بيانيه چه بايد كرد؟(٢) پيرامون مسائل جاری مملكت تاريخ: خرداد ٦٤

title

چه بايد كرد؟(2)

   قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله…

بگو من فقط شما را به يك چيز
دعوت    مي‌كنم اينكه براي خدا قيام كنيد…

(سبا، 46/45)

هموطنان شرافتمند


  در نشريه «چه بايد كرد؟» مورخ آبانماه 63 شمه‌اي از سرخوردگي مردم از
انقلاب و سرگرداني آنها را كه معلول انحراف انقلاب از مسير اوليه و
پيدايش مشكلات اقتصادي، اداري،… اجتماعي، سياسي و ديني بود مطرح
ساختيم و به رشد نارضايتي مردم از فقدان آزادي و امنيت و از ادامه خون
و خرابي و گراني اشاره نموديم. سرانجام به طرح اين پرسش عمومي رسيديم
كه در برابر اين نابسامانيها براي نجات مملكت چه بايد كرد؟ سپس
راه‌حلهائي را كه از طرف افراد و گروه‌ها تصريحاً يا تلويحاً ارائه
مي‌شود، بدين شرح مورد بررسي قرار داديم:


1ـ سكوت و انتظار


  عده‌اي با گفتار و كردار خود، دست روي دست گذاشتن و به انتظار فرج
غيبي و يا اصلاح خودبخودي نشستن را توصيه مي‌كنند و اين رويه را
اينگونه توجيه مي‌نمايند كه:


  اولاً در شرايط فعلي با حاكميت انحصار و اختناق امكان كمترين توفيقي
وجود ندارد و هر گونه مخالفت را بشدت سركوب مي‌نمايند.


  ثانياً همانطور كه مبارزات ملت و اقدامات گذشته همواره به سود عده‌اي
قدرت‌طلب و انحصارگر منتهي شده است در آينده نيز چنين خواهد شد.


  ثالثاً تجربه نشان داده كه تنها عامل مؤثر در فعل و انفعالات سياسي
كشور سياستهاي خارجي بوده‌اند و مردم همواره آلت‌دست آنها گشته‌اند.


  رابعاً هرگونه انتقاد، اصلاح، درخواست و دخالت مردم به حاكميت كنوني
مشروعيت خواهد بخشيد…


  و بالاخره آنكه اگر همه راهها بسته شود و كارها بدتر از بد گردد،
خطاها و خسارتها، خطاكاران را رسواتر كرده خودبخود راه اصلاح را خواهد
گشود. بقول فرخي يزدي:


 

دلم از اين خرابيها بود خوش
زانكه مي‌دانم

خرابي چونكه از حد بگذرد آباد
مي‌گردد


 


  ما در بررسي اين رويه نشان داديم كه چنين بينشي مخالف منطق و عقل و
شرع و مولود جاهليت و فرهنگ منحط استبداد شاهنشاهي بوده هرگز در خور
ملتي زنده نمي‌باشد و نه تنها گره‌اي از مشكلات كنوني نمي‌گشايد بلكه
نهايتاً به سود استيلاگران شرق و غرب نيز تمام خواهد شد.


2ـ اميد بستن به خارج كشور


  عده‌اي چنين تصور و تبليغ مي‌كنند كه گويا گره مسائل و مشكلات كشور
تنها به دست گروههاي مستقر در خارج كه برخوردار از پول و تبليغات و
قدرت دولتهاي خارجي هستند مي‌تواند گشوده گردد! اين عده با نشر اخبار و
دامن زدن به تبليغات آنها به استقبال اقدامات بيگانگان رفته انتظار
دارند دولت‌هاي بزرگ و ابرقدرتهاي امتحان داده دست از جهانخواري
برداشته دلسوزانه نظام مطلوب و مناسب ما را مستقر سازند.


  چنين تصوري نيز ساده‌لوحانه و دور از واقع‌بيني است. اولاً درجه خلوص
و خدمتگزاري بسياري از گروههاي مقيم در خارج در بوته وابستگي به
بيگانگان و بي‌تفاوتي در برابر هموطنان آواره خويش روشن شده است.
ثانياً جهانخواري دولتهاي بزرگ و ابرقدرتها از كفر ابليس معروفتر است.


