اخبار جنبش اسلامي، شماره 7، شنبه بيست و پنجم آذر 57
تهران
يكبار ديگر كشور ما، تجلي گاه اراده خلق مستضعف و مسلمان مان گشت مشتهاي گره كرده مردمي كه سالها همه چيزشان را بغارت برده و حتي از ناله كردن نيز محرومشان كرده بودند، بر فرق دشمنان خدا و خلق خدا فرود آمد و خوابهاي شيرين شان را براي فريب خلق و انحراف جنبش و طولاني تر كردن سلطه شومشان بر هم زد يكپارچگي و جهت گيري عميق مردم مسلمان ما كه با غريو‹‹ استقلال ـ آزادي ـ حكومت اسلامي›› طنين افكن شده بود، نهايت انزجار و نفرت مردم را از رژيم سفاك و جنايتكار حاكم نمايان مي ساخت. فريادهاي ‹‹ الله اكبر›› و ‹‹ لااله الا الله ›› كه شب هنگام در سراسر ميهن ما قلبهاي مردم را بيكديگر ميدوخت، اكنون در كنار هم، باصلابتي رعدآسا، مي رفت تا پرده هاي فريب و تزوير را بدرد و بار ديگر كيفيت و كميت انقلاب عظيمي را كه سراسر اندام خلق مسلمان ما را در بر گرفته است، به جهانيان و به روبه صفتان گرگ خصلتي كه سالها خيانت را خدمت و تقليد را اصالت و غارت بزرگ را تمدن بزرگ ناميده اند، نشان دهد. اين جرثومه هاي پليدي و ننگ كه تا ديروز از بوقهاي تبليغاتي خويش مردم را از رخنه عوامل دست نشانده‹ كه كسي جز خودشان نيست› بر حذر ميداشتند! ، وقتي ديدند كه مردم در روز تاسوعا و عاشورا با تشكل و وحدت و نظم خويش اجازه رخنه در صفوف خود ندادند، مذبوحانه بكشتار آزمايشي در شهرهاي اصفهان و اراك و… دست زدند و با استخدام جمعي جاهل و خود فروخته تظاهرات باصطلاح‹‹ ملي و ميهني›› براه انداختند و چماق بدستان مزدوري را براي آزار ارعاب مردم به خيابانها گسيل داشتند و در بوقهاي‹‹ انكر الا صوات›› خويش دميدند كه گويا برخوردي بين موافقين و مخالفين بوده است. بيشرمانه تراينكه ادعا ميكنند كه خبرنگاران خارجي از اين مراسم فيلمبرداري كرده اند…. كه شايد براي تمسخر و خنده! . اما تهران، در اين دو روز، همچون قلب پرطپشي بود كه براي چندمين بار وحدت راي خلق مسلمان ما را براي سرنگوني رژيم طاغوتي حاكم به روشن ترين وجهي نمايانگر ساخت. نگاهي به جمعيت شركت كننده در اين رفراندوم عظيم كه از مرز ميليون گذشته بود و بنقل از خبرگزاريها به دو ميليون ميرسيد، و با توجه به آمار بيش از 50 درصد كودكان و پيران و ناتوانان در مقايسه با جمعيت كل تهران روشن ميسازد كه راي قاطع مردم در اين رفراندوم كه خلع شاه و واژگوني رژيم سلطنتي و استقرار حكومت جمهوري اسلامي را خواستار شده بودند تا چه حد از اكثريت برخوردار است. طبقات مختلف مردم از اولين ساعات صبح روز تاسوعا، در بيش از 8 نقطه تهران اجتماع كردند. واگر شرايط رواني آنروزرا با توجه به تهديدهاي رژيم وسابقه برخوردهاي مامورين در نظر بگيريم، اهميت و عظمت اين پذيرش شهادت انقلابي بيشتر پي خواهيم برد. اكثريت شركت كنندگان صبح تاسوعا وصيت خود را كرده بودند و بسياري از آنها غسل شهادت كرده و روزه گرفته بودند و آگاهانه و عاشقانه به استقبال شهادت شتافته بودند اين اجتماعات، همچون سيلابهاي پربركت بهاري برودخانه عظيم انساني خيابان شاه رضا مي پيوستند و با آن بطرف غرب تهران حركت خود را آغاز ميكردند. در حاليكه طنين‹‹ الله اكبر و لا اله الا الله ›› آسمان را به لرزه در آورده بود، مردم به ياد پرگوييهاي ازهاري مي افتادند كه احمقانه گفته بود همگي نوار و بلندگو است. جمعيت خروشان و طوفنده به پيش ميرفت و هر از گاهي كه هليكوپتري در آسمان ظاهر ميشد، با مشتهاي گره كرده به او اشاره ميكردند. مردميكه ماه محرم را با خون آغاز كرده بودند، در اين لحظات، فرصتي مي يافتند كه خشم و نفرت خود را در تشكلي حيرت انگيز بنمايش بگذارند. زني كه همچنان طفلي بزير سينه داشت و فرياد ميكشيد، پير زن فرتوتي كه دو نفر او را در قدم برداشتن كمك مي كردند و با اينحال نفرين ميكرد، طفل 11 ساله اي كه با صداي ريزش كه بسختي گرفته بود، فرياد‹‹ الله اكبر ـ خميني رهبر›› سر ميداد، پيرمردي كه با تكيه بر عصايش خود را بجلو ميكشيد و پير زني كه بتازگي سه فرزندش را قرباني راه حق كرده بود و با تمام وجود فرياد ميكشيد‹‹ استقلال ـ آزادي ـ حكومت اسلامي›› همه و همه صحنه هاي شورانگيز و حماسه آفرين اين دو روز بزرگ بودند. در مسير خيابانهاي شاهرضا ـ آيزنهاور ديوارها تا ارتفاع 3 متراز شعارها و آنچه مردم در دل داشتند پوشيده بود. وچه زيبا بود اشعاريكه عصر عاشورا مردم خسته از راهپيمايي در بازگشت بخانه زمزمه ميكردند: برادر، فريادت را شنيدم، يسويت پر كشيدم، برادر من برادر، شهادتت مبارك…………
در اين تظاهرات مجاهد سترگ و تسليم ناپذير آيه الله طالقاني و ساير روحانيون تهران و همچتين آقايان مهندس بازرگان و دكتر سحابي و دكتر سنجابي شركت داشتند و طرفداران سازمان افتخار آفرين مجاهدين خلق با حضور مجاهد بزرگ مهندس لطف الله ميثمي حضوري چشمگير و تعيين كننده داشتند جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر كه مبتكر و طرّاح اين راهپيمايي بود با تدارك گروه عظيم مخبرين خارجي و برافراشتن پلاكاردهايي از حقوق انساني، نقش مؤثري در ابلاغ پيام ملت ايران داشت. در پايان مراسم قطعنامه اي از طرف كميته برگزار كننده راه پيمايي قرايت گرديد كه در آن به بيعت مجدّد مردم ايران با آيت الله خميني اشاره شده بود و ضمن خواستار شدن استقلال و آزادي واقعي و حكومت اسلامي و رفع هر گونه استثمار انسان از انسان، از اعتصابات پرشكوه كارگران و كارمندان قدرداني و پشتيباني شده بود و مردم را به صبر و مقاومت در مقابل ناملايماتي كه اجباراً در مسير حركت جنبش عارض ميشود دعوت كرده بود.
