اخبار جنبش اسلامي، شماره 8 ، پنجشنبه 30 آذر
قسمتي از پيام 11 محرم امام خميني.
«… چون وسايل ارتباط جمعي در حال اعتصاب به سر ميبرند، بايد به هر وسيله ممكن رابطه بين شهرستانها برقرار نموده، مسايل روز و تظاهرات و اخبار مبارزاتي خود را به يكديگر برسانيد … .»
پيامي از متفكر شهيد: شريعتي
«آنان كه رفتند كاري حسني كردند.
آنها كه ماندند بايد كاري زينبي كنند.
وگرنه يزيدياند.»
و بخشي از كار زينبي كه در اين شرايط يزيدي ميتوان كرد، ابلاغ پيام ياران حسين است و نمايش حماسه هايي كه همه روزه در گوشه كنار مملكت اتفاق مي افتد. و عليرغم شكستن قلمها، بريدن زبانها، كشتن و سوزاندن انسانها، فرياد حق طلبي بر كشيدن و وظيفه امر بمعروف و نهي از منكر انجام دادن.
جنايتكاران ميخواهند جناياتشان در سر پوش بي خبري و سكوت انجام شود و ما بايد با تمام امكانات در فاش كردن آن تلاش كنيم.
ما بايد ثابت كنيم كه ملت ميتواند خود كفا باشد و نيازي به رنگين نامه هاي دولتي ندارد، ما منتظر نيستيم آنها واقعيات جامعه ما را آنطور كه صلاح خودشان ميدانند و نه آنطور كه هست، براي ما منتشر سازند.
ما بايد ثابت كنيم كه شايستگي ثبت و ضبط حماسه هاي قهرمانان خود را داريم و بر آنيم مقدمات تدوين و نگارش تاريخ واقعي مردم خود را فراهم سازيم.
ما بايد با تصور قهرمانان شهيد خود و شرح مجاهدات آنها، الگوهايي براي كودكان خود و براي نسلهاي آينده بسازيم تا آزادي و استقلالي را كه پدران آنها در ازايش خون ها دادند ارج نهند و در حفظش بكوشند.
در اين راه بايد:
1- خواهران و برادران صاحب قلم، از شعرا و نويسندگان تا ارباب جرايد و كاركنان فني مطبوعات و چاپخانه ها، امكانات و تجربيات خود را در اختيار جنبش قرار دهند و مستقلاً نشريه اي هر چند محدود منتشر نمايند.
2- هموطنان شهرستاني در منطقه و استان خود، نشريه خبري و تحليلي جداگانه اي داشته باشند. همانطور كه با كمال مسرت بتازگي نشريه خبري «اخبار جنبش خراسان» «پيام اصفهان» و «پيام قم» و. . . منتشر ميشود. اين نشريات ميتوانند دقيقاً واقعيات و اخبار منطقه خود را براي ثبت رد تاريخ منعكس سازند.
3- در تهران گرچه نشريه هاي خبري جبهه ملي و نشريه خبري مشترك (سازمان ملي دانشگاهيان – كانون نويسندگان – كميته دفاع از حقوق زندانيان سياسي) و. . . منتشر ميشود، اما اين تعداد هرگز نميتواند خلاء غيبت مطبوعات را پر كند. بسيار ضروري است محله هاي مختلف شهر براي خود نشريات ديواري در مساجد – ايستگاههاي اتوبوس – مدارس و كوچه و بازارها داشته باشند و باينوسيله ذوق و استعداد خود را در اختيار جنبش قرار دهند.
باشد كه در سايه دستهاي بهم فشرده و مشتهاي گره كرده، و عده خدا بر پيروزي مستضعفين و سرنگوني فرعونها تحقق يابد.
هموطنان مبارز
كاركنان صنعت نفت جهت رفاه حال هم ميهنان عزيز مصرف داخلي را به اندازه كافي تامين ميكنند ولي دولت ژنرالها براي زير فشار قرار دادن، اقدام به احتكار مواد سوختي نموده، تا بدينوسيله به نفع خود تبليغ كنند و كاركنان را با مردم رو در رو قرار دهد و تضادي كه ميان رژيم و مردم وجود دارد به تشتت و دو دستگي ميان هموطنان مبارز مبدل سازد.
نقل از خبر نامه شماره 8 مورخ 22/9/57 كاركنان افتخار آخرين صنعت نفت جنوب.
ما بخواست خدا بزودي نشريه ويژه اي راجع به اعتصابات اين بخش حياتي ميهنمان منتشر خواهيم كرد.
كشتاردر: شهرستانها
چنگيز، آسوده بخواب كه استادت بيدار است.
استادت بيدار است و بيداد ميكند.
بيدار است و به وعده وحشت بزرگش جامه عمل ميپوشاند.
بيدار است و نوجوانان حسين را به سينه بهشت زهراها و بهشت معصومه ها و بهشت رضاها روانه ميسازد.