3ـ براندازي نظام جمهوري اسلامي


  گروهي نيز مدعي هستند كه اقدامات ملايم مسالمت‌جويانه قانوني و اصلاح
تدريجي فايده‌اي نداشته بايد با عمليات قاطع انقلابي از طريق انفجار و
ترور و تعرض و با خشم و خون و خشونت نظام جمهوري اسلامي و حاكميت را
سرنگون ساخت و انتقام خونهاي ريخته شده را به هر قيمت ولو همكاري با
دشمنان كشور گرفت. اين راه نيز جز طولاني ساختن رشته خونريزي و خرابي و
لبناني كردن ايران حاصلي نخواهد داشت و بفرض موفقيت، برنده اصلي در اين
مسابقه برادركشي نه گروههاي مسلمان و ملي، بلكه قطعاً بيگانگان و
كمونيستها و ملحدين خواهند بود.


4ـ قيام خدائي همگاني ملت


  در برابر راه‌حلهاي فوق، به نظر نهضت آزادي ايران، تنها راهي كه اگر
مورد تمايل و تأييد مردم و همكاري و فداكاري آنها قرار گيرد نجات بخش و
سعادت‌آور خواهد بود، «قيامي» است همگاني براي استيفاي حقوق ملت و به
ثمر رساندن واقعي انقلاب، با مقاومتي متوكلانه در برابر قانون‌شكنيها و
ناهنجاريها و با عبرت‌اندوزي از گذشته، پرهيز از تفرقه و نفاق و خصومت
و خونريزي و تلاشي مجدانه براي ايجاد روح تقوي، رحمت، برادري،
بلندنظري، گذشت و بالاخره كوششي همه‌جانبه به‌ منظور تهيه و اجراي
برنامه‌هاي مثبت و مولد در جهت خودكفائي مملكت و ساختن آينده‌اي سرشار
از اميد.


  ما در بيانيه «چه بايد كرد» (اول) اعلام داشتيم كه به نظر نهضت آزادي
ايران «هنوز فرصت براي پيمودن اين راه قانوني انساني و اسلامي باقي است
و تا زماني كه اين راه مشروع و مسالمت‌آميز آزمايش جدي نشده، نتيجه
نداده و اتمام حجت به عمل نيامده است، نبايد راه‌حلهاي ديگر را
برگزيد.» روشن نموديم كه: «بر پايه اين اعتقاد است كه نهضت آزادي ايران
همواره در چارچوب قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي فعاليت نموده اينك
نيز براي تحقق آرمانهاي انقلاب تنها بر كوشش و تلاش در اين محدوده
اصرار دارد.»


  در اين بيانيه اضافه مي‌نمائيم، ملتي كه با مبارزات خود در قيام
مشروطيت، در نهضت ملي كردن نفت و در انقلاب شكوهمند 22 بهمن بارها
اثبات شخصيت و غيرت و احراز موفقيت نموده، اينك كه انقلابش بعد از
پيروزي درخشان اوليه دچار انحراف در مقصد و مسير اصلي و بازگشت به
استبداد و اسارت گرديده براي نجات از مشكلات و گرفتاريها مي‌تواند با
توكل به خدا و استمداد از نيروهاي بالقوه خويش و ادامه آگاهانه راه
گذشته باز هم به موفقيت برسد.


  (   (   (


  انتشار بيانيه «چه بايد كرد (اول)» در آبانماه 63 مورد استقبال و
اميدواري بسياري از هموطنان عزيز كه امكانات بسيار محدود ما اجازه
رساندن نشريه به آنان را مي‌داد قرار گرفت. جنب و جوشي ميان كساني كه
به سرنوشت ايران و اسلام مي‌انديشند ايجاد نمود. البته برخورد با آن
بيانيه بي‌چون و چرا و بدون سؤال و سوءتفاهم و ابهام نبود و اين نشانه
جدي گرفتن تحليل ما و خود، تشويقي براي نهضت بود.


  از يك طرف بعضي از گروههاي ضدانقلاب و طرفدار براندازي نظام، اعم از
سلطنت‌طلبهاي مرتجع و پناهندگان به خارج عكس‌العمل نشان داده از طريق
راديوها و نشريات و سخنرانيهاي خود ما را آماج تهمتها و افترائات
هميشگي خود قرار دادند و از طرف ديگر دستگاه حاكميت نيز به دليل سياست
«سكوت و سانسور» از ابرازنظر رسمي و مواجهه منطقي مردانه خودداري نمود.