اما نكته مهمي كه قابل تذكر است، اينكه مردم ايران با راه پيمايي عظيم خود و با نظم چشمگيري كه داشتند، با وجود اينكه به هر كاري توانا بودند و
شيشه هاي بزرگ موزه شيّاد در دست رسشان بود، نشان دادند كه آتش زنندگان اموال عمومي، شكنندگان شيشه ها و ويران كنندگان واقعي خود رژيم و عوامل پنهان و آشكار آنست. و ديگر اينكه با نظم پذيري و همكاري برادرانه نشان داد كه قابليّت تشكلّ را در صورتي كه از يك رهبري سالم و با ايمان برخوردار باشد، دارا ميباشد و ميتواند در سايه تشكيلات منظم اسلامي بر دشمن تا دندان مسلح پيروز گردد.
شهرستانها
تبريز
در روزهاي تاسوعا و عاشورا، راهپيمايي عظيمي با شركت قريب 700 هزار نفر از طبقات مختلف مردم شهر تبريز و روستاهاي اطراف برگزار گرديد. اين راهپيمايي كه مسير آن خيابانهاي اطراف شهر بود، از ساعت 9 صبح شروع وتا ساعت 5/3 بعد از ظهر ادامه پيدا كرده و جمعيت ضمن حمل عكسهايي از امام خميني و شهداي نهضت اسلامي سالهاي اخير، شعارهاي اصلي جنبش يعني نفي شاه و رژيم سلطنتي و استقرار حكومت اسلامي را با بيانهاي مختلف طرح نموده اند. راهپيمايي ديگري بعد از ظهر عاشورا از ساعت 2 بعد از ظهر با شركت جوانان (دانش آموزان ـ دانشجويان ـ معلمين و استادان) در خيابانهاي مركزي شهر شروع شد وتا ساعت 8 شب ادامه پيدا كرد. در اين راهپيمايي كه حدود 120 هزار نفر شركت كرده بودند، جمعيت بصورت صفوف منظم پانزده نفري در حاليكه دستهاي يكديگر را قلاب كرده بودند با كوبيدن پاها بزمين بآهنگ مارش نظامي حركت كرده و شعارهاي انقلابي جنبش را تكرار ميكردند. اين راهپيمايي بسيار مورد توجه مردم قرار گرفت. در راهپيمايي صبح و بعد از ظهر قطعنامه ذيل قرايت گرديد و به تاييد مردم رسيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
‹‹ قطعنامه خلق مسلمان آذربايجان››
1 ـ براندازي حكومت جابر خاندان پهلوي و نتيجتاً آزادي كليه زندانيان سياسي.
2 ـ برقراري حكومت اسلامي و بازگشت امام خميني.
3 ـ قطع حاكميت امپرياليست چپ و راست از ايران (شوروي، چين، امريكا و غيره) .
4 ـ آزادي كامل مطبوعات و وسايل ارتباط جمعي كه برهبري خلق مسلمان ارايه گردد.
5 ـ ايجاد نهضت فرهنگي بجاي فرهنگ سلطه گر مخرب.
5 ـ ايجاد نظام اقتصاد توحيدي بجاي اقتصاد سلطه گر و استثماري و طبقاتي غرب.
7 ـ استقلال توحيدي دانشگاهها و مراكز آموزشي كشور كه در آنها انسان مجاهد آموزش يابد.
8 ـ محاكمه كليه چپاول گران و ايادي خارجي و داخلي آنان در دادگاههاي خلق مسلمان ايران برهبري خلق مجاهد ايران.
در ساير شهرهاي آذربايجان منجمله اردبيل ـ مرندو اهر نيز راهپيمايي شده است.
اصفهان (صدها كشته و مجروح)
همانطور كه در شماره قبل باطلاع رسانده بوديم، امسال از ابتداي محرم از ناحية جامعه روحانيت اصفهان بمدت 10 روز و هر روز در يكي از مساجد بزرگ شهر مراسم عزاداري عمومي اعلام شده بود و همانطور كه گزارش روزهاي نخستين را درج كرده بوديم، متاسفانه اين مراسم عزاداري همه روزه با خشونت و سبعيت مامورين مواجه شده و به كشتار وسيع كشيده ميشوددر شماره گذشته آمار 55 كشته و صدها مجروح روزهاي نخست را گزارش كرده بوديم و اينك آخرين اخبار رسيده از حوادث بسيار خونين روز عاشورا و روز بعد از آنرا باطلاعتان ميرسانيم. روز عاشورا طبق نوبت اعلام شده، مسجد چهار باغ مركز تجمع و عزاداري بود و سيل جمعيت از صبح زود بسوي اين مكان سرازير شدولي مامورين برخلاف وعده دولت غاصب و جابر نظامي، حتي روز عاشورا نيز بر مردم آزاد نگذاشتند و عزاداران را با خشونت از مسجد دور كردندو مانع تشكيل مراسم شدند. اما مردم مصمم عقب نشيني نكرده و به بازار و ساير خيابانها سرازير شدندو تظاهرات و راهپيمايي را شروع كردندو آنرا بتمام سطح شهر گسترش دادند. اين راهپيمايي و تظاهرات در ساعت 4 بعد از ظهر هنگاميكه بسياري از مردم بخانه هاي خود باز ميگشتند به اوج خود رسيد و برخي از جوانان مجسمه هاي شاه و رضا شاه و تمام الواح انقلاب! را بپايين كشيدند و در مسير خود كليه سينماها ـ مشروب فروشيها ـ بانكها و سوپر ماركتهاي متعلق بخارجيان را بآتش كشيدند و حتي به ساختمان ساواك واقع در خيابان كمال اسمعيل حمله كرده و درب آنرا از جا ميكنند و بعنوان نشانه اي از پيروزي بميدان مجسمه حمل ميكنند.
مردم قصد داشتند بناي ساواك را بآتش بكشند اما تيراندازي مامورين داخل ساختمان و محاصره سريع مامورين ارتش مانع اينكار ميشودو در اين درگيري 5 نفر كشته و 20 نفر مجروح مي گردند. چگونگي پايين كشيدن مجسمه ها و آتش زدن ساختمانها شباهت زيادي به واقعه پيش از روي كار آمدن دولت نظامي ازهاري در تهران دارد و بنظر ميرسد مقدمات و تحريكات از ناحيه ساواك بوده باشد.
بعد از اين جريانات رژيم براي تقويت روحية متزلزل و وحشت زده مامورين خود ونيز خوردكردن روحية مردم دست به كشتار وسيع و اقدامات تخريبي و ايذايي ميزند كه هنوز با شدت ادامه دارد. از عصر روز عاشورا ببعد هر اجتماعي را كه خيابانها و كوچه ها برگبار مسلسل مي بندند و تنها در خيابان فروغي بيش از 50 نفر باينترتيب كشته شده اند. در خيابانها در چهار راهها افراد چماق بدست مستقر شده و اتومبيلها را متوقف ميكنند و عكس شاه را با زور به شيشه ها مي چسبانند و كوچكترين مخالفت و ممانعتي را تا سرحد مرگ سركوب ميكنند و سرنشينان را مجبور به گفتن‹‹ جاويد شاه›› مي نمايند. مأمورين بر خلاف سابق در كوچه هاي پيچ در پيچ شهر با پيكان حركت ميكنند و در هر گوشه جوان مشكوكي ببينند كه قيافه اي اسلامي دارد به گلوله ميبندند و فرار ميكنند.
و حتي به اتومبيلهايي كه عكس آيت الله خميني را نصب كرده باشند تيراندازي مي نمايند. اكنون اصفهان چهره شهر جنگ زده اي پيدا كرده است مردم در خانه ها و پشت بام ها سنگر گرفته منتظر حمله مامورين هستند و حتي شبها از بمب هاي خوشه اي مخصوصي كه با هليكوپتر براي تخريب و ارعاب پرتاب ميشود در امان نيستند در كوچه ها و خيابانها چوب بدستهاي اجير شده از روستاهاي اطراف شهر، با شعارهاي مبتذل خود در حمايت مامورين آرامش را از مردم سلب كرده اند.
