حضور دين در عرصه عمومی به معنای دخالت نهاد دين در نهاد حكومت نيست،
در سالهای گذشته امكان فعاليت از نيروهای ملی ـ مذهبی سلب شدهاست
محمد بستهنگار
يك فعال ملي-مذهبی ، گفت: همچنان كه بر هويت ملی و استقلال ايران پايبنديم، معتقديم كه با حذف مذهب از عرصه عمومی نمیتوان به دموكراسی حقيقی دست يافت.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، محمد بستهنگار كه عصر چهارشنبه در نشست ماهانه اعضای نهضت آزادی ايران تحت عنوان ” ما ايرانی، مسلمان و مصدقی” هستيم ، سخن میگفت ، به تشريح هويت نيروهای ملی-مذهبی پرداخت و گفت: بعد از جنگ ايران و روسيه سه گرايش در برخورد ايرانيان با فرهنگ و تمدن غرب ايجاد شد.
وی افزود : يك گرايش بر پذيرش بیچون و چرای فرهنگ غرب، تأكيد داشت و گرايشی ديگر در تقابل با گرايش اول بر رد بیچون و چرای فرهنگ و تمدن غربی صحه میگذاشت .
بسته نگار با تصريح بر اين كه گرايش سوم معقتد بود كه فرهنگ غربی را هم چون ديگر نظامات فرهنگی بايد در چارچوب فرهنگ خود بومی كنيم ، ادامه داد : مصدق و مدرس سردمدار اين گرايش در دوران پهلوی بودند .
اين فعال ملی ـ مذهبی با بيان اين كه مصدق معتقد بود كه هر ايرانی شرافتمندی بايد بر سه اصل “ايرانيت” ، “اسلاميت” و استقلال كشور تأكيد داشته باشد ، خاطر نشان كرد : پس از شهريور ٢٠ ، اين گرايش توسط بازرگانان و طالقانی رهبری شد.
وی افزود : مهندس بازرگان در زمان تأسيس نهضت آزادی ايران در توضيح هويت اين تشكل گفت ، ما ايرانی مسلمان و مصدقی هستيم و اين تفكری بود كه چند سال بعد توانست دكتر شريعتی را به جامعه عرضه كند .
به گفته بستهنگار در انقلاب سال 57 در كنار مرحوم امام كه رهبری سياسی اين انقلاب را بر عهده داشت ، نيروهای ملی مذهبی به عنوان رهبران فكری انقلاب فعاليت میكردند .
وی خاطر نشان كرد : اگر چه انقلاب نشأت گرفته از تفكر ملي-مذهبی بود ، اما پس از انقلاب و با استعفای دولت موقت تفكر ملي-مذهبی مورد هجمه قرار گرفت ، به طوری كه كتابهای مهندس بازرگان و دكتر شريعتی از كتابخانهها جمعآوری شد و حاميان اين تفكر امكان هيچ گونه فعاليتی را نداشتند.
وی افزود : در آن زمان عدهای معتقد بودند كه كسانی كه اعتقادات محافظهكارانه دارند ، بايد در جناح راست حاكميت و كسانی كه ديدگاه چپ دارند ، در جناج چپ حاكميت هضم شوند .
اين فعال ملي-مذهبی با تأكيد ويژگیهای اين جريان ، گفت : اين تفكر امكان ندارد در تفكرات ديگر حل شود . با وجود هجمههای سال های 59 و 60 اين تفكر توانست به راه خود ادامه دهد .
بستهنگار اعتقاد به حضور مذهب در عرصه اجتماعی و تأكيد بر هويت ملی و استقلال ايران را از اصول تفكر ملي-مذهبی دانست و خاطر نشان كرد : در سالهای اخير اين تفكر از يك طرف به وسيله كسانی كه به سكولاريزم معتقدند و حضور مذهب را در عرصه اجتماعی بر نمیتابند و از سوی ديگر به وسيله كسانی كه سخن گفتن از استقلال را مطابق با شرايط زمانی حاضر نمیدانند ، مورد انتقاد قرار گرفته است .
اين فعال ملي-مذهبی در پاسخ به انتقادهای روشنفكرانی نظير “رامين جهانبگلو” و “جواد طباطبايی” ، در تشريح ديدگاه روشنفكران دينی گفت: تفكر ملي-مذهبی و روشنفكری دينی معتقد به حضور دين در عرصه اجتماعی است ، اما اين با دخالت نهاد دين در نهاد قدرت متفاوت است .
بستهنگار با بيان اين كه برای اولين بار در سال 71 مهندس بازرگان مطرح كرد كه دين بايد از حكومت جدا باشد و نهاد دين نبايد در نهاد قدرت دخالت كند ، خاطر نشان كرد : در سال های اخير اين تفكر توسط روشنفكرانی نظير كديور ، علویتبار و حجاريان پيگيری شده است.
وی افزود : امروز بسياری از روشنفكران لائيك منصف در داخل كشور و همين طور روشنفكران غربی معتقدند كه دين را نمیتوان از عرصه عمومی حذف كرد.
اين فعال ملي-مذهبی در پايان با اشاره به كتاب موج سوم هانتيگتون بيان كرد : اين متفكر غربی در اين كتاب مذهب را يكی از عوامل موثر در حركت كشورها به سمت دموكراسی دانسته است.
