دومين مصاحبه مطبوعاتی جمعيت ايرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر ٢٠ تير ١٣٥٧

 

دومين مصاحبه مطبوعاتي جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر

20/4/1357

آقايان و دوستان عزيز

قريب هفت ماه از تاريخ تاسيس جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر و پنج ماه از اولين مصاحبه ما با شما نمايندگان مطبوعات و خبرگزاريها كه در تاريخ 22/10/1356 صورت گرفته بود ميگذرد.

كميته اجرائي جمعيت مايل بود تجديد ديدار و گفتار با آقايان بعمل آمده از قدومتان وانعكاسش كه از تاسيس جمعيت و خواسته هاي ما در مطبوعات و موسسات خودتان داريد صميمانه تشكر نمائيم.

امروز اگر ملت ايران محروم از ابتدائي ترين حقوق بشري و آزاديهاي قانوني و روابط حكومت دموكراسي ميباشد و در زير ضربات جانفرساي پليس و نيروهاي جنگي نظام استبدادي دست و پا ميزند، خوشحاليم كه فريادهاي ناله و اعتراض تا حدودي بگوش مردم دنيا ميرسد و چندي است با حضور نمايندگان مقيم بعضي از خبرگزاريها و مسافرت و مشاهدات نمايندگان اعزامي توجه سرشاري از ناحيه دنياي غرب بجريانهاي مملكت ما بعمل مي آيد و همدردها و همصدائي در آنطرف مرزها پيدا كرده ايم.

همانطور كه ميدانيد و ميشنويد تبليغات دولتي ما دائماٌ صحبت از گسترش فضاي آزاد، رعايت بيشتر حقوق بشر و اعطاي آزاديهاي انتقاد و اجتماع مينمايد (كه خود اقرار صريح به جرم سنگين در گذشته ميباشد) و به نقل قول از شما خبر از تماس هائي با مخالفين و توافقهائي با جناحهاي ميانه رو ميدهد و اضافه ميكند كه اختلافات و اعتراضها و اغتشاشها خاتمه يافته است.

ما فكر كرديم شايد آقايان علاقمند باشيد حقيقت اين جريانها را بدانيد و از زبان جمعيت اخبار مستقيم و صحيحي از ما وقع و از نظريات مردم بشنوند و گزارشفعاليتهاي كميته را بگيريد. بنابر اين اقدام به دعوت آقايان باري مصاحبه مبطبوعات ي امروز نموديم و مجدداٌ از قبول زحمت و لطفتان تشكر مي نمائيم.

*        *        *

محتاج بگفتن نيست كه در اين مدت نيمسال نه ملت ايران راحت و آرام بوده است و نه جمعيت ساكت و بيكار نشسته و از آنچه در امكانش بوده خودداري كرده است، در حاليكه هيئت حاكمه ضمن تكرار ادعاي رعايت قانوني و دموكراسي و حقوق بشري بي اعتنائي كامل خود را به اظهارات و اعتراضات و خواسته هاي مردم و جمعيت ادامه داده و صرف نظر از بعضي اغماض ها هر دم بر خفقان و خشونت افزوده است.

*        *        *

با اجازه آقايان فهرست وار به پاره اي از موارد فوق و رفتاري كه با طبقات مختلف ملت شده است اشاره مينمايم تا شخصاٌ قضاوت فرمائيد.

البته توضيحات بيشتر در جواب سئوالات داده خواهد شد و اگر مايل باشيد مدارك و رونوشتهاي مربوط را در اختيارتان ميگذاريم.

موارد و طبقاتي كه اشاره خواهيم كرد بشرح ذيل خلاصه ميشود.