  در بيانيه حاضر، ما ضمن پاسخگوئي به برخي ابهامات و اشكالات مردم
مي‌كوشيم هم موضع گروههاي ضدانقلاب و طرفدار براندازي را تشريح نمائيم
و هم وظيفه اسلامي خود، يعني توصيه به حق و امر به معروف و نهي از منكر
را در مورد حاكميت انجام دهيم.


  (   (   (

ما و سؤالات مردم


  از جمله سؤالاتي كه پس از انتشار «چه بايد كرد (اول)» از ما
نموده‌اند اين است كه: «آيا نهضت آزادي ايران با حاكميت موجود به نوعي
به توافق رسيده و قرار است با دولتمردان همزيستي مسالمت‌آميز داشته
باشد؟»


  در پاسخ اين سؤال بايد بگوئيم نهضت نه با دولتمردان كنوني خصومت دارد
كه اگر خود را اصلاح كنند و به حقوق ملي مصرح در قانون اساسي، كه
خونبهاي شهيدان است، تمكين نمايند با آنان مخالفت نمايد و نه با آنها
پيماني بسته است كه اگر به رويه كنوني خود در زير پا نهادن ارزشها،
حقوق و آزاديهاي ملت و قانون اساسي و سوءمديريت ادامه دهند، از آنان
حمايت نمايد.

  ما
به حكم اسلام و انسانيت در قبال ايران و هموطنان خود احساس مسئوليت
مي‌كنيم و به اين دليل همچون سالهاي سياه استبداد سلطنتي، عليرغم
فشارهاي چند ساله پس از انقلاب دست از اميدواري به خدا و خوش‌بيني به
مردم و ادامه مبارزه برنداشته‌ايم. آنچه مي‌تواند ميان ما و حاكمان
كنوني كشور حكمفرما باشد تمكين به حاكميت ملي و حقوق و آزاديهائي است
كه براي ملت در قانون اساسي تعيين گرديده و در شعار «آزادي، استقلال،
جمهوري اسلامي» متبلور گشته است.


  در جهت مقابل، ذكر چند نكته نيز ضروري است؛ اولاً برخي از مردم نظام
جمهوري اسلامي و حاكميت كنوني را يكي گرفته نارضايتي خود را از
سياستهاي غلط، تبليغات غيراسلامي، انحصارطلبي‌ها و حق‌كشي‌هاي حاكميت
به نظام جمهوري اسلامي تسري مي‌دهند در حاليكه ما نه تنها نظام جمهوري
اسلامي را مترادف با دولتمردان نمي‌شمريم (كما آنكه اسلام را مساوي و
خلاصه شده در روحانيت نمي‌دانيم) بلكه برخي از اعمال آنان را مخالف
نظام و مخدوش‌كننده آن دانسته ضمن وفاداري به نظام جمهوري اسلامي و
دفاع از آن، مخالفت جدي خود را با اعمال خلاف دست‌اندركاران ابراز
مي‌داريم.


  ما متعقديم چنانچه حاكميت حاضر به تغيير رويه خود و تمكين صادقانه به
قانون اساسي نشود تنها راه منطقي و مؤثر براي نجات كشور، تغيير حاكميت
در چارچوب نظام جمهوري اسلامي با اتكاء و استفاده از قانون اساسي
مي‌باشد، در عين حال هرگونه اقدامي را كه به سقوط رژيم از طريق
غيرقانوني و خشونت‌آميز منجر گردد به نفع بيگانگان مي‌دانيم.


  ثانياً بسياري از مخالفين، حاكميت را يكپارچه دانسته با قضاوتي دربست
و كلي همه را به يك چشم مي‌نگرند در حاليكه برخي شواهد و عمكردها نشان
مي‌دهد چنين نيست و اقليتي هر چند محدود در درون حاكميت براي تحقق
آزاديهاي اساسي و اصلاح وضع موجود تلاش مي‌كنند.


  ثالثاً گروههائي كه ضد نظام جمهوري اسلامي هستند گرچه وعده‌ها و
شعارهاي تند افراطي مي‌دهند اما هنور به جائي نرسيده آنچنان در سراشيب
سقوط و اختلاف و دشمني افتاده‌اند كه حتي اعضا و طرفدارانشان دچار
سردرگمي و تحير و انفعال گشته‌اند.


