بيانيه پيرامون آدم‌ربايی در بهشت‌زهرا تاريخ: ٢٨/٢/٦٥

title

بيانيه پيرامون آدم ربائي در بهشت زهرا

ملت شرافتمند ايران:

  در قلعه مخروبه و متروكه‌اي واقع در 30 كيلومتري جاده تهران قم، آدم رباياني كه نُه تن از سران و اعضاي نهضت آزادي را به اسارت گرفته بودند در حاليكه با چشمان بسته آنان را آزار و شكنجه مي‌دادند بازجوئي خود را شروع كردند!… آنها حتي رعايت 82 سال سن و سوابق كساني همچون دكتر سحابي را كه صرفاً به قصد قرائت فاتحه‌اي بر مزار مرحوم طالقاني در بهشت زهرا حاضر شده بود نمي‌كردند و با فحش و ناسزا و ضرب و شتم سئوالات و ايرادات نامربوطي مطرح مي‌ساختند…

  واقعه فوق مربوط به دوران طاغوت و حكومت پليس ساواك نيست، به همين دوران تعلق دارد و در روز پنجشنبه 25 ارديبهشت در ماه مبارك رمضان و در سايه حكومت جمهوري اسلامي ايران اتفاق افتاده است.

  در بيست و پنجمين سالروز تأسيس نهضت آزادي ايران عده محدودي از سران و اعضاء نهضت طبق معمول سالانه براي تجديد خاطره و اداي احترام به بنيانگزاران و فعالين نهضت به بهشت زهرا مي‌رفتند تا با نثار فاتحه‌اي بر مزار مرحوم طالقاني و شهيد دكتر چمران و ساير شهداي اسلام و ايران وفاداري خود را با آرمان‌هاي مقدس اين عزيزان ابراز دارند.

  در مدخل شمالي بهشت زهرا (كه استحفاظ آن به عهده كميته مركزي انقلاب اسلامي است) مأمورين كميته سه اتوموبيل حامل افراد نهضت را متوقف ساخته پس از بازرسي صندوق عقب و حتي كيف و جيب سرنشينان، آنها را در معيت اتومبيل بنز سبز رنگي مجهز به بي‌سيم به خيابان خاكي خلوتي از بهشت زهرا هدايت مي‌كنند و تحويل مأموريني كه سوار بر موتور و اتومبيل در انتظار بودند مي‌دهند. سرانجام پس از حدود يك ساعت سرگرداني با بستن چشم‌ها آنان را در صندلي‌هاي عقب اتوموبيل‌ها نشانده و با خم كردن سرها براي آنكه مردم متوجه اين توطئه نشوند در اختفاي كامل آنها را در 30 كيلومتري اتوبان تهران قم به جاده‌اي فرعي و خاكي مي‌برند و در كنار قلعه‌اي متروكه آنها را چشم بسته به سينه ديوار قرار مي‌دهند. آدم ربايان شكنجه‌گر در حاليكه اسيران خود را به باد سيلي و مشت و لگد گرفته بودند آنان را به دليل اظهارنظر در پايان دادن به جنگ تهديد به قتل مي‌كردند و خط و نشان مي‌كشيدند. بالاخره پس از يك ساعت و نيم ضرب و شتم و اهانت كه منجر به مصدوميت و شكستن دنده برخي از آنها گرديد و پس از پنچر ساختن اتومبيل‌ها دزدانه از صحنه خباثت خارج مي‌شوند. در طي اين مدت دوستاني كه از ماجرا مطلع شده بودند در دفتر نهضت نهايت تلاش را مي‌كردند تا با وزير كشور و مقامات انتظامي تماس حاصل نمايند، هركس موضوع را به ديگري احاله مي‌داد، دفتر وزير به دفتر معاون سياسي، دفتر معاون به دفتر مديركل و آن هم به اشخاصي ديگر… با پليس تهران، ژاندارمري هم تماس گرفته شد گفتند پيگيري خواهند كرد، با دفتر نخست‌وزيري تماس گرفته شد گفتند به اطلاع مي‌رسانيم، كميته مركزي هم گفت خبري نبوده است! (همچنان كه در خبر روز بعد كيهان اصل قضيه را نيز به كلي تكذيب كردند.)