الف) ‌رفتار با دانشجويان و نسل جوان مملكت و وضع محيط هاي دانشگاهي

ب) رفتار نسبت به روحانيت و حوزه هاي ديني و اماكن اسلامي

ج) رفتار با بازاريها، وكلا، نويسندگان و مردم عادي

د) وضع زندانيها و روش دستگيريها و دادرسي

ه) مسئله آزادي بيان و قلم و اجتماعات و احزاب سياسي

الف) رفتار با دانشجويان و نسل جوان مملكت و وضع محيط هاي دانشگاهي

روشنفكران و نسل جوان دانشجوي ايران با حساسيت خاص و بينشي كه دارند بيشتر از طبقات ديگر از دير زمان عليه نظام استبدادي موجود به اعتراض و انزجار برخاسته اند و بيش از ساير طبقات نيز، عليرغم نو نهالي و عزت و ارزشي كه دارند، هدف كينه توزي و انتقام دستگاه بوده در معرض حملات وحشيانه پليس و گاردهاي مسلح مخصوص قرار گرفته كشته و مصدوم و مجروح و زنداني داده اند و ميدهند، ضمن آنكه نا آرامي و سرسختي شان در افزايش است.

جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر كه مانندبسياري از مردم ديگر شاهد صحنه هاي دلخراش ديافت كننده گزارشها و و شكايات تكان دهنده بوده است نامه هاي اطلاع و اعتراض چند براي مقامات مسئول يا غير مسئول ولي موثرومقصر، ارسال داشته مصراٌ خواستار رسيدگي و رفع اين جنايات گرديده و رونوشت بعضي از آنها را براي سازمانهاي بين المللي نيز فرستاده است. از جمله چهار فقره ذيل:

1-     در نامه مورخ 12/ 9/ 1356  به نخست وزير چنين نوشتيم: ‌

در اواخر آبانماه مامورين با چوب و چماق بكلاسهاي درس دانشكدهادبيات حمله بردند و همه را از استاد و شاگرد بشدت مضروب ساختند.

در دانشگاه تهران كماندوها به اجتماع آرام دانشجويان كه بمناسبت سالروز تعطيل كانون مذهبي حسينيه ارشادمنعقد شده بود حمله كرده دختر و پسر را بيرحمانه زدند و زخمي كردند

چند روز پيش در دانشگاه صنعتي آريامهر مامورين كه معمولاٌ با لباس مبدل واردمعركه ميشوند استادان و دانشجويان را وحشيانه زدند و به كلانتري جلب كرده بعضي از آ»ان را از زن و مرد با معاونت حيله گرانه. . . به بيابانهاي اطراف شهر بردند و در تاريكي شب تا سرحد مضروب ساختند. . . .

 

2ـ درنامه مورخ 11/2/1357 بعنوان اعليحضرت چنين آمده است: ‌

اعليحضرت جه نامي. . . و چه عنواني به حمله بيش از 200 نفر جترباز با چماق و زنجير بدست براي شكستن دست و پا، به دره انداختن و به زندان بردن دختران و پسران دانشجو ميدهند كه روز جمعه اول ارديبهشت ماه براي گردش به ارتفاعات شمال تهران رفته بودند؟ ‌يا هجوم كماندوهاي مامور دانشگاه تهراه به شاگردان نشسته درسركلاسها يا ايستاده به نماز دانشكده ها. . . اينان مگر فرزندان دلبند ايران نيستند. . . آخر اين چه مملكت، چه دولت و چه سلطنت است كه در سايه آن نه دانشجو در مدرسه و خيابان و كوهستان از امنيت برخوردار است و نه. . . .؟ 1

3ـ در نامه مورخ 6/4/1357 رونوشت شكوائيه اي را براي نخست وزير فرستاديم كه دانشجويان دانشگاه تهران بعنوان جمعيت نوشته خلاصه اي از مظالم وارده بر سر آنها را ذكر كرده دادخواهي و افشاگري به نزد مقامات بين المللي خواسته بودند. 2

در اين نامه اشاره به غارت متجاوز از ده هزار جلد كتاب، ممانعت از ورود دانشجويان به مسجد، هجومهاي وحشيانه به كلاسها، ضرب و شتم دانشجويان و استادان، انحلال نيمسال درسي، قطع كمك هزينه هاي تحصيلي، فاجعه هولناك حمله قواي انتظامي به كوي دانشجويان و بي خانمان كردن سه هزار دانشجوي شهرستاني پس از ضرب و جرح حدود / 350 دختر و پسر و شكستن و بستن كوي دانشگاه. 3

4ـ در تلگرام مورخ 29/3/1357 بعنوان دادستان شهرستان اصفهان4  نسبت به جريان دلخراشي كه براي زندانيان سياسي آن شهر و از جمله تعداد قابل ملاحظه اي از دانشجويان رخ داده بود اعتراض كرديم.