چنگيز، آيا تو هرگز ميتواني جناياتي ادعا كني كه استادت نكرده باشد؟
آيا تو هم در همدان به دختران مدارس تجاوز ميكردي و يا در مشهد مقدس با جوانان مسلمان عمل منافي انجام ميدادي؟
ايا تو هم در كرمان و يزد. . . مساجد و مدارس و كتابخانه و قرآن را به آتش ميكشيدي و بر ويرانه هاي آن مستانه ميرقصيدي؟
آيا تو هم بر بدنام كردن مخالفانت صدها زن و مرد و كودك آنها را زنده زنده در آبادان ميسوازندي؟
آيا توهم در مشهد و. . . بدكتراييكه نميخواستند بيمه سربازان تو را قبول كنند با چماق حمله ميكردي و سرم را از دست مجرمين ميكشيدي و حتي بكودكان شيرخوار رحم نكرده به مسلسل مي بستي؟
آيا تو هم در اصفهان و اراك و خوانسار و. . . مردمي را كه نميخواستند عكس منحوست را بمغازه يا ماشينشان بزنند حمله ميكردي و آنها را ميزدي و ميكشتي و مجبور ميكردي براي جاويد كردنت شعار بدهند؟
آيا تو هم در كاشان و تبريز و قم و. . . به خانه ها و بازار و يا مانند بوشهر روحاني شهر را به بيرون از خانه خوانده و مقابل چشم زن و فرزند به گلوله مي بستي؟
آيا تو هم در اصفهان و كاشان و. . . از بمبهاي خوشه اي استفاده ميكردي؟ همان بمب هاييكه اسراييل غاصب از بكار بردنش در مقابل اعراب بدليل مخالغت افكار عمومي جهانيان و سازمان ملل خودداري كرد، همان بمبهاييكه مانند نارنجك عمل كرده و نرسيده بزمين بالاي سر تظاهر كنندگان منفجر ميشود.
آيا تو هم به مردمي كه از خفقان روز، شبانه به پشت بامها پناه برده و با خداي خويش مناجات «لا اله الا الله» و «الله اكبر» ميكردند، در شيراز و. . . حمله ميكردي و صدها نفر از آنان را به اين جرم بمسلسل مي بستي؟
آيا تو هم گرگان در لباس ميش و روستاييان را ميفريفتي و مي خريدي و بجان مرد و زن و كودك شهري مي انداختي؟
آيا تو هم. . . . . . .
چنگيز، تعجب نكن. استادت فرزند خلف شيطان است.
اما تو اي هموطن مبارز و مسلمان
در اين خونين ترين محرم تاريخ ما، در اين نيمه اي كه از آن گذرانده ايم، رژيم جلاد و جنايتكار در ابعاد گسترده تري دستش را به خون مردم ما آغشته كرده است.
اگر در تهران بخاطر حضور مخبرين و اتباع خارجي كوشش ميكند به جنايتش سرپوش قانوني بگذارد، در شهرستانها در سايه اختناق پليسي و اشغال مطبوعات و راديو و تلويزيون و. . . با خيال راحت تري عمل ميكند. اخباريكه از شهرستانها ميرسد آنچنان نگران كننده است كه زندگي را زهر ميكند.
در چنين شرايطي بگفته سرور شهيدان عالم:
. . . . . . . . . . . فلير غب المؤمن بلقاء ربه محقاً
فاني لا اري الموت الاحياه
و لا الحيوه مع الظالمين الابرماً
اراك (حدود 50 كشته 100 مجروح)
هفتم محرم – مجالسي كه از اول ماه محرم در مسجد «محمد ابراهيم» بر پا ميشد در شب هفتم هنگاميكه مردم با آرامش كامل رهسپار خانه هاي خود بودند و تعداد كمي نيز هنوز در مسجد به نماز اشتغال داشتند پليس حمله ميكند و جمع زيادي را زخمي مينمايد.
دهم محرم – امروز راهپيمايي وسيعي با شركت 100 هزار نفر انجام ميشود و در ساعت 4 بعد از ظهر با برگزاري نماز جماعت در ميدان امام خميني بپايان ميرسد. در ساعت 5 بعد از ظهر در ميدان باغ ملي تعدادي اجتماع كرده و اقدام به پايين آوردن مجسمه مينمايند. اينكار مقدمه و بهانه اي براي پليس ميگردد تا بطور گسترده اي در سطح شهر وارد عمل شده و تيراندازي نمايد. در عمليات ميدان و ساير نقاط شهر مجموعاً 40 نفر كشته و بيش از 50 نفر مجروح ميشوند.
يازدهم محرم – امروز روز همايش و قدرت نمايي پليس و ارتش بود. آنها سوار بر زره پوشها در خيابانها رژه ميرفتند.
• پيرمردي بنام دارابي امروز مورد اصابت گلوله قرار ميگيرد.
