شماره ٢ بدون تاريخ

title

جلد دوم اسناد، بخش سوم، با تفسيرها و بدون تفسيرها، شماره 2، 11/40

 مجله «نيشن» چاپ آمريكا در شماره مخصوص ژوئن 1961 نوشت:

موسسه حقوقي ساليون و كرومول كه برادران دالس در آن مشاركت داشتند مشاورت حقوقي شركت نفت انگليس را به عهده داشت. آيزنهاور كه شديدا تحت نفوذ برادران دالس بود تصميم گرفت در صحنه بين‌المللي به قمار دسيسه‌آميز جديدي دست بزند پس از يك ماه به مصدق جواب رد داد و متعاقب آن تحريكات شروع شد. «آلن دالس بعنوان مرخصي با زنش به اروپا ميرود بر حسب اتفاق هندرسن سفير آمريكا در ايران هم عازم سوئيس ميشود و شاهزاده خانم اشرف پهلوي و سرتيپ نورمان شوارتسكف هم فرا ميرسند و نقشه كار فراهم ميگردد.» «.شوارتسكف به تهران مي‌آيد با شاه ملاقات و زاهدي را ياد ميكند.. پول سازمان اطلاعات مركزي آمريكا به مقادير متنابهي به جريان ميافتد. منابع موثق اين پول را به 19 ميليون دلار بالغ ميدانند»

آنگاه نويسنده مقاله نتيجه ميگيرد كه آنچه سازمان اطلاعات در ايران انجام داد يك كودتا بسبك قديم براي نجات سرمايه يك ميليارد دلاري شركت نفت بود. . . . . و در موقع بحث از كمك آمريكا ميگويد كمك آمريكا نتيجه‌اش فقط تورم و فساد و ارتشاء بوده است.

هوبرت هامفري با تحير و تعجب بيكي از خبرنگاران گفته است كه آيا ميدانيد فرمانده كل ارتش ايران بيكي از دوستان من چه گفته است؟ گفته است در نتيجه كمك آمريكا وضع ارتش ايران خوب است و بخوبي ميتواند با مردم غير نظامي ايران مصاف دهد. . . . . ارتش ايران با روسها نميجنگد. . . برنامه ارتش ايران جنگ با مردم ايران است و براي ختم مقال مينويسد: «ايران حقيقتا عامل زنده‌اي است از خروشچف ضمن اظهارات خود به والتر ليپمن گفته كه معتقد است دنياي غرب خود بخود كارهايي بنفع او انجام ميدهد. ما مسوول استقرار و تقويت رژيم‌هاي ديكتاتوري فاسد دست راستي هستيم و بالنتيجه اعتقادات خروشچف را براي او محقق ميسازيم.»

جنگ ارتش ايران با مردم ايران

مجله نيوزويك در شماره 5 فوريه /62 مينويسد: «در نظر اول بنظر ميرسيد كه انقلابي كه مدتها است انتظار آن ميرود در ايران بوقوع پيوسته است. هزاران دانشجو از درهاي دانشگاه بيرون ريختند در حالي كه فرياد ميكشيدند «سرنگون باد اميني ـ سرنگون باد حكومت فاسد و مزدور» اتوموبيلهاي بلندگودار به دانشجويان اخطار كرد كه متفرق شوند. وقتي كه 6000 دانشجو باين دستور توجهي نكردند پليس برخلاف قانون وارد دانشگاه شد. . . . دانشجويان سنگ پرتاب كردند نيروهاي انتظامي آنرا با گاز اشك‌آور و باتون جواب دادند. در خاتمه 300 دانشجو بزندان افتادند. يكنفر كشته شد و 218 نفر ديگر زخمي شدند. نخست‌وزير علي اميني گفت: اگر از نظر سلول زندان دچار كمبود شويم زندانهاي جديدي خواهيم ساخت. شاه محمد رضا پهلوي مضطرب و نگران است به اميني يك اختيارات ششماهه ديكتاتوري اعطاء كرده است. . . . سپس اميني با رهبر دست راستي‌ها ژنرال تيمور بختيار به آزمايش قدرت پرداخت. ـ اميني ميخواست او را زنداني كند ولي بختيار باو پيغام داد كه: من هر كسي را كه براي دستگيريم بيايد با گلوله از پاي درخواهم آورد. اين تهديد بختيار به اميني باعث شد كه اميني از شاه بخواهد او را بعنوان مرخصي به اور پا بفرستد.