تعداد شهداي اين جريان هنوز بخاطر شرايط خاص شهر دقيقاً مشخص نشده است ولي رقم آن از 100نفر تا 1000 نفر گفته ميشود. تعداد شهدا در ‹‹ فلكه طوقچي›› يكنفر، در ‹‹مسجد سيد›› سه نفر، در ‹‹فلكه مجسمه›› 4 نفر زن، در مقابل ساواك 7 نفر و در ساير نقاط شهر و كوچه هاي اطراف دهها نفر ميباشد. تعداد زخميها در بيمارستان عسكريه 200 نفر و در بيمارستان ثريا 50 نفر ميباشد.
مشهد
در روزهاي عزادلري تاسوعا و عاشورا، دست كم 800 هزار نفر در راهپيمايي شركت كردند. روز تاسوعا راهپيمايي در ساعت 5/10 صبح، پس از سخنراني يكي از روحانيون، از مدرسه نواب آغاز ميگرددواز خيابانهاي تهران ـ بهار ـ خميني ـ خسروي ـ خسروي نو ـ پشت بالا خيابان، مردم عبور مينمايند و در خاتمه قطعنامه خوانده ميشود. شب عاشورا، اجتماع باشكوهي در داخل صحن امام رضا (ع) تشكيل ميگردد و بر خلاف رسم سالهاي گذشته كه عمال رژيم تعزيه گردان ميشدندو قيام حسين را بنحوي توجيه درباري ميكردند، امسال خطبه اي توسط مردم در بزرگداشت نهضت اسلامي ايران و رهبري امام خميني ايراد ميگردد.
در روز عاشورا راهپيمايي مجدداً از مدرسه نواب آغاز مي گردد و جمعيت از طريق خيابانهاي طبرسي –پايين خيابان بطرف فرودگاه حركت ميكنندو پس از طي 12 كيلومتر مسافت به خيابانهاي تهران مراجعت مينمايندو در آنجا پس از استماع سخنراني و قطعنامه متفرق ميگردند.
اين راهپيمايي كاملاً آرام و بسيار منظم بود و مردم مرتباً شعارهاي ضد شاه ـ ضد سلطنت و برقراري حكومت اسلامي را تكرار ميكردند. شب عاشورا در حاليكه مردم در صحن امام رضا (ع) مشغول استماع خطبه اي بودند، عده اي كه بنظر ميرسيد از ناحيه عوامل رژيم تحريك شده باشند، اقدام به پايين آوردن مجسمه هاي شاه ميكنند. متعاقب اين جريان، روز سه شنبه (بعد از عاشورا) عده اي چماق بدست در اطراف ساختمان شهرباني مشهد اقدام به شعارهاي ‹‹جاويد شاه›› ميكنندو شيشه هاي مغازه هايي را كه عكس آيه الله خميني را نصب كرده بودند خردميكنندمردم خيلي سريع اين مزدوران را محاصره ميكنند و آنها مجبور ميشوند بداخل ساختمان شهرباني پناه ببرند. بعد از ظهر همانروز مردم بدستور آيه الله قمي و ساير روحانيون، شهر را تعطيل ميكنند.
قطعنامه:
1- ما خواهان انهدام و الغاء نظام شاهنشاهي و طرد دو دمان پهلوي كه منشاء اسارت ملت و غارت مملكت و تسلط امپرياليسم بر كشور و ملت مسلمان ايران است ميباشيم.
2- ما به مبارزه پيگيرخود تا برقراري جمهوري اسلامي كه مبتني بر تعاليم عاليه قرآن و متكي بر آراء عمومي است ادامه خواهيم داد.
3- صفوف متحد و فشرده ما منحصراً در پشت سر رهبر قاطع و تسليم ناپذير خود امام خميني و الهام گيرنده از رهنمودهاي و شعارهاي آن قايد و پيشتواي بزرگ است.
4- جنبش مادر جهت استقلال و تماميت ارضي ايران ميباشد و هر گونه نغمه و انگيزه تجزيه طلبي را كه بيشك برخلاف مصالح ملي است مردود و محكوم ميدانم.
5- ما تنفر و انزجار خود را نسبت به همه دولتهايي كه بمنظور غارت ثروتهاي ملي ما بحمايت از رژيم وابسته و منفور ايران اقدام ورزيده و با اين عمل در واقع ملت ايران را ناديده گرفته و مورد اهانت و تحقير قرار داده اند، ابراز ميداريم.
6- ما از هر دسته و هر كسي كه محتوي انقلابي و مترقي ايدويولوژي اسلام را ناديده گرفته و آنرا چه از موضع ارتجاعي و چه از موضع باصطلاح انقلابي صرفاً يك امر ذهني و فردي و جدا از مسايل سياسي و اجتماعي ميداند و اين برداشت نادرست خود را با طرح شعارهاي انحرافي بازگو و تبليغ ميكند و از اين طريق آب به آسياب نظام حاكم مي ريزد تنفر او انزجار خود را ابراز ميداريم.
7- ما از سربازان و درجه داران كه بفرمان امام خميني و بخواست مردم ايران صفوف ارتش ضد مردمي را ترك ميكنند پشتيباني و حمايت خواهيم كرد و متقابلا ارتشياني را كه همچنان در صف مقابل باقي مينمانند، خصم ملت و دشمن قرآن ميدانيم.
8- ما عناصر وابسته و مزدوري را كه مدعي نمايندگي مردم مشهد در مجلس شوراي ملي و سنا ميباشند و در واقع بردگان آريامهر و مهره هاي كثيف اين رژيم اند و بر تمام جنايات آن صحه ميگذارند و در رده اول دشمنان اين ملت و مملكت دانسته وآنان را از قهر خدا و خشم مردم بر حذر ميداريم.
9- بفرمان امام كه هر گونه همكاري با رژيم و دستگاههاي اداري آنرا تحريم نموده اند، از كليه اعتصابات يا كم كاريهايي كه بر رژيم ضربه وارد ميآورد، و بخصوص در بخش صنايع نفت و عدم پرداخت ماليات حمايت ميكنيم و خواهان ادامه آن ميباشيم.
اين قطعنامه در حضور جمعيت متراكم و فشرده شركت كننده در راهپيمايي قرايت شد و در مورد تاييد صريح و قاطع عموم حاضران قرار گرفت.
تاسوعا و عاشورا سال 1399
آذر ماه 1357
حمله به بيمارستان و كشتن كودكان
مدتي است پزشكان اين شهر بخاطر اعتراض به سفاكيهاي رژيم خونخوار و مامورين سفاك ارتشي از پذيرفتن بيماران بيمه شده ارتش خودداري ميكنند. ارتش ابتدا به تهديد پزشكان ميپردازد و چون نتيجه اي نميگيرد، روز سه شنبه 21/9 با عده اي چماق بدست به بيمارستان حمله ميكند و جناياتي مرتكب ميشود كه روي چنگيز و تاتار و. . . را سفيد ميكند. در تيراندازي با مسلسل به ديوارهاي بيمارستان 2 كودك خردسال در بخش اطفال كشته ميشوند و 15 دكتر با چماق مزدوران بشدت مجروح ميگردند اين حيوانات سنگدل، حتي سرم را از دست مجروحين ميكشند و در آخر سر شيشه ها و و سايل بيمارستان را خرد ميكنند و گورشان را گم مي كنند.
اكنون تمام بيمارستان و اطباء اين شهر در اعتصاب و حيرت بسر ميبرند و نظام پزشكي كشور هياتي را مأمور رسيدگي به اين قضيه حيرت آور كرده است.
