بيانيه پيرامون برنامه هويت سيمای جمهوری اسلامی «نمايش ضعف» تاريخ: ٠٨/٠٥/٧٥

title

شماره: 1565

  تاريخ:08/05/75

بيانيه پيرامون برنامه هويت سيماي جمهوري اسلامي

نمايش ضعف”

اللهم و من ارادني بسوء فارده و من كادني فكده

و اجعلني من احسن عبيدك نصيبا عندك

خدايا هر كه بد مرا خواهد بدش را بخواه و هر كس

به من مكر كند به مكر خويش گرفتارش كن

و مرا از بهترين بندگانت در پاداش قرار ده.

علي (ع) ـ‌ دعاي كميل

  از چندي پيش يك سري برنامه‌هاي هفتگي از شبكه اول تلويزيون با عنوان «هويت» پخش مي‌شود. محور عمده اين برنامه، به بهانه مقابله با تهاجم فرهنگي، نقد مواضع و عملكرد جريان‌هاي متنوع فكري، فرهنگي و سياسي روشنفكران، از ملي‌گرايان افراطي يا لائيك‌، باستان‌گرايان، تا ملت‌گرايان اصيل و روشنفكران ملي و مسلمان مي‌باشد. اگرچه بخش‌هايي از برنامه، در مورد كوشش برخي جريانات شناخته شده، به‌منظور اسلام‌زدايي از فرهنگ ايراني مطالب حقي عنوان مي‌كنند، اما در مجموع، حق و باطل سخت به هم درآميخته شده‌ است.

  در اين برنامه، با كمال بي‌تقوايي و موذي‌گري، جريان‌هاي روشنفكري اعم از سياسي و غيرسياسي، ملي و غيرملي، مستقل يا وابسته به چپ يا راست، همه در گروه‌بندي واحدي قرار مي‌گيرند و با سرهم‌بندي نقل‌قول‌هاي ناقص و بريده فيلمها و صحنه‌ها و بازي با تصاوير نامربوط به هم، سعي شده است تا به بينندگان چنين القاء شود كه همه جريانهاي سياسي و فكري و فرهنگي روشنفكران و تحصيل‌كرده‌ها از يك قماش و بدون استثناء، خائن به ملت ايران و ضداسلام و نوكر و عامل آگاه يا ناآگاه اجانب مي‌باشند. در اين برنامه ازاسائه ادب به ساحت خدمتگزاران سترگ مشرق زمين، همچون دكتر مصدق نيز، خودداري نشده است. تنها كساني كه در كسوت روحانيت بوده‌اند از تعرض طراحان و مجريان بي‌هويت اين برنامه مصون مانده‌اند و چنين استنباط مي‌شود كه گويا اين كسوت به تنهايي موجب مصونيت است.

  اين برنامه با هدف مخدوش ساختن هويت فرهنگي ملت مسلمان ايران و ملكوك كردن و هتك حرمت انديشمندان مسلمان ملي و آن گروه از شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي خدمتگزار ايران و اسلام، كه در خارج از چارچوب‌هاي فكري حاكميت مي‌انديشند، شكل گرفته و در بطن خود تبليغ يك انديشه و باور خطرناك به نسل بي‌اطلاع كنوني را مي‌پرورد، كه ايران سرزميني خالي از خدمتگزاران صادق است و اكثريت كساني كه در محورهاي مختلف فرهنگي، سياسي،‌ ديني به اين ملت و مملكت خدمت كرده‌اند، عامل بيگانه و خائن به ملت خود بوده‌اند. به راستي كه بهتر از اين نمي‌شد هويت ملتي را مخدوش كرد!! زهي بي‌انصافي و زهي خودپسندي!

  ظاهراً تهيه‌كنندگان و اجراكنندگان اين برنامه خود فاقد هويت مي‌باشند. زيرا بر خلاف رسم جاري، در ابتدا يا انتهاي برنامه، هيچ فرد يا نهادي به‌عنوان مسئول تهيه و اجرا معرفي نمي‌شود. در اين برنامه به دور از هم اصول اخلاقي، شرعي و حتي قانوني،‌ سنگين‌ترين تهمت‌ها و افتراها به شريفترين فرزندان اين مرز و بوم وارد گرديده و با خباثت تمام، نام بزرگان را در كنار نام برخي از افراد معلوم‌الحال وابسته به رژيم گذشته، كه در خارج از كشور، فكر و تلاشي جز نابودي ايران و اسلام ندارند، قرار داده‌اند.

