معيني سازماني خاص آن هدف و با توجه به امكانات نوع فعاليت و منطقه عمليات به وجود خواهد آمد. هرگونه تغييري در يكي از اين چهار مستلزم تغييري متناسب با آن در درون سازمان خواهد بود. به عبارت ديگر از يك سازمان براي همه‌گونه فعاليت نمي‌توان به‌طور صحيح استفاده كرد.

4ـ همين كه سازمان‌دهي صورت گرفت فعاليت‌ها شروع مي‌گردند. براي شروع صحيح و كارآئي يك سازمان هر وظيفه حساب‌شده كه در يك نقطه سازمان‌بندي قرار دارد به كسي سپرده مي‌شود كه براي انجام آن مناسب است. درخواست انجام هر وظيفه از هر كه رسيد. خطائي است بزرگ.

 

 

سازماندهي در شرائط نامساعد

سازمان را همكاري مشترك افراد براي نيل به هدف يا هدف‌هاي مشترك تعريف كرده‌اند. بنابراين افراد يك جمع بدون همكاري با يكديگر هرگز سازماني را بوجود نمي‌آورند. همچنين اگر اعضاي يك سازمان تمايل خود را به همكاري با يكديگر از دست دهند سازمان به اضمحلال و سقوط كشانده مي‌شود. اهميت همكاري در سازمان‌هاي سياسي ـ اعتقادي به مراتب زيادتر از ساير سازمان‌ها مي‌باشد. به‌علاوه جلب همكاري افراد با اين سازمان‌ها به مراتب مشكل‌تر از سازمان‌هاي انتفاعي و دولتي خواهد بود. سازمان‌هاي مذكور هنگامي به جلب همكاري افراد موفق خواهند شد كه علاوه بر تسكين عالي‌ترين نيازهاي انساني افراد، اصولي كه براساس آنها بنيان گذارده شده‌اند، اهداف‌شان و خط‌مشي سازماني‌شان مورد قبول افراد قرار گيرد. حتي سياست‌ها و تدابير اجرائي و همچنين افرادي كه در سطح فعالين سازمان قرار دارند نيز موجب تشويق آنان به همكاري زيادتر با سازمان و يا فرار از آن مي‌گردد. مشكل ديگر سازمان‌هاي سياسي ـ اعتقادي در جلب همكاري افراد براي اين‌گونه سازمان‌ها اينست كه سازمان‌هاي انتفاعي، دولتي، انتخاباتي و امثال اينها به سادگي مي‌توانند خود را با خواست‌ها و نيازهاي مردم تطبيق داده به هدف برسند. در جامعه‌اي كه اصول انتخابات آزاد به‌طور نسبي رعايت مي‌گردد كانديداهاي انتخابات به‌سادگي و راحتي مي‌توانند وعده‌هاي انتخاباتي خود را با نيازهاي درون جامعه تطبيق دهند و بدون احساس مسئوليت نسبت به روند حركت جامعه برنامه سياسي خود را بچينند. همچنين سازمان‌هاي انتفاعي با تهيه كالاي مشتري‌پسند مي‌توانند به هدف برسند بدون آنكه ناچار باشند براي تغيير جامعه اقدام نمايند. سازمان‌هاي انتخاباتي انتفاعي و امثال اينها به تغيير سليقه‌ها و نيازهاي كم و بيش ابتدائي مردم آنهم در حد پيروزي بر رقيب اكتفا مي‌نمايند. ولي سازمان‌هاي سياسي اعتقادي به تغييرات عميق اجتماعي مي‌انديشند. مي‌خواهند نظامات فكري سياسي اقتصادي و … جامعه را تغيير دهند و به سوئي هدايت نمايند كه به صلاح اجتماع مي‌دانند. در نتيجه هميشه و الزاماً در جهت خواسته‌هاي مردم گام برنمي‌دارند و حتي به دليل رودرروي حركت جامعه ايستادن با مخالفت شديد آن روبرو مي‌شوند و چاره‌اي هم جز مقاومت ندارند. بايد با وضع موجود جامعه آنقدر بجنگند تا به تغيير آن موفق شوند.

در نتيجه نمي‌توانند از روش‌هاي تجاري و يا سياسي غيراعتقادي پيروي كنند. تمام اين شرائط آنان را از يك طرف با دشمناني روبرو مي‌سازد كه يا رقيب هستند و يا طرفداران وضع موجود. اينان با حركت سازمان سياسي ـ اعتقادي شديداً مخالفند و عليه آن اقدام مي‌نمايند توطئه مي‌چينند عوامل خويش را به درون سازمان فرستاده آن را از مسير خويش منحرف مي‌نمايند. در سوي ديگر بي‌طرف‌ها قرار دارند. آنان كه نسبت به سازمان و اهدافش نظر مساعدي ندارند ولي به ساير سازمان‌هاي مشابه نيز تمايلي نشان نمي‌دهند. طرفدار وضع موجود هم نيستند. در نتيجه جزء دشمنان سازمان هم قرار نمي‌گيرند. سازمان با عده‌اي از مردم نيز روبروست كه جزء هواخواهان آن به‌شمار مي‌آيند ولي به دلائلي حاضر به همكاري با سازمان نيستند. در درون سازمان نيز گروهي قرار دارند كه هرچند عضويت سازمان را پذيرفته‌اند ولي كم‌كاري مي‌كنند و يا با تمام حسن‌نيتي كه دارند به دليل اشتباه‌كاري و ندانستن مسائلي چند و يا كمبود آگاهي‌هاي لازم كارشان در خلاف جهت حركت سازمان بوده و حاصلي منفي دارد. همچنين افرادي در درون سازمان يافت مي‌گردند كه با ناسازگاري خويش سازمان را به عقب مي‌برند. بدين ترتيب سازمان از يك‌طرف بايستي همكاري بي‌طرف‌ها و هواخواهان را جلب نمايد و با ازدياد سطح آگاهي و دانش اعضاي خويش با مشكلات اقدامات منفي در درون سازمان مبارزه نمايد و بالاخره با دشمنان خود اعم از طرفداران وضع موجود و يا سازمان‌هاي رقيب بجنگد و توطئه‌هاي آنان و عوامل‌شان را خنثي نمايد. سازمان براي رسيدن به اين هدف بايستي از طرفي به جلب همكاري گروه‌هاي اول بپردازد. از طرف دوم بايد آموزش و تعليم دهد و از طرف آخر با دشمنان آنقدر بجنگد تا جوّ غالب را در دست بگيرد و پيروز شود.

يك سازمان سياسي هنگامي جو غالب را در دست خواهد داشت كه افراد درون جوِّ محاط بر سازمان نسبت به آن درصدهاي زيرا داشته باشند.

فعالين سازمان:

75درصد كلّ افراد درون جوّ

اعضاي عادي 8/6 درصد كل افراد درون جو

بي‌طرف‌ها 8/6 درصد كل افراد درون جو

هواخواهان 7/5 درصد كل افراد درون جو

دشمنان سازمان 7/5 درصد كل افراد درون جو

 

هنگامي كه چنين درصدي و چنين پراكندگي‌اي در سطح جو وجود نداشته باشد سازمان سياسي براي نيل بدان از سه نوع سازمان‌بندي توأم استفاده مي‌نمايد:

1ـ سازمان مخفي

2ـ سازمان نيمه‌مخفي ـ نيمه علني

3ـ سازمان باز يا علني

 

در سازمان‌هاي مخفي فقط افرادي مي‌توانند به فعاليت بپردازند كه داراي اشتراك اعتقادي فكري و خلقي بوده به اهداف و مباني سازمان ايمان راسخ داشته باشند. چنين ايمان و اشتراك و تشابه در اعتقاد و عمل موجب مي‌گردد كه اولاً در سازمان وحدت نظر بوجود آيد و ثانياً سازمان در تعيين خط‌مشي‌ها خيلي زود به توافق جمعي برسد. فقط تدابير و سياست‌هاي اجرائي است كه ممكن است به رأي اكثريت واگذار گردد. اين طبيعت و واقعيت فعاليت‌هاي اجتماعي است. هميشه اعتقادات و خلقيات مشترك محصول فكري مشترك و برداشت‌هاي مشترك مي‌دهد. و بالعكس اعتقادات و خليقات متفاوت نظرات مختلف و برداشت‌هاي متفاوت را موجب مي‌گردند. و اين حد مطلوبي است كه يك سازمان بايد بدان برسد تا بتواند حداكثر همكاري ممكن را در درون سازمان بوجود آورده به سمت هدف‌هايش پيش رود. بديهي است كه اعضاي چنين سازماني محدود بوده و از ميان افرادي انتخاب مي‌شوند كه در طول زمان با ديدن آموزش و تمرين‌هاي مداوم آمادگي فعاليت در درون سازمان را پيدا نموده‌اند.

سازماني كه بدين ترتيب به وجود مي‌آيد مي‌تواند با موضع‌گيري‌هاي قاطع و تصميم‌گيري‌هاي سريع و به موقع هم پشتيباني عامه درون جو را جلب نمايد و هم آنكه دشمان خود را غافلگير نموده آن را از جلو راه خود بركنار دارد. لزوم چنين موقعيتي سازمان را با تهديدات و توطئه‌هاي مداوم و مكرر روبه‌رو مي‌سازد. در نتيجه سازمان به صورت مخفي درمي‌آيد به‌طوري كه حتي اعضاي آن خيلي به ندرت شناخته مي‌شوند. شايد بهترين سازمان مخفي كه در تاريخ بشريت تشكيل شده سازمان مخفي خاندان نبوت بوده است. با آنكه از زمان تشكيل چنين سازماني 14 قرن مي‌گذرد هنوز به درستي و قاطعيت نقش كامل معصوم مورد اتفاق عموم نيست. امام و معصوم آن چنان جامعه تشيع و مبارزات گوناگون آن را اداره مي‌نموده كه كمترين اثري از سازمان تا قبل از قيام به دست دشمن نمي‌افتاده است. امام و معصوم از سه نوع سازمان‌دهي مذكور در فوق استفاده مي‌نموده‌اند.

سازمان‌هاي نيمه‌مخفي ـ نيمه علني تا حدود زيادي شبيه سازمان‌هاي مخفي هستند. سازمان‌هاي نيمه مخفي با دادن تمرين‌هاي مكرر و ايجاد آمادگي افراد را براي ورود به سازمان‌هاي مخفي تربيت مي‌كند. اين سازمان‌ها نسبت به سازمان‌هاي مخفي داراي اعضاي زيادتري هستند. افراد و اعضاي آن در مواقع ضروري ممكن است آشكار گردند. اين سازمان‌ها در مواردي كه اختلاف‌نظر در درون جو وجود ندارد و يا لااقل كم محسوس است مي‌توانند موضع‌گيري نمايند. به عنوان مثال اكنون در جو جنبش دانشجوئي خارج از كشور موافقت عامي در مورد مخالفت با نظام سلطنتي وجود دارد. بنابراين موضع‌گيري يك سازمان نيمه مخفي ـ نيمه علني عليه نظام سلطنتي موجب ازهم‌گسيختگي درون آن و يا طرد شدنش از جنبش دانشجوئي مي‌تواند شعارهاي تندي عليه نظام سلطنتي را عنوان نمايد. ولي طرح همين شعار در ميان كليه ايرانيان مقيم امريكا ممكن است سودمند نباشد و طرح شعارهائي ديگر حتي ضرر هم بزند.

سازمان باز يا علني براي جلب وسيع افراد درون جو محاط بر سازمان بوجود مي‌آيد. معناي چنين سازماندهي اينست كه درهاي سازمان بر روي افرادي با اعتقادات و نظرات گوناگون باز است. تشكيل چنين سازماني كار ساده‌اي نخواهد بود. هدف چنين سازماني بايستي آنچنان با مطالعه و دقت تعيين گردد كه حتي‌الامكان هم افراد زيادتري را به درون سازمان جلب نمايد. هم با دادن تعليمات و آگاهي‌هاي لازم آنان را مهياي پيوستن به جنبش نمايد. در نهضت استقلال هند با آنكه شعار كنگره استقلال است و همگان خواهان آنند ولي اين هدف آنچنان كافي نيست كه همگان را در درون سازمان واحد كنگره گرد آرد. ولي همين كه گاندي پاي به ميدان مي‌گذارد و نهضت ساتياكراها براي استقلال را عنوان مي‌نمايد همه مردم به دور او جمع مي‌شوند و رهبريش را به جان و دل مي‌پذيرند.

اين تنها استقلال نيست كه مردم هند را به حركت وادارد مي‌سازد بلكه نحوه بدست آوردن استقلال هم در حركت مردم هند تأثيري به‌سزا مي‌گذارد. همچنين طراحان جنگ‌هاي استقلال آمريكا مي‌بينند كه مردم آمريكا هنوز خود را انگليسي و تابع پادشاه آنجا مي‌دانند. شعار استقلال آنها را برنمي‌انگيزد و حتي عده‌اي را به دفاع از انگلستان فراموش كردن مظالم نظام سياسي آن و به تعويق انداختن خواسته‌هاي خويش وادار مي‌سازد. بنابراين رهبران انقلاب ابتدا شعار لغو ماليات‌ها را به پيش مي‌آورند و به انتظار فرصت مناسب صبر مي‌كنند. تشديد فشار و بي‌اهميت شمردن خواسته‌هاي مردم و تهديداتشان توسط نظام سياسي انگلستان موجب مي‌گردد كه شعارها تندتر گردند ولي هنوز تقاضاي استقلال زود است. سازمان مخفي فعال زمزمه استقلال را به گوش مردم آشنا مي‌سازد.

حال ديگر در سازمان علني صحبت از اينست كه ما همه رعاياي پادشاه انگليستانيم. كسي كه در فكر استقلال و جدائي از انگلستان است عاقلانه نمي‌انديشد. مبارزين بدين ترتيب اذهان مردم را با كلمه استقلال آنچنان مأنوس مي‌سازد كه هنگام طرح با مخالفت مواجه نگردد.

بدين ترتيب سازمان علني به تدريج بي‌طرف‌ها و مخالفين دروني را با آموزش و تمرين مرحله به مرحله به هواخواه سازمان تغيير مي‌دهد به عضويت سازمان درمي‌آورد و از آنان اعضائي فعال مي‌سازد. به عبارت ديگر به‌طور مداوم افراد را از سازمان‌هاي دشمن جدا ساخته و به جمع خود مي‌آورد دشمن را ضعيف نموده همگان را از دور او پراكنده مي‌سازد. و مدام به جمع خويش مي‌افزايد. طبيعي است كه در يك سازمان علني با درهاي باز نظرات متعدد مطرح مي‌گردند و تحليل‌هاي گوناگون صورت مي‌گيرد و به همين دليل سازمان به هيچ وجه موضع‌گيري نمي‌نمايد.

و باز طبيعي است كه دشمن بيكار نمي‌نشيند و به نظاره سازمان سياسي نمي‌پردازد. از شرائط نامساعدي كه سازمان علني با آنها روبرو است استفاده مي‌كند و او را به سمت مخفي شدن مي‌راند. تا آنكه محدوده كار و فعاليت و ميدان عملكرد سازمان علني را هرچه ممكن است محدودتر سازد. وبا اين محدوديت او را از مردم جدا نمايد. در سال 1969 كه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان تشكيل گرديد سياست درهاي باز را پيشه كرد. در آن سال در يكي از حوزه‌ها حتي يك نفر يهودي شركت مي‌كرد و گاهي قرآن مي‌خواند و به اظهارنظر مي‌پرداخت و يا با متون تورات تطبيق مي‌نمود و تفاوت‌ها را بيان مي‌كرد. بدين ترتيب همه‌گونه افراد در سازمان حضور مي‌يافتند. از مخالفين مذهب و آناني كه براي جاسوسي مي‌آمدند تا مذهبيون صديق و ارزشمند. سازمان‌هاي بسياري كوشيدند كه در صورت امكان انجمن را به كلي نابود نمايند و چون بدين‌كار توفيق نيافتند از گرايش دانشجويان به تظاهرات سياسي كه با عمليات مجاهدين در داخل كشور روزبروز بيشتر تشديد مي‌شد استفاده نمودند. و آن را به سمت سازمان نيمه مخفي ـ نيمه علني بردند. هر روز محدوديت‌ها زيادتر شد و نيروها در عوض آنكه به تبليغ اصول اعتقادي اختصاص يابند به دفاع از علني بودن انجمن مبارزه با عوامل گوناگوني كه براي اخلال به درون انجمن مي‌آمدند و يا اقداماتي كه ضرورتشان در اينجا منظور باز بودن درهاي سازمان است نه اينكه از فوائد درهاي باز سخن گفته شود.

