توطئه برنامه‌ريزی شده تغيير نام « خليج فارس » تاريخ: ١۵/٩/١٣٨٣ شماره: ١٨٨٩

توطئه برنامه‌ريزی شده تغيير نام « خليج فارس » تاريخ:  ١۵/٩/١٣٨٣ شماره: ١٨٨٩

1889

15/9/1383

توطئه برنامه‌ريزي شده تغيير نام «خليج فارس»

    موج جديد سازمان‌يافته‌اي براي حذف تدريجي نام تاريخي خليج فارس و تبديل آن به نام مجعول ‌خليج عربي يا نام‌هاي ديگر آغاز شده است. از چندي پيش، در مكاتبات اتحاديه اروپا، در تحليل‌ها و اخبار بخش انگليسي راديوهاي بي‌بي‌سي انگلستان و « دويچه وله » آلمان و در نقشههاي به ديوار آويخته در موزه لوور پاريس، به جاي نام خليج فارس نام خليج عربي به كار گرفته شده است و اخيرا در چاپ اطلس سال 2005 مؤسسه معتبر نشنال جيوگرافيك آمريكا، با سابقه 126 ساله و با وجود چاپ ده‌ها اطلس در گذشته با نام اصيل خليج فارس، علاوه بر نام خليج‌فارس، خليج عربي در پرانتز نگاشته شده‌است. ممكن است كه اين مقدمه‌اي باشد تا در سال‌هاي آينده، نام خليج عربي را در متن بياورند و نام خليج فارس را درون پرانتز بگذارند و سپس، آن را حذف كنند. بايد بررسي كرد كه پافشاري بر تغيير نام تاريخي شناخته شده چند هزار ساله يك آبراه طبيعي از چه چيزي حكايت دارد.

     هنگامي كه در اوايل دهه 1960، برخي از دولت‌هاي ناسيوناليست عرب اين اصطلاح مجعول را براي نخستين بار مطرح كردند، درك انگيزه سياسي اين تغيير نام چندان دشوار نبود. در دوران اوج ناسيوناليسم عرب، تحريف تاريخ يا تغيير نقشه‌هاي جغرافيايي توسط گروه‌هاي تندروي عرب به سود احساسات ملي‌گرايانه افراطي ، اگر چه غيرواقعي و نادرست بود، قابل توجيه و فهم به‌نظر مي‌رسيد. اما در عصر پس از دوران جنگ سرد و در دهكده جهاني، كه برقراري صلح و آرامش جهان، بويژه در منطقه ملتهب خاورميانه، بيش از هر زمان به تفاهم و احترام متقابل نيازمند است، اين‌گونه حركت‌ها چه معنا دارد؟ اگر اين تحركات‌ از سوي نهادها و محافل ملي‌گراي عرب انجام مي‌گرفت شايد چندان مشكوك يا مبهم جلوه نمي‌كرد. اما هنگامي‌كه برخي از محافل و نهادهاي بين‌المللي دست به چنين كارهايي مي‌زنند چه توجيه قابل قبولي مي‌توانند ارايه كنند؟ آيا اين حركت تازه در راستاي تحريك احساسات شووينيستي و در تقابل قراردادن ملت‌هاي عرب و ايراني در منطقه پرآشوب خاورميانه نيست؟

    زماني بود كه دولت‌هاي عرب مدعي ملي‌گرايي، نه تنها نام خليج فارس بلكه نام برخي از بخش‌هاي كشورمان را تغيير مي‌دادند و مالكيت آن بخشها را ادعا مي‌كردند. آنان با تغيير نقشه‌هاي جغرافيايي، نام برخي از استان‌ها و شهرهاي ايران، از جمله خوزستان، اهواز و خرمشهر را تغيير داده بودند، و به‌ بهانه و يا ادعاي مبارزه با استبداد پهلوي و نفي سلطه امپرياليسم، جنبش‌هاي سياسي با تمايلات جدايي خواهانه را بنياد نهاده ويا حمايت مي‌كردند. اما اكنون كه سياست خارجي مستقل دولت آقاي خاتمي، بر پايه تنش‌زدايي، توانسته است روابط دوستانه و تفاهم‌هاي لازم را با همسايگان عرب برقرار سازد و كاهش تلاطم‌هاي خاورميانه به همكاري‌هاي جدي كشورهاي عربي منطقه با ايران نيازمند است، تحريكات ياد شده را نمي‌توان سالم و ساده پنداشت و دست تا مرفق به خون آلوده دشمنان مشترك ملتها و دولتهاي عرب و ايران را در آنها نديد.

    خوشبختانه، سطح آگاهي و علايق ملي ايرانيان، در سراسر جهان بسيار بالا است و ما شاهد واكنش‌هاي گسترده‌اي از سوي بسياري از گروه‌ها و انجمن‌هاي ايراني در داخل و خارج از كشور هستيم. شعار همگاني ايران اين است كه خليج فارس هميشه « فارس» بوده است و همچنان خواهد ماند.