دوازدهم محرم – امروز بيش از 2000 نفر جاهل و خود فروخته از دهات (سنعان – هزاوه – مرزگران – ايجان حاوسيان) ، با بيل و چماق بشهر حمله ميكنند و خانه ها و مغازه ها را آتش ميزنند و غارت ميكنند و مردم را مجبور بسوار شدن در تريلي ها و گفتن «جاويد شاه» ميكنند.
در اين حمله كه تحت حمايت پليس بود تعدادي كشته و مجروح ميشوند.
گروهي ديگر ار اوباش با حمايت كامل پليس و بدستور استوار رضا ابوالحسني و سروان محبي رؤساي پاسگاه و ژاندارمري اراك به سه ده حمله نموده و به ضرب و جرح و غارت مغازهها و خانه ها ميپردازند، مردم بناچار بدفاع برميخيزند كه در نتيجه يك نفر از مهاجمين كشته و ديگري دستگير ميگردد، در تحقيقاتي كه مردم از اين شخص بعمل ميآورند وي اقرار مي نمايد كه فقط در مقابل دريافت صد تومان حاضر باين كار گشته است.
هنگام شب مأمورين ژاندارمري، ده را محاصره كرده و شخص دستگير شده را ميربايند.
• پنجشنبه سيزدهم محرم – تمامي مغازه ها و ماشينهايي كه عكس شاه را نصب نكرده باشند مورد هجوم افراد پليس و ارتش و چماق بدستان قرار ميگيرند، در اين روز سيزده جوان دوچرخه سوار و يك مسافر تاكسي كه باين شرايط اعتراض نموده بودند بدست چماق بدستان و يك استوار بشهادت ميرسند، تعداد مجرمين كه در بين آنان نام آقاي ميرجعفري يكي از روحانيون شهر نيز بچشم ميخورد از مرز پانصد نفر گذشته است.
• گفته ميشود اين حوادث بوسيله استاندار و بهادري نماينده مردم اراك در مجلس شوراي ملي! با كمك شهرباني، ژاندارمري و ساواك تدارك ديده شده است در ضمن طبق اطلاع رسيده بهر كدام از كدخداهاي دهات كه در تظاهرات شاهانه شركت كردند مبلغي در حدود صد هز ار تومان از بيت المال مردم هديه داده اند.
شيراز چهارشنبه 22 آذر (23 كشته)
چهارشنبه بيست و دوم آذر – شب هنگام حدود ساعت 8، مردم از مساجد كه در منطقه كليه سعدي قرار دارد بيرون آمده در حاليكه بقيه از بالاي پشت بامها آنان را بانداي تكبير همراهي مي نمودند، بتظاهرات ميپردازند. در اين هنگام ارتش بوسيله نورافكن محل جمعيت را روشن نموده و يك استوار بروي مردم تير اندازي مي نمايد كه در نتيجه 23 نفر كشته ميشوند. يك سرباز شجاع – استوار قاتل را بسزاي عملش ميرساند كه فرداي آنشب اعدام ميگردد.
• گفته ميشود قبل از جريان فوق دولت به برنامه اي حساب شده! براي بمقابله كشاندن بهايي ها با مردم، منازل عده اي از آنان را و گويا منزل استوار قاتل را كه بهايي بوده، بآتش ميكشد ولي بهايي ها باين توطيه كثيف پي ميبرند، در عين حال آيت الله محلاتي و ساير علماي شهر در همان زمان اعلاميه اي منتشر كرده و در ضمن محكوم نمودن آتش زدن خانه ها، موضع اسلام را در برابر اقليت ها و فرقه هاي مذهبي متذكر ميشوند.
• روز جمعه 24 آذر مردم براي تشييع جنازه بيست و سه شهيد چهارشنبه شب كه در اختيارشان بوده، در معيت آيت الله محلاتي و ساير علماء از بيمارستان سعدي حركت خويش را آغاز مينمايند. در چهار راه زند پليس بطرف مردم آتش ميگشايد كه در نتيجه هشت نفر زخمي ميشوند ولي مردم قاطعانه بحركت خود تا قبرستان ادامه ميدهند.
• در ضمن خبر ميرسد كه علماء شيراز خواسته اند براي جلوگيري از سوء استفاده رژيم سفاك، مردم تنها در تظاهراتي كه بدعوت روحانيون انجام ميشود شركت نمايند.
زابل
در روزهاي اخير چماق داران شاهنشاهي بمسجد «حكيم» حمله كرده و طلبه ها را بباد كتك ميگيرند، در ضمن در سطح شهر نيز بمردم حملاتي شده است، در اين جريانات عده زيادي زخمي شده اند.
كرمان
روز چهارشنبه 22/9، 8 كاميون كمپرسي و تعدادي وانت بار و موتور سوار از صبح زود در خارج شهر اجتماع ميكنند سپس با حمايت پليس و چماق بدست وارد شهر ميشوند و شعارهاي جاويد شاه ميدهند و بخرد كردن مغازه هاييكه عكس آقاي خميني را نصب كرده بودند مي پردازند. سپس به فاطميه و ديگر مساجد حمله ميكنند و در و پنجره هاي آنرا مي شكنند. در اين هنگام مردميكه در مسجد «امام خميني» مشغول استماع سخنراني بودند با خبر شده و با سنگ و چوب باستقبال چماق بدستان مي روند و آنها را تا دهاتشان فرار مي دهند. در تيراندازي كه پليس براي حمايت مهاجمين ميكند يكنفر از مردم زخمي ميشود از مهاجمين تعدادي زخمي به بقيه فراري ميشوند.