در سازمان‌هاي ديگر و نه انجمن بود مصروف گرديد. اولين قدم تفاوت قائل شدن بين عضو و غيرعضو بود. دومين قدم مخفي شدن اعضا و مسئولين انجمن. سومين قدم موضع گرفتن در مواردي كه جنبه عاميت در سطح انجمن داشت و بدين ترتيب انجمن اسلامي اكنون نه در حد يك سازمان باز بلكه در حد يك سازمان نيمه مخفي ـ نيمه علني عمل مي‌نمايد كه در نتيجه مزاياي زيادي را از كف داده است. متأسفانه هنوز اين راه ادامه دارد و انجمن را به سمت يك سازمان كاملاً مخفي مي‌راند.

بعد از سال‌هاي سياه 32 كه حكومت مردمي در ايران ساقط گرديد و به دنبال افزايش ايرانياني كه به خارج از كشور آمدند انجمن‌هاي دانشجويان ايراني در نقاط مختلف اروپا و امريكا مي‌توانست به سادگي تبديل به سازمان‌هاي علني مناسبي براي مخالفين نظام سياسي ايران گردد. چنان‌كه تا مدت‌ها هم وضع به همين نحو بود. در اين سازمان علني امكان تبليغات آرام در محيطي آزاد موجود بود. تنها مشكلي كه وجود داشت اين بود كه ماركسيست‌ها مي‌ترسيدند كه مبادا بحث و تبادل‌نظر در محيط آزاد اوضاع را به ضرر آنان پيش برد. اين بود كه ابتدا كوشيدند تا به قول خودشان خطشان را معين كنند و به همين دليل بين مخالفين نظام سياسي ايران و غيرمخالفين خط جدا كردند و آنان را موافقين و حتي محافظين و مدافعين نظام سياسي قلمداد نمودند. در نتيجه اولين قدم به سوي سازمان نيمه علني ـ نيمه مخفي برداشته شد. بهاي اين قدم تا همين جاي آن عبارت بود از گرايش شديد عده‌اي در درون گروهي كه از خط بيرون مانده بودند به سوي نظام سياسي ايران و بي‌رغبتي زيادتر نشان دادن از سوي ديگران در آن گروه. به طوري كه امروز حداقل يكصد و پنجاه ايراني در ايالات متحده آمريكا يا ساكن‌اند و يا به تحصيل اشتغال دارند و حداكثر مخالفين نظام سياسي را در اين كشور ده هزار نفر تخمين مي‌زنند. اگر به همان ‌گونه كه اغراق‌هاي ديگر را پذيرفته‌ايم اين را هم بپذيريم كه سازمان‌هاي مخالف نظام سياسي بهترين كارآئي ممكن را بدون هيچ‌گونه نقص و انحراف دارند مي‌توانيم ادعا كنيم كه به‌ازاي يك نفر مخالف نظام سياسي 15 نفر از كساني قرار دارند كه به آساني در برابر تهديدات و تصميم‌هاي نظام تسليم مي‌گردند و به خدمتش درمي‌آيند. يك نفر در مقابل 15 نفر يعني چيزي كمتر از 7 درصد از ايرانياني كه در خارج از كشور اقامت دارند يا با نظام سياسي مخالفند. اين محاسبه هنگامي وحشتناك‌تر خواهد شد كه توجه كنيم در ميان سازمان‌هاي مخالف افراد مشكوك و منحرف هم وجود دارد و به‌علاوه تعداد اين سازمان‌ها بسيارند و با يكديگر مخالف.

انجمن‌هاي دانشجوئي پس از آنكه غيرمخالف را به صف مخالفين راندند دومين قدم خويش را برداشتند و سازمان را يك مرتبه ديگر نيمه مخفي‌تر و كمتر علني گردانيدند.

با مبارزات شديدي كه ماركسيست‌ها آغاز نمودند عرصه را بر مذهبيون تنگ ساختند. خط ديگري رسم شد و سازمان دانشجويان كه اكنون نام كنفدراسيون دانشجوئي به خود گرفته بود به غيرمذهبي‌ها اختصاص يافت. قدم بعدي تبديل كنفدراسيون به يك سازمان مخفي بود هرچند جلساتش آشكارا برگزار مي‌شد. در حالي كه ادعا مي‌شد كه اولاً سازماني علني است و ثانياً جز مخالفت با نظام سياسي و روشنگري توده‌ها نقشي ديگر ندارد. اما در عمل سازماني بود ماركسيستي و ثانياً محيطي به وجود آوردند و رفتاري از خود نشان دادند كه كسي را (جز مأمورين ساواك) رغبت حضور در جلسات آنان باقي نماند. يعني كنفدراسيون تبديل شد به يك سازمان مخفي در لباس سازمان علني. جنگ ويتنام تمام شد و فريادهاي مكرر مرگ بر شاه خستگي‌آور. پس ناچار رفقا در مجالس عيش و نوش آمريكا و در محافل رقص و موزيك نشستند و براي انقلابيون ايران طرح ريختند و براي دفاع از طرح خود موضع گرفتند. در نتيجه همان سازمان ماركسيستي هم پايدار نماند. حزب مخفي در غالب سازمان علني يك خنده تمسخر بود و يك شوخي بسيار بي‌مزه. پس به‌ناچار انشعاب كردند و سه خط ساختند. سپس به شكلي تصاعدي انشعاب در انشعاب شروع گرديد. به طوري كه امروز اغراق نخواهد بود اگر گفته شود كه فقط افرادي كمتر از انگشتان دست قادر به شمردن و نام بردن خطوط مختلف ماركسيستي هستند. مسئول اين وضع كيست و چه كسي گناه‌كار است؟ آيا تمام گناه را مي‌توان به سازمان‌هاي پليسي ايران و جهان داد؟ و يا اينكه خود نيز مسئوليند كه خواسته‌‌اند سازمان خويش را چون كالائي به مردم تحميل نمايند و دشمن هم از اين خواست آنان سوء استفاده نموده است.

ماركسيست‌ها در درون ايران نيز كوشيده‌اند كه سازمان علني تشكيل دهند. سنديكاي مهندسين، شوراي متحده كارگران، سازمان هواداران صلح، سازمان جوانان دموكرات و ….. از اين‌گونه‌اند. ولي هيچ‌كدام از اين سازمان‌ها وظائف يك سازمان علني را نتوانسته‌اند انجام دهند بلكه سازمان‌هاي مخفي بودند در پوشش سازمان علني. و چنين چيزي امكان‌ناپذير بود. در نتيجه خيلي زود از هم پاشيدند. ماركسيست‌هاي ايراني به اشتباه چنين مي‌پنداشتند كه سازمان علني سازماني است كه تنها و تنها اهدافش در اساسنامه سازماني پوشيده نگه‌داشته شود. به همين دليل در اساسنامه سازمان دفاع زا منابع صنفي و حقوق كارگران و يا كوشش براي جلوگيري از وقوع جنگ را هدف سازمان اعلام مي‌كردند و در عمل اعضاي اين سازمان‌ها را به راهي مي‌بردند كه يك سازمان سياسي مخفي مي‌بايستي رهبري مي‌كرد. اينان هم پس از آنكه متوجه مي‌شدند كه فريب خورده‌اند خواه ناخواه از حمايت و پشتيباني زيادتر ماركسيسم در ايران خودداري مي‌نمودند.

جنبش اسلامي نيز در داخل و خارج كشور به تشكيل سازمان‌هاي علني اقدام نموده است. جنبش اسلامي در تشكيل سازمان علني با مشكلي كه مواجه بوده تعيين هدف سازمان است. بدين معنا كه قيد اسلامي بر نام سازمان‌ها كه اجتناب‌ناپذير بوده موجب شده كه سازمان عده كمتري را دربر گيرد. با اين‌همه به دليل آنكه سازمان‌هاي علني اسلامي پاك و خالص بوده و هرگز درصدد برنيامدند كه با نام و اهداف مجعول مردم را فريب دهند رشد و نمو فوق‌العاده‌اي نموده و جنبش اسلامي را بارور نموده‌اند. در اين سازمان‌ها مسلمانان معتقد از هر شكل فردي گرد آمدند. عدم محدوديت در ورود افراد و باز بودن در سازمان موجب جلب وسيع مردم مسلمان شد. در سازمان‌هاي علني اسلامي يگانه پايه وحدت همان شريعت اسلامي بود. به همين جهت و به دليل آزادي محيط سازمان براي بحث و مطالعه تحقيق و ارائه نظريات و عدم كوشش براي تحميل نظري خاص موجب گرديد كه افكار مسلمانان به‌طور طبيعي رشد نموده و آمادگي‌هاي لازم در آنان بوجود آيد. مسلماناني كه بدين ترتيب آماده گشتند به تحليل‌هاي گوناگون از وقايع مي‌پرداختند و همين عامل سازمان علني را از موضع‌گيري و بيان نظريه خاص مانع شده و وحدت و بقاي سازمان را تضمين مي‌كرد. اعضاي اين سازمان‌ها با اشتراك نظراتي كه پيدا كردند توانستند سازمان‌هاي سياسي مستقل را بنا نهند.

خلاصه

سازمان‌هاي سياسي ـ اعتقادي براي نيل به هدف‌هاي خويش ناچار از ايجاد تغييرات عميق اجتماعي‌اند. نيروي انساني عامل تعيين‌كننده موفقيت يا شكست اين‌گونه سازمان‌هاست بنابراين سازمان در ارتباط با عامه مردم و براي جلب همكاري بيشتر اعضاي عادي و هواخواهان خود و تأثير مثبت بر روي بي‌طرف‌ها و مبارزه با رقبا و دشمنان به سه نوع سازمان‌بندي توأم اقدام مي‌نمايند كه عبارتند از سازمان مخفي ـ سازمان نيمه مخفي ـ نيمه علني و سازمان علني با مشخصات زير:

سازمان باز

جلب وسيع عضو به دليل هدف عام‌تر سازمان

نظرات متعدد به دليل تعداد افراد زياد ناهماهنگ

ايجاد آمادگي شروع به آموزش و تمرين

تحليل‌هاي گوناگون به دليل نظرات گوناگون

عدم موضع‌گيري براي جلوگيري از انشعاب

سازمان علني سازمان مخفي

جلب محدود عضو عضويابي بسيار محدود

نظرات معدود نظر واحد و مشترك

ايجاد آمادگي آمادگي قبلي آموزش وتمرين قبلي

تحليل‌‌هاي شخصي تحليل مشخص و منحصر

موضع‌گيري مورد قبول موضع‌گيري قاطع

سازمان‌هاي همگام و موازي

 

يك سازمان سياسي ـ اعتقادي كه هدفش ايجاد انقلاب اجتماعي در يك جامعه است داراي انواع متعدد و گوناگوني از فعاليت‌ها مي‌باشد كه از تبليغات اعتقادي شروع مي‌گردد و به عمليات نظامي ختم مي‌شود.

سازمان سياسي ـ اعتقادي به شرط آنكه از وابستگي به قدرت‌هاي غيرمردمي پرهيز نمايد بايستي كليه نيروهاي خود را از درون جامعه و از مردم آن دريافت دارد. به همين دليل چنين سازماني مايل است كه براي برقراري تماس و ارتباط با عده زيادتري از مردم تا آنجا كه ممكن است بازتر و علني‌تر از هر سازمان ديگري فعاليت كند. هرچه كه سازمان مخفي‌كاري را بيشتر پيشه نمايد به‌ناچار تماس كمتري با مردم خواهد داشت. تا آنجا كه ممكن است به دليل اصرار در مخفي‌كاري به انزوا كشيده شده، از نيروهاي درون جامعه محروم گشته و پس از مدتي به كلي از هم بپاشد. ولي با تمام آنكه مخفي‌كاري از ميزان كارآئي سازمان سياسي اعتقادي مي‌كاهد و با تمام بي‌ميلي كه يك سازمان نسبت به كار مخفي دارد ممانعت‌‌ها، مخالفت‌ها و مقاومت‌هائي كه گروه‌هاي مختلف يك جامعه در مقابل عمليات سازمان از خود نشان مي‌دهند سازمان را ناچار مي‌سازد كه قسمت يا قسمت‌هاي زيادي از عمليات خود را مخفي نموده دور از چشم و دسترس دشمنان انجام داده مخالفت آنان و حساسيت منفي بي‌تفاوت‌ها را موجب نگردد. بنابراين مخفي‌كاري تحميلي است از جانب دشمن به سازمان تا آنكه تماس و ارتباط آن را با عامه مردم قطع نموده و سازمان را از پشتيباني آنان محروم سازد.

مخالفت‌ها، مقاومت‌ها و ممانعت‌هائي كه دشمنان سازمان براي آن بوجود مي‌آورند در تمام ابعاد مبارزه وجود دارد. در هر جامعه انتشار لااقل نوعي از عقائد و بينش اجتماعي با مخالفت و مبارزه با آن روبرو خواهد شد. هر گروهي در درون جامعه از فعاليت‌هاي سياسي گروه‌هاي ديگر ناراضي است. نارضايتي‌ها، مخالفت‌ها و مبارزه‌ها هم به طرق مختلف به‌وجود مي‌آيند و برسر راه سازمان سياسي ـ اعتقادي ايجاد مانع مي‌نمايند. گاهي به وسيله تبليغات مخالف و گاهي با اعمال خشونت‌آميزي كه ممكن است به قتل و جرح، تبعيد و زندان و ايجاد خفقان بيانجامد به مقابله با سازمان سياسي ـ اعتقادي خواهند پرداخت. نوع اقدامات سازمان‌هاي دشمن و رقيب عليه سازمان سياسي ـ اعتقادي هم بستگي زيادي به افكار عمومي درون جامعه دارد. به همين دليل عمق و وسعت اين ممانعت‌ها، مخالفت‌ها، مقاومت‌ها و مبارزه‌ها عليه سازمان سياسي ـ اعتقادي از يك جامعه تا جامعه ديگر و از يك زمان خاص تا زمان ديگر متفاوت است. اقدامات سازمان‌هاي دشمن و رقيب عليه سازمان سياسي ـ اعتقادي در درون يك جامعه در زماني معين كه خود مركب از گروه‌هاي گوناگون با نيازها، منافع و اعتقادات متفاوت مي‌باشد يك‌نواخت و يكسان نيست. بلكه براي مقابله با سازمان سياسي ـ اعتقادي به طرق گوناگون متوسل مي‌گردند. يكي از اين طرق تشكيل سازمان‌هاي موازي است.

سازمان موازي سازماني است در برابر سازمان سياسي ـ اعتقادي حتي‌الامكان مشابه آن. سازمان موازي به قصد جداساختن سازمان سياسي ـ اعتقادي از مردم و اجبار و الزام آن به اختفا به وجود مي‌آيد. شعارهاي سازمان موازي به مراتب تندتر از سازمان سياسي ـ اعتقادي بوده و كوشش دارد تا با ارضاي نيازهاي گروه‌هائي از جامعه افراد را از پيوستن به سازمان اعتقادي ـ سياسي بازداشته و آنان را عليه آن برانگيزد و آن را به بن‌بست بكشاند. سازمان موازي با به انزواكشيدن سازمان سياسي ـ اعتقادي خود به جمع‌آوري نيرو مي‌پردازد. هر موقع كه دشمن لازم ببيند بايد بتواند سازمان موازي را منهدم نمايد. زيرا سازمان موازي كه ظاهراً همان شعارهاي سازمان سياسي ـ اعتقادي را به نحوي افراطي‌تر ترويج مي‌كند نبايد به مرور زمان به يك سازمان ريشه‌دار تبديل شود. بنابراين سازمان موازي يك يا چند نياز بسيار معدود اكثريت افراد درون جو را انتخاب نموده و به آن دامن مي‌زند. بدين ترتيب به تدريج از آنان سازماني مي‌سازد كه وظيفه آن تشديد نيازهاي آني و محسوس ولي زودگذر اكثريت مي‌باشد. اعضاي اين سازمان به زودي با سازمان سياسي ـ اعتقادي درمي‌افتند زيرا مايل به جمع عضو براي خود مي‌باشند. سازمان سياسي ـ‌ اعتقادي ناچار مي‌شود كه:

1ـ تاحدودي به شعارهاي سازمان موازي تسليم گردد.

