با پاسداري از اصول و آرمان‌هاي اصيل انقلاب سالروز بيست و دوم بهمن ماه ٥٧ را گرامي مي‌داريم تاريخ: ٢٣/١١/٧٩

title

  شماره: 1740

  تاريخ:23/11/1379

با پاسداري از اصول و آرمان‌هاي اصيل انقلاب

سالروز بيست و دوم بهمن ماه ٥٧ را گرامي مي‌داريم

  با گذشت بيست و دو سال از انقلاب شكوهمند و بي‌نظير ٢٢ بهمن ١٣٥٧ و انقراض نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي، هنوز شعله‌ها و شعارهاي آزادي‌خواهانه و عدالت‌طلبانه آن در دل‌هاي مردم زنده است و با اميد تحقق واقعي آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي تلاش مي‌كنند٠

  شايسته است ضمن تبريك و بزرگداشت سالگرد اين انقلاب مردمي و عظيم قرن، به روند تحولات و چالش‌ها و مسايل و مشكلاتي كه مردم ما براي تحقق آن از نخستين روزهاي پيروزي تا به امروز با آن روبرو بوده و راه و بيراهه‌هايي را كه پيموده‌اند نظري بيفكنيم و موقعيت و شرايطي را كه اكنون جامعه ما براي رسيدن به آرمان‌هاي انقلاب در آن به سر مي‌برد تحليل كنيم٠

  بي‌ترديد انقلاب اسلامي ايران تجلي اراده و عزم تاريخي ملت براي تحقق آرمان‌هاي انساني و ارزش‌هاي والاي اخلاقي و آزادي‌خواهي و عدالت‌خواهي بود و به ثمر رسيدن آن انقلاب در نخستين مرحله‌ ضربات سختي بر پيكر استبداد و استعمار وارد آورد و ملت را از زير يوغ سلطه اجانب و استبداد چند هزار ساله خارج كرد٠

  اين انقلاب فرايند يك قرن تلاش و جانفشاني اقشار و گروه‌هاي مختلف، از زن، مرد، پير، جوان، شهري و روستايي بود كه در برابر سلطه استعمار و استبداد ايستادند و همه‌ گونه سختي و رنج را تحمل كردند و در نهايت به موفقيت قاطعي دست يافتند٠ مردم ما در آغاز قرن بيستم استبداد قاجار را از پاي درآوردند و نظام استبدادي را به نظامي مشروطه تبديل كردند، كه خود قدمي موثر در جهت مردم‌سالاري بود، اما متاسفانه توطئه‌هاي پي در پي خارجي و اختلافات و درگيري‌هاي داخلي، موجب فراموشي و غفلت از آرمان‌هاي مشروطيت و زمينه‌ساز روي كار آمدن رضاخان و ديكتاتوري نظامي گرديد٠ به اين ترتيب پس از خيزش آغاز قرن، بيست سال تحقق آزادي ملت و پروژه نظام مردم‌سالاري در كشور به تاخير افتاد٠

  با سقوط ديكتاتوري بيست ساله و تبعيد رضا شاه در شهريور ١٣٢0، بار ديگر موج هيجان و شوق و شادماني رهايي از استبداد بالا گرفت و احساس آزادي در مردم زنده شد و احزاب و گروه‌ها و شخصيت‌هاي وطن‌خواه به حركت درآمدند تا سرانجام در اواخر دهه ٢0، با آزادي‌هاي محدودي كه اقليت مجلس پيدا كرده بود، توانست با تكيه بر پشتيباني قاطبه مردم، به رهبري دكتر محمد مصدق پيشواي نهضت ملي ايران نفت را ملي كند و در برابر استبداد شاه و نفوذ اجانب و توطئه دربار بايستد٠ لايحه ملي شدن صنعت نفت بر اكثريت خود فروخته مجلس تحميل گرديد و پس از ٥0 سال غارت منابع كشور، اين سرمايه خداداد، ملي شد٠

  در دوره ٢٧ ماهه حكومت ملي دكتر مصدق، ملت نه تنها با غرور و افتخار در برابر بزرگترين قدرت استعماري قرن ايستاد و از امپراطوري بريتانياي كبير خلع يد كرد، بلكه در جهت تحقق دموكراسي واقعي و عدالت اجتماعي و خودكفايي اقتصادي نيز قدم‌هاي موثري برداشته شد٠