   ٭ ٭ ٭

  ماجراي تأسف‌انگيز فوق مربوط به رژيم محمدرضا شاهي نيست و شكنجه‌گران تعليم يافته ساواك و موساد به نام شاه آدم‌ربائي و شكنجه نمي‌كردند، بلكه مأموريني تحريك شده، به نام اسلام و امام در روز روشن، در گورستان عمومي شهر، بي‌نام و نشان، با اتومبيلهائي بدون پلاك ولي خريداري شده از بيت‌المال، با بي‌سيم و اسلحه‌اي كه از خزانه اين ملت رنجديده تهيه شده عده‌اي روزه‌دار را ربوده به شكنجه‌گاه بردند.

  اين ماجرا در رژيمي اتفاق افتاده است كه مدعي است تنها رژيم اسلامي در جهان است، رژيمي كه رؤساي سه قوة آن از عناويني همچون آيت ا… و حجت الاسلام برخوردارند كه فرمان، اجازه و يا سكوت رضايت‌آميز آنان گفته مي‌شود”حجت“ براي ديگران است!

  عجبا! رژيم جبار پهلوي با همه ددمنشي و حكومت پليسي‌اش همواره حرمت چهره‌هاي رنج ديده و موي سپيد اين پيشگامان آزادي و استقلال را حتي در زندانهايش نگه داشته هرگز به خود اجازه چنين رذالت‌هايي را نمي‌داد.

  اينان متعلق به تنها حزب اسلامي باقيمانده در داخل كشورند كه وجود آن به حاكميت جرأت بخشيده است ادعا كند كه در ايران آزادي احزاب و جمعيت‌ها مورد احترام است، حزبي كه روزنامه ناشر افكارش در توقيف است، اجازه ميتينگ يا سخنراني در اماكن عمومي را ندارد و هرگاه در محل محدود خود مراسمي برپا كند گروهي از همين قماش، اعضا و مدعوين را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند و شكايت‌هاي مكررش هم به مراجع قضائي هرگز به جائي نمي‌رسد.

  مي‌خواهند با شيوه‌هايي ضد انساني همچون تهديد، ارعاب، ضرب و شتم، پرتاب كوكتل به منازل و اخيراً آدم‌ربائي و شكنجه در بيابان، و بي‌اعتنائي به شكايات و اعلام جرم‌هاي قانوني، ما را از انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر بازداشته مردم را از شنيدن نظريات و مواضع نهضت برحذر نمايند ولي غافلند كه در اظهار كلمه حق و دفاع از جان و مال مردم، ما را با خداي خود عهدي است كه تير ملامت و تيغ شكنجه آن را نقض نمي‌كند.

   ٭ ٭ ٭

  ما انتظار تعقيب، دستگيري و محاكمه آمرين و عاملين اين توطئه و حركات مشابه آن را نداريم و در مواردي مشابه همچون حمله به مراسم شب قدر، تخريب و غارت ساختمان، ضرب و شتم مكرر اعضاء و مدعوين در جلسات و… به تجربه دريافته‌ايم كه ”آنچه البته به جائي نرسد فرياد است.“ انتظار ما از ملت مظلوم ايران است كه با بصيرت و چاره‌جوئي به اين واقعه و وقايع مشابه آن بنگرند و از خود بپرسند:

  آيا هفت سال پيش در آستانه پيروزي انقلاب و تشكيل جمهوري اسلامي به مخيله كسي خطور مي‌كرد كه روزي زيارت قبور پيشگامان نهضت و انقلاب براي همسنگران آنان با چنين عكس‌العمل‌هائي مواجه گردد؟

  آيا كسي انتظار داشت كه همه صداها خاموش شده صداي ضعيف تنها گروه باقيمانده با ربودن و شكنجه تهديد به خاموشي گردد؟

  آيا كسي تصور مي‌كرد اختلاف‌نظر سياسي با حاكميت تا به اين حد غير قابل تحمل باشد؟

  آيا جز اين انتظار داشتيم كه در صورت بروز اختلاف، به جاي گسيل داشتن جاهلان تحريك شده كه به قول شهيد مطهري ”تيرهايي هستند در دست شياطين چپ و راست“ مقامات قانوني و دادگاه‌ها مرجع رسيدگي و قضاوت باشند؟