2ـ نيروي خود را تقسيم نموده، بخشي از آن را به مبارزه با سازمان موازي اختصاص دهد. اين بخش ممكن است به تدريج تمام نيروي سازمان را جذب نمايد.

3ـ براي جلوگيري از ورود دشمن به اختفا و انزوا گرايد.

تسليم به شعار سازمان سياسي ـ اعتقادي را از ادامه راه خويش براي نيل به انقلاب اجتماعي بازمي‌دارد و به وقايع روزمره مشغول مي‌نمايد. انزوا و مخفي‌كاري او را از تماس با مردم منع مي‌نمايد و در نتيجه از نيروگيري بازداشته مي‌شود.

تا هنگامي كه دشمن ضعيف بوده و قادر به اعمال خشونت‌آميز نيست و يا به دليل وجود بعضي شرائط اعمال خشونت‌آميز را صلاح نمي‌داند، سازمان موازي بهترين اسلحه دست او در مبارزه با سازمان سياسي ـ اعتقادي خواهد بود. ولي همين كه دشمن به قدرت رسيد و يا اعمال خشونت‌آميز را لازم ديد سازمان موازي را هم از بين خواهد برد. در ايجاد و انهدام سازمان موازي دشمن به هيچ‌وجه نيازي ندارد كه عوامل متعددي در داخل آن داشته باشد. يك و فقط يك مأمور زيرك و ماهر هم مي‌تواند نقش لازم را به خوبي ايفا نمايد.

سازمان سياسي ـ اعتقادي براي مقابله با سازمان موازي و خنثي نمودن اقدامات دشمن در مقابل به تأسيس سازمان‌هاي همگام و مكمل اقدام مي‌نمايد. اين دو نوع سازمان بخشي از خدمات را براي سازمان اصلي به عهده مي‌گيرند. مشخصات اين سازمان‌ها به قرار زيرند:

1ـ اعضاي اين سازمان‌ها معمولاً اعضاي فعال سازمان اصلي هستند.

2ـ اين سازمان‌ها در مواقع لازم از يكديگر پشتيباني و همديگر را تأييد مي‌نمايند.

3ـ فعاليت‌هاي اين سازمان‌ها هرچند متفاوت از يكديگر است ولي متناقض هم نبوده بلكه با ايجاد هماهنگي بين آنها توسط سازمان اصلي اولاً فرصت فعاليت را از سازمان موازي گرفته و ثانياً من حيث المجموع اقداماتي را انجام مي‌دهند كه براي رسيدن سازمان اصلي به اهدافش ضروري و الزامي است.

سازمان‌هاي همگام و مكمل يكي از ضروريات اوليه و در عين‌حال مهم‌ترين وسيله پيشبرد سازمان سياسي ـ اعتقادي به سوي هدف‌هايش مي‌باشد. سازمان سياسي ـ اعتقادي معمولاً در جامعه‌اي به وجود مي‌آيد كه گرفتار تشتت افكار و عقائد و نيازهاي گوناگون است. در نتيجه گروه‌هاي متعددي در آن وجود دارد كه هيچ نوع هماهنگي بين آنها برقرار نيست. مكتب اعتقادي كه سازمان سياسي برمبناي آن فعاليت مي‌نمايد بايستي به مرور زمان از اين گروه‌هاي نامتجانس يك گروه با وحدت فكري، اعتقادي و خلقي بسازد. اين گروه‌ها به مرور آن‌چنان از هم بريده‌اند كه گردآوري آنان در يك سازمان واحد عملاً غيرممكن است. واحدهاي همگام و مكمل كه در ظاهر مستقل از يكديگر فعاليت مي‌نمايند هركدام تعدادي از اين گروه‌ها را در برمي‌گيرند و تلاش مي‌نمايند كه به‌تدريج با آموزش و تمرين هماهنگي‌هاي لازم اعتقادي، نيازي و خلقي را بين كليه اعضاي جامعه تأمين نمايند. بدين‌ترتيب گروه‌هاي افراطي به سازمان‌هاي موازي جلب نخواهند شد. گروه‌هاي محافظه‌كار از فعاليت‌هائي كه خطرناك مي‌دانند معاف مي‌گردند. بي‌طرف‌ها و هواخواهان سازمان به مخالفين نخواهند پيوست. بلكه به مرور زمان جذب گروه فعالين خواهند گرديد.

وظيفه ديگر سازمان‌هاي همگام و مكمل انجام فعاليت‌هاي علني در شرائط خاص مي‌باشد. گفته شد كه سازمان سياسي ـ اعتقادي از فعاليت مخفي به شدت بيزار است و هر فرصتي براي كار علني را غنيمت مي‌شمارد. سازمان‌هاي دشمن و رقيب از اين تمايل سازمان سياسي ـ اعتقادي براي كار علني استفاده مي‌كنند. با دادن آزادي‌هائي و عقب‌نشيني‌هائي محدود سعي مي‌نمايد تا سازمان سياسي ـ اعتقادي را به كار علني كشانده و اعضا و سازمان‌هاي آن را بشناسد. به تناسب عقب‌نشيني‌هاي دشمن و شرائطي كه ايجاد نموده سازمان سياسي ـ اعتقادي نيز به ايجاد سازمان‌هاي همگام و مكمل اقدام مي‌نمايد. ولي سازمان‌هاي اصلي خود را مخفي نگاه مي‌دارد تا آنكه هم بتواند از مزاياي فعاليت علني استفاده كند و هم با مخفي نگه‌داشتن سازمان‌هاي اصلي خود را از تيررس دشمن به دور بدارد.

خلاصه

سازمان سياسي ـ اعتقادي براي تماس بيشتر با مردم مايل است كه به صورت باز و علني فعاليت نمايد. ولي دشمن و رقباي آن مخفي‌كاري را به آن تحميل مي‌نمايند. يكي از راه‌هاي تحميل مخفي‌كاري به سازمان سياسي ـ اعتقادي و منزوي ساختن آن تشكيل سازمان‌هاي موازي است. سازمان موازي شبيه سازمان سياسي ـ اعتقادي بوده و در عين‌حال شعارهاي تندتري را در جامعه عنوان مي‌نمايد تا افراد را از پيوستن به سازمان سياسي ـ اعتقادي بازدارد.

سازمان سياسي ـ اعتقادي براي مقابله با سازمان موازي و همچنين ساير عواملي كه آن را به مخفي‌كاري مي‌كشانند اقدام به تشكيل سازمان‌هاي همگام و مكمل مي‌نمايد. سازمان‌هاي همگام و مكمل بخش‌هائي از خدمات سازمان سياسي ـ اعتقادي را در شكل‌هاي نيمه‌مخفي ـ نيمه‌علني انجام مي‌دهد و سازمان‌هاي اصلي همچنان به كار مخفي خويش ادامه مي‌دهند.

 

 

بسمه تعالي

نظام آموزش

مقدمه:

دانستن معمولاً به دو صورت به كار مي‌رود: يكي آنكه شخص صاحب اطلاعات مخصوص باشد. مثلاً گرم بودن هواي تابستان نوعي اطلاع و دانستن است، نوع ديگر دانش عبارتست از داشتن نوعي توانائي، مثلاً رانندگي اتومبيل را مي‌توان يك دانش به حساب آورد. معني دوم دانش به لحاظ عملي مفيد است و در ارتباط با نظام آموزش پيشنهادي مورد نظر ماست.

دانشي كه به كار نيايد (مفيد نباشد) حرام است. از دعاهاي تعقيب نماز است و از دعاهاي پيغمبر(ص) است كه «خداوند ما را از دانشي كه به كار نيايد و به مردم فايد نرساند به دور دار». از اين نقطه‌نظر هم تعريف و معني دوم دانش، (يعني توانائي در عمل) بيشتر مورد قبول است. بنابراين يك نظام آموزش برمبناي قوايد عملي و ايجاد توانائي‌هاي مورد نياز در افراد بايد طراحي گردد و انشاءالله استقرار يابد.

ذيلاً به‌طور مختصر و فهرست‌وار اصول چنين نظام آموزش را طرح مي‌نمائيم.

براي حركت به طرف جامعه‌ي مطلوب، نيل به هدف‌هاي بلند مدتي لازم است. پس از تعريف سازمان مطلوب و تعيين هدف‌هاي بلندمدت (10 ـ 5 ساله) لازم است هدف‌هاي استراتژيك تعريف گردد. هدف‌هاي استراتژيك در مقايسه با هدف‌هاي بلند مدت نقش روش را دارند. به عبارت ديگر نحوه چگونگي نيل به هدف‌هاي بلندمدت را مشخص مي‌كنند. با عبور از مسير هدف‌هاي استراتژيك است كه به هدف‌هاي بلند نائل مي‌گرديم. البته براي نيل به هدف‌هاي بلندمدت فقط يك راه وجود ندارد، بلكه مي‌توان راه‌هاي مختلف تصور و ابداع كرد كه هر كدام در ارتباط با هدف بلندمدت داراي كارآئي متفاوتي مي‌باشند. انتخاب يك راه‌حل استراتژيك براي نيل به هدف بلندمدت تابعي از آشنائي ما با راه‌هاي مختلف و قضاوت ما در ارتباط با اثربخشي و كارآئي هريك دارد. در تصوير زير سعي كرده‌ايم اين مطلب را به نحو روشن‌تري مطرح كنيم.

 

فرض كنيد در زمان حاضر در نقطه‌ي «الف» هستيم و مايليم كه به هدف بلندمدت «ب» برسيم. همچنين فرض كنيد كه نيل به هدف «ب» از سه راه مختلف امكان‌پذير است. هر يك از اين سه راه يك استراتژي معين براي نيل به هدف «ب» مي‌باشد. حال فرض كنيد كه بر اساس آشنائي و قضاوت خود براي نيل به هدف بلند مدت «ب» راه «2» را انتخاب كرديم. براي طي راه شماره «2» احتياج به منابعي داريم. يكي ازمهم‌ترين اين منابع دانش لازم براي ايجاد توانائي به منظور طي اين راه مي‌باشد. رسيدن به هريك از نقاط روي مسير «2» و يا اجراي هريك از فعاليت‌ها كه به صورت نقاطي روي اين مسير نشان داده شده است، به «دانش» خاصي به معني «توانائي در انجام آن فعاليت» احتياج دارد.

نظام آموزشي ما بايد بتواند آموزش‌هاي لازم را براي ايجاد اين توانائي‌ها را ارائه دهد. نظم آموزش مورد نياز ما داراي دو قسمت مهم مرتبط است: 1ـ محتوي آن 2ـ روش اجراي آن. محتوي آن براي توسط اعضاء نمايندگان و محققين و برنامه‌ريزان سازمان تهيه گردد. اين گروه هدف‌هاي غائي و بلندمدت را تعريف و معين مي‌كنند و سپس راه‌هاي (استراتژيك‌ها) نيل به هدف‌هاي بلندمدت را انتخاب مي‌كنند؛ توانائي‌هاي لازم براي طي هر يك از راه‌هاي نيل به هدف‌هاي بلندمدت را مشخص مي‌سازند، و براي كسب اين توانائي‌ها، دانش‌هاي لازم را تعريف مي‌كنند و نهايتاً منابع و وسائل كسب اين دانش را كه مي‌تواند از طريق كلاس‌هاي درس،‌ شركت در بحث، شركت در عمل، كارآموزي، و يا مطالعه صرف باشد، تهيه و معرفي مي‌كنند.

روش اجرائي و غالب اين نظام آموزش نيز بايد روشن گردد. افرادي كه در اين سازمان كار مي‌كنند، بايستي در ارتباط با هدف غائي و هدف‌هاي بلند مدت و هدف‌هاي راهبردي يا استراتژيك (كه حصول آنها نيل به هدف‌هاي بلندمدت را ميسر مي‌سازد) توافق كرده باشند. آنگاه هر يك از اعضاء يك نقش مطلوب خود را در جهت نيل به هدف بلندمدت آگاهانه انتخاب و تعريف كنند. انجام اين عمل هرچقدر در گفتن و نوشتن سهل است، در عمل سخت‌ است. ولي نظام پيشنهادي سعي مي‌كند كه اين جريان را تسهيل كند. يك عضو ابتدا بايد به اين سئوال جواب دهد كه مايل است چه هدف‌هاي كوتاه مدتي توسط او (و البته با همكاري ساير اعضاء) عمل گردد، و پس از نيل به هدف بلندمدت چه نقشي براي خود تصور مي‌كند. آن‌گاه بايد با كمك سازمان و مسئول فرهنگي و تعليماتي، و با توجه به دانش و تجربه خود، توانائي‌هاي لازم و در نتيجه دانش مورد نياز، و برنامه تقريبي زماني خود را آماده سازد. در ضمن بايستي توانائي‌هاي موجود و مطالب و موضوعاتي كه مي‌تواند و علاقمند به تدريس آنهاست را نيز تعريف و مشخص كند. بدين ترتيب براي هر يك از اعضاء دو نوع اطلاع حاصل مي‌شود:

يكي توانائي‌هائي كه مايلند در بلندمدت كسب كنند، و ديگر توانائي‌هائي كه مايلند از طريق آموزش در ديگران به‌وجود آورند. دو شكل زير كمكي است براي روشن‌تر شدن و عملي كردن دو جنبه فوق.

 

 

 

شكل 1 ـ تعيين نيازهاي آموزشي اعضاء.

 

 

پس از آنكه نيازهاي آموزشي و توانائي‌هاي تدريس كليه اعضاء با كمك مسئول فرهنگي سازمان تهيه شد، اطلاعات مذكور جمع‌آوري مي‌شود و از ادغام آنها شكاف موجود و شكاف آينده كه پيش‌نيازهاي آموزشي و توانائي‌هاي آموزشي وجود دارد و خواهد داشت تعريف مي‌گردد پركردن اين شكاف با استفاده از منابع خارج از سازمان بايد صورت پذيرد.

در تهيه برنامه آموزش هريك از افراد، زمان لازم كه شخص بايد در هر هفته يا براي مدت معين (كه اين مدت برابر با افق زماني برنامه است) صرف كند ضرورت دارد كه مشخص گردد و ساير منابع لازم براي استقرار چنين برنامه آموزشي در سازمان بايد فراهم گردد، والا برنامه تهيه شده در حد يك تمرين فكري باقي خواهد ماند.

چنين نظام آموزشي تكامل و پيشرفت افراد سازمان را در جهت نيل به هدف بلندمدت تركيب كرده و وحدت مي‌بخشد. در ضمن نظام پيشنهادي قابليت تجديدنظر و اصلاح برنامه‌هاي آموزش تك‌تك اعضاء و كل سازمان را داشته دائماً در جهت بهبود آن و ارزيابي پيشرفت‌هاي آموزش آنها مي‌كوشد. براي اجراي اين نظام تعليماتي لازم است در هر يك از واحدهاي عمده سازمان يك كميته آموزش زير نظر و با مسئوليت يكي از اعضاي علاقمند به موضوع آموزش تشكيل گردد و برنامه‌ريزي آموزشي را به عهده بگيرد. شكل شماره 4، جريان كل نظام تعليماتي را نشان مي‌دهد.

بدين ترتيب دو جنبه مختلف نظام آموزشي سازمان اجمالاً توضيح داده شد. يكي چگونگي تعريف محتوي نظام و ديگري چگونگي تهيه برنامه هر يك از اعضاء چه به لحاظ تدريس و چه به لحاظ كسب آموزش لازم، و در نتيجه برنامه آموزش سازمان.