اين زندانيان سياسي جوان مورد حمله داخلي افراد زيادي از زندانيان عادي قرار گرفته بودند كه   از طرف مقامات زندان مامور و مجاز به حمل چاقو شده و بيش از 70 نفر را شديداٌ مجروح و مشرف به مرگ كرده بودند. بدون آنكه اقدامي براي پانسمان و معالجه آنها بشود.

1-     در بابلسر نيز پليس و سربازان به دانشجوياني كه در سال مرحوم دكتر علي شريعتي (2٨/3/135) اجتماع و تظاهرات خياباني كرده بودند حمله جنگي نموده تعدادي را مجروح ميكنند و يك نفر كشته ميشود.

*        *        *

عمليات سبعانه گاردهاي نيروي شاهنشاهي با دانشجويان دانشگاه هاي ايران كه نمايش دهنده ناسازگاري عميق نظام ارتجاعي حاكم با دانش و فرهنگ و نسل نورس ميباشد بحدي رسيده است كه در تاريخ 22/2/1357 استادان دانشگاه تبريز ضمن اعلام كتبي انزجار خويش اخطار كردند كه تا خروج گارد از دانشگاه آذرآبادگان و تغيير رفتار دولت با دانشجويان از تدريس خودداري خواهند كرد. پس از آن استادان و هيئت هاي تعليماتي موسسات آموزشي عالي ديگري نيز مراتب همدردي و همبستگي خود را منتشر ساخته اند از جمله استادان دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه صنعتي آريامهر، پلي تكنيك، و دانشكده پزشكي رازي.

تنها عكس العمل دولت اين شد كه براي حفظ نظم و امنيت انشگاهها به هيئت هاي امناي مربوطه استقلال و آزادي عمل دهد كه گارد را مرخص كنند يا نگاهدارند، بدون آنكه از اين رهگذر عملاٌ تغيير محسوسي پديدار شده باشد.

در حال حاضر ضمن آنكه دولت تاسيس دانشگاههاي تازه‌اي را عنوان مينمايد و در تهران سمينار بين‌المللي روساي دانشگاه‌ها را تشكيل مي‌دهد، غالب دانشگاههاي ايران در حال تعطيل رسمي يا عملي است و يا نيمه تعطيل ميباشد و مقامات مسئول بعضي از ترم هاي درسي را منحل و موكول به نام نويسي يا افتتاح مجدد كرده اند.

ب) رفتار نسبت به روحانيت و يا حوزه هاي ديني و اماكن اسلامي

دومين طبقه مورد خصومت دستگاه كه آماج حمله هاي انتقامجويانه شديد قرار گرفته است روحانيت شيعه و حوزه هاي تجمع و تدريس مومنين و طلاب علوم ديني ميباشد.

مراجع بزرگ مذهبي كه بنا به رسوم همه جاي دنيا محترم ميباشند و بنا به معتقدات و سنت مردم ايران مورد تجليل بوده و بر طبق قوانين اساسي مملكت مقامات صحه گذار روي قوانين مصوب هستند نه تنها مصون از جريان فوق نيستند بلكه در معرض ناشايسته ترين رفتار دستگاه و بيشرمانه ترين حملات بي سابقه در تاريخ ايران شده اند. رفتاري كه رودر روئي خاص نظام حاكم را با خواسته هاي ملت نشان ميدهد.

مطبوعات جهان از مقاله سراپا ناسزا و توهين بساحت ارجمند آيت الله العظمي خميني كه به اشاره ساواك در روزنامه تحت فرمان اطلاعات درتاريخ 17/10/1356 درج گرديده بوداطلاع حاصل كرده و دانسته اند كه چگونه آن مقاله عامل انگيزش نفرت و خشم علما و سراسر مردم مسلمان ايران و موجب و مقدمه تظاهرات وسيع و فحايع خونين شهرهاي قم و تبريز و جهرم و اهواز و مشهد و ساير جاها گرديد.