  پيرامون اين برنامه موضع‌گيري‌ها و اعتراض‌هايي از سوي گروه‌هاي مختلف سياسي انجام گرفته است، ليكن در دو قسمت از برنامه به‌‌طور خاص مطالبي عليه نهضت آزادي ايران و مؤسسان و رهبران آن بيان شده است كه به شرح زير پاسخ داده مي‌شود:

1ـ جنگ تحميلي و نهضت آزادي ايران

  يكي از محورهاي مطرح شده در اين برنامه، موضع‌گيري نهضت آزادي ايران پيرامون جنگ 8 ساله ايران و عراق بوده است، در اين مورد همان‌طور كه در گذشته بارها پاسخ داده‌ايم، مجدداً توجه ملت شريف ايران را به چند نكته جلب مي‌نماييم:

  1/1ـ نهضت آزادي ايران با تمام اين نيرو از استمرار جنگ عليه ارتش اشغالگر و متجاوز عراق تا زمان فتح خرمشهر حمايت كرد، اما ادامه جنگ را پس از فتح خرمشهر به نفع ملت ايران نديد. بر اين اساس نظرات خود را در پاره‌اي از موارد طي نامه‌‌هاي خصوصي به رهبر فقيد انقلاب و در برخي از موارد به شوراي عالي دفاع فرستاد و برخي از نظرات خود را نيز، به وسيله نشرياتي كه منتشر مي‌نمود، به اطلاع ملت رسانيد. رهبر فقيد انقلاب نيز به استناد مصاحبه‌اي كه از قول مرحوم حاج سيداحمد خميني در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 14/1/74 چاپ شده است، ادامه جنگ را پس از فتح خرمشهر به صلاح نمي‌دانستند، ليكن زير فشار مسئولان اداره جنگ، با اكراه حاضر به قبول ادامه آن شده بودندو برخي از اداره‌كنندگان جنگ نير در طي مصاحبه‌اي در بهمن 1367 اذعان كرده‌اند كه ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر به صلاح مملكت نبوده است (يادواره فجر به مناسبت دهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، واحد انتشارات ستاد دهه فجر‌،‌ 1367). موضع‌گيري نهضت آزادي ايران در اين رابطه كاملاً واقع‌بينانه بوده است. فراموش نشود كه عمليات قهرمانانه رزمندگان ايران در فتح خرمشهر و شكست مفتضحانه ارتش عراق نه تنها صدام حسين رئيس‌جمهور عراق را وادار نمود تا در يك سخنراني راديو ـ تلويزيوني تاريخي به اشتباه خود در حمله به ايران اعتراف و اعلام آمادگي براي جبران خسارات نمايد، بلكه آن چنان وحشتي در ميان دولت‌هاي عربي به وجود آورد كه رهبران عرب در طائف گرد آمدند و پيشنهاد صلح و پرداخت 30 ميليارد دلار غرامت به ايران را دادند. متأسفانه گردانندگان جنگ از اين پيشنهاد استقبال نكردند و جنگ را به دنبال ناكجاآباد تا به آن سوي مرزها ادامه دادند. و بيشترين خسارات مالي و انساني جنگ هم، بعد از فتح خرمشهر به ايران وارد شد. امروز اين اداره‌كنندگان جنگ هستند كه بايد به نسل‌هاي كنوني و آينده پاسخگو باشند نه نهضت آزادي ايران!

  نهضت آزادي افتخار مي‌كند كه علي‌رغم جو سركوب و اختناق زمان جنگ، بي‌هراس از پيامدها، صادقانه آنچه را به نفع ملت و مملكت مي‌دانست و تشخيص مي‌داد، با صراحت بيان داشته و با مسئولان و مردم در ميان گذاشته است.

  2/1ـ نهضت آزادي ايران بر اين باور است كه انقلاب كالاي صادراتي نيست و نمي‌توان با اقدامات نظامي و يا حتي كمك‌هاي خارجي انقلاب به راه انداخت و نظامي را تغيير داد، تنها در صورتي كه شرايط سياسي ـ اقتصادي و اجتماعي مناسب باشد و ملتي بخواهد، مي‌تواند با اراده خود حكومت غيرملي را ساقط نموده و حكومت دلخواه خود را مستقر سازد. ادامه جنگ به منظور سقوط رژيم بغداد غيرواقع‌بينانه بود.

  3/1ـ نهضت آزادي ايران در مواضع گذشته خود، در حالي كه با ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر مخالفت مي‌ورزيد، به گواهي همين بيانيه‌هاي اعتراضي، اولاً هرگز در محكوم نمودن رژيم خونخوار و جلاد بعثي عراق لحظه‌اي ترديد و درنگ نكرده است، ثانياً از حماسه‌آفرينِي‌هاي رزمندگان دلير ايران در جبهه و حمايت‌هاي بي‌سابقه مردمي در پشت جبهه تجليل فراوان به عمل آورده است.