محتوي فرهنگي نظام بايد به‌طور كلي شامل سه قسمت باشد:

1ـ برانگيختن يا ايجاد انگيزش نسبت به هدف غائي و هدف‌هاي بلندمدت

2ـ ايجاد آشنائي با راه‌حل‌هاي مختلف در زمان‌ها و محل‌هاي مختلف و نتايج هريك چه در داخل و چه در خارج (تاريخ و جغرافياي سازمان در داخل و خارج)

3ـ ارائه آموزش‌هاي تحقيقي كه انتخاب راه‌حل‌هائي كه پتانسيل موفقيت را دارد زياد كرده امكان موفقيت آنها را افزايش دهد.

شماره 1 نظام آموزش و هدف‌هاي اعضاء را صيقل مي‌دهد.

شماره 2 راه‌هاي ممكن را براي نيل به هدف روشن مي‌كند.

شماره 3 اجراي راه‌حل‌ سياسي را مي‌آزمايد و به مرحله تحقيق مي‌رساند. براساس تقسيم‌بندي فوق مي‌توان برنامه آموزشي پيشنهادي موجود را بررسي كرد.

 

شكل 4ـ جريان كلي نظام آموزشي

 

 

مثال : 1ـ همگي بايد در ارتباط با مباني سازمان حداقل آموزش لازم را تجربه كنند.

2ـ هر عضوي بايد با خط‌مشي استراتژيك سازمان آشنا باشد و در ارتباط با نقش خود راه‌هاي مختلفي را كه مي‌تواند انتخاب كند بشناسد.

3ـ هر عضوي بايد بتواند راه‌حلي را كه انتخاب مي‌كند به بهترين وجهي در دنياي واقع پياده كند.

 

 

 

تحليلي اجمالي از برنامه تهيه‌شده:

 

2ـ الف: ايدئولوژي ـ اسلامي

استراتژي (و شعار) ايراني و مصدقي

دقت كنيد كه نهضت در تأسيس خود و به‌خصوص در مرامنامه‌ي خود از حقوق اساسي ملت ايران صحبت كرده است و نه از قانون اساسي.

مؤسسين نهضت آيت‌اله طالقاني و مهندس بازرگان و دكتر سحابي بوده‌اند.

ب ـ هدف آگاه كردن مردم و مبارزه در جهت كسب استقلال و آزادي ايران و ايجاد زمينه‌اي براي استقرار حكومت اسلامي. در كوتاه‌مدت هدف عمدتاً بالابردن آگاهي مردم،‌ ايجاد رابطه بين روحانيت و دانشجويان و كارگران و دهقانان از يك طرف و افشاكردن وضع رژيم و جناح‌هاي محافظه‌كار و سازشكار از طرف ديگر بوده است.

د ـ فعالين و اعضاء ـ مثال: شهداء حنيف‌نژاد ـ سعيد محسن ـ محمد بازرگاني ـ بديع‌زادگان ـ شهيد علي شريعتي و…………

هـ ـ مخالفين: دشمن، ماركسيست‌ها، جبهه ملي دوم (و اكنون سوم و چهارم)

و ـ سرپوش: انجمن اسلامي ـ انجمن اسلامي مهندسين ـ انجمن اسلامي پزشكان ـ سازمان دانشجويان دانشگاه تهران ـ و الخ …………

ز ـ ارتباط از طريق مستقيم و يا از طريق سازمان‌هائي نظير سازمان‌هاي سرپوش بوده است.

3ـ به‌طور كلي بالاترين و بهترين وسيله براي رسيدن به كسب خصوصيات فوق، بالابردن تقواي اسلامي است. در اين مختصر ما نه خواهانيم كه باب نصيحت را باز كنيم و نه آن را ممكن مي‌دانيم فقط بايد اين مسئله را ذكر كنيم كه براي تغيير اساسي در خلقيات انسان بايد ايده‌آل از ضمير خودآگاه به ضمير ناخودآگاه برده شود و اين صورت نمي‌گيرد مگر با استمرار در تمرين. از اين‌رو جدولي تحت عنوان جدول محاكمه‌ي روزانه نفس تهيه شده است كه با شرح و توضيح مخصوص آن ضميمه گشته است. طرح كلي اين جدول يادگار مجاهدان بزرگواري است كه در كشورهاي اسلامي و به‌خصوص در شمال افريقا مي‌جنگيده‌اند معهذا در مورد برخي از موارد فوق به ذكر شيوه‌هاي خاص براي بهبود آنها مي‌پردازيم.

(1) در مورد وفاداري و ايمان به سازمان ……… بايد تاريخ، خط‌مشي، مرامنامه سازمان، روش‌هاي آن، و كارنامه‌ي رهبرانش مورد مطالعه قرار گيرد. در صورت احساس نقصي در سازمان اقدام در جهت رفع آن نقيصه انجام داده شود. موفقيت در انجام چنين وظيفه‌اي ايمان و اعتقاد به سازمان را به صورت سالم و قاطعي بالا مي‌برد.

(2) اعتقاد به ايدئولوژي اسلامي از طريق مطالعه‌ي ايدئولوژي‌هاي ديگر و شناخت نقص‌هاي آنان از يك‌طرف و بيشتر از طريق يافتن اين حقيقت كه تنها اسلام به احتياجات انساني پاسخ مي‌گويد و با حقايق جهاني تطبيق مي‌كند حاصل مي‌گردد.

(3) تحرك و خودجوشي ـ بارضاي دوزخي يعني رضايت از وضع موجود كه از ايده‌آل اسلامي بسيار دور است بايد جنگيد. بايد تمرين كرد كه اين جهان را فصل كِشْتِ انسان با فرصتي بسيار كم شناخت.

(4) قابليت انعطاف ……. عشق به جهان مادي را بايد كم كرد، در نتيجه انتظار انسان از اين جهان براي راحتي نفس كم گشته پذيرش محيط‌هاي مختلف بسيار آسان‌تر خواهد شد.

(5) صبر و حوصله ………. بالا بردن ايمان به خدا و ناظر و شاهد دانستن او در همه‌ي احوال.

(6) قدرت ملاحظه و تشخيص …….. شناخت مردم از طريق تجربه اين قدرت را بالا مي‌برد.

(7) قابليت حفظ اسرار……… اگر آدمي فقط هنگامي كه حرف نزدن ضرر مي‌زند دهان به سخن گفتن باز كند خواه ناخواه همه‌ي اسرار را حفظ خواهد كرد.

(8‌) قابليت دانش‌اندوزي ……….. بايد درجه‌ي مجهولات آدمي بر او روشن شود تا محركي براي دانش‌آموزي پيدا كند.

(9) واقع‌بيني … فقط از طريق تجربه‌ي كار با ديگران به‌دست مي‌آيد. مطالعه‌ي حقايق تاريخي و افزون دانش تشكيلاتي و امنيتي نيز بسيار مؤثرند.

(10) هنر برخورد با مردم ……. هرگاه مسلماني خداوند را هميشه ناظر و شاهد احساس كند و هرگاه او خود را با ديگران مقايسه نكند تا يا متكبر شود و يا دلگير (به اينكه برخي از او پائين‌ترند و برخي از او بالاتر) و هرگاه هر عملي را در جهت هدف الهي انجام دهد خواه‌ناخواه با مردم با صداقت، صميمت و تواضع و قاطعيت برخورد خواهد كرد.

(11) انتقاد از خود ……. وقتي هدف كِشْت بيشتر در اين جهان باشد عنصر خودخواهي رفته‌رفته كشته شده با تمرين انتقاد از خود به صورت تحليل و بررسي مسائل ديگر درخواهد آمد.

(12) و (13) استفاده از اشتباهات ديگران و نتيجه‌گيري خوب از مسائل …….. همگي با تحليل منطقي و دائم از مسائل به صورت مي‌پذيرد در نتيجه بررسي منظم از كليه مسائل و رويدادها يكي از راه‌هاي رسيدن به اين هدف است.

(14) مخفي كردن احساسات ………. با حاضر دانستن خداوند و در نظر داشتن هدف غائي الهي تلاطمات كوچك تأثيري در وجود مؤمن واقعي نمي‌گذارد و در نتيجه احساسات خود را بروز نمي‌دهد.

(15) خواندن افكار ديگران ……. تجربه كليد رسيدن به اين هدف است. خواندن كتب روان‌شناسي به طريق صحيح (غلط‌فهمي آن بيماري ظن و شك ايجاد مي‌كند) مددكار كسب اين خصوصيت است.

(16) قابليت دوست‌يابي ـ به شماره (10) رجوع كنيد.

(17) قابليت اداره ديگران ـ‌ صداقت، صميميت، قاطعيت، عدالت، شجاعت، و صبر خصوصياتي است كه يك رهبر بايد دارا باشد. آنها را با تقوي بايد بالابرد.

(18) قابليت اداره خود در برابر جنس مخالف ـ ازدواج كردن، روزه‌ گرفتن، و عاقبت تقوي را بالابردن.

4ـ به عنوان مثال براي گرفتن عكس يك فرد كاملاً مشكوك:

الف ـ مي‌توانيد از ذره‌بين‌هاي بزرگ براي دوربين استفاده كنيد.

ب ـ مي‌توانيد آن فرد را به يك ميهماني و يا پيك‌نيك دعوت كنيد. و با چند نفر از افراد عادي يك عكس دسته‌جمعي بگيريد و بعد عكس او را از ميان آنها جدا كنيد.

ج ـ‌ مي‌توانيد در پرونده‌ي او در مدرسه يا عكس او در يكي از فعاليت‌هاي دسته‌جمعي مدرسه استفاده كنيد.

5ـ يك نمونه سرپوش صحيح:

براي سفر و خروج از شهر به خاطر شركت در يك جلسه يا فعاليت نهضت بايد دليل درست داشت و بايد آن‌گونه عمل كرد كه حتي برادران و خواهران مسلمان ما (مثلاً در امريكا) در حوزه‌ي انجمن اسلامي خود ما نيز اين سفر را كاملاً طبيعي تلقي كند. در اين‌صورت اگر به همه بگوئيم كه «براي ديدن يكي از آشنايانم از يك شهر به شهر ديگر مي‌روم» اين سئوال در ذهن افراد پيش خواهد آمد كه چرا مثلاً در اين‌موقع سال و ناگهان به مدت 2 يا 3 روز به يك سفر رفته‌ايد ………. اگر ذكر كنيد كه به يك جلسه انجمن مي‌رويد ممكن است يكي از افراد تحقيق كرده متوجه شود كه شما آنجا نرفته‌ايد و يا اصولاً جلسه‌اي نبوده است……….

پس چه سرپوشي مي‌توان پيدا كرد؟ مثلاً يك كنفرانس بزرگ علمي مقارن با آن تاريخ را پيدا كرده به همه مي‌گوئيد كه براي شركت در آن به سفر مي‌رويد. در اين كنفرانس‌ها اولاً ايرانيان كم هستند و ثانياً آنقدر بزرگ‌اند كه كسي متوجه ديگري نمي‌شود.

6 ـ اشتباه در ارتباط خارجي، تماس سازمان مجاهدين خلق ايران مراد دلفاني خائني كه اين سازمان را لو داد مي‌باشد. در مورد ارتباط داخلي، اشتباه ديگر سازمان مجاهدين خلق ايران ايجاد مركزيت شديداً غالب و جامد آن در سال‌هاي 1352 تا 1354 بود كه راه را براي منافقين هموار كرد.

 

زمستان 1355

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

نظامنامه تشکيلاتي گروه انتشارات

 

مقدمه: به منظور تبليغ مرام و خط‌مشي سازمان براي رفع نيازمندي‌هاي انتشاراتي آن بطور خاص، و کل جنبش بطور عام، و هماهنگ نمودن فعاليت‌هاي انتشاراتي با ساير فعاليت‌ها، ضروري است که سازمان را به عنوان يک سيستم و بخش انتشارات را به عنوان بخشي از کل در درون آن در نظر گرفته و آن را بر اين مبنا سازمان دهيم. به عبارت ديگر گروه انتشارات به عنوان جزئي مستقل و در رابطه با ساير اجزا سيستم و نيز با کل سازمان در جهت تحقق اهداف معين شده و اجراي برنامه‌هاي سازمان اقدام مي‌نمايد.

– هدف: تبليغ افکار و مواضع سياسي اجتماعي و ايدئولوژيک سازمان که به موجب مرامنامه و خط‌مشي و مصوبات آن و بر مبناي دين مبين اسلام و پيروي از دستورات قرآن ـ تنظيم شده است، در سطح وسيع خارج و داخل کشور از طريق:

1- انتشار ماهنامه سياسي ـ خبري ارگان،

2- مجله ارگان (هر سه ماه يکبار) و

3- چاپ و يا تجديد چاپ و تکثير و توزيع کتب سودمند.

– ماهنامه ارگان سياسي ـ خبري سازمان هر ماهه حتي‌الامکان در هفته اول ماه منتشر خواهد شد.

هر شماره از ماهنامه داراي:

(1) يک سرمقاله تحليلي درباره يکي از مسائل جاري ايران و يا جنبش‌هاي انقلابي در منطقه و يا مسائل سياسي ـ ايدئولوژيک مي‌باشد. انتخاب موضوع سرمقاله با خود گروه مي‌باشد، و يا ممکن است از طرف سازمان تعيين گردد.

(2) اخبار داخلي.

(3) شعر سياسي ـ ايدئولوژيکي مناسب.

(4) کاريکاتور سياسي مناسب.

(5) مقالات خبري ـ تحليلي از مسائل ايران و جهان.

(6) تقويم ايام.

(7) زندگينامه‌هاي مجاهدان شهيد.

تبصره: انتشار مجله ارگان تنها پس از تصويب سازمان و تدارکات مناسب انجام خواهد گرفت. سازمان ممکن است مسئوليت آن را به يکي از واحدهاي سازمان ماموريت بدهد.

 

– مسئولين گروه و وظايف هر يک:

(1) در اين گروه حداقل يک هئيت پنج نفري مسئول اجراي برنامه‌ها خواهند بود. کليه تصميمات گروه با راي اکثريت اعضا اتخاذ خواهند شد.

(2) اعضاي گروه در بين خود مسئوليت‌هاي زير را تقسيم مي‌کنند:

الف ـ مسئول مالي.

ب ـ مسئول فني.

ج ـ مسئول توزيع.

د ـ مسئول صندوق‌هاي پستي.

هـ ـ مسئول فرهنگي.

و ـ مسئول ارتباطات.

ز ـ مسئول امنيتي.

 

3- وظايف مسئولين:

الف ـ مسئول مالي: موظف است به پيش‌بيني بودجه گروه، تنظيم دفاتر دخل و خرج و تهيه گزارشات مالي براي حداقل هر سه ما يکبار.

سازمان مرکزي، مبلغي را که حداقل معادل سه برابر مخارج ماهيانه گروه باشد در اختيار مسئول مالي قرار مي‌دهد. مسئول مالي کليه مخارج گروه را به موجب احتياجات گروه خواهند پرداخت. و گزارشات خود را هر سه ماه يکبار براي سازمان مرکزي ارسال خواهد داشت. سازمان مرکزي کسر بودجه گروه را که در هر گزارش قيد شده است تامين خواهد نمود.

ب ـ مسئول فني: عهده‌دار وظايف زير است:

1- مرور مطالب رسيده براي چاپ و اصلاح آنها از نظر املائي يا انشائي.

2- ماشين‌نويسي.

3- صفحه‌بندي.

4- ارتباط با چاپخانه براي چاپ نشريات.

تبصره 1– تعيين تعداد مورد نياز از هر يک از نشريات بر عهده گروه است.

تبصره 2- تعيين بهاي فروش نشريات با مسئول فني است.

ج ـ مسئول توزيع ـ مسئوليت توزيع ماهنامه و کتب را به عهده دارد.

اول توزيع ماهنامه:

1- سازمان آمريکا از طريق روابطي که با اعضاء و علاقمندان دارد، آدرس و اسامي ايرانيان را جمع‌آوري کرده و در اختيار مسئولين توزيع نشريه مي‌گذارد. مسئولين توزيع نشريه، ماهنامه را به اين آدرس‌ها خواهند فرستاد.