دولت ايران پيشواي محترم و محبوب مسلمانان ايران را بعد از 15 سال تبعيد خلا ف قانون هنوز دور از كشور و ممنوع از مراجعت نگاهداشته بردن نام و تجليل و تظاهرات به افتخار ايشان را مدرك جرم و بهانه حمله و كشتن مردم ميداند.

كميته اجرائي جمعيت نامه اي به تاريخ 21/10/1356 در اعتراض بدرج مقاله مزبور رفتار مامورين با مردم بي گناه قم بعنوان نخست وزير نوشته مصراٌ خواستار معرفي و تعقيب نويسنده مقاله و محاكمه و مجازات عمال كشتار فاجعه قم گرديد.

مطبوعات و مردم دنيا از اجتماعات سوگواري و اعتراض انبوه چهل روز به چهل روز مردم سراسر ايران كه مواجه با ممانعت و دخالت مسلحانه پليس و نيروهاي انتظامي و ريختن خون دهها و صدها نفر مردم بي گناه بي دفاع شده است و وسيع ترين و شديد ترين آنها در تاريخ 29/11/1356 در شهر تبريز بوقوع پيوست، نيز اطلاع پيدا كرده اند.

روزنامه هاي تحت سانسور و تبليغات دولت به جاي آگاه ساختن افكار عمومي ايران و خارج از اجتماعات همگان و انعكاس دادن صادقانه امواج اعتراض و انزجار شهرها و بعوض عذرخواهي و خودداري از جنايات ارتكابي دست به پخش وسيع اخبار مجعول يا مبالغه اي از حملات اخلالگران متفرق به بعضي از موسسات اقتصادي و شكستن درب و پنجره ها زدند تا جريانات عظيم نارضايتي مردم و انقلاب عليه دولت را وارونه جلوه داده به بهانه حفظ نظم و امنيت مستمسك قانوني براي شدت عمل و خشونت هاي بيشتر بتراشد.

كميته اجرائي در نامه مورخ  15/ 1/1357 بعنوان آقاي نخست وزير پرده از اين نقشه برداشته اخطار و هشداري به دولت و ملت داد.

ورود پيشوايان ديني مورد احترام و اطاعت اكثريت مسلمانان ايران به صحنه مبارزات عليه حكومت استبدادي و عكس العمل هاي نابخردانه و خصمانه دولت عليه روحانيت و مردم منجر به بزرگترين تظاهرات تاريخ ايران بازاربندان 10 فروردين 1357 به مناسبت اربعين شهداي تبريز در پايتخت و شهرهاي بزرگ و كوچك ايران گرديد كه روشنترين معرف افكار ملي و طبيعي تري رفراندم همگاني عليه نظام حاكم بايد تلقي شود.

كميته اجرائي جمعيت اين معني را در نامه مورخ 11/2/1357 بعنوان اعليحضرت صريحاٌ گوشزد نمود. دولت مجري فرامين اعليحضرت نه تنها كوچكترين اعتراف به خطاهاي خود. وكمترين انصراف از سياست ضد آزادي و ضد حقوق بشري خود ننمود بلكه با سرسختي و بيشرمي تمام در روزهاي 19 و 20/2/1357 مامورين انتظامي اعزامي خود را بلامقدمه و بي جهت وارد منازل مراجع بزرگ ديني قم آيات الله العظام گلپايگاني و شريعتمداري نموده اثاثيه و خانه ها را تخريب، اهل خانه و مراجعين و طلاب را وحشتزده و مضروب و دو نفر ار مقتول كرد!

كميته اجرائي دربرابر چنين جنايت باور نكردني يك نامه همدردي و انزجار بتاريخ 25/2/1357 براي پيشوايان بزرگ تقليد ارسال داشت.