آيا پايه هاي نظام پوسيده شاهنشاهي با اين تشبيات مذبوحانه حيواني برقرار مي ماند؟
شيراز (30 كشته)
روز چهارشنبه 22/9 ساعت 9 شب هنگاميكه مردم براي گفتن شعارهاي «الله اكبر و لا اله الا الله» به پشت بامها رفته بودند، مامورين ارتش وحشيانه بخانه ها حمله ميكنند و همه را برگبار مسلسل مي بندند. طبق آخرين اطلاعات موثق، تاكنون 30 نفر از مجروحين بيمارستان سعدي فوت كرده اند. بخاطر اين اعمال وحشيانه، 200 نفر از پزشكان دست به اعتصاب زده و خواستار رسيدگي به اين عمل جنايتكارانه و نيز آزادي سه تن از پزشكان زنداني ميشوند.
روز پنجشنبه 23/9، جمعيت زيادي اجساد 30 نفر شهيد را تشييع ميكنند اما پليس به مشابعين حمله ميكند و مانع اين تظاهرات ميشوند. مردم ناچار اجساد را مجدداً به سردخانه ميسپارند.
كرمانشاه
روز هشتم محرم رييس ساواك اين شهر بنام اندرز بخش ترور ميشود و او را كه جراحات بسيار شديدي برداشته، براي معالجه به لندن ميفرستند.
اراك (3 نفر كشته 15 نفر مجروح)
در روزهاي تاسوعا و عاشورا، تظاهرات و راهپيمايي وسيعي با شركت حدود 120 هزار نفر از طبقات مختلف مردم شهر و روستا اطراف آن، برگزار گرديد. پس از پايان مراسم عزاداري روز عاشورا، عده اي با تحريك عوامل پليس، اقدام به پايين آوردن مجسمه شاه ميكنند كه اين عمل بهانه اي براي تيراندازي مأمورين مسلح ميشود كه طي آن حداقل 3 نفر كشته و 15 نفر مجروح مي شوند. متعاقب اين جريان مزدوران روستايي چماق بدستي كه از قبل آماده بودند، تحت حمايت افراد پليس، در شهر حركت كرده و به تخريب و آتش زدن و ضرب و جرح مردم ميپردازند افراد پليس حتي تيراندازي را تا مقابل بيمارستان اصلي شهر ادامه داده و در آنجا به كسانيكه براي اهدا خون به مجروحين اجتماع كرده بودند تيراندازي ميكنند و جواني را از پاي در ميآورند. هنگاميكه پزشكان بيمارستان، ضمن تماس تلفني رييس شهرباني اعتراض و تهديد به اعتصاب ميكنند، در جواب ميگويد «اين افراد به ما ارتباطي ندارند و از تهران براي اجراي ماموريت آمده اند». اين است آنچه راديوهاي نظامي شاه بعنوان زد و خورد موافقين و مخالفين عنوان ميكند.
آشتيان (يك كشته – 7 مجروح)
در تظاهراتي كه روزهاي 5 و 5 محرم در اين شهر انجام شد، يك جوان ديپلمه فرهنگي بنام «ايوب شريفي» شهيد و 7 نفر مجروح شدند. تظاهرات روز پنجم از مسجد تكيه و بازار شروع شد و مردم به فرمانده ژاندارمري كه با خشونت و توهين مانع عزاداري ميشد حمله كردند و او را مضروب نمودند. روز بعد افراد ژاندارمها فرار كرده اند و افراد تازه اي از تفرش به آشتيان منتقل شده اند.
شهرضا (يك كشته – چهار مجروح) حداقل
20 هزار نفر از مردم شهر در روزهاي تاسوعا و عاشورا به تظاهرات گسترده اي بر عليه رژيم استبدادي شاه پرداختند و در پايان روز عاشورا مجسمه شاه را بطور ناگهاني بپايين كشيدند بلافاصله بعد از اين اقدام، مأمورين مسلح با حمايت هليكوپترهايي كه از اصفهان بپرواز درآمده بود، حمله و تيراندازي شبانه خود را آغاز ميكنند و در نتيجه آن يكنفر بنام فضل الله دباغ (كاسب) و چهار نفر (حداقل) مجروح ميشوند. روز عاشورا جنازه شهيد بآرامي در خيابانها تشييع ميگردد، اما پليس مانع تجمع مردم ميگردد و به ضرب و جرح و ارعاب عزاداران مي پردازد.
كاشان
23/9 (پنجشنبه) امروز مزدوران رژيم خيابانها را بسته و مشغول مرمت مجسمه ها و ميدانهاي نيمه سوخته بودند در اين شهر تمام مغازه ها كماكان تعطيل است و هر روز تظاهرات پراكنده اي انجام ميشود.
روز 22/9 از آسمان گلوله مخصوصي با هليكوپتر بروي مردم ريختند كه در اين حمله 5 نفر كشته شدند.
نايين
روز 23/9 عده اي چماق بدست از روستاي «باقران» با حمايت مسلسلهاي ارتش به شهر آمده، مردم را مجبور به گفتن شعار «جاويد شاه» ميكنند. آيا چند وانت اوباش تحت حمايت باينترتيب ميتوانند شاه محتضر را جاويد كنند؟
اردستان
روز 23/9 عده اي چماق بدست از روستاي «مهاباد» واقع در 10 كيلومتري اردستان به شهر حمله ميكنند و هنگاميكه قصد داشتند به مغازه هاي مزين با عكس آقاي خميني حمله كنند، مردم بمقاومت ميپردازند و آنها را فراري ميدهند در اين هنگام ارتش وارد عمل شده و تيراندازي ميكند و 5 نفر را مجروح و 15 نفر را دستگير ميكند.
نطنز
روز 23/9 مانند ساير شهرهاي اين منطقه يك برنامه، واحد دولتي چماق بدستان باين شهر حمله ميكنند و مأمورين تحت حمايت ژاندارمري تعدادي را در تيراندازي مجروح ميكنند.
هموطن:
اكنون كه مطبوعات ـ راديو و تلويزيون ـ مساجد ـ مدارس ـ دانشگاهها و كليه مراكز تجمع و كسب خبر را تعطيل نمودهاند وظيفه همه ما است كه در ابلاغ اخبار و تكثير و توزيع آن بكوشيم.
كنگاور
در روز چهارم آذر ماه عده اي چماق بدست از روستاييان به تحريك بخشدار و حمايت رييس شهرباني به دبيرستان اين سينا حمله كرده و با بستن دربها و پرتاب گاز اشك آور به ضرب و جرح دانش آموزان، مدير و رييس فرهنگ مبادرت مينمايند و هنگاميكه جوانان شهر به مقابله با آنان مي پردازند پليس با كمك دو هليكوپتر سرباز كه از كرمانشاه اعزام مي گردد دخالت نموده و مردم را به گلوله ميبندد كه در نتيجه 9 تن زخمي مي گردد.
فرداي روز حادثه مردم همراه با فرهنگيان بعنوان اعتراض در حياط دادگستري اجتماع مي نمايند و اين بار نيز بدون اخطار مورد حمله مامورين قرار مي گيرند و عده اي بازداشت مي گردند.
نام دو تن از تير خوردگان روز اول عبارتست از اسد عليزاده و داود موسوي.
يزد
روزهاي تاسوعا و عاشورا تظاهرات و سيعي در شهر يزد انجام ميشود و مردم در اطراف مسجد حضيره و ميدان مير چخماق اجتماع مي كنند و به سخنراني روحانيون گوش فرا ميدهند در اواخر تظاهرات، يك گروه 200 نفري از جمعيت جدا شده و با چند رشته كابل و بكمك يك كاميون پايه هاي پولادين مجسمه شاه را از جا كنده و مجسمه را بدور شهر ميگردانند.