2- مسئول توزيع و پخش موظف است که تغيير آدرس‌ها را در اولين فرصت در ليست خود منظور دارد.

3- پس از دريافت ماهنامه، آدرس گيرندگان، آدرس ماهنامه و مقدار تمبر لازم روي پاکت‌ها زده شده آماده پست کردن مي‌شوند. به علاوه براي کساني که بيش از يک نشريه يا يک شماره درخواست کرده‌اند، نشريات بسته‌بندي شده، سپس تمامي آنها از ايالات ديگر پست مي‌شوند.

دوم ـ کتب و ساير نشريات:

کتب و ساير نشريات سازمان طبق ليست تشکيلات و تعداد درخواست شده به تمام اروپا و آمريکا و خاورميانه ارسال خواهند گشت.

د ـ مسئول صندوق‌هاي پستي:

گروه حداقل داراي دو صندوق پستي مي‌باشد. يکي مطابق آدرس اعلام شده در مطبوعات سازمان (صندوق علني) و ديگري آدرس خصوصي است براي اعضاي درون سازمان

طرز کار مسئول صندوق علني: اين مسئول موظف است کليه نامه‌هاي رسيده به صندوق را باز کند و سپس:

1- نامه‌هاي اروپا را بلافاصله براي رابطه اروپا ارسال مي‌دارد.

2- کليه وجوه و چک‌هاي فرستاده شده را به حساب سازمان واريز کرده رسيد آنها را براي ارسال‌کنندگان فرستاده، ليستي از منابع رسيده را با ذکر موارد مصرف هريک از آنها به آدرس خصوصي گروه ارسال دارد.

3- نامه‌هاي آمريکا را به آدرس خصوصي گروه ارسال دارد.

4- کليه روزنامه‌ها و مطبوعات برگشتي را بازنموده، آدرس گيرندگان را پس از بريدن از روي پاکت، آنچه را که مربوط به اروپا و خاورميانه است براي رابط اروپا و آنچه مربوط به آمريکاست، به آدرس صندوق گروه مي‌فرستد.

هـ ـ مسئول فرهنگي ـ موظف به انجام مسئوليت‌هاي زير مي‌باشد:

1- امور هنري ـ رسيدگي و انتخاب نقاشي‌ها، اشعار و کاريکاتورها براي هر شماره از نشريه ارگان.

2- امور خبري ـ جمع‌آوري و تنظيم و دسته‌بندي اخبار واصله.

3- تهيه سرمقاله ـ براي هر شماره ماهنامه.

تبصره: سرمقالات بايد به تصويب اعضا گروه برسد.

4- تهيه مقالات براي ساير قسمت‌هاي نشريه ارگان.

5- دريافت کليه نامه‌هاي رسيده، پاسخ به آنها، و ضبط نامه‌ها در پرونده مربوطه.

و ـ مسئول ارتباطات موظف است به:

1- تماس با تشکيلات سازمان در آمريکا.

2- تماس با تشکيلات سازمان در اروپا.

3- تماس با سازمان مرکزي.

4- تهيه گزارشات ماهيانه و ارسال آن براي سازمان مرکزي.

5- تشکيل جلسات ماهيانه گروه و مسئوليت اداره آنها.

6- مسئول هماهنگي و حسن اجراي وظايف هريک از مسئولين.

7- پس از چاپ ماهنامه ارگان در آمريکا، مسئول ارتباطات اولاً نسخه اصلي ماهنامه را همراه با نسخه چاپ شده با پست هوايي اکسپرس به آدرس رابط فني سازمان در اروپا ارسال مي‌دارد. ثانياً به هر يک از آدرس‌هاي تشکيلاتي سازمان در اروپا، دو نسخه با پست هوايي مي‌فرستد. ثالثاً دو نسخهاز ماهنامه را با پست هوايي به آدرس رابط سازماني خاورميانه بفرستد. رابعاً فيلم منفي ماهنامه را به دو نسخه چاپ شده اضافي به آدرس سازمان در هند ارسال مي‌دارد.

کليه اين آدرس‌ها را رابط سازمان مرکزي در اختيار مسئول ارتباطات قرار خواهد داد و فقط همين شخص است که از اين آدرس‌ها مطلع مي‌باشد.

8- در مورد همه نشريات و جزوات به جز ماهنامه رابط گروه موظف است يک نسخه از آنها را با پست هوايي جهت رابط اروپا ارسال دارد و نظر آنان را نيز استعلام نمايد.

رابط گروه انتشارات مي‌تواند ضرب‌الاجلي براي اظهارنظر سازمان اروپا تعيين نمايد.

تبصره ـ در مورد ماهنامه گروه انتشارات خود مستقيماً مي‌‌تواند مطالب را تصويب و منتشر سازد.

9- گروه مي‌تواند از طريق رابط خود، از امکانات فني سازمان در بخش آمريکا، اروپا، و يا خاورميانه جهت تايپ و يا چاپ استفاده نمايد.

ز ـ مسئول امنيتي وظيفه‌اش تهيه آيين‌نامه امنيتي کار گروه و نظارت و کنترل امنيت گروه است.

تبصره: هريک از اعضاي گروه ممکن است مسئوليت بيش از يک قسمت را عهده‌دار شود.

 

وظايف گروه:

1- گروه به عنوان يک واحد سازماني، کليه نشريات داخلي و تعليماتي سازمان را دريافت کرده و در بين اعضاي خود به بحث مي‌گذارد و نظرات و گزارشات خود را براي سازمان مي‌فرستد.

2- اعضاي گروه علاوه بر تماس‌هاي دائم باهم، حداقل ماهي يکبار جلسه رسمي خواهند داشت.

– عضوگيري: چنانچه گروه تشخيص دهد که به همکاري افرادي بيشتري نيازمند است فرد مورد نظر با پيشنهاد يک عضو و تصويب همه اعضاي گروه و تاييد سازمان مرکزي به عضويت پذيرفته خواهد شد.

– خط‌مشي تبليغاتي: گروه موظف است خط‌مشي تبليغاتي سازمان را در چهارچوب ضوابط مرامنامه کلي سازمان تنظيم و جهت تصويب به سازمان تقديم نمايد.

– گروه برنامه کار خود را براساس خط‌مشي خود براي حداقل هر شش ماه قبلاً تنظيم نموده و نوع مطالب مورد نظر براي چاپ در ماهنامه را پيش‌بيني کرده و تهيه آنها را به اعضاي گروه و از طريق رابط سازمان به ساير واحدهاي سازمان ماموريت مي‌دهد.

 

 

 

 

بسمه‌تعالي

نظامنامه تيم سياسي سازمان

 

مقدمه: جهت بررسي دائم و تحليل وقايع ايران و جهان و روشن شدن ماهيت پديده‌هاي سياسي و تهيه گزارشات سياسي در جهت کمک به اتخاذ مواضع سياسي مشخص و حساب شده تيم سياسي سازمان تشکيل مي‌گردد.

هدف:

بررسي وقايع سياسي، اقتصادي، اجتماعي و نظامي در ايران و جهان و تحليل اين وقايع و نشان دادن واقعيت آنها و تهيه گزارشات مناسب براي بالا بردن دانش و بينش سياسي اعضاء و خوانندگان نشريات سازمان.

برنامه:

الف ـ تهيه بانک اخبار از طريق جمع‌آوري اخبار و مقالات خبري و تحليلي سياسي.

1- از ايران: ليست مطبوعات مورد نظر توسط تيم تهيه مي‌گردد و از طريق تشکيلات به هريک از اعضاء يا واحدها ماموريت داده مي‌شود که يک يا چند فقره از اين مطبوعات را آبونه شده و مطالب عمده و اساسي آن را استخراج و براي تيم سياسي ارسال دارند.

2- در سطح جهاني: ليست مطبوعات مورد نظر و لازم به شرح بند 1 ايران تهيه و عمل خواهد شد.

ب ـ مطالب جمع‌آوري شده توسط اعضاء يا واحدها به شرح زير تنظيم و سپس به کميته سياسي ارسال مي‌شوند.

1- اخبار و مقالات بر روي کاغذهايي به ابعاد 11 × 58 چسبانيده شوند.

2- براي هر موضوع فقط از يک صفحه استفاده شود.

3- نام ماخذ و تاريخ در سمت راست فوقاني صفحه نوشته شود.

4- در پشت صفحات چيزي چسبانيده نشود.

5- مطالب جمع‌آوري شده برحسب ليست بند و بايگاني مي‌شوند.

ج ـ تيم سياسي ليست موضوعاتي را که بايد درباره آنها مطالب جمع‌آوري شوند تهيه و در اختيار واحدها و اعضاء قرار مي‌دهد.

د ـ تيم سياسي برنامه‌هاي تحقيقي پژوهشي درازمدتي براي چاپ و تکثير در ارگان‌هاي سازمان و يا نشريات تعليماتي در نظر مي‌گيرد. و از اين طريق برنامه‌هاي کميته تعليمات (تبليغات داخلي) و انتشارات (تبليغات خارجي) را با تيم خود هم‌آهنگ نموده از يکديگر تغذيه مي‌نمايند.

طرز استفاده از بانک اخبار:

الف ـ مطالب مربوط به ايران در مطبوعات خارجي: اين مطالب جهت استفاده در نشريه در انگليس و آمريکا ارسال مي‌گردند. مسئولين اين نشريه مطالب را به موجب مقررات جداگانه‌اي تنظيم و تکثير و توزيع مي‌نمايند. (توزيع اين نشريات توسط تيم تشکيلات (براي ايرانيان) و تيم روابط خارجه (براي غيرايراني‌ها) انجام مي‌پذيرد).

ب ـ تيم سياسي اخبار جمع‌آوري شده را به يکي از دو طريق مرتباً بررسي و تحليل نموده براي تکثير و توزيع آماده مي‌نمايد.

1- ارسال مطالب و اسناد جمع‌آوري شده درباره يک يا چند موضوع جهت اعضاء و واحدها به منظور تحقيق و تحليل آنها و تهيه گزارش

2- تحقيق و تحليل اسناد و مطالب توسط اعضاي تيم سياسي.

ج ـ مطالب تهيه شده باري يکي از دو منظور استفاده خواهد شد:

1- تهيه اخبار و مقالات کوتاه براي چاپ در ارگان‌هاي سازمان.

2- تهيه رسالات تحليلي و آموزشي گوناگون جهت استفاده توسط تيم تعليمات.

اعضاء:

تيم سياسي مرکب از حداقل 5 نفر مي‌باشد که مشمول وظايف ذکر شده مي‌باشند.

تبصره: علاوه بر اعضاء پيوسته براي ترجمه و تحليل اخبار مي‌توان از افراد متعهد مسلمان خارج از سازمان با در نظر داشتن ضوابط امنيتي و با تصويب سازمان مرکزي استفاده نمود.

 

عضوگيري:

عضوگيري تيم از يکي از دو طريق انجام مي‌پذيرد.

1- از طريق مسئول گروه و تصويب سازمان مرکزي.

2- از طريق سازمان مرکزي.

ارتباطات:

1- مسئول تيم سياسي رابط با سازمان مرکزي و ساير واحدهاي سازمان مي‌باشد.

2- سازمان مرکزي مخارج تيم را تامين و در اختيار مسئول تيم قرار مي‌دهد.

3- مسئول تيم گزارش ماهيانه و يا سه ماهه خود را به سازمان مي‌دهد.

 

 

 

 

 

نظامنامه انتخاب اعضاء جديد ـ نهضت آزادي ايران (بخش آمريکا)

 

يکي از وظايف اصلي تشکيلاتي هر عضو نهضت پيدا کردن و معرفي افراد جديد براي عضويت در نهضت است. زيرا تنها به اين وسيله است که نهضت آزادي ايران توسعه پيدا مي‌کند. اين وظيفه همه اعضاء نهضت در آمريکا (و اروپا) است که سازمان خود را به صورت بزرگترين و مقتدرترين سازمان انقلابي خارج از کشور درآورند.

باتوجه به نقش خطيري که نهضت به عهده دارد، عضوگيري بايد با دقت بسيار زياد انجام شود. تنها مسلمان انقلابي بودن کافي نيست که شخص را شايسته عضويت در نهضت آزادي کند بلکه بايد به علاوه فداکار باشد، تشکيلاتي باشد، خودبين و تکرو نباشد، رازدار باشد و در يک کلمه «متقي» باشد.

هر کدام از اعضاء نهضت ممکن است در عرض يکسال با 10 يا 20 نفر مسلمان خوب در تماس باشند و با آنها کار سياسي يا ايدئولوپيک کنند بطوريکه بتوانند آنها را مورد ارزيابي قرار دهند ولي فقط يک يا دو نفر از اين عده داراي شرايط لازم براي عضويت در نهضت خواهند بود. شرايط عضو بطور دقيق در اساسنامه نهضت آمده است در اينجا چگونگي انتخاب افراد مناسب و آماده کردن آنها براي عضويت در نهضت شرح داده مي‌شود.

از وقتي که يکي از اعضاء با يک مسلمان متعهد و مسئول در تماس است و او را واجد شرايط لازم براي عضويت در نهضت مي‌يابد و معرفي مي‌نمايد تا زماني که آن فرد عملاً به عضويت در نهضت درآيد نوع تماس آنها بايد چهار مرحله جداگانه زير را طي کند:

مرحله 1- در اين مرحله عضو نهضت (که از اين به بعد معرف ناميده مي‌شود) با فرد مورد نظر (از اين پس به نام داوطلب ناميده مي‌شود) مطالعه مشترک سياسي را شروع مي‌کند که کار اصلي اين مرحله است. در همين زمان معرف خصوصيات داوطلب را به رابط تشکيلاتي خود گزارش مي‌دهد و با راهنمايي رابط گاهگاهي مختصرا راجع به نهضت با او صحبت مي‌کند و او را تشويق به خواندن و پخش نشريات نهضت و پيام مجاهد مي‌کند. در اواخر اين مرحله داوطلب را وادار به دادن کمک مالي، خبري و غيره به پيام مجاهد مي‌کند. اگر داوطلب در اين مرحله آمادگي کافي براي فعاليت سياسي اسلامي از خود نشان داد معرف پرسشنامه‌اي را که رابط به او مي‌دهد درباره او پر مي‌کند. اين پرسشنامه توسط رابط به رمز درمي‌آيد و به سازمان مرکزي فرستاده مي‌شود سپس با موافقت رابط برنامه مرحله 2 را شروع مي‌کند.

در مرحله 1 و 2 داوطلب بايد از عضويت معرف در نهضت بي‌اطلاع بماند.

مرحله 2- در اين مرحله راجع به نهضت با داوطلب مقدار بيشتري صحبت مي‌کند و مقداري از کتاب‌هاي نهضت را با هم مطالعه مي‌کنند. او را وادار مي‌کند همکاريش را با پيام مجاهد به صورت فرستادن پول، خبر و غيره بيشتر کند. پايان موفقيت‌آميز اين مرحله وقتي است که داوطلب فداکاري و آمادگي کامل خود را براي فعاليت سياسي نشان دهد که معمولا به يکي از 3 طريق زير است:

الف ـ مي‌گويد که مايل است عضو نهضت آزادي ايران شود.

ب ـ به معرف مي‌گويد: بيا با هم فعاليت سياسي کنيم ـ بيا يک گروه سياسي درست کنيم و چيزهايي از اين قبيل.

ج ـ اگر هنوز خودش علاقه به فعاليت سياسي را بيان نکرده معرف با طرح سئوالاتي مثل «مطالعه سياسي کافي نيست و بايد دست به عمل زد. به نظر شما ما بايد چکار بکنيم؟» اولا وادار به صحبت مي‌کند و جوابش را ارزيابي مي‌کند.

اگر مرحله 2 را با موفقيت طي کرد و ايمان، فداکاري، عدم خودبيني و ساير خصوصياتي را که اساسنامه براي هر عضو لازم مي‌داند دارا بوده، معرف با موافقت رابط و سازمان مرکزي او را آماده براي وارد شدن به مرحله سه مي‌کند که به عنوان سمپات نهضت فعاليت نمايد. براي اين کار بايد پرسشنامه مربوط به «سمپات» را به او بدهد که پر کند و بعد رابط آن را به صورت رمز درآورده به سازمان مرکزي مي‌فرستد و پس از موافقت سازمان مرکزي که از طريق رابط اعلام مي‌شود به صورت عضو سمپات درمي‌آيد.