دنباله مشهد
• آقاي منفرد، يكي از مجروحين بيمارستان شاهرضا در ميگذرد و همچنين طفل 9 ماهه اي كه صدمه ديده بود فوت ميكند.
• روز يكشنبه 25/9 هنگاميكه آقاي موحد (امام جماعت) براي برگزاري نماز عازم مسجد بودند، توسط يكي از مامورين شهرباني بنام «استوار حقيقي» هدف گلوله قرار ميگيرد و از ناحيه شكم بسختي مجروح ميشود. استوار مزبور توسط يك پاسبان آزاده به كيفر خود ميرسد.
نجف آباد (حدود يكصد كشته)
دستهاي پليد و جنايتكار مأمورين رژيم «تمدن بزرگ» اينبار در نجف آباد از آستين دهاتي به استضعاف كشيده و نا آگاهي بيرون آمد كه در اثر ساليان دراز فقر و جهل، فقط با 100 تومان خريده شده بود.
برنامه چماق بدستان كه سند درماندگي و در عين حال رويه صفتي رديلانه رژيم است، در اين شهر هم بمورد اجرا گذاشته شد با اين تفاوت كه در اينجا فريب بيش از پول كارگر افتاد.
اين چنين:
چند شب قبل از واقعه، يكي از مزدوران تعليم ديده رژيم، در لباس روحانيت، در يكي از دهات اطراف نجف آباد به منبر رفته تقبح رژيم و تاييد امام خميني، مزورانه به تحريف حكومت اسلامي مي پردازد و اظهار ميدارد «در خلافت عدل اسلامي كه انشاءالله برهبري امام خميني بوجود مي آيد، زمينهاي غصبي شما را ميگيرند و اصولاً شايد مصلحت باشد شما از سرزمين خود مهاجرت كنيد و. . . »
فرداي آنشب عده اي در لباس روستايي به ده ريخته و با تظاهرات ساختگي، بنام اعتراض را بحكومت اسلامي و. . . كه زمينهاي آنها را ميخواهد بگيرد، ميگذارند و با آمادگي ذهني قبلي عده اي را فريفته، بدنبال خود بشهر ميكشند.
حاصل اين هجوم كه بهانه اي براي دخالت مأمورين ميشود، بيش از يكصد كشته و تعداد بيشماري مجروح و شهري سوخته و غارت شده و بازاري متروك و مخروبه مي باشد.
سردمدار و جمع كننده دهاتيان ساده لوح، شخص مزدوري بنام «ميراب» بوده است كه در ضمن جاهل و قلدرده ميباشد.
متعاقب اين جريان گروهي از خبرنگاران خارجي و نماينده اي از دادگستري در معيت آقاي احمد صدر حاج سيد جوادي (عضو شواري مركزي كميته ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر) ، براي تحقيقات محلي، به نجف آباد ميروند كه مورد ضرب و جرح مأمورين انتظامي و پليس قرار ميگيرد.
يزد 23 آذر (9 نفر كشته)
امروز بمناسبت سوم سرور شهيدان حسين بن علي (ع) ، مراسم عزاداري در شهر يزد برپا گرديد. حركت دستجمعي مردم از صبح از ميدان ميرچخماق شروع شد كه مصادف با حمله نيروهاي نظامي گرديد و 9 نفر كشته و تعداد زيادي زخمي شدند.
بعد از اين جريان عده اي از مأمورين با لباس مبدل به مسجد حضيره كه آقاي صدوقي امام جماعت آن هستند حمله كرده، در و پنجره و شيشه هاي آنرا مي شكنند و صندوق قرض الحسنه را غارت ميكنند.
زنجان (7 كشته)
بدنبال تظاهرات و راه پيمايي هاي مردم، اكنون مأمورين پليس در جستجوي فعالين هستند و بمنازل آنها شبانه مراجعه ميكند و با شليك گلوله بحيات آنها خاتمه مي دهند. تنها در هفته گذشته 7 نفر را باينترتيب كشته اند.
كاشان (بيش از 10 شهيد و 100 مجروح)
روز تاسوعا، بيش از يكصد هزار زن و مرد راهپيمايي بزرگ خود را از مسجد «آقا بزرگ» (بزرگترين مسجد شهر) آغاز ميكنند. اين راهپيمايي بدون هيچ حادثه و با نظم كامل تا ساعت 5/3 بعد از ظهر ادامه پيدا ميكند. اما شب هنگام، دو نفر بنامهاي «مصطفي بني هاشمي و رضا عارفي كامويي» در خيابان پامنار مورد اصابت گلوله مأمورين پليس قرار ميگيرند و شهيد ميشوند.
روز عاشورا، در راهپيمايي مجدد، مردم جنازه شهدا را تشييع ميكنند و هنگام عبور از چهار راه پنجه شاه از خشم و نفرت بطرف مجسمه حمله ميكنند و ميخواهند آنرا پايين بكشند كه با تلاش فراوان يكي از روحانيون مسير حركت بطرف ميدان كمال الملك تغيير ميكند و بهانه از دست پليس گرفته ميشود. جنازه شهدا براي تدفين به زيارتگاه «حبيب ابن موسي» برده ميشود و نيروهاي پليس كه قبلاً در اطراف مجسمه مستقر شده بودند و دنبال بهانه مي گشتند مأيوس نشده، خود را از طريق خيابان پهلوي، به فلكه شاه عباس مي رساند و در آنجا مردم را به گلوله ميبندند و در نتيجه شخصي بنام «عباس افشار» كشته ميشود و 12 نفر بشدت مجروح ميگردند سپس مأمورين براي موجه جلوه دادن عمل جنايتكارانه خود، ادارات فرمانداري – شهرداري و دادگستري را به آتش ميكشند و به اين بهانه هر تجمعي را به مسلسل مي بندند.
روز يازدهم محرم مردم براي مقتولين ديروز كه شبانه بخاك سپرده شده بودند، مجلس فاتحه اي ميگزارند كه مجدداً پليس حمله كرده و چند نفر ديگر را مجروح مي سازد.
روز دوازدهم محرم تظاهرات از زيارتگاه «پنجه شاه» آغاز ميشود و از آنجا به دروازه فين ميروند. مأمورين انتظامي در آنجا نيز مردم را محاصره ميكنند و در اثر تيراندازي 9 نفر را مجروح ميسازند. دنباله تظاهرات تا فلكه قاضي اسدالله ادامه پيدا ميكند اما بخاطر محاصره كامل شهر توسط پليس و سربازان، متفرق ميشوند. در اينموقع هليكوپترهاي ارتش برفراز آسمان شهر پرواز كرده، تظاهرات پراكنده كوچه هاي شهر را كنترل ميكردند و كاميونهاي ارتشي در تمام سطح شهر حركت كرده، هر عابري را به گلوله مي بستند. آنها حتي داخل منازل و دكاكين شده و چنگيزوار مي كشند. در يك دكان نانوايي «قاسم علاييان» نانوا را در حاليكه دستش در ظرف خمير بوده با شليك سه گلوله در سينه و پهلو و ران بقتل ميرسانند و طلبه اي را به شهرباني برده در آنجا پس از شكنجه هاي فراوان ميكشند و جند منزل و دو باب مغازه پارچه فروشي را به آتش مي كشند و 5 نفر از اهالي را بنامهاي «احسان روحي – محمد يوسف پور – شاهزاده ابراهيمي – رحمت روحاني – علي شير دل» را مقتول ميسازند و 35 نفر را بسختي مجروح مي نمايند.
پنجشنبه 14 محرم – 24 آذر ماه
امروز از صبح نيروهاي انتظامي در شهر حركت كرده و تيراندازيهاي پراكنده اي ميكنند. از عصر حمله آنها شدت يافته و مانند روز قبل به منازل و دكاكين آسيب مي رسانند و در و پنجره ها و شيشه ها را ميشكنند و حتي داروخانه ها را هم استثناء نميكنند. رعب و وحشت شديدي اهالي را فرا گرفته و هيچ جنبنده اي جرأت نميكند در خيابان حركت كند. امروز 15 نفر مجروح شده اند ولي نه دكترها جرأت ميكنند از خانه خارج شوند و نه مردم ميتوانند براي اهداي خون به بيمارستانها بروند مأمورين حتي آمبولانسها را در خيابان متوقف كرده و راننده و سرنشينان آنرا بشدت كتك ميزنند. نتيجتاً مجروحين با حتي مختصر جراحت و خون ريزي بزودي خدا را ملاقات ميكنند.
قم
بيش از 300 هزار نفر از طبقات مختلف اين شهر در روز تاسوعا و عاشورا از جلوي ميدان آستانه تا انتهاي خيابان تهران راه پيمايي كردند و در حاليكه آيه الله منتظري و مدرسين شجاع حوزه علميه در صف مقدم قرار داشتند، بسخنان آقاي بشارت (كسيكه برادرش در روز عيد قربان شهيد شده بود) و آقاي انصاري گوش فرا دادند سپس روحاني متعهد ديگري بنام «آقاي شرعي» قطعنامه راه پيمايي را قرايت نمود.
روز جمعه 24/9 مردم كماندويي را كه در كوچه حاج سيد حسن با لباس شخصي حركت ميكرد، بخاطر جنايت روز قبلش شناسايي كرده و با وجوديكه مسلح بوده دستگير ميكنند و ميخواهند او را براي محاكمه انقلابي بمنزل آيه الله گلپايگاني ببرند، اما در بين راه آنقدر ضربه چاقو او ميزنند كه تا آنجا نرسيده بسزاي اعمال پليدش ميرسد.
روز شنبه 25/9 نيز در خيابان آذر پاسباني را بهمين سرنوشت محكوم ميكنند و متعاقب آن مأمورين به ميدان كهنه (انتهاي آذر) حمله ميكنند و مغازه ها را تخريب مينمايند و به در و ديوار تيراندازي ميكنند.
روز شنبه 25/9 سربازي با اسلحه از گروهان ژاندارمري (مقابل ميدان تره بار) فرار ميكند و دو نفر از نظامياني را كه مانع فرار شده بودند بخاك و خون ميكشد.
اهواز (15 كشته – 40 مجروح)
شانزدهم آذر ماه – در راهپيمايي 30 تا 40 هزار نفري كه با شركت استادان و دانشجويان دانشگاه، بطرف بهشت زهرا انجام ميپذيرد، پليس با ايجاد مانع و تيراندازي و شليك گاز اشك آور، دخالت نموده و مردم بناچار با سنگ و لاستيك و. . . بمقابله برميخيزد، در اين حادثه يكي از افسران از ناحيه سر جراحاتي بر ميدارد و همين مسيله باعث ميشود كه مأمورين از خدا بيخبر و مزدور مردم را به رگبار مسلسل ببندند، حاصل اين جنايت كثيف و بيشرمانه شانزده شهيد و چهل مجروح ميباشد كه اسامي عده اي از شهداء بقرار زير است:
حسن برادران – ادهم – خانم و پسر و دختر آقاي تجويدي كه براي همدردي با مردم چراغهاي اتومبيل خود را روشن نموده بود و افسري مستقيماً بماشين آنها تيراندازي مي نمايد.
هفدهم آذر ماه – ساعت پنج بعد از ظهر، 2 نفر پليس بقتل رسيده و اسلحه شان مصادره ميگردد. در ضمن پليس ديگري بنام چهار لنگ كه در كشتار عيد غدير اين شهر دست داشته است به كيفر اعمالش ميرسد.
روزهاي تاسوعا و عاشورا، همانند شهرهاي ديگري، راهپيمايي بزرگي با شركت چهار صد هزار نفر در اين شهر برگزار مي شود.
روز تاسوعا حركت از مدرسه بهبهايي در ساعت 9 صبح آغاز ميشود و مردم به ناحيه قديمي «كمپلو» حركت ميكنند. روز عاشورا نيز مناطق فقير نشين در مسير جمعيت قرار ميگيرد.
سه شنبه 28/9
مهندس تصاعدي (برادر سرهنگ تصاعدي فرماندار معدوم جهرم) كه رييس بخش صنعت نفت مارون است، با ايجاد رعب و اعمال فشار، عده اي از افراد گروه توليد را مجبور بكار كرده است.
در پادگان اهواز، ستوان و ظيفه «قدرانيان» كه تنها 24 ساعت از مدت خدمت او باقي مانده بود، عده اي از افسيران را براي خداحافظي جمع ميكند و هنگاميكه قصد داشته طبق طرح خود آنها را ترور كند، گلوله اش گير ميكند و موفق نميشود. او را در همان پادگان تير باران ميكنند.
شب سه شنبه تعدادي از كارگران توليد در فرمانداري اهواز تحت شكنجه بوده اند.
50% كاركنان شركت نفت روز چهارشنبه 29/9 آذر استعفا خواهند داد. در گچساران براي هر كارگر يك سرباز گمارده اند.
آبادان (8 كشته)
روز عاشورا، راهپيمايي بزرگي با شركت طبقات مختلف مردم تشكيل ميشود، هنگام عبور جمعيت از مقابل نيروي دريايي، بخاطر شعارهاي ضد سلطنتي كه مردم ميدادند، سربازان اقدام به تيراندازي ميكنند و در نتيجه 5 نفر كشته و تعداد زيادي زخمي ميشوند.
شوشتر (30 نفر كشته)
روز چهارشنبه 22/9 – بدعوت آقاي آل طيب، روحاني با نفوذ شهر، يكي از روحانيون قم براي ايراد سخنراني در مسجد «حسين» اين شهر دعوت شده بود. هنگاميكه ايشان در مسجد مشغول سخنراني بودند، پليس ابتدا چراغها را خاموش ميكند و سپس به 2 جوان موتور سوار كه نگهبان درب مسجد بودند تيراندازي ميكند و آنها را بقتل مي رساند. مردم بدون اعتنا به تيراندازي به استماع سخنراني ادامه ميدهند و سپس با آرامش كامل مسجد را ترك ميكنند. هنگام خروج مردم، پليس براي دستگيري سخنران حمله و تيراندازي ميكند. مردم به دور گوينده حلقه زده مانع اينكار ميشوند اما با اين عمل تعدادي جان خود را از دست ميدهند و بدنبال آن در ادامه تظاهرات بيش از 30 نفر كشته و تعداد بيشتري مجروح ميشوند.
نام سه تن از شهدا از اين قرار است:
پيشدادي – غلاميان – كهبازي
شهرباني اجساد شهدا و مجروحين را نميگذارد بدست مردم بيفتند.
يكي از سربازان كه تحت تاثير اين جريانات قرار گرفته بود، اسلحه خود را بميان مردم پرتاب ميكند تا خودش فرار كند، اما پاسباني كه از پشت مراقب حركات او شده بود، او را بشهادت مي رساند.
در همان شب مغازه آقاي بيدار بخت با طرح سروان جعفري آتش زده ميشود.
اهواز
در ساعت 5/5 بعد از ظهر روز يكشنبه 25/9 بمب فوق العاده نيرومندي به ستاد واحدهاي ارتشي در فلكه شهر پرتاب ميشود و در نتيجه انفجار 8 نفر كشته و 11 نفر زخمي ميشوند.
همدان
روز شنبه 18/9 – محصل جواني هنگام كار با مواد منفجره، در خانه اش از ناحيه شكم بشدت مصدوم ميگردد و در اندك زماني بعد از رسيدن به بيمارستان بشهادت ميرسد.
شخص ديگري كه بدون هيچگونه آشنايي قبلي براي كمك به او آمده بود، دستگير و به تهران اعزام ميگردد.
سبزوار (7 كشته – 30 مجروح)
روز چهارشنبه 22/9 – چماق بدستان شاهنشاهي در اين شهر به مردم حمله ميكنند و مردم متقابلاً بدفاع ميپردازند در اين درگيري، پليس بروي مردم آتش ميگشايد و در نتيجه 5 نفر كشته و بيش از 30 نفر مجروح ميشوند. گفته ميشود از افراد پليس 2 نفر بدست مردم كشته شده اند.
اسامي برخي از شهداي حادثه از اين قرار است:
ابراهيمي – صاحب كتاب فروشي
طلوع – دلال برنج
فشتنقي – روستايي اهل قريه فشتنق
قسكاني – محصل
ايماني –؟
چهارشنبه شب، پس از كشتار پليس عبور و مرور را در خيابان مركزي شهر ممنوع اعلام ميكند و در غياب مردم، كليه اثاثيه مسجد جامع را غارت و تخريب مينمايد.
روز پنجشنبه جمعيت انبوهي، جنازه شهداي روز قبل را تا قبرستان مصلي تشييع مي نمايند.
خوانسار (15 آذر – 28 مجروح – 4 كشته)
در تظاهراتي كه در ساعت نه بعد از ظهر توسط مردم شهر برپا شد بدستور ستوان رستگاري بسوي مردم آتش گشوده ميشود كه در نتيجه سيزده نفر زخمي ميشوند، حال يكي از مجروحين به نام سيد صالحي وخيم است.
همچنين در روزهاي نوزدهم، بيستم و بيست و يك آذر ماه تظاهراتي با شركت مردم اين شهر بر پا ميگردد كه طي آن پشتيباني خود را از امام خميني اعلام مي دارند.
پنجشنبه بيستو سوم آذر – ساعت ده صبح دو دستگاه ربو ارتشي پر از سربازان مسلح، با گفتن جاويد شاه بخيابانهاي شهر آمده و مردم بي پناه را زير رگبار گلوله ميگيرند، در اين حادثه 3 الي 4 نفر شهيد و پانزده نفر زخمي ميشوند.
اسامي سه نفر از شهدا كه بدست ما رسيده بقرار زير ميباشد:
جواد عصاري 23 ساله
سعيد غضنفري 17 ساله
. . . سقايي 18 ساله
فرداي آنروز (جمعه) فرماندار نظامي شهر در حاليكه بر جنازه ها ميخنديد گفت «چهارنفر را كشته و نود و شش نفر ديگر را هم خواهم گشت. »
منزل يكي از علماي خوانسار بنام آقاي حاج حسين عظيمي، گلوله باران شده است.
متن تلگراف «جماعت اسلامي پاكستان» به «آقاي دكتر ابراهيم يزدي»
در پشتيباني از جنبش اسلامي ايران
آقاي دكتر ابراهيم يزدي، جماعت اسلامي پاكستان، پشتيباني خود را از جنبش اسلامي آزادي مردم مسلمان ايران اعلام ميدارد. ما با تمام وجودمان همراه با حركت اسلامي ايران ميباشيم. ما جنايتهاي بزرگ شاه و اعمال وحشيانه عمالش را محكوم ميكنيم. ما و مردم پاكستان با شما هستيم. باشد تا با ياري خداي متعال حكومت اسلامي در ايران بنيانگذاري گردد.
مولانا ابوالاعلي مودودي ـ موسس جماعت اسلامي
ميانتوميل محمد ـ امير جماعت اسلامي پاكستان
سيد اسد گيلاني ـ امير جماعت اسلامي لاهور
تبريز 27 آذر (7 كشته – 4 مجروح)
امروز سراسر شهر تبريز بمناسبت هفتم شهداي اصفهان و به همگامي با ساير هموطنان تعطيل بود بطوريكه حتي تاكسي هم كار نميكرد. بهمني مناسبت بياده روي عظيمي از طرف قاطبه مردم ترتيب داده شده بود. هنگاميكه صف تظاهر كنندگان با نيروهاي نظامي مواجه ميشوند، فرمانده آنها كه درجه داري بوده است، مردم را با اصرار زياد سوگند ميدهد كه متفرق شوند و مردم به مجرد شنيدن سوگندهاي او باتكا اينكه بخدا و پيغمبر معتقد است، او را سردست بلند كرده و ابراز احساسات شديدي مينمايند. بعد از مشاهده اين موضع، سربازان تحت فرماندهي اش به مردم مي پيوندند و خودروها را رها ميكنند. بلافاصله مردم بروي تانك ها و زره پوشها و نفر برها سوار شده، بشدت ابراز احساسات ميكنند. كمي بعد، بدستور فرماندهي تمام نيروهاي انتظامي از مقابل مردم كنار رفته بجايگاه خود برميگردند.
در حين اين جريانات مأموريتي كه با لباس مبدل خود را در بين جمعيت جا زده بودند، مبادرت به پرتاب گاز اشك آور و تيراندازي ميكنند كه در نتيجه آن 7 نفر كشته و 4 نفر مجروح ميشوند. 3 نفر از اين شهدا در همين مراسم ناگورستان شهر تشييع ميشوند.
قاين (2 كشته – 7 مجروح)
طبق اخبار رسيده، چند روز قبل، هنگاميكه مردم پس از برگزاري مراسم سوگواري در مسجد مهدي، عازم منزل خود بودند، مأمورين سفاك رژيم بآنها حمله ميكنند و 2 نفر كشته و 7 نفر مجروح بجاي ميگذارند.
مشهد
پنجشنبه 23/9 – امروز 40 هزار نفر از طبقات مختلف مردم بخاطر بزرگداشت شهيد «رضا حنايي» كه بدست سرهنگي بقتل رسيده بود، از مدرسه نواب و مسجد بناها بطرف بهشت زهرا حركت ميكنند و از آنجا به فريمان ميروند. جمعيت پس از توقف مختصر در فريمان و استماع سخنراني آقاي موسوي خراساني بشهر باز ميگردد.
دماوند
در چند روز گذشته راه پيماييهاي بسيار وسيعي در اين شهر انجام ميشود، مردم هنگام عبور از مقابل شهرباني و ژاندارمري اعلاميه امام خميني را در مورد فرار سربازان از سربازخانه ها قرايت ميكردند.
تهران
بيمارستان هزار تختخوابي – اجتماع سه هزار نفر از پزشكان و كادرهاي دانشكده هاي پزشكي و بيمارستانهاي سراسري كشور در اين بيمارستان، يكبار ديگر مشت محكمي به ياوه گوييهاي حكومت سر نيزه بود.
ابتدا چند تن از پزشكان سخنراني كردند و سپس دو نفر از نمايندگان بيمارستان مشهد، عين واقعه قتل عام سفاكانه پزشكان را براي احضار و خبرنگاران تشريح نمودند، در خاتمه قطعنامه اي بعنوان هم بستگي با خواسته هاي حركت اسلامي ايران صادر شد و پس از آن يكي از خبرنگاران خارجي كه در نجف آباد از مزدوران رژيم كتك خورده بود، پشت تريبون آمده ضمن بيان چگونگي حمله باو و چند نفر ديگر كه براي كسب خبر به نجف آباد رفته بودند گفت «گر چه من آمريكايي هستم ولي اين اجازه را بخود ميدهم كه بگويم مرگ بر امپرياليست، مرگ بر شاه»
متن تلگراف دكتر يزدي 2 در پاسخ تلگراف جماعت اسلامي پاكستان
برادران مسلمان:
سلام عليكم و رحمه الله و بركاته، تلگراف بموقع شما دريافت شد. سپاسگذاري مينماييم. مبارزه قهرمانانه ملت مسلمان ايران، و حركت انقلابي و اسلامي آنان تحت رهبري سياسي و مذهبي رهبر عاليقدر ما «امام خميني»، بموفقيت هاي شاياني در راه درهم شكستن رژيم طاغوتي شاه و پشتيبانان خارجي اش دست يافته است. پيروزي ما در حال حاضر از هر زمان ديگري نزديكتر مي باشد. من از خداي سبحان و تعالي مي خواهم كه مبارزه و همبستگي امت اسلام، خصوصا ملت مسلمان و وفادار پاكستان خوشبختي و فلاح براي همه مسلمانان سراسر جهان بهمراه آورد.
با تشكر بسيار و سلام
برادر ديني شما
ابراهيم يزدي