روز شانزدهم آذر (5 محرم) بمناسبت روز جهاني دانشجو بياد كشته شدگان 15 آذر سال 1332، دانشجويان انستيتوها و مدارس عالي يزد و محصلين دبيرستانها، راهپيمايي عظيمي را از محل عالي يزد و محصلين دبيرستانها، راهپيمايي عظيمي را از محل انستيتوي يزد شروع مي كنند و مقابل كلانتري واقع در ميدانشاه روي زمين نشسته و قطعنامه اي را قرايت مي كنند.
همدان
خداياري فرماندار همدان بوسيله سرباز وظيفه محافظ خود بنام محسن كاشاني هدف گلوله قرار مي گيرد و از ناحيه دست و شكم بشدت زخمي ميگردد.
نامبرده اينك در بيمارستان پارس تهران در اطاق مراقبت بستري است.
گفته ميشود شخصي كه همراه فرمانداز بوده و كشته شده رييس ساواك همدان بوده است.
ملاير
روز دوشنبه 13/9 مردم اين شهر براي سوگواري و برگزاري نماز جماعت در مسجد خاني اجتماع مي كنند كه بطور غير مترقبه اي با حمله مأمورين كه مجهز به چماق و باطوم بودند مراجعه ميگردند. در اين جريان عده زيادي منجمله روحاني سرشناس شهر، حجت الاسلام «ميرشاهولد» بسختي مجروح ميشوند همچنين امام جماعت مسجد چهارده معصوم حجت الاسلام «عباسي» و جمعي ديگر دستگير ميشوند و در شهرباني مورد شكنجه و اهانت قرار ميگيرند. اين اعمال وحشيانه خشم تمام مردم بخصوص روستاييان را برمي انگيزد و فرداي روز حادثه، تمام طبقات مردم در دادگستري متحصن ميشوند و خواستار آزادي دستگيرشدگان ميشوند.
با شروع ماه محرم تظاهرات مردم اين شهر گسترش پيدا مي كند و در روز ششم منجر به تيراندازي پليس و برخوردي مي گردد كه 5 مجروح بجاي ميگذارد.
روز تاسوعا بدعوت روحانيت راهپيمايي 40 هزار نفري انجام ميشود. روز عاشورا مجدداً مردم راهپيمايي خود را از مساجد شهر آغاز ميكنند ولي پليس از حركت مردم جلوگيري كرده و مبادرت به تيراندازي ميكند كه در نتيجه آن بيش از 20 تن مجروح و يكنفر شهيد ميگردد. يكي از تظاهر كنندگان با غيرت بنام «احمد وفايي» با مشاهده اين عمل جنايتارانه مأمورين بخشم آمده و با تاكسي باري بميان مأمورين مسلح يورش ميبرد و سه نفر را زير ميكند كه يكي از آنها درجا كشته ميشود و خود نيز با شليك مامورين مستقر در پشت بام مغازه هاي اطراف شهيد ميگردد. در اين هنگام مردم كه بشدت خشمگين شده بودند، بخانه مأمورين حمله ميكنند و خانه يكي از آنها بنام حسيني را بآتش ميكشند و پسر ستوان شكري را كه از افسران كثيف و جنايتكار است مجروح ميسازند، اين عكس العمل مردم ترس و وحشت زيادي در دل آنها ايجاد ميكند.
روز بعد از عاشورا (21/9) مردم با وجود باران شديد جنازه شهيد «احمد وفايي» را در حاليكه شعار ميدادند تشييع ميكنند.
شهيد وفايي، در ابتداي بازار اين شهر يك مغازه كوچك قفل و كليد سازي داشته و سه ماه قبل ازدواج كرده بود، عموي وي چندي قبل مورد اصابت گلوله مزدوران شاه قرار گرفته بود و برادر طلبه اش مدتي است در زندانهاي شاه است.
اين شهيد شجاع با شهادت انقلابيش كليد انقلاب را ساخت.
«صورت اسامي عدهاي از نورچشميهاي اين مملكت كه تا اكتبر 1978 از بورس تحصيلي بنياد پهلوي استفاده كردهاند (ماهيانه مبلغ هزار و دويست دلار باضافه هزينه دانشگاهي)»
بيژن آرام – مهرداد عاملي – حسن تسليمي – همايون شاهقلي – مهناز زاهدي – عبدالله پاكروان – رضا خلعتبري – معصومه پرتو – علي منصور – ناصر گودرزي – پروانه پويان (13 ساله) – شهرناز بها – شيرين احمدي (15 ساله) – محمد رضا صنيعي – فريدون رياحي ـ فرح ناز نجم آبادي – عبدالرضا كيان پور – محسن زاهدي – فاطمه خسرواني – مينا بهادري – سعدي شيخ الاسلام زاده – محمود گلسرخي – كورش افخمي – مجيد هويدا – ستاره آزمون – منصور مجيدي – عليرضا رهنما – سورن وحيدي – فرشته كاظم زاده – رازميك آرزومانيان – مظفر روحاني – پروانه انصاري – ترانه شالچيان (14 ساله) – بابك حكمت – فيروز شميعي – ياسمن شهرستاني – بهاره صنيعي (15 ساله) – الهه معتمدي – فريده حريري – مسعود فرح بخشيان (15 ساله) – هما هدايتي – كامبيز ستوده – محمود عظيمي – شيرين صدر – نديم معتمدي – سيرانوش پارسا – مجتبي خسرو – پاشا انصاري – فرشاد نيك پي – فرشته گنجي (15 ساله) – ژانت شريفي – محمد رضا عاليخاني – جلال يگانه (15 ساله) – ابراهيم سام – فايزه معتمد باهري – هما وليان (خانم 25 ساله اي كه يازده سال است از اين بورس استفاده مي كند) – مهناز صدقياني – رضا ضيايي – حميد آموزگار – پوراندخت ثابتي – عباس وثوقي نيا – حسين ازهاري – امير هوشنگ مهدوي – ستار اعلايي – فرشته معين زاده – كوروش معيني – محمود رضا دادستان – شهباز رياضي – فريدون فلاح – فاطمه ملقبه به فرانسواز اصفيا – پروانه اتاباي – پريسه اتاباي – مهشيد گوهري – ناهيد بوذر جمهوري (14 ساله) – ژيمان خوش كيش – محمود بهرامي – فرامرز هدايت – پريناز خبير – بابك شريف امامي – نازيلا ايادي – پروين زالتاش – هوشنگ اخباري (14 ساله) – يكتاب پيروز – محمد علي اخوان – سروناز القانيان – نوشين شالچيان – انوشيروان رحيمي – بهروز و پيروز فرشچي – احمد رضا صيرفي – امير پرويز وهاب زاده (14 ساله) – همايون گرجي – پاريس عظيمي – عباس رمضاني – پريوش اردلان – فريبرز صانعي – فرشيد وزيري – كيومرث بقايي – سهراب كاشاني – شراره يوسفي – شهروز نهاوندي (13 ساله)
اين اسامي طي نامه شماره 1357 مورخ 28/5/57 از اداره حسابداري بنياد پهلوي به اداره خارجه بانك مركزي ايران ارسال و براي هر يك از آنان، تا پايان اكتبر 1978 ماهيانه يكهزار و دويست دلار حواله گرديده است.