گذشته از رفتارهاي ضد اسلامي و ضد انساني و ضد قانوني فوق، مامورين انتظامي تقريباٌ كليه خطباي ديني راكه در مساجد و مراسم اخير شهرها سخنگوي روحانيت و ملت بوده اند و همچنين تعدادي از پيش نمازان و روحانيون مبارز و روشنفكر را (جمعاٌ در حدود 50 نفر) برخلاف قانون به شهرهاي معمولاٌ بد آب و هوا و دور افتاده تبعيد كرده است. 1

15 خرداد ماه 1357 مناسبت ديگري پيش آمد كه اكثرت قريب باتفاق مردم ايران بياد بود واقعه خونين پانزد سال قبل، يعني اولين قيام روحانيت عليه نظام استبدادي به رهبري آيت الله خميني كه منجر به شهادت دسته جمعي هزاران نفر مردم شهر و دهات شده بود. بار ديگر نارضايتي عميق و طرد نظام استبدادي حاكم را بصورت طبيعي ترين و قطعي ترين رفراندم اعلام دارند.

دولت كه پيش بيني تظاهرات بزرگي را براي آنروز مينمود تصميم به مقابله شديد و كشتار بي دريغ گرفته بود كميته اجرائي حقوق بشر همصداي با گروههاي اسلامي و روحاني و ساسي براي خنثي كردن نقشه شوم دولت و ارائه وحدت نظر ملت در محكوم كردن نظام حاكم دعوت به تظاهرات مسالمت آميز و اعتصاب آرام همگاني بصورت خانه نشيني كرد.

در انروز سكوت باشكوهي در شهرهاي بزرگ و كوچك سراسر كشور مانند يزد، قم، مشهد، اصفهان، ساوه، تبريز، زنجان، اردبيل، ميانه، جهرم، كرمانشاه، شيراز، قزوين، و حتي دهات سايه انداخته بازارها و دكانها همه جا بسته و خلوتي پرمعنائي حكمفرما بود. 2

ج) رفتار با بازاريها، وكلا، نويسندگان و مردم عادي

مردم بازار ايران و صاحبان مشاغل آزاد كه تا حدودي خارج از اسارت استخدامي دولت بوده حالت آزاديخواهي و مبارز آشكار دارند و همانها هستند كه تظاهرات ملي و اجتماعات بزرگ مجامع مذهبي را تشكيل داده و بازارها را مي بندند، سومين طبقه مهم مملكت هستند كه مورد كينه و آزار خاص نظام استبدادي قرار دارند.

تعداد زيادي از امضاء كنندگان اعلاميه هاي اعتراض و اعتصاب و تشكيل دهندگان مجالس فاتحه و چهلم بجرم واهي گرانفروشي يا تخلفات صنفي مورد تعقيب و مزاحمت اطاقهاي اصناف (كه زير نظر و شعبه اي از ساواك است) قرار گرفته محروم از كسب و كار گرديدند. در بعضي از وزارتخانه ها نيز دستور اخراج از خدمات مشاوره اي يا ابلاغ ماليانهاي سنگين براي وكلاي دادگستري و پزشكان آزاديخواه را صادر كردند و جلوي انتخابات داخلي كانون نويسندگان را گرفتند و همانطور كه ميدانيددر خانه و در دفتر كار چند تن از موسسين جمعيت و مليون بمب هاي انفجاري بعنوان اولين هشدار از طرف سازمانهاي حزبي و ساواك كار گذاشتند.

بسياري از مردم شركت كننده در تظاهرات مسالمت آميز چند ماه اخير و حتي رهگذرهاي خيابانها كه مرتكب عمل مورد ايرادي نشده بودند بدون اخطار قبلي در معرض كتك، توقيف يا گلوله مامورين انتظامي رسمي و مخفي قرار گرفته اند در حاليكه مرجعي براي رسيدگي بشكايات و كيفر مقصرين وجود ندارد.

كميته اجرائي در اين زمينه نامه هائي چند به تاريخهاي 12/9/56، 21/10/56، 25/11/56، 2٨/1/57 صادر نموده است.

د) وضع زندانها و روش دستگيريها و دادرسي

اجراي شكنجه و شرايط زندگي زندانيان سياسي و همچنين بازداشتها و محاكمات كه سال گذشته در اثر اقدامات مجامع بين المللي مانند صليب سرخ، آمني ستي انترناسيونال و كميته جهاني حقوق بشر تا حدودي بهبود پيدا كرده ظاهر سازي هائي رعايت ميشد، درنيمه سال اخير بازگشتهاي محسوسي در آنها بوضع گذشته ديده شده و از جهاتي بدتر هم شده است. البته عفو و آزادي عده اي نيز درباره زندانيان سياسي كه محكوميت هايشن بپايان نرسيده بوده و حاضر بدرخواست عفو يا تعهد همنكاري با ساواك نشده اند بعمل نيامده است.

