محسن رضایی هم به حقانیت سخنان بازرگان و نهضت آزادی پی برد، محمد جواد اکبرین در کانال تلگرام خود نوشت

محسن رضایی هم به حقانیت سخنان بازرگان و نهضت آزادی پی برد

محمد جواد اکبرین در کانال تلگرام خود نوشت

محسن رضایی دیشب در شبکه‌ی خبر تلویزیون گفته: ««بعد از خرمشهر باید جنگ را متوقف می‌کردیم و وارد خاک عراق نمی‌شدیم… اگر دوباره برگردیم بر سر مرز خرمشهر و بصره حتما می‌گویم که باید فرصت داد. چون اگر این کار را می‌کردیم از بُعد سیاسی می‌توانستیم اکنون به آن استناد کنیم».» سخن از سال شصت‌ویک و روزهایی‌ست که سردار غلامعلی رشید (از فرماندهان وقت سپاه) در خاطراتش می‌گوید: «بعد از عملیات موفق و پیروزمند بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر، استکبار جهانی و ارتجاع منطقه که تمام نقشه‌های خود را در پشتیبانی از صدام برباد رفته می‌دید، احساس خطر کرد… و صدام برای پذیرش صلح و عقب‌نشینی از مناطق غربی ایران اعلام آمادگی کرد» (امام و دفاع مقدس. صفحه‌ی شانزده). دقیقا همان روزها یعنی سی‌وچهارسال قبل‌از دیشبی که محسن رضایی حسرت بخورد که «اگر دوباره برگردیم بر سر مرز خرمشهر…»، مهندس مهدی بازرگان (نخست‌وزیر دولت موقت که به دلیل صراحت و صداقت‌اش مغضوبِ نظام شده بود) پیشنهاد «توقف جنگ» را مطرح کرد اما متوهمانی که گمان می‌کردند «راه قدس از کربلا می‌گذرد» نه به آن پیشنهاد روی خوش نشان دادند و نه به هشدارهای بعدی. دفتر آیت‌الله خمینی نه به تقاضای او و دوستانش برای «دیدار خصوصی با امام» پاسخ مثبت داد و نه به تلگرام‌های‌شان. سالها بعد در حالی که جنگ همچنان ادامه داشت «نهضت آزادی» در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله خمینی به او یادآوری کرد «استحضار داريد كه نهضت آزادی پس از فتح خرمشهر و پايان پيروزمندانه‌ی مرحله‌ی دفاعی، هميشه عليه تعدی و تداوم جنگ در خاك عراق و خودداری از توجه به فرصت‌های طلايی هشدار می‌داده… شما می‌توانستيد هم در آن موقع و هم حالا پيشنهادهای صلح و پايان جنگ را كه از جانب همسايگان و دوستان مسلمان و غير مسلمان به عمل می‌آمد با حسن نيت بررسی كرده، ايراد و اشكالش را برطرف ساخته، پيشنهاد متقابل معقول عرضه می‌كرديد». بگذریم… همین روزها در خبرها خواندیم که «درّی نجف‌آبادی» که الان نماینده‌ی ولی فقیه است و پیش‌تر هم وزیر اطلاعات و دادستان کل کشور بوده، به قتل زهرا کاظمی (خبرنگار ایرانی.کانادایی) و سایر «خودسری»های سعید مرتضوی اشاره کرده؛ آیا اگر همان سالِ هشتاد و دو، صدای منتقدان شنیده می‌شد و مرتضوی پس از قتل زهرا کاظمی مهار می‌شد و ترفیع درجه نمی‌گرفت نوبت به کهریزکِ هشتادوهشت می‌رسید؟