تازه دريافتند که با دشمن مي شود مذاکره کرد
محمد توسلي در گفتگو با روز آنلاين
بابک مهديزاده، ۵ فروردین ۱۳۸۵
رئیس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران از پذيرفتن پيشنهاد حکيم و آمريکايي ها درخصوص مذاکره ايران و آمريکا توسط مسئولين ايراني استقبال مي کند. محمد توسلي در گفتگو با روز آنلاین با اشاره به این مطلب گفت:
وضعيت ايران را در سال آينده چگونه پيش بيني مي کنيد؟
ابتدا بايد تحليل دقيقي از رويدادهاي داخلي و خارجي داشت. مي دانيم چنين تحليلي پيچيده است چه رسد به پيش بيني آن در کشوري مانند ايران كه رويدادها قابل پيشبيني نيستند. درهر حال اميدوارم که آينده وفق مراد ايران وايرانيان باشد و بهترين کار دعا كردن براي ايران در آستانه سال نو است.
مهم ترين مشکل ايران در سال آينده چيست؟
مشکل در داخل در رابطه با دولت جديد است كه حقوق اساسي ملت و حقوق بشر را با شعارهاي عدالت و مهرورزي بيش از گذشته ناديده مي گيرد. اين مشکلي است که ممکن است در سال آينده براي احزاب و مطبوعات و ساير نهادهاي مدني ادامه پيدا کند. اما بايد تلاش كرد اين مسايل ومشكلات در راستاي منافع ملي حل شود. منافع ملي به اين معني است که وقتي جامعه با يک خطر خارجي مواجه هست يطور طبيعي حاكمان بايستي به مردم رو بياورندو زمينه هاي وحدت و همدلي احزاب ،گروه هاي اجتماعي و آحاد مردم رافراهم سازند. بنابراين عقلانيت حكم مي كند که مسئولان در راستاي منافع ملي اين نوع موانع را از پيش روي مردم بردارند تا در سال آينده مردم با همدلي و همفکري بيشتري بتوانند در مقابل خطراتي که از خارج منافع ملي كشور را تهديد مي کند بايستند. در خارج هم پرونده هسته اي را پيش رو داريم که به شوراي امنيت رفته است . بايد کوشش شود با درايت و واقع بيني در راستاي منافع ملي اين مشکلات را حل کنند و نگذارند هزينه هاي بيشتري بر جامعه ما تحميل شود. بنابراين ما در سال آينده با دو مشکل اصلي مواجه هستيم. هم معضلات داخلي و هم تهديدات خارجي که با يکديگر در ارتباط هم هستند.
فکر مي کنيد چگونه مي شود مشکل تهديدات خارجي را حل کرد؟
با دو رويکرد مي توان با مشکل خارجي برخورد کرد. يکي ايجاد وحدت و انسجام داخلي، تا ملت با يکپارچگي بتواند در مقابل تهديدات خارجي مقاومت کند. اما تاموقعي که آزادي فعاليت احزاب و مطبوعات تامين نشود و مشکل تبعيض قوميت ها و اقليت هاي ديني پا بر جاست و حوادثي که مثلا در قم پيش مي آيد و ما نمي توانيم عقايد جمعي از دراويش مسلمان و شيعه را که در يک حسينيه خصوصي فعاليت مذهبي دارند تحمل کنيم و حقوق بشر و حقوق اساسي شهروندي را ناديده مي گيريم، وحدت و انسجام هم نميتواند به وجود آيد. در بخش خارجي هم توان ديپلماسي مان را بايد تقويت كرد. کساني که در اين مذاکرات هستند بايستي از توان و تجربه بيشتري براي مذاکرات برخوردار باشند و بتوانند در راستاي منافع ملي و واقعيت هايي که در منطقه و جهان ميگذرد ارتباطاتشان را تنظيم کنند. بنابراين هم توانايي تيم مذاکره کننده مطرح است و هم تدبير کسانيکه سياست گذاري مي کنند. اين مسئوليت خطيري است که شوراي امنيت ملي و ديگر نهادهاي مربوطه برعهده دارند که بايد ضمن حفظ منافع ملي با واقع بيني با مشکلات برخورد کنند تا ما مثل پارهاي از رويدادهايي که در گذشته داشتيم مثل مسئله اشغال سفارت آمريکا و جنگ تحميلي تصميمات غلطي نگيريم. در آن دوران هم مديريت هاي ما نتوانستند به موقع تصميم گيري کنند. بايد کوشش شود باتوجه به تجربيات گذشته بهترين راه حل را براي برون رفت از مشکل پرونده هسته اي پيدا كنند و مناسباتمان را با منطقه و کشورهاي موثر جهاني در راستاي منافع ملي تنظيم نمايند.