نيويورك تايمز در شماره 22 ژانويه /62 نوشت: نيروهاي انتظامي در يك يورش سه ساعته عليه طرفداران محمد مصدق 300 نفر از دانشجويان را توقيف نموده در اين يورش پليس از باتون و بمب اشگ‌آور و پاره‌آجر استفاده ميكرد. هدف اصلي دانشجويان انجام سريع انتخابات بود. اعلاميه دولت حاكي از دستگيري 300 نفر است ولي مامورين بيمارستانها ميگويند به معالجه 400 نفر كه جراحتهاي شديد داشته‌اند پرداخته‌اند.

رئيس دانشگاه مينويسد:

امروز يكشنبه اول بهمن ماه ساعت يازده و ربع عده‌اي نظامي بدون آنكه اتفاقي مداخله آنانرا ايجاب نمايد به محوطه دانشگاه وارد شده و جمعي از دانشجويان را مضروب و مجروح نموده‌اند دانشگاه نسبت به اين عمل رسما اعتراض و تقاضاي رسيدگي و تعقيب مرتكبين و مجازات آنانرا از دولت مينمايد.

نهضت آزادي ايران در اعلاميه پنجم بهمن ماه مينويسد:

دانشگاه دوسال است درست مقارن. . . . . . عيد بزرگي كه بافتخار ولادت امام غايب و در انتظار پيروزي حق بر باطل برپا است مركز كينه‌جويي و ستمگري‌هاي هيأت حاكمه ميگردد. . . . روز اول بهمن ماه 1340 ايادي مرموز ولي شناخته شده‌اي با تحريك مستقيم و غيرمستقيم وضعي در محيط پاك دانشگاه ايجاد نمودند كه حتي ذكر آن در دنياي امروز شرم‌آور و اسف‌انگيز است. . . . . .

افراد پليس و ژاندارم و چترباز. . . . . با شريفترين و گرامي‌ترين افراد وطن چنان دست بگريبان شدند كه هيچ پدر كشته‌اي با دشمن خود آنچنان انتقامجويي نميكند. . . . . .

ملت ايران مسوول حادثه. . . . . . را كسي ميداند كه قواي انتظامي را رهبري و سرپرستي ميكند. حال اگر دولت نظارت و حكومت برقواي انتظامي داشته و دارد بايد محاكمه شود و اگر خود آلت بدون اراده و بدون اختياري در مسير آنهاست بايد صريحا بگويد كه قواي انتظامي از كجا و چگونه دستور ميگيرند.

اعلاميه كميته جبهه ملي مونيخ مينويسد:

ياران عزيز. اخبار واصله حاكي از اعمال وحشيانه و شرم‌آور پليس ايران عليه دانشجويان گرانمايه دانشگاه تهران است. . . . . چرا؟ براي اينكه آنها آزادي رهبر خود آقاي دكتر مصدق سمبل آزاديخواهان ايران را خواهانند. امكان فعاليت‌هاي سياسي براي سازمان‌هاي ملي را مطالبه ميكنند و ميخواهند. . . انتخابات مجلس بعمل آيد. اعلاميه با سلام به پدر خردمند و پيشواي عاليقدر ملت خاتمه مي‌يابد.