«كاركنان اداره خارجه بانك مركزي ايران»
بهشت زهرا
امروز (24/9 جمعه) بهشت زهرا شاهد مراسم پرشكوهي بود. استادان دانشگاه و دانشجويان مسلمان بمناسبت چهلمين روز شهداي سيزدهم آبان اجتماع كرده بودند. يكي از استادان ضمن سخنراني پرشوري مراتب انزجار دانشگاهيان را از سفاكيهاي رژيم و كشتار بيرحمانه خلق مسلمان ابراز داشت و اعلام كرد تا پيروزي نهايي مردم، دانشگاهيان همگام آنها خواهند بود. دراين مراسم، سخنرانيهايي توسط دانشجويان ايراد شد و در خاتمه قطعنامه اي بعنوان همبستگي با كاركنان اعتصابي راديو و تلويزيون قرايت شد و مورد تصويب قرار گرفت كه متن آن بقرار ذيل است:
خواهران و برادران – ميدانيد كه كاركنان سازمان راديو و تلويزيون ايران بعنوان همبستگي و همدردي با ملت شريف ايران بعنوان همبستگي و همدردي با ملت شريف ايران و پشتيباني از جهاد دليرانه مردم دست به اعتصاب زده اند و همبستگي خودشان را در اين جهاد مقدس با ملت اعلام داشته اند. ما ضمن تقدير و تشكر از اين همبستگي، از خواهران و برادران ميخواهيم كه بعنوان تقدير از اين اعتصاب بجا و تسليم نشدن در برابر سانسور و اجرا برنامه هاي تخريبي و ضد خلقي و گمراه كننده كه براي خنثي كردن مبارزه حق جويانه مردم بوسيله رژيم تحميل ميشود، همه مردم از امشب آنتن هاي تلويزيونهاي خود را پايين بكشند.
تمدن بزرگ = غارت بزرگ
هموطن مستضعف و غازت شده
چندي قبل از طرف جامعه كاركنان بانك مركزي ايران، ليستي انتشار يافت كه در آن اسامي برخي از كسانيكه در دو ماه مهر و آبان سال حاري اقدام بخارج كردن ارز از مملكت كرده بودند درج شده بود. در آن ليست اشاره شده بود كه مقادير ذكر شده تنها محدود بدو ماهه اخير است و قبل از آن و بعد از آن جريان فرار سرمايه ادامه داشته و دارد، همچنين اشاره شده بود كه ارقام تنها مربوط داشته و دارد، همچنين اشاره شده بود كه ارقام تنها مربوط بخروج ارز غير بازرگاني است و مي دانيم رجال! امين! ما با تأسيس شركتهاي صوري بازرگاني و جعل اوراق وارداتي از طريق ارز بازرگاني بصورت رسمي مبادرت بانتقال سرمايه هاي كلاني كرده اند.
اين ليست بزودي دست بانتقال سرمايه هاي كلاني كرده اند.
اين ليست بزودي دست بدست و سينه به سينه منتقل شد و مردم با كنجكاوي جوياي شناسايي دزدان بيت المال خود بودند، گر چه گفته چهار نفر از كارمندان متعهدي اكه در فاش كردن اين خيانت دست داشتند، توسط مأمورين ساواك سر به نيست شدند اما به سهم خود خدمتي بزرگ به ملت غارت شده ايران انجام دادند و جرثومه هاي فساد و رسوايي را بيشتر رسوا كردند. آنچه مسلم است، و سر كرده و سركردگان قافله دردان كه رأس هرم و خاندان و اطرافيان نزديكش ميباشند حساب جداگانه اي دارد.
غارتگر بزرگ اغلب دزديهاي بدون اينكه بايران برسد، مستقيماً از طريق كارتلهاي بزرگ نفتي و كمپانيهاي عظيم فروش اسلحه و مهمات، وساير قراردادها و خريدهاي عمده، مرتباً و مستقيماً بصورت درصد مشخص در ربع قرن اخير به حسابهاي مربوطه سرازير ميشده است و ميشود و احتياجي به روابط بانكي نداشته است و 3750 ميليون توماني كه از طريق سي و هفت اعتبار حواله شده با رمز سياسي به حسابهاي اختصاصي در بانكهاي كشورهاي سوييس، فرانسه و آمريكا واريز شده و در ليست بانك مركزي ذكر شده، تنها جزء مختصري از ثروت بيكران داخلي ايشان است كه از هزاران طريق غير قانوني بدست آمده است و به تنهايي از درآمد ده ساله مملكت بيشتر ميباشد.
مطلب ديگر اينكه انتقال سرمايه از طريق ارز، تنها يكي از راههاي خروج آنست. همين اواخر بود كه جناب نيك پي، شهردار درستكار تهران را در فرودگاه مهرآباد با چمدانهايي پر از اسكناسهاي هزار توماني ظاهراً دستگير كردند و آدمهاي كلاش تر و موش صفت تري همانند هويداها، زرنگ تر از آن بودند كه از راههاي معمولي استفاده كنند و دم لاي تله دهند و بي سروصدا در طول ساليان درازي مرتبا توشه روزهاي زمستاني خود را فراهم كرده اند.
موضوع مهمتري كه مطرح است، اينست كه سرمايه هاي خارج شده، تنها بخشي از دارايي منقول اين دزدان است و هر كدام آنها علاوه بر موجوديهاي نقدي، زمينها، آپارتمانها، شهرك ها، كارخانجات و سهام شركتهاي فراواني دارند كه از حساب خارج است و با مختصر احساس خطري كه از رشد جنبش انقلابي مسلمانان كرده اند، قسمتي از آنرا كه در حكم ذخيره است به خارج منتقل كرده اند و مسلما با اوج گيري روي به تزايد جنبش، جريان انتقال ثروت اين خاينين تشديد خواهد شد.
اما مطلبي كه ما پا تنظيم جدول دزديها بر اساس مشاغل، ميخواهيم نشان بدهيم اينست كه ميزان فساد و خيانت و دزدي رابطه مستقيمي با هرم قدرت دارد و به نسبتي كه نزديكتر ميشود دزدي بيشتري ميگردد.
در اين جدول نشان داده ميشود كه درباريان و اطرافيان شاه (با اينكه فقط معدودي از افراد دست دوم در جدول بانك مركزي ذكر شده) ركورد دزدي را شكسته و بيشتر در صدد كل ارقام مربوط بانهاست.
رديف دوم مربوط به به امراء ارتش و ساواك است يعني همان نگهدارندگان تاج و تخت و كسانيكه شاه با تكيه بر سر نيزه و تفنگ انها حكومت ميكند و بالاخره رديف سوم اختصاص به وزراء و معاونين آنها دارد كه يك قلم دزد و خاين بوده اند و وظيفه اي براي خود در مدت وزارتشان جز دزدي و چپاول قايل نبوده اند، همان كسانيكه چرخهاي اداري مملكت را براي نگهداري نظام پوسيده شاهنشاهي در سالهاي اخير ميچرخانده اند و بالاخره سرمايه داران و بسته و كارمندان ارشد دولت كه هر كدام به نسبت تقربشان به دربار امكان دزدي و سوء استفاده بيشتري پيدا كرده اند.
سردمداران رژيم پس از انتشار اين ليست بسيار كوشيدند تا شايد آنرا تكذيب كنند و چه عبس تلاشي كردند تا شايد طاغوت اعظم را تبريه كنند و چنين نتيجه گيري مينمايند كه دزدي و خيانت اطرافيان باعث خرابي اوضاع شده و اينها نميگذاشته اند اطلاعات صحيح بشرف عرض! ؟ برسد و شاه به بدبختيهاي مردم آگاه شود.
اما چه احمقانه استدلالي، كه خود دليل ديگري بر بيعرضگي و بيخبري هرم قدرت ميباشند.
