بيانيه دانشجويان مسلمان دانشگاه تهران با توطيه‌های رژيم و ماركسيست‌ها چگونه مقابله كنيم؟ زمستان ١٣٥٤

 

بيانيه دانشجويان مسلمان دانشگاه تهران

باتوطيه هاي رژيم و ماركسيست ها چگونه مقابله كنيم؟

در سالهاي خجسته ٥0 در آن هنگاميكه مجاهدان كبير مسلمان پنجره هاي تازه اي را با افقهاي بازتر، بروي خلق مسلمان ايران ميگشودند، نوكران امپرياليسم بين المللي همگام با توسعه بخشيدن به ظرفيت پليسي خود و با استفاده از مغزهاي فروخته شده يك عده روشنفكر كژدم صفت اقدام به توسعه كمي وكيفي توطيه هاي ديگر خود بر عليه خلق ستم‌كشيده و مسلمان ما و نيروهاي پيشتاز مسلح كردند. گسترش روز افزون اين توطيه ها كه توسط حيوانهاي متفكري نظير جعفريان ها، نيكخواه ها، قاسمي ها، لاشايي ها، (اين طرفداران دو آتشه سابق ديكتاتوري پرولتاريا) شكل گرفته داراي ابعاد گسترده اي است كه مرز هاي آن از برنامه هاي وسايل ارتباط جمعي گرفته تا توطيه هاي ساواك براي مغز شويي زندانيان و نيز تفرقه افكني بين نيروهاي پيشتاز و توده گسترش دارد. متاسفانه گروه هاي ماركسيستي با خطاهاي هولناك خود (ضربه زدن و متلاشي كردن سازمانهاي اسلامي، افشاگري در برابر پليس، كشتن رفقاي همرزم مسلمان و تبليغات زهر آگين و پر از دروغ در تمام سطوح ممكن) در چند سال اخير كمك بسزايي براي تحقق اين توطيه ضد خلقي و ضد نيروهاي اسلامي نموده اند.

 قرار داد نوشته نشده رژيم خونخوار با ماركسيست ها براي سركوبي نيروهاي اسلامي بهر شكل ممكن در سالهاي اخير يك استثناءنيست بلكه رجعت بتاريخ ٥0 ساله اخير نشان ميدهد كه اين موضوع از قيام ميرزا كوچك خان تا كنون بصورت قانوني نامدّون وجود داشته است و همواره نيز وجود خواهد داشت. موضع گيري صحيح و قاطع در مقابل توطيه هاي رژيم سفاك و ضربه هاي ماركسيست ها براي مسلمانان نه تنها ضروري بلكه مسيله زندگي است. با توجه به نقشه هاي گسترده رژيم در روبرويي با نيروهاي انقلابي اسلامي و روند اجرايي آن چه در زندان (مخصوصاً در دو سال گذشته) و چه در بيرون ميتوان هدفهاي زير را تشخيص داد:

1 ـ رودر رو قرار دادن نيروهاي مبارز و انقلابي مسلمان و ماركسيست ها و در نتيجه غفلت از دشمن و احياناً سازش با آن (در بازجوييهاي اخير از مسلمانان، دژخيم هاي ساواك مسلمان تر از خود آنها شده اند.

2 ـ جدا نمودن گروههاي پيشتاز انقلابي و بازوهاي مسلح انقلاب اسلامي از خلق مسلمان ايران با ايجاد تشكيك به مباني اعتقادي اين پاكباختگان جان بر كف، در نتيجه خشكاندن ريشه هاي مردمي اين خيزش مانند حركت هاي ماركسيستي

٣ ـ ايجاد تفرقه بين گروههاي مترقي اسلامي در سطوح مختلف بخصوص روحانيون با يكديگر و با مجاهدين

مسلمان و روشنفكران و دانشجويان پيشرومسلمان، وشمردن خيانت هاي ماركسيست ها بر عليه مسلمانان و بر ملا كردن روش ضد اخلاقي آنان براي تعميم بدبيني به مجاهدين اصيل.

٤ ـ تزريق راست گرايي، محافظه كاري، ارتجاع، سطحي نگري در مسايل ايديولوژيك با ايجاد هراس از نوآوري ونوزايي بخصوص توسط روحانيون مرتجع.