در تاريخ 21/12/56 در زندان قصر تهران زندانيان سياسي در اثر مشكلات غيرقابل تحمل ملاقات با خانواه ها، دريافت نامرتب روزنامه و كتاب، بهداشت و خوراك و ساير ضروريات اوليه زندگي و همچنين براي تجديد محاكمه خود در دادگاههاي غير نظامي دست به اعتصاب ملاقات و غذا زدند و چون مواجه با بي اعتنائي و بدرفتاري بيشتر شدند اعتصابها تا سه هفته ادامه پيدا كرد. در آن مدت مادران و پدران آنها كه به مقامات نظامي و قضائي مراجعه ميكردند با اهانت و اخراج و ضرب و جراحت روبرو ميشدند و سرسختي و ستمگري مسئولين زندان زيادتر ميشد.

از طرف كميته اجرائي جمعيت اعتراض شديدي در نامه مورخ 2٨/12/1356 بعنوان نخست وزير بعمل آمد و از صليب سرخ و عفو بين الملل درخواست اعزام نماينده شد تا آنكه با دخالت جدي عفو بين الملل در تاريخ 5 آوريل 197٨ (16/1/1357) و مراجعه به شخص شاه ارضاي خاطر زندانيان و رفع اعتصاب غذا بعمل آمد.

*        *        *

بازداشتهاي اجتماع كنندگان در تظاهرات و پخش كنندگان اعلاميه ها كه مختصر تخفيف پيدا كرده و به دادگاههاي عمومي مراجعه شده وكلاي غيرنظامي ميتوانستند در محاكمات علني از آنها دفاع كنند، پس از اعلام تشديد عمل دولت كه در ارديبهشت ماه 1357 (مه 197٨) ‌صورت گرفت وضع تازه اي پيدا كرده و مجدداٌ بسياري از بازداشت شدگان تحويل كميته هاي ساواك و دادگاههاي نظامي ميشوند و يا بدون محاكمه مدتها در زندان مي مانند.

اعليحضرت در آخرين مصاحبه راديو و تلويزيوني در خرداد ماه صريحاٌ اعلام داشتند كه فقط جرائمي از فبيل شيشه شكستن به محاكم دادگستري ارجاع ميگردد. و اجراي ماده 307 قانون كيفر ارتش كماكان بقوت خود باقي است. ناگفته پيداست كه هر گونه جرم سياسي بزعم ايشان بدادرسي ارتش ارجاع ميشود.

شكنجه بازداشت شدگان حتي بصورت تجاوز به جوانان در زندانهاي كميته و در كلانتريها در مشهد و اصفهان و مهاباد گزارش شده است و شكنجه گران كماكان مشغول خدمت ميباشند.

كميته اجرائي براي اعتراض به هجوم بمنازل افراد آزاديخواه و بازداشتهاي غيرقانوني و شكنجه و ارجاع پرونده ها بدادرسي ارتش نامه اي بتاريخ ٨/3/1357 براي نخست وزير فرستاد.

در اين نامه بلاجواب گذاردن كليه نامه هاي گذشته را متذكر شده تقاضاي ملاقات حضوري براي طرح خواسته هاي قانوني خودنموديم.

سه هفته قبل معاونت نخست وزيري ضمن اظهار بي اطلاعي و عدم دريافت نامه هاي ارسال (كه غالب آنها با پست سفارشي يا تلگرافي بوده است) از كميته اجرائي خواسته اند نمايندگان خودرا براي مذاكره با ايشان اعزام دارد. كميته نيز طي نامه مورخ 22/3/57 نمايندگاني براي ملاقات و مذاكره با آقاي نخست وزير معرفي كرده است ولي تا اين تاريخ موفق بدريافت جواب و قرار ملاقات نشده است.