● دبار
شهرام پهلوينيا فرزند اشرف پهلوي 420
شهريار پهلوينيا فرزند اشرف پهلوي 370
شهرزاد پهلوينيا فرزند اشرف پهلوي 290
مهرداد پهلبد شوهر خواهر شاه 423
اردشير زاهدي داماد سابق شاه 92
سپهبد دكتر ايادي پزشك مخصوص شاه 270
محمود خيامي آجودان كشوري شاه 340
امير متقي معاون دربار 120
ابوالفتح آتاباي معاون دربار 72
رضا قطبي دايي فرح 85
علي ايزدي رييس دفتر دربار 71
شجاعالدين شفا مشاور دربار 70
هرمز قريب رييس تشريفات دربار 57
امير ناصر ديبا از اقوام فرح 51
خسرو اكمل آجودان شاه 51
جمشيد بزرگمهر رييس باشگاه شاهنشاهي 48
كريم پاشابهادري رييس دفتر مخصوص فرح 5/47
پري دولوقاجار نديمه فرح 47
خزيمه علم معاون وزارت دربار 45
دكتر محمد حسين ديبا از اقوام فرح 44
جمشيد خيبر رييس دفتر شاه 42
رستم امير بختياري آجودان شاه 42
ايرج مبشر پسرخاله شاه 39
فاطمه خزيمه علم نديمه فرح 37
آقاخان بختيار آجودان شاه 36
هدايتالله بختياري آجودان كشوري شاه 31
احمد قطبي از اقوام فرح 21
جمع 5/3268
● امراء ارتش
ارتشبد محمد نصيري رييس سازمان امنيت 380
پرويز ثابتي معاون سازمان امنيت 135
سرلشگر منوچهر مزين نماينده املاك شاه در شمال 370
ارتشبد طوفانيان معاون وزارت جنگ 280
سپهبد جهانباني رييس سازمان ورزش 239
ارتشبد اويسي فرماندار نظامي تهران 121
سپهبد خادمي رييس هواپيمايي ملي 64
سپهبد خسرواني رييس تربيتبدني 57
سپهبد ضرغامي استاندار 50
سپهبد علي حجت رييس سازمان ورزش 48
سپهبد فردوست رييس بازرسي شاهنشاهي 48
سپهبد هاشمينژاد فرمانده سراي نظامي 48
دريادار ظلي فرمانده نيروي دريايي 37
سپهبد بدرهاي فرمانده گارد شاهنشاهي 48
حسن رمزي عطايي پسر فرمانده نيروي دريايي 35
سپهبد رياحي وزير كشاورزي 27
سپهبد صنيعي وزير جنگ 23
عباس گيلانشاه پسر سپهبد گيلانشاه 22
سرتيپ اعتماد مقدم 21
سرلشگر نورايي رييس دارايي ارتش 19
سپهبد امير ضرغام 27
جمع 1981
● سرمايهداران
هژبر يزداني چوبدار سابق 540
حبيب لاجوردي مدير گروه صنعتي بهشهر 262
ابوالحسن ديبا پارك هتل و آسانسور 214
حبيب القانيان سرمايهدار كليمي 192
حبيب اخوان صاحب مولن روژ 178
احمد كاشاني سرمايهدار 85
محمد علي خرم سرمايهدار و مقاطعهكار 79
سيروس ارجمند كارخانهدار 95
ابونصر عضد سرمايهدار 75
حسن نمازي سرمايهدار 71
جعفر اخوان سرمايهدار 64
محمد خسروشاهي سرمايهدار 62
احمد وهابزاده سرمايهدار 62
محمود اخوان سرمايهدار 47
محسن آزمايش كارخانهدار 41
محمدتقي برخورداريان سرمايهدار 31
حسن كورس سرمايهدار 28
جمع 1808
● مقامات دولتي
احمد خيامي ايران ناسيونال 371
رضا فلاح هيات مديره شركت نفت 245
خداداد فرمانفرماييان مديرعامل سازمان برنامه 116
محمد لاجوردي رييس اتاق بازرگاني 152
محمد خسروشاهي رييس اتاق بازرگاني 152
فرخ غفاري معاون راديو تلويزيون 97
رضا شيخبهايي معاون شهرداري 82
غلامرضا نيكپي شهردار 52
تقي مصدقي مديرعامل شركت گاز 57
طاهر ضيايي رييس اتاق صنايع 52
سيد حسن امامي امام جمعه دولتي 71
باقر مستوفي صنايع پتروشيمي 59
صفي اصفيا رييس سازمان برنامه 45
بدرالدين مرعشي سازمان نقشهبرداري 5/47
محمد علي شيباني رييس ذوب آهن 38
احمد ظهيري استاندار جنوب 38
فريدون علاء مركز انتقال خون 41
مصباح جالينوس رييس سازمان برق تهران 37
هوشنگ مهتدي عضو صنايع پتروشيمي 35
كامبيز آتاباي رييس فدراسيون فوتبال 32
عنايت بهبهاني رييس اتاق صنايع 31
علي محمد بنكدار عضو اتاق بازرگاني 31
هوشنگ اربابي هواپيمايي ملي 32
رضا نيازمند سازمان گسترش صنعتي 23
مهدي ابوسعيدي عضو شركت نفت 20
مجمود جعفريان زحمتكش بيجيره و مواجب 19
باقر عاملي شركت واحد 19
امير نويدي عضو شركت نفت 18
هوشنگ ثابتي سازمان گسترش صنايع 17
فريدون ميكده اداره معاملات خارجي 16
احمد بنيپور معاون اداره ثبت 16
رسول رحيمي اتاق اصناف 82
جمع 5/1699
● وزراء
هوشنگ انصاري وزير دارايي و رييس شركت نفت 480
عبدالعظيم وليان وزير تعاون و روستا 62
منصور روحاني وزير كشاورزي 68
انوشيروان پويان وزير بهداري 52
منوچهر شاهقلي وزير بهداري 51
دكتر شيخالاسلامزاده وزير بهداشت 48
دكتر جهانشاه صالح وزير بهداشت 42
عبدالحسين مجتبي وزير بهداشت 51
هوشنگ نهاوندي وزير علوم 51
جمشيد آموزگار نخست وزير 41
ايرج وحيدي وزير نيرو 41
منوچهر تسليمي وزير بازرگاني 37
غلامرضا كيانپور وزير دادگستري 37
منوچهر گنجي وزير آموزش و پرورش 36
عزتالله يزدانپناه وزير مشاور و روسناتور 32
منوچهر عاليخاني وزير بازرگاني 31
همايون جابر انصاري وزير مسكن و شهرسازي 29
منوچهر آزمون وزير مشاور و معاون نخست وزير 21
عطاالله خسرواني وزير كار و دبيركل زب 22
داريوش همايون وزير اطلاعات 18
فتحالله ستوده وزير پست و تلگراف 17
علياصغر هدايتي وزير آموزش و پرورش 16
كاظم وديعي وزير كار 15
جمع 1163
● بانكداران
علي نيكپور رييس بانك پارس 191
سيفالله رشيديان رييس بانك تعاون و توزيع 185
محمدعلي مفرح رييس بانك صادرات 5/172
ابوالقاسم خردجو رييس بانك توسعه صنعتي 65
هوشنگ رام مديرعامل بانك تهران 42
شاهين برخورداريان مدير عامل بانك كار 35
شاهين شهبازي مدير عامل بانك صنايع 31
يوسف خوشكيش مدير كل بانك ملي 31
جمع 5/852
● وكلاء
علي رضايي سناتور انتسابي و كارخانهدار 376
شهريار رضايي فرزند „ „ 186
منصور ياسيني وكيل مجلس و كارخانهدار 78
عبدالله رياضي رييس مجلس 45
جمشيد اعلم سناتور انتصابي 42
شمسالملوك مصاحب سناتور 38
هما زاهدي وكيل همدان، زن همايون 41
نوري اسفندياري سناتور 32
مصطفي قليرام سناتور و استاندار 23
ارباب رستم گيو نماينده زرتشتيان 22
بهرام بهرامي سفير ايران در پاريس 22
هوشنگ تجدد فرزند سناتور تجدد 21
محسن دها سناتور 35
جعفر منصوريان وكيل مجلس 21
جمع 992
● معاونين
پرويز صفاري معاون وزارت راه 145
مصطفي منصوري معاون وزارت دارايي 31
جمشيد اشرفي معاون وزارت دارايي 35
محمدهادي قواميان معاون وزارت كشاورزي 31
ركنالدين سادات تهراني معاون وزارت اقتصاد 23
ايرج آريانپور معاون وزارت بازرگاني 28
ارسطو فخر شفايي معاون وزارت 21
مرتضي وكيلزاده معاون وزارت كشاورزي 19
جمع 333
● پزشكان
آذر ابتهاج دانشيار دندانپزشكي 85
داود كاظمي استاد دانشگاه پزشكي 18
جمع 103
آرتش
مكافات در پادگان لويزان
ظهر روز عاشورا هنگاميكه افسران يزيدي هوانيروز كه از اصفهان جهت پشتيباني نيروهاي جنايتكار تهران اعزام شده بودند و در سالن غذاخوري لشگر يك گارد واقع در لويزان با خيال راحت مشغول صرف غذا بودند، اجلشان فرا رسيد و دست انتقام خدايي از آستين سه سرباز وظيفه جانباز و فدايي، حرمانند بيرون آمد و به مكافات اعمالشان رساند. باشد كه در پيشگاه خدا عذاب دردناك تر خود را بچشند.