مرحله 3- در اين مرحله داوطلب به عنوان سمپات با نهضت آزادي ايران همکاري مي‌کند و تمام فعاليت‌هاي يک عضو را انجام مي‌دهد ولي در حوزه مخصوص اعضاء شرکت نمي‌کند.

مرحله 4- پس از طي مرحله سه و نشان دادن مجدد خصوصياتي که در اساسنامه ذکر شده است با موافقت رابط پرسشنامه مخصوص اعضاء را پر مي‌کند و پس از تصويب سازمان مرکزي به صورت عضو نهضت درمي‌آيد. اگر تعداد اعضاء حوزه در آن شهر از 5 نفر کمتر باشد وارد حوزه مي‌شود وگرنه در حوزه سمپات‌ها باقي مي‌ماند تا اعضاء جديد پيدا شوند و حوزه جديدي را درست کنند. برحسب شرايط محل ممکن است 1 يا 2 نفر از حوزه اول خارج شوند و با او حوزه جديدي را درست کنند. مراحل 1 و 2 ممکن است هرکدام حداقل 3 ماه طول کشند و مرحله سه حداقل 4 ماه. بطوريکه از شروع مطالعه سياسي مشترک تا عضو شدن حداقل 10 ماه طول مي‌کشد. بسياري از افراد مدت طولاني و يا بطور دائم در مراحل 1، 2 و يا 3 باقي مي‌مانند. در بعضي موارد ممکن است استثنائاً مرحله 1 و يا 2 حذف شوند مثلاً اگر داوطلب از عضو بودن معرف در نهضت با اطلاع باشد و تمايلش را براي عضو شدن در نهضت بيان کند ممکن است مستقيما وارد مرحله 2 شود يا ممکن است کسي با نهضت همکاري نزديک داشته باشد و از طرف سازمان مرکزي به معرف دستور داده شود که با او در مرحله 3 کار کند. کسي که از مراحل 1 يا 2 شروع مي‌کند فاصله لازم از شروع فعاليت تا عضو شدنش حداقل 10 ماه است و کسي که از مرحله 3 شروع مي‌کند پس از حداقل 6 ماه مي‌تواند عضو شود. هيچکس نمي‌تواند قبل از انجام حداقل 6 ماه فعاليت به عنوان سمپات به عضويت نهضت درآيد.

در تمام مراحل فوق اگر معرف و فرد مورد نظر در يک شهر زندگي نمي‌کنند بايد کاري کنند که حتي‌الامکان به مدت 2-3 ماه در يک شهر و به هم نزديک باشند. اگر کسي به مرحله سوم رسيده است و هنوز 2-3 ماه لازم را با معرف در يک شهر نبوده است بايد قبل از عضو شدن اين کار را انجام دهد. سرپيچي از انجام اين عمل بدون داشتن دليل قانع‌کننده دليل بر آن است که هنوز آمادگي عضويت در نهضت را ندارد.

معرفي رابط حوزه به داوطلب به عنوان دوست معرف يا يکنفر علاقمند به امور سياسي است و عضويت او در نهضت در صورتيکه لزومي به افشاي آن نباشد براي هميشه از عضو جديد مخفي نگاهداشته مي‌شود.

مسئوليت معرف ـ هر عضوي که فرد جديدي را به نهضت وارد مي‌کند در عين حال که کار بسيار مفيدي انجام مي‌دهد و به يکي از بزرگترين وظايف نهضتيش عمل مي‌کند تا مدت سه سال مسئول کارهاي اوست و اگر عضو جديد عدم شايستگي و يا عدم آمادگي کافي براي عضو شدن از خود نشان دهد معرف او مسئول خواهد بود.

 

 

 

 

 

حوزه فردي

 

مقدمه: اهميت ضرورت تشکيل حوزه

هر حوزه از 3 تا 5 عضو پيوسته نهضتي يک شهر به وجود مي‌آيد.

تبصره ـ اگر تعداد اعضاء در يک شهر از 5 نفر تجاوز نمايد حوزه‌هاي اضافي تشکيل مي‌گردد.

 

وظايف حوزه

1- اجراي فعاليت‌هاي سياسي، دفاعي، تبليغي و غيره که بنا به شرايط روز از طرف سازمان مرکزي دستور داده مي‌شود

2- تهيه اخبار سياسي ـ اقتصادي

3- امور تشکيلاتي: تشکيل جلسه اقلاً هفته‌اي يکبار

4- امور فرهنگي: تهيه مقالات تحقيقي و تحليلي در مسائل مختلف ايدئولوژيک، سياسي، فلسفي، تاريخي، تشکيلاتي و غيره به دستور سازمان مرکزي، به ابتکار حوزه و با علاقه فردي

5- امور مالي: جمع‌آوري حق عضويت ماهانه اعضاء، تهيه کمک از افراد علاقمند و غيره.

6- نظارت و هدايت مراکز اسلامي، دانشجويي و غيره.

7- طرح فعاليت‌هاي ابتکاري مفيد و پيشنهاد آنها به سازمان مرکزي با ارائه نحوه اجرا و نقش حوزه پيشنهاددهنده در عمل.

 

رابط حوزه

هر حوزه داراي يک رابط با سازمان مرکزي است که از بين اعضاء حوزه از طرف سازمان مرکزي تعيين مي‌شود.

تبصره ـ رابط حوزه مي‌تواند مسئوليت‌هاي ديگر نيز داشته باشد.

8- جمع‌آوري اطلاعات از کليه فعاليت‌هاي سياسي ـ دانشجويي منطقه، از نيروهاي دشمن، مخالفين و غيره.

 

وظايف رابط

1- نظارت کامل بر فعاليت‌هاي همه اعضاء حوزه

2- نظارت بر کليه فعاليت‌هاي حوزه و دريافت گزارش از مسئولين مربوطه.

3- ارسال کليه گزارشات، سئوالات، انتقادات و کمک‌هاي مالي به سازمان مرکزي.

تبصره 1- رابط مطالب مهم را ابتدا به صورت رمز درمي‌آورد و بعد به سازمان مرکزي مي‌فرستد.

تبصره 2- اگر حوزه يا عضوي نامه سربسته به رابط بدهد رابط بايد بدون باز کردن آن را به سازمان مرکزي بدهد.

4- ابلاغ دستورات سازمان مرکزي و جواب به سئوالات و انتقادات به حوزه با رعايت اصول مخفي‌کاري.

 

مسئولين حوزه

هر حوزه داراي سه مسئول براي امور تشکيلاتي، اطلاعاتي فرهنگي و مالي است.

وظايف مسئول تشکيلات و اطلاعات:

1- تشکيل جلسه اقلاً هفته‌اي يکبار، به صورت مخفي و اداره جلسه.

2- تعيين وقت و محل جلسه.

3- اجراي کليه دستورات تشکيلاتي صادره از مرکز.

4- نظارت بر رفتار اعضاء جلسه از نظر اجراي اصول مخفي‌کاري و امنيتي.

5- گزارش مرتب کليه امور تشکيلاتي به رابط حوزه.

6- آموزش اصول تشکيلاتي و مخفي‌کاري به اعضاء.

7- همکاري با مسئول فرهنگي در مورد مطالعات تشکيلاتي.

8- نظارت بر عمل فردگيري اعضاء حوزه.

9- هدايت اعضاء براي جمع‌آوري اطلاعات با استفاده از کليه راه‌هاي ممکن و ارسال خلاصه آنها به سازمان مرکزي توسط رابط حوزه.

وظايف مسئول فرهنگي:

1- مطالعه و بحث با اعضاء راجع به مطالب مندرج در نشريات ارگان سازمان بخصوص مقالات تحليلي آن، و ساير انتشارات سازمان.

2- به بحث گذاشتن مطالب تعليماتي که از سازمان مرکزي ارسال مي‌گردد.

3- طرح برنامه‌هاي ابتکاري براي مطالعات و تحقيقات فرهنگي و رهبري در اجراي آنها.

4- رهبري و هدايت حوزه براي تحقيق در امور فرهنگي که از سازمان مرکزي دستور داده مي‌شود.

5- تهيه مقالات تحليلي از تحقيقات فرهنگي حوزه و ارسال آنها به سازمان مرکزي.

6- آموزش فرهنگي به اعضاء جديد و رساندن آنها به سطح جلسه با کمک ساير اعضاء حوزه.

وظايف مسئول مالي:

1- جمع‌آوري حق عضويت اعضاء.

2- تهيه طرح‌هاي ابتکاري براي تهيه کمک مالي با موافقت حوزه و سازمان مرکزي.

3- اجراي دستورات مربوط به امور مالي صادره از سازمان مرکزي.

4- ايجاد صندوق براي حوزه و تهيه گزارش مالي.

5- دادن گزارش مالي و کمک‌هاي جمع‌آوري شده به رابط.

6- نظارت بر کليه امور مالي حوزه.

وظايف اعضاء:

1- هر عضو بايد سعي کند که نمونه يک مسلمان واقعي باشد و در رشد شخصيت خويش بکوشد.

2- از خط‌مشي کل نهضت آگاهي پيدا کرده و در توسعه آن همواره کوشا باشد.

3- در برنامه‌هاي مختلف حوزه فعالانه شرکت کند و وظايف محوله را با دقت انجام دهد.

4- اطلاعات لازم را جمع‌آوري کرده و به مسئول حوزه تسليم نمايد.

5- بخش بزرگي از وظايف هر عضو توسعه سازمان است. با توجه به آنکه يک نفر علاقمند قبل از عضو شدن در نهضت آزادي بايد مراحل مختلف و طولاني را بگذراند، هر عضو بايد کوشش کند در هر سال حداقل يک نفر و حداکثر دو نفر را وارد نهضت کند.

6- مرام و خط‌مشي نهضت را باتوجه به رعايت اختفاي خود و سازمان، براي مسلمانان آگاه توضيح داده آنها را تشويق به فعاليت نمايد.

7- وحدت عقيدتي و سازماني را تقويت کرده از ورود و نفوذ افراد و افکار زيانبخش و ناشايسته به درون سازمان جلوگيري کند.

8- راي اکثريت و دستورات سازمان مرکزي را در تمام موارد ديگر چه مخالف با نظرات شخصي او باشد پذيرفته و در اجراي آن صادقانه و صميمانه بکوشد.

9- از آنجا که انتقاد سازنده هم حق و هم وظيفه همه اعضاء است هر عضو بايد انتقاد از خود و سايرين را توسعه داده، کندي‌ها و اشتباهات و انحرافات را با جسارت و بدون پيرايه، از طريق تشکيلاتي مطرح کند و براي از بين بردن آنها کوشا باشد.

10- با خودخواهي، تکروي و تمايلات فردي مبارزه کند و از هر عملي که جلو انتقاد سازنده را بگيرد جلوگيري کند.

11- هر عضو موظف به پرداخت حق عضويت ماهيانه است.

12- پذيرش انضباط سازماني.

 

شرايط عضويت:

الف ـ خصوصيات فردي:

1- محرکش فقط اجراي خواست خدا باشد

2- فداکاري

3- حق‌طلبي

4- داشتن صبر در تحمل سختي

5- نداشتن خودبيني

6- صداقت

7- خوشرويي

8- رازداري

9- نظم

10- پشتکار

11- شجاعت

12- قدرت تشخيص افراد دشمن

ب ـ عملکرد و اعتقاد سياسي

1- ايمان و اعتقاد به اسلام به عنوان کامل‌ترين مکتب اجتماعي و سياسي براي نجات و رستگاري توده‌ها

2- اعتقاد به نهضت آزادي ايران به عنوان يک سازمان انقلابي اسلامي و قبول تز آن (يعني حمايت از جهاد مسلحانه)

3- پذيرش اصل انضباط وتبعيت از دستورات سازماني

4- داشتن سابقه فعاليت در سازمان‌هاي اسلامي

5- داشتن اطلاعات کافي دانش اسلامي، سياسي، فلسفي و تاريخي

6- شرکت فعالانه در پخش و توزيع انتشارات سياسي عقيدتي نهضت با رعايت اصول مخفي‌کاري

7- کمک مالي به نهضت آزادي ايران

ج ـ انجام حداقل شش ماه فعاليت به عنوان سمپات تحت نظر يکي از اعضاء و نشان دادن صلاحيت و آمادگي براي عضويت به عضو مربوطه و سازمان مرکزي.

 

 

 

 

بسمه‌تعالي

پرسشنامه اعضاء

 

به توجه به وظايف سنيگني که در اين زمان بر عهده فرد فرد ماست و نيروي کمي که در اختيار داريم لطفاً سعي کنيد با پاسخ دقيق به سئوالات زير، جزئي‌ترين امکانات خود را هم براي ما بنويسيد.

 

نام و نام خانوادگي نام شهر و ايالت

 

1- ميزان مطالعات خود را در زمينه‌هاي زير توضيح دهيد (لطفاً حتي‌الامکان بطور وضوح و مشخص بنويسيد. مثلاً کتاب‌هايي را که مطالعه کرده‌ايد، و اينکه آيا مطالعات شما در اين زمينه دائمي است يا گهگاهي و…):

الف ـ قرآن

ب ـ مسائل اسلامي

ج ـ مسائل اقتصادي

د ـ مسائل سياسي

هـ ـ مسائل فلسفي

 

2- اگر قرار شود در يکي از زمينه‌هاي فوق مطالعاتي صورت گير، در چه زمينه و تا چه حد حاضريد کمک نماييد؟ لطفاً کاملاً توضيح دهيد. مثلاً: هفته‌اي چند ساعت وقت مي‌گذاريد؟ چه کتاب‌هايي را حاضريد مطالعه کنيد، فارسي يا انگليسي؟ و…

 

3- ميزان آشنايي و تسلط خود را به زبان‌هاي خارجي (انگليسي ـ عربي ـ فرانسه ـ آلماني ـ اردو ـ ترکي…) از نظر خواندن، نوشتن، ترجمه، مکالمه بنويسيد:

 

4- ممکن است شما از نظر تسلط به يک زبان خارجي مثلاً انگليسي، هنوز در سطحي نباشيد که بتوانيد مقاله را راحت و خوب ترجمه نماييد. ولي آيا به اين کار علاقه داريد يا خير؟ اگر براي مقاله کوچکي وقت زيادي به شما بدهند و بعد هم ترجمه شما کنترل و تصحيح شود، آيا حاضريد در اين زمينه همکاري کنيد؟

 

5- آيا ماشين‌نويسي مي‌دانيد؟ (فارسي ـ انگليسي ـ …) در چه مدت زمان يک صفحه به قطع 11 × 5/8 را تايپ مي‌کنيد؟

 

6- اگر ماشين‌نويسي نمي‌دانيد، آيا علاقمند هستيد که ياد بگيريد؟ فارسي يا انگليسي؟ بعد از ياد گرفتن و در اختيار گذاشتن ماشين تحرير، تا چه ميزان حاضريد در اين زمينه کمک کنيد؟

 

7- آيا هنر خاصي داريد؟ خطاطي، نقاشي، تهيه و طرح پوستر،… ممکن است نمونه‌اي از کارتان را بفرستيد؟

 

8- امکان تماس شما با سازمان‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي،… (مانند MSA، سازمان عفو بين‌المللي، کنفدراسيون، …) تا چه حد است؟

 

9- آيا مي‌توانيد کمک مالي به نهضت بنماييد؟ چگونه؟ (مقرري ماهانه ـ سرمايه‌گذاري در يک موسسه انتفاعي،…)

 

10- چه نوع کمک‌هايي در زمينه چاپ و توزيع نشريات مي‌توانيد بکنيد؟

 

11- چه نوع کمک‌هايي در رابطه با نشريه پيام مجاهد مي‌توانيد انجام دهيد؟ (ارسال خبر، تحليل سياسي، نوشتن مقالات، …):

 

12- امکانات تماس شما با داخل کشور:

الف ـ رابطه با دانشمندان اسلامي و روشنفکران

ب ـ سازمان‌هاي سياسي، اجتماعي،…

ج ـ کسب خبر

د ـ موارد ديگر

 

13- امکانات دسترسي شما به منابع و سازمان‌هاي علمي در محل سکونتتان؟ (سازمان‌هاي علمي اجتماعي، سياسي، کتابخانه‌هاي بزرگ…)

 

14- امکانات شما در مورد جمع‌آوري اطلاعات درباره نيروهاي دشمن، مخالف، دوست…؟

 

15- چه کساني را مي‌شناسيد که امکان مي‌دهيد با سازمان‌هاي مهم سياسي، اجتماعي… در داخل يا خارج کشور در تماس باشند؟

 

16- امکان مسافرت شما به شهرهاي ديگر امريکا و تماس شما با افراد يا سازمان‌هاي مختلف، با رعايت اصول امنيتي، تا چه اندازه است؟

 

17- چه سمتي در انجمن اسلامي حوزه‌تان داريد؟ تا چه اندازه روي افراد عضو انجمن نفوذ داريد؟

 

18- فکر مي‌کنيد که از حوزه انجمن اسلامي شما، در چه موارد به طور غيرمستقيم، براي نهضت مي‌توان کمک گرفت؟ (مثلاً پيشنهاد تحقيق در زمينه خاص به گروه‌ها يا افراد عضو انجمن…)

 

19- اشکالاتي که در زمينه فعاليت‌هاي داخلي نهضت، در حال حاضر، به نظرتان مي‌رسد در هر يک از زمينه‌هاي زير بطور مشروح توضيح داده، راه‌حل‌هايي که به نظرتان مي‌رسد را بنويسيد:

الف ـ عضوگيري

ب ـ آموزش سياسي و فرهنگي

ج ـ تشکيلاتي

د ـ موارد ديگر

 

20- اشکالاتي که در زمينه فعاليت‌هاي خارجي نهضت، در حال حاضر، به نظرتان مي‌رسد در هر يک از موارد زير بطور مشروح توضيح داده و راه‌حل‌هاي احتمالي را پيشنهاد کنيد:

الف ـ پيام مجاهد

ب ـ N.O.I

ج ـ چاپ کتاب

د ـ توزيع

هـ ـ موارد ديگر

 

باتوجه به وظايف سنگيني که در زمان حاضر بر عهده سازمان ما است و محدود بودن امکانات اعضاء سازمان، بايستي حداکثر استفاده را از نيروهاي جانبي نمود. براي مثال شما ممکن است شخصي را بشناسيد که مثلاً در کار ترجمه مقالات، يا تايپ، يا تماس با سازمان‌هاي بين‌المللي و يا… مي‌تواند به ما کمک کند ولي او عضو نهضت نيست. معرفي اين شخص از طرف شما به ما امکان استفاده از نيروي او را بطور جانبي مي‌دهد. لطفلاً در مورد يک يک دوستان خود فکر کرده و اگر موارد خاصي مي‌بينيد که از آنها مي‌توان استفاده نمود، در مورد هريک از آنها سئوالات زير را پاسخ دهيد:

1- نام و نام‌خانوادگي

2- محل سکونت و شغل

3- به نظر شما او چه کمکي مي‌تواند به ما بکند؟

4- چه راهي را براي تماس با او پيشنهاد مي‌کنيد؟ (پيشنهاد عضويت، تماس مستقيم خودتان بعد از تاييد سازمان، از طريق نامه‌نگاري، توسط اعضاء شناخته شده نهضت، غيرمستقيم از طريق انجمن اسلام، راه‌هاي ديگر…)

5- چه کساني فکر مي‌کنيد روي او نفوذ دارند؟

6- چه نقاط ضعفي در او مي‌بينيد؟

7- لطفاً در مورد هريک از سئوالاتي که از خود شما شده است (سئوالات 20-1) اگر در مورد اين شخص هم اطلاعاتي داريد در صفحه جداگانه به ترتيب بنويسيد.

8- آيا در مورد تمام دوستان خود فکر کرديد؟ مطمئنيد که ديگر کسي نيست که بتوانيم از امکانات او استفاده نماييم؟ يک بار ديگر پرسشنامه را خوانده و جواب‌ها را کنترل کنيد.

9- اگر شما ازدواج کرده‌ايد و همسرتان عضو نهضت نيست، سئوالات بالا را درباره او هم حتماً جواب دهيد.

10- هرگونه اشکال، انتقاد، راه‌حل که به نظرتان مي‌رسد در زير توضيح دهيد.

 

 

بسمه تعالي

به سئوالات زير پاسخ دهيد اگر براي سئوالي جاي کافي نيست بقيه آن را با ذکر شماره سئوال در کاغذ ديگري بنويسيد و ضميمه پرسشنامه کنيد.

1- نام و نام‌خانوادگي: 2- محل و تاريخ تولد:

3- رشته تحصيلي، سال چندم، نام و محل دانشگاه:

4- متکف مخارج چه کساني هستيد؟

5- نام دانشگاه، دبيرستان و دبستان‌هايي که در آنها تحصيل کرده‌ايد با ذکر نام شهر.

از زمان حاضر شروع کنيد:

از تاريخ تا تاريخ

از تاريخ تا تاريخ

از تاريخ تا تاريخ

از تاريخ تا تاريخ

6- وضع ازدواج: متاهل مجرد نام شهر همسر:

شغل و وضع تحصيلي همسر:

ميزان علاقه و درجه اطلاعات ديني همسر:

 

ميزان علاقه همسر به فعاليت سياسي و درجه اطلاعات سياسي و اجتماعي او:

 

7- آشنايي به زبان‌هاي خارجي:

1- زبان خوب متوسط ضعيف

2- زبان خوب متوسط ضعيف

8- آشنايي به زبان‌ها و لهجه‌هاي محلي ايران:

1- خوب متوسط ضعيف

2- خوب متوسط ضعيف

9- آيا ماشين‌نويسي بلديد؟ خير بلي

1- فارسي خوب متوسط ضعيف

2- لاتين خوب متوسط ضعيف

10- در صورتي که همسر شما به يکي از زبان‌هاي خارجي يا ماشين‌نويسي آشنا است بنويسيد:

11- در چه ورزش‌هايي مهارت داريد؟

12- رانندگي يا مکانيک چه نوع وسائط نقليه‌اي را بلد هستيد؟

13- در چه فن مکانيکي مهارت داريد؟

14- آيا خدمت سربازي انجام داده‌ايد؟ مختصراً توضيح دهيد:

15- سوابق فعاليت‌هاي مذهبي و اجتماعي خود را با ذکر تاريخ و نام محل شرح دهيد:

16- سابقه فعاليت‌هاي سياسي و زنداني شدن. اگر تابحال فعاليت سياسي نکرده‌ايد بنويسيد چرا؟

17- خانواده:

سن و شغل پدر:

تعداد برادران و خواهران و شغل آنها يا همسرانشان:

ميزان علاقه و فداکاري ديني و سياسي در افراد خانواده:

18- رابطه با طبقات و اقشار مختلف جامعه (علماي ديني، کارگران، دهقانان، ارتشيان، مامورين سازمان امنيت و غيره)

19- شرح مختصر زندگي:

20- اطلاعات مفيد ديگر:

 

 

خط‌مشي تشکيلات

براي برنامه‌ريزي تشکيلاتي، ابتدا بايستي خواست‌ها و امکانات را ارزيابي نموده و بعد برنامه را طوري تنظيم نمود تا حداکثر استفاده از امکانات موجود براي رفع نيازها به عمل آيد. لذا در مرحله اول اقدامات زير صورت مي‌گيرد:

1- از تمام تيم‌ها و گروه‌ها خواسته مي‌شود که براي فعاليت يکسال آينده خود برنامه دقيقي تهيه نمايند. بطوريکه مشخص شود که در ظرف يکسال آينده چه برنامه‌هايي را به ترتيب اهميت مي‌خواهند انجام دهند، و براي اجراي اين برنامه‌ها چه امکاناتي در حال حاضر در اختيار دارند و به چه نيروهايي احتياج دارند.

2- با تهيه پرسشنامه از تمام اعضاء خواسته شود که امکانات خود را مشخص نمايند و در ضمن افرادي را که به عنوان نيروي جانبي مي‌توان از آنها استفاده نمود معرفي نمايند.

بعد از مشخص شدن نيازها و امکانات موجود، برنامه تشکيلاتي براي يکسال آينده تهيه خواهد شد.

 

تشکيلات

4 اپريل 1977

15 فروردين 1356

 

بسمه تعالي

دستور بحث جلسه مشترك دو واحد قاره‌اي

تاريخ: 18 مي 1978 ـ 28 ارديبهشت 1356

شماره

برادر/ خواهر عزيز

به پيوست كپي نامه‌هاي ارسالي براي برادران اروپا در مورد نظرات ما درباره‌ي مواد دستور بحث پيشنهادي جلسه مشتركمان و همچنين پيشنهادي اروپا، جهت اطلاع شما ارسال مي‌شود.

با تقديم احترام

حميد

 

 

 

بسمه تعالي

تاريخ: 17 مي 1978

شماره: 3

نامه دبير تشكيلات آمريكا به رابط اروپا

 

برادر عزيز همشهري

ضمن عرض سلام به ضميمه نظرات هيئت مسئولين بخش آمريكا درباره‌ي مواد دستور بحث پيشنهادي براي جلسه مشتركمان را، ارسال مي‌دارد. اليته اين نظرات به‌طور خلاصه و بدون هيچ‌گونه شرحي نوشته شده‌اند و هدف آگاهي كلي از نظرات يكديگر است و بحث در مورد آنها انشاءالله حضوراً انجام خواهد گرفت.

ضمناً خواهشمند است هرچه زودتر تاريخ قطعي تشكيل جلسه را به ما اطلاع دهيد.

 

با آرزوي موفقيت هرچه بيشتر

حميد

 

 

 

 

بسمه تعالي

1ـ اهداف درازمدت:

اهداف درازمدت ما به ترتيب عبارتند از:

ايجاد جامعه‌ي اسلامي (امت) در ايران

ايجاد حكومت اسلامي در ايران

سرنگون كردن رژيم طاغوتي موجود و در دست گرفتن حكومت

ايجاد حزب انقلابي اسلامي

بنابراين نزديك‌ترين هدف دوررس ما، تشكيل حزب انقلابي اسلامي با سه بازوي ايدئولوژيك سياسي و نظامي است.

 

2ـ اهداف كوتاه مدت:

الف ـ تشكيلاتي:

1ـ تشكيل بازوهاي حزب انقلابي اسلامي

الف ـ بازوي ايدئولوژيك (انتخاب مسئول و كميته مربوط به آن)

ب ـ بازوي سياسي (انتخاب مسئول و كميته مربوط به آن)

ج ـ بازوي نظامي (انتخاب مسئول و كميته مربوط به آن)

كليه اين مسئولين موظفند ارزيابي كاملي از شرايط كلي مبارزه و امكانات مختلف در زمينه فعاليت‌هاي خودشان (از نيروي انساني گرفته تا ضرورت تاكتيكي) به صورت عملي و نظري به عمل آورده، تا جلسه بعد گزارش ارزيابي و اقدامات خود را ارائه دهند.

2ـ تشكيل واحدهاي مالي

3ـ هماهنگ كردن تشكيلات موجود

ب ـ هدف‌هاي بازوي سياسي (بخش موجود)

1ـ همگام كردن نيروهاي اسلامي:

الف ـ شناخت كامل گروه‌ها و نيروهاي اسلامي (تشكيلات،‌ تركيب اعضاء، ….) و بررسي نقاط ضعف و قدرت آنها.

ب ـ تحقيق و ارائه طرق جهت همگام كردن اين نيروها با نهضت

2ـ ايجاد رابطه بين گروه‌هاي سياسي و نظامي موجود:

الف ـ شناخت كامل گروه‌هاي سياسي و نظامي موجود

ب ـ تحقيق و ارائه طرق ايجاد رابطه با آنها

3ـ ايجاد رابطه بين روحانيت و ديگر نيروها

الف ـ شناخت كامل گروه‌هاي مختلف و بررسي نقاط ضعف و قدرت آنها

ب ـ‌ تحقيق و ارائه طرق مختلف ايجاد رابطه بين اين گروه‌ها

4ـ ايجاد رابطه بين اقشار جامعه و حركت اسلامي

الف ـ شناخت كامل اقشار جامعه

ب ـ‌ تحقيق و ارائه طرق جهت ايجاد اين رابطه

5 ـ بسط سازماني

6 ـ آموزش تمام اعضاء و هماهنگي تعليماتي (برنامه‌ريزي يك‌ساله)

الف ـ سياسي

ب ـ ايدئولوژيك

ج ـ‌ نظامي

7ـ ايجاد بانك خبر

8 ـ طبقه‌بندي اعضاء برحسب استعدادهايشان

الف ـ از نظر تشكيلاتي

ب ـ‌ از نظر فرهنگي

ج ـ استعدادهاي فردي

د ـ فداكاري

3ـ تعيين خطوط اصلي و كلي برنامه‌ها جهت تحقق هدف‌هاي فوق

برنامه‌هاي پيشنهادي به‌طور خلاصه در ذيل هريك از اهداف ارائه شد

 

4ـ خط‌مشي ما در مورد انجمن‌هاي اسلامي

به‌نظر ما انجمن‌هاي اسلامي، سازمان‌هائي مستقلند و ما به‌هيچ‌وجه نبايستي در امور داخلي آنها مداخله نمائيم. ما فقط با تلاش صادقانه خود در داخل انجمن‌هاست كه مي‌توانيم روي آنها تأثير بگذاريم.

 

خط‌مشي ما در مورد روحانيون:

حضرت آيت‌اله خميني ـ ما در نشريات خود، حضرت آيت‌اله خميني را بايستي به عنوان رهبر مذهبي و سمبل مبارزات ضداستعماري ملت ايران معرفي نمائيم نه به عنوان رهبر سياسي.

 

در مورد ساير مراجع و روحانيون مبارز ـ ما در نشريات خود، بايستي از كارهاي خوب و مثبت آنها پشتيباني نموده و نسبت به اشتباهات آنها سكوت كنيم.

 

خط‌مشي ما در مورد حركه‌المحرومين:

ما نبايستي در مورد حركه‌المحرومين و ساير سازمان‌هاي اسلامي، طوري عمل نمائيم كه به عنوان مدافع بي‌چون و چراي آنها قلمداد شويم. ما بايستي كارهاي مثبت آنها را تأييد نموده و با آنها همكاري نمائيم و در مورد كارهاي منفي آنها، در نشريات خود سكوت نموده ولي به‌طور خصوصي اشتباهات آنها را به آنها تذكر دهيم.

 

خط‌مشي ما در مورد سازمان‌هاي موازي:

1ـ حتي‌الامكان از هر نوع بروز خارجي اصطكاك بايد جلوگيري كرد.

2ـ طرح اصول كلي اعتقادي ـ سياسي ـ‌ استراتژيك و تاكتيكي ما در نشريات و نشان دادن ضعف آنها از طريق منطقي.

3ـ در صورت حمله، مظلوم نشان دادن خود و حمله نكردن بلكه از اصول صحبت كردن.

4ـ در صورت امكان تماس فردي با اعضاي گروه‌ها

5 ـ شناخت كامل كليت سازمان موازي

6 ـ از طريق پيدا كردن شعار صحيح، فعاليت بيشتر، جلب افراد (از جمله افراد همان گروه‌ها) و جلب گروه‌هاي مختلف ديگر، بايد خط موازي را منزوي كرد.

7ـ فرصت‌طلبان و خائنين و يا غرض‌ورزان را بايد به مرور زمان به همه شناساند. اين كار را بايد از طريق سازمان‌هاي ديگر كرد (حتي‌الامكان).

 

خط‌مشي ما در مورد سازمان‌هاي ملي:

1ـ بايد در اصول جدائي راه را نشان داد.

2ـ از اصطكاك علني جلوگيري كرد.

3ـ در چهارچوب اسلامي، از طريق سكوت همكاري كرد (در مواقع خاص).