نامه رسيده از آلمان مينويسد: ده هزار اعلاميه به زبان آلماني چاپ و منتشر شد چون روز دوشنبه دمونستراسيون بود. دانشجوها در شهرهاي آخن ـ هانور ـ اولگين متينگ دادند. دانشجويان وين به كنسولگي حمله بردند و در نتيجه زد و خورد مابين دانشجوها و پليس درگرفت و عده كثيري زخمي شدند.

باختر امروز در شماره فوق‌العاده خود اعلاميه شوراي عالي موقت جبهه ملي ايرانيان مقيم خارجه چاپ كرده و نوشته است. . . بار ديگر فرياد حق‌طلبانه ملت ايران از زبان هزارها دانشجوي جوان در زير آسمان آبي وطن ما طنين افكن شده است. ديروز يكشنبه هزاران تن از دانشجويان عليه حكومت شاه و اميني به تظاهرات پرشوري دست زدند. . . آنها طلب كردند كه دكتر مصدق رهبر ملت ايران بايد آزاد شود.

پليس تهران به دستور مستقيم شاه متظاهرين را به گلوله بست. . . . . . . . . .

در اين لحظات حساس تاريخ وطن كه برادران غيور و بي‌باك شما در سنگر اول مبارزات ملي سينه در برابر گلوله‌هاي شاه سپر كرده‌اند و اكنون كه صدها تن از آنان در سياه چالهاي قزل‌قلعه زنداني هستند بر شما است كه با تظاهرات يكپارچه در برابر سفارتخانه و نمايندگيهاي ايران و بياري مبارزان وطن برخيزيد.

اعلاميه با سلام و تعظيم به دانشجويان دانشگاه تهران و شعار برقرار باد حكومت ملي دكتر مصدق ختم ميگردد.

و اما در ايران خودمان نيز جريان به سكوت برگزار نشد.

در كرمانشاه كانون جوانان وابسته به حزب پان ايرانيست فرمان ميدهد: نسل جوان و بيدار در راه نبردهاي ملت ايران به پيش و بار ديگر اعلام ميكند كه توطئه بر ضد سنگر دانشگاه محكوم به شكست است و هيچ دسيسه‌اي نميتواند مبارزه اصيل و ملي ما را منحرف كنند.

و سازمان دانشجويان حزب پان ايرانيسم، هيأت حاكمه را محكوم كرده ميگويد: بيداري و هشياري و تشخيص نسل جوان آنانرا سخت ناراحت و پريشان ساخته كه حتي شرم نياورده استادان و كارمندان دانشگاه را نيز مورد ضرب و اهانت قرار داده‌اند ـ سازمان مذكور نسبت به تجاوز اول بهمن اعتراض كرده آزادي دانشجويان و مجازات عاملين و مسببين تجاوز غيرقانوني به دانشگاه را خواسته است. اعلاميه‌هاي سازمان دانشجويان و دبيرستانهاي مشهد وابسته به جبهه ملي از همه شوق‌انگيزتر و اميدوار كننده‌تر است ظاهرا اين اعلاميه كوچك به خوبي نشان ميدهد كه طبقه جوان كشور ما در چه شرايط سخت و ناگواري عليه بيدادگري طبقه حاكمه به مبارزه برخاسته است. دانش‌آموزان مشهد در يكي از اعلاميه‌ها خبر از تعطيل عمومي و مقاومت بخاطر هدفهاي انساني خودشان ميدهند و در اعلاميه ديگر نفرت و انزجار خود را از جلادان بيرحم و خدانشناس ابراز داشته و نويد ميدهند كه همصدا با دانش‌آموزان قهرمان پايتخت به نبرد عليه بي‌ايمانان ادامه خواهند داد.

اما وقتي كه طبقه حاكمه ميكوشد پرده استتار بر حوادث اخير بكشد و اعمال رذيلانه خود را در مقابل مردم توجيه نمايد جبهه ملي در اعلاميه خود نقاب از چهره آنان برميدارد.