*        *        *

در زمينه كيفيت محاكمات متهمين سياسي ايران و طرز عمل دادگاهها گزارشي بتاريخ 2٨ فوريه 197٨ از طرف عفو بين الملل به كميته روابط بين الملل كنگره آمريكا داده شده است كه شاهد روشني از نوع مطالب بالا ميباشد و يك رونوشت خدمت آقايان داده ميشود.

ه) مسئله آزادي بيان و قلم و اجتماعات و احزاب سياسي

مختصر آزادي قلم و بيان و اجتماع كه از يكسال و نيم قبل در ظرف پنج شش ماهي بصورت محدود و مسدود در محوطه خانه ها و مساجد و باشگاههاي خصوصي وجود داشت و اعلاميه هاي دستي كم و بيش مخفيانه منتشر ميگرديد از ژانويه 197٨ (12/10/56) ‌و مسافرت رئيس جمهور آمريكا به ايران رفته رفته محدودتر و مشكل تر گرديده به سرحد ممنوعيت نزديك ميشود.

البته هيچگاه دولت نه به روزنامه هاي عمومي تحت سانسور خود اجازه درج نظريات و مقالات مخالفين را داده و ميدهد و نه به مخالفين امتياز روزنامه و مجله يا امكان افتتاح حزب و باشگاه را داده است.

سانسور طبع و نشر كتاب ها نيز كه محتاج به اجازه و شماره مخصوص اداره نگارش نظارت فرهنگ و هنر (در حقيقت ساواك) ‌است و عمل خلاف قانون ميباشد كماكان ادامه دارد. همچنين قانون تشديد مجازات كيفر كه مواد 309 و 310 آن تشكيل جمعيت هاي بيش از دو نفر را جرم و مشمول حبس ابد ميداند به قوت خود باقي است و كتاب و نشريه كه موجب تحريك شود محكوميت به حبس ابد مياورد و بدون آن 12 سال.

*        *        *

اخيراٌ بعضي از نمايندگان مجلس متعلق به حزب رستاخيز شهامت پاره اي انتقادها و سئوال و استيضاح از دولت را پيدا كرده از حزب واحد استعفا داده و به احياي حزب سابق خود پرداخته اند يا صحبت از تشكيل حزب تازه اي مينمايند ولي سخنگوي دولت در اوايل تير ماه مجدداٌ تاكيد كرده است كه يگانه حزب قانوني مملكت و راه انتخاب شدن در مجلس همان حزب رستاخيز است.

در خاتمه اين نكته رالازم است متذكر شويم كه برخلاف آنچه شايع است و از قول خبرگزاريهاي خارجي نقل كرده و گفته اند كه مذاكرات و تفاهم و توافقهائي با شخصيتهاي روحاني و سياسي و با گروههاي ميانه رو بعمل آمده است ما چنين اطلاعي نداريم.

دولت تاكنون كمترين عذرخواهي و بازگشت از عمليات خلاف قانون و از سلب آزاديها و از فشار و كشتارهاي خود نكرده و مامور خطاكاري را بمحاكمه و كيفر نكشيده است تا محل و موجبي لااقل براي شروع مذاكره و طرح تفاهم پيدا شده باشد، بلكه بالعكس، اظهارات و عمليات مقامات مسئول و غيرمسئول نشان داده است كه علاقه و امكان براي سازش نظام استبدادي حاكم و فرماندهي خودكامه آن با حقوق و خواسته هاي ملت و با قوانين اساسي ايران وجود ندارد.

*        *        *

آقايان عزيز!

چنين است وضع آزادي و حقوق بشر كه ملت ايران در سايه نظام حاضر از آن برخوردار است، وضعي كه حضرت پرزيدنت كارتر در آستانه سال مسيحي اعلام نموده بود درباره آن نظريات مشترك با شاه ايران دارد.

مجدداٌ از قبول زحمت و پذيرفتن دعوت ما سپاسگز ار ميباشيم و اميدواريم با شنيدن و رساندن فرياد مردم زير ستم و محروم از حقوق بشر ايران و خواستن آنچه حقيقت و حق است دامنه عدالت و صلح و برادري را در دنياگسترده فرمائيد.

هيئت اجرائي جمعيت ازاني دفاع از آزادي و حقوق بشر