    هر چندكه نيازي به بيان دلايل وارائه مدارك براي اثبات قدمت نام خليج فارس نيست ، به منظور يادآوري سابقه تاريخي براي آن بخشي از هموطنان عزيز كه كمتر در اين زمينه آگاهي دارند لازم مي‌دانيم كه نكاتي را به‌شرح زير اعلام كنيم؛

    در سفر نامه‌هاي جهانگردان و نوشته‌هاي جغرافي‌دانان، هرگاه اشاره‌اي به آبراه بين شبه جزيره عربستان و كشور ايران شده است، نام خليج فارس براي آن بكار رفته‌است. در دوران هخامنشيان و در متون تاريخي يونانيان از اين منطقه دريايي همواره به نام خليج فارس ياد شده‌است. در دوران پس از اسلام نيز، جغرافي‌دانان در كتاب‌ها و نوشته‌هايشان اين آبراه را بحر فارس ناميده‌اند. از جمله، « ابن معشر جعفر بن محمد بن عمر البلخي» متوفي به سال 272 ه- ق، از دانشمندان نجوم در عصر مامون عباسي، در مورد جزر و مد مي‌گويد:

    «كما صار الشمس في كل واحد من بحر فارس و الهند» و «ابن فقيه»، ‌در كتاب «البلدان»، در حوالي سال‌هاي 290-289 هـ. . ق، بحر فارس والهند را دو درياي متصل به هم ذكر مي‌كند.

    جغرافي‌دان مشهور ديگري، به نام «احمد ابي يعقوب بن واضح»، متوفي به سال 284 هـ.. ق، در مورد رود بهمنشير مي‌نويسد: «دجيل الاهواز ـ ثم تجري الاهواز ثم يمر في يصب في بحر فارس». و نيز، «قدامه بن جعفر» در رساله «الخراج» – كه آن را در سال 377 هـ .ق تاليف كرده است- در وصف رودهايي كه در اقليم پنجم قرار دارند به توصيف دجله و مسير آن پرداخته، در پايان مي‌نويسد: «رودخانه دجله از وسط بغداد عبور مي‌كند و سپس متفرق مي‌شود و بعد عبور مي‌كند به طرف بصره» و به دنبال آن، اين عبارت را ذكر مي‌كند : «ثم تمر الي ناحيه المذار ثم يصب الجمع الي بحر فارس»

    همچنين، «ابوعلي مسعودي» در مطالعات گسترده‌اش تاريخ و جغرافياي جهان همين شيوه و روال را پيگيري كرده است. او در توصيف فاصله بين بصره و عمان به مسقط مي‌رسد و سپس مي‌نويسد: «و من المسقط الي راس الجبل خمسون فرسخا و هذاآخر بحر فارس». و همين شيوه را «استخري» دنبال مي‌كند و در كتاب «مسالك الممالك» بارها از بحر فارس نام مي‌برد. براي پرهيز از طولاني شدن كلام به همين مختصر درباره اسناد تاريخي بسنده مي‌شود.

    لازم به يادآوري است كه از سال‌1560 ميلادي به بعد، در همه مكاتبات دولتهاي اروپايي كه به اين منطقه آمد و شد داشته‌اند (پرتقالي‌ها، فرانسوي‌ها، انگليسي‌ها و حتي آلماني‌ها) نام خليج فارس برده شده‌است. در روزنامه شرق مورخ 4 آذر 1383 چنين آمده است: «سازمان ملل متحد اولين بار طي يادداشت Uma DQ 311 به تاريخ پنجم مارس 1971 و بار دوم طي ياداشت Unla 4.5.8.2 مورخ دهم اوت 1984 نام رسمي درياي جنوبي ايران و شرق شبه جزيره عربستان را خليج فارس اعلام كرده است». در متحف الشارقه (موزه شارجه)، بر روي  نقشه بزرگ كروي و نيز در اطلس موجود عبارت «الخليج الفارسي» و انگليسي آن«  Persian Gulf» آشكارا ديده مي‌شود.

    نهضت آزادي ايران از مسئولان جمهوري اسلامي مي‌خواهد كه نسبت به اين رخداد مشكوك و نامبارك حساسيت ويژه نشان داده، اقدامات ديپلماتيك لازم در مذاكره با دولتهاي اروپايي و غيره انجام دهد. همچنين، نهضت آزادي ايران، ضمن حمايت و تاييد اعتراضات گسترده هموطنان ايراني در داخل و خارج كشور، از مردم فهيم و شريف ايران مي‌خواهد كه اجازه ندهند دولت‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي به بهانه مخالفت و مبارزه با دولت يا ملت ايران هويت تاريخي سرزمين‌هاي ايراني را تغيير دهند و موجب تشديد اختلافات بين كشورهاي منطقه  شوند.براي اين منظور، شايسته است كه از راههاي مناسب از مديران مؤسسه « نشنال جيوگرافيك » به طور جدي خواسته شود كه اين تحريف آشكار تاريخي را با ارائه توضيح لازم وسپس با انتشار اطلس اصلاح شده برطرف كنند. 

نهضت آزادي ايران