جبهه ملي ميگويد. . . . . دستگاهيكه دختر و پسر دانشجو را با سرنيزه از كلاس درس و پشت ميز آزمايشگاهها ساعتها شكنجه ميدهد و مجروحين را در حال بيهوشي و فرياد و فغان به چوب ميبندد و ساعت و موجودي نقدي آنانرا در اين خلال بغارت ميبرد و مجروحين را از روي تخت بيمارستان كوچك دانشگاه بزير لگد مياندازد و دانشگاه تهران را به مخروبه‌اي مبدل ساخته و چون قشون چنگيز از هيچ تباهي فروگذار نميكند اكنون در مقام انتقام‌جويي از ملت برآمده. . . و هنوز خود پاك دانشجويان بر در و ديوار دانشكده‌ها خشك نشده بود كه دست ناپاك و جنايتكار استبداد يك جوان آزاده (مهدي كلهر) دانش‌آموز دبيرستان علميه را بخون كشيد. . . و با توقيف اشخاص فاسد و مزدور خارجي چون رشيديان و فرود كه از همفكران وفادار نخست‌وزير غيرقانوني دستگاه حاكمه هستند در مقام سركوب كردن مبارزات اصيل ملت ايران برآمده است.

جبهه ملي در تاريخ ششم آبان اعلائمه ديگري صادر نموده است و از دانشجويان و دانش‌آموزاني كه به نداي جبهه در مورد تعطيل عمومي پاسخ داده‌اند تشكر نموده و به توقيف غيرقانوني صدها دانش‌آموز و دانشجو و استاد و آزاديخواه و عده‌اي از رهبران جبهه اعتراض نموده و دولت را به ناجوانمردي متهم نموده است زيرا دولت غيرقانوني اميني براي توجيه عمليات جنايت بار نيروهاي انتظامي و تبرئه خود تظاهرات دانشجويان را الهام گرفته از نبردهاي ارتجاعي و منابع خارجي معرفي نموده است.

جبهه ملي ميگويد اگر كسي كمي شرف و انصاف و كوچكترين بستگي به ملت ايران داشته باشد چنين نسبتي را به جبهه ملي و عناصر وطنخواه نميدهد. . . . آقاي دكتر اميني شما اگر نميخواهيد كه با تكيه به تبليغات بيگانگان براي موجه قلمداد كردن اعمال زشت قواي انتظامي خود مندرجات جرايد ارتجاعي و استعماري تايمز لندن و منچستر گاردين را كه كارگردانان اصلي حكومت خود ديكته ميكند از راديو ايران بخوانيد و از آنها بهره‌برداري كنيد بدانيد كه جبهه ملي ايران از افكار عمومي ايران بهره‌مند است و بهمين جهت نياز به پشتيباني و راهنمايي جرايد بيگانه از هر گروهي كه باشد ندارد.» و لابد به همين دليل است كه روزنامه نيويورك‌تايمز در شماره مورخه 4 دسامبر 1961 خود باين مطلب اشاره كرده مينويسد رهبري طبقه متوسط با جبهه ملي است. روزنامه مزبور صريح مينويسد كه هيچ اطميناني نيست كه حكومت اميني و يا حكومت ديگري كه وسيله شاه منصوب شود و تحت نفوذ و اوامر شاه قرار گيرد ميتواند بطور موثري با تنبلي و فساد و جهل و عقب‌افتادگي و بوروكراسي مبارزه كند و طرفداران جبهه ملي را در دانشگاه به 80 تا 90 درصد تخمين ميزند و ميگويد اينها و بازاريها و طبقه جوانان تحصيل كرده و ناراضي از اوضاع و افسران چنان قدرتي را تشكيل ميدهند كه به آساني قادر بواژگون كردن تشكيلات فعلي كشورند. اينها نه تنها كمونيست نيستند بلكه ضد كمونيست هم هستند. اما اگر همين ضد كمونيستها قدرت را بدست گيرند بدون شك براهي سواي آنچه آمريكاييها مايلند خواهند رفت.