2ـ تكيه بر آزادي

  يكي ديگر از محورهاي حمله به نهضت آزادي در برنامه «هويت» القاء اين منظور است كه نهضت آزادي ايران، آزادي را بر عدالت اجتماعي، استقلال و … مقدم مي‌دارد و اين نكته به‌عنوان نقطه ضعفي در انديشه‌هاي نهضت عنوان گرديده است، توضيح مي‌دهيم كه:

  اولاً آن آزادي‌هايي كه نهضت بر آن پاي مي‌فشارد، شامل آن دسته از حقوق و آزادي‌هاي اساسي ملت است كه در فصل سوم قانون اساسي نيز تصريح گرديده است.

  ثانياً ما معتقديم عدالت به مفهوم قرآني آن، هيچگاه به عدالت در چهارچوب مقولات اقتصادي يا اجتماعي محدود نمي‌شود و اصولاً عدالت در ديكتاتوري قابل تحقق نيست. تأمين و تضمين حقوق و آزادي‌ها اساسي ملت عين «عدالت» و از مقتضيات غيرقابل اجتناب آن مي‌باشد. اينها حقوقي است كه خداوند به انسان عطا فرموده. آزادي لازمه حفظ كرامت انساني است و حفظ اين كرامت عين عدالت است.

  ثالثاً ما معتقديم كه در نبود آزادي و فقدان حاكميت ملت، استقلال كشور نيز در معرض خطر دائمي است. تنها نيت و خواست حكومت استبدادي، ماندن بر اريكه قدرت به هر قيمتي مي‌باشد، چنين حكومتي هنگامي كه احساس كند مقبوليت مردمي خود را از دست داده است، براي بقاء خود به قدرت‌هاي خارجي متوسل و متكي‌ مي‌شود، بنابراين، اعتقاد داريم آزادي پيش‌شرط عدالت واقعي و تنها محملي است كه در چارچوب آن بحث پيرامون عدالت اجتماعي، حفظ استقلال و حفظ منافع ملي و … معنا مي‌دهد و در فقدان آن و در سايه حكومتي استبدادي، بحث پيرامون اين مفاهيم و تعاريف فريبي بيش نيست.

3ـ تقدم مبارزه با استبداد

  از ديگر محورهاي حمله در برنامه «هويت»، تقدم بخشيدن مبارزه با استبداد داخلي به جاي مبارزه با استعمار خارجي در باور نهضت آزادي ايران است. لازم به توضيح است كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، نيروهاي مبارز ايران درباره محورهاي اصلي مبارزه، ديدگاههاي متفاوتي داشتند، برخي استبداد داخلي را ريشه‌ اصلي مي‌دانستند و برخي استعمار خارجي، و گروه‌هايي استثمار زحمت‌كشان را، برخي از متفكرين هم، نظير دكتر شريعتي معتقد بودند كه مشكل اساسي ايران نه استبداد، نه استعمار و نه استثمار است، بلكه دو چيز است: اول استحمار و دوم هم استحمار!

  زنده‌ياد مهندس بازرگان، استبداد داخلي را به لحاظ ريشه‌هاي تاريخي‌اش، اصل، و حضور استيلاي خارجي و استعمار اروپايي را نتيجه آن مي‌دانست، اما اين هرگز به اين معنا نبوده است كه نهضت آزادي ايران و شخص مهندس بازرگان به مبارزه با استعمار و امپرياليسم و سلطه بيگانه اهميت لازم را نمي‌داده و از آن غافل بوده‌اند؛ بيانيه‌ها و تحليل‌ها و موضع‌گيري‌هاي آن فقيد سعيد در مأموريت خلع يد از شركت سابق نفت انگليس در ايران، در نهضت مقاومت ملي بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 و در نهضت آزادي ايران، گواهي بر اين مدعاست.

  از طرف ديگر حوادث و سير تحول مبارزات ملت ايران نيز صحت اين ديدگاه را تأييد كرده است. اگر چه مبارزات يكصد ساله اخير ملت ايران هميشه دو محور اصلي ضداستبدادي و ضد استيلاي خارجي يا ضداستعماري داشته است، اما در عمل ملت ايران پي برد تا استبداد داخلي ريشه‌كن نشود، قطع نفوذ بيگانگان و استيلاي خارجي امكان‌پذير نيست بلكه حضور استبداد، در هر شكل و نوعش جاده‌ صاف‌كن سلطه بيگانه مي‌باشد. نفي استبداد در نظر نهضت آزادي ايران ـ اعم از استبداد سياسي يا ديني از همان نوعي كه مرحوم نائيني بر آن تكيه كرده است ـ‌ هرگز به معناي توجه نكردن به مبارزه با استيلاي امپرياليسم نمي‌باشد، اما استبداد در هر كشوري دريچه ورود نيروهاي استعماري به درون آن سرزمين مي‌باشد. حاكميت استبدادي به دليل نداشتن پايگاه در داخل كشور، از يك سو و به خاطر حفظ موقعيت خود از سوي ديگر، دير يا زود مجبور مي‌گردد به نيروهاي بيگانه تكيه كند. در دنياي كنوني حكومت‌هاي استبدادي اعم از ديكتاتوري پرولتاريا يا ديكتاتوري صلحا، سرانجام يا سقوط مي‌كنند يا مجبور به مصالحه با نيروهاي استعمارگر خارجي خواهند شد. به عبارت ديگر در شرايط آزاد سياسي و با وجود نهادهاي دموكراتيك و مردمي مانند مطبوعات آزاد و احزاب سياسي مستقل، هيچ حكومتي نخواهد توانست منافع ملي كشور را به مخاطره انداخته و براي حفظ منافع فردي و گروهي خود با استعمارگران سازش نمايد.

4ـ ليبراليسم و نهضت آزادي

  گردانندگان برنامه هويت صدا و سيما، ابتدا تعريف‌هاي از خودساخته‌اي از ليبراليسم را ارائه مي‌دهند و سپس بر اساس آن روشنفكران ملي و مذهبي را به التقاطي بودن و اختلاط مفاهيم ليبراليسم غربي با اسلام متهم مي‌سازند. تعريف محدود و خاص اين برنامه از ليبراليسم، يادآور ديدگاه تنگ‌نظرانه و مغرضانه برخي از نويسندگان غربي است كه با معيار قرار دادن اعمال رياكارانه، رباخواري، خشونت، ظلم و استبداد در برخي از جوامع «اسلامي» تعريف مخدوشي از اسلام ارائه مي‌دهند در حالي كه يك تعريف عمده ليبراليسم،‌ آزادي‌خواهي و آزادانديشي است، در اين باره بايد به جملاتي از شهيد مطهري كه بسياري از مسئولان صدا و سيما ادعاي ارادت به ايشان را دارند اشاره كرد:

«… روح آزادي‌خواهي و حريت در تمام دستورات اسلامي به چشم مي‌خورد. در تاريخ اسلام با مظاهري رو‌به‌رو مي‌شويم كه گويي به قرن هفدهم ـ دوران انقلاب كبير فرانسه ـ و يا قرن بيستم ـ دوران مكاتب آزاديخواهي ـ متعلق است.

… تعليمات ليبراليستي در متن تعاليم اسلامي وجود دارد.اين گنجينه عظيم از ارزش‌هاي انساني كه در معارف اسلامي نهفته بود، تقريباً از سنه بيست به بعد در ايران به وسيله يك عده از اسلام‌شناس‌هاي خوب و واقعي وارد خودآگاهي مردم شد. يعني به مردم گفته شد؛ اسلام دين عدالت است. اسلام دين حريت و آزادي است. به اين ترتيب علاوه بر معنويت، آرمانها و مفاهيم ديگر نظير برابري، آزادي‌خواهي،‌عدالت و … رنگ اسلامي به خود گرفت و در ذهن مردم جايگزين شد. درست به دليل جايگزيني اين مفاهيم در ذهن توده بود كه نهضت اخير ما نهضتي شامل و همه‌گير شد…»

(پيرامون انقلاب اسلامي، شهيد مطهري، انتشارات صدرا، ص 41ـ45)

  مرحوم بهشتي نيز با توجه به همين نكات مي‌گويد:

«در اين ليبراليسم نه يك جنبه مثبت جالب، بلكه جنبه‌هاي مثبت جالب هست…

1ـ ليبراليسم در زمينه مخالفت توده مردم با حاكميت و حكومت استبداد و مستبدان تاريخ به وجود آمده و نفي استبداد است، از اين نظر چيز خوبي است از اين نظر كه بر اساس تفكر ليبراليستي انسانها مجبور نيستند هميشه زير حكومت يك غول زندگي كنند، بسيار چيز جالبي است. نفي مي‌كند استبداد فرد را.

2ـ از اين نظر كه ليبراليسم نفي مي‌كند استبداد جمعي را در شكل استبداد طبقاتي، آن طور كه در ماركسيسم هست يا در شكل اصالت كامل جمع و اين كه خود انسان محو در جمع است و فرد چيزي نيست، فرد انسان يك دنباله‌رو است از يك جمع انسان، اساس در جمع انسان است. نفي همين حاكميت طاغوتي جمع بر فرد انديشه خوبي است.

ليبراليسم از جهت نفي استبداد طبقاتي، ديكتاتوري طبقاتي، استبداد كل جامعه و اين كه واقعاً براي فرد انسان ميدان يا مرز قائل شده است و ميدان حركت و انتخاب قائل شده است، از اين نظر كه بسيار خوب است. صحيح است، مطلوب است. اين جنبه ليبراليسم.

3ـ ليبراليسم از اين نظر كه براي فرد انسان اين منزلت را قائل است كه تو اي انسان حركت كن، پويش داشته باش، عقلت را به كار بينداز، فكرت را به كار بينداز، انتخابت را به كار بينداز، خودت را بساز و محيط خودت را بساز، تسليم وضع موجود نشو، از اين نظر هم بسيار جالب است. زمينه براي شكفتن نيروها و استعدادهاي دروني انسان.

اينها جنبه جالب و مثبت ليبراليسم است.

ليبراليسم اقتصادي تكيه بر روي مالكيت فردي دارد و فعاليت‌هاي اقتصادي فردي و اين كه به فرد انسان بايد ميدان داد تا هر جور كه دلش مي‌خواهد توليد كند و فرآورده خودش را هر جور دلش مي‌خواهد به بازار عرضه كند. آزادي توليد، آزادي توزيع و عرضه و تقاضاي آزاد منشأ رشد اقتصادي و شكوفايي اقتصاد جامعه مي‌شود. از اين نظر كه تا حدي زمينه را براي خودانگيختگي اقتصادي انسان فراهم مي‌كند بسيار جالب است. اينها نمونه‌هايي از جنبه‌هاي مثبت ليبراليسم است»

(بهشتي، دكتر سيدمحمدحسين مقاله: «ليبراليسم» مجموعه 5 گفتار از انتشارات قيام، قم، بيتا)

  مخالفت سنت‌گرايان قشري و متحجر با ليبراليسم در واقع حاصل عدم اعتقاد آنان به حقوق و آزادي‌هاي اساسي ملت مي‌باشد.

5ـ ايرانيت و اسلاميت

  گردانندگان برنامه هويت، روشنفكران و مليون مذهبي را التقاطي مي‌خوانند. زيرا به زعم آنان، ملت‌گرايي يا اسلاميت در تعارض بنيادي است. بنابراين ملي بودن مترادف است با بي‌ديني و لازمه دينداري اصيل، بي‌وطني و نفي ملي‌گرايي است، اين بي‌پايه‌ترين نظريه‌اي است كه متأسفانه از صدا و سيما تبليغ مي‌شود. اين نگرش در واقع يك روي ديگر سكه‌اي است كه ملي‌گرايان افراطي در جهت حذف و ناديده گرفتن عناصر اسلامي از فرهنگ اصيل ملي ما عمل مي‌كنند.

  شادروان مهندس بازرگان به هنگام اعلام تأسيس نهضت آزادي ايران، اعلام كرد: ما ايراني، مسلمان و مصدقي هستيم و با اين عبارت عناصر اصلي هويت ملي را كه ديانت و مليت است ترسيم نموده است. نهضت آزادي ايران همچنان بر اين هويت اصرار مي‌ورزد.

6ـ مذاكرات سياسي

  محور ديگري كه در برنامه هويت صدا و سيما، بهانه براي حمله ناجوانمردانه به نهضت آزادي شده است، مسئله ارتباط سياسي با مسئولان سفارت سابق آمريكا در ايران، از جمله آقاي استمپل است. در اين رابطه توضيح چند نكته ضروري است:

  انجام مذاكرات سياسي با دشمنان در مراحل مختلف رشد جنبش‌هاي مردمي، اعم از ديني يا غير آن، در جهت تسهيل پيروزي امري عادي و ضروري است. پيامبران عظام به ديدار و گفت‌وگو با فرعون‌هاي زمان، آن هم به ذستور قرآن به زبان ملايم مأمور بوده‌اند، در ساير انقلاب‌هاي جهان نيز اين رويه مرسوم بوده است. در جريان انقلاب اسلامي ايران نيز، مذاكراتي از اين نوع در پاريس توسط رهبر فقيد انقلاب و در تهران توسط رهبران و فعالين جنبش در سطوح مختلف با اطلاع و تصويب شوراي انقلاب، در چند محور، صورت مي‌گرفت.

  در يك محور، مرحوم دكتر بهشتي به تنهايي و مستقيماً با سفير آمريكا «سوليوان» در ارتباط بود. در اين مذاكرات استانلي اسكودرو (Estanly Escudero) كلرمند سفارت آمريكا كه به زبان فارسي مسلط بود حضور داشته و نقش مترجم را ايفا مي‌نمود.

  محور ديگر، مذاكرات سوليوان با شادروان مهندس بازرگان و آيت‌الله موسوي اردبيلي و بعضاً با حضور آقاي دكتر يدالله سحابي بود. حضور آقاي مهندس محمد توسلي در اين مذاكرات به‌عنوان مترجم در چارچوب اين سياست‌ها و پيگيري آنها بود. مشروح اين مذاكرات در كتاب استمپل به نام «اندرون انقلاب ايران» آمده است.

  در پاريس نيز پيام‌هاي كتبي و شفاهي ميان رئيس‌جمهور وقت آمريكا و مقامات دولت آمريكا با رهبر فقيد انقلاب مبادله مي‌شد. پيام رئيس‌جمهور وقت آمريكا و جواب رهبر فقيد انقلاب توسط نماينده ويژه رئيس‌جمهور وقت فرانسه مبادله شد. برخي ديگر از پيامها توسط نماينده سفارت آمريكا در پاريس مبادله مي‌شد، مشروح اين مذاكرات در صفحات 275 الي 301 جلد دوم كتاب تاريخ 25 ساله ايران از كودتا تا انقلاب، تأليف سرهنگ غلامرضا نجاتي (انتشارات رسا، 1371) آمده است. هر محقق بي‌طرفي كه به مدارك موجود،‌ حتي مطالب مربوط به اسناد منتشر شده از سفارت سابق آمريكا مراجعه كند، به وضوح درمي‌يابد كه ديپلماسي مسئولان انقلاب و مذاكرات انجام شده، بر خلاف آنچه تهيه‌كنندگان برنامه هويت آن را «ساده‌لوحانه»‌خوانده‌اند، با هوشمندي و با رعايت كامل مصالح ملي صورت گرفته و در راستاي كاهش تلفات و به ثمر رساندن مبارزات آزاديخواهانه و ضداستبدادي ملت بوده و نقش تعيين‌كننده‌اي در پيروزي انقلاب داشته است.

  گردانندگان اصلي برنامه هويت در صدا و سيما، با اين نوع تحليل‌ها در واقع اصالت انقلاب اسلامي را زير سئوال مي‌برند و آب به آسياب دشمنان مي‌ريزند.

7ـ اعترافات در زندان

  مجريان پشت پرده «هويت» در صدا و سيما، در راستاي اميال بيمارگونه خود و به‌منظور تلاش براي به اصطلاح بي‌آبرو كردن نهضت آزادي ايران، از شيوه‌اي استفاده مي‌كنند كه در تاريخ سياسي جهان ابتكار آن به نام استالين و بريل ثبت شده است. در اين برنامه از مصاحبه‌اي كه در سال 1369، در دوره بازداشت غيرقانوني آقاي مهندس عزت‌الله سحابي تهيه شده بود، سوءاستفاده كرده‌اند. مصاحبه‌اي كه آقاي مهندس سحابي در نامه سرگشاده مورخه 10/4/75 به رياست محترم جمهوري در رد آن، صريحاً اعلام كرده‌اند كه: «مصاحبه كذايي در شرايط فشار شديد روح و رواني ضبط شده است و فاقد هر گونه اعتبار شرعي و قانوني و اجتماعي است».

  استفاده از چنين روشي در تناقض و تعارض اساسي با معيارهاي شناخته شده در قضاي اسلامي مي‌باشد، به‌عنوان نمونه به چند سند معتبر اسلامي در اين مورد اشاره مي‌گردد:

1ـ از ابي‌عبدالله (ع): اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود «من اقر عندالتجريد او تخويف او حبس او تهديد فلا عليه». (الوسائل، باب 7)

كسي كه در شرايط (زندان) مجرد يا با ترساندن يا حبس يا تهديد اقرار كند، بر او محكوميتي نيست.

2ـ از علي (ع): من اقر بحد علي تخويف او حبس او ضرب لم يجز ذلك عليه و لا يحد.

كسي كه با ترساندن يا حبس يا كتك زدن اقرار كند نه مجازاتي بر اين كار دارد و نه حدي.

3ـ از علي (ع): از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: «لاحد علي معترف بعد بلاء. انه من قيدت او حبست او تهددت فلا اقرار له. (مسند زيد ـ كتاب‌الحدود)

حد مجاز نيست بر كسي كه پس از شكنجه اعتراف كند. كسي كه محدود و محبوس و مورد تهديد واقع شود اقرارش فاقد ارزش قانوني است.

4ـ ابوعبدالله (ع) فرمود: لايجوز علي رجل قود و لاحد باقرار بتخويف و لاحبس و لايضرب و لابقيد. (الجعفريات)

براي اقرار گرفتن از شخص، محدود كردن، ترساندن، حبس و كتك زدن مجاز نيست.

  معنا و مفهوم كلي همه روايات بالا يكسان است: كسي كه در زندان به زور يا تهديد اقرار به جرمي كند، اعترافش ارزشي ندارد و نمي‌توان درباره او مجازاتي اعمال كرد.

  حال ما مي‌پرسيم چرا جريانات قشري و بعضاً مشكوك، با در اختيار گرفتن صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 18 سال بعد از پيروزي انقلاب و بعد از محدوديت‌ها و سركوب‌هاي مكرر و مستمر فيزيكي و تبليغات گسترده عليه نهضت آزادي ايران، خود را مجبور به استفاده از اين شيوه غيراسلامي و ارتكاب چنين منكر بارزي ديده‌اند؟ آيا غير از اين است كه علي‌رغم تمام فشارها و سركوب‌ها و محدوديت‌ها، اعتبار سياسي نهضت آزادي ايران در افكار عمومي ملت شريف ايران روز به روز بيشتر شده و مي‌شود؟

8ـ هدف و وسيله

  صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به‌طور كامل و دربست در اختيار حاكميت و ابزار اعمال قدرت شده است در حالي كه اين سازمان با بودجه بيت‌المال اداره مي‌شود و نبايد به صورت بلندگوي تبليغاتي حاكميت يا جريان‌هاي خاصي از آن عمل كند. با توجه به وضعيت حاكم بر رسانه‌هاي گروهي كشور، انتظار آن نيست كه عقايد و نظرات مخالفين هم ازصدا و سيما پخش شود اما آيا مسئولان صدا و سيما مجازند در برخورد با مخالفين از شيوه‌هاي غيرقانوني استفاده كنند؟ آيا نهادي كه مشروعيت خود را منتسب به مقام ولايت فقيه تبليغ مي‌كند، بايد تا به اين حد از مراتب اخلاق و انصاف و انسانيت سقوط كرده باشد؟ آيا در جمهوري اسلامي هدف وسيله را توجيه مي‌كند؟

  آيا مسئولان و دلسوزان نظام جمهوري اسلامي نبايد نگران انحطاط اخلاق و سقوط ارزش‌هاي مسلم در كشوري باشند كه مدعي «ام‌القراي جهان اسلام» است؟ آيا بي‌تقوايي و بي‌انصافي حاكم در سازمان عريض و طويل صدا و سيماي چشم و چراغ و سخنگو و جلوه‌دهنده حاكميت در ابعاد گسترده اجتماعي نگران‌كننده نمي‌باشد؟!

  آيا صدها آيه و حديث در مكارم اخلاق، بخصوص در حكمت نگهداري زبان و امساك در كلام، مراقبت بر سخن، سنجيده گفتن، فرزانگي نظر و سكوت، اجتناب از غيبت، تهمت، بهتان، سب و لعن، فحش و پرده‌دري و … در فقه شيعه و در شريعت پاك محمدي وشيوه ائمه هدي «جنبه فردي و فرعي» داشته، يا مربوط به دوران قبل از انقلاب بوده است؟ آيا نبايد در گزينش مسئولان ارتباط‌جمعي ـ كه لغزش و خطاي آنان ميليون‌ها برابر آثار مخرب در دل و دماغ آحاد ملت تا اقصي نقاط مملكت دارد ـ دقت كافي به عمل آورد؟

  اگر وسايل ارتباط جمعي در دوران انقلاب الكترونيك مهار نشوند و پرهيزگارترين افراد بر آنها گمارده نشوند و مراقبت همگاني دائمي بر اعمال آنان وجود نداشته باشد، بدانيد كه ملتي دريده و گزيده خواهند شد زيرا زبان مانند درنده‌اي است كه اگر به خود واگذار شود مي‌گزد (اللسان سبع ان خلي عقر).

  مسئولان اين حكومت، كه مدعي جانشين حكومت امام العارفين مي‌باشند، آيا توصيه‌هاي آن امام همام را به مالك اشتر در منشور ابدي حكومت نخوانده‌اند كه فرمود:

  فلا تكشفن عما غاب عنك فانما عليك تطهير ما ظهر لك.

«مبادا هرگز درصدد كشف معايبي از مردم كه بر تو پوشيده است باشي، بلكه وظيفه تو (دولت اسلامي) پاك كردن و خوب جلوه دادن چيزهايي است كه بر تو آشكار شده».

  آيا خداوند درسوره نور نفرموده است:

اذ تلقونه بالسنتكم و تقولون بافواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هيناً و هو عندالله عظيم

آنگاه كه آن را (خبر و شايعه را نه به صورت تحقيق و بررسي بلكه به صورت) زباني دريافت مي‌كنيد و با دهان‌هاي خود چيزي را بيان مي‌كنيد كه هيچ گونه علمي به آن نداريد و چنين كاري را سهل‌انگارانه ساده مي‌پنداريد در حالي كه نزد خدا عظيم است.

  اگر سهل‌انگاري و ساده‌نگري به مسائل و اتهام وارد ساختن به يك فرد در يك جامعه نزد خداوند عواقب «عظيم» دارد، گستاخي و بي‌تقوايي بهتان زدن بدترين خيانت‌ها به يك جمعيت و جريان سياسي سابقه‌دار و خدمتگزار را چگونه مي‌توان توجيه كرد.

  مگر خداوند عزيز حكيم نفرموده است:

«و لايجرمنكم شنان قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي»

مائده 12ـ مبادا دشمني و مخالفت با يك گروه شما را به ارتكاب جرم بي‌عدالتي سوق دهد، عدالت كنيد كه به تقوا نزديك‌تر است.

  اين چه عدالت و تقواي سياسي است كه خط‌دهندگان به سيماي جمهوري اسلامي براي سركوبي و خفه كردن معترضين به عملكرد خود، با سوءاستفاده از امكاناتي كه در اختيار دارند، هر چه دل تنگ و تيره‌شان مي‌خواهد تبليغ مي‌نمايند، آيا اين عناصر از مصاديق مسلم «والذين في قلوبهم مرض و المرجفون في‌المدينه» (بيماردلان آشوبگر در شهر) نيستند؟

  آيا حاملان فقه جعفري نبايد به اين كلام امام جعفر صادق توجه نمايند كه:

«من روي علي مؤمن روايه يريد بها شينه و هدم مروته ليسقط من اعين الناس اخرجه الله من ولايته الي ولايه الشيطان فلا يقبله الشيطان (اصول كافي ج 4 ص 62).

هر كس عليه مؤمني به قضد زشت نماياندن (لجن‌پراكني) و پايمال كردن شخصيت او مطلب و ماجرايي را نقل نمايد تا از چشم مردم بيفتد، خداوند او را از ولايت خويش به ولايت شيطان اخراج كند. شيطان هم او را نپذيرد.!»

  آيا كساني كه براي پوشاندن عجز و ناتواني خود و بالا رفتن از نردبان قدرت، ديگران را با ترور شخصيتي ساقط مي‌سازند، آن چنان كه در سوره حجرات در مذمت غيبت تصريح نموده، مشغول خوردن گوشت برادر مرده (براي فربه شدن و بالا رفتن) نيستند؟

  نهضت آزادي ايران، در انجام وظايفش نسبت به ملت و مملكت و تعهدي كه با خداي سبحان دارد، از اجراي اين برنامه‌ها ترس و نگراني ندارد. دشمنان تنگ‌نظر و بيمار ما، آن قدر در نزد مردم بي‌اعتبار هستند كه اجراي اين برنامه‌ها و همچنين انتشار جزواتي از نوع آنچه نشريه رسواي «صبح» عليه نهضت آزادي تهيه كرده است، نه تنها نمي‌تواند به مؤسسين و رهبران حاضر و غايب آن لطمه‌اي بزند،‌ بلكه بر اعتبار آنان نيز مي‌افزايد. نهضت آزادي ايران در اين مورد خود را مشمول اين فرمايش امام صادق (ع) مي‌داند كه فرمود:

طوبي لكم اذا حسدتم و شتمتم و قيل فيكم كل كلمه قبيحه كاذبه حينئذٍٍٍٍٍ فافرحوا و ابتهجوا فان اجركم قد كثر في السماء (تحف‌العقول، ص 535)

خوشا به حال شما آن وقت كه مورد حسادت و شماتت واقع شده و درباره‌تان هر سخن زشت دروغ گفته شود. در چنين حالتي خوشحال و مسرور باشيد چرا كه اجر شما در آسمان‌‌ زياد شده است.

  اما با وجود اين، از آنجا كه دفاع يك وظيفه مسلم شرعي است و براي آن كه اذهان پاك و زلال نسل جوانمان، كه بيش از دوسوم جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند، نسبت به حقايق مسلم تاريخي و واقعيت‌هاي كنوني بيش از اين مخدوش نگردد، نهضت آزادي در تاريخ 7/4/75 طي نامه‌اي به رياست سازمان صدا و سيما، ضمن اعتراض به برنامه هويت، خواستار اختصاص وقت مساوي براي پاسخ به اتهامات سراپا دروغ صدا و سيما شد و براي يك مناظره به طراحان و گردانندگان آن اعلام آمادگي نمود. اين درخواست قانوني نهضت آزادي تا كنون بدون جواب مانده است.

مردم شريف ايران

  تقابل و تعامل فرهنگ‌ها، آن هم در دوران كنوني اجتناب‌ناپذير است. تنها راه حفظ اين معيارها و ارزش‌هاي فرهنگي ملي در برابر فرهنگ‌هاي بيگانه، شناخت و تقويت عناصر اصيل فرهنگ ملي ما، كه اسلامي و ايراني است، خواهد بود. برنامه هويت صدا و سيما نه در اين راستا، بلكه با مخدوش ساختن مباني اصيل فرهنگ ايراني و تلاش در جهت جداسازي ديانت از مليت، عملاً اعتقاد نسل جوان را به فرهنگ ملي سست و آنها را در برابر تهاجم فرهنگي خلع سلاح مي‌نمايد.

  نهضت آزادي ايران در طي 17 سال كه از انقلاب مي‌گذرد، همواره سعي كرده است به موقع هشدارهاي لازم را به حاكميت بدهد و حقايق تلخ را به آنان گوشزد كند، خواه بپذيرد يا نپذيرد و اكنون نيز به خواست خدا، هم چنان به وظايف اسلامي و ملي خود ادامه خواهد داد و ايمان دارد كه: العاقبه للمتقين.

نهضت آزادي ايران

8 مرداد ماه 75