  مگر همين چند روز قبل نبود كه نخست‌وزير اين حاكميت رسماً اعلام نمود كه گروه‌ها و احزاب معتقد به نظام جمهوري اسلامي ايران، هرچند مخالف دولت باشند، مادام كه قصد براندازي نداشته باشند آزادند؟ آيا فجايعي از قبل واقعه ذكر شده صرفنظر از آنكه با اطلاع يا بدون اطلاع حاكميت طراحي و اجرا شده باشد دليلي بر ضعف و ناتواني يا بي‌اعتنائي حاكميت به حقوق ملت نيست؟

  به راستي اختلاف و شكاف عميقي كه بين اظهارات رسمي مقامات و عملكرد دستگاه‌هاي تابعه وجود دارد ناشي از چيست؟ به اظهارات خود اعتقاد واقعي ندارند يا فاقد اقتدار و كنترل كافي نسبت به دستگاه‌هاي اجرائي و انتظامي هستند (يا هر دو)؟

  ملت ايران آزادي‌هايي را كه با پيروزي انقلاب به دست آورده بود به تدريج از دست داده و مي‌دهد و گروههائي در حاكميت به تشديد چنين سياستي كمك مي‌كنند. به نظر ما برنامه‌اي كه در روز 25 ارديبهشت در بهشت زهرا اجرا گرديد در اصل و ماهيت تفاوتي با برنامه‌هاي سابق (مانند 22 بهمن 63 و 28 صفر 1405) ندارد و حتي بسياري از مجريان تغيير نكرده‌اند، سياست اصلي قطع كردن رابطه نهضت با مردم از طريق تهديد و ارعاب اعضاء و علاقه‌مندان است، با اين تفاوت كه اين بار به شيوه‌اي رذيلانه‌تر انجام شد و داغ ننگي بر پيشاني حاكميت زد.

  ما در اينجا از رؤساي سه قوه كشور و مسئولين طراز اول آن سؤال مي‌كنيم، آيا احساس مسئوليت نمي‌كنيد؟… اين است نحوه اداره كشوري كه ادعاي مديريت آن را داريد؟ اين است نظم و عدالت و قانون و اسلامي كه وعده‌اش را به مردم داده بوديد؟ و از ساير مسئولين و مقامات و مجريان مي‌پرسيم آيا فرمايش پيامبر گرامي(ص) را كه ”كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته“ را فراموش نموده‌ايد؟

  آيا نبايد انحرافات از طريق امر به معروف و نهي از منكر و اجراي قاطع و بدون ملاحظه قانون اصلاح گردد؟ آيا وقت آن نرسيده است كه عملكرد خود و همكارانتان را بر اساس معيارهاي اسلامي كه اظهار مي‌داريد به آن معتقديد مورد ارزيابي قرار دهيد و در مقابل انحرافات و ظلم‌ها و تبعيض‌ها بايستيد و مقاومت كنيد؟ آيا سخن پيامبر اكرم(ص) را فراموش كرده‌ايد كه: ”الملك يبقي مع‌الكفر ولايبقي مع الظلم“؟(1)

  و بالاخره به مأموريني كه ندانسته وسيله اين قبيل توطئه‌ها مي‌شوند مي‌گوئيم شما با اين گونه اعمال بيش از هر كس به جمهوري اسلامي، خون شهداء و رهبري مملكت لطمه وارد ساخته و مي‌سازيد. نگذاريد ناآگاهانه ابزار دست ديگران گشته در پيشگاه عدل الهي محكوم گرديد. آري اجازه ندهيد كه به گفته استاد شهيد مطهري ”تيرهائي در كمان شيطان باشيد“. وسيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون(2)

نهضت آزادي ايران –

 28/ ارديبهشت/ 65

  (1) حكومت با كفر پايدار مي‌ماند ولي با ظلم برقرار نخواهد ماند.

  (2) آنان كه ستم كردند به زودي خواهند دانست چه سرنوشتي در انتظارشان مي‌باشد