فکر مي کنيد با روندي که تاکنون طي کرديم اميدي باشد براي حل مشکلات؟
به هرحال تيمي که در حال حاضر مذاکره مي کند و مواضعي که دولت اعلام مي كند واقع بينانه نبوده است. ما در شرايطي نيستيم که بخواهيم به صورت نابرابر با دنيا و همه کشورهاي صنعتي مقابله کنيم. ما بايستي ارزيابي واقعي از نيروهايمان داشته باشيم و با توجه به واقعيت هاي داخلي خودمان مناسبتمان را تنظيم کنيم. اين روند، تا كنون روند مثبتي نبوده و متاسفانه به نظر نمي رسد ادامه اين روند منافع ملي مان را تامين کند.
خبرهايي درمورد گفت و گوي ايران با آمريکا ديده مي شود. تحليل شما در اين باره چيست؟
آقاي زلماي خليل زاد سفير آمريکا در عراق پيشنهاد داده بود که آمريکا با جمهوري اسلامي ايران در رابطه با مسائل عراق مذاکره کند که خبر در رسانه هاي خارجي و همچنين صداوسيماي ايران پخش شد ولي مقامات جمهوري اسلامي در اين رابطه ابتدا واکنشي نشان ندادند تا اينکه سيد محسن حکيم رهبر ائتلاف شيعيان عراق رسما از مسئولان جمهوري اسلامي ايران خواست به اين تقاضاي سفير آمريکا پاسخ مثبت دهند. متعاقب آن دبير شوراي امنيت ملي ايران آقاي علي لاريجاني پيشنهاد سفير آمريكا در عراق را پذيرفت. به هر حال اين انعطاف مسئولان را بايد گام مثبتي ارزيابي كرد چون بخشي از مشکلاتي که در منطقه داريم مي تواند از راه مذاکره حل شود. اين گام مثبتي است که ما بعد از 27 سال که هرگونه مذاکره با آمريکا را مردود مي شمرديم و پيشنهاد دهندگانش هم مورد تهمت وتعقيب كيفري واقع ميشدند و اصلا حرف از مذاکره با آمريکا جرم محسوب مي شد امروزخوشبختانه مسئولان پذيرفته اند كه حتي با دشمن هم مي توان مذاکره کرد. البته تيم مذاكره كننده بايد از تجربه كافي و توانايي لازم براي دفاع از منافع ملي را داشته باشد تا برخي از تجربيات تلخ گذشته تكرار نشود. در ضمن بايد ديد آيا بعد از مذاکره با آمريکا در مورد عراق مناسبات به گونه اي پيش خواهد رفت که بتوان در زمينه پرونده هسته اي نيز با آمريکا گفت و گوكرد. به هرحال نفس پذيرش مذاكره مستقيم را بايد مثبت ارزيابي كرد.
آقاي زلماي خليل زاد اخيرا گفتند که آمريکا قصد مذاکره با ايران در خصوص مسائل عراق را ندارد چون به آمريکا و ايران ارتباطي ندارد که درخصوص مسائل داخلي عراق تصميمي بگيرند. اين را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
من اطلاعي از اين خبر ندارم اما اين مطلب ممکن است واکنش جديدي از سوي جرياني در آمريكا باشد كه نمي خواهد جنگ وتنش در منطقه كاهش يابد و تمايلي به مذاکره و كاهش اختلافات ندارد. به نظر مي رسد اين روند مثبتي نباشد. ميدانيم كه اکثريت مردم عراق مسلمان و شيعه هستند و با ايران ارتباط فرهنگي و اجتماعي نزديکي دارند و ايران مي تواند همانگونه که در افغانستان نقش مثبتي ايفا کرد در عراق هم حضورش در مذاكرات مثبت و موثر باشد.
آيا مذاکره با آمريکا به سود نيروهاي دموکراسي خواه ايران است؟
مذاكره با آمريكا و حل مسئله پرونده هستهاي و ساير مسائل جاري در منطقه كه ثبات و استقلال و تماميت ارضي كشور را تضمين كند، در راستاي منافع ملي ما است و براي نيروهاي دموكراسي خواه ايران از اولويت برخوردار است. اين تصور كه آمريكا و كشورهاي اروپايي تسليم نظامهاي استبدادي و توتاليتر در ايران خواهند شد كاملاً بي اساس است زيرا منافع دراز مدت اين كشورها در منطقه با پيامدهاي اين گونه نظامها در تضاد استراتژيك است. به همين علت آمريكا براي ايجاد تحول در كشورهايي نظير مصر و عربستان و حاشيه خليج فارس پيگيري ميكند. در چنين شرايطي نيروهاي دموكراسي خواه ايران نيز ميتوانند در راستاي تقويت فرآيند دموكراسي بومي و درونزا عمل كنند.