طبق اخبار موثق، حداقل 35 نفر از افسران در جا كشته شده اند و بيش از 50 نفر كه شديداً از ناحيه بالاتنه مجروح شده اند، در بيمارستان 501 ارتش و نيروي هوايي بستري ميباشند.
بخاطر جلوگيري از فرار افراد وظيفه، اداره مهندسي ارتش بتمام پست هاي مهندسي پادگانها دستور داده است كه محوطه پادگانرا با دو رديف سيم خاردار حفاظت نمايند و در قسمتهاييكه افسر و سرباز و ظيفه بيشتر است، براي حفاظت بيشتر جريان برق را به سيمها متصل نمايند.
پادگان فرح آباد
روز عاشورا، در پادگان فرح آباد كليه سربازان و درجه داران را در سالن 5000 نفري جمع ميكنند و در آنجا چند نفر از فرماندهان از جمله «سرلشگر جهانگيري» (فرمانده پادگان) در مورد حضرت علي (ع) براي سربازان سخنراني مينمايند و سپس به آنها اجازه سينه زني ميدهد. در حين عزاداري از طرف گردان گارد جاويدان (كه براي مأموريت عزاداري به فرح آباد آمده اند) صداي مرگ بر شاه شنيده ميشود و بلافاصله سرهنگ تفرشي كه افسر ارشد روزهاي تعطيل يكشنبه و دوشنبه بوده است خود را بسالن ميرساند، اما موفق به پيدا كردن شعار دهندگان نمي شود. در اين چند روز تعطيل محرم، در تمام سربازخانه ها برنامه هاي عزاداري حسين از ناحيه ابن زيادها برگزار شده است و رژيم براي جلوگيري از تماس خانواده هاي افسران و درجه داران با تظاهر كنندگان روزهاي تاسوعا و عاشورا به آنها اجازه خروج از مناطق مسكوني سازماني نميدهد و طي بخشنامه اي شركت در اين مراسم را شديداً منع ميكند.
پادگان شاهرود
سربازي كه باتفاق 8 سرباز ديگر از پادگان شاهرود فرا كرده است نقل كرده كه هنگام رد شدن از سيم خاردار دژباني با مسلسل آنها را غافلگير كرده است ولي وقتي باو گفته اند كه بفرمان امام خميني از سربازي فرار ميكنند، بآنها راه داده است. اكنون اين پادگان عملاً بعلت فرار گسترده سربازان خلوت شده است و فرماندهان دچار سردرگمي شديدي شده اند.
مساله دروغ پراني ركن 2 اينروزها خيلي بيخ پيدا كرده است. نوع دروغهاييكه ميسازند نشان مي دهد كه سركردگان ارتش تا چه حد كوته فكر و ساده لوح تشريف دارند آخرين دروغي كه براي مقابله با فرار سربازان ساخته اند، مربوط بخواب آيه الله قمي است كه گويا در خواب حضرت امام رضا سفارش شاه را بايشان كرده است! البته بلندگوي كلانتري شهر ري! گويا اين خواب را به آيت الله گلپايگاني نسبت ميداده است و در خواب ايشان بجاي امام رضا، امام زمان ظاهر گشته است.
يكي از مقامات برجسته سازمان «سيا» در تماس تلفني با يكي از همكارانش در ايران، اظهار داشته است كه كارتر بعد از تظاهرات ميليوني ايران، در سردرگمي عجيبي فرو رفته و به مشاورينش گفته است كه ديگر حمايت از شاه بيهوده است و او هيچگونه پايگاهي در ميان مردم ندارد.
روز چهارشنبه 22/9 در خيابان سلسبيل، وانت باري با پنج سرنشين شروع به دادن شعارهاي «جاويد شاه» ميكنند، مردم از شنيدن اين مزخرفات عصباني شده با اعتراض بسمت آنها ميرود اما ناگهان اين افراد دست به اسلحه برده و 4 نفر را هدف گلوله قرار ميدهند كه سه نفر آنها در جا شهيد ميشوند و اين مزدوران در زير رگبار مسلسل هر سه جنازه را با خود ميبرند.
زهي بيشرمي بر شاه و موافقينش!
جوانان مشهد و يزد براي آنكه سربازان فراري شناخته نگردند، موهاي سر خود را كوتاه كرده اند.
ليست تجهيزات جنگي كه آمريكا از سال 1973 به بعد به كشورهاي خاورميانه فروخته است.
1. ايران ـ 1/14 بليون دلار
شامل:
اف 4 ـ اف 5 ـ اف 14 ـ اف 16 (جتهاي جنگنده)
رادار پرنده «آواكس» ـ انواع هليكوپترها
4 ناوشكن جنگي ـ 3 زيردريايي ـ موشكهاي جنگي
2. اسرائيل ـ 5/6 بليون دلار
شامل:
هواپيماهاي جت جنگنده اف 15 و اف 16 و انواع جنگندههاي ديگر ـ تانك ـ توپخانه موشكهاي مختلف ـ سيستمهاي الكترونيك
3. اردن ـ 1/1 بليون دلار
شامل:
جتهاي جنگنده اف 5 ـ تانك و توپ موشكهاي دفاع هوايي ـ ضد تانك ـ هوا به هوا
4. كويت ـ 659 ميليون دلار
شامل:
جنگندههاي آ ـ اف وابسته به نيروي دريايي ـ انواع موشكهاي ميني و هوايي
5. مصر ـ 200 ميليون دلار
شامل:
20 فروند هواپيماي حمل و نقل هوايي ث 130
6. سودان ـ 90 ميليون دلار
شامل:
6 فروند هواپيماي حمل و نقل هوايي ث 130 كه در حال تحويل است باضافه سفارش 190 ميليون دلار سيستم دفاع هوايي شامل جنگندههاي اف 5