  اين بار نيز متاسفانه، توطئه دربار و عمال استعمار و اختلافات داخلي زمينه‌ساز كودتاي ننگين ٢٨ مرداد ٣٢ شد و بار ديگر ثروت‌هاي خدادادي توسط بيگانگان به يغما رفت و دوران سركوب و خفقان و اعدام و زندان و شكنجه و تبعيد آغاز شد، روزنامه‌هاي آزاد و احزاب مستقل تعطيل گرديد و سايه ساواك و حضور ارتش سركوب‌گر بر همه جا سايه‌افكن شد، اما به رغم كساني كه كشور را ترك كردند و آن‌ها كه بي‌تفاوت ماندند يا تسليم شدند، گروه‌ها و شخصيت‌هاي وطن‌خواه و آزادي‌طلب نيروي مقاومت مردم را مخفيانه بسيج كردند و نهضت مقاومت ملي از همان فرداي ٢٨ مرداد شكل گرفت و مردم را به مبارزه منفي و عدم تسليم در برابر دولت كودتا دعوت كرد٠ تا سرانجام در سال ١٣٣٩، جبهه ملي ايران، احزاب و گروه‌هايي كه به آرمان‌هاي استقلال و آزادي و ملي شدن صنعت نفت وفادار مانده بودند، مبارزه علني و سازمان يافته خود را شروع كرده و به افشا‌گري عليه دربار و فساد پرداختند و بار ديگر مبارزات شدت گرفت٠

  در سال ١٣٤0 نهضت آزادي ايران به رهبري مهندس مهدي بازرگان، آيت‌الله طالقاني و دكتر سحابي و جمعي ديگر از مسلمانان صاحب درد به عنوان يكي از راديكال‌ترين احزاب، به سازماندهي عليه ديكتاتوري پرداخت و پيكان حمله را مستقيما به سمت شاه نشانه گرفت٠ اين حزب كه در اندك مدتي مورد اعتماد اقشار مختلف، به خصوص جوانان و دانشگاهيان و روشنفكران و روحانيون قرار گرفته بود، به زودي نگراني عمال استبداد را فراهم ساخت و هنوز دو سال از تاسيس آن نگذشته بود كه سران آن به زندان افتاده و در دادگاه‌هاي نظامي محاكمه و به زندان‌هاي بلند مدت و تبعيد (به برازجان) محكوم شدند، اما آتش مبارزه همچنان شعله‌ور باقي ماند و مخالفت و مقاومت مردم نيز به اوج رسيد٠

  در ١٥ خرداد ٤٢ پشتيباني و تاييد مردم از آيت‌الله خميني و مقاومت آن‌ها در برابر ديكتاتوري، منجر به كشتار و قتل‌عام توده مردم و سركوب نهضت و تبعيد آيت‌الله خميني به تركيه شد٠ اما مقاومت همچنان ادامه يافت و به تدريج حالت تهاجمي و تعرضي به خود گرفت٠ شاه عليرغم طرح انقلاب سفيد! و توسل به ترفند‌هايي نظير اصلاحات ارضي، مواجه با جنبش مسلحانه و مبارزات زيرزميني و اعتراضات گسترده دانشجويان در داخل كشور و سراسر جهان گرديد٠

  در اوايل دهه ٥0 حضور دكتر شريعتي در صحنه مبارزه و روشنگري‌ها و تحليل‌هاي جامعه‌شناسانه او از شرايط فرهنگي، اجتماعي و سخنراني در حسينيه ارشاد و نيز استفاده از تريبون‌هاي دانشگاهي، سطح تفكر و انديشه انقلابي و اسلامي را ارتقا بخشيد و سراسر ايران را به مراكز تجمع دانشجويان و مبارزات علني عليه دستگاه ديكتاتوري تبديل كرد٠ در حقيقت سال‌هاي ٤٨ تا ٥٢ را بايد نقطه عطف مبارزات ملي و اسلامي و شكل‌گيري افكار و جهت‌يابي و ارتقاء ايدئولوژيك مبارزه به سمت انقلاب به شمار آورد، در اين دوران خودآگاهي اجتماعي، بازيابي ارزش‌هاي تحول‌آفرين، شهادت‌طلبي و روحيه ايثار قوت گرفت و انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در سراسر ايران و خارج از كشور به بستر مبارزات ملي و اسلامي تبديل شد٠ با شهادت دكتر شريعتي در خرداد ٥٦ سراسر ايران آماده قيام و انقلاب و به يك انبار باروت مبدل شده بود٠ مردم آگاهانه به يك تغيير ساختاري در نظام سياسي اجتماعي و فرهنگي ايران فكر مي‌كردند٠ در چنين شرايطي شعله‌هاي انقلاب از دل‌ها به كوچه‌ها، شهرها و روستاهاي سراسر ايران گسترش يافت و نهايتاً در سال ١٣٥٧ اكثريت قاطع مردم با شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي به اين حركت پيوستند٠