اين تحليل وجود دارد که با مذاکره ايران مي تواند با دادن امتيازاتي فشار آمريکا را از حقوق بشر بر روي ايران کم کند. آيا اين تحليل درست است؟
به نظر من اين تحليل درست نيست. زيرا اگر آمريكا و كشورهاي اروپايي نسبت به نقض حقوق بشر در كشورهايي مثل اسرائيل لااقل سكوت اختيار ميكنند – اگر چه سازمانهاي حقوق بشر هرگز بيتفاوت نبوده و جنايات آنان عليه ملت مظلوم فلسطين را به شدت محكوم كردهاند – اما چنين مناسبت هايي با ايران وجود ندارد. زمينههاي رعايت حقوق بشر در فرهنگ ايراني و اسلامي و قانون اساسي وجود دارد و سازمانهاي جهاني نيز از مدافعان حقوق بشر در ايران دفاع خواهند كرد.
با شناختي که از مذاکره کنندگان ايراني داريم آيا آن ها حاضرند به خواسته هاي آمريکا در باره مسائل حقوق بشر تن دهند؟
بدون ترديد اگر پرونده هستهاي ايران به نحوي فيصله پيدا كند، پرونده حقوق بشر در ايران مفتوح خواهد بود. اگر مسئولان ايران نحواهند تسليم مطالبات تاريخي ملت ايران يعني آزادي و حقوق بشر بشوند، حتماً در شرايطي كه آمريكا نيز به گرفتن امتيازاتي در خصوص نقض حقوق بشر ايران حساسيت نشان ندهد، مدافعان حقوق بشر در ايران، مطالبات خود را پيگيري خواهند كرد.
آيا آمريکا حاضر است از شعارهاي دموکراسي خواهانه اش دست بردارد و امتيازات ديگري بگيرد؟
بدون ترديد آمريكا و كشورهاي اروپايي به دنبال منافع دراز مدت خود در منطقه هستند. ثبات و توسعه پايداربدون دموكراسي و مشاركت دادن واقعي مردم در اداره جامعه حاصل نميشود. مدافعان دموكراسي و حقوق بشر در ايران در راستاي مطالبات تاريخي ملت اين ارزشها را كه نياز استراتژيك ايران براي رفع موانع توسعه همه جانبه و پايدار ميباشد، با تاكيد بر فرهنگ بومي ايران اسلامي پيگيري مي كنند.
آيا دموکرات کردن کشورهاي منطقه هم جز برنامه هاي اصلي آن هاست. مخصوصاً بعد از 11 سپتامبر؟
ريشهيابي علل اقدامات تروريستي و توسعه آن در سطح جهاني به خصوص بعد از رخداد 11 سپتامبر نشان ميدهد كه از درون تفكر طالبانيسم روشهاي القاعده حاصل شده است. زمينههاي فرهنگ خشونت و ترور در اين نحله فكري در كشورهاي اسلامي اعم از سني و شيعه وجود دارد. بنابر اين همانگونه كه قبلاً توضيح داده شده نوعي از دموكراتيزه شدن كشورهاي منطقه جزو برنامههاي راهبردي آمريكا د رمنطقه است. مهم اين است كه از اين روند بر اساس ارزشهاي فرهنگي و بومي براي تحقق دموكراسي پايدار كه فرآيندي طولاني را طلب ميكند، استفاده شود.
آيا آمريکا به خاطر همين منافع خودشان هم که شده به دنبال دموکراسي در ايران نيستند؟
همانگونه كه گفته شد برنامه دراز مدت آمريكا و كشورهاي صنعتي در منطقه براي تأمين منافع خود،تامين ثبات و آرامش است. راهكارتحقق اين شرايط دموكراتيزه شدن اين كشورها است. با حضور نظامهاي استبدادي و توتاليتر ايجاد نظامهاي دموكراتيك حتي در سطح مورد نظر آمريكا قابل تحقق نيست. به همين علت با فشار آمريكا، ساختارهاي سياسي كشورهاي منطقه در حال تحول است. نيروهاي اصيل ملي و اسلامي با درك درست از تحولاتي كه در سطح منطقه در حال شكلگيري است، ضروري است با توجه به تجربه مبارزات يكصد ساله ملت ايران و دستاوردهاي آن در انقلاب اسلامي سال 57 و تجربيان 27 سال بعد از انقلاب به وظايف ملي و ديني خود عمل كنند.