اما سياست ماركسيست ها در مقابل گروههاي مترقي اسلامي در تمامي كشورهاي مسلمان جهان بيك اصل برميگردد، ماركسيسم، اسلام را چون رقيبي پر توان مي بيند كه در شكوفايي انقلابي خود بعلت ريشه هاي عميق خويش در ميان توده مسلمان و جذب آنها بسمت خويش ماهي ماركسيسم را در خشكي بي آبي به لاشه اي متعفن بدل ميسازدو براي همين هم هست كه مثلا گروه حبش در لبنان گروههاي شيعي حركه المحرومين و امل را براي نهضت فلسطين (و فلسطين يعني گروه ژرژحبش) خطرناكتر از اسراييل بشمار مي آورد. هر چند گروههاي مذكور بزرگترين رقم شهيدان را در جنگ بر عليه فالانژيست ها داشته باشند. سيوال را تكرار ميكنيم، با توطيه نوكران امپرياليسم چگونه مقابله كنيم؟ با توطيه ماركسيستها چگونه روبرو شويم؟ ما راههاي زير را موثر مي يابيم:

1 ـ تلاش پيگير در راه وحدت عقيده و وحدت عمل بين تمام نيروهاي پيشرو مسلمان و احتراز جدي از تفرقه و اختلاف (در اين زمينه مخصوصا روحانيون مترقي مسووليت سنگين تري دارند)

2 ـ طرد راست گرايي، ارتجاع، محافظه كاري، سطحي نگري و هوشياري در مقابل عوامل سطحي نگر كه چه بسا ناخودآگاهانه در برهه كنوني ندايشان در دعوت به تحجرو در جا زدن (در قالب وااسلاما گفتن ها و سينه چاك كردن ها) نداي ساواك باشد.

٣ ـ  اعتقاد باين مسيله كه در مقابله با رژيم يا بايد چكش بود يا سندان اگر ضروري است كه بازوي انقلاب اسلامي چون چكشي سهمگين بر عليه رژيم سفاك در آيدنبايد چون گذشته سنداني در مقابل ضربه هاي ماركسيست ها گردد.

٤ ـ  پيشروي هر چه بيشتر و شجاعانه تر در راه روشن كردن و ارايه دادن ايديولوژي انقلابي اسلامي بر پايه تجربيات انقلابي سالهاي اخير.

٥ ـ تحريم كامل ماركسيسم در هر سطح و هر موقعيت و هر مقطع زماني، ضربات سالهاي اخير بايد آخرين از نوع خود باشد.

٥ ـ برخوردي نقدآميز از تمامي تجربيات و تيوريهاي علمي مكتب هاي مترقي اجتماعي جهان با هر مسلك و هر نوع جهان بيني بشرط اولويت دادن قرآن در هر تعليم و تعلم ايديولوژيك.

7 ـ در تاريكي نگهداشتن دشمن و نيز ماركسيست ها در هر سطح عملياتي و زنده كردن تقيه در مفهوم انقلابي آن.

8 ـ تلاش در راه استحكام پيوند بين توده هاي مسلمان و نيروهاي پيشتاز بدون ترس از مرتجع ها، گوشه نشين ها و ترسوها، از طريق ارايه محتوي عميق و مردمي ايديولوژي انقلابي اسلامي.

9 ـ عبور از مرحله اخلاق ايستا كه بساده لوحي مي انجامد به اخلاق پويا (زيركي در مقابل شرايط) در روبرويي با رژيم و ماركسيست ها

10 ـ مشغول نگشتن با ماركسيست ها و درنتيجه غفلت از حيله هاي رژيم.

11 ـ ياد و يادآوري مداوم و موكدنامهاي پاك شهيدان راه خدا همچون حنيف نژادها، سعيد محسن ها، بديع زادگان ها، رضايي ها و صادق ها بعنوان كسانيكه با نثار خونهاي خود در روي آسفالت خيابانها و يا پايه هاي ميدان تير خوني تازه در رگهاي خلق مسلمان ايران بجريان انداختند.

12 ـ بردن پيام شهادت اين شهيدان عزيز به ميان توده با هر شكل ممكن.

دانشجويان مسلمان دانشگاه تهران

 زمستان 1٣٥٤