  مبارزات همه جانبه و وسيع مردم به خاطر آزادي و نفي ديكتاتوري و تحقق ارزش‌هاي والاي اسلامي، نه فقط در شعارهاي آن‌ها بلكه در وعده‌هاي رهبران انقلاب و شخص امام خميني در سراسر دنيا طنين افكند و بدينسان يك انقلاب عظيم مردمي براي تحقق مردم‌سالاري و ارزش‌هاي اخلاقي و ايفاي حقوق مردم به ثمر رسيد٠

  اكنون با اندكي تامل مي‌توان ملاحظه كرد كه اين مبارزه و فداكاري و مقاومت طولاني تا پيروزي انقلاب با چه هدفي دنبال شده است و چرا خيانت به قانون اساسي، خيانت به فداكاري‌ها و خون‌هايي است كه طي يكصد سال بر زمين ريخته شد٠ اين ميراث نسل‌هاي متوالي و محصول تلاش مبارزان راه آزادي و اقشار مختلف مردم است كه با بهره‌گيري از تجربيات نسل‌هاي متوالي، انقلاب اسلامي را تحقق بخشيده است٠

  با كمال تاسف از همان فرداي انقلاب پس از پيروزي بر ديكتاتوري شاه و طرد استعمار، شاهد ادعاها و تمايلات انحرافي گروه‌ها و ايدئولوژي‌هاي مختلف ديني و غيرديني براي قبضه كردن قدرت و تملك انقلاب و دستاوردها و امكانات آن بوديم، عده‌اي انقلاب را به سان غنيمتي تصور كرده و مي‌كنند كه همچون مائده آسماني بايد به غارت آن بپردازند و بر دستاوردهاي يكصد سال مبارزه مردم، چوب حراج بزنند و تمامي منافع و سرمايه‌هاي ملي و امكانات و نيروي انساني آن را تصاحب نمايند٠

  امروزه بي‌اهميت نشان دادن يكي از اركان اصلي نظام يعني جمهوريت از سوي برخي افراد و جناح‌هاي انحصار‌طلب و مطلق‌گرا، سكه رايج شده و تمامي دستاوردهاي مردم به باد تمسخر گرفته مي‌شود٠ با راي مردم بازي مي‌شود و مردم‌سالاري زير سوال مي‌رود! حتي اصلاحاتي كه مردم به آن راي داده‌اند انكار مي‌شود و آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي منجمله آزادي مطبوعات و آزادي فعاليت احزاب و تصميم‌گيري و دخالت مجلس به هيچ انگاشته مي‌شود٠ جالب اين است كه پرچم مخالفت با جمهوريت و مردم‌سالاري را امروز كساني بر دوش مي‌كشند، و جمهوريت را در برابر ديانت قرار مي‌دهند كه در دوران انقلاب يا از مخالفين بوده‌اند يا كمترين نقش را داشته‌اند!

  اينك با گذشت ٢٢ سال از انقلاب، مردم ما با سركوب آزادي‌ها، تعطيل روزنامه‌ها و مجلات، بهره‌برداري يكسويه از نهادهاي تبليغاتي، نقض بي‌طرفي قوه قضاييه به زيان نظام مردم‌سالاري و تهديد و خشونت و ترور روشنفكران از سوي گروه‌هاي خشن و تماميت‌خواه روبرو هستند٠

  اين بحران‌ها در حالي صورت مي‌گيرد كه پس از راي يكپارچه مردم به اصلاحات و انتخاب قاطع آقاي خاتمي در خرداد ٧٦ و اصلاح‌طلبان در مجلس شوراي اسلامي، مبارزه عليه آزادي و جمهوريت و مردم‌سالاري و اصلاحات اساسي، شدت گرفته است٠ در واقع با آغاز اصلاحات و مشاركت مردم و توسعه دموكراسي، معارضه با اين حركت شدت بيشتري يافته است٠ رياست جمهوري از همان آغاز «آزادي»، «قانون‌گرايي» و «جامعه مدني» را شعار خود قرار داد و توانست با طرح اين مطالبات كه به دست فراموشي سپرده شده بود، خواست و آرزوي ملي را كه آرمان تاريخي مردم نيز بود متبلور سازد در حالي كه برخي محافل از «حكومت عدل اسلامي» به جاي «جمهوري اسلامي» سخن مي‌راندند٠

