شماره: 1503
تاريخ:28/03/1374
در گراميداشت روز تاريخي خلع يد از استعمار انگليس
«ملي كردن نفت و آن نهضت عجيبي كه مملكت ما و مخصوصاً مردم خوزستان را يكپارچه به حركت درآورد، صرفنظر از جنبههاي سياسي يا فني و اداري آن، از جهت روانشناسي و اجتماعي نيز از حوادث بزرگ تاريخ ايران به شمار ميرود»
مهندس بازرگان ـ مدافعات در دادگاه نظامي
چهل و چهار سال پيش در 29 خرداد 1330، اولين انفجار عليه استعمار انگليس در يك كشور جهان سومي (ايران)، به وقوع پيوست. قيام ملت ايران عليه استعمار انگليس و خلع يد از شركت سابق نفت انگليس و ايران، پس از جنگ جهاني دوم زماني رخ داد كه هنوز بسياري از كشورهاي آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين تحت سيطرة مستقيم يا غيرمستقيم استعمار انگليس و ساير دولتهاي استعماري اروپا قرار داشتند. در چنان شرايطي، ملت قهرمان ايران اولين ملتي بود كه زنجيرهاي استعمار را پاره كرد و اسطورة شكستناپذيري بزرگترين قدرت سياسي زمان را باطل ساخت.
استعمار انگليس نزديك به يك قرن به طور مستمر در امور داخلي ايران دخالت داشت و نفوذ خود را تا بالاترين سطوح حكومت و حتي تا دربار سلطنتي گسترش داده بود. دولت انگليس، تحت پوشش شركت نفت انگليس در ايران و زير سرپوش قرارداد نفتي ظالمانة تحميلي خود، نه تنها منابع حياتي ما را غارت ميكرد، بلكه در كليه شئون داخلي كشورمان به صورت مستقيم و غيرمستقيم شركت داشت.
ملت ما كه از چنين ننگي به ستوه آمده بود، تحت رهبري فرزانهاي در تاريخ معاصر ايران، دكتر محمد مصدق، يكپارچه قيام كرد و با اعلام ملي شدن صنعت نفت و سپس خلع يد از شركت نفت انگليس، به عنوان بزرگترين پايگاه استعمار، حماسة بزرگ تاريخ خود را آفريد. ارادة ملت، حكومت ملي دكتر مصدق را بر سر كار آورد.
حكومت 28 ماهة دكتر مصدق، يكي از دورههاي پرافتخار تاريخ ما و خلع يد از شركت نفت انگليس و ايران، يكي از درخشندهترين صفحات آن محسوب ميشود.
پس از تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت (1329) و قانون تأسيس شركت ملي نفت ايران، هيأت مديرة موقت شركت به رياست زندهياد مرحوم مهندس بازرگان، مأمور خلع يد از شركت نفت انگليس و ايران و مسئول ادارة امور نفت در خوزستان شد.
حُسن تدبير و مديريت هيأت اعزامي و شخص مهندس بازرگان چنان بود كه بدون درگيري و بروز خسارت مالي و جاني براي مملكت، اين امر مهم تاريخي تحقق پذيرفت. بازرگان در اهميت ماموريت خود مينويسد:
«عظمت دستگاه و تشكيلات و تجهيزات آبادان و خرمشهر و مناطق نفتخيز و شبكة توزيع داخلي به قدري بود كه به تنهايي با تمام وزارتخانهها، ادارات و مؤسسات مملكت برابري ميكرد… بودجة هزينة روزانة دستگاه يك كرور تومان بود، 60000 كارمند و كارگر داشت. يك ميليون تن مواد نفتي بايد براي مصرف ساليانة كشور استخراج و تصفيه و تا اقصي نقاط كشور توزيع شود و در مناطق سوزان و دورافتادة خوزستان، سرويسهاي منظم آب و يخ و برق و حمل و نقل و خواربار و بهداري و خانهسازي و تعميرات و ساير عمليات و احتياجات ـ مانند زمان انگليسها كه 300 متخصص در اختيار داشتند و ما فقط 20 نفر عليالبدل جاي آنها از تهران منتقل كرده بوديم ـ از كار نيفتد و هيچگونه وقفه و خلل و خرابي در كارها پيدا نشود.»
بدينسان ملت ايران نه تنها در مبارزة عليه انگليس و خلع يد از شركت نفت پيروز شده بود، بلكه در مديريت و تجربة ادارة آن صنعت بزرگ و پيچيده هم، مفتخر و سربلند بيرون آمد.
بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 عليه حكومت ملي دكتر مصدق، با كمال تأسف استعمارگران بازگشتند و مجدداً تأسيسات نفت را تحت كنترل خود گرفتند. در آن زمان، آقاي ريبر كارشناس معروف نفت در گزارش خود نوشت:
«به خلاف آنچه شهرت دادهاند، وضع پالايشگاه به هيچوجه خراب نشده، بلكه كارشناسان و متخصصين ايراني توانستهاند به نحو شايستهاي در نگاهداري و حفظ پالايشگاه آبادان نبوغ ذاتي خود را به ثبوت رسانند… بر اثر خدمات و تجربههاي گرانبهايي كه كارشناسان ايراني در اين مدت آموختهاند، احتياج ايران به كارشناسان خارجي به ثلثِ پيش از ملي كردن نفت رسيده است.»
اين معجزه با كار خارقالعاده ملت چگونه امكانپذير شد؟
مهندس بازرگان ميگويد:
«… از آنجا كه، عشق آزادي مملكت و سربلندي و نجات ايران در وجودشان شعلهور گشته بود. براي آنكه به شخصيت و ارزش آنها احترام گذارده و ميدان عمل در اختيارشان قرار گرفته بود. مديريت به طريق دموكراتيك اجرا شده بود و با حقيقت و صميميت، نه با دروغ و حرف.»
آري پيروزي نهضت ملي نفت و خلع يد، معجزة عشق و شور ملي، معجزة همدلي رهبري آن، دكتر مصدق، با مردم و باورِ عميق و احترام واقعي وي به حاكميت ملت بود.
ما خاطرة روز 29 خرداد 1330 را گرامي ميداريم و به روح بزرگ همة مردان و زناني كه با فداكاريهاي خود آن پيروزي را ممكن ساختند درود ميفرستيم و از خداوند براي آنان عُلو درجه آرزو ميكنيم.
نهضت آزادي ايران
تهران ـ 28 خرداد 1374