4ـ از طريق تماس با افراد،‌ فعاليت بيشتر،‌شعار صحيح، چنين گروه‌هائي را بايد منزوي كرد.

5 ـ بايد تمام شدن دوره «ملي‌گري» را كاملاً نشان داد.

6 ـ نبايد آنها را با خود دشمن كرد.

7ـ نبايد آنها را بزرگ كرد.

 

خط‌مشي ما در مورد سازمان‌هاي غيراسلامي:

1ـ بايد اختلافات اصولي را كاملاً روشن كرد.

2ـ هميشه راه صادقانه در برابر آنها پيش گرفت.

3ـ به‌هيچ صورتي نبايد آنها را بزرگ كرد (حتي به صورت تمجيد آنها در مقابل خيانت عده‌ي ديگر)

4ـ بايد تا جائي كه امكان دارد آنها را در برابر همگامان فاسدشان قرار داد.

5 ـ به‌هيچ‌وجه نبايد با آنها همكاري كرد.

6 ـ نبايد آنها را عمداً به دشمني برانگيخت.

 

 

خط‌مشي ما در مورد سازمان‌ها يا گروه‌هاي ضداسلامي:

1ـ بايد در اصول آنها را كوبيد.

2ـ در فعاليت‌هاي سياسي به‌هيچ‌وجه از آنها دفاع نكرد.

3ـ به‌هيچ‌وجه نبايستي با آنها همكاري كرد.

4ـ سخت بر اشتباهات آنها بايد حمله كرد، ضعف آنها را بايد براي ملت نشان داد.

5 ـ چون در انتها در برابر ما قرار خواهند گرفت بايد كاملاً از برنامه‌هاي آنها آگاهي پيدا كرد و نقاط ضعف و قدرت آنها را شناخت.

6 ـ از فحش دادن شعاري بايد پرهيز كرد.

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

گزارش جلسه شوراي نهضت آزادي ايران، خارج از کشور، بخش آمريکا، دي‌ماه 1356

 

جلسه شوراي نهضت آزادي ايران، خارج از کشور، بخش آمريکا در ساعت 15/3 بعدازظهر روز جمعه 30 دسامبر 1977 در هوستون تشکيل گرديده و تا ساعت 1 صبح روز دوشنبه 2 ژانويه 1978 ادامه يافت. افراد حاضر در جلسه عبارت بودند از:

ابو، احمد، حامد، حميد، رشيد، سروش، عليرضا، فرهاد، مسعود، نصرت، ياسر که بعداً هاتف و قادر نيز به اين جمع پيوستند.

در ابتدا برادر احمد به عنوان رئيس و برادر مسعود به عنوان منشي جلسه انتخاب شدند و برادر فرهاد دستور جلسه را به شرح زير پيشنهاد نمودند:

1- هدف‌هاي درازمدت براي جنبش اسلامي:

الف ـ در ايران

ب ـ خارج از کشور

2- برنامه‌هاي لازم براي رسيدن به اين هدف‌ها

3- تدارکات ضروري براي رسيدن به اين برنامه‌ها

4- ارزيابي نيروهاي موجود

5- ريزبرنامه‌ها

6- بررسي نيروهاي ديگر:

الف ـ دشمن

ب ـ موازي و مخالف

در مورد تشکيلات نهضت در خارج از کشور و علل تشکيل اين جلسه، توضيحاتي توسط برادر فرهاد داده شد و دستور جلسه پيشنهادي بعد از مدتي بحث درباره آن، به اتفاق آراء تصويب شد.

سپس درباره ماده شماره 1 دستور جلسه بحث گرديد و اين نتيجه به دست آمد که هدف‌هاي درازمدت براي جنبش اسلامي را مي‌توان به صورت زير نشان داد:

انسان ايده‌آل → مدينه فاضله → حکومت اسلامي → منطقه آزادشده → حزب انقلابي اسلامي

درباره مواد 2 و 3 دستور جلسه، پس از بحث زياد نتايج زيرين به دست آمد:

حزب انقلابي اسلامي بايستي داراي سه بازوي ايدئولوژک، سياسي، نظامي باشد و براي رسيدن به اولين مرحله از هدف درازمدت جنبش اسلامي، يعني تشکيل حزب انقلابي اسلامي بايستي براي تشکيل سه بازوي اين حزب برنامه‌ريزي نمود. لذا برنامه‌هاي زير براي فعاليت‌هاي خارج از کشور پيشنهاد گرديد:

1- ايجاد مراکز تعليماتي

2- ايجاد مراکز تحقيقاتي

3- ايجاد مراکز تبليغاتي ـ دفاعي

4- ايجاد شبکه‌هاي اطلاعاتي و ضداطلاعاتي

5- ايجاد واحدهاي فني

و در رابطه با اين برنامه‌ها پيشنهادات زير عنوان شد:

ايجاد ايستگاه راديويي

نشريات خبري

وسائل فني

ارتباط با تلکس

ايجاد موسسات انتفاعي

ايجاد کميته‌هايي براي تماس با سازمان‌هاي بين‌المللي

ايجاد کميته‌هايي براي مسائل دفاعي

تجديدنظر در روابط و ساختمان تشکيلاتي نهضت در خارج

تجديدنظر در نام نهضت

بررسي سازمان‌هاي همگام

بررسي امکانات فني

حرفه‌اي کردن فعالين اصلي

ايجاد کتابخانه و مراکز تحقيقي

ايجاد بورس‌هاي تحصيلي براي تشويق جوانان مسلمان به تحصيل در رشته‌هاي مورد نياز جنبش.

سپس اساسنامه پيشنهادي از طرف اروپا، برنامه‌هاي کميته‌هاي اجرايي نهضت در آمريکا براي سال آينده، جزوه برنامه‌ريزي و بعضي جزوات تهيه شده ديگر، بين افراد پخش گرديد و همگي جزوات فوق را مطالعه نمودند.

پس از سئوال و جواب در مورد جزوات پخش شده، در مورد اساسنامه و مرامنامه بحث شد و پيشنهاد شد که کميته‌اي براي تنظيم اساسنامه و مرامنامه تشکيل شود، اين کميته مجموعه نظرهاي افراد را ظرف يک ماه جمع‌آوري کرده و تا يک ماه بعد از آن نتيجه اين مجموعه را براي اعضاء ارسال دارد، اعضاء شورا نتيجه‌گيري را مرور کرده و در جلسه بعدي که تشکيل خواهد شد ذينظر براي تهيه اساسنامه و مرامنامه در جلسه شرکت خواهند کرد. اين پيشنهاد به اتفاق آراء تصويب شد و برادران ياسر، مسعود و حميد به عنوان اعضاء اين کميته انتخاب شدند.

سپس در مورد سازمان جوانان مسلمان بحث شد و اشکالاتي که به نظر عده‌اي از برادران مي‌رسيد توسط برادارن ديگر پاسخ داده شد. و بالاخره اين نتيجه گرفته شد که سازمان جوانان مسلمان بايستي به عنوان يک سازمان سياسي اسلامي علني ـ مخفي وابسته به نهضت به کار خود ادامه دهد و پيشنهاد شد که کليه اشکالات و انتقاداتي که به سازمانجوانان مسلمان گرفته مي‌شود جمع‌آوري شده و در کميته‌اي مورد بررسي قرار گيرد و اين کميته جزوه‌اي را در اين رابطه تهيه نموده و ابتدا آن را براي اعضاي نهضت ارسال دارد و پس از دريافت نظرات اعضا و تکميل آن، آن را به طريقي براي حوزه‌هاي انجمن ارسال دارد. اين پيشنهاد به تصويب رسيد و قرار شد کميته‌اي که از قبل مسئول کار سمازن جوانان مسلمان بوده و مسئوليتش با برادر ياسر است اين کار را انجام دهد. سپس در مورد فرم تشکيلاتي سازمان جوانان بحث گرديد و پيشنهاد گرديد که کميته سه نفري مرکب از ياسر، مسعود، حميد در اين مورد مطالعه نموده و ظرف مدت يک ماه طرح تشکيلاتي پيشنهادي براي سازمان جوانان را تهيه نموده و براي اعضاي شورا ارسال دارند.

سپس سئوال و جواب درباره کار کميته‌هاي مختلف شروع گرديد و ضمن بحث درباره کميته روابط بين‌المللي پيشنهاد شد که بيانيه‌هاي اين کميته براي اعضاي نهضت، هواخواهان و حوزه‌هاي انجمن اسلامي فرستاده شود، اين پيشنهاد تصويب شد. ضمن بحث در مورد کار کميته انتشارات پيشنهاد گرديد که نشريات سازمان مخصوصاً پيام مجاهد، براي کتابخانه‌هاي مختلف در آمريکا فرستاده شود. و بالاخره در هنگام بحث درباره کار کميته فرهنگي پيشنهاد تهيه ليست کتاب، ليست نشريات تعليماتي و گزاردن سمينارهاي تعليماتي براي افرادي که همديگر را مي‌شناسند، داده شد. بعد از بررسي کار کميته‌هاي مختلف برنامه انتقاد از خود صورت گرفت. و در پايان کار پيشنهاد شد که کميته‌اي براي برنامه‌ريزي تعيين شود که با تماس با کميته‌هاي اجرايي نهضت، برنامه‌هاي کوتاه‌مدت را بررسي کرده و نتيجه‌گيري نمايد، اين کميته در مدت 40 روز، برنامه‌ها را به کميته‌هاي اجرايي تهيه کرده و براي اعضا مي‌فرستد و اعضاء پس از 15 روز نظريات خود را به اين کميته ارسال داشته، و اين کميته با در نظر گرفتن نظريات اعضاء و با کمک کميته‌هاي اجرايي، طرح نهايي را تهيه خواهد کرد. اين پيشنهاد هم تصويب شد و برادر ابو و برادر رشيد به عنوان اعضاي اين کميته انتخاب شدند.

در مورد تاريخ جلسه آينده شورا، پيشنهاد شد که در صورتي که انجمن سميناري در تعطيلات عيد پاک برگزار ننمايد، جلسه آينده در آن زمان برگزار شود. اين پيشنهاد هم تاييد شد.

 

تشکيلات

 

 

 

 

بسمه تعالي

گزارش نشست‌ شوراي مرکزي (آمريکا)، 1977، 1356

 

برادر عزيز

سلام عليکم اشکالاتي که در برگزاري جلسه اخير شورا وجود داشتند به نظر من به عبارت زير است:

1- بهتر بود ابتدا جلسه مسئولين تشکيل مي‌شد و در مورد کليات برنامه‌ها بحث مي‌گرديد و در آن جلسه نسبت به تشکيل جلسه شورا و نحوه آن تصميم‌گيري مي‌شد.

2- در انتخاب افراد دقت کافي صورت نگرفته بود، همانطور که در طول بحث‌ها عده‌اي غالباً ساکت بودند. البته در اينکه افراد انتخاب شده از بهترين و پاک‌ترين و وفادارترين برادران ما بودند شکي نيست. ولي اين شرايط در عين اينکه لازم هستند ولي کافي نمي‌باشند و در دعوت افراد به همکاري براي کاري، مخصوصاً کارهاي مخفي، ميزان کارايي آنان در آن کار مشخص نيز بايستي در نظر گرفته شود.

3- شرکت دادن افراد در مراحل تصميم‌گيري بالا، قبل از طي مراحل پايين‌تر، مخصوصاً وقتي که آنها جوان هستند و در نتيجه حس برتري‌طلبي و پيشرفت در آنان قوي است و علاوه بر آن هنوز برنامه مشخص و روشني هم براي آينده در دست نيست که بتوان افراد را به آن اقناع کرد، اين خطر را دارد که آنها را از راهي که در پيش گرفته‌اند مايوس نموده و دست از فعاليت‌هاي خود لااقل در نهضت بردارند و علاوه بر آن ديگر رغبتي بر انجام کارهاي در سطح پايين‌تر نشان نمي‌دهند.

4- اگر رئيس جلسه از برنامه کلي کار جلسه با اطلاع بود قطعاً در تقسيم‌بندي وقت دقت بيشتر مي‌شد و در نتيجه جلسه راندماني خيلي بيشتر مي‌داشت.

5- بودن خانم‌ها در منزل شما و ساير برادران، به نظر من اشتباه بزرگي بود. مخصوصاً منزل شما که افراد مختلفي مي‌آيند و مي‌روند و وجود خانم‌ها در آنجا ايجاد سئوال کرده است. و متاسفانه عده‌اي از وجود ما در آنجا باخبر شده‌اند. من فکر کنم مي‌شد که خانم‌ها را در منزلي که ما بوديم برد و جلسه در منزلي که محل کار است تشکيل مي‌شد. و حداکثر اينکه از همسايه بغل هم درخواست مي‌کرديد آن چند روز منزل شما باشند و يا اينکه خانم‌ها به هتل مي‌رفتند.

6- در برنامه سئوال و جواب راجع به کار کميته‌هاي مختلف، سئوالاتي مطرح شد که دانستن آن براي افراد به هيچ‌وجه ضروري نبود و بهتر بود پاسخ داده نمي‌شد.

 

 

 

 

 

بنام خدا

نامه‌اي به دبير شوراي مرکزي

30/5/1356

برادر عزيز

سلام عليکم اميدوارم که حالتون خوب باشد و خانم هم سلامتي کامل يافته باشند. متاسفانه بعد از حدود دو هفته هنوز هم ليست روزنامه‌ها و مجلات که قرار بود پريود انتشار آنها هم تعيين شود و همچنين موضوعات پيشنهادي از طرف کميته سياسي که بايستي درباره آنها تحليل شود و همچنين جزوات راجع به شرايط عضويت و مراحلي که يک فرد بايستي تا عضو شدن طي نمايد که آن شب برادرمان براي تکثير از من گرفتند به دست من نرسيده است. توجه کامل داريد که وقتي يک سازمان مي‌تواند فعاليت خودش را به خوبي انجام دهد که تمام واحدهاي آن کار خود را به خوبي و به موقع انجام دهند، لذا واقعاً اگر تصميم به تغيير در وضع موجود سازمان گرفته‌ايد بايستي به قول و قرارها بيشتر دقت کنيد و اين صحيح نيست که نامه توسط تشکيلات نوشته و فرستاده شود ولي يک کار کوچک که توسط انتشارات بايستي انجام شود دو هفته طول بکشد. به هر حال من شخصاً نسبت به اين مسائل بسيار حساسم و اگر کاري را قبول کنم دلم مي‌خواهد به بهترين وجهي انجام شود و اگر احساس کنم که نمي‌شود ترجيح مي‌دهم که کاري نکنم. البته دليلي که شما در نشست براي من گفتيد قابل قبول نيست، زيرا اين کاري نبود که خود شما خواسته باشيد انجام بدهيد و برادران ديگري که مي‌بايستي اين کار را انجام دهند تا اواخر هفته در هوستون بوده‌اند، علي‌الخصوص که اين کارها شايد بيشتر از 4 تا 5 ساعت وقت احتياج نداشته باشد. به هر حال اميدوارم که اين اولين و آخرين انتقاد من باشد و بتوانيم با هم همکاري نماييم. در ضمن علاوه بر مطالب بالا به چيزهاي زير هم احتياج فوري هست:

1- آدرس اعضاء، مخصوصاً عده‌اي که بايستي براي آنها نامه‌ها را جداگانه پست کرد و تابحال به علت نداشتن آدرس با آنها تماس گرفته نشده است.

2- نامه جهت مسئول انتشارات و مسئول فرهنگي را که ضميمه است به آنها برسانيد. آدرس تشکيلات را به آنها داده (آدرس عبيد) و آدرس آنهارا براي من بفرستيد. همچنين آدرس سياسي را.

3- از پرسشنامه‌هايي که جديداً تهيه شده بود وهمچنين پرسشنامه‌هاي مربوط به اعضاء و سمپات‌ها از هر يک 20 نسخه به آدرس عبيد بفرستيد و يک نسخه هم براي خود من.

4- از جزوه شرايط عضويت و… هرکدام 15 نسخه تکثير و يکي را براي من و بقيه را براي عبيد بفرستيد.