  رابعاً اگر ما قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي را مطرود و مردود
بدانيم آيا مي‌توانيم چيز ديگري را بزودي و به راحتي جايگزين آن سازيم
و آيا پايه ديگري كه مورد قبول عامه مردم باشد خواهد ماند كه طرح و
تبعيت نمائيم؟ البته ممكن است برخي وابستگان رژيم گذشته و مردم ناآگاه
با ساده‌لوحي بازگشت ارتجاعي به استبداد سلطنتي را مطرح نمايند كه اين
امر در حقيقت انقلابي به قهقرا و هلاكت ملت خواهد بود.


  (   (   (


  سؤال يا ايراد ديگري كه مطرح مي‌نمايند اين است كه نهضت آزادي ايران
به طمع كسب قدرت خواهان مشاركت و پيروزي در انتخابات رياست جمهوري شده
است!


  گمان مي‌كنيم نهضت آزادي ايران در گذشته روشن و نسبتاً طولاني 23
ساله مبارزات ملي و اسلامي خود نشان داده و ثابت كرده باشد كه رسيدن به
قدرت و احراز مقامات دولتي هيچگاه مورد علاقه و اصرارش نبوده اعلام و
احقاق حق ملت و قيام اصولي عليه ستمگري و ناروائيها را بيشتر از آن
دنبال مي‌كرده است. راهنماي نهضت در فعاليتهاي اجتماعي در همان مناجات
پيشوايمان علي عليه‌السلام خلاصه شده است كه فرمود:


  «بار خدايا تو خوب مي‌داني كه آنچه از ما سرزده است رقابت براي كسب
قدرت يا جستجوي چيزي از تمتعات دنيا نبوده است، بلكه تا اصول روشن دينت
را (از كجي و انحرافات وارده) بازگردانيم و اصلاح را در كشورت پديد
آوريم كه در نتيجه آن بندگان ستمديده‌ات ايمني يابند و قوانين تعطيل
شده‌ات اجرا گردد.»


  همچنين مي‌پرسند اگر ملت در انتخابات شركت كرده و با وجود انواع
خطرات و محدوديتها و موانع بتواند رئيس جمهور مورد قبول خود را با
اكثريتي قاطع هم انتخاب كند، با وجود تعدد مراكز قدرت و تصميم‌گيري و
در چارچوب نظام فكري حاكم با نقش قيومييت روحانيت، رئيس جمهور شما به
تنهائي چگونه خواهد توانست گام مؤثري در رفع مشكلات اساسي بردارد؟


  به نظر ما انتظار تحقق كامل قطعي و فوري خواسته‌هاي يك ملت در اولين
اقدام و حركت، خصوصاً در عالم سياست و در مسائل پيچيده اجتماعي و اداري
و فرهنگي يك كشور استبداد زده و مبتلا به استعمار، عادت مردمان خام و
ساده‌لوحان كم‌ظرفيت است. موفقيتهاي نسبي تدريجي و افتادن كارها در خط
صحيح، خود گام بس بزرگ به شمار مي‌رود و مي‌تواند تضمين‌كننده پيروزي
نهائي باشد. صرف حضور و مشاركت مردم در انتخابات رياست جمهوري، در
شرايط يأس و ترس امروزي، و قبولاندن آزادي و حاكميت ملي به دولتمردان،
خود داراي ارزش و اثر فوق‌العاده است. همين قدر كه اجتماع و اتحاد مردم
و تصميم آنها باعث شود فرد مطلوب مستقل ملي و مسلماني از صندوقها بيرون
آيد، صرفنظر از آنكه اين خود پيروزي ملت و احياي انقلاب است،اين تصميم
و تمايل، نظر مردم و برنامه مرود قبولشان را از پرده ابهام و ادعا
بيرون مي‌آورد و مانند يك رفراندوم تكليف مملكت و متصديان را روشن
مي‌كند. حاكميت نيز نخواهد توانست در تبليغات يكجانبه متكي بر اختناق
اين ادعا را باز هم تكرار كند كه «همه مردم تأييدكننده ما و سياستهاي
ما هستند!». رئيس جمهور واقعي ملت، هر كس باشد، با حمايت خدا و
پشتيباني خلقي كه به دنبال دارد خواهد توانست همه مقامات را وادار به
تبعيت از حاكميت ملي و قانون اساسي و اصول اوليه انقلاب بنمايد.


