شماره1426
تاريـخ1/5/1370
بيانيه
روزنههاي اميد
اگر چه ضعيف
و لا تايئسوا من روح الله انه لا يايس من روح الله الا القوم الكافرون(1)
آقاي هاشمي رفسنجاني رياست جمهوري اسلامي در روز 25 تيرماه در ديدار با وزير امور خارجه و نمايندگان ايران در خارج از كشور خطاب به آنان مطالبي بيان كردند كه حائز اهميت و در خور عنايت ميباشد.
ايشان در سخنان خود از جمله چنين فرمودهاند(2)
ـ «ما نبايد با آنان (ايرانيان خارج از كشور) همچون افراد بيگانه رفتار كنيم…. بلكه با ايجاد تسهيلات لازم زمينه بازگشت آنان را به كشور فراهم آوريم.
ـ سياست ما سياست دشمنتراشي نيست. در حال حاضر با كشوهائي كه تمايل دارند با ما همكاري كنند روابط خوبي داريم.
ـ نظرات مخالف به خاطر كيفيت محيط آزاد سياسي كشور است و در نهايت ميتواند سازنده باشد.
ـ صدور انقلاب هيچگاه از طريق زور عملي نميشود و به عقيده من بهترين راه براي صدور انقلاب اين است كه شرايطي در داخل كشور داشته باشيم كه ديگران بفهمند راه ما درست است.»
اينكه رياست جمهوري بنابر چه مصلحت و سياست يا تشخيص و تحليلي به چنين نتايج و نظرات رسيدهاند در جاي خود قابل بحث و تامل است ولي به هر حال حرفهائي زده شده است كه علي الاصول صحيح است و بسياري، از جمله خود ما، عليرغم جو سازيها و شعارها، زدهاند و خواستهاند. يكي از مواردي كه سران نهضت آزادي به خاطر آن بارها مورد بدترين انواع تهمتهاي بيجا قرار گرفتند اعلام مواضع اصولي از همين نوع در سياست خارجي بوده است و اكنون خوشوقتيم كه بعد از گذشت 13 سال از پيروزي انقلاب بالاخره صحت اين مواضع از زبان رياست جمهوري عنوان ميگردد. اينك بايد اميدوار بود كه اين مطالب در جهت اصول و مصالح و آئين و ملك و ملت تحقق و توسعه يابد.
آنچه كه جا دارد اضافه و آرزو كنيم اين است كه:
1) لازمه آزاد بودن محيط سياسي در كشور تنها دادن اجازه انتقاد و اعتراض به جناحهاي خودي نيست. بلكه همگان، به ويژه غير موافقان و غير وابستگان به حاكميت، بايد در حدودي كه قانون اساسي براي آزاديها تعيين كرده است از چنين آزاديهائي برخوردار باشند. هيچگاه در يك نظام بسته انحصارگر و در محيط اختناق و شعار تلاشها به سازندگي و خير و مصلحت منتهي نخواهد شد و هيچ كشوري به حق و حقيقت و سعادت دست نخواهد يافت.
2) نه تنها با ايرانيان پناهنده و آواره مقيم خارج نبايد چون بيگانگان رفتار نمود بلكه ايرانيان داخل كشور كه اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند نيز نبايد حالت بيگانه و صغار و سفهاي محروم از حقوق خدادادي و قانوني را داشته باشند. چه بسيار مردم مظلوم مخلص و خالص اين مرز و بوم كه مقيم ايرانند ولي بيش از پناهندگان به خارج احساس غريبي و آوارگي ميكنند! بسياري از ايرانياني كه ترك وطن كرده و آواره سرزمينهاي دور و نزديك بيگانه شدهاند عمدتاً به خاطر نابسامانيها و ظلمها و ستمها در داخل كشور و عدم حكومت قانون ميباشد و تنها راه براي بازگردانيدن آنها به كشور توبه و اصلاح است و اگر حاكميت واقعاً به بازگشت آنان علاقه دارد ميبايستي با تمكين از قانون و احترام به حقوق و آزاديهاي اساسي ملت راه باز كند تا نه تنها جلوي فرار و آوارگي گرفته شود بلكه سايرين هم برگردند.
3) اگر سياست دشمنتراشي در مورد بيگانگان غلط از آب درآمده است و بايد به سراغ همكاري و ايجاد روابط حسنه رفت به طريق اولي در داخل نيز بايد اين سياست و سنت خطا و خيانت تلقي شده، دست دوستي و دعوت به سوي ايرانيان مقيم كشور دراز گردد. متوليان نظام و مقامات مملكت بايد ايران را از آن ايرانيان و خود را امانتدار و مامور آنان بدانند و نه آنكه آن را ميراث انقلاب و ملك اختصاصي صنف خود و پيروانشان تلقي كنند. قانون اساسي در اصول سوم، نوزدهم و بيستم به هر فرد ايراني اعم از مكتبي و غيرمكتبي يا موافق و مخالف حاكميت حق برخورداري مشترك و مساوي از حقوق و حيثيت زندگي، آزادي معيشت و خدمت به كشور و نظام را داده است.
4) و اما صدور انقلاب، به يقين با زور عملي نيست بلكه صدور اسلام و انقلاب و ايجاد قدرت و وحدت در مملكت نيز بدون وجود آزادي، حسن نيت، حسن مديريت و اجراي صادقانه قانون و عدالت در داخل كشور تأمين نخواهد شد.
* * *
تنها با چنين سعه صدر و اعتقاد و انصاف است كه علاقهمندان به نجات ملت و استقلال ايران و انتشار و استعلاي اسلامي ميتوانند با توسل و توكل به خداوند رحمان اميدوار به همكاري و فداكاري ملت براي حل مسائل پيچيده و مصائب كوه پيكر و مآلاً رسيدن به آينده بهتر باشند.
نهضت آزادي ايران
اول مردادماه 1370
(1) يوسف 87ـ … و از رحمت خدا نوميد مباشيد كه هرگز جز كافران كسي از رحمت خدا نوميد نيست.
(2) نقل از روزنامه اطلاعات مورخ 26/4/70 (صفحه اول)