  گروه‌ها و محافلي كه زمام قدرت ديني و دنيوي را در انحصار خود دارند حق شهروندي براي كسي قائل نبوده، «اصلاحات» سياسي را كه يكي از ضرورت‌هاي زمان است برنمي‌تابند و به عناوين مختلف و با لطائف‌الحيل و استفاده از همه وسايل و امكانات در راه اصلاحات مانع ايجاد مي‌كنند٠ گفتگو از آزادي‌هاي سياسي مصرح در قانون اساسي را مرادف با بي‌بندوباري و آزادي‌هاي جنسي مي‌شمرند٠ درست در زماني كه «اصلاحات سياسي» جايگاه خود را در جامعه باز كرده و قدم‌هاي موثري در راه گشودن فضاي فرهنگي و مطبوعات برداشته مي‌شود و انتخابات شوراهاي اسلامي و انتخابات مجلس ششم مي‌رود تا راه را براي اصلاحات بگشايد؛ مبارزه همه‌ جانبه‌اي از سوي برخي نهادهاي رسمي و نيمه رسمي با تبليغات تند و ناروا عليه اصلاحات و شخص آقاي خاتمي شروع مي‌شود و محافل بسته و متحجر و متعصب مذهبي را به خشونت و حمله و هجوم به اشخاص و روزنامه‌ها تشويق مي‌كنند و تعداد زيادي از روشنفكران مذهبي، نويسندگان و روزنامه‌نگاران را به بهانه‌هاي مختلف به زندان‌هاي طويل‌المدت محكوم مي‌نمايند٠

  بديهي است در چنين شرايطي كه اقتدارگرايان با بهره‌گيري از ساختارهاي نامرئي قدرت به اصلاحات پشت پا مي‌زنند و دايره انحصار «خودي» و «غيرخودي» به شدت تنگ مي‌شود و با دانشجو و صاحبان خرد و دانش به ستيز برمي‌خيزند، جامعه هر چه بيشتربه سمت بسته شدن پيش‌مي‌رود، تسامح و انعطاف و عدالت محو مي‌شود، تا جايي كه هويت و شخصيت افراد نيز مورد تعرض و تهاجم قرار مي‌گيرد٠

  چنين جامعه‌اي هم از اسلاميت فاصله مي‌گيرد، هم از جمهوريت و هم از حقوق انساني٠

  واكنش طبيعي چنين وضعي، عدم احساس مسووليت در جوانان، توسعه انواع آسيب‌ها و انحرافات اجتماعي، دين‌گريزي، بي‌اعتمادي نسبت به دين و دينداران، نا‌هنجاري، كم‌كاري، كاهش اعتماد به نفس، خود سانسوري، فساد و بي‌عدالتي است كه به صورت نگران‌كننده‌اي جامعه را فرا مي‌گيرد٠

  تحميل عقايد و باورهاي سنتي با شيوه‌اي جزمي و تحكم‌آميز و ممانعت از هر گونه انديشه‌ورزي و جلوگيري از انتقاد، جامعه را به تعطيل تعقل سوق مي‌دهد و ضديت با نظام به صورت علني و غيرعلني رشد مي‌يابد٠

  نهضت آزادي ايران، در آستانه بيست و سومين سال انقلاب اسلامي و در يوم‌الله ٢٢ بهمن، به تمامي قدرت‌طلبان هشدار مي‌دهد كه از تاريخ عبرت بگيرند، و از خدا بترسند و حقوق مردم را به تمامه به رسميت بشناسند، بگذارند ملتي كه انقلاب به آن عظمت را به ثمر رسانده است، خود درباره سرنوشت خويش تصميم‌ بگيرد٠

  نهضت آزادي ايران از قوه قضاييه مي‌خواهد استقلال و بي‌طرفي كامل را، آن طور كه در قانون اساسي پيش بيني شده است، حفظ نمايد و با احتراز از هر عملي كه شائبه مقابله و ضديت با آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و حقوق ملت بر آن برود، روح قانون اساسي و انقلاب اسلامي را كه مبتني بر مردم‌سالاري است حفظ كند٠ ما خواستار آنيم كه روشنفكران، نويسندگان و روزنامه‌نگاران و تمامي كساني كه به خاطر آزادي بيان و انديشه به زندان افتاده‌اند سريعا آزاد گردند و از روزنامه‌هايي كه به دستور قوه قضاييه بسته شده رفع توقيف به عمل آيد٠

  از رياست جمهوري آقاي خاتمي و مجلس اصلاحات مي‌خواهيم كه در برابر فشار رانت‌‌خواهان و انحصارطلبان تسليم نشوند و با تكيه بر سوگندي كه ياد كرده‌اند، به تمامه از حقوق مردم و آزادي‌هاي اساسي مصرح در قانون اساسي دفاع كنند٠

  در سالروز برگزاري بيست و دوم بهمن، روز انقلاب، از تمامي مردم مبارز و رنج‌كشيده ايران اسلامي مي‌خواهيم كه هوشيارانه در صحنه باقي بمانند و با پاسداري از اصول و آرمان‌هاي اصيل انقلاب نگذارند ميراث مبارزات چند نسل مردم اين كشور كه با آرمان آزادي و تحقق جامعه مدني و ايفاي حقوق مردم انجام پذيرفته است، به يغما رود و دموكراسي از جامعه رخت بربندد٠

نهضت‌ آزادي ايران