  مردم نبايد تصور كنند حاكميت موجود روئين‌تنان تاريخ و قادر متعالهاي
ايران‌اند. بسياري از افراد حاكميت خوب مي‌دانند كه تكيه‌گاهي در ميان
اكثريت ملت ندارند و به همين دليل نيز با تمام نيرو و به بهانه جنگ و
توطئه‌هاي دشمن و… جلو حرف و حركت مخالفين را مي‌گيرند و روزنامه و
دفتر و اجتماع آنها را تعطيل و سركوب مي‌نمايند. اگر حسابشان پاك است
از انتقاد چه باك دارند؟! راز بقا و سركشي آنها اولاً خالي بودن ميدان
از حضور فعال همه قشرهاي ملت و از مردم غيرمجذوب و مأمور است. ثانياً
فقدان جانشين يا راه‌حل جايگزين.

ما و گروه‌هاي ضدانقلاب و
طرفداران براندازي


  گروههاي ضدانقلاب و طرفداران رژيم جمهوري اسلامي نيز در راديوها و
انتشارات خود بيانيه «چه بايد كرد» را مورد نقد قرار داده به سختي بر
ما تاخته‌اند. براي اين گروهها هر حركت و اقدامي كه رسيدن آنان را به
قدرت به تعويق بيندازد طبعاً محكوم است. آنها خواهان آشفتگي و
نابساماني هر چه بيشتر كشور هستند بنابراين حل مسالمت‌آميز بحرانهاي
كنوني كشور در جهت ادامه و بقا نظام را مانع به قدرت رسيدن خود
مي‌دانند.


  برخي از اين گروهها در بوقهاي خود دميده‌اند كه «مگر چه تحولي رخ
داده است، شما كه در انتخابات قبلي مجلس شركت نكرديد اكنون مردم را به
شركت در انتخابات رياست جمهوري تشويق مي‌كنيد؟»


  براي كساني كه اطلاعيه‌هاي ششگانه نهضت در انتخابات مجلس و بيانيه
«چه بايد كرد» را مطالعه كرده باشند قضيه كاملاً روشن است. ما در
انتخابات مجلس از آغاز براي «تأمين آزادي انتخابات» تلاش كرديم و اكنون
نيز از همين نقطه شروع مي‌كنيم. اگر همت مردم و واقع‌بيني و دورانديشي
احتمالي دولتمردان به حدي برسد كه به حقوق ملت و قانون اساسي گردن
نهاده آزادي و امنيت انتخاب‌كنندگان و انتخاب‌شوندگان را جدي گرفته و
عملاً تأمين نمايند، نهضت آزادي همراه با ساير قشرهاي ملت در انتخابات
شركت نموده نامزد نيز معرفي خواهد نمود. در غير اينصورت به ناچار
انتخاباتي را كه بدين ترتيب فساد و عدم مشروعيت آن آشكار شده باشد
تحريم خواهد كرد.

ما و حاكميت


  همانطور كه گفته شد بيانيه «چه بايد كرد» و توصيه‌هاي قانوني و به حق
ما با عكس‌العمل رسمي و مساعدي از طرف حاكميت روبرو نشد. گو اينكه به
نظر مي‌رسد پاسخ خود را در حملات برنامه‌ريزي شده وسيع و هماهنگ به مقر
نهضت آزادي در تاريخهاي 28 صفر و 22 بهمن و تعطيل و لاك و مهر دفتر
نهضت عملاً داده باشند!! به نظر ما اين امر معلول غرور و سياست عمومي
آنان در ناديده انگاشتن منتقدين مي‌باشد به طوري كه حاكميت هرگونه
مخالفت با عملكردش را در رسانه‌هاي گروهي خود به عنوان مخالفت با اصل
نظام تبليغ نموده اذهان را منحرف و مشوش مي‌سازد اما از آنجائي كه ورود
ما در مبارزه سياسي و پيگيريمان در دفاع از حقوق ملت نه به قصد
خوش‌آيند مقامات و نه از روي لجاجت و عناد است چاره‌اي نداريم جز آنكه
با توكل به خدا راهمان را ادامه داده در حد توانمان گامي به جلو
برداريم. بنابراين بار ديگر نظريات و خواسته‌هاي خود را به شرح ذيل
اعلام مي‌داريم:

از مردم تقاضا داريم:


  1ـ اگر در اين راه‌حل نواقصي مي‌بينيد ما را با نظريات و پيشنهادات
خود ياري نمائيد و اگر آن را صحيح مي‌يابيد با تشكيل مجامعي هر چند
كوچك، در راه برپائي و ايستادگي مردم كوشيده، ديگران را قانع سازيد كه
تنها راه نجات مملكت مشاركت در سرنوشت خود و تلاش در راه تأمين آزادي و
اعمال حاكميت ملي مي‌باشد.


  2ـ در صورتيكه با راه‌حل پيشنهادي ما موافق‌ايد به تكثير و انتشار
اين بيانيه پرداخته با اعلام و ابلاغ كلمه حق، آن را در هر محفل و مجلس
و در جمع دوستان و همكاران و حتي بي‌طرفان و مدعيان مطرح ساخته با
اتخاذ رويه‌اي منطقي و به دور از تعصب و احساسات، ملت را بيدار و
اميدوار سازيد.


  3ـ خواسته‌هاي قانوني خود را با امضاهاي مشخص و به شيوه‌اي مستدل و
محكم به دولتمردان منعكس نموده عدم رضايت و تصميم حق‌طلبانه خود را
بي‌پروا و در چارچوب قانون اساسي به اطلاع آنان رسانده به طور علني
منتشر سازيد.

و از حاكميت مي‌خواهيم:


  1ـ قانون اساسي و اصول مصرحه در آن، بويژه اصول مربوط به حقوق مردم و
حاكميت ملي را بيش از اين زير پا نگذارده تا خيلي دير نشده به آن تمكين
نمايد. علاوه بر آن، كوشش براي اصلاح يا تغيير حاكميت را به حساب
مخالفت با نظام جمهوري اسلامي نگذاشته آن را بهانه‌اي براي تحديد بيشتر
آزادي و تثبيت حاكميت استبداد ننمايد. ما در اين موضع تقاضا و توقعي
براي خودمان و داعيه‌اي خلاف مصالح ايران و اسلام نداريم.


  2ـ آزادي مطبوعات، اجتماعات و بيان عقيده را كه از خواسته‌هاي ملت و
دستاوردهاي سقوط رژيم سلطنتي بوده محترم شمرده و اجازه دهد مردم به
انتقاد و اظهارنظر در حل مشكلات كنوني كشور اعم از جنگ، گراني، فساد،
ناامني و بي‌عدالتي بكوشند. لازم به تذكر است كه وجود روزنامه‌هاي
محدودي كه بلندگوي حاكميت بوده نظريات دولتمردان را همانطور كه در
راديو و تلويزيون بيان مي‌شود تكرار مي‌كنند، نمي‌تواند نشانه آزادي
مطبوعات باشد. حاكميتي كه مدعي است قاطبه قريب به اتفاق ملت مريد و
موافق آن هستند اگر راست مي‌گويد به مخالفين آزادي و امكانات قانوني را
بدهد تا صدق گفتارش ثابت شود.


  3ـ به مخالفيني كه وفادار به نظام جمهوري اسلامي هستند اجازه دهد به
همان اندازه كه خود براي حمله به آنها از رسانه‌هاي گروهي استفاده
مي‌نمايند، حق بيان و دفاع آزاد و ارائه فكر و نظر داشته باشند.


  و بالاخره اگر به حقوق ملي، اسلام، قانون اساسي و پيمانهاي اوليه
انقلاب اهميتي نمي‌دهند تا خيلي دير نشده به مصلحت خود و صنف خود
بينديشند…


(   (   (


  بدون ترديد تسليم شدن به خواسته‌هاي قانوني و برحق فوق براي اكثريت
حاكميت موجود بسيار مشكل است اما براي نجات كشور از سقوط قطعي، سقوطي
كه به دنبال نابودي ايران وبالش بدنام ساختن اسلام و انقلاب را با خود
خواهد آورد درماني جز خوردن اين داروي تلخ نيست.


  (   (   (

هموطنان عزيز:


  شما در برابر خدا، تاريخ و وجدان خودتان مسئول هستيد. تا فرصت باقي
است با حضور در صحنه براي تأمين حقوق و آزاديهاي قانوني خود و به خاطر
حفظ موجوديت كشور و نظام جمهوري اسلامي و تحقق همه جانبه آرمانهاي اصيل
انقلاب به پا خيزيد.

  والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان
الله لمع المحسنين


  (ما به يقين راههاي خود را به كساني كه در طريق ما تلاش مي‌كنند
ارائه مي‌دهيم و بدانيد كه خدا حتماً با نيكوكاران است.)

نهضت آزادي ايران